برخی از بازی های Xbox به خاطر سر و صدایی که به پا میکنند، مورد توجه بیشتر کاربران قرار میگیرند. این عناوین سزاوار این هستند که بیشتر مورد توجه منتقدان و گیمران قرار بگیرند و محبتی که لایق آن هستند را دریافت کنند. عناوینی مانند Gears Tactics، Hi-Fi Rush و Pentiment تجربههای منحصر به فردی از گیمپلی را ارائه میدهند و قطعا ارزش یک بار تجربه کردن را دارند. آثاری که بعدا در مورد آنها صحبت میکنیم از داستانهای غنی برخوردار هستند. این عناوین طیف وسیعی از ژانرهای مختلف را دربرمیگیرند و به گیمرهایی که دنبال اتفاقات جذاب هستند، تجربههای نابی را ارائه میدهند. همراه پارسی گیم با بازی های ایکس باکس سری ایکس باشید.
بازی های ایکس باکس سری ایکس؛ ناشناختههای ارزشمند
با اینکه شرکت مایکروسافت از سرویس Game Pass برای ارائه خدمات خودش استفاده میکند، هنوز نتوانسته است نسخههای جدید بازیها را با کنسول Xbox Series X|S همگامسازی کند. همین مورد سبب شده که برخی از عناوین در دسترس گیمرها قرار نگیرند و استقبال لازم از آنها نشود. سرویس Xbox Games Pass ثابت کرده که میتواند از انجام هر نوع آزمایشی سربلند بیرون بیاید، اما در این بین برخی از مشکلات سبب میشود که عملکرد این سرویس زیر سوال برود.
مجموعهای از بهترین بازی های ایکس باکس سری ایکس در اینجا وجود دارد که هر زمانی میتوانید هر کدام را آنها برای سرگرم شدن انتخاب کنید. برخی از آنها داستانهای عمیق و جذابی دارند و برخی دیگر درگیریهای اکشن و تیراندازیهای خشنی را دنبال میکنند. بنابراین اول از همه باید ببینید که دقیقا چه ژانری میتواند آدرنالین بیشتری را روانه خون شما کند. بیشتر آثاری که در این فهرست حضور دارند، در ابتدای ورودشان به صنعت گیم سر و صدای زیادی را به پا کردند، اما در بین رقابت سنگین بین دیگر عنوانهای پرفروش به خوبی دیده نشدند.
1) بازی Gears Tactics

این اتفاق خیلی به ندرت پیش میآید که یکی از آثار مجموعه Gears از دایره توجه کاربران خارج شود. متاسفانه این موضوع دقیقا رخدادی است که برای عنوان Gears Tactics شکل گرفت و از رادار توجه گیمرها خارج شد. دلیل اصلی این اتفاق این است که این عنوان مثل دیگر عناوین مجموعه خودش، یک تیراندازی سوم شخص را به طرفدارن این فرنچایز ارائه نداد. در عوض یک سیستم تاکتیکی مبتنی بر نوبت را ارائه داد که در آن باید برای شکست دادن حریفان خود در نبرد، تیم خود را سازماندهی و نظم دهید.
شما باید دقیقا تصیم بگیرید که چه حرکتهایی را باید برای نابودی دشمنانتان انجام دهید. معمولا آثار استراتژیک به تمرکز و دقت بالایی نیار دارند، به همین خاطر معمولا گیمرهایی که به این موضوع علاقه ندارند از عناوین استراتژیک نوبتی استقابل چندانی نمیکنند. با این حال این بازی از نظر ظاهری و ساختاری شباهتهای زیادی به عناوین گذشته خودش دارد و هنوز خشونت و خونریزی در تک لحظات آن به خوبی حس میشود.
معمولا در سری بازیهای Gears of War، شاهد داستانیهای عمیق و شخصیتپردازیهای جذابی هستیم. در عنوان Gears Tactics نیز با اینکه انتظارها بحث دیگری را به میان میکشند، اما این اثر توانست خودش را به خوبی نشان دهد. معمولا بازیهایی که براساس روند تاکتیک نوبتی ساخته میشوند، تمرکز زیادی روی عمق داستان ندارند. با این حال در این نسخه شاهد عنوانی هستیم که از نظر گیم پلی و ساختار داستانی استخوانبندی خوبی دارد. با اولین تجربه این اثر متوجه میشوید که درون پیچش داستانی مناسبی قرار گرفتهاید که حتی ارزش چندبار امتحان کردن را دارد.
اگر از داستان عناوین گذشته بازی خاطراتی خوبی در ذهنتان داشته باشید، این اثر نیز راحت میتواند جایش را در دلتان باز کند. در کنار شخصیتپردازیهای خوب این عنوان، ارجاعات مناسبی را داریم که به عنوان مکمل روند داستانی شناخته میشوند. همچنین هر لحظه باید منتظر سوپرایزهای فراوانی باشید؛ زیرا بازی Gears Tactics یک روند غیر قابل پیشبینی را برای شما تدارک دیده است. این فرنچایز به منظور اینکه حس بهتری را به مخاطب خودش القا کند از عنوان XCOM 2 الهامهای زیادی گرفته است. بنابراین تا حدودی ممکن است گیم پلی بازی شبیه به عنوانی باشد که از آن نام بردیم.
2) بازی Hi-Fi Rush

نمیتوان گفت که عنوان Hi-Fi Rush کاملاً نادیده گرفته شده است؛ زیرا منتقدان آن را دوست داشتند و برخی از بازیکنان آن را تجربه کردند. با این حال هنوز حس میشود که این اثر شاید نیاز به توجه بیشتری داشت و امتیاز لازم را دریافت نکرده است. به هر حال بازی Hi-Fi Rush به عنوان یکی از بهترین و زیباترین بازی های ایکس باکس سری ایکس شناخته میشود. بیشتر آثاری که شینجی میکامی ساخته است، روند ترسناک و دلهرهآوری داشتهاند؛ اما در مورد این اثر همه چیز متفاوتتر از همیشه پیش میرود.
شخصیت داستان بازی دوست دارد که تبدیل به یک راک استار بزرگ شود، ولی متاسفانه هیچ چیز باب میل او پیش نمیرود. او در ادامه متوجه میشود که شرکت Spectra ایدههای ترسناکی را در ذهن خودش میپرواند. هدف اصلی این سازمان این است که در آینده بتواند ذهن تمام مردم را کنترل کند و به اهداف پلید خودش برسد. روند داستانی بازی در کنار سبک اکشنی که دارد، حس طنز گونه خودش را به خوبی حفظ میکند و به هیچوجه ماجرای بازی حس یکنواختی را به مخاطب القا نمیکند. تمام مکالمهها و لحظات مهم بهگونهای طراحی شدهاند که طرفداران این اثر مجموعهای از احساسات را درک کنند و از نظر احساسی یک عنوان کامل به کاربر ارائه گردد.
مکانیزم درگیریهای این اثر با گیم پلی و موزیک متن خودش ارتباطی خوبی برقرار میکند و در زمان ضربه زدن به دشمنان ریتم موسیقی تغییرات زیادی دارد. هر چقدر که ضربات بیشتر و با ریتم شدیدتری را وارد کنید، امتیازهای بهتری را دریافت خواهید نمود. تمام کمبوها را باید با یک نظم خاصی انجام دهید در غیر این صورت زمان از بین بردن دشمنان بیش از حد طولانی خواهد شد. متاسفانه برای شخصیت بازی سیستم ارتقای مهارتی در نظر گرفته نشده و تا پایان بازی باید با یک میزان صدمه به دشمنان گیم پلی را پیش ببرید.
در صورتی که میخواهید سیستم مبارزات متنوعی را در زمان درگیریها تجربه کنید، حتما سری به بخش خرید کومبوها بزنید. هر چقدر که در داستان بازی پیشرفت بیشتری داشته باشید، دسترسی به حرکات متنوعتری نیز پیدا خواهید کرد. همچنین در مبارزات خود بخش دفاع کردن را نیز در نظر بگیرید؛ زیرا درگیر شدن با مهاجمان تنها در حالت تهاجمی خلاصه نمیشود و گاهی اوقات باید جلوی ضربات دشمنان را نیز بگیرید.
3) بازی Cocoon

این اثر دوستداشتنی یک بازی ماجراجویی پازلی است که شما در آن کنترل یک حشره شناس مرموز را در اختیار دارید. این موضوع تنها مورد عجیب بازی Cocoon به حساب نمیآید، بلکه مواردی زیادی هستند که در گیم پلی آن به طرز مرموزانه جا خوش کردهاند. روند داستان به هیچ عنوان به شما نمیگوید که چه شخصیتی دارید و در کجای جهان هستی قرار گرفتهاید. تمام اتفاقاتی که در روند داستانی شکل میگیرند در حالهای از ابهام رخ میدهند. وظیفه شما در واقع کامل کردن پازلی است که بازی در اختیارتان میگذارد. شاید در زمان حل کردن پازل متوجه بخشهایی از جریان داستانی بازی نیز شدید.
پازلهایی که برای این اثر در نظر گرفته شدهاند شبیه به کمتر عنوانی هستند و شکلهای خلاقانه و چالشبرانگیزی دارند. گیم پلی بازی از یک مکانیک خاص برخوردار است و همین موضوع باعث جذابتر شدن تمام لحظات آن میشود. خطی بودن ظاهر بازی باعث میشود که چالش بیشتری را در زمان گیم پلی تجربه کنید. بازیکن باید سعی کند که از بین راههای مختلف یک مسیر مناسب را برای رسیدن به اهدافش بیابد. در کنار این مورد باید بخشی از پازلهایی که حالت الگویی دارند را با موفقیت حل کنید. معماهایی که حالت پروازی دارند میتوانند کمک زیادی در پیش برد روند بازی به شما کنند، بنابراین اینگونه پازلها را دست کم نگیرید.
هر چقدر بیشتر به سمت جلو میروید، معماها و گویهای بازی نیز حالت پیچیدهتری به خودشان میگیرند. اگر امکانات جدید در اختیارتان قرار بگیرید، باید منتظر چالشهای دشوارتری نیز باشید. روند این عنوان به صورتی پیش میرود که پازلها به مرور زمان یکدیگر را تکمیل میکنند. تیم توسعهدهنده، سختی بازی را به گونهای در نظر گرفتند که در مسیر گیم پلی چالشهای خودش را به خوبی نشان دهد. هر چقدر که درک بهتری از گیم پلی بازی به دست آورید، حل کردن معماهای این اثر به یاد ماندنی آسانتر خواهد شد. با اینکه زیادی به بخشهای اکشن توجه خاصی نشده، اما این عنوان در بخش طراحی باس فایتهای خودش از خلاقانهترین ایدهها الهام میگیرد.
شکست دادن هر کدام از باس فایتهای بازی دست کمی از حل کردن سختترین پازلهای آن ندارد. برای گذشتن از سد باس فایتهای بازی باید دقیقا یاد بگیرید که چه زمانهایی باید از خودتان در برابر حملات دفاع کنید. بعد از دفاع کردن نوبت به فهمیدن نقاط ضعف هر کدام از باسها میشود و شما باید از تمام ضعفهای آنها برای زمینگیر کردنشان استفاده کنید. آزمون خطاهای زیادی را باید در نظر بگیرید تا بهترین راه برای گذر از این نوع مراحل را بیاموزید.
4) بازی Prince Of Persia: The Lost Crown

مجموعه Prince of Persia برای سالها متوقف شده بود؛ زیرا به نظر میرسید یوبیسافت بیشتر روی Assassin’s Creed و Far Cry تمرکز کرده است. اما با بازی Prince Of Persia: The Lost Crown به ما ثابت کرد که هنوز میشود به فرنچایز شاهزاده ایرانی امید داشته باشیم. ما شاهد یک بازگشت زیبا و البته باورنکردنی بودیم که کیفیت بسیار خوبی را به گیمرهای سبک ماجراجویی اکشن ارائه داد.
در بخش طراحی محیط و جلوههای بصری روند دوستداشتنی و جذابی را میبینیم که همراه با مبارزهای بسیار سرگرمکننده است. اما متأسفانه این بازی فروش قابل توجهی نداشته است، به همین دلیل آن را دست کم میگیرند. مطمئنا به خاطر کیفیت بالای درگیریها و خلاقیت در طراحی یک محیط جذاب، نباید لذت تجربه این اثر را دست کم گرفت. این اثر حرفهای زیادی برای گفتن دارد و میتوانیم به عنوان یک آتش زیر خاکستر از آن یاد کنیم. ساختار بازی با الگوهای ایرانی سازگاری بیشتری پیدا کرده و به همین خاطر گیمر ایرانی میتواند رابطه عمیقتری را با شخصیت و روند گیم پلی برقرار کند.
مجموعه Prince of Persia از گذشته سبک و سیاق عربی را دنبال میکرد و چه بسا یک داستان غربی را به کاربران ارائه میداد. خوشبختانه در نسخه جدیدی که منتشر شده است، سازندگان بازی روی ارائه اثری که با المان ایرانی هماهنگی داشته باشد تمرکز زیادی کردهاند. این موضوع به این معنا است که این بار روی تاریخ فرهنگ و تاریخ باستانی ایران مطالعه داشتهاند. در داستان این عنوان میتوانید به وضوح نمادها و عنصرهای ایران باستان را مشاهده کنید و از تلفیق شدن آنها با ریشههای داستانی بازی لذت ببرید.
صدا گذاری تمام کاراکترها با بالاترین کیفیت ممکن انجام شده و هیچ نقصی در نحوه عملکرد آنها دیده نمیشود. داستان عنوان Prince Of Persia: The Lost Crown نه تنها از نظر روند کلی به شکلی زیبایی پیش میرود، بلکه در آخر پایانبندی قانعکنندهای را در اختیار بازیکنان خودش قرار میدهد. از وصف یک داستان بینظیر که بگذریم نوبت به بخش گیم پلی دوستداشتنی بازی میرسد که چیزی کمتر از کیفیت بالای داستان خودش ندارد. شما باید مدام در نقشه بازی در حال جستجو باشید و دنیای وسیع این اثر را حسابی بگردید. شاید این موضوع برای برخی از کاربران حوصله سربر و خستهکننده باشد، ولی دنیای عنوان شاهزاده ایرانی بهگونهای طراحی شده که جایی برای خستگی باقی نگذارد.
5) بازی Guardians Of The Galaxy

عنوان Guardians Of The Galaxy در زمان انتشار خودش آسیبهای فراوانی دید و توجه چندانی را به خودش جلب نکرد. بازی انتقام جویان به قدری مورد بی مهری قرار گرفت که به نظر میرسید بسیاری از افراد همین انتظار را برای عنوان Guardians نیز داشته باشند. این موضوع واقعا منصفانه نبود؛ زیرا این اثر یک روند اکشن و ماجراجویی مهیجی را در اختیار کاربران قرار میداد. بیشتر کاراکترهای بازی از شخصیتپردازیهای جذابی برخوردارند و دیالوگهای جذابی برای آنها در نظر گرفته شده است. داستانی که برای این اثر فراموشنشدنی نوشته شده نه تنها عمق خوبی دارد، بلکه حس طنز آلود خودش را تا پایان دنبال میکند.
با اینکه در برخی از مواقع حس عمیق از دست دادن را تجربه میکنید، اما نویسنده بازی به خوبی میداند که چگونه مخاطب خودش را به شوق بیاورد. با این حال شرکت سازنده بازی از اشتباهات گذشته خود درسهای زیادی گرفته و عنوانی را روانه بازار کرد که واقعا ارزش 17 سال وقت گذاشتن را دارد. بیشتر عناوین ابر قهرمانی یک روند کلیشهای را دنبال میکنند، اما این موضوع برای بازی انتقام جویان صدق نمیکند. اگر با دنیای ابرقهرمانهای مارول آشناییهای لازم را دارید، به راحتی میتوانید با تمام شخصیتها ارتباط عمیقی را برقرار کنید. با این حال سازندگان این اثر به گونهای بازی را ساختهاند که اگر ابرقهرمانهای مارول را نشناسید باز روند گیم پلی برای شما ریتم سرگرمکننده بودن خودش را از دست نمیدهد.
در قسمت داستانی شاهد سکانسهای سینمایی هستیم که احساسات همراه با اندوه و حس طنز را بیان میکنند. شخصیت پیتر کوئیل در برخی از لحظات خاطرات گذشته را مرور میکند تا حس عمیقتری را به بازیکن در زمان تجربه داستان زیبای بازی ارائه دهد. تقسیم تمرکز روی کاراکترهای این عنوان به خوبی انجام شده است و شخصیتهای شرور و خوب بازی با یک موقعیت مناسب خودشان را به شما معرفی میکنند. با اینکه دیالوگها معمولا در روند گیم پلی زیاد جدی گرفته نمیشوند، اما به خوبی میتوانند روی پایانبندی این عنوان تاثیرات مرتبط با خودشان را داشته باشند.
نقش گیم پلی در عنوان Guardians Of The Galaxy جدی گرفته شده است و شما همراه با چهار نفر دیگر باید دشمنان سر راهتان را از بین ببرید. شما تنها وظیفه کنترل شخصیت استار لرد را دارید و فقط میتوانید از مهارتهای او برای نابودی مهاجمان استفاده کنید. بهتر است بعد از گذراندن برخی از مراحل مهم بازی سری به بخش مهارتهای کاراکتر بزنید و آنها را برای ارتقا دادن سطح درگیریها تغییر دهید. این روش به شما کمک میکند تا ساختار نبردها را از حالت یکنواخت بودن خارج کنید و نحوه از بین بردن دشمنان را با تنوع بیشتری پیش ببرید.
6) بازی Marvel’s Midnight Suns

شاید هیچ وقت انتظار نداشته باشید یک بازی مارول که شامل حضور شخصیتهایی مانند مرد عنکبوتی و کاپیتان آمریکا است، نادیده گرفته شود. با این حال فروش این نسخه به حد نصاب خودش نرسید و بیشتر منتقدان و بازیکنان در مورد آن صحبتی نمیکنند. شاید این اتفاق به خاطر سبک نوبتی بودن بازی باشد، به خاطر اینکه معمولا از این نوع سیستم استقبال چندانی نمیشود و اغلب در انتهای لیست عناوین مهیج قرار میگیرد. واقعا انصاف در مورد این عنوان جذاب در نظر گرفته نشده است؛ زیرا عنوان Marvel’s Midnight Suns در کنار مبارزات لذتبخشی که دارد، داستانی بسیار مهیج را نیز به کاربران ارائه میدهد.
با همه این موارد این امکان را دارید که در دنیای مارول یا شخصیتهای نمادین داستانها، دوستان خودتان را پیدا کنید و در فضای اجتماعی بازی با یکدیگر معاشرت داشته باشید. گیم پلی این اثر همانند داستان خودش روندی را دنبال میکند که در عناوین مارول کمتر با آن مواجه شدهایم. شاید در روند کلی شاهد یک بازسازی موفقیتآمیز از آثار گذشته باشید، ولی از نظر دیگر شاهد یک اثر جدید با سیستم تاکتیکی هستیم که جذابیتهای مربوط به خودش را دارد. سبک و سیاق این عنوان به هیچوجه شبیه به عنوان XCOM نیست و کوچکترین تصمیم اشتباه باعث کشته شدن شخصیت داستان میشود.
به هر حال این موضوع را باید در نظر گرفت که در این نسخه دشمنان راحتتر از آثار گذشته از بین میروند و کار گیمرها آسانتر از قبل شده است. این اتفاق امری طبیعی محسوب میشود؛ زیرا اغلب ابرقهرمانان مارول برای مقابله با دشمنان خودشان نیازی به ضربه دوم ندارند. زمانی که با دشمنان سادهتری روبرو میشوید، بیشتر روی لذت کشته شدن آنها تمرکز شده تا اینکه نگرانی روی میزان قدرت آنها وجود داشته باشد. با اینکه ممکن است همه چیز ساده به نظر بیاید، اما زمانی که با دشمنان ساده مواجه میشوید درگیری تنها به یک یا چند دشمن خلاصه نمیشود.
اگر بخواهیم نگاه کلی به این اثر داشته باشیم، بازی شباهت فراوانی به آثار کارتی دارد. هر کدام از ابر قهرمانان بازی دارای هشت کارت خاص هستند و هر یک از این کارتها خبر از یک ویژگی مهم را میدهند. بعد از گذراندن چند ساعت از گیم پلی، شخصیتها میتوانند از استراتژیهای متنوعتری برای از بین بردن دشمنان خودشان استفاده کنند. برخی از کارتها میتوانند موارد دفاعی را دربر بگیرید و بعضی دیگر تنها در بخش حالت تهاجمی خلاصه شوند. همچنین تعدادی از کارتهای حس طنز گونهای را دنبال میکنند و هدف آنها تمسخر کردن دشمن مورد نظرشان است.
7) بازی Pentiment

این عنوان زیبا متاسفانه بعد از انتشار خود مثل دیگر بازی های Xboxزیاد مورد توجه قرار نگرفت. آثاری که در همان ماه منتشر شده بودند بیشتر مورد جلب توجه قرار گرفتند و جایگاه این بازی را به خودشان اختصاص دادند. با این حال هنوز این عنوان، شایسته امتیازهای بالاتری است و قطعا جایگاه بهتری بین عناوین محبوب ایکس باکس دارد. بازی Pentiment یک عنوان جهان باز است که تمرکز زیادی روی بخش داستانی خودش دارد.
داستان بازی در سال 1500 رخ میدهد و شما به عنوان یک محقق به شکل هنرمندانهای باید معماهای مجموعهای از قتلها را حل کنید. روند این اثر یک نوع ماجراجویی به حساب میآید و به دلیل سبک هنری خاص خودش به خوبی در نظر گیمرها و منتقدین درخشیده است. در این عنوان دوستداشتنی میتوانید داستان گیم پلی خودتان را داشته باشید و داستان اصلی را به دلخواه خودتان پیش ببرید. سازندگان عنوان Pentiment سعی کردهاند که در زمان تجربه بازی حس واقعی زندگی در دوره رنسانس را با عمق بیشتری درک کنید. اساسیترین حقوقی که برای هر انسانی نیاز است را در این دنیای رنسانسی نمیبینید و کلیسا کنترل شدیدی رو همه چیز دارد.
کنترل تمام دنیای این عنوان در دست راهبهها و کشیشها است و به همین خاطر باید تا جای ممکن به همه جای کلیسا نفوذ کنید. برای حل کردن پازلهای بازی باید تا جای ممکن به قشر مذهبی شهر نزدیک شوید و اطلاعات مورد نظرتان را از آنها به دست بیاورید. گرافیکی که در سکانسهای مختلف بازی میبینید، حس آثار کلاسیک را به بازیکنان ارائه میدهد و به سادهترین شکل ممکن مخاطب را جذب میکند. با اینکه از نظر ساختاری یک عنوان ساده دیده میشود، اما پویایی خودش را دارد و هر لحظه ممکن است اتفاقی جدید شما را سوپرایز کند.
شما باید در طول شب و روز با افراد زیادی مشورت کنید تا مدارک مورد نیازتان را به دست بیاورید و از آنها برای متهم کردن شخصیت مورد نظرتان بهره بگیرید. زمانی که باید برای به دست آوردن سرنخ معماها استفاده کنید، محدودیتهای خودش را دارد. شما باید در کمترین زمان ممکن بهترین نتایج را به دست بیاورید. از طرفی دیگر شخصیتپردازیهای کاراکترهای فرعی به بهترین نحو ممکن انجام شده است و هر کدام از شخصیتها مشکلات و نیازهای خودشان را دارند.
8) بازی Immortals Fenyx Rising

این اثر برای شکلگیری خودش کمکهای فراوانی از کمپانی نیتندو گرفته است و به همان اندازه نسخه برداری قابل توجهی از عنوان The Legend of Zelda: Breath of the Wild داشت. شما از آسمان به یک دنیای زیبا و رنگارنگ فرود آمدید و در یک سرزمین افسانهای و پر از اساطیر یونانی حضور دارید. در این بین وظیفه دارید که طلسم سیاهی که روی خدایان یونان گذاشته شده را از بین ببرید. این بازی همزمان با عرضه کنسولهای نسل جدید منتشر شد و به خاطر معرفی شدن بازیهای جدیدتر، تا حدودی تحت الشعاع این موضوع قرار گرفت.
همچنین نسبت به بازی Breath of the Wild گیم پلی کوتاهتری داشت و طبیعتا انتظار میرفت که بین عناوین پرطرفدارتر به خوبی دیده نشود. با این حال نمیشود از لذت تجربه این اثر به یادماندنی چشمپوشی کرد. داستان بازی در مورد یک تایتان شرور است که میخواهد تمام ساکنان سرزمین المپ را از بین ببرد. خدایان یونانی به دنبال منجی میگردند که آنها را از شر این تایتان شرور آزاد کند. اینجا فینیکس (Fenyx) ظاهر میشود و به خدایان یونان در رهایی از چنگال دشمنان شرورشان کمک میکند. شما میتوانید قهرمان داستانتان را با توجه به سلیقه خودتان شخصیسازی کنید و هر طوری که میخواهید او را تغییر دهید.
این اثر جذاب مکانیک گیم پلی مناسبی را ارائه میدهد و معمولا گیمرها را مجذوب خودش میکند. فعالیتهای شما تنها در ماموریت اصلی و بخش داستانی بازی خلاصه نمیشود و مراحل فرعی زیادی در دنیای این عنوان وجود دارند. برای طراحی مراحل اصلی بازی از خلاقیت لازم استفاده شده و به هیچوجه حس یکنواخت بودن ماموریتها احساس نمیشود. در کنار جذابیت انجام دادن فعالیتهای اصلی بازی میتوانید از تنوع ماموریتهای فرعی این عنوان لذت لازم را ببرید. بیشتر فعالیتهایی که درون نقشه هستند، ماهیت اصلی خودشان را نشان نمیدهند و باید حتما در همان منطقه حضور داشته باشید.
بازیکنان بازی باید خودشان تنها دنیای بازی Immortals Fenyx Rising جستجو کنند و از اسرار این اثر پرده بردارند. بعد از چند ساعت گیم پلی متوجه خواهید شد که جریان بازی به شکل عجیبی اعتیادآور است و شما حسابی درگیر خودش میکند. در کنار مهیج بودن لحظات مختلف بازی، با امتیاز قابل توجهی روبرو هستیم که با انجام دادن مراحل فرعی به دست میآورید. این ماموریتها در جاهای مناسبی از نقشه قرار گرفتهاند و معمولا چالشهای با ارزشی را در اختیار گیمرها قرار میدهند. متاسفانه برای داستانهای متفرقه بازی عمق زیادی در نظر گرفته نشده است، اما اگر این موضوع رعایت میشد مرحلههای فرعی نیز مثل بخش داستان اصلی جذابیت بیشتری پیدا میکردند.
9) بازی As Dusk Falls

در صورتی که به آثار ماجراجویی علاقه زیادی دارید، بازی As Dusk Falls به خوبی میتواند حس ماجراجویانه شما را ارضا کند. شما در یک داستان درام تعاملی قرار گرفتهاید و باید با انتخابهای درست، مسیر خوبی را برای شخصیتهای داستان بسازید؛ زیرا تمرکز زیادی روی شخصیتهای اصلی بازی وجود دارد. بعدها در جریان گیم پلی از شما خواسته میشود که به یک سوال، جوابهای مختلف بدهید تا شانس خودتان را در دیدن نتایج گوناگون امتحان کنید. این موضوع واقعا باعث شرم است که این عنوان با داستانی عمیق و دوستداشتنی باز هم انتظارها را برآورده نکرد. شاید به دلیل منفعل بودن شخصیت اصلی بازی و سینمایی بودن گیم پلی، توجه چندانی به این اثر نشد.
با این حال شما یک عنوان جذاب را تجربه خواهید کرد که دنیای بین بازیها و سکانسهای سینمایی را به نمایش میگذارد. این تجربه که با یک سبک هنری متفاوت تلفیق شده است، حس خاصی را در اختیار کاربران قرار میدهد و مرزهای خلاقیت را جابهجا میکند. دستهای از گیمرها اعتقاد دارند که گیم پلی خاصی از این اثر ندیدهاند؛ با این حال استودیو سازنده این عنوان همیشه امضای خودش را روی آثارش قرار میدهد و بازی As Dusk Falls نیز از این موضوع مستثنی نشده است.
داستان به نحو زیبایی روایت میشود و المان گرافیکی از یک هارمونی خاصی برخوردار هستند. تیم هنری بازی از یک نوع سبک نقاشی برای سکانسبندی لحظههای سینمایی بازی استفاده کردهاند که به اصطلاح به آن Cel-Shade میگویند. با این حال شاید در این عنوان دوستداشتی با یک بازی بدون انیمشین روبرو شوید که لحظات آن شبیه به خواندن یک کتاب مصور پیش میرود. عنوان As Dusk Falls یک بازی خشک و خالی از روح نیست، بلکه هر لحظه از آن انیمیشنهای مختص به خودش را دارد. تمام حرکتها به این جریان خاص دنبال میشود و هر صحنه مکملهای سکانسهای آینده بازی خواهد شد.
بد نیست که بدانید هر کدام از کاراکترهای بازی صداگذاریهای مختص به خودشان را دارند و برای هر شخصیت یک صداپیشه در نظر گرفته شده است. این کار واقعا با ریسک بالایی همراه بود، اما به خوبی یک اتفاق خوب را برای این اثر رقم زد. در این بازی افرادی مثل اولیویر بریتن (Oliver Britten)، الکس جرت (Alex Jarret) و میل بمبر (Mail Bamber) مسئولیت صداپیشگی را بر عهده گرفتند. جدا از این تصمیم خوبی که برای بازی گرفته شده است، تمام دیالوگها به طرز زیبایی با روند داستان همخوانی بالا دارند و روی بازیکنان تاثیر زیادی میگذارند.
10) بازی Citizen Sleeper

عنوان زیبای Citizen Sleeper در حالی منتشر شد که همزمان با زمان انتشارش آثار پرطرفدار دیگری نیز به بازار عرضه شدند. به همین خاطر نسبت به دیگر بازی های ایکس باکس سری ایکس به خوبی دیده نشد و به جایگاهی که لیاقتش را داشت، نرسید. این اثر دوستداشتنی یک گیم پلی اکشن جهان باز را در اختیارتان قرار میدهد که در آن باید کنترل تعدادی از افراد را برعهده بگیرید. در دنیای که در آن حضور دارید مشکلات فراوانی وجود دارند و باید تمام سعی خود را برای زنده ماندن انجام دهید. ایستگاه فضایی Erlin’s Eye میزبان مهمانان زیادی است و شما میتوانید با هر کدام از افراد رابطه عمیق و صمیمی را برقرار نمایید.
داستان بازی روند تلخی را دنبال میکند و انتخابهای شما میتوانند روی این جریان تاثیر زیادی داشته باشند. این موضوع میتواند تجربه متفاوتی در زمینه یک بازی فضایی در اختیارتان قرار دهد. جلوههای بصری و گرافیکی بازی به تنهایی حرفهای زیادی برای گفتن دارند و توانستهاند این عنوان را تبدیل به یک شاهکار تکرار نشدنی کنند. جریان کلی گیم پلی براساس میزان استقامت جسم شما و نحوه تاس ریختن پیش میرود. در صورتی که شرایط مناسبی را در اختیار شخصیت بازی قرار داده باشید، مطمئنا تاسها اعداد خوبی را به نمایش درمیآوردند.
بیشتر مکانهای ایستگاه فضایی برای کاراکتر داستان شکل غریبی دارد و بعد گذراندن چندین مرحله و آشنایی با دیگر شخصیتهای حاضر در بازی حس بهتری به محیط این عنوان پیدا خواهید کرد. استراتژیهایی که برای ادامه زندگی در ایستگاه فضایی Erlin’s Eye میچینید، معمولا ارتباط مستقیمی با تاسهای ریخته شده دارند. تیم سازنده این اثر سعی کرده است که روند بازی تا حدودی شبیه به زندگی واقعی شود و بیشتر چالشهای زندگی را همزمان تجربه کنید. هیچ مشخصه خاصی وجود ندارد که فرق بین ماموریتهای فرعی و اصلی را بدانید، بنابراین باید تمام چالشهای مراحل مختلف را از سر بگذرانید.
برای اینکه داستان اصلی بازی را متوجه شوید باید تمام ماموریتها را انجام دهید؛ زیرا هر کدام بخشی از پازل داستان را تکمیل میکنند. در این بخشی به نام The Eye وجود دارد که باید در آن اطلاعات مورد نیاز را استخراج کنید، این قسمت میتواند تا حدودی برای کاربران یکنواخت و خستهکننده باشد. داستان این بازی به یاد ماندنی به صورت متنی پیش میرود و باید دیالوگهای روی صفحه را مرور کنید. شما باید با دیگر شخصیتهای بازی تعامل داشته باشید و به صورت انتخابی دیالوگهای مورد نظرتان را به آنها بگویید. نویسندگان این عنوان سعی کردهاند که با دیالوگهایی که در جریان بازی بیان میشوند تا حدودی حس اثری مثل بلید رانر را به مخاطب القا کنند.
11) بازی Tunic

با توجه به نظرات پر سر و صدایی که در زمان انتشار بازی Tunic بیان شدند، متاسفانه عشق به این اثر دوستداشتنی تا به حال به کمترین حد خودش رسیده است. این موضوع واقعا ناراحتکننده است؛ زیرا میتوانید تجربه یک گیم پلی جذاب و داستان خاص را داشته باشید. بعد از تجربه گیم پلی متوجه خواهید شد که این اثر از بازی Zelda ایدهبرداری زیادی داشته است. همینطور نبردهای آن سبک و سیاق مجموعه Souls را دارد و تجربه عمیقی از آثار Metroidvanias را ارائه میدهد. برای باز کردن قفل مناطق مختلف بازی باید از یک کتاب عجیب کمک بگیرید، تمام صفحاتی که به آنها نیاز دارید را باید در مسیر بازی جمعآوری کنید.
شاید حل کردن معماها و پازلها بتوانند کمکی زیادی در تکمیل کردن کتاب به شما کنند. کاراکتری که باید آن را هدایت کنید، یک روباه است که هیچ کدام از اتفاقات گذاشته را به یاد نمیآورد. روند بخش داستانی بازی حالت مرموزانهای را دنبال میکند و حس خوبی را برای سرگرم شدن به مخاطبان خودش ارائه میدهد. تمام المانهای بازی هر کدام به نحوی در شکلگیری داستان نقش خودشان ایفا میکنند و به جریان اصلی رنگ و لعابی جذابی را میدهند. شما یا یک ساختار کمیکی روبرو هستید که در آخر با دو پایانبندی متفاوت مواجه میشوید.
وقتی المانهای گرافیکی را با دقت بیشتری بررسی میکنید متوحه شباهت بالای این اثر با عنوان The Legend of Zelda: Link’s Awakening خواهید شد. روباه داستان بازی در ابتدای گیم پلی هیچ وسیلهای برای دفاع از خودش ندارد و باید هر چیزی که نیاز دارد را خودش به تنهایی بسازد. محیط این اثر به این صورت طراحی شده که باید مدام در بخشهای مختلف آن رفت و آمد کنید. برای به پایان رساندن مراحل و چالشها راهنمایی در اختیار ندارید و باید با توجه به جواب پازلها مسیر بازی را متوجه شوید. برای اینکه ساختار کلی این عنوان را بهتر بفهمید، بهتر است که تمام صفحات کتاب کمیک را پیدا کنید.
اگر تازه وارد آثار ماجراجویانه شده باشید، بازی Tunic بیشتر شما را سردرگم میکند تا اینکه حس سرگرمکنندهای را در اختیارتان قرار دهد. ارتباط گرفتن با این عنوان منحصر به فرد برای افرادی که این سبک و سیاق را دنبال میکنند، آسانتر از افراد تازه وارد خواهد بود. برای اینکه سختی مراحل را کمتر کنید، باید از سیستم ارتقای بازی کمک بگیرید. برای اینکه شبها به روز تبدیل شوند باید کاراکتر حتما استراحت کند، بنابراین شب و روز را در جریان گیم پلی حس نخواهید کرد. در بخش درگیریها میتوانید در کنار استفاده از سپر و شمشیر از مهارتهای جادویی خودتان استفاه کنید و مهاجمان را از بین ببرید.
12) بازی Nobody Saves The World

شما با یک عنوان پر از چالش و سختی روبرو هستید که حسابی میتوانند سرگرمکننده باشد. با این حال بعضی از پازلهای آن شاید به عقل جن هم نرسند و بازیکنان را به یک چالش تمام عیار بکشانند. پانزده حالت مختلف را میشود در روند گیم پلی انتخاب کرد که هر کدام از آنها مهارت و تواناییهای خاصی را در اختیارتان قرار میدهند. تمام تبدیل شدنهای جالب به همین جا ختم نمیشوند و به شما اجازه داده خواهد شد که هر کدام از مهارتها را به یک کاراکتر متفاوت تلفیق کنید. ترکیب کردن تواناییها در کنار شخصیتسازی کردن کاراکترها کمک میکند که در پایان یک کاراکتر قدرتمند را بسازید.
شخصیت اصلی داستان Nobody Saves The World یک کاراکتر عجیب و غریب که میخواهد با چوب جادویی خودش دنیا را نجات دهد. در دنیای او تاریکی در همه جا حکمفرما شده است و قهرمان داستان ما میخواهد بر تاریکی غلبه کند. برای روند گیم پلی و بخش داستانی بازی کار خاصی صورت نگرفته است، اما بخش طراحی و سبک هنری و نحوه بیان دیالوگها طرفداران خودش را دارد. در تمام جریان بازی حتی ذرهای حس طنز شخصیتها کم نمیشود و با شرایط و نحوه بیان دیالوگها تغییر میکنند.
همین اتفاق جالب باعث میشود که گیمرها حس عمیقتری به کاراکترهای بازی داشته باشند. با این حال اگر در گیم پلی بازی خلاقیت بیشتری دیده میشد، حس یکنواخت بودن و خستهکنندهای را به مخاطبان منتقل نمیکرد. جریان کلی بازی گویای سبک نقشآفرینی اکشن است که ایدههای بسیار جذابی را در خودش جای میدهد. شخصیت اصلی میتواند به راحتی با چوب دستی خودش هر چیزی را به چیز دیگر تبدیل کند. زمانی که وارد سیاهچالههای بازی میشوید، مدام باید بین کاراکترهای بازی جابهجا شوید. برای پیش بردن جریان گیم پلی باید مدام تمام شخصیتها را تا یک اندازه معین ارتقا دهید و این موضوع برای بیشتر بازیکنان خستهکننده میشود.
جدا از چالشها و ماموریتهای اصلی بازی، تعدادی مرحله فرعی در اختیارتان قرار میگیرد که انجام دادن آنها لذت خودش را دارد. موضوعی که میتواند برای گیمر آزاردهنده باشد، اجبار بازی به تمام کردن مراحل فرعی است. تمام ستارههایی که جمع میکنید به شما رد باز کردن سیاهچالهای بازی کمک خواهند کرد. از سوی دیگری میشود با ارتقای سطح کاراکترها این کار را نیز انجام بدهید. اینکه بازی شما مجبور به انجام برخی از فعالیتها میکند باعث میشود که روند کلی این اثر به کندی پیش رود و برای بازیکنان خستهکننده شود.
13) بازی Prodeus

بازی Prodeus در واقع یک نامه عاشقانه برای روزهای با شکوه اوج عناوین تیراندازی به حساب میآید. با اینکه از سبک و استایل کلاسیک برای مکانیزم شلیک استفاده میکند، اما به سبک یک پارچهای از درگیریهای همه جانبه پشتیبانی مینماید. گرافیک پیکسلی بازی از حالت retro lo-fi pixels الهام گرفته شده است و عناوینی مثل Doom و Hexen از این سبک برای گیم پلی خودشان استفاده کردهاند. این حالت گرافیکی زمانی که در کنار جلوههای بصری مدرن و نورپردازی استاندارد قرار میگیرد، ترکیب خیرهکنندهای را ارائه میدهد. شما باید در دنیای بازی مدام در حال دویدن باشید و اهدافی که مشخص میشوند را در سریعترین حالت ممکن از بین ببرید.
علاوه بر کمپین تکنفره اکشن بازی، میتوانید به صورت چهار نفره نیز از این عنوان لذت ببرید. معمولا طرفداران بازیهای سبک شوتر از این اثر استقبال خوبی میکنند، ولی این مورد چندان برای این اثر مهیج حس نشد. با اینکه تمام لحظات بازی یک گیم پلی جذاب و پر از هیجان را در کنار یک گرافیک دوستداشتنی ارائه میدهد، اما بازی Prodeus به چیزی که لایقش بود نرسید. به دلیل دارا بودن نوع گرافیک کلاسیک شما با یک بازی مدرن با حس و حال آثار نوستالژیک روبرو خواهید شد و همین موضوع این اثر را متفاوت میکند.
به دلیل اینکه گرافیک بازی به صورت پیکسلی است، با سرعت بالایی روی هر نوع کامپیوتری قابل اجرا میشود. بنابراین برای تجربه عنوان Prodeus نیاز به سخت افزار پر قدرتی ندارید و مثل بازی Doom لنگ سخت افزارهای پیشرفته نخواهید شد. به غیر از گرافیک روان بازی، طیف وسیعی از دشمنان را روبروی خودتان دارید که باید همه آنها را بکشید. در بخش تنوع تسلیحاتی نیز به خوبی کار شده و از سلاحهای قدرتمند زیادی میتوانید موجب نابودی مهاجمین سرسخت و عجیب این عنوان شوید. در حین تیراندازی این امکان را دارید که با سرعت زیادی اسلحههای خود را تغییر دهید و هیجان درگیری مسلحانه را تا حد فراوانی بالا ببرید.
در صورتی که از فرنچایز Doom لذت بردهاید، این اثر نیز میتواند تجربهای شبیه به همان مجموعه را در اختیارتان قرار دهد. روند بازی به صورتی پیش میرود که حتی لحظهای نمیتوانید در سر جای خودتان ثابت بمانید. باید به صورت مداوم موقعیت خودتان را تغییر دهید و به دشمنانی که قضد کشتن شما را دارند شلیک کنید. جدا از داشتن یک استراتژی مناسب برای حالت تهاجمی گرفتن، باید دقیقا بدانید که دقیقا در چه زمانیهایی حالت دفاعی بگیرید.
14) بازی Tinykin

با اینکه در مورد این عنوان انتظارات به گونه دیگری پیش میرفت، اما استقبال زیادی از این اثر خاطرهانگیز نشد. همیشه آثار سبک پلتفرمر در هر شکلی که ارائه میشدند، مورد توجه بیشتر گیمرها قرار میگرفتند. بازی Tinykin نیز در کمال سادگی خودش گیم پلی جذاب و سرگرمکنندهای در اختیار کاربرانش قرار میدهد، همچنین به هر نحوی که میتواند بازیکنان را به چالشهای فراوانی میکشاند. سبک بازی از یک حالت ماجراجویی مهیج پردهبرمیدارد و شما را در یک دنیای وصفناپذیری انیمیشنی قرار میدهد.
فردی که باید آن را در گیم پلی بازی هدایت کنید مایلو نام دارد و سفینه فضایی او متاسفانه به دلیل نقص فنی سقوط کرده است. حالا باید در این دنیای که در آن گیر افتادهاید به دنبال موجودی به نام Tinykin بگردید. این موجودات با تواناییهای که دارند میتوانند به شما در بازگشت به زندگی نرمالتان کمک کنند. همینطور میتوانید از آنها برای بازگشت به سیاره محل سکونتتان استفاده کنید. تمام مسیر بازی در یک خانه کوچک جریان دارد و به دلیل اینکه از حالت عادی خودتان کوچکتر شدهاید، همه چیز را به شکل عجیبی غولپیکر میبینید.
موجودات Tinykin اینجا هستند که در حل پازلها و معماهای اصلی بازی به شما کمک کنند و در این مسیر پر چالش همراهتان باشند. مکانیک گیم پلی از عناوین پلتفرمری تبعیت میکند و کارهایی مثل پرش، جاخالی دادن و سر خوردن را باید شبیه به دیگر آثار هم خانواده این عنوان انجام دهید. داشتن عکسالعملهای به موقع و مناسب میتوانند شما را در جریان گیم پلی بازی به جاهای بهتری هدایت کنند. طراحی این اثر چشمنواز به خلاقیت زیادی انجام شده است و گرافیک سه بعدی بی نهایت زیبای آن ارزش هنری بازی را تا حد فراوانی افزایش میدهد.
15) بازی Somerville

در صورتی که دنبال تجربههای خاص و منحصر به فرد میگردید، عنوان Somerville میتواند کمک زیادی در این زمینه به شما کند. طرفداران آثاری مثل War of the Worlds علاقه زیادی را به این اثر نشان دادند؛ زیرا مردی را میبینند که سعی میکند پس از تهاجم سازههای عجیب و موجودات بیگانه زنده بماند و با تمام خطرات احتمالی مبارزه کند. اگر میخواهید خانواده این مرد را پیدا کنید باید حسابی حوصله خودتان را وقف این اثر خاص نمایید. پیدا کردن خانواده شخصیت اصلی بازی باعث میشود که بخش داستانی را بهتر متوجه شوید. برای این کار باید حتما با شخصیتهای عجیب و غریب زیادی ملاقات کنید و از آنها قدرتهای ماوراءطبیعی به دست بیاورید.
برای شروع تصمیم بر این بود که بازی به صورت دو بعدی عرضه شود، اما بعدا سازندگان این اثر تصمیم گرفتند که حالت سه بعدی را برای بازی Somerville در نظر بگیرند. تیم توسعهدهنده میخواست برای کاراکتر حالت پریدن را بسازد، ولی حس پلتفرمری خیلی بیش از حد میشد، به همین خاطر توانایی پرش کمرنگتر شد. شروع این عنوان شباهتهای زیادی به فیلم سینمایی (The Shining) دارد و از سکانسهای این فیلم زیبا ایدهبرداری به جایی شده است. بیشتر لحظههایی که در بازی تجربه میکنید، حس آرامبخشی را به گیمرها انتقال میدهد.
در ابتدای گیم پلی شاید همه چیز حالت گنگ داشته باشید و دقیقا ندانید که باید چه کاری را انجام دهید. اما همیشه جریان بازی به این شکل پیش نمیرود و همیشه لحظاتی برای غافلگیر کردن شما در نظر گرفته شده است. همانطور که عناوینی مثل Limbo و Inside سکانسهای غافلگیرکنندهای دارند، این بازی نیز لحظاتی زیادی دارد که برای همیشه در ذهن کاربران نقش میبندند. موجوداتی که باید با آنها مبارزه کنید همیشه یک شکل ثابت ندارند و به مرور زمان ظاهر آنها تغییرات زیادی خواهد کرد. این تغییرات برای مهاجمین بازی به این معنی است که شما با موجودات زنده سر کار دارید نه فقط یک NPC.
کاراکتر بازی از قدرتهایی به رنگ آبی برخوردار است و در کنار آن میتواند دارای قابلیتهایی با رنگهای دیگری نیز باشد. در مسیر گیم پلی با شخصیتهایی روبرو میشوید که قدرتهای آنها قرمز هستند. قهرمان بازی پس از برخورد با این کاراکترها میتواند قدرت آنها را نیز دریافت کند و از آن برای رسیدن به هدفش کمک بگیرد. جدا از تمام این موارد با پیشرفت مسیر معماهای بازی نیز دشوارتر از قبل میشوند و باید چالشهای بیشتری را برای حل کردن آنها پشت سر بگذارید. تمام قدرتهایی که در دسترستان قرار میگیرند، قابلیت این را دارند که در کنترل بیگانگان نیز باشند.
16) بازی Scorn

با یک اثر اول شخص ترسناک سر و کار دارید که شما را در یک دنیای عجیب قرار میدهد تا عمیقترین ترسها را احساس کنید. این اثر برخلاف انتظارات زیادی که از آن میرفت، با ضعفهای زیادی به بازار عرضه شد و اکثر گیمرها آن را به عنوان یک اثر ضعیف شناختند. با اینکه به طور کلی عملکرد خوبی را از بازی Scorn نمیبینیم، اما در بخشهای ترسناک خودش از نظر زیباییشناسی حرفهای زیادی برای گفتن دارد. تمرکز زیادی روی معماهای آزار دهنده بازی میشود و همین موضوع تجربه خوبی را در اختیار بازیکنان قرار نمیدهد.
بازی روند بسیار کندی را دنبال میکند و پازل و معماهای آن میتوانند حس خستهکنندهای را به کاربرها انتقال دهند. تمام دلیلها باعث میشوند که عنوان Scorn در کنار آثار پر طرفدار به چشم نیاید. بیشتر به دلیل ناامید شدن از روند بازی معمولا در وسط راه دیگر تصمیم میگیرند بازی را ادامه ندهند، ولی اگر صبر به خرج دهید؛ موارد خاص و جذابی انتظارتان را میکشند. شما میتوانید با 5 ساعت گیم پلی بازی را به پایان برسانید، بنابراین با یک عنوان بسیار کوتاه سر و کار دارید. کوتاه بودن یک اثر دلیل بر بد بودن آن نمیشود چرا که ممکن است روی بخش داستانی تمرکز شود، اما این مورد به هیچوجه در مورد این عنوان صادق نیست.
محتوایی که برای داستان این اثر در نظر گرفته شده است عمق خوبی ندارد و نیاز به درک بخش داستانی وجود دارد. با اینکه برای این عنوان 8 سال زحمت کشیده شده، اما انتظار میرود حداقل گیم پلی بیشتری را در اختیار گیمرهای آثار ترسناک قرار میداد. در بخش شخصیتپردازی نیز به همان اندازه قسمت داستانی کمبودهای زیادی احساس میشود و نمیتوانید با هیچ کدام از کاراکترهای بازی ارتباط عمیقی برقرار کنید. شما در شروع داستان میخواهید از دنیای مردگان نجات پیدا کنید و به سوی روشنایی بروید، ولی بعد از گذشتن ساعات اولیه بازی کشته خواهید شد و جریان بازی را شخصیت دیگری ادامه میدهد.
دنیای این اثر عجیب و غریب زیباهای خودش را دارد و میشود از آن به عنوان یک شاهکار هنری یاد کرد. زمانی که حس عمیقیتری از فضای بازی میگیرید در همان زمان است که این اثر به پایان خوش نزدیکتر میشود. گیم پلی این عنوان به صورت خطی پیش میرود و هیچ انتخاب دیگری را در اختیار شما قرار نمیدهد. این طور به نظر میرسد که تیم توسعهدهنده قصد داشتند که انتخابهای زیادی برای روند داستانی داشته باشند، ولی متاسفانه بی خیال این تصمیم شدهاند. بازی Scorn سعی کرده یک حس متفاوت و جذاب را در اختیار مخاطب قرار دهد، اما بیشتر ایدهها به خوبی شکوفا نشدهاند.
17) بازی Immortality

عنوان Immortality بیشتر شبیه یک داستان تعاملی است تا یک بازی واقعی. با این حال چیزی کمتر از یک اثر متفاوت ندارد و تجربه منحصر به فردی را در اختیار گیمرها قرار میدهد. شما باید معمای قتل یک بازیگر زن معروف را حل کنید و برای این کار باید ساعتها کلیپهای لایو اکشن فیلم را ببینید. شما یک تجربه بسیار متفاوت را تجربه خواهید کرد، زیرا ترکیبی از گیم پلی و رشتههای داستانی جذابی را تجربه میکنید. بازی بهترین داستان بازیهای ویدیویی سال 2022 را به نمایش میگذارد و به جرات میتوان گفت که یکی از بهترین عناوین FMV است.
اگر به دید یک گیم پلی متفاوت به این بازی نگاه نکنید، باز هم از نظر بخشهای سینمایی حرفهای زیادی برای گفتن دارد. ابزاری که برای رسیدن به حقیقت نیز دارید دارای محدودیتهای زیادی هستند و فقط برخی از ویدیوها قابلیت عقب یا جلو شدن دارند. با این حال انتخابهای زیادی برای روند کلی داستان دارید و هر کدام از کاراکترها تصمیمات مختص به خودشان را میتوانند داشته باشند. بعد از گذشتن چند ساعت از گیم پلی متوجه میشوید که تاثیر زیادی میتوانید روی داستان داشته باشید. در بخش صداگذاری نیز با کیفیت خوبی روبرو هستیم و همین مورد کوچک زیبایی رفتار بازیگران را چندین برابر کرده است.
روند داستانسرایی بازی سعی زیادی دارد تا شما پازلهای چند لایه را راحت حل کنید و به جواب اصلی معما برسید. در آخر متوجه خواهید شد که انتخاب حالت سینمایی برای روند بازی بهترین اتفاق برای این اثر دوستداشتنی بود. بخشی از محتوای این عنوان شاید بهتر بود که حذف میشد؛ زیرا یک محتوای خلاصهتر بیشتر در زمینه حل کردن معما کمک میکرد. نویسنده مدام در حال تکرار کردن محتواهایی است که چندین بار در روند داستان به آنها اشاره میکند. همچنین برخی از سکانس جایگاه خاصی در بخش داستانی ندارد و وجود آنها اضافی محسوب میشود.
کلام آخر
بعضی از بازی های Xbox ممکن است توجه لازم را به خود جلب نکرده باشند، اما این دلیل نمیشود که ما اسمی از آنها نبریم. متاسفانه هر بازی جذاب و شگفتانگیزی به جایگاهی که لایقش است نمیرسد یا اینکه تعدادی زیادی از این عناوین نادیده گرفته میشوند. در کنار این موضوع باید این را هم بدانید که انتقاد بیش از حد از یک اثر میتواند روی کاربران تاثیر خودش را بگذارد. معمولا وقتی این اتفاق رخ میدهد بازیکنان رقبت کمتری از خودشان برای تجربه بازی نشان میدهند. ما با معرفی لیست بازی های ایکس باکس سری ایکس قصد داشتیم قسمتی از اعتبار از دست رفته برخی از این عناوین را بازگردانیم. به نظر شما چه آثار دیگری میتوانستند در لیست ما حضور داشته باشند؟ شما عزیزان میتوانید نظرات و تجربیات ارزشمند خودتان را با تیم پارسی گیم و دیگر کاربران به اشتراک بگذارید.
سوالات متداول در رابطه با این محتوا
دیدگاه کاربران
تعداد دیدگاه کاربران: 0 دیدگاه