بهترین بازی های جهان باز با داستان تاثیرگذار و غم انگیز
سارا هابطی

بهترین بازی های جهان باز با داستان تاثیرگذار و غم انگیز

سارا هابطی 2 مهر 1404 بدون دیدگاه
10,364 بازدید

در میان بهترین بازی های جهان باز داستانی آثاری را پیدا خواهید کرد که پر از هیجان، آزادی و ماجراجویی هستند اما برخی از عناوین فراتر از سرگرمی می‌روند و تجربه‌ای عاطفی و فراموش‌نشدنی برایمان خلق می‌کنند. این آثار، بازی‌های جهان باز با داستان‌های تأثیرگذار و غم‌انگیز جایگاه ویژه‌ای دارند، آثاری که نه‌تنها آزادی عمل را به بازیکن می‌دهند، بلکه روایتی تلخ، انسانی و گاه ویرانگر را در دل دنیایی عظیم و پویا را به نمایش می‌گذارند. بیشتر این عناوین شما را در موقعیت‌هایی قرار می‌دهند که تصمیم‌گیری دشوارتر از همیشه می‌شود. همراه پارسی گیم با بهترین بازی های جهان باز داستانی باشید.

بهترین بازی های جهان باز داستانی؛ دنیایی بی‌مرز، روایتی بی‌پایان

بهترین بازی های جهان باز داستانی، شخصیت‌هایی را معرفی می‌کنند که تا سال‌ها در ذهنمان زنده می‌مانند و لحظاتی می‌آفرینند که گویی بخشی از زندگی واقعی‌مان شده‌اند. در بیشتر این بازی‌ها فداکاری‌های قهرمانانه تا تراژدی‌های شخصی را تجربه خواهید کرد و در مکان‌های آخرالزمانی و شهرهای پرجزئیات قرار خواهید گرفت. این آثار ثابت می‌کنند که یک بازی می‌تواند همان‌قدر تأثیرگذار و عاطفی باشد که یک رمان یا فیلم بزرگ سینمایی روی مخاطبان تاثیر خودش را می‌گذارد.

1) بازی Sea of Solitude

بازی Sea of Solitude در لیست بهترین بازی های داستانی جهان باز

در عنوان Sea of Solitude شما در نقش Kay قرار می‌گیرید، شخصیتی که جسم و روحش در هم شکسته و به شکل هیولایی سیاه درآمده است. چشمان این کاراکتر شبیه به جرقه‌های درخشانی در تاریکی می‌درخشند و این ویژگی نماد وضعیت روانی او به حساب می‌آید. انزوا، افسردگی و خودتخریبی او را به موجودی غریب و ناآشنا تبدیل کرد که تمام خصوصیات یک هیولای بی رحم را دارد. شخصیت داستان در شهری غرق‌شده در آب بیدار می‌شود، شهری که بازتابی اساطیری از ذهن و احساسات او محسوب می‌شود.

او با قایق و یک فانوس به دنبال نور امید خودش می‌رود و به دل مکانی پا می‌گذارد که رنگ‌ها، نورپردازی و طراحی محیط گاهی گرم و آرام و گاهی سرد و توهم‌زا است. تمام هیولاهایی که در مسیر بازی با آن‌ها ملاقات می‌کنید، در واقع نماینده افرادی هستند که در زندگی Kay نقش بسیار مهمی را بازی کرده‌اند. برادر کوچک‌ترش که از آزار هم‌مدرسه‌ای‌ها رنج می‌برد، در قالب یک کلاغ بزرگ و غم‌زده حضور پیدا می‌کند و پدرش به شکل یک آفتاب‌پرست لجوج ظاهر می‌شود.

هر کدام از کاراکترهای داستان بازی بازتابی از درد، گناه یا احساسات سرکوب‌شده‌‌ای هستند که Kay برای مدتی طولانی تحمل کرده است. در روند داستانی بازی شخصیت اصلی باید آلودگی‌ها را از پاک کند تا نور و رنگ بار دیگر به محیط برگردند. علاوه براین فضای محیط و طراحی مراحل به شکل بصری خیره‌کننده‌ای وضعیت احساسی و ذهنی او را نشان می‌دهد. بازی بیشتر از آنکه به دنبال شفا یا پایان خوب باشد، درباره‌ی درک، مواجهه و ادامه دادن در میان رنج‌ها و مشکلات است. این بازی می‌گوید همه‌ی ما هیولایی درون خود داریم، اما باید رفتار با این هیولاها را باید یاد بگیریم.

2) بازی Kingdom Come: Deliverance

بازی Kingdom Come Deliverance در لیست بهترین بازی های جهان باز داستانی

داستان این اثر با حمله مزدورانی ناشناس به دهکده‌ کوچک Skalitz آغاز می‌شود، جایی که هنری، پسر ساده یک آهنگر، شاهد قتل والدین و نابودی زندگی‌اش خواهد بود. زندگی ساده و انسانی این شخصیت با تغییرات فراوانی روبرو می‌شود و انگیزه لازم را برای انتقام‌جویی به او می‌دهد. کاراکتر اصلی داستان قصد دارد شمشیر پدر و عدالت برای خانواده‌اش را مطالبه کند. داستان بازی فراتر از قصه‌ای همیشگی درباره انتقام پیش می‌رود و هنری از یک فرد کم‌توان و بی‌سواد، به انسانی تبدیل می‌شود که مهارت های زیادی در بحران‌های سیاسی و اخلاقی دارد.

طراحی محیط بازی Kingdom Come : Deliverance به قدری دوست داشتنی به نظر می‌رسد که پویاتر از هر عنوان دیگری خودش را به نمایش می‌گذارد. تمام NPCها برنامه دقیق روزانه دارند، از نانوایی که نان می‌پزد تا چوپانی که گله را می‌چراند. گیمرها در تجربه اول خودشان با عنوانی روبرو می‌شوند که تنها یک دنیای بازی نیست، بلکه به شکل جذابی زنده و باورپذیر است. این حس واقع‌گرایی فقط مربوط به محیط نیست. سیستم‌های متعددی مانند گرسنگی، خواب، تعمیر زره یا لباس هماهنگ با شرایط جوی، همه بر تعاملات شما تأثیر می‌گذارند.

راه‌های زیادی برای پیش بردن داستان وجود دارند و تنها یک روند داستان خطی برای این اثر ساخته نشده است. چه بخواهید با دیالوگ‌ها و منطق پیش بروید، چه از قدرت یا دزدی و لقمه‌گیری استفاده کنید، در هر صورت پایان متفاوتی را تجربه می‌کنید. مأموریت‌ها اغلب دارای چند راه‌حل هستند و محیط و تصمیمات شما تغییرات چشم گیری را به وجود می‌آورند. بیشتر منتقدین نظر مثبتی روی داشتند شخصیت هنری و روند تغییر کاراکتر او  برای آنها جذاب بود. برخی نیز به ضعف‌هایی مانند زاویه دوربین، شخصیت‌پردازی ضعیف و مشکلات فنی بازی اشاره کرده‌اند، اما نگرانی‌ها در برابر نقاط قوت، کمتر جلب توجه می‌کنند.

3) بازی Ghost of Tsushima

بازی Ghost of Tsushima در لیست بهترین بازی های جهان باز داستانی

در سال 1274 میلادی، جزیره سوشیما در جریان نخستین حمله مغول‌ها به ژاپن، به شدت آسیب می‌بیند. سامورایی‌های جزیره در نبردی شکست‌پذیر، به دست نیروهای مغول نابود می‌شوند. شخصیت جین توسط فردی نجات پیدا می‌کند و متوجه تسلط مغول‌ها به جزیره می‌شود. بعد از چندین درگیری با مغول‌های بی رحم تصمیم می‌گرید که روش‌های مبارزه سنتی سامورایی‌ها را کنار بگذارد. در نتیجه، به سمت تاکتیک‌های نامتعارف و جنگ چریکی می‌رود و نقش شبح را برای نجات کشورش برمی‌گزیند.

در ادامه بازی Ghost of Tsushima، جین موفق می‌شود قلعه کاندا را بازپس گیرد، خان مغول را شکست دهد و پس از آن در یک رویارویی دراماتیک با عمویش شیمورا درگیر شود. در پایان بازی دو انتخاب می‌توانید داشته باشید و هر کدام از این انتخاب‌ها پایان‌بندی خاص خودشان را به نمایش می‌گذارند. در هر صورت، جین باید برای مردم سوشیما به عنوان دشمن شوگون باقی بماند. داستان این شخصیت جدال درونی بین پایبندی به اصول سامورایی (بوشیدو) و استفاده از روش‌هایی غیرمتعارف برای نجات مردم را روایت می‌کند.

جین ساکای در مسیری تاریک گام می‌گذارد که به ظاهر ضد اخلاقی‌ است، ولی از دید بازیکن و داستان ضروری به‌نظر می‌رسد. زمانی که به عنوان شبح با دشمنان درگیر می‌شوید، مکانیک‌های درگیری نیز با توجه به این حالت تغییراتی زیادی پیدا می‌کنند. در ابتدای مبارزها تنها می‌توانید به صورت تن به تن با دشمنان روبرو شوید، امام با گذشت زمان تجهیزاتی مثل بمب‌های دودزا، بمب‌های چسبنده و حالت مخفی‌کاری در اختیار بازیکن قرار می‌گیرد. داستان این بازی دوست داشتنی تاثیرات خودش را دارد و جلوه‌های بصری آن نیز شبیه به یک تابلو نقاشی جای خودش را در دل گیمرها باز می‌کند.

4) بازی Shadow of the Colossus

بازی Shadow of the Colossus در لیست بهترین بازی های داستانی جهان باز

بازی Shadow of the Colossus شاید بیش از هر چیز، به خاطر بار غم‌انگیز و تاثیر عاطفی‌اش در ذهن بازیکن حک شده است. داستانی که با کمترین کلمات روایت می‌شود، اما در سکوت و در لحظه‌های مهم، سنگین‌ترین بار احساسی را بر دوش گیمرها می‌گذارد. از همان شروع بازی بازیکنان با وضعیت غمباری روبرو می شوند، شخصیت Wander، جوانی که تنها امیدش زنده‌کردن Mono است، پیکر بی‌جان او را در معبدی ممنوعه بر زمین می‌گذارد. همین سکانس وضعیت استیصال کاراکتر اصلی بازی را برای گیمرها شرح می‌دهد و سفر او از روی اجبار را به نمایش می‌گذارد.

در طول بازی، هر بار که با یکی از کولوس‌ها روبه‌رو می‌شوید، این حس تراژدی پررنگ‌تر خواهد شد. تمام مهاجمین و دشمنان بازی در نگاه اول شاید تهدید به حساب آیند، ولی خیلی زود روشن می‌شود که هیچ‌کدام مهاجم یا شرور نیستند. این این به اصطلاح دشمنان آرام در دنیای خود زیسته‌اند و بخشی از طبیعت و اکوسیستم سرزمین ممنوعه بوده‌اند. هر زمان که به آنها آسیب جدید وارد می‌کنید، سقوط سنگین و سوگوار هر کدام از آنها را می‌بینید. این لحظات، به جای حس پیروزی، باری از غم را بر دوش بازیکن می‌گذارند.

یکی از تاثرگذارترین بخش‌های بازی بخش روایت، تغییر تدریجی Wander است. او بعد هر بار که به معبد برمی‌گردد سایه‌ای سیاه در بدنش فرو می‌رود. بنابراین با کشتن هر کولوس، بدنش رنگ می‌بازد، حرکاتش کندتر و چهره‌اش تاریک‌تر می‌شود. این تصویر به‌روشنی نشان می‌دهد که او برای رسیدن به عشق خود هر بهایی را می‌پردازد. بازیکن کم‌کم درمی‌یابد که بهای این مسیر، چیزی بسیار سنگین‌تر از آن چیزی است که در ابتدا به نظر می‌رسید. در نهایت در بخش پایانی بازی یک تراژدی به تمام معنا در برابر چشمان بازیکنان قرار می‌گیرد و Wander به یک هیولا تبدیل خواهد شد.

5) بازی Death Stranding

بازی Death Stranding در لیست بهترین بازی های جهان باز داستانی

در دنیای بازی Death Stranding روایتی پراحساس و تأثیرگذار جریان دارد و با نشانه‌های اولیه داستان متوجه بخش‌های تاریک آن خواهید شد. گذشتن از مکان‌هایی که‌BTها (Beached Things) حضور دارند، لحظاتی پر از تنش عمیق را خلق می‌کند. این موجودات صرفا دشمنان شما محسوب نمی‌شوند و در ادامه به ماهیت دقیق آن‌ها پی می‌برید. هر بار که سم به آن‌ها نزدیک می‌شود، صدایی از ته وجودشان می‌‌شنود که تو تنها نیستی. این سفر، بیش از آنکه ماجراجویی‌ای برای فتح سرزمین باشد، سفری در دل غم و تنهایی است.

هر بار که سم مجبور است مسیرش را از میان آنها باز کند، بازیکن بیش از پیش با این حقیقت تلخ مواجه می‌شود که جهان بازی بازتابی از ترس‌ها و اندوه‌های انسانی به حساب می‌آید. با پیشرفت روایت، شخصیت‌هایی ظاهر می‌شوند که هر کدام بُعدی تازه از این تراژدی را آشکار می‌کنند. داستان «ماما» و کودکی که میان مرگ و زندگی گیر کرده، لحظه‌ای است که مرز عشق مادری و اسارت روح را به تصویر می‌کشاند. قلب تپنده‌ی «هارتمن»، که هر بیست دقیقه خاموش می‌شود تا او فرصتی بیابد خانواده‌  ازدست‌رفته‌اش را دوباره در دنیای پس از مرگ ببیند، نمونه‌ای دیگر از این بار غم‌انگیز داستانی محسوب می شود.

بالاتر از همه این موارد، روایت «کلیفورد آنگر» قرار دارد، پدری که برای نجات فرزندش تا مرز جنون پیش می‌رود و همین عشق او را به فاجعه می‌کشاند. رابطه‌ پیچیده میان سم، BB و کلیف، بار احساسی شدیدی دارد و هرچه بیشتر پیش می‌رویم، پرده از پیوند پدر و فرزندی برداشته می‌شود که در بطن این داستان نهفته است. اوج لحظات غم‌انگیر بازی در بخش پایانی آن رخ می‌دهد و سم درمی‌یابد «آملی» همان روح مادرخوانده‌اش، بریجت می‌تواند به انقراض بشر پایان دهد.

6) بازی NieR: Automata

بازی Nier Automata در لیست بهترین بازی های جهان باز داستانی

بازی NieR: Automata در نگاه اول یک بازی اکشن-علمی‌تخیلی پر از نبردهای نفس‌گیر است. اما هر چه جلوتر می‌رویم، بیشتر می‌فهمیم که درون این جهان پر از ماشین‌ها و اندرویدها، غم و تراژدی‌ای نهفته است که از هر چیزی انسانی‌تر به نظر می‌رسد. سربازان اندروید باور دارند که انسان‌ها هنوز زنده‌اند و در ماه زندگی می‌کنند. مأموریت آن‌ها پاکسازی زمین برای بازگشت انسان‌ها است،ولی در ادامه با حقایق تلخی روبرو خواهند شد. انسان‌ها سال‌های زیادی می‌شود که منقرض شده‌اند و این امید فقط یک افسانه برای ادامه جنگ خواهد بود.

در قلب داستان رابطه‌ی 2B و 9S قرار دارد. آن‌ها بارها به هم نزدیک می‌شوند، اما همیشه در نهایت از یکدیگر فاصله می‌گیرند. راز بزرگی در پشت این جدایی وجود دارد، 2B در واقع یک «واحد اعدام» است و باید اندرویدهایی مثل 9S را وقتی بیش از حد به حقیقت نزدیک می‌شوند، نابود کند. این چرخه بی پایان عشق و مرگ بخش غم‌انگیزی از داستان بازی را روایت می‌کند. با هر بار تمام کردن این اثر مسیر تازه‌ای برای بازیکنان باز می‌شود و و اطلاعات بیشتری درباره‌ شخصیت‌ها و جهان بازی به‌دست می‌آورند.

مشخص شدن لایه‌های جدیدتر بازی به گیمرها کمک می‌کند که نگاه متفاوتی به قهرمان‌ها و دشمنان این اثر داشته باشند و در نهایت حتی مرز میان اندروید و ماشین نیز فرو می‌ریزد. دهکده‌ پاسکال نشان می‌دهد ماشین‌ها هم قابلیت صلح‌طلبی را دارند. آنها می‌توانند تولیدمثل کنند و برای ارتقای خودشان دانش‌های بیشتری را یاد بگیرند. اما این آرامش دوام نمی‌آورد و در یکی از تلخ‌ترین لحظات بازی، کودکان دهکده نابود می‌شوند. شما به عنوان تصمیم گیرنده روند داستان باید انتخاب بسیار سختی را برای پایان این اثر پشت سر بگذارید.

7) بازی The Witcher 3: Wild Hunt

بازی The Witcher 3 در لیست بهترین بازی های داستانی جهان باز

در عمق داستان بازی The Witcher 3: Wild Hunt، با جهانی پر از غم و تراژدی روبه‌رو می‌شویم، جایی که حتی قهرمان داستان هم نمی‌تواند از رنج و انتخاب‌های دردناک فرار کند. شخصیت گرالت در طول سفرش با انتخاب‌های زیادی مواجه می‌شود و هر کدام از این تصمیمات می‌توانند تاثیر بسیار زیادی روی نحوه روایت داستان بازی داشته باشند. زندگی گرالت هیچوقت آرامش را به خودش نمی‌بینید و لحظات شاد او همیشه کوتاه و شکننده‌ هستند و همیشه خطری تازه در کمین است. این تضاد، هسته‌ تراژدی بازی را می‌سازد، قهرمانی که نمی‌تواند رستگار شود.

بخش غم‌انگیز بازی بیشتر حول محور شخصیت سری می‌چرخد، دختری که برای گرالت فرقی با فرزندش ندارد. قدرت سیری قابلیت ناجی بودن یا نابودگری را دارد و انتخاب‌های نادرست شما در بازی می‌تواند جان سیری را به خطر اندازد. اگر بهترین پایان بندی را هم بدست آورید، باز هم حس غم آلود بودن این عنوان دست از سرتان برنمی‌دارد. در لحظه‌های مهم بازی بهتر است در کنار سیری قرار بگیرید؛ زیرا در غیر اینصورت ممکن است سیری در نهایت تسلیم سرنوشت تاریک خود شود. در دنیای ویچر هر چیزی بهایی دارد و به همین خاطر رابطه‌های عاشقانه گرالت نیز معمولا بدون دردسر نیستند.

جدا از بخش پربار داستانی این عنوان فراموش نشدنی، مأموریت‌های فرعی بازی پر از روایت‌های غم‌انگیز هستند. روستاهایی که در آتش جنگ می‌سوزند، خانواده‌هایی که از هم پاشیده‌اند و آدم‌هایی که قربانی تصمیم‌های پادشاهان و فرماندهان می‌شوند. تراژدی‌های بازی معمولا تنها در مورد قهرمان بازی خلاصه نمی‌شود و در زندگی روزمره‌ مردم عادی هم این موضوع جریان دارد. یکی از معروف‌ترین خطوط داستانی، به سرنوشت «بارون خونین» ارتباط دارد. این شخصیت مردی است که در گذشته خانواده‌اش را نابود کرده و حالا می‌خواهد اشتباهات خودش را جبران کند. تصمیم شما در این ماموریت فرعی می‌تواند به بهایی جان این فرد یا کشته شدن کل اعضای خانواده‌اش تمام شود.

8) بازی Red Dead Redemption 2

بازی Red Dead Redemption 2 در لیست بهترین بازی های داستانی جهان باز

آرتور در آغاز بازی Red Dead Redemption 2 فقط یک قانون‌شکن وفادار به دار و دسته‌ «ون‌در لیند» است. اما با پیشرفت داستان، لایه‌های انسانی او آشکار می‌شود. مردی که با وجود جنایت‌ها و خشونت هایش، قلبی مهربان دارد و به اعضای گروه اهمیت می‌دهد. تراژدی اصلی بازی بیشتر روی مرگ و زندگی آرتور تمرکز دارد و یکی از تلخ‌ترین تراژدی‌های تاریخ بازی‌های ویدئویی محسوب می‌شود. یکی از نقاط عطف داستان، بیماری سل آرتور است. لحظه‌ای که پزشک خبر را به او می‌دهد، سرنوشتش به مرگ گره می‌خورد. از اینجا به بعد، او می‌داند که زمان زیادی ندارد و همین باعث می‌شود نگاهی تازه به زندگی و اعمالش داشته باشد.

دار و دسته‌ی ون‌در لیند در ابتدا مثل یک خانواده هستند، اما به مرور زمان با رهبری داچ به سمت جنون و بی‌اعتمادی می‌رود. او کسانی را که به او وفادارند قربانی جاه‌طلبی‌های خودش می‌کند و آرتور در نهایت با خیانت این شخصیت روبرو می‌شود. در میان سقوط آرتور، جان مارستون نماد امید به حساب می‌آید و آرتور می‌داند که خودش محکوم به مرگ است، بنابراین تلاش می‌کند جان و خانواده‌اش را نجات دهد. آرتور همه چیز را فدای زندگی جان و خانواده‌اش می‌کند تا فرصتی تازه برای زندگی جدید داشته باشند.

شما با چندین پایان متفاوت ملاقات خواهید کرد، ولی در پایان هر کدام به مرگ آرتور ختم می‌شود. اگر شرافت بازی را به بهترین حالت خودش رسانده باشید، آرتور در آرامش و در دل طلوع خورشید جان می‌دهد. در صورتی که غیر از این رفتار کرده باشید، پایان بازی خشن‌تر و تلخ‌تر از همیشه خواهد بود. با این حال هیچ انتخابی مرگ را تغییر نمی‌دهد و همین اجتناب‌ناپذیری، حس واقعی تراژدی را ایجاد می‌کند. بازی بعد مرگ آرتور تمام نمی‌شود و ادامه داستان بازی کنترل جان مارستون را به دست می‌گیرید.

کلام آخر

بهترین بازی های جهان باز داستانی سال‌هاست که به یکی از محبوب‌ترین ژانرهای صنعت گیم تبدیل شده‌اند. آن‌ها به بازیکن آزادی عمل می‌دهند تا در دنیایی وسیع، پرجزئیات و پویا غرق شود. اما وقتی این آزادی با یک داستان قوی و شخصیت‌پردازی عمیق ترکیب شود، نتیجه شاهکارهایی است که نه تنها سرگرم‌کننده، بلکه ماندگار و تاثیرگذار هم هستند. بازی‌های جهان باز داستانی، فراتر از یک سرگرمی صرف هستند. آن‌ها تجربه‌ای عمیق، احساسی و تعاملی را فراهم می‌کنند که در هیچ رسانه دیگری یافت نمی‌شود. اگر به دنبال آثاری هستید که هم آزادی عمل بی‌نهایت داشته باشند و هم داستانی قوی و احساسی را روایت کنند، این بازی‌ها نقطه اوج این ترکیب محسوب می‌شوند.

مطالب مرتبط

بازی های مرتبط

سوالات متداول در رابطه با این محتوا

چرا بازی‌های جهان باز داستانی تا این حد محبوب هستند؟

چون ترکیبی از آزادی عمل و روایت قوی ارائه می‌دهند. بازیکن می‌تواند هر جا که می‌خواهد برود، اما در عین حال درگیر یک داستان پرجزئیات و شخصیت‌محور هم می‌شود.

۱
بهترین بازی جهان باز داستانی همه‌زمان‌ها کدام است؟

بسیاری از گیمرها Red Dead Redemption 2 و The Witcher 3: Wild Hunt را بهترین می‌دانند، چون داستانی فوق‌العاده عمیق و دنیایی پرجزئیات دارند.

۲
کدام بازی‌ها برای شروع تجربه جهان باز داستانی مناسب‌اند؟

برای تازه‌واردها، Assassin’s Creed Origins یا Ghost of Tsushima انتخاب‌های خوبی هستند چون هم داستان قابل‌فهم دارند و هم گیم‌پلی روان و جذاب.

۳

دیدگاه کاربران

تعداد دیدگاه کاربران: 0 دیدگاه
  • هنوز دیدگاهی ارسال نشده است.