سال 1399 با تمام اتفاقات ناخوشایند و دردسرهایی که داشت به خط پایان نزدیک شده است. همهگیری کرونا از همان اوایل سال چون دشمنی نامرئی به جان ما افتاد و زندگی بسیاری از ما را برای همیشه تغییر داد. صنعت بازیهای ویدیویی مانند دیگر کسبوکارها دستخوش تغییرات زیادی شد و نهتنها روند توسعه بازیها را با مشکل مواجه کرد، باعث شد تا بسیاری از بازیهایی که در این دوران منتشر شدند، ازنظر فنی با مشکل مواجه شوند. مشکلات پیشآمده به حدی بالا گرفت که هنوز هم تهیه یک کنسول نسل نهم در کشورهای غربی با مشکلات فراوانی روبهرو است. کرونا اگرچه بسیاری را زمینگیر کرد اما سود زیادی را عاید ناشران بازی و سه غول حاضر در صنعت بازی کرد. بهطوریکه میزان بازیکنان آنلاین، هرروز یک رکورد جدید را جابهجا میکرد و فروش بازیها بهیکباره، سر به فلک کشید.
با رسیدن روزهای پایانی سال 1399، تصمیم گرفتیم تا 10 بازی برتر سال در ژانرهای مختلف را کنار هم بچینیم. اگر دنبال بهترین بازی های سال 99 برای دانلود میگردید و این آخر سال، وقت مناسبی برای تجربه آنها پیداکردهاید؛ همراه ما باشید تا 10 بازی اکشن ماجراجویی سال 1399 که باید تجربه کنید را معرفی کنیم!
برای اینکه سراغ این بازیها برویم، ابتدا باید از معنی ماجراجویی و فرم بازیهای این ژانر پرطرفدار آگاه شویم. ماجراجویی درواقع قلب تپنده انسان است و بدون آن نسل بشر قرنها پیش ازمیانرفته بود. هلن کلر در این مورد میگوید: زندگی یا یک ماجراجویی جسورانه است یا هیچ نیست! هر ماجراجویی با ریسک و هیجان همراه است و کسی نمیتواند دل به کوه و صحرا بزند و انتظار پدید آمدن مشکلات را نداشته باشد. یک بازی ماجراجویی درواقع پیرامون یک شخصیت اصلی میگردد که باید با حل معماها و چالشهای روبهرو، ماجرا را جلو ببرد. این نوع بازیها نیاز به داستانپردازی دقیق و سینمایی دارند و عدم تسلط به این حیطه، باعث شکست بازیهای زیادی شده است. با در نظر داشتن این تعریف، بیایید بهترین بازیهای اکشن ماجراجویی سال 1399 را کنار هم مرتب کنیم.
بیایید از شماره 10 شروع کنیم:
10- Watch Dogs Legion
یوبیسافت در سال 2008 با معرفی اولین نسخه از سری بازی Watch Dogs گردوخاک زیادی به پا کرد؛ به تصویر کشیدن یک هکر که کنترل تمام شهر را بر عهده دارد، مخاطبان را از خود بیخود کرد. نسخه اول برعکس تمام انتظارات، ضعیف از آب درآمد و نتوانست به قول اولیه توسعهدهندگان عمل کند. باگذشت 12 سال از آن روز، این بازی Watch Dogs Legion بود که جان تازهای به فرانچایز پر پتانسیل یوبیسافت بخشید. توسعهدهندگان با انتخاب شهر لندن، چالش بزرگی پیش رویشان قراردادند. پرداختن به اتفاقات پسا برگزیت و افزایش کنترل حکومت انگلستان بر زندگی مردم، موضوع داستان این نسخهی مهیج است. استودیو بازی برای تحقق رؤیای نسخه اول، تصمیم به تبدیل تمامی افراد داخل بازی به شخصیتهای قابلکنترل کرده و میتوان با جذب افراد مختلف از پیر و جوان به گروه DeadSec، مأموریتهای مختلفی را در قلب لندن پیش برد.
گیم پلی پویا و استفاده از جلوههای بصری چشمنواز ازجمله صفات مثبت این بازی به شمار میرود اما مشکلات فنی مانند دیگر بازیهای یوبیسافت، گریبان اینیکی را هم گرفته و تجربه آن را به یک جهنم تبدیل کرده است. باوجود مشکلات فنی و عدم انتشار بخش آنلاین و Co-Op، جایگاهی بهتر از شماره 10 برای این بازی نمیتوان تصور کرد.
9- Resident Evil 3
بازی Resident Evil 3 با معرفی شخصیت جیل ولنتاین به طرفداران بازیهای ویدیویی، عصر تازهای را رقم زد. این بازی ترسناک با المانهای ماجراجویی، اولین بار در سال 1999 میلادی منتشر شد و توانست نظر همه منتقدان را به خود جلب کند. شرکت Capcom پس از سالها به یاد نسخههای اول فرانچایز رزیدنت اویل افتاد و پس از بازسازی نسخه دوم، به سمت نسخه سوم گام برداشت و جیل ولنتاین را بار دیگر در مقابل دشمن دیرینهاش: نمسیس قرارداد. استودیو با اضافه کردن شخصیت و محتوای آنلاین، ارزش بازی را بالا برد. این اثر بهخوبی از المانهای ترس، اکشن و ماجراجویی استفاده کرده و تلفیق این ویژگیها، اثری روان و جذاب ارائه داده است.
بازسازی Resident Evil 3 اگرچه بهخوبی انجام شد اما این اثر نتوانست حمایت اولیه که در مورد نسخه سال 1999 دیدیم را جذب کند. ازجمله مشکلات این بازی، تغییر نمسیس به یک آنتاگونیست بی شاخ و دم بود و بیروح بود که در مدت سه ساعت گیم پلی، بهراحتی تسلیم جیل ولنتاین میشود.
8- Marvel’s Spider Man Miles Morales
بدون شک اسپایدرمن از محبوبترین ابرقهرمانهای دنیای مارول است که کوچک و بزرگ را عاشق خود کرده است. با شروع نسل هشتم، جای خالی بازی مرد عنکبوتی کاملاً حس میشد تا اینکه استودیو Insomniac Games دستبهکار شد و عنوان Marvel’s Spider-Man را روانه بازار کرد. این بازی چون بمب صدا کرد و به یکی از مهمترین عناوین انحصاری کنسول پلی استیشن 4 بدل شد. با ورود به نسل نهم، سونی تصمیم به ساخت یک نسخه دیگر از این اثر مهم گرفت؛ اما این بار در قالب یک بازی جمع و جورتر. بازی Marvel’s Spider Man Miles Morales با کنار گذاشتن پیتر پارکر و انتخاب مایلز مورالس بهعنوان شخصیت اصلی، قدمی به سمت دنیای پویاتر با شخصیتپردازی متفاوت برداشته است.
بازی Marvel’s Spider Man Miles Morales با تکیه بر قدرت گرافیکی کنسول پلی استیشن 5، معجون خوشمزهای به خورد مخاطب میدهد. بسیاری از منتقدان این اثر را تحسین کردند و امتیازهای خوبی به آن دادند اما نمیتوان چشم از مشکلات آن بست. داستان بازی هیچگونه سورپرایزی برای مخاطب ندارد و سیستم مبارزه بازی هم بدون هیچ تغییری از نسخه اول برداشته و اعمالشده است. بسیاری انتظار داشتند که نسخه جدید، بتواند پیشرفتهای زیادی داشته باشد اما تغییر چندانی را شاهد نبودیم.
7- Cyberpunk 2077
استودیو CD Projekt RED با انتشار بازی The Witcher 3 دروازه تازهای به روی گیمرها گشود. دنیای ویچر 3 پویا و زنده بود و بهراحتی میتوانستیم باشخصیتهای آن ارتباط برقرار کنیم. پس از اتمام توسعه بازی، ساخت یک اثر جدید این بار در ژانری که کمتر به آن توجه شده، شروع شد. بازی Cyberpunk 2077 بزرگترین پروژه استودیو سی دی پراجکت قلم داد شد که هزینه و زمان زیادی صرف آن شد. این اثر که در سال 2077 جریان دارد، وقایع زندگی شخصیتی به نام V را روایت میکند که در سه مسیر مختلف دنبال میشود. این بازی با تکیه با تلفیق المانهای نقشآفرینی، اکشن و ماجراجویی، تجربهای هیجانانگیز را به خورد مخاطب میدهد که نمونه آن تابهحال در ژانر سایبرپانک وجود نداشته است.
تا قبل از عرضه بازی، انتظار دریافت مقام اول این لیست را توسط Cyberpunk 2077 داشتیم اما تأخیرهای چندباره و انتشار ناقص بازی و عدم بهینهسازی آن روی کنسولهای نسل هشتم و البته مشکلات فنی بسیار زیاد، باعث شد تا انتقادات گستردهای نسبت به بازی وارد شود و کاخ رویایای طرفداران، بهیکباره ترک خورد. نهتنها مشکلات فنی بلکه دنیای بیروح بازی و سیستمهای خستهکننده مانند سیستم درختی ارتقای شخصیت اصلی، باعث شد تا این بازی جایگاهی بهتر از هفتم این لیست پیدا نکند.
6- Demon’s Souls
سری بازی سولز، آغازگر راه تازهای در صنعت بازیهای ویدیویی بود، راهی که جز دشواری و عشقی پولادین، چیز دیگری برای مخاطب کنجکاو گیم نداشت! استودیو FromSoftware هنگام ساخت بازی Demon’s Souls نمیدانست که چه شاهکاری را خلق کرده است. مخاطب گیم تا قبل از این بازی، تصوری از دشواری گیم پلی و مبارزات نفسگیر با باس های ترسناک و عظیم نداشت، بعدازاین بازی بود که چشم و گوش استودیوهای دیگر هم باز شد و بسیاری از استایل این بازی الهام گرفتند. سونی هنگام معرفی کنسول پلی استیشن 5 تصمیم گرفت تا این اثر بینظیر را تحت هدایت استودیو Bluepoint Games به نسل نهم بکشاند و اینطور بود که Demon’s Souls با گرافیک خیرهکننده و سیستم گیم پلی تازهای به میان طرفداران خود بازگشت.
قلب تپنده بازی Demon’s Souls را سیستم نکسوس تشکیل میدهد. این همان مکانی است که شما به تجدیدقوا و ارتقای شخصیت و سلاحهایتان میپردازید اما همین سیستم هم حسابی شمارا به چالش میکشد. واحد پول بازی، تعداد روحهای شیاطین است که جمعآوری کردهاید و این در حالی است که برای خرید یک آیتم باید مقدار زیادی پول بپردازید اما باید چندین ساعت بازی کنید تا این اندازه پول به دست آورید. درواقع شما یک انسان بیدفاع در مقابل قویترین دشمنانی است که در عمرتان خواهید دید. میتوان گفت با یک اثر بینظیر سرکار و داریم اما هنگامیکه در مورد ماجراجویی صحبت میکنیم، گزینههای تازهنفس توجه است که ما را میربایند.
5- Final Fantasy VII Remake
صحبت در مورد فرانچایز فاینال فانتزی آنچنانکه باید ساده نیست. باید واقعاً طرفدار پر و پا قرص این اثر باشی تا بتوانی با آن زندگی کنی و از نقطه صفر تا آخر از آن لذت ببری. شرکت Square Enix با انتشار نسخههای مختلف از این بازی، کار را برای افراد تازهکار سخت کرده و ورود به این فرانچایز با ابهام زیادی همراه است. آیا باید از نسخه اول شروع کنم و تا آخرین نسخه پیش بروم؟ این سؤالی است که بازی Final Fantasy VII Remake بهخوبی جواب میدهد. این اثر تماشایی بدون هیچگونه آگاهی نسبت به فاینال فانتزی، ساعتها شمارا پای دنیای خیالی و زیبای خود مینشاند و احساسات مختلفی را در شما برمیانگیزد. این بازی باعث شد تا دوباره اسامی مانند کلود و تیفا بر سر زبانها بیفتد و نسل جدید گیمرها هم با این شخصیتها ارتباط برقرار کنند.
بازی Final Fantasy VII Remake ازجمله کاندیداهای دریافت جایزه بهترین اثر اکشن ماجراجویی بود و شانس بالایی هم برای دریافت آن داشت. هر چه از دنیای عظیم این اثر تماشایی بگوییم کم گفتهایم و بهخصوص آنکه Square Enix عظمت این دنیا را فدای مسائل تبلیغاتی نکرد و قول انتشار کامل بازی با اضافه کردن بخشهای تازهای را داد. این بازی میتوانست صدرنشین جدول امروز باشد اما ازآنجاکه با یک بازسازی روبهرو هستیم، خواستیم میدان را به عناوین تازهتر بدهیم.
4- Assassin’s Creed Valhalla
سری بازی Assassin’s Creed در طول چند سال اخیر پیشرفتهای زیادی داشته است، اگرچه نسخههای جدید از روح فرانچایز فاصله گرفتهاند اما روند جدید، دروازهای به روی دنیای تازهای گشوده است. بعد از سفر به یونان در نسخه Odyssey، وقت آن رسید تا به دنیای وایکینگها مهاجرت کنیم. بازی Assassin’s Creed Valhalla از سرزمینهای شمالی شروع میشود و داستان آن پیوند خورده با سنتهای مردم اسکاندیناوی است. بخشی که در نروژ امروزی روایت میشود، ریتم هیجانانگیزی دارد و مراحل سرگرمکنندهای را شامل میشود. بخش دیگر بازی اما روایت حمله وایکینگها به انگلستان و تشکیل شهرهای جدید در این منطقه خوش آبوهوا است. این بخش از بازی سرشار از مأموریتهای مختلف است و برای اولین بار قادر به ارتقای شهر اصلی و اضافه کردن مشاغل و ساختمانهای جدید هستیم که گیم پلی را گسترش داده است.
اگرچه دنیای بازی Assassin’s Creed Valhalla بسیار زیبا طراحیشده اما توجه ناکافی به شخصیتپردازی و بیهویت بودن تعدادی از مراحل، به هدف اولیه توسعهدهندگان ضربه زده است. این بازی باوجود ضعفهای قیدشده، به روح ماجراجویی که همان ابتدا در مورد آن صحبت کردیم نزدیک است و میتواند بهخوبی شمارا سرگرم کند.
3- Half-Life: Alyx
صنعت واقعیت مجازی راه دورودرازی را پیموده است؛ پیشرفت هدست های VR در طول چند سال اخیر باعث شده تا بالاخره سر و کله بازیهای با گرافیک و گیم پلی مناسب پیدا شود. این شرکت Valve بود که پس از رها کردن فرانچایز Half-Life با یک اثر تماشایی به میان طرفداران خود برگشت و توانست دوباره قلب همه را به خود جذب کند. بازی Half-Life Alyx دست از سر شخصیت گوردون برداشته است و این دفعه بهجای Alyx Vance بازی میکنیم؛ کسی که تنها شانس بشریت برای نجات و بقا است. حس و حال بازی همان ثانیههای اول با تمام نسخههای سری متفاوت است، شخصیت آلیکس فوقالعاده انسانیتر است و حس آسیبپذیری بیشتری دارد. درحالیکه گوردون با سکوت همیشگی خود، بیشتر در نقش یک نابودگر اسلحه به دست ظاهر میشد. شهربازی نسبت به نسخه دوم، بسیار گستردهتر شده است و توسعهدهنده پلههای کمال را بهخوبی بالا رفته است. کنترلهای VR باعث شده است که بازی کاملاً واقعی باشد و زمانی آن را درک خواهید کرد با دستان خود به سمت حریف نشانه بروید و شلیک کنید.
بسیاری از منتقدان مطرح بازیهای ویدیویی، این اثر واقعیت مجازی را ستودهاند و امتیازهای فوقالعادهای به آن اعطا کردهاند. اگرچه Valve پا به سرزمین ناشناختهای نهاده است اما مشکلی درروند گیم پلی مشاهده نمیکنیم و اگر یک هدست واقعیت مجازی مناسب و یک سیستم گیمینگ داشته باشید، Half-Life Alyx بهترین بازی واقعیت مجازی عمرتان خواهد شد.
2- Ghost of Tsushima
بدون شک پلی استیشن استاد ساخت بازیهای داستانی باشخصیتهای بینظیر و واقعی است؛ شخصیتهایی که برای همیشه همراه بازی بازها خواهند بود و بخشی از خاطرات شیرین آنها. استودیو Sucker Punch Production چند سال پیش به معرفی یک اثر داستانی جدید این بار در مورد ژاپن و فرهنگ بینظیر آنها پرداخت. از دل سالها تلاش و کوشش، بازی Ghost of Tsushima متولد شد که بدون شک یکی از مهمترین بازیها سال 1399 به شمار میرود. داستان بازی Ghost of Tsushima از سال 1274 میلادی شروع میشود. سایه تاریک مغولها به جزیره سوشیما در جنوب غربی ژاپن چیره شده است و این اولین بار است که چنین تهاجم سنگینی بهژاپنی ها میشود. مغولها که تازه شبیه جزیره کره را تصرف کردهاند، چشم طمع به خاک ژاپن و حکومت کاماکورا دوختهاند. شما در نقش سامورایی به نام جین وارد بازی خواهید شد و بهعنوان یکی از بازماندههای محدود ساموراییها وظیفه سنگین محافظت از جزیره و دور کردن مغولها را روی دوش دارید.
بازی شبح سوشیما را میتوان بهشت گیمرهای داستانی خطاب کرد. شخصیت جین دارای ویژگیهای بسیار جالبی است که نمونه آنها کمتر در بازیهای امروزی دیده میشود. جدا از آن، محیط بازی بسیار زیبا و چشمنواز است و مطمئنم که تصاویر تهیهشده از این بازی را بارها و بارها مشاهده کردهاید. استفاده از موسیقی با درونمایه فرهنگ ژاپن، نبردهای هیجانانگیز و حالت سینمایی کوروساوا ازجمله نکات مثبت بازی به شما میرود. شبح سوشیما، بهترین خداحافظی با دوران پلی استیشن 4 بود.
1 – The Last of Us Part II
اگر 10 سال دیگر به سال 1399 برگردیم و به بازی The Last of Us Part II نگاهی بیندازیم، مطمئنم پلات داستانی زیرکانه این بازی را تحسین خواهیم کرد. استودیو Naughty Dog پس از انتشار نسخه اول بازی بازمانده از ما، دست به قمار بزرگی زد و همگان را با ساخت نسخه دوم شگفتزده کرد. توسعهدهندگان بارها از خلاقیتهای بهکاررفته در بازی و نشان دادن عمق خشونت شخصیتها صحبت کردند اما تا زمان انتشار بازی، کسی به این صحبتها توجهی نکرد. بخش دوم بازی The Last of Us با معرفی شخصیتهای جدید، نشان داد که هر ریسکی را بهمنظور ارائه یک بازی باکیفیت میپذیرد. تابهحال هیچکدام از بازیهای داستانی ما را در نقش یک تماشاگر قرار نداده بودند و ما حتی در بهترین بازیهای داستانی هم کنترل آینده شخصیت را بهنوعی در دست داشتیم اما این بازی دیوار شیشه و ضخیم این ژانر را شکست و مخاطبان را وادار به پرسیدن سؤالهای مختلف کرد. آیا اگر من هم در این نقطه قرار داشتم، همین میزان خشونت را به کار میبردم؟ آیا الی دوستداشتنی نسخه اول حق دارد هر موجود زندهای را سلاخی کند و در آخر پیروزی را با جوئل جشن بگیرد؟ این بازی به ما یاد داد که از بازیهای ویدیویی، انتظار بیشتری داشته باشیم و به داستانهای کلیشهای و فرموله شده بسنده نکنیم.
بازی The Last of Us Part II ازلحاظ گرافیکی یک شاهکار بهحساب میآید. اگرچه توسعهدهندگان میتوانستند ما را با یک دنیای جهان باز آشنا کنند، اما ریسک نکردند و هاب نسخه اول را گسترش دادند. مبارزات بازی با ریتم نفسگیری دنبال میشود و حس ترس و بقا همچنان در تاروپود این بازی، مستحکم باقیمانده است. اگرچه حاشیههای زیادی برای داستان پیش آمد و مخاطبان از تغییر یکباره داستان جا خوردند، اما این باعث نمیشود که بگوییم با یک اثر ضعیف روبهرو هستیم. بخش دوم ماجرای بازمانده از ما تمامی مشخصات یک اثر اکشن ماجراجویی را در خود جا داده و با ارائه تجربهای تکرار نشدنی، قطعاً به یکی از بهترین بازیهای عمرتان تبدیل خواهد شد.
خوشحال میشویم شما هم 10 بازی برتر اکشن ماجراجویی سال 1399 را در بخش نظرات با ما به اشتراک بگذارید.










دیدگاه کاربران
تعداد دیدگاه کاربران: 2 دیدگاهتحلیلگر بازی
بزرگوار شما بازی dead stranding با اون همه امتیازش و جذابیتش رو توی لیستت حتی نیاوردی
یحیی رحیمی در پاسخ به تحلیلگر بازی
بازی Death Stranding در لیست عناوین ماجراجویی سال 98 موجوده. پیشنهاد می کنم اون مطلب رو مطالعه کنید.
https://par30games.net/58068/best-choice-of-adventure-game-98/