بازیهای ویدئویی عمر کوتاهتری نسبت به بقیه اشکال سرگرمی و هنری مثل سینما و موسیقی دارند. این صنعت و هنر پس از آغاز قرن 21 در مسیر تازهای قرار گرفت و با سرعت فوقالعادهای تبدیل به یکی از بزرگترین صنعتهای سرگرمی شد. با پیشرفتهای سختافزاری، طراحان قابلیت ساخت بازیهای واقعیتر و جذابتری را داشتند که طی چند سال گذشته بازیهایی مثل Red Dead Redemption 2 این موضوع را بهخوبی ثابت کردهاند. طی 22 سال گذشته عناوین فوقالعاده بسیاری منتشر شده و حتی انتخاب 50 بازی برتر این قرن کار دشواری است. هرکدام از بازیهای ذکر شده در این لیست عملکرد بسیار خوبی از نظر فروش و محبوبیت داشتهاند؛ اما بازیهای که باعث پیشرفت این صنعت یا ایجاد تجربهای خاص و نوین برای بازیکنان شدهاند ارزش و مقام بالاتری دارند. در ادامه با 50 بازی برتر قرن 21 همراه باشید.
برترین بازیهای قرن 21
جای شک نیست که در قرن 21 بازیهای ویدئویی و فعالیتهای مربوط به آن مثل استریم کردن یا تولید محتوای نوشتاری و تصویری محبوبیت بسیاری کسب کرده است. سوددهی و فروش بازیهای ویدئویی از فروش فیلمهای سینمایی و آلبومهای موسیقی در کنار هم بیشتر است که بزرگ بودن این صنعت سرگرمی را نشان میدهد. بخش بزرگی از پول بهدستآمده صرف تولید سختافزار و نرمافزار جدید برای خلق و اجرای بازیها باکیفیت بالاتر و سرعت بیشتر میشود که با کنسولهای پلیاستیشن 5 و ایکسباکس سری ایکس|اس شاهد این موضوع هستیم. از طرف دیگر کارگردانها و بازیگران بزرگ سینما مثل نورمن ریدس و گیرمو دلتورو از تجربه خاص و منحصربهفرد بازیهای ویدئویی صحبت کردهاند که نشاندهنده شکل خاص و عالی این صنعت برای داستانگویی و خلق تجربههای جدید است.

50 – Journey
بازی Journey یک اثر مستقل و مشترک از استودیو Thatgamecompany و Santa Monica Studio است که در سال 2012 منتشر شد. بازی Journey یکی از عناوین مستقل فوقالعادهای بود که بازیکنان و منتقدین را تشویق به تجربه بازیهای مستقل بیشتر میکرد. این بازی خاص و جذاب پس از عرضه با نظر مثبت منتقدین مواجه شد و توانست چندین نامزدی جایزه بهترین بازی سال را دریافت کند. بازی Journey در بهترین زمان ممکن منتشر شد و بخش هنری بازیهای ویدئویی را تکان اساسی داد و زنده کرد. بازی Journey به نظر بعضی از طرفداران قدیمی صنعت ویدئو گیم، یکی از بهترین آثار تاریخ محسوب میشود.
برخلاف اکثر بازیهای ویدئویی که از طریق دیالوگ داستانگویی میکنند، بازی Journey داستان ساده اما قوی خود را از طریق عنصر خاصِ بازیها، یعنی گیمپلی روایت میکند. بازی Journey کاری کرد که دیگر استودیوهای بزرگ و کوچک به داستانسرایی از طریق گیمپلی توجه بیشتری کنند. این بازی گیمپلی سادهای دارد؛ اما بهخوبی از چند مکانیزم کوچک خود استفاده میکند. موسیقی یکی دیگر بخشهای مهم این بازی هنری محسوب میشود که تبدیل به اولین بازی ویدئویی شد که برای جایزه گرمی نامزد میشود.

49 – Ori and the Will of the Wisps
بازی Ori and the Will of the Wisps دومین نسخه از سری محبوب Ori است که سریعا در دل بازیکنان جا باز کرد. این بازی در ژانر مترویدوینیا توسط Moon Studios طراحی و توسط ایکسباکس برای کنسولهای مایکروسافت و پلتفرم ویندوز منتشر شد. داستان بازی ادامه Blind Forest است و این بار شاهد ماجراجویی اوری در سرزمین Niwen هستیم. گیمپلی بازی تغییری نسبت به نسخه قبلی نکرده است؛ اما همچنان تازگی و جذابیت خاص خود را دارد. طراحی و رنگپردازی بازی Will of the Wisps حتی زیباتر از نسخه قبلی این سری انجام شده است.
استودیو Moon Studios با ساخت نسخه اول این سری، ثابت کرد که میتوان عنوانی که از نظر بصری و گیمپلی فوقالعاده باشد را با تیم نسبتاً کوچک ساخت. با تلاش و خلاقیت این استودیو توانستند نظر مایکروسافت را به خود جلب کنند که در نتیجهی آن به زیرمجموعه استودیوهای ایکسباکس پیوستند. شاید نسخه اول این مجموعه باعث اتفاق افتادن این حوادث شد اما بازی Will of the Wisps ثابت کرد که این استودیو صرفاً ازروی شانس و خوشاقبالی به موفقیت نرسیده، بلکه با تلاش و زحمات فراوان این سری بینظیر را خلق و توسعه داده است.

48 – Limbo
اولین ساخته استودیو Playdead اثری منحصربهفرد و خاص بنام Limbo بود که توانست توجه گیمرها و منتقدین را به خود جذب کند. بازی Limbo داستانی مبهم دارد که بازیکن باید با فکرکردن و توجه به محیط به آن پی ببرد. همین نکته بازی Limbo را جز بهترین بازیهای قرن 21 ساخته است. عنوانی که روش جدیدی از داستانسرایی را مروج ساخت. بازیکن در بازی لیمبو نقش پسربچهای را در اختیار دارد که در جنگلی نزدیک جهنم بیدار میشود و پس از گشتن در این جنگل با عنکبوتی عظیمالجثه برخورد میکند.
گیمپلی بازی مکانیزمهای سادهای دارند اما این طراحی مراحل و معماهای بازی است که بازیکن را روی صندلی میخکوب میکند. معماهای بازی لیمبو کلاس درسی برای ساخت معما با سادهترین مکانیزمها است. استودیو Playdead با انتخاب کردن رنگبندی سیاهوسفید باعث شد که این بازی هویت خاص و مستقل خود را داشته باشد و از طرف دیگر این استودیو کوچک لازم نبود دردسرهای عظیم طراحی گرافیکی پیچیده را به جان بخرد. این بازی و بازی دیگر این استودیو، تبدیل به یکی از بزرگترین منابع الهام بسیاری از بازیهای مستقل دیگر مثل Little Nightmare شد.

47 – Mario Kart 8
جای شک نیست که مجموعه ماریو تأثیر بسیاری روی صنعت ویدئو گیم و گیمرها گذشته است. شخصیت ماریو طی سالها در بازیهای مختلف در ژانرهای مختلف حضور داشته است. یکی از این بازیها مجموعه ریسینگ ماریو یعنی Mario Kart است که آخرین نسخه این سری، Mario Kart 8 یکی از جذابترین و اعتیادآورترین بازیهای قرن 21 محسوب میشود. بازیهای ماریو هیچوقت علاقهای به داستانهای جدی یا فضاهای تاریک نداشتهاند و هدف اصلی آنها سرگرم و خوشحال ساختن گیمر برای چند ساعت است.
در بازی Mario Kart 8 بازیکنان میتوانند از شخصیتهای مختلف دنیای ماریو مثل لویجی یا بوزر یکی را انتخاب کنند و با دوستان خود به رقابت بپردازند. در مسیر مسابقه چندین آپگرید و اسلحه مختلف وجود دارد که بازیکنان میتوانند از آنها استفاده کنند تا مانع برندهشدن حریف شوند. در بازی نقشههای مختلف با ویژگیهای خاص وجود دارد که هرکدام چالش خاص خود را دارند. بازی Mario Kart 8 دقیقاً همان بازی است که بعد از مدرسه با دوستان خود جمع میشدیم و ساعتها را در دنیای رنگارنگ آن سپری میکردیم.

46 – Fortnite
شرکت و استودیو Epic Games با انتشار بازی بتلرویال فورتنایت تبدیل به یکی از عظیمترین و پولدارترین شرکتهای صنعت ویدئو گیم شد. پس از عرضه بازی PUBG، این شرکت فرصت را غنیمت شمرد و بازی فورتنایت را با لانچر مخصوص این شرکت، Epic Store منتشر کرد. بهمرورزمان، این شرکت شخصیتهای محبوب دنیای کمیک و سینما، مثل بتمن Ghostbusters را به بازی اضافه کرد که جمعیت کثیری از مردم بهخاطر شخصیت محبوبشان به سمت این بازی کشیده شدند.
در بازی فورتنایت بخشهای مختلفی وجود دارد که بخش بتلرویال آن محبوبیت بیشتری دارد. در این بخش 100 بازیکن بهصورت تکنفره یا گروهی وارد نقشه بازی میشوند و شخص یا گروهی که تا آخر زنده بماند برنده این مسابقه اعلام میشود. هنگام انتشار بازی فورتنایت کسی فکرش را هم نمیکرد که ممکن است این بازی تبدیل به پدیدهای همگانی شود که حتی شخصیت ثور در فیلم انتقامجویان مشغول بازیکردن آن باشد. شاید بازی فورتنایت، عنوان محبوب و موردعلاقه همه بازیکنان نباشد؛ اما نمیتوان از بزرگی و تأثیر آن روی صنعت ویدئو گیم چشمپوشی کرد.

45 – Rayman Legends
شرکت یوبیسافت بیشتر بهخاطر مجموعههای آساسینز کرید، اسپلینتر سل و فارکرای شناخته میشود؛ اما یکی از مجموعههای دیگر این شرکت سری Rayman است که آخرین نسخه این سری با عنوان Rayman Legends در سال 2013 برای کنسولهای نسل هفتم و در سال 2014 برای کنسولهای نسل هشتم منتشر شد. این بازی پلتفرمر فوقالعاده با طراحی رنگارنگ و خاص خود نظر مثبت منتقدین را به دست آورد؛ اما بازیکنان دیگر توجه آنچنانی به آن نکردند. 8 سال از عرضه این بازی میگذرد؛ اما مراحل و طراحی این بازی همچنان تازه، خاص و جذاب باقیماندهاند.
در این بازی میتوانید کنترل شخصیت Rayman یا دوستان او را برعهده بگیرید. قابلیتهای این شخصیتها یکسان هستند اما نحوه استفاده از آنها کاملاً متفاوت و بامزه است. یکی از جذابترین بخشهای بازی ریمن لجندز مراحل موزیکال آن است که همیشه بهعنوان یکی از بهترین مراحل طراحی شده در تاریخ بازیها شناخته میشود. موسیقی، گیمپلی و اتفاقات پسزمینه یک سمفونی عظیم و نفسگیری را خلق میکند که مثال آن را هیچ جای دیگری نخواهید یافت. بازی Rayman Legends یکی از بهترین پلتفرمرهای تاریخ و قطعاً یکی از بهترین بازیهای قرن 21 است.

44 – Alan Wake
پس از انتشار بازی Max Payne 2، استودیو رمدی روند ساخت بازی که نویسنده ارشد این استودیو، سم لیک، آرزوی ساختهشدن آن را داشت، آغاز کرد. بازی Alan Wake که قسمت دوم آن طی مراسم گیم آواردز 2021 معرفی شد، یک اثر شوتر سومشخص با المانهای ترس روانشناختی است. شخصیت اصلی این بازی، آلن ویک، یک نویسنده قهار در دنیای بازی است که با مشکل سد نویسندگی دستوپنجه نرم میکند. بزرگترین شاخصه و نکته مثبت بازی Alan Wake ادبیات قوی و دیالوگنویسی شاهکار سم لیک است.
بازی در شهر کوچکی بنام Bright Falls جریان دارد که آلن ویک و همسرش برای تفریح و حل مشکل او به این شهر سفر میکنند. نقطهضعف اصلی دشمنان شما در بازی روشنایی است که با نور چراغقوه میتوانید آنها را آسیبپذیر و با اسلحهای که در دست دارید آنها را از بین ببرید. با پیشروی در بازی اسلحه و چراغقوههای قویتری را باز خواهید کرد. در کنار اینکه ساختار داستان و نحوه روایت آن به طرز خلاقانهای پیچیده و درگیرکننده است؛ جنبه فلسفی و مذهبی نیز بهخوبی در لایههای زیرین داستان نهادینه شده است تا بازیکنانی که دنبال تحقیق و جستجو هستند لذت بیشتری از این بازی ببرند. در دنیای آلن ویک، بند موسیقی بنام Old Gods of Asgard وجود دارد که در طول بازی چندین بار با اسم و اعضای این گروه برخورد خواهید کرد. یکی از آهنگهای این بند، The Poet and His Muse نام دارد که در واقع چکیدهای از حوادث و داستان بازی آلن ویک است. تمام آهنگهای این بند توسط گروه The Poets of the Fall نوشته و اجرا شده است که پیشنهاد میکنم سری به آثار آنها بزنید.

43 – Forza Horizon 5
آخرین بازی سری فورتزا هورایزن سال گذشته منتشر شد و قطعاً یکی از بهترین بازیهای ریسینگی است که گیمرها طی چند سال اخیر شانس تجربه آن را داشتهاند. پس از وضعیت نهچندان خوب سری Need for Speed، فورتزا هورایزن با انتشار هر نسخه، از بازی قبلی خود بهتر میشد و جای شک نیست که در چند سال گذشته بهتنهایی بار بازیهای ریسینگ آرکید را بر دوش کشیده است. بازیکنان میتوانند با 570 نوع ماشین مختلف در نقشه وسیع فورتزا هورایزن 5 به گشتوگذار بپردازند.
بزرگی نقشه فورتزا هورایزن 5 این امکان را فراهم ساخته است تا استودیوی Playground Games در بازی مکانهای مختلف مثل شهر Guanajuato یا منطقهای آتشفشانی را نیز قرار بدهد تا بازیکنان بتوانید با ماشین خود در جادههای مختلف با اقلیمهای مختلف به مسابقه بپردازند. یکی از بزرگترین دستاوردهای فورتزا هورایزن 5 طراحی صدای فوقالعاده آن بود. با تغییر دادن زاویه دوربین، صدای قطعاتی را میشنیدید که به دوربین نزدیکتر باشد. همچنین اگر در جریان مسابقه به ماشین صدمه جدی وارد شود، فقط صدای بخش صدمهدیده تغییر خواهد کرد. از سوی دیگر استودیو Playground Games تلاش فراوانی کردند تا بازی را برای افراد ناتوان جامعه با اضافهکردن ویژگیهای خاص مثل زبان اشاره، قبل بازی بسازند که جای تحسین دارد.

42 – Deus Ex
بازی Deus Ex، محصول استودیو Ion Storm یکی از جذابترین و درعینحال غنیترین بازیهای سایبرپانکی است که میتوانید تجربه کنید. این بازی در سال 2000 برای کنسول پلیاستیشن 2 و پلتفرمهای ویندوز و Mac OS منتشر شد؛ اما از زمان خود بسیار جلوتر بود. شخصیت اصلی این بازی JC نام دارد که نمونه اولیه از سایبورگ است که با تزریق چیپهای مختلف قدرت فرابشری پیدا کرده است.
بازی Deus Ex جز محدود بازیهای ویدئویی است که بهخوبی فضای سایبرپانک را در محیط و داستان بازی پیاده کرده است. بازی در سال 2052 و جهانی جریان دارد که تمامی نظریههای توطئه مثل موجودات فضایی و ایلومیناتی حقیقت دارند. رفتهرفته داستان بازی بسیار پیچیده و سیاسی میشود که تأثیر آن در سال 2022 بیشتر از سال عرضه آن است. گیمپلی بازی ترکیبی از ژانرهای نقشآفرینی، شوتر اولشخص و ماجراجویی است که در بخش مبارزات المانهای شوتر تاکتیکی نیز دیده میشود. بازی Deus Ex بهعنوان یکی از کاملترین بازیهای قرن 21 شناخته میشود که تلاش میکند صرفاً یک بازی ویدئویی سرگرمکننده نباشد و تا حد بسیاری در آن نیز موفق است.

41 – Mass Effect 2
مجموعه Mass Effect جز بهترین بازیهای اکشن نقشآفرینی دو دهه گذشته محسوب میشود. در بین بازیهای این سری، Mass Effect 2 بنا بر دلایل مختلف بهترین نسخه مجموعه شمرده میشود. بازی ادامهدهنده داستان نسخه قبلی این سری است و حوادث پس از آن را روایت میکند. بازی Mass Effect بهخاطر نقشآفرینی قوی و دیالوگهای مفصل و منحصربهفرد بین طرفداران محبوب است.
گیمپلی بازی Mass Effect 2 در مقایسه با بازیهای دیگر این سری در اعتدال بسیار خوبی قرار دارد. از سوی دیگر بازی پر از فعالیتهای جانبی و مراحل اصلی است که ترتیب انجام آنها روی مراحل بعدی نیز تأثیر خواهد داشت. بازی Mass Effect 2 جز بهترین بازیهای نقشآفرینی است که آینده دور و فضا جریان دارد. با وجودی که این بازی از آثار علمی تخیلی دیگر مثل Star Trek الهام گرفته است؛ اما همچنان داستان تازه و پسزمینه غنی خود را دارد. بازی Mass Effect 2 قطعاً یکی از بهترین بازیهای قرن 21 و بهترین بازی نقشآفرینی علمی تخیلی این قرن شمرده میشود.

40 – Overwatch
استودیو Blizzard Entertainment با بازی Overwatch که در سال 2016 منتشر شد؛ بار دیگر نشان داد که تبحر خاصی در ساخت بازیهای آنلاین چندنفره دارد. بازی اورواچ در ژانر هیرو شوتر (Hero Shooter) توسعهیافته که در آن بازیکنان به دودسته 6 نفری به رقابت میپردازند. استودیو بلیزارد با انیمیشنهای کوتاه تلاش کرد بازیکنان را با جهان بازی اورواچ و اتفاقات آن آشنا سازد که تا حدود در آن موفق عمل کرد.
بزرگترین برگ برنده بازی Overwatch تنوع قهرمانها و قابلیتهای آنها بود. سختترین کار در ساخت یک عنوان تماماً هیرو شوتر، تعادل بین قابلیتهای هیروها است تا بازیکنان برتری اضافه نداشته باشند. استودیو بلیزارد به زیبایی هرچه تمام از پس این کار برآمده و یکی از متوازنترین بازیهای شوتر چند سال اخیر را تحویل طرفداران خود داده است. از طرف دیگر، نقشههای استفاده شده در بازی اورواچ با وسواس خاص طراحی شدهاند تا هرکدام شامل مکانهای مختلف از نظر بصری و معماری باشند. در نهایت بازی Overwatch توانست جایزه بهترین بازی سال 2016 را از آن خود کند.

39 – Hellblades: Senua’s Sacrifice
بازی Hellblade یکی از متفاوتترین و سنگینترین بازیهای است که صنعت گیم در چند سال اخیر به خود دید. داستان بازی در مورد دختری بنام سنیوا (Senua) است که برای نجات روح معشوقهی مرده خود به هلهایم میرود تا او را از دست Hela نجات بدهد. بازی هلبلید یکی از متفاوتترین داستانها با الهام از افسانه نورس و سلتیک را روایت میکند که تا آخرین لحظه بازیکن را غافلگیر میکند. برعکس بازیهای AAA دیگر که تلاش میکنند تمرکز اصلی خود را روی مبارزات بگذارند، بازی Senua’s Sacrifice تمرکز اصلی خود را روی شخصیت اصلی و وضعیت روحی و روانی او قرار میدهد؛ که در بسیاری از حالات برای بازیکن آزاردهنده اما الزامی است.
گیمپلی بازی Hellblade شامل مبارزات با دشمنهای مختلف و حل معماهای محیطی است. ازآنجاییکه سنیوا صدمات روحی بسیاری دیده است در طول بازی مکرراً با خود و نیمه تاریک خود درگیر است که گاهگاهی شاهد تأثیرگذاری آن در گیمپلی بازی نیز هستیم. بخش بزرگی از این درگیری ذهنی با اجرای فوقالعاده Melina Juergens به بازیکن نمایش داده میشود که بدون شک یکی از بهترین نقشآفرینیهای چندین سال اخیر در یک بازی ویدئویی بوده است. روایت و شخصیتی متفاوت در محیطی که بیشتر با حماسههای جذاب شناخته میشود، بازی Hellblade: Senua’s Sacrifice را تبدیل به یکی از بهترین آثار قرن 21 کرد.

38 – Fallout: New Vegas
سری فالوت همیشه یکی از جذابترین بازیهای نقشآفرینی در دنیای پسا آخرالزمانی بوده است. پس از اینکه بتسدا تصمیم گرفت تغییرات اساسی را روی بازی Fallout 3 پیاده کند که بزرگترین آن تغییر ژانر بازی از بازی تاکتیکال به شوتر و تغییر دوربین از حالت ایزومتریک به اولشخص و سومشخص بود، محبوبیت این سری چندین برابر شد. پس از موفقیت این بازی، استودیو آبسیدین وظیفه ساخت عنوانی اسپینآف در دنیای فالوت با نام New Vegas را برعهده گرفت که با مرور زمان تبدیل به بهترین تجربه نقشآفرینی در سری فالوت شد.
بازی Fallout: New Vegas ترکیبی از ژانر وسترن و دنیای آخرالزمانی است که در نوع خود نظیر ندارد. بازی New Vegas یکی از بهترین سیستمهای نقشآفرینی چندین سال اخیر را داشته است که تمامی تصمیمهای شما تأثیر مستقیم روی داستان و رفتار دیگر NPCها با شما دارد. با کوچکترین اشتباه میتوانید تبدیل به منفورترین شخصیت کل سرزمین Fallout: New Vegas کنید یا تبدیل به منجی این بیابان خشکوخالی شوید. در کنار همه باید مدیریت منابع خیلی قوی داشته باشید تا بهدرستی از مهمات خود استفاده کنید. با بالاتر رفتن سطح شخصیتتان میتوانید ویژگیهای خاصی را باز کنید که تجربه بازی را برایتان راحتتر خواهد کرد.

37 – Halo: Combat Evolved
اولین بازی مجموعه هیلو با نام Halo: Combat Evolved، قطعاً یکی از طوفانیترین و بهترین بازیهای شوتر اولشخص در تاریخ بازیهای ویدئویی محسوب میشود. این بازی در سال 2001 بهصورت انحصاری برای کنسول ایکسباکس منتشر شد و توانست بالاترین امتیاز متاکریتیک برای یک بازی شوتر اولشخص را کسب کند. موفقیت بینظیر هیلو باعث شد که استودیوهای بیشتری سراغ ساخت چنین بازیهای بروند که با نامهای «کلون هیلو» شناخته میشدند. این بازی قطعاً جز تأثیرگذارترین بازیهای شوتر اولشخص قرن 21 است که تا مدتها الگوی ساخت بیشتر بازیهای شوتر اولشخص بود.
داستان بازی در مورد Masterchief، یک ابرقهرمان جهشیافته است که با موجودات فضایی سر کشف کردن راز دنیای مصنوعی Halo درگیر میشوند. بازی در کنار مراحل فوقالعاده و گیمپلی روان و جذابی که دارد، از داستان خوب و سرگرمکنندهای نیز بهره میبرد که تا آخرین لحظه بازیکن را میخکوب میکند. جالب بدانید که یکی از بهترین بازیهای شوتر اولشخص تاریخ، اصلاً قرار نبوده بازی شوتر باشد. استودیو بانجی قصد داشت هیلو اثری در ژانر RTS باشد –که بعداً بازیهای Halo Wars در این ژانر ساخته شد- اما در میانه راه تبدیل به اثری شوتر سومشخص و درنهایت اولشخص شد. شاید اگر مجموعه Halo در ژانر RTS ساخته میشد شاید هیچوقت به این موفقیت نمیرسید.

36 – Assassin’s Creed II
مجموعه Assassin’s Creed یکی از محبوبترین فرنچایزهای صنعت سرگرمی محسوب و یوبیسافت محسوب میشود که نقطه عطف آن دومین نسخه این سری، Assassin’s Creed II بود که بازیکن را در نقش اتزیو جوان به کوچه و پسکوچههای فلورانس میفرستاد. بازی Assassin’s Creed II یکی از بهترین بازسازیهای تاریخی را بین بازیهای ویدئویی دارد که بهخوبی زیبایی شهر فلورانس را نمایش میدهد. در این بازی اولینبار با شخصیت افسانهای اتزیو اودیتوره آشنا میشویم که از نظر بسیاری بهترین شخصیت فرنچایز فرقه قاتلین است.
گیمپلی بازی شامل پارکور و مبارزات تنبهتن میشود اما بازیکنان اختیار کامل دارند تا اکثر مراحل را بهصورت مخفی بهپایان برسانند یا با ازبینبردن تمامی دشمنها. طراحی مراحل و مبارزات بازی نیز اعتدال خوبی بین استفاده از مخفیکاری و مبارزات بزرگ دارد که در نسخههای بعدی این سری کمتر دیده میشود. در جریان بازی فعالیتهای جانبی نیز وجود دارد که در میان آنها پیداکردن رازهای مخفی مربوط به سیب عدن جذابترین و درعینحال پیچیدهترین آنها است. با پیداکردن هرکدام از این تکههای معما در نهایت شاهد ویدئویی یک دقیقهای خواهید بود که سرنوشت انسان را در صورت فاش شدن راز این سیب نمایش میدهد که با وجودی زیبایی که دارد؛ بسیار ترسناک است. بازی Assassin’s Creed II قطعاً جز بهترین بازیهای اکشن ماجراجویی تاریخی قرن 21 است.

35 – Gears of War 2
جای شک نیست که مجموعه Gears of War جز تأثیرگذارترین و بهترین بازیهای ژانر شوتر سومشخص است. تمامی بازیهای این سری آثار خوب و قابل قبولی هستند؛ اما بازی Gears of War 2 بهعنوان بهترین نسخه این مجموعه شناخته میشود. تمامی نکات مثبت نسخه اول این سری در بازی حفظ شده و المانهای ضروری غایب در نسخه قبلی نیز به این بازی اضافه شد. نویسنده و کارگردان این بازی تلاش کرد فضای کافی برای رشد شخصیتها در این بازی ایجاد شود که در نتیجه آن شاهد یکی از بهترین شخصیتپردازیها بین بازیهای شوتر سومشخص بودیم.
گیمپلی بازی همچنان بر اساس استفاده درست از کاورها طراحی شده اما در این نسخه هوش مصنوعی پیشرفته دشمنان شما را وادار میسازد از استراتژیهای مختلف برای شکست دادن آنها استفاده کنید. دشمنان اصلی شما در بازی موجودات فضایی عجیبوغریب هستند که بسیاری از آنها با الهام از کتاب تلماسه، نوشته فرانک هربرت خلق شده است. مجموعه گیرز، بهخصوص نسخه Gears of War 2 تأثیر بسیاری روی بازیهای شوتر سومشخص پس از خود گذاشت و قطعاً یکی از جذابترین عناوین قرن 21 شمرده میشود.

34 – Spec Ops: The Line
بازی Spec Ops: The Line یکی از همان بازیهای است که تحتتأثیر مجموعه Gears of War قرار گرفت. تفاوت این بازی با عناوین گیرز در این است که پس از پایان بازی Spec Ops تا مدتها سراغ هیچ بازی شوتر و اکشنی نخواهید رفت. بازی Spec Ops: The Line باهدف نشاندادن وحشت و خشونت اصلی جنگ توسعه یافت و به بهترین شکل ممکن به این هدف رسید. داستان بازی در مورد یک گروه خِبره سهنفره است که پس از نابودشدن دبی در اثر طوفان شن، به آنجا میروند تا افراد گیرمانده را نجات بدهند. این بازی اقتباسی غیرمستقیم از رمان در دل تاریکی جوزف کنراد است که قبلاً توسط فرانسیس فورد کاپولا با فیلم اینک آخرالزمان به تصویر کشیده شده بود.
گیمپلی بازی شباهت انکارناپذیری با سری Gears of War دارد و حتی هسته گیمپلی این بازی نیز روی کاور گرفتن بهجا و درست میچرخد. در عوض المانهای علمی تخیلی، در این بازی با المانهای روانشناختی و تأثیر وحشتناک جنگ روی آن روبهرو هستیم. بازی بهخوبی یک دبی نابود شده را به تصویر میکشد که استعارهای از وضعیت شخصیتهای بازی نیز هست؛ هرچقدر هم قوی و زیبا باشید، در نهایت تبدیل به شن خواهید شد. بازی Spec Ops: The Line قطعاً بهترین بازی قرن 21 و تاریخ است که پلشتی و ویرانی ناشی از جنگ را به بیپردهترین حالت ممکن نشان میدهد.

33 – Metro 2033
مترو 2033 اولین بازی از سهگانه مترو است که با اقتباس از کتابی با همین نام، نوشته دمیتری گلاخوفسکی ساخته و در سال 2010 منتشر شد. بازی مترو 2033 در مسکو پساآخرالزمان جریان دارد که پس از جنگ هستهای، تمام دنیا به انزوا رفته است. سطح کره زمین به دلیل تشعشعات کشنده قابل زیست نیست و مردم در متروها به زندگی خود ادامه میدهند. چندین سال پس از جنگ، موجودات شیطانی نیز ظاهر میشوند که محیط بیرون از مترو را خطرناکتر همیشه میسازد. داستان بازی توسط فردی جوان بنام آرتیوم روایت میشود که برای حفظ امنیت کاروانها اسمنویسی میکند.
بازی در ژانر شوتر اولشخص و بقا توسط استودیو 4A Games ساخته شده که کارمندان آنها قبلاً روی بازی STALKER: Shadow of the Chernobyl کار کرده بودند. بازی ریتم بسیار منظم و دقیقی دارد که باعث میشود بازیکن یک تجربه منسجم و ترسناک از یک دنیای آخرالزمانی داشته باشد. از سوی دیگر داستان مترو همیشه طعم سیاسی نیز داشته است که آن را از دیگر بازیهای شوتر این ژانر جدا میکند. ساخت بازی با اقتباس از کتاب دشوار است؛ اما استودیو 4A Games ثابت کردند که بادقت و استعداد میشود چنین کاری را به بهترین شکل ممکن انجام داد. جالب است بدانید که دمیتری گلاخوفسکی، نویسنده اصلی داستانهای مترو، برای فضاسازی متروکه مسکو از مجموعه فالوت الهام بسیاری گرفته است.

32 – Hades
آخرین ساخته استودیو Supergiant که در بهصورت Early Access در دسترس قرار گرفته بود، بالاخره در سال 2021 بهصورت کامل منتشر و تبدیل به یکی از بهترین آثار چند سال اخیر شد. بازی Hades در ژانر روگلایک طراحی شده بود که در مقایسه با ژانرهای دیگر، محبوبیت همگانی ندارد. بزرگترین موفقیت هیدیس نیز همین بود که توانست گیمرهای بسیاری که حتی علاقهای به این ژانر نداشتند را بهسوی خود بکشاند. در همان اوایل بازی، گیمر متوجه میشود که بازی پر از محتوای جذاب و مفید است که تکتک آنها میتواند تجربه این بازی لذتبخشتر بکند.
داستان بازی در مورد زگرئوس، پسر هادس، فرمانروای مردگان است که تلاش میکند از دست پدر خود فرار کند اما با دشمنان و موانع بسیاری روبهرو میشود. بازی بهخوبی هرچه تمام خدایان یونان را به بازیکن معرفی میکند که هرکدام متناسب به قابلیتهایی که دارند، زگرئوس را در مسیرش همراهی میکنند. هرکدام ویژگیهای جداگانهای دارند که در بعضی موارد با ویژگیهای خدایان دیگر ادغام میشوند و قدرتی خاص و ترکیبی را به زگرئوس اضافه میکند. خوشبختانه خلاقیت استودیو Supergiant فقط در بخش طراحی شخصیتها و گیمپلی بازی نبوده و تکتک مراحل، طبقههای مختلف و دشمنان طراحی خلاقانه و منحصربهفردی دارند. بازی Hades فرمولهای بازیهای کلاسیک را مدرنیته ساخت و با اضافهکردن خلاقیت فراوان در داستانسرایی و مکانیزمهای جایزه دهی بازی، تبدیل به یکی از بهترین آثار قرن 21 شد.

31 – Call of Duty 4: Modern Warfare
قبل از عرضه بازی Call of Duty 4، این سری با عناوین شوتر اولشخص با فضای جنگ جهانی شناخته میشد. در واقع بسیاری از بازیهای این ژانر در آیندهی بسیار دور جریان داشت یا در جنگهای جهانی. استودیو Infinity Ward طی یک تصمیم عجیب، ریسک بزرگی کرد و جنگ را از گذشته به زمان حال انتقال داد. پس از انتشار این بازی مشخص شد که Infinity Ward بهترین تصمیم را گرفته است که نتیجهی آن اثری قابلاحترام و فوقالعاده بود که مسیر بازیهای شوتر اولشخص را کاملاً عوض کرد.
داستان بازی در مورد گروه تروریستی به رهبری عمران زکائف است که گروه خبره نظامی Task Force 141 وظیفه پیداکردن و ازبینبردن آنها را دارند. بازی از نظر گیمپلی دچار تغییرات اساسی منجمله طراحی مراحل و مبارزات شده بود که هرکدام تبدیل به استانداردهای تازه بازیهای شوتر اولشخص شدند. بازی Call of Duty 4: Modern Warfare نهتنها داستان جذابی داشت بلکه بخش چندنفره فوقالعاده با نقشههای بالانس را نیز در خود جا داده بود که در زمان عرضه تبدیل به محبوبترین بازی چندنفره شد. بسیاری از بازیهای شوتری که پس از انتشار این بازی ساخته شدند خواسته یا ناخواسته الگوهای ریز و درشتی از گیمپلی و طراحی مراحل این بازی گرفتهاند.

30 – Grand Theft Auto IV
پس انتشار موفق بازی GTA: San Andreas، راکستار وقفه نسبتاً طولانی را تا عرضه نسخه بعدی این سری ایجاد کرد که پس از انتشار بازی GTA IV مشخص شد چرا این مدتزمان برای ساخت چنین بازی نیاز بود. همه چیز دنیای GTA تغییر با عنوان GTA IV تغییر کرد؛ از مکانیزمهای رانندگی و گیمپلی گرفته تا طراحی شهرها و گرافیک بصری بازی. بازی با چنین وسعت و بزرگی که پر از فعالیتهای مختلف و سرگرمکننده باشد و درعینحال اثری نقشآفرینی نباشد، انقلابی بود. بازی GTA IV در هفته اول رکورد پرفروشترین بازی مجموعه GTA را شکست و تبدیل به پرفروشترین بازی سال 2008 شد.
برخلاف نسخههای قبلی، داستان بازی GTA IV با محوریت شخصی غیرآمریکایی روایت میشود که به امید زندگی بهتر و آسودهتر به شهر لیبرتی سیتی مهاجرت میکند. داستان بازی در مورد مسائل بزرگسالانهای مثل مهاجرت، انتقام، شرافت، جنگ و خانواده صحبت میکند و در قیاس با بازیهای قبلی این سری، داستان GTA IV بسیار تاریکتر و جدیتر است. گیمپلی بازی نیز دچار تغییرات اساسی شد که بزرگترین آنها اضافهشدن سیستم کاور گرفتن و دقت بالای اسلحهها بود. شاید تنها مشکل بازی GTA IV نسخه PC آن بود که در زمان عرضه از مشکلات فنی بسیاری رنج میبرد؛ اما نمیتوان از موفقیت عظیم نسخههای پلیاستیشن 3 و ایکسباکس 360 این بازی چشمپوشی کرد. بازی GTA IV که یکی از بالاترین امتیازهای متاکریتیک را نیز دارد، قطعاً یکی از بهترین بازیهای قرن 21 است.

29- Uncharted 2
مجموعه آنچارتد بدون شک یکی از بهترین بازیهای اکشن ماجراجویی صنعت ویدئو گیم است. در بین چهار نسخه اصلی و دو نسخه فرعی این سری، Uncharted 2: Among Thieves اثری متفاوت و بسیار خوبی بود که در نسخههای بعدی و قبلی آن، شجاعت در نوآوری و خلق چنین ماجراجوییهای بزرگ را کمتر دیدیم. بازی ادامهدهنده ماجراجوییهای نیتن دریک و سالی است که این بار برای پیداکردن یک چراغ باستانی به چین سفر میکنند.
بازی Uncharted 2 نهتنها یک اثر ماجراجویی جذاب و زیبا است بلکه طراحی استادانه بروس استارلی و امی هنیگ این عنوان را تبدیل به کلاس درس برای ساخت مراحل ماجراجویانه جذاب و روایت داستان در لابهلای آنهمه اتفاق کرده است. نهتنها بخش ماجراجویی، بلکه از نظر مبارزات و گانپلی نیز بازی آنچارتد 2 به بهترین شکل طراحی شده که در زمان عرضه بخش چندنفره آن نیز با استقبال خوب بازیکنان مواجه شد. بازی Uncharted 2: Among Thieves قطعاً جز بهترین آثار قرن 21 و یکی از بهترین بازیهای ژانر اکشن ماجراجویی شناخته میشود.

28 – Dark Souls
پس از موفقیت اولین بازی سولز استودیو فرامسافتور، Demon’s Souls ادامه معنوی این سری با نام Dark Souls ساخته و منتشر شد که پایهگذار یکی از سختترین و عمیقترین بازیهای قرن 21 بود. داستان بازی Dark Souls بهصورت مینیمالیستیک روایت میشود که اگر بازیکنی دوست دارد با دنیای این بازی بیشتر آشنا شود، باید وقت بگذارد و تمامی نامهها، نوشتهها را بخواند و بهتمامی دیالوگهای اختیاری گوش کند. این در حالی است که برای درک کامل دنیای بازی، باید مطالعهی جداگانه و دقت زیادی به نمادگرایی محیط داشته باشید.
از طرف دیگر بسیاری از بازیکنان بهخاطر گیمپلی خاص و بسیار سخت آن سراغ بازی میروند که رفتهرفته تبدیل به زیر ژانر جداگانهای شد که بازیسازان بسیاری از آن الهام گرفتهاند. گیمپلی بازی و مبارزات دارک سولز رگههای نقشآفرینی نیز دارد که به بازیکن آزادی در انتخاب سبک مبارزه داده میشود. همین موضوع باعث شده است تا بازی Dark Souls ارزش تکرار بالایی داشته باشد و از سوی دیگر داستان و محیط بازی پر از جزئیات مهم و بینظیری است که با اولین تجربه متوجه آنها نخواهید شد. هرچند بازی Demon’s Souls آغازگر زیر ژانر سولز محسوب میشود اما بازی Dark Souls پتانسیل و اهمیت آن را به بهترین شکل ممکن نشان داد.

27 – Wii Sports
همراه با کنسول Wii شرکت نینتندو، بازیای منتشر شد با نام Wii Sports که بهتنهایی افراد را به خریداری این کنسول ترغیب میکرد. بازیهای ویدئویی که بازیکن را وادار به انجام فعالیتهای فیزیکی بیشتری میکند همیشه جذابیت خاصی داشتند. شرکت نینتندو با گذاشتن سنسورهای مختلف در کنترلر کنسول Wii تا حدودی این آرزوی گیمرها را برآورده کرد. بهترین بازی که از این تکنولوژی استفاده میکرد، عنوان Wii Sports بود که همه افراد، چه پیر چه جوان، گیمر یا غیر گیمر، علاقه داشتند تا برای یکبار هم که شده این بازی را تجربه کنند.
در بازی Wii Sports بازیکنان قادر هستند یکی از 5 ورزش از قبل تعیین شده را بهصورت تنهایی یا گروهی تجربه کنند. این ورزشها شامل تنیس، بیسبال، بولینگ، گلف و بوکس است که هرکدام جذابیت و مکانیزمهای خاص خود را دارند. بازی Wii Sports یکی از بهترین بازیهای خانوادگی است که تابهحال ساخته شده و میتواند فضایی صمیمی و سرگرمکنندهای را خلق کند تا تمام اعضای خانواده با این بازی سرگرم شوند. بازی Wii Sports جز محدود آثاری است که این فرصت را ایجاد میکند تا پدر و مادرها نیز در کنار فرزندشان از سرگرمی نسل جدید لذت ببرند.

26 – ICO
اولین پروژه استودیو Team Ico، بازیای بود با نام ICO که بهصورت انحصاری برای کنسول پلیاستیشن 2 منتشر شد. این بازی توسط کارگردان خبره و خوشذوق ژاپنی، فومیتو اوئدا ساخته شده که باگذشت زمان تبدیل به یکی از بهترین آثار تاریخ ویدئو گیم شد. بازی ICO داستان پسر جوانی است که به دلیل داشتن شاخ از دهکده خود رانده میشود و در مسیر فرار از دهکده با دختری جوان بنام یاردا روبهرو میشود که به کمک میکند از مادر او که ملکه آن منطقه نیز است، فرار کند. بازی ICO داستان سرراست و سادهای دارد اما هنگامیکه به طراحی محیط، نشانههای مخفی و نمادهای استفاده شده دقت کنید و در ادامه بیشتر در مورد آنها بخوانید متوجه میشوید که چقدر بازی از نظر محتوا غنی است. چندی پیش کارگردان بازیهای سری سولز نیز گفته بود که بدون بازی ICO، بازیهای سولز هیچگاه ساخته نمیشدند.
گیمپلی بازی نیز مکانیزمهای پیچیده و عجیبوغریبی ندارد اما به لطف طراحی فوقالعاده معماها و محیط بازی، هیچوقت از تجربه این بازی خسته نخواهید شد. از طرف دیگر بازی تعادل نسبتاً خوبی را بین کنترل کردن Ico و یاردا ایجاد کرده است که تا بازیکنان احساس نکنند شخصیت یاردا صرفاً باری اضافه است که باید به دوش بکشند. جادوی واقعی ICO پس از اینکه تمام کردید و چند مدتی گذشت احساس خواهید کرد. فومیتو اوئدا آنچنان طراحی خاص و منحصری کرده است که هیچ بازی را نمیتوانید پیدا کنید که جادوی ICO را داشته باشد. بازی ICO جز خاصترین و بهترین بازیهای قرن 21 است که حتماً باید تجربه کنید.

25 – Portal 2
شرکت Valve بدون شک جایگاه بالایی در صنعت گیم دارد. این شرکت در کنار خلق آثار فوقالعاده، پلتفرم Steam را نیز خلق کرد تا گیمرها آسودگی بیشتری برای خرید و تجربه بازیهای مختلف داشته باشند. یکی از آثار خاص و جذابی که این شرکت خلق کرد، بازی Portal 2 بود که در سال 2011 برای پلیاستیشن 3، ایکسباکس 360 و رایانههای شخصی منتشر شد. همانند نسخه قبلی، این بازی نیز با نقدهای مثبت فراوانی روبهرو شد.
بازی پورتال 2 یک اثر معمایی است که بازیکنان باید با اسلحهای خاصی که در دست دارند، معماهای مختلف را حل کنند. بازی پورتال 2 در ظاهر داستان سرراست و سادهای دارد، اما جادوی اصلی در روایت خاص و عجیب بازی نهفته است. همین داستان ساده به کمک روایت داستانی، تبدیل به یکی از تأثیرگذارترین داستانهای میشود که تجربه خواهید کرد. برای تقویت این اثرگذاری، گیمپلی بازی نیز همسو با داستان و اتفاقات درون بازی طراحی شد است تا بازیکن تجربه یکپارچه از بازی پورتال 2 داشته باشد.

24 – Batman: Arkham City
در زمانی که بازیهای ابرقهرمانی جذابیت و ابهت خود را ازدستداده بودند، استودیو بریتانیایی راکاستیدی با ساخت بازی Batman: Arkham Asylum این ژانر را یکتنه زنده کرد. جای شک نیست که بازی Arkham Asylum بازی فوقالعاده و جذابی است؛ اما نسخه بعدی این سری که با نام Arkham City منتشر شد، اثری جامعتر و بینقصتر بود. برای اولینبار شاهد گاتهام تاریک و سیاهی بودیم که همه طرفداران بتمن آن را دوست داشتند.
شخصیت منفی اصلی این بازی، Doctor Hugo است که به قول بتمن، خطرناکترین آدمی که تابهحال با آن روبهرو شده، دکتر هوگو است. این شخصیت جز محدود ویلنهای است که بهتنهایی و با استنتاج به راز بتمن پی برده و میداند که او در واقع بروس وین است. اما این تنها شخصیت منفی نیست که در طول بازی با آن مواجه خواهید شد؛ یکی دیگر از دشمنهای دیرینه بتمن، جوکر نیز در کنار Two-Face، راس الغول و دیگر شخصیتهای منفی حضور دارد. ولی هیچکدام از این شخصیتها بهاندازه مبارزات و نبردهای اعتیادآور بتمن جذاب نیستند. بازی Batman Arkham City جان دوبارهای به بازیهای مبارزاتی با دوربین سومشخص بخشید که تأثیر آن را روی بازیهای دیگری مثل Marvel’s Spider-Man نیز میبینیم. بازی Batman: Arkham City قطعاً بهترین بازی بتمن تا به امروز و یکی از بهترین آثار قرن 21 است.

23 – Death Stranding
پس از جدایی هیدئو کوجیما از استودیو کونامی، این کارگردان بینظیر ژاپنی اولین بازی خود را با نام Death Stranding بدون دخالت شخص یا شرکتی ساخت که تبدیل به یکی از متفاوتترین بازیهای ویدئویی ساخته شده تا امروز شد. کوجیما در مصاحبهای ذکر کرده بود که قصد دارد یک ژانر کاملاً متفاوت با نام Stranding را با این بازی اساس گذاری کند. بازی Death Stranding در آمریکای به انزوا رفته جریان دارد که وظیفه شخصیت اصلی، انتقال دادن بستههای مختلف به شخصیتهای مختلف است. با آشنایی بیشتر شخصیتها، بازیکن اطلاعات بیشتری از داستان و دنیای Death Stranding کسب میکند.
با وجود دنیای عجیب و خاص Death Stranding، بازی هدف سرراست و سادهای دارد؛ کنار هم بودن مهم است. در دنیای که کشورها تلاش میکنند دور مرزهای خود دیوار و سیمخاردار بکشند یا از اتحادیههای مختلف جدا شوند، هیدئو کوجیما بازی میسازد که نتیجه آن را نشان میدهد؛ دنیایی که در آن کشورها به انزوا رفتهاند. کوجیما عمداً مبارزات بازی را به نحوی طراحی کرده تا بازیکن لذت چندانی از آن نبرد. از طرف دیگر وقت بیشتری روی زیبایی بصری محیط و دنیای این بازی صرف شده تا بازیکن وقتی در تنهایی خود به مکانهای مختلف میرود تا محمولهها را تحویل بدهد، حس گشتن در محیط را واقعاً احساس کند. بخش آنلاین بازی Death Stranding جایی است که تمامی این مفاهیم بهخوبی درک میشود؛ جایی که بازیکنان با کمککردن به یکدیگر دنیای بهتری خلق میکنند. بدون شک بازی Death Stranding یکی از بهترین آثار قرن 21 است.

22 – Max Payne 2: The Fall of Max Payne
پس از موفقیت بزرگ نسخه اول سری مکس پین، رمدی با همکاری راکستار شروع به ساختن نسخه دوم این مجموعه با عنوان The Fall of Max Payne کرد. بازی تمام نکات مثبت و امضای بازی که Bullet Time باشد را حفظ کرد ولی تمامی آنها چه از نظر بصری و چه از نظر فنی به درجه اعلای آن رساند. برای اولینبار قادر به کنترل شخصیتی غیر از مکس بودیم و در چند مرحله باید از شخصیتهای دیگر محافظت میکردیم. برخلاف نسخه قبلی، رمدی برای ساخت فیزیک و گرافیک این بازی سراغ انجین RenderWare رفت که باعث شد دنیای مکس پین و فیزیک فوقالعاده بازی واقعیتر از همیشه به نظر برسد.
هرچند مکس پین 1 آغازگر این داستان نوآر جنایی جذاب بود، اما المانهای نوآر در بازی Max Payne 2 در اوج خود قرار داشت. در نسخه اول چندین ویژگی ژانر نوآر مثل حضور یک فم بتال یا پایانبندی که شخصیت اصلی داستان را در جایگاهی پایینتر قرار بدهد، دیده نمیشد؛ اما سم لیک، نویسنده ارشد استودیو رمدی این دو المان جذاب را نیز به بازی Max Payne 2 اضافه کرد که نتیجه آنیکی از بهترین بازیهای نوآر ساخته شده در تاریخ ویدئو گیم است. خوشبختانه استودیو رمدی مشغول بازسازی نسخه اول و دوم این مجموعه است تا گیمرهای جوانتر نیز فرصت تجربه یکی از بهترین بازیهای قرن 21 را داشته باشند.

21 – Silent Hill 2
اغراق نیست اگر بگوییم بازی سایلنت هیل 2 جز شاهکارهای ژانر ترسناک است. این بازی توسط استودیو Team Silent به کارگردانی ماساشی سوبویاما ساخته و در سال 2001 توسط کونامی منتشر شد. برخلاف بسیاری از بازیهای ترسناک آن زمان، سایلنت هیل 2 تمرکز خود را روی ترس روانشناختی گذاشت که نتیجهی آن اثری قابلاحترام و منحصربهفرد شد که تا به امروز طرفداران این سری تقاضای ریمیک یا ریمستر این اثر فوقالعاده را دارند.
داستان بازی در مورد شخصی بنام جک است که نامهای از طرف همسر خود دریافت میکند، اما ماجرا جایی پیچیده میشود که بازیکن میفهمد که چندین سال از فوت همسر او میگذرد. با پیشروی در بازی، رفتهرفته با منطق و قوانین دنیای سایلنت هیل آشنا خواهید شد که همخوانی بینظیر و عجیبی با داستان فوقالعاده و پیچیده بازی دارد. لازم به ذکر است که نویسنده این بازی، هیرویوکی اواکو با الهام از شاهکار ادبی فئودور داستایوفسکی، جنایات و مکافات داستان بازی سایلنت هیل 2 را نوشته است. اما تنها داستان بازی نیست که سایلنت هیل 2 را تبدیل به یکی از برترین آثار قرن 21 کرده، بلکه فضاسازی تیره و تنگ بازی در کنار طراحی کابوسوار دشمنان، بهخصوص کله هرمی معروف، تأثیر مستقیمی روی ماندگار شدن این اثر داشته است.

20 – NieR: Automata
بازی NieR: Automata بهقدری غنی و سنگین هست که حتی توصیف کردن آن کار آسانی نیست. بازی چه از نظر گیمپلی و مکانیزم، و چه از نظر داستان و فلسفه تنوع بینظیر و خارقالعادهای دارد. داستان بازی در مورد جنگ رباتهای ساخته دست بشر و ساخته دست موجودات فضایی است که بازیکنان کنترل اندروید 2B را در اختیار دارند. این بازی در ژانر اکشن نقشآفرینی (ARPG) توسط استودیو پلاتینیوم گیمز و به کارگردانی یوکو تارو ساخته و در سال 2017 توسط اسکوئر انیکس منتشر شد. مبارزات بازی در ژانر هک اند سلش است اما در طول بازی، با استفاده از زاویه دوربین و اضافهشدن مکانیزمهای جدید، ژانر دیگر مثل اکشن پلتفرمر و حتی شوتر را نیز تجربه خواهید کرد.
بازی سعی نمیکند صرفاً یک داستان جالب با محوریت اندرویدهای ساخت بشر و موجودات فضایی را روایت کند که صرفاً به پلشتیهای جنگ بپردازد. بازی بهگونهای طراحی شده تا بازیکن را شرایط سخت و محیطهای جنگزدهای قرار بدهد تا بازیکنان را وادار بسازد در عوض جنگ، به یکدیگر کمک کنند. تفاوت بازی NeiR و داستان آن در الهام گرفتن از فلسفههای مختلف برای خلق یک فلسفه جامع و کلی است. در طول بازی با فلسفه افرادی چون ژان پل سارتر، سیمون دوبوار، کارل مارکس، سورن کیرکگار، هگل، امانوئل کانت و دیگر فیلسوفهای بزرگ. اما چیزی که بازی NeiR: Automata را خاص میسازد پایانبندی عجیب آن است که بدون کمک بازیکنان دیگر قادر نخواهید بود به آن برسید، پایانبندی که برای تکتک آن بازیکنان هزینه داشته است. بازی NieR: Automata بدون شک یکی از بهترین آثار قرن 21 و تاریخ بازیهای ویدئویی است.

19 – Psychonauts 2
تیم شیفر که قبلاً روی بازیهای فوقالعادهای مثل Full Throttle و Grim Fandango کارکرده بود؛ پس از جدایی از تیم لوکاس آرت سراغ ایدهای رفت که قرار بود در بازی Full Throttle استفاده شود اما با دنیای بازی همخوانی خوبی نداشت، در نتیجه هیچوقت در بازی استفاده نشد. این ایده ساده تبدیل به یکی از خاصترین و رنگارنگترین آثار سال 2005 شد که البته با موفقیت بزرگی مواجه نشد. بالاخره پس از سالها صبر کردن، تیم شیفر نسخه دوم این بازی، Psychonauts 2 را ساخت و ازآنجاییکه بازی روی سرویس گیمپس نیز قرار داشت با توجه بسیار بیشتری مواجه شد.
بازی Psychonauts 2 جز محدود آثاری است که به مسائل پیچیده و سنگین، اما گریبانگیر همه پرداخته است؛ مشکلات و ناراحتیهای روانی. همه انسانها در طول زندگی خود با مسائل روحی و روانی مختلفی مثل افسردگی، نارضایتی از خود، اضطراب، عشق، دوست داشتن و دیگر مشکلات دستوپنجه نرم میکنند. بازی Psychonauts 2 به بهترین شکل ممکن این احساس و ناراحتیها در طراحی دشمنها، مکانیزمهای گیمپلی و داستان بازی گنجانده است تا با یک اثر جامع و کامل طرف باشیم. بزرگترین دستاورد بازی Psychonauts 2 نشاندادن درست و منطقی این مشکلات روحی و روانی است. تمامی شخصیتهای که با این مشکلات در بازی دستوپنجه نرم میکنند، دوستان، استاد، رئیسها و تمام انسانهای عادی است که با شخصیت Raz در ارتباط هستند. بازی سعی نمیکند آنها بهخاطر مشکلاتشان نابود کند یا به آنها جایگاه بالاتری بدهد؛ فقط میخواهد نشان بدهد که تکتک این انسانهای که ما با آنها در ارتباط هستیم، منجمله خودمان مشکلات روحی و ذهنی داریم، و باید برای درمان آنها تلاش کنیم و محیطی بسازیم تا افرادی که با چنین مشکلاتی دستوپنجه نرم میکنند آزادانه از مشکلات خود بگویند. بازی Psychoanuts 2 شاید آرت و گیمپلی بچهگانه داشته باشد؛ اما پیغام آن مربوط بهتمامی انسانهای کره زمین میشود.

18 – Resident Evil 4
جای شبهه نیست که سری رزیدنت اویل یکی از تأثیرگذارترین مجموعه بازیهای تاریخ است؛ اما در میان آنهمه نسخه اصلی و فرعی، بازی Resident Evil 4 مهمترین و بهترین آنها قلمداد میشود. پس از منتشر شدن کنسول پلیاستیشن 2 با سختافزار قویتر و بهتر، استودیو Capcom تصمیم گرفت سری رزیدنت اویل را از یک بازی ایزومتریک به یک اثر شوتر سومشخص تبدیل کند. در اوایل طرفداران قدیمی این سری از این تصمیم استقبال چندانی نکردند؛ اما پس از انتشار بازی Resident Evil 4 نهتنها تبدیل به بهترین بازی این سری شد، بلکه تبدیل به یکی از بهترین بازیهای انحصاری کنسول پلیاستیشن 2 نیز شد.
داستان بازی در مورد شخصی به نام لیون است که برای نجات دادن دختر رئیسجمهور به روستایی در اسپانیا میرود اما متوجه میشود که افراد این روستا عادی نیستند. رفتهرفته داستان بازی بزرگتر و پیچیدهتر میشود و بازیکن با شخصیتهای مختلفی که در طول بازی با آنها آشنا میشوند نیز ارتباط عمیقتری برقرار میکند. اما این گیمپلی جدید و روان بازی Resident Evil 4 بود که آن را تبدیل به یکی از بهترین بازیهای قرن 21 کرد. بسیاری از المانهای ترس و بقا نسخههای قبلی این سری حفظ شده بود که در حین تازگی همچنان حس و حال یک بازی رزیدنت اویل قدیمی را میداد. از طرف دیگر هوش مصنوعی دشمنان دچار تغییرات فوقالعادهای شده بود که برای مبارزه با آنها باید برنامه و استراتژی خاصی میداشتید. بزرگترین درسی که بازی Resident Evil 4 بهتمامی بازیسازان و جامعه گیم میدهد، ایجاد تنوع و بروز دادن خلاقیت است. یک بخش بزرگی از موفقیت این بازی مربوط به نوآوری و شکستن فرمول قدیمی رزیدنت اویل بود؛ چیزی که در بازی Resident Evil 7 نیز اتفاق افتاد و این سری را در مسیر رستگاری قرارداد.

17 – Metal Gear Solid V: The Phantom Pain
به همان اندازه که داستان بازی Metal Gear Solid V: The Phantom Pain دراماتیک است، روند ساختهشدن و عواقب آن نیز دراماتیک بود. بازی MGSV: TPP آخرین بازی از این سری بود که توسط هیدئو کوجیما نوشته، طراحی و کارگردانی شد. داستان بازی 9 سال پس از حوادث Ground Zeroes جریان دارد که ونوم اسنیک به افغانستان تحت استعمار شوروی میرود تا انتقام خود را از افرادی قصد جان او را کرده بودند بگیرد. بازی از نظر روایت داستان، شخصیتپردازی و پیچش داستانی بینظیر است و هیدئو کوجیما یکبار دیگر ثابت کرد که چقدر داستانسرای موفق و خاصی هست.
بازی در محیطی جهان باز قرار دارد که در آن بازیکنان میتوانند با استفاده از اسب، ماشین یا حتی تانک از یک نقطهبهنقطه دیگر بروند. بخش مخفیکاری بازی همچنان هسته اصلی گیمپلی و مبارزات بازی را تشکیل میدهد که بازیکنان باید تا جایی که ممکن است از درگیری رودررو و کشتن افراد جلوگیری کنند. درحالیکه بازی MGS V یک اثر اکشن و شوتر است؛ بازیکن را تشویق میکند تا از اسلحههای غیر کشنده مثل دارتهای بیهوشی استفاده کنند. بازی Metal Gear Solid V: The Phantom Pain در کنار Grounded Zeroes اولین بازیهای سری متال گیر بودند که برای کنسولهای دیگر و PC نیز منتشر شدند. همین موضوع باعث شد تا بازیکنانی که تابهحال شانس تجربه بازیهای قبلی این سری را نداشتند، برای یکبار هم که شده طعم آثار هیدئو کوجیما را بچشند. همانند پایان بازی، انتشار این بازی نیز پایان خوبی برای رابطه کوجیما و کونامی نبود که در نتیجه آن هیدئو کوجیما برای خلق آثار دیگر خود مجبور به ترک استودیو کونامی و فرزندی که نامش متال گیر بود، شد.

16 – Dishonored
شرکت بستدا و استودیوهای زیر مجموعهی آن همیشه جز خالقان جدیدترین و نوینترین بازیهای تاریخ بودهاند. Arkan Studios نیز یکی از دیگر از این استودیوها است که بیشتر با بازی خاص و جذاب Dishonored شناخته میشود. داستان بازی در مورد محافظ شخصی ملکه، Corvo Attano است که به جرم قتل ملکه جسمین کالدوین تحت تعقیب قرار میگیرد. ژانر بازی ترکیبی از اکشن و مخفیکاری است که بازیکنان آزادی کامل در نحوه پیشبرد مراحل دارند. این پس از عرضه جوایز مختلفی منجمله بهترین بازی سال 2021 را از مراسم BAFTA دریافت کرد.
بازی المانهای نقشآفرینی نیز در خود دارد که بیشتر در بخش گیمپلی به چشم میخورند. بازی Dishonored در خصوص طراحی مراحل عملکرد غیر قابلباوری داشتهاند. بازیکن میتوانند تکتک مراحل را چندین بار با روشهای مختلف به پایان برساند بدون اینکه ذرهای احساس تکراری بودن به او دست بدهد. از طرف دیگر کوروو قدرتهای ماورایی نیز در اختیار دارد که هرکدام در یک بخش از بازی به کمک بازیکن میرسند. یکی از رایجترین مشکلات بازیهای امروزی، گذاشتن اسلحه و مکانیزمهای متنوع در بازی بدون اهمیتدادن به آنها است؛ به صورتی که بعضی آیتمها عملاً هیچ ارزش و تأثیری روی تجربه شما ندارند. این موضوع بههیچوجه در بازی Dishonroed صادق نیست. تکتک مکانیزمهای بازی نهتنها به بازیکن کمک میکند تجربه بهتری داشته باشد و در خیلی از مواقع بازیکن متوجه این موضوع میشود که اگر فلان آیتم یا مهارت را در اختیار داشت میتوانست مسیر متفاوتتری را در پیش بگیرد. بازی Dishonored بیش از هر چیزی یک کلاس درس برای طراحی مراحل است.

15 – Returnal
بازی Returnal یکی از جدیدترین بازیهای این فهرست که سال گذشته منتشر شد و توانست جایزه بهترین بازی سال مراسم BAFTA را از آن خود کند، یکی از چندلایهترین و عمیقترین داستانهای چند سال اخیر را داشته است. استودیو فنلاندی Housemarque با ریسک بالا اولین بازی روگلایک AAA را بهصورت انحصاری برای کنسول پلیاستیشن 5 منتشر کرد و تا حالا بهترین بازی انحصاری این کنسول قلمداد میشود. داستان بازی در مورد زنی بنام سیلین است که پس از سقوط در یک سیاره دیگر متوجه میشود که در یک حلقه بیانتها گیر افتاده و با هر بار مردن دوباره از همان نقطه اول بیدار میشود.
بازی Returnal جز اولین آثاری بود که قابلیتهای کنترلر دوالسنس و سیستم صدای سهبعدی کنسول پلیاستیشن 5 را به بهترین شکل ممکن نمایش میداد. در کنار آن جلوههای بصری بازی در حین ترسناک بودن، بسیار چشمنواز و خوشرنگ است. بیشتر استودیوهایی که سراغ ژانر روگلایک میروند معمولاً استودیوهای کوچک و مستقلی هستند که بازیهای خود را با دوربین ایزومتریک طراحی میکنند تا از دردسرهای سختافزاری و طراحی راحت شوند؛ اما استودیو Housemarque این سختی را فرصتی دید تا یکی از خاصترین بازیهای قرن را بسازد. مبارزه با چندین دشمن که هرکدام همزمان دهها تیر بهطرف شما شلیک میکنند نفسگیر و درعینحال چشمنواز است. ولی چیزی که بازی Returnal از بسیاری از بازیهای دیگر در جایگاه بالاتری قرار میدهد داستان غنی و چندلایه آن است. افسانه سیزیف یکی از چندین فلسفهای است که میتوان اثرات آن را در ساختار روایت و داستان بازی دید. تکتک دستنوشتهها، صداهای ضبط شده، نمادها و حتی اسمهای شخصیتهای اصلی بازی بادقت انتخاب و نوشته شدهاند. هر شخصی که وقت بگذارد این نمادها را رمزگشایی کند یا تکتک نامها را جستجو کند و معنای مخفی آنها را دریابد متوجه غنی بودن داستان بازی میشود؛ اما همانند سیلین به یک پوچی خالص نیز میرسد که آیا تمامی این رمزگشاییها و تحقیقها و تلاشها نتیجهای دارد یا صرفاً تقلایی است بیهوده برای پیداکردن معنا در این مکررات بیمعنی روزمره؟ بازی Returnal چه در ظاهر و چه در لایههای زیرین، یکی از عمیقترین داستانهای قرن 21 را روایت میکند.

14 – God of War
پس از انتشار بازی God of War Ascension، سری خدای جنگ با افت شدیدی مواجه شد که در نتیجه آن تا چندین سال خبری از نسخه جدید این مجموعه محبوب و انحصاری سونی نبود. مراسم سونی در E3 سال 2016 آغاز شد و اولین بازی که نمایش داده شد ماجراجویی جدید کریتوس مسن تحت عنوان God of War بود که همه را به وجد آورد. بهجز شخصیت اصلی سری که همچنان کریتوس بود، تقریباً تمامی مکانیزمها، داستان و افسانهشناسی بازی خدای جنگ دچار تغییر شده بود. پس از نابودی سلطنت خدایان یونان، کریتوس که حالا صاحب فرزندی نیز است، زندگی آرامی را در کوههای اسکاندیناوی میگذراند؛ اما کریتوس هر جا برود، دردسر به دنبالش میآید.
گیمپلی بازی God of War دچار تغییرات اساسی شد. دوربین بازی حالت رویشانه را داشت و Blades of Chaos کریتوس جای خود را به تبر Leviathan داده بود. برای اولینبار شاهد درخت مهارت وسیع در بازی بودیم و همچنین حضور سیندری و براک، این فرصت را ایجاد کرده است تا برای اولینبار سیستم خرید زره به بازی اضافه شود. در کنار مسیر اصلی بازی، تعدادی چالش و مکانهای مخفی نیز در بازی وجود دارد که با سرزدن به آنها بازیکن میتواند آیتمهای جدید و سکه برای خرید زره به دست آورد. بازی از نظر داستانی و شخصیتپردازی نیز دچار تغییرات اساسی شد که الزامی بود. بزرگترین مشکل God of War Ascension تکراری شدن داستان و مسیری بود که بازیکن باید طی میکرد. کوری بارلوگ پس از اینکه دوباره سراغ ساخت یک اثر از مجموعه خدای جنگ رفت، اولین تصمیم او تغییر دادن مسیر نسخههای قبلی خدای جنگ بود. در اولین قدم شخصیت کریتوس تبدیل به شخص بالغتر و دنیادیده شده بود اما همچنان پر از عیبوایراد بود که او را به یک شخصیت قابللمستری تبدیل میکرد. از طرف دیگر بازی در افسانههای نورس جریان داشت که خود نفس تازهای به بازی بخشید. بازی در حدی دچار تغییر شده بود که حتی خود سازندههای بازی نیز امیدی به موفقیت آن نداشتند؛ اما نمرات منتقدین حکایت از یک شاهکار را داشتند. بازی God of War با تمام پستی و بلندیهای که در روند ساخت با آن مواجه شد، توانست خودش را تبدیل به یکی از مهمترین و بهترین بازیهای قرن 21 کند.

13 – BioShock Infinite
کن لوین، خالق و کارگردان سری بایوشاک، پس از نداشتن حضور در روند ساخت بایوشاک 2، تصمیم گرفت برای ساخت نسخه بعدی این سری بهعنوان کارگردان دوباره باز گردد. بازی بایوشاک انفینیت در سال 2013 باری کنسولهای پلیاستیشن 3، ایکسباکس 360 و رایانههای شخصی منتشر و تبدیل به یکی از بهترین آثار تاریخ ویدئو گیم شد. مجموعه بایوشاک همیشه بهخاطر داستانهای پیچیده و عمیق خود شناخته میشود که این موضوع در بازی بایوشاک انفینیت نیز صادق است. داستان این بازی در مورد شخصی بنام بوکر دویت است که برای نجات دادن دختری به شهری آسمانی بنام کلمبوس میرود.
همانند نسخههای قبلی، این بازی نیز در ژانر اکشن شوتر اولشخص توسعهیافته بود که المانهای عملیتخیلی نیز در آن دیده میشد. بازیکنان قادر هستند همزمان از اسلحه و قدرتهای ماورای مانند شلیک کردن آتش یا یخزدن دشمن نیز استفاده کنند. بازی BioShock Infinite تعادل فوقالعادهای در طراحی مراحل دارد تا بازیکن را ترغیب به استفاده از اسلحههای مختلف و قدرتهای ماورای جدید بکند. با پیداکردن آپگریدهای مختلف در طول بازی میتوانید میزان خون و انرژی خود را بیشتر کنید و با پیداکردن سکه اسلحه یا قدرتهای خود را آپگرید کنید. اما بازی بایوشاک انفینیت هیچوقت بهخاطر اینکه یک شوتر جذاب و بینظیر است شناخته نمیشود؛ این داستان عمیق و چندلایه بازی است که آن را تبدیل به یکی از مهمترین آثار تاریخ بازیهای ویدئویی میکند. بازی در مورد سیاست، علم، اخلاقیات، آزادی، حقیقت، فلسفه و چندین موضوع دیگر صحبت میکند. کن لوین به بهترین شکل ممکن تمامی این المانها را در داستان بازی جا داده است تا پس از اینکه بازی به پایان رسید بازیکن متوجه هارمونی این موضوعات شود و از سوی دیگر هیچوقت باعث لطمه دیدن ریتم و تجربه بازیکن در طول بازی نشود.

12 – The Last of Us
درحالیکه نصف استودیو ناتی داگ مشغول ساخت نسخه سوم سری آنچارتد بودند، نصف دیگر از طراحان و کارمندان این استودیو در حال ساخت یک اثر کاملاً جدید بنام The Last of Us بودند که هر روز محبوبیت بیشتر میشد. بروس استارلی و نیل دراکمن که قبلاً بهعنوان طراح روی بازیهای قبلی ناتی داگ مشغول به کار بودند، کارگردانی این اثر زامبی آخرالزمانی را در اختیار داشتند. بازی برای اولینبار سال 2011 معرفی شد و بالاخره در سال 2013 بهصورت انحصاری برای کنسول پلیاستیشن 3 منتشر شد. در سالی که دو بزرگ و شناختهشدهتر، بایوشاک انفینیت و GTA V منتشر شدند؛ بازی The Last of Us با داستان فوقالعاده و احساسی خود برای بسیاری تبدیل به بهترین بازی سال شد.
داستان بازی در مورد شخصی جوئل است که قبول میکند دختری با نام الی را از یک منطقه شهر به منطقه دیگر قاچاق کند که با پیشروی در این بازی، شاهد رابطه پدری و دختری این دو شخصیت هستیم. بازی The Last of Us یکی از احساسیترین داستانهای چند سال اخیر را روایت میکند که سعی دارد نگاهی به پیچیدگی روابط انسانی و محبت کردن بیندازند. استودیو ناتی داگ بخشی از این موفقیت را مدیون صداپیشگی بینظیر تروی بیکر در نقش جوئل و اشلی جانسون در نقش الی است. در لحظاتی که کلمات و دوربین قادر به انتقال احساسات نبودند، موسیقی بینظیر گوستاوو سانتاولایا به زیبایی هرچه تمام آن احساس را به مخاطب تزریق میکند. بازی The Last of Us یکی از سینماییترین آثار خلقشدهی صنعت ویدئو گیم است که نبوغ و دانش بروس استارلی و نیل دراکمن را به رخ میکشد. بدون شک بازی The Last of Us تأثیر مستقیمی روی تمامی افرادی که آن را تجربه کردهاند گذاشته است؛ کاری که هر اثر هنری قادر به انجام آن نیست.

11 – The Elder Scrolls V: Skyrim
پنجمین نسخه سری اکشن نقشآفرینی The Elder Scrolls یکی از موفقترین و محبوبترین بازیهای قرن 21 محسوب میشود. این بازی در سال 2011 برای رایانههای شخصی و کنسولهای PS3 و Xbox 360 منتشر شد که منتقدین و طرفداران بهجز تمجید حرف دیگری نداشتند. این بازی نقشآفرینی بزرگ پر از مراحل اصلی و فرعی جذاب و مبارزات جاهطلبانه بود که تا قبل از آن در هیچ بازی شاهد آن نبودیم. سیستم نقشآفرینی بازی بهقدری خوب طراحی شده بود که تکتک رفتارها و گفتارهای شما روی واکنش شخص مقابل و افرادی که در آن منطقه زندگی میکنند تأثیرگذار بود.
داستان بازی در مورد یک اژدهازاده است که پس از ظهور اژدها عازم سفر و ماجراجویی میشود تا این اژدها را از بین ببرد. بازی Skyrim به معنای واقعی بازیکن را در دنیای خود غرق و سپس او را تبدیل به یکی از انسانهای که درون بازی تبدیل میکند. جدای از آن، بازی بهگونهای طراحی شده است که حس یک ماجراجویی واقعی را داشته باشد که تکتک کارهای که در بازی انجام میدهد به نحوی نتیجه خوب یا بد آن را خواهید دید. حتی صرفاً با جستجو مکانهای مختلف ممکن است آیتمهای نایاب و گرانبهایی را به دست آورد که مسیر ادیسه شما را آسانتر سازد. محبوبیت بازی Skyrim بهقدری است که برای نسل هشتم و نهم با بهبود گرافیکی و آپدیتهای مختلف دوباره منتشر شده است. بازی Skyrim بدون شک یکی از محبوبترین بازیهای تاریخ ویدئو گیم محسوب میشود.

10 – Grand Theft Auto V
مجموعه GTA جز محدود آثاری است که تقریباً هر کسی اسم آن را شنیده است. همین موضوع باعث شده که آخرین نسخه این سری یعنی Grand Theft Auto V فقط در 24 ساعت اولیه سه رکورد مختلف گینس در خصوص فروش سرگرمیهای ویدئویی را بشکند. با وجودیکه بازی GTA V اولین بار در سال 2013 منتشر شد؛ اما همچنان در سال 2022 در لیست پرفروشترین عناوین هفته بریتانیا و دیگر کشورها قرار میگیرد. این بازی بهمعنای واقعی کلمه یک اثر سرگرمکننده است. از داستان جذاب و شخصیتهای متنوع گرفته تا مراحل اصلی و فرعی بازی که هرکدام بهبهترین شکل ممکن طراحی شدهاند.
داستان بازی GTA V برخلاف نسخههای قبلی با محوریت 3 شخصیت با نامهای ترور، مایکل و فرانکلین روایت میشود که با پیشروی در بازی مسیر این شخصیتها باهم برخورد میکند. هرکدام از این شخصیتها نماینده قشر خاص از جامعه آمریکا هستند که راکستار بهخوبی هرچه تمام دغدغهها و مشکلات آنها در داستان بازی به مخاطب نشان میدهد. گیمپلی بازی GTA V در مدرنترین و بهترین حالت ممکن قرار دارد که در نسخههای PC و نسل هشتم این بازی دوربین اولشخص نیز به بازی اضافه شد. اما این بخش GTA Online بود که بیشتر از هر چیزی بازی GTA V به محبوبیت و شهرت امروزی آن رساند. بخش آنلاینی که بازیکنان میتوانند با کمک همدیگر دست به دزدیهای بزرگ و انجام دیگر مأموریتهای داده شده بپردازند. از طرف دیگر، راکستار با انتشار محتوای جدید بهصورت ماهیانه تلاش میکند بازیکنان جدید را جذب و بازیکنان قدیمی را راضی نگه دارد. بازی Grand Theft Auto V نهتنها یکی از بهترین بازیهای قرن 21 محسوب میشود بلکه یکی از تأثیرگذار آثار این قرن نیز محسوب میشود.

9 – Half-Life 2
پس از موفقیت Half-Life دور از ذهن نبود که شرکت Valve به دنبال ساخت نسخه بعدی این سری باشد. بالاخره پس از وقفهای ۶ ساله، این شرکت نسخه دوم این سری را منتشر کرد و توانست به یکی از مهمترین آثار قرن 21 و پلتفرم PC تبدیل شود. گیمپلی بازی همانند نسخه قبلی متشکل از مبارزات و حل معماهای مختلف است با این تفاوت که در این نسخه فیزیک بازی دچار تغییرات اساسی شد. فیزیک بازی Half-Life 2 تا به امروز بهعنوان یکی از بهترین و واقعیترین فیزیکهای طراحی شده در یک بازی ویدئویی شناخته میشود. از طرف دیگ به بازی وسیله نقلیه نیز اضافه شده بود که بازیکنان میتوانستند با کمک آن زودتر از یک منطقه به منطقه دیگر بروند.
هنگام ساخت بازی Half-Life 2، شرکت ولو درحالتوسعه انجین بازیسازی Source که نیز بودند که حدوداً چهل میلیون دلار هزینه داشت. هزینهای که رئیس شرکت ولو، گیب نیول، به جان خرید تا بازی خلق کند که استانداردهای شوتر اولشخص را کاملاً تغییر بدهد. بازی Half-Life 2 پس از انتشار توانست 39 جایزه بهترین بازی سال را از نشریه و مراسمهای مختلف دریافت کند و در کنار آن تبدیل به جدیدترین بنچمارک برای ساخت یک اثر شوتر اولشخص شد. هیچ بازی شوتر اولشخصی نبود که پس از عرضه Half-Life 2 تحتتأثیر آن قرار نگرفته باشند؛ تمامی آنها از گوشهی Half-Life 2 برای ساخت و بهتر ساختن بازی خود استفاده کردند. با وجود تقاضا و محبوبیت بیش از حد سری Half-Life، خبر رسمی از ساخت نسخه سوم این مجموعه نیست. امیدواریم گیب نیول یکبار دیگر با نسخه سوم این سری، ژانر شوتر اولشخص را تکانی اساسی بدهد.

8 – Bloodborne
در سال 2015 استودیو فرامسافتور عنوان انحصاری Bloodborne را برای کنسول پلیاستیشن 4 منتشر کرد و تبدیل به بهترین محصول این استودیو تا آن زمان شد. درحالیکه فرامسافتور تبدیل به استودیویی شده بود که صرفاً مشغول ساخت بازیهای سولز بود، با بازی بلادبورن بسیاری از شاخصههای اصلی سری سولز را حذف یا کاملاً عوض کرد. نتیجهی آن اثری جاهطلب، متفاوت و فوقالعاده بود که تا به امروز به عنوانی از بهترین بازیهای انحصاری کنسول پلیاستیشن 4 شناخته میشود.
بازیهای سولز بهخاطر مبارزات سنگین و آهسته خود شناخته میشد که در بازی بلادبورن این سیستم بهکلی عوض شد. دیگر خبری از سپر برای محافظ از ضربه دشمنان نبود و بازیکنان فقط با جاخالی دادن و استفاده از اسلحههای که در دست داشتند باید دشمنان غولپیکر را از سر راه بر میداشتند. بازی بلادبورن یکی از بهترین عناوینی است که داستانگویی با محیط در بالاترین سطح خود قرار دارد. در واقع تمامی دستنوشتهها، توضیحات و پیداکردن مناطق مخفی بازی بلادبورن پاداش داستانی فوقالعادهای را به همراه دارد. اما چیزی که بلادبورن را همیشه در یاد و خاطر بازیکنان زنده نگه خواهد داشت، شهر مخوف و گوتیک یارنهام است. شهری که دچار طاعون شده و هدف بازیکن نیز پیداکردن علت این طاعون و ازبینبردن آن است. اغراق نیست اگر بگوییم بازی Bloodborne بهترین بازی با طراحی گوتیک تاریخ ویدئو گیم است. فرامسافتور با این عنوان ثابت کرد که صرفاً یک استودیو سولز ساز نیست و میتوانید ژانر سولز را به بهترین شکل به هر افسانه و دنیایی که خواسته باشد تزریق کند.

7 – Witcher 3: The Wild Hunt
در همان سالی که شاهکار نقشآفرینی استودیو فرامسافتور از ژاپن بیرون آمد، استودیو لهستانی CD Projekt Red دقیقاً از سمت دیگر دنیا سومین نسخه از سری بازی اکشن نقشآفرینی خود، یعنی Witcher را منتشر کرد که نهتنها تبدیل به بهترین سال 2015 شد، بلکه جایگاه خود را بین بهترین بازیهای نقشآفرینی تاریخ نیز ثبت کرد. استودیویی که با استفاده از قوانین کپیرایت کشور لهستان و آغاز کردن فروشگاه GOG، با برنامهریزی دقیق و زحمات فراوان تبدیل به یکی از مهمترین شرکتهای بازیسازی ویدئو گیم شد.
بازی Witcher 3 ادامهدهنده داستان گرالت از ریویا را روایت میکند که دنبال دخترش، سیری، میگردد. در مسیر جستجوی سیری، شما با دوستان و دشمنان قدیمی گرالت مثل دندیلاین، لیتو و کیرا میتز دوباره برخورد خواهید داشت که هرکدام آنها متناسب با تصمیمی که میگیرید به شما کمک خواهد کرد یا مانع شما خواهند شد. یکی از بزرگترین نکات مثبت بازی ویچر نیز اهمیت داشتن تمامی رفتارها و تصمیم شما است. هیچ تصمیمی در بازی ویچر 3 بدون عواقب نیست. این مکانیزم باعث میشود تا بازیکنان دقت بیشتری در تصمیم خود داشته باشند. ولی چیزی که تمامی این جنبهها را به یکدیگر وصل میکند تا بازیکن ساعتها جلوی مانیتور میخکوب شود، گیمپلی نفسگیر و جذاب بازی است. مبارزات بازی مشخصاً الهام بسیاری از سری آرخام گرفته که میتوان رگههای از سیستم ریتمی مبارزات را در آن پیدا کرد. از طرف دیگر هر یک از هیولاها نقطه قوت و ضعف خاصی دارند که شما را تشویق میکند قبل از مبارزه کاملاً آمادگی کامل را داشته باشید. این آمادگی شامل بالابردن سطح گرالت، پیداکردن مواد لازم برای درست کردن معجون مخصوص و اضافه کردن زهر یا روغن به شمشیر تا آسیب بیشتری به دشمن وارد شود. بازی ویچر 3 صاحب یک دنیای غنی و جذاب است که تا ساعتها میتوانید در دنیای آن غوطهور شوید.

6 – Elden Ring
در حال حاضر هر طرف سر بچرخانید اسم ساخته جدید استودیو ژاپنی فرامسافتور، Elden Ring را خواهید دید. این اثر توانست دو سال پشتسرهم جایزه مورد انتظارترین بازی را در مراسم The Game Awards دریافت کند که حاکی از محبوبیت این عنوان جدید هیدتاکا میازاکی بود. طی چند سال گذشته تعداد بازیهای بزرگی که توانسته باشند نظر مثبت تمامی منتقدین را بهصورت یکپارچه به دست بیاورد از انگشتهای یک دست هم کمتر بود و بازی الدن رینگ، با نمره متاکریتیک 96 جدیدترین عنوان این گروه محسوب میشود. همانند بازیهای سولزبورن دیگر استودیو فرامسافتور، بازی Elden Ring نیز یک اثر اکشن نقشآفرینی بسیار سخت است اما با این تفاوت که برای اولین بار شاهد یک سولزبورن در محیطی سندباکس هستیم. ویژگی که خیلی از طرفداران را نگران ساخته بود اما پس از عرضه بازی مشخص شد که یکی از بزرگترین نکات قوت بازی نیز همین محیط جهانباز آن است.
بازی Elden Ring در دنیای Lands Between جریان دارد و همانند بازیهای دیگر فرامسافتور، داستان بازی بهصورت خطی و ساده روایت نمیشود. بازیکن برای درک دنیا و داستان این جهان باید به نمادگرایی و ساختار دنیا دقت کند؛ باید با جانودل دیالوگهای شخصیتها را بشنود و تمامی نوشتههای بازی را بخواند. از طرف دیگر حضور جورج آر. آر. مارتین، نویسنده مجموعه رمانهای نغمه یخ و آتش نیز در خلق دنیا و افسانههای Elden Ring دخالت داشته که تأثیر آن را در عمیق بودن دنیای الدن رینگ مشاهده میکنیم. اما گذشته از داستان، بازی Elden Ring تمامی المانهای بازیهای قبلی سولزبورن را در خود جا داده، با این تفاوت که تمامی آن المانها در بهترین حالت ممکن قرار دارند. انگار تمامی بازیهای قبلی سری سولز یکروند آزمون و خطای بزرگی برای میازاکی بوده تا تمامی عناصری که در بازی Elden Ring قرار دارند در بهترین شکل ممکن قرار داشته باشند. بازی الدن رینگ بدون هیچ شک و شبههای استانداردهای بازیهای ماجراجویی و اکشن را تغییر داده است که آن را تبدیل به یکی از بهترین آثار قرن 21 میکند.

5 – Inside
آخرین بازی استودیو مستقل Playdead همانند بازی قبلی این استودیو در ژانر پلتفرمر دوبعدی در سال 2016 منتشر شد. بازی Inside در ظاهر یک بازی جذاب با مکانیزمهای ساده است؛ اما نبوغ استودیو Playdead جایی مشخص میشود که با چند مکانیزم ساده بازی فوقالعاده جذاب و سرگرمکننده را خلق کردهاند. ولی چیزی که بازی Inside را در جایگاه بالاتری از بسیاری بازیهای دیگر قرار میدهد، نحوه خاص روایت داستان بازی است.
از اول تا آخر بازی هیچ دیالوگی گفته نمیشود؛ حتی دستنوشتهای در بازی وجود ندارد که بازیکن با اتکا به آن داستان بازی را کاملاً درک کند. در عوض طراحان بازی Inside داستان را از طریق گیمپلی و محیط روایت میکنند. روایتی مینیمال اما کامل و جامع که بازیکن همزمان متوجه لایهای از داستان میشود و همچنان به این موضوع پی میبرد که برای درک کامل آن چندین بار آن را تجربه و در نهایت تحلیل و بررسی کند. بازی Inside از جمله آثاری است که میتوانید با یکبار نشستن پای بازی آن را تمام کنید؛ اما تا ابد در یاد و خاطرتان خواهد ماند. بازی Inside داستانسرایی را به نمایش گذاشت که بهجز ویدئو گیم در هیچ مدیوم دیگری نمیتوان آن را روایت کرد.

4 – Shadow of the Colossus
بازی Shadow of the Colossus دومین اثر استودیو ICO Team است که همانند بازی اول این استودیو، منبع الهام بسیاری از بازیهای ماجراجویی پس از خود بود. در واقع تمامی بازیهای که تلاش دارند از طریق نمادگرایی و محیط داستانسرایی کنند، چه آثار مستقلی مثل Inside باشد یا بازیهای بزرگ و پرفروش مثل Dark Souls، به نحوی از بازی Shadow of the Colossus الهام گرفتهاند. داستان بازی در مورد پسر بینامونشانی است که برای زنده کردن دختری، به سرزمین ممنوعه میرود تا 16 غول عظیمالجثه را از بین ببرد و با نیروی آزاد شده از آنها، دختر را زنده کند.
بازی در چند سکانس محدود اطلاعات جزئی از دنیا و داستان بازی میدهد؛ بهاندازهای که بازیکن انگیزه برای تجربه بازی را پیدا کند. جادوی Shadow of the Colossus اینجاست که شاید تعداد دیالوگها و نوشتههای بازی به دههزار خط هم نرسد، اما طرفداران این بازی بالای صدهزار خط تحلیل و تفسیر برای آن نوشتهاند. در کنار نوشتهها، افراد بسیاری ساعتها محتوای تصویری در تمجید و تفسیر بازی Shadow of the Colossus تولید کردهاند. اغراق نیست اگر بگوییم که طرفداران بازی Shadow of the Colossus، سرسختترین و پرتلاشترین طرفداران صنعت ویدئو گیم است. فقط نیاز است نگاهی کوتاه به تحلیلهای این طرفداران بیندازید تا در قدم اول با چشمهای تیزبین این طرفداران آشنا شوید و در قدم دوم هوش و ذکاوت فامیتو اوئدا در داستانگویی، خلق دنیای رازآلود و نمادگرایی را متوجه شوید. در صنعت ویدئو گیم تعداد کارگردانهای که در حد فامیتو اوئدا ذکاوت در داستانگویی و نمادپردازی داشته باشند از تعداد انگشتهای یک دست نیز کمتر است.

3 – Red Dead Redemption II
بازی Red Dead Redemptoin II بیشتر از اینکه یک اکشن شوتر در دنیای غرب وحش باشد، یک شبیهساز دقیق از زندگی در آن دوران است. با وجودی که این بازی در دستهبندی نقشآفرینی قرار نمیگیرد اما رفتار، گفتار و حتی وضعیت ظاهری آرتور مورگان روی عکسالعمل دیگر شخصیتها و حتی نتیجه بعضی مراحل تأثیر مستقیم دارد. این موضوع در مراحل فرعی که بهاحتمال ازدستدادن آنها نیز بسیار است، بهخوبی هرچه تمام دیده میشود. برای مثال نتیجه صحبتکردن با پسر نوجوانی که عاشق دختری شده را میتوانید در آینده ببینید، جایی که اصلاً توقع آن را ندارید. اگر از توصیف دنیای پویای بازی دست بکشیم، نوبت به گیمپلی جذاب و متنوع بازی میرسد. این بازی را میتوانید با دوربین اولشخص یا سومشخص تجربه کنید که هرکدام جذابیت و لذت خود را دارد.
در کنار مراحل فرعی و اصلی بازی که بدون خستگی میتوانید هرکدام را بارها تجربه کنید، بازی پر از تفریح و فعالیتهای جانبی مثل شکار، ماهیگیری یا ورقبازی است. اما یکی از بخشهای دیگری که میتواند ساعتها شما را درگیر و مجذوب خود کند، گرافیک و جلوههای بصری بینظیر این بازی است. بازیکن میتواند ساعتها در طبیعت بکر Red Dead Redemption II به گشتن بپردازند بدون اینکه ذرهای خسته شوند. اما چیزی که همه این نکات مثبت را به یکدیگر گره میزند، داستان و شخصیتپردازی فوقالعاده بازی Red Dead Redemption II است. با وجودی که بخش داستانی بازی نسبتاً طولانی است، ریتم بازی همیشه در بهترین حالت ممکن قرار دارد و هیچگاه دچار نوسان نمیشود. بازی Red Dead Redemption II اثری است که همه بخشهای که یک بازی ویدئویی باید داشته باشد را به بهترین شکل ممکن به بازیکن هدیه میکند.

2 – The Legend of Zelda: Breath of the Wild
در سال 2017 آخرین نسخه سری افسانه زلدا با نام Breath of the Wild بهصورت انحصاری برای کنسول هیبریدی نینتندو منتشر شد. قبل از عرضه بازی، Breath of the Wild مثل بقیه آثار این سری، یک بازی اکشن ماجراجویی جذاب در محیطی بکر را نمایش میداد. چیزی که باعث شد بازی Breath of the Wild موفقیت فراتر از انتظار را تجربه کند، مکانیزم تازه و جدیدی این بازی بود. به عبارتی بازی Breath of the Wild تبدیل به مترادف ماجراجویی در بازیهای ویدئویی شد.
برخلاف اکثر بازیهای ماجراجویی که امروزه روانه بازار میشود، بازیکنان در بازی Breath of the Wild از همان لحظه اول بهتمامی مناطق و دانجنهای بازی دسترسی دارند. حتی این امکان وجود دارد که در اولین قدم سراغ باس آخر بازی بروید؛ اما چیزی که این بازی تبدیل به یک ماجراجویی واقعی میکند، موانعی است که سد راه بازیکنان قرار میگیرد. بازیکن باید با آزمونوخطا به این نتیجه برسد که اول سراغ کدام مناطق برود تا تجربه و امتیاز کافی برای خرید ویژگی و آپگریدهای جدید کسب کند تا شانس زنده ماندن خود را در مقابل دشمنهای بزرگتر بیشتر از قبل کند. اما بازی Breath of the Wild صرفاً یک بازی غیرخطی آزاد نیست. در واقع مسیری که شما در طول بازی پیش میگیرید، باعث میشود مراحل و کوئستهای خاص برای شما ایجاد شود. درحالیکه بازیکن دیگر میتواند صرفاً با تغییر ترتیب کارهای که شما انجام دادهاید، با عواقب و کوئستهای کاملاً متفاوتی روبهرو شود. به عبارتی بازی Breath of the Wild بهگونهای خلق شده است تا واکنش واقعی و طبیعی مقابل تصمیم شما داشته باشد که نتیجه آن یک تجربه کاملاً خاص است که ممکن است صرفاً برای شما رخ بدهد. بازی Breath of the Wild تأثیر مستقیم و عمیقی روی تمامی بازیهای ویدئویی و صنعت ویدئو گیم گذاشته است که تمامی بازیهای پس از آن تلاش میکنند چیزی شبیه آن را در خود داشته باشند.

1 – BioShock
در سال 2000 بازی با نام Deus Ex به کارگردانی وارن اسپکتر منتشر شد که تحول بزرگی برای بازیهای ویدئویی محسوب میشد. در زمانی که بسیاری از گیمرها به داستان بازی توجه آنچنانی نداشتند، بازی Deus Ex یکی از عمیقترین داستانهای تاریخ ویدئو گیم را روایت کرد. این بازی الگویی شد برای یک طراح جوان بنام کن لوین در استودیو Looking Glass Studios. پس از بستهشدن این استودیو، کن لوین و بعضی دیگر از کارمندهای Looking Glass Studios، استودیو دیگری را با نام Irrational Games تأسیس کردند. پس از عرضه چند بازی موفق، کن لوین بهعنوان کارگردان یک اثر جاهطلبانه که شباهت بسیاری به ساختار Deus Ex داشت، انتخاب شد. اسم این بازی BioShock بود که در سال 2007 برای کنسولهای پلیاستیشن 3، ایکسباکس 360 و رایانههای شخصی منتشر شد. بازی که نهتنها صنعت ویدئو گیم را تغییر داد، بلکه دیدگاه گیمرها و تمامی افرادی که تصور میکردند بازیهای ویدئویی چیزی بیشتر از یک سرگرمی نیست را تغییر داد. بازی بایوشاک همان کاری را در حق صنعت ویدئو گیم کرد که همشهری کین برای هنر سینما کرد.
بازی بایوشاک در شهری زیر دریا بنام Rapture جریان دارد که توسط شخصی بنام Andrew Ryan ساخته شده بود تا تمامی هنرمندها، دانشمندان و فیلسوفهای بزرگ را در یک شهر، گرد هم جمع کند بدون اینکه با سیاست و کاغذپرانیهای دولتها دستوپنجه نرم کنند. اما بازیکن زمانی به این شهر سفر میکند که طی یک شورش، تمامی شهر نابود شده و رؤیایی آرمانشهر اندرو رایان به بدترین پادآرمانشهر ممکن شده است. داستان بازی اقتباسی غیرمستقیم از کتاب Atlas Shrugged، نوشته آیان رند است که داستان و محتوای مشابهی دارد اما فلسفه توأم با سیاستی که در بازی BioShock با آن سروکار داریم از جنس نوشتههای جورج اورول مثل 1984 است.
ولی چیزی که بایوشاک را تبدیل به بهترین بازی قرن 21 میکند، صرفاً موضوعات سنگین و پیچیدهی آن نیست. کن لوین در قدم اول قصد دارد یک داستان جذاب و منظم را روایت کند و پس از آن سراغ مسائل فلسفی و سیاسی میرود. مسائلی که بخشی از آن در دل داستان روایت میشود و بخش دیگر آن از طراحی شهر Rapture و نکات ریزی که در آن پنهان شده است. اما اگر یک چیز باشد که بایوشاک را در یاد همه زنده نگه دارد، آن خود Rapture و طراحی خفقانآور آن است که مثالش را در هیچ بازی دیگری، حتی در نسخه دوم بایوشاک نخواهید دید. در وصف و تفسیر بایوشاک و داستان آن صدها ساعت محتوای صوتی و تصویری در پلتفرمهای مختلف ساخته شده و دهها هزار کلمه بهصورت نوشتاری برای آن به تحریر درآمده است. بازی BioShock بدون شک بهترین بازی است که در قرن 21 منتشر شده است.
هنوز در دهه دوم قرن 21 قرار داریم و قطعاً تا پایان این قرن بازیهای فوقالعاده و نفسگیر بسیاری ساخته و منتشر خواهد شد. در بخش کامنتها برایمان بنویسید که به نظر شما کدام بازی بهترین بازی قرن 21 است.
سوالات متداول در رابطه با این محتوا
دیدگاه کاربران
تعداد دیدگاه کاربران: 21 دیدگاهناصر عظیم جثه
ردد ۱ نبود گوطت اف سوشیما و… ردد ۲ بهترین بازیه تاریخ هست
M. H. B
انصافا باید ردد۲ رتبه ۱ میشد لست اف اس هم باید میومد جزو ده تای اول
احسان
تا حدودی لیست قابل قبوله
فقط بنظرم اینساید خیلی ایساید باید بالاتر میبود
سن اندراس نبود
با این شادو اف کلسوس رو دوست داشتم ولی بازیهای بهتری قبل اون بودن که جای اونو بگیرن
از نظر من بایوشاک اینفینیت از دو نسخه اول جذابتر بود
متال گیر نسخه های بهتری نسبت به فانتوم پین داشت
نسخه نهمه مورتال کامبت میتونست تو لیست باشه
اسپس اوپس بهتر از جایگاهش بود
هیلو هم میتونست جایگاه بهتری داشته باشه
ولی خب کلیت لیست خوبه
Ash
این لیست کاملا سلیقه ای است
M
لیستی که توش رد دد (که بازی خوبیه) و GTA رو بالاتر از شاهکارهایی مانند سایلنت هیل و اویل و خدای جنگ بذاره و رتبه یکش بایوشاک باشه و توش حتا یه نسخه از سری بزرگ فاینال فانتازی نباشه، باید گذاشت کف سطل آشغال
فرشاد در پاسخ به M
بایوشاک بدون شک بهترین هستش.شما خیلی مونده تا معنی بازی واقعی رو درک کنید.ضمنا هیچوقت شاهکاری مثل GTA رو با بازیهای معمولی مثل رزیدنت اویل مقایسه نکنید.
اشکان
با کله لیست و رتبه بندی ها مخالفم
نیما در پاسخ به اشکان
من با جایگاه بعضی هاشون مخالفم ولی در کل رتبه بندی خوبی بود (هرچند کمی سلیقه ای). تقریبا بیشتر بازی های شاهکاز قرن رو گذاشتن.
محمد
خیلی ناقصه ، Apex Legends , Titanfall2 , call of duty warzone و… رو نذاشتین
نیما در پاسخ به محمد
اون بازی ها هیچکدوم بهترین چیزی نیستن
امیر محمد
جی تی ای سن اندرس کو
نیما
جای این بازی ها خالیه:
GTA: San Andreas
Devil may cry 3
Uncharted 4
Ghost of tsushima
Super meat boy
Resident Evil 2 Remake
Marvel’s Spider-Man
Metal Gear Solid 3
Yakuza 0
Horizon zero dawn
احمد
بازیهای ori و rayman legends در سبک پلتفرم دو بعدی عالین ولی بهترین بازی در این سبک بدون شک hollow knight هست و در مجله های معتبر گیمینگ از اون به عنوان بازی تعیین کننده یک ژانر گیم تعریف شده و جاش تو این لیست قطعا خالیه.
N
جای خالی Nioh خیلی حس میشه
محسن
چرا Ghost of Tsushima جزوش نیست؟
arash473
مقاله جالبی بود .ولی من از بین بازیهای گفته شده و اونایی که موفق شدم بازی کنم اول رد دد 2 و بعد هم اسکایرم و همچنین کال او دیوتی 4 و 2 رو به عنوان بهترین بازیهای قرن 21 که حتی تمام دوران انتخاب میکنم .
رامسین
call of duty mobile هم خیلی خوبه نمی دونم چرا اونو ننوشتن
شایان
پس قسمت دومش چی شد؟
عارف
داش ناموسا حق خوری نکن بازی هایی که داستان شاهکاری دارن رو به بازی هایی که گرافیک خوب دارن نفروش
سید محمد پیغمبری
به نظر من اساسین کرید ۲ و الن ویک و دارک سولز بهترینن و من هم هنوزم هم بازیشون میکنم?
کوروش
Dead Cells هم خوب هست