کسری کاظمی

بازی های دهه گذشته که نوآوری منحصر به فرد ارائه دادند

کسری کاظمی 18 فروردین 1403 2 دیدگاه
4,392 بازدید

در صنعت وسیع و همیشه در حال تکامل بازی‌های ویدئویی، آشنایی مهم‌ترین پدیده است. غیرعادی نیست که با مکانیک‌ها، تروپ‌ها و مفاهیمی که به شدت آشنا به نظر می‌رسند مواجه شوید. با این حال، در درون این دریای آشنایی، نژاد کمیاب از بازی‌ها وجود دارد که جرئت می‌کنند وارد قلمروی ناشناخته شده و از قالب‌های کلیشه‌ای رها شوند و تجربیاتی را ارائه دهند که شبیه هیچ چیزی که قبلاً دیده‌اید نیست. این‌ها بازی‌هایی هستند که به‌عنوان چراغ‌های نوآوری ایستاده‌اند و مرزهای آنچه را که ما ممکن می‌پنداشتیم پیش می‌برند و چشم‌انداز صنعت گیم را تغییر می‌دهند. پس بیایید تعدادی از بهترین بازی های نوآورانه دهه اخیر را بررسی کنیم.

ایده‌ای تازه با بازی های نوآورانه دهه اخیر

دهه گذشته منبع اصلی خلاقیت و آزمایش در صنعت بازی بوده است. از آنجایی که هزینه‌های ساخت بازی به ارتفاعات بی‌سابقه‌ای افزایش یافته و مدل‌های کسب‌وکار جدید ظهور کرد، توسعه‌دهندگان مجبور شدند راه‌های جدیدی از نوآوری را برای جذب مخاطبان در بازار شلوغ‌تر کشف کنند. نتیجه این موضوع، گنجینه‌ای از بازی هایی بود که نه تنها با مهارت فنی خود بازیکنان را شگفت زده کردند، بلکه با ایده‌های پیشگامانه و دیدگاه‌های تازه خود تبدیل به منابع تقلید بسیاری از بازی های دیگر در این صنعت بودند. این آثار آن‌قدر در خلق ایده‌های جدید موفق عمل کردند که حتی بازی های دیگر در سال‌های بعدی نیز سعی به تقلید از آن‌ها داشتند.

در این عصر از صنعت گیم، جایی که خدمات مبتنی بر اشتراک و دنیای بی‌پایان بازی های آنلاین بر چشم‌انداز صنعت تسلط دارند، به راحتی می‌توان پیش‌گامان بسیاری را نادیده گرفت. بازی‌های زیادی در طی دهه اخیر ساخته شدند که جرئت داشتند از اصول و قوانین زمان خود سرپیچی کرده و مسیرهای جدیدی را ایجاد کنند. این عناوین از شاهکارهای مستقل گرفته تا آثار بسیار پرفروش، ردپایی پاک نشدنی در صنعت به جا گذاشته‌اند و مسیر بازی های بعد از خود را برای سال‌های آینده شکل می‌دهند. پس با ما همراه باشید تا به بررسی چند تا از جذاب‌ترین و بهترین بازی های نوآورانه دهه اخیر بپردازیم که ایده‌های تازه‌ای با خود داشتند.

16) Slay The Spire – معروف کردن ژانر کارت بازی

بازی Slay_The_Spire

Slay The Spire به عنوان یک شاهکار مهم در قلمرو بازی‌های کارت بازی مشهور بوده که نویدبخش عصر جدیدی از نوآوری و محبوبیت در این سبک شده است. این بازی کارتی روگ لایک و دانجن کراولر که توسط MegaCrit توسعه یافته، از زمان انتشارش در سال 2017، بازیکنان را در سراسر جهان مجذوب خود کرده است. در هسته خود، Slay The Spire عناصر بازی های روگ لایک را با مکانیک‌های کارت بازی ادغام می‌کند و ترکیبی منحصر به فرد از استراتژی، مدیریت منابع و ارزیابی ریسک را به بازیکنان ارائه می‌دهد. به همین دلیل یکی از مهم‌ترین بازی های نوآورانه دهه اخیر در سراسر صنعت گیم محسوب می‌شود.

بازیکنان در مراحل ایجاد شده به صورت تصادفی حرکت می‌کنند، با آرایه‌های متنوعی از دشمنان مبارزه می‌کنند، غارت جمع می‌کنند و در هنگام بالا رفتن از رتبه‌ها، کارت‌های خود را تقویت می‌کنند. هر دست از بازی یک چالش تازه را ارائه می‌دهد، زیرا بازیکنان باید با شرایط همیشه در حال تغییر سازگار شوند و تصمیمات مهمی بگیرند که می‌تواند تفاوت بین پیروزی و شکست را نشان دهد. یکی از مهم‌ترین کمک‌های بازی به سبک کارتی، تأکید آن بر عاملیت بازیکن و عمق استراتژیک است. این بازی به بازیکنان آزادی قابل توجهی در ساخت کارت‌ها می‌دهد و به آنها امکان داده تا ترکیب‌های مختلف و سبک‌ها را آزمایش کنند.

15) Bloodborne – نقطه اوج ژانر سولزلایک

بازی Bloodborne در بازی های نوآورانه

Bloodborne به عنوان یک غول بزرگ در قلمرو بازی های ویدئویی ایستاده و اثری پاک نشدنی بر روی ژانر سولزلایک و در کل صنعت گیم بر جای گذاشته است. Bloodborne که توسط FromSoftware توسعه یافته و توسط Hidetaka Miyazaki، مغز متفکر سری Souls کارگردانی شده، به عنوان یک جانشین معنوی برای آن فرنچایز ظاهر شد که مرزهای نقش‌آفرینی‌های اکشن را جابه‌جا کرد. بازیکنان نقش یک شکارچی را بر عهده می‌گیرند که وظیفه دارد اسرار تاریک شهر را در حالی که با ساکنان کابوس‌وار آن مبارزه می‌کند، کشف کند. این بازی به سرعت توانست میلیون‌ها طرف‌دار پیدا کرده و تحسین منتقدان را کسب کند.

تأثیر Bloodborne بر ژانر سولزلایک را نمی‌توان اغراق کرد. این بازی به عنوان یک ابرقدرت در تکامل نقش‌آفرینی‌های اکشن عمل کرده و الهام بخش موجی از بازی ها بود که از مبارزات چالش برانگیز، طراحی مرحله پیچیده و داستان سرایی جوی آن استفاده کردند. عناوینی مانند Sekiro: Shadows Die Twice که توسط FromSoftware توسعه یافته و آثار مستقلی مانند Hollow Knight و Salt and Sanctuary مدیون Bloodborne هستند که راه را برای موفقیتشان هموار کرده است. با این حال بزرگ‌ترین و جدیدترین عنوانی که به طور مستقیم از این بازی الهام گرفته، عنوان خاص و بسیار جذاب Lies of P است.

14) The Witcher 3: Wild Hunt – استانداردی جدید برای جهان آزاد

بازی The_Witcher_3_Wild_Hunt_–

The Witcher 3: Wild Hunt به عنوان یک بنای بزرگ در قلمرو بازی های جهان باز ایستاده و از زمان انتشار آن در سال 2015 اثری پاک نشدنی در صنعت گیم بر جای گذاشته است. این شاهکار که توسط CD Projekt Red توسعه یافته، فقط یک بازی نیست. این یک تجربه، یک ماجراجویی در دنیایی با دقت ساخته شده پر از زندگی، افسانه و پیامد است. Witcher 3 یک بازی اکشن نقش آفرینی روایت محور بوده که از رمان‌های آندری ساپکوفسکی اقتباس شده است. بازیکنان نقش گرالت، یک شکارچی هیولا را بر عهده می‌گیرند که در مناظر جنگ زده، دسیسه‌های سیاسی درهم پیچیده و نیروهای ماورای طبیعی تاریک حرکت می‌کند.

چیزی که The Witcher 3 را متمایز کرده و آن را تبدیل به یکی از بهترین بازی های نوآورانه دهه اخیر می‌کند، تعهد آن به داستان سرایی و جهان سازی است. هر مأموریت، هر تعامل شخصیتی و هر تصمیمی دارای وزن است و ملیله‌ای غنی از ابهام اخلاقی و لحظات احساسی را می‌بافد. یکی از بارزترین دستاوردهای بازی، طراحی جهان باز آن است. قاره The Witcher 3 بسیار وسیع و متنوع است و شامل شهرهای وسیع، جنگل‌های انبوه، کوه‌های سنگلاخ و باتلاق‌های کدر است که هر منطقه مملو از ساکنان، فرهنگ‌ها و اسرار خاص خود است. سطح جزئیات خیره کننده بوده و یکی از مهم‌ترین آثار جهان آزاد تاریخ محسوب می‌شود.

13) Resident Evil 2 – آغاز موج جدید بازسازی‌ها

بازی Resident_Evil 2

بازسازی Resident Evil 2 که در ژانویه 2019 منتشر شد، یک بازسازی استادانه از بازی کلاسیک ترس و بقا است که در ابتدا در سال 1998 عرضه شد. این بازسازی که توسط Capcom توسعه داده شد، نه تنها یک عنوان محبوب را احیا کرد، بلکه تأثیر قابل توجهی بر بازسازی‌ها در کل در صنعت گیم داشت. این بازی فقط گرافیک و کنترل‌ها را به روز نکرد؛ بلکه کل بازی را از ابتدا بازسازی کرد و از قدرت فناوری مدرن برای ایجاد یک تجربه همه جانبه استفاده کرد که در عین تازگی و نوآوری به نسخه اصلی احترام می گذاشت. این بازی ثابت کرد که بازسازی‌ها می توانند از نظر مالی برای توسعه دهندگان و ناشران سودآور باشند.

توجه به جزئیات، از جلوه‌های بصری اصلاح شده تا محیط‌های بازطراحی شده، دنیای راکن سیتی را به گونه‌ای زنده کرد که در اواخر دهه 90 غیر قابل تصور بود. یکی از برجسته‌ترین تأثیرات بازسازی Resident Evil 2 تأثیر آن بر ژانر ترس و بقا است. Capcom با مدرن کردن مکانیزم‌های گیم‌پلی، مانند زاویه دید بالای شانه و کنترل‌های هدف‌گیری دقیق، توانست هم طرف‌داران قدیمی و هم تازه‌واردان سری را جذب کند. این موفقیت نشان داد که بازسازی‌ها می‌توانند جان تازه‌ای به بازی‌های قدیمی‌تر بدهند، مخاطبان بیشتری را جذب کنند و علاقه‌مندی به فرنچایزهای کلاسیک را دوباره زنده کنند. تجربه این شاهکار را از دست ندهید.

12) Disco Elysium – نقش آفرینی بدون مبارزه

بازی Disco Elysium

Disco Elysium که توسط ZA/UM توسعه یافته و در سال 2019 منتشر شد، به عنوان یک بازی پیشگامانه در قلمرو ژانر نقش آفرینی ظاهر شد. این بازی به ویژه به دلیل رویکرد نوآورانه‌اش در روایت و توسعه شخصیت در چارچوبی بدون سیستم مبارزه شهرت دارد. داستان بازی در شهر خیالی Revachol، رخ داده و Disco Elysium بازیکنان را به جای یک کارآگاه مبتلا به فراموشی قرار می‌دهد که وظیفه دارد یک معمای قتل را حل کرده و در عین حال در دنیایی عمیقاً متفاوت حرکت کند. تأثیر Disco Elysium بر روی نقش‌آفرینی‌های بدون نبرد بسیار مهم بوده، زیرا نشان داده است که برای گیم پلی عالی نیازی به نبرد نیست.

یکی از قابل‌توجه‌ترین جنبه‌های Disco Elysium جدا شدن آن از مکانیک‌های رزمی نقش‌آفرینی‌های سنتی است. بازیکنان به جای درگیر شدن در نبردهای فیزیکی یا سناریوهای جنگی، عمدتاً با دنیای بازی از طریق گفتگو، کاوش و تصمیم‌گیری تعامل دارند. این تمرکز روی گیم پلی روایت و دیالوگ محور به بازیکنان این امکان را می‌دهد تا در داستان با جزئیات فراوان به کاوش بپردازند، پیچیدگی‌های شخصیت‌ها و محیط را کشف کنند و نتیجه بازی را از طریق انتخاب‌ها و اقدامات خود شکل دهند. این موارد این بازی را تبدیل به اثری به شدت نوآورانه کرده که شایستگی حضور در لیست بهترین بازی های نوآورانه دهه اخیر را دارد.

11) Outer Wilds – حلقه تکرار شونده گیم پلی

بازی Outer Wilds

بازی Outer Wilds که توسط Mobius Digital توسعه یافته و در سال 2019 منتشر شده، از خود گیم پلی ماندگاری را در صنعت گیم به یادگار گذاشته و مکانیک‌های Time Loop را به اوج رسانده است. یکی از مهم‌ترین تأثیرات بازی در استفاده نوآورانه از مکانیک حلقه زمان برای هدایت کاوش و داستان سرایی نهفته است. برخلاف بسیاری از بازی‌های دیگر که مرگ یا شکست به معنای بارگذاری مجدد ذخیره قبلی است، Outer Wilds از حلقه زمان به عنوان یک عنصر جدایی‌ناپذیر گیم‌پلی استفاده می‌کند. بازیکنان باید اجتناب‌ناپذیر بودن حلقه را بپذیرند و شکست را به‌عنوان وسیله‌ای برای پیشرفت بپذیرند تا اینکه عقب‌نشینی کنند.

در هسته خود، Outer Wilds بازیکنان را در یک جهان به شدت زیبا غوطه ور می‌کند که آنها در نقش فضانوردی قرار دارند که در حال کاوش در یک منظومه شمسی کوچک است که در یک حلقه زمان بی پایان به دام افتاده است. هر 22 دقیقه، خورشید به ابرنواختر تبدیل می‌شود و جهان و پیشرفت بازیکن را دوباره از تنظیم می‌کند. با این حال، دانش به دست آمده در طول هر چرخه ادامه دارد و به بازیکنان اجازه می‌دهد تا به تدریج اسرار جهان را کنار هم بگذارند و تمدن‌های باستانی را کشف کنند. داستان‌سرایی غیرخطی کاوش و تفکر را تشویق می‌کند، زیرا بازیکنان باید سرنخ‌های متفاوتی را در سراسر دنیای پراکنده کشف کنند.

10) Pokémon GO – معروف کردن واقعی افزوده

بازی Pokémon GO

Pokémon GO که توسط Niantic توسعه داده شد، در جولای 2016 به صحنه آمد و به سرعت به یک پدیده جهانی تبدیل شد. این اثر شناخته شده با ترکیب فناوری واقعیت افزوده (AR) با فرنچایز محبوب پوکمون، دنیای بازی را متحول کرد. این بازی به بازیکنان این امکان را می‌داد تا خود را در جهان پوکمون غوطه‌ور کرده و با استفاده از گوشی‌های هوشمند خود، پوکمون‌ها را در مکان‌های واقعی جمع آوری کنند. این بازی میلیون‌ها بازیکن را با مفهوم بازی های واقعیت افزوده آشنا کرد. این بازی پتانسیل فناوری AR را برای ایجاد تجربیات همه جانبه ای که دنیای مجازی و فیزیکی را به طور یکپارچه ترکیب می‌کند، به بهترین شکل نشان داد.

یکی از جنبه‌های کلیدی موفقیت Pokémon GO استفاده نوآورانه آن از فناوری AR بود. بازی با قرار دادن موجودات دیجیتالی بر روی دنیای واقعی از طریق دوربین گوشی بازیکن، حس شگفتی و هیجان را ایجاد کرد. ناگهان پوکمون‌ها در پارک‌ها، خیابان‌ها و حتی خانه‌های مردم ظاهر شدند و بازیکنان را به کاوش در محیط اطراف خود در جستجوی این موجودات مجازی دعوت کردند. Pokémon GO تعامل اجتماعی را به روشی منحصر به فرد تشویق کرد. یکی از ویژگی‌های مشخص Pokémon GO تأکید آن بر اکتشاف و فعالیت بدنی است. برای گرفتن پوکمون، بازیکنان باید در پارک‌ها و سایر مکان‌های واقعی دنیای خود قدم می‌زدند.

9) PUBG – معروف کردن ژانر بتل رویال

بازی PUBG در لیست بازی های نوآورانه دهه اخیر

PlayerUnknown’s Battlegrounds یک بازی پیشگامانه بتل رویال بوده که توسط PUBG Corporation ساخته شده است. این عنوان از زمان انتشار آن در سال 2017، ردپایی پاک نشدنی در صنعت گیم به جای گذاشته است. تأثیر این بازی بر ژانر بتل رویال به خوبی قابل مشاهده بوده، زیرا نه تنها این ژانر را محبوب کرد، بلکه همچنین استانداردهای جدیدی را برای تجربه بازی های چند نفره تعیین کرده است. بازی‌هایی مانند Fortnite، Apex Legends و Call of Duty: Warzone به سرعت به‌عنوان رقیب ظاهر شدند و هرکدام چرخش منحصربه‌فرد خود را در این ژانر قرار دادند و عناصری را از ایده‌های بازی PUBG به امانت گرفتند.

در هسته اصلی خود، PUBG بازیکنان را به جزیره‌ای متروکه می‌اندازد که آنها باید به دنبال سلاح، مهمات و تدارکات باشند و در عین حال با بازیکنان دیگر در مبارزه برای بقا رقابت کنند. کوچک شدن منطقه بازی، برخورد بین بازیکنان را ضروری کرده و با پیشرفت مسابقه، اکشن را تشدید می‌کند. جذابیت PUBG در گیم پلی پرتنش و غیر قابل پیش بینی آن نهفته است، جایی که هر تصمیمی مهم است و پیروزی به همان اندازه که در مورد مهارت است، به استراتژی هم مربوط می‌شود. یکی از جنبه‌های کلیدی تأثیر PUBG بر روی بازی های بتل رویال و حضور در لیست بازی های نوآورانه دهه اخیر، تأکید آن بر واقع گرایی است.

8) Red Dead Redemption 2 – حرف زدن با همه

بازی Red Dead Redemption 2

Red Dead Redemption 2 یک شاهکار در قلمرو بازی‌های جهان باز است که تجربه‌ای فراگیر از غرب وحشی را به بازیکنان ارائه می‌دهد. این بازی که در سال 2018 توسط Rockstar Games منتشر شد، به سرعت به دلیل گرافیک خیره کننده، روایت جذاب و توجه به جزئیات شهرت یافت. با این حال، یکی از انقلابی‌ترین مکانیزم‌های بازی توانایی آن بود که به بازیکنان اجازه می‌داد با هر کسی در دنیای بازی صحبت کنند. این ویژگی نوآورانه فقط در مورد گزینه‌های گفتگوی اولیه یا تعاملات متنی نبود. این یک سیستم پویا را نشان می‌دهد که بازیکنان را قادر می‌سازد تا تقریباً با هر شخصیت که با آن مواجه می‌شوند درگیر شوند.

برخلاف بسیاری از بازی‌ها که NPCها صرفاً به عنوان عناصر پس‌زمینه عمل می‌کنند، این بازی جذاب آنها را با شخصیت‌ها و داستان‌های غنی زنده کرد. بازیکنان می‌توانند در طیف وسیعی از موضوعات، از شایعات محلی گرفته تا بحث‌های فلسفی، لایه‌های جدیدی را در دنیای بازی آشکار کنند. NPCها در Red Dead Redemption 2 به گونه‌ای طراحی شده‌اند که به صورت پویا به اقدامات و انتخاب‌های دیالوگ بازیکن پاسخ دهند. واکنش آنها می‌تواند بر اساس عواملی مانند شهرت، لباس و تعاملات قبلی بازیکن متفاوت باشد. این حس واقع‌گرایی و غیرقابل‌پیش‌بینی را ایجاد می‌کرد و باعث می‌شد هر برخوردی تازه و معنادار شود.

7) The Medium – تقسیم صفحه بین دو واقعیت

بازی The Medium

The Medium یک بازی ترسناک روان‌شناختی است که به عمق واقعیت‌های دوگانه می‌پردازد و از طریق مکانیک خاص خود که به نام Dual Reality Split-Screen شناخته می‌شود، تجربه گیم پلی منحصر به فردی را به بازیکنان ارائه می‌دهد. این مکانیک که توسط Bloober Team ساخته شده، The Medium را از دیگر بازی‌های این ژانر جدا می‌کند و به بازیکنان اجازه می‌دهد به طور هم‌زمان در دو دنیای به هم پیوسته حرکت کنند. اقداماتی که در یک واقعیت انجام می‌شوند می‌توانند در واقعیت دیگر عواقبی داشته باشند و وقتی بازیکنان در مناظر وهم‌آور هر دو جهان حرکت می‌کنند، احساس تنش و فوریت را در آن‌ها ایجاد می‌کند.

در هسته اصلی گیم پلی The Medium، قهرمان داستان، ماریان، قرار دارد که توانایی درک و تعامل هم‌زمان با دنیای ارواح و دنیای واقعی را دارد. مکانیک تقسیم صفحه نمایش بازی، دید بازیکن را به دو منظر مجزا تقسیم می‌کند و یک انتقال یکپارچه بین این ابعاد موازی ایجاد می‌کند. مکانیک Dual Reality Split-Screen نه تنها به عنوان نمایشی بصری از توانایی‌های روانی ماریان عمل می‌کند، بلکه یک عنصر گیم پلی خلاقانه را نیز ارائه می‌دهد. بازیکنان باید به طور استراتژیک از هر دو دیدگاه برای حل معماها، کشف اسرار و پیشرفت در روایت استفاده کنند. این یکی از بهترین بازی های نوآورانه دهه اخیر محسوب می‌شود.

6) Ghost Of Tsushima – باد راهنما

بازی Ghost Of Tsushima

Ghost of Tsushima که توسط Sucker Punch Productions ساخته شده، بازیکنان را به یک سفر بصری خیره کننده در جزیره Tsushima در طول حمله مغول‌ها به ژاپن می‌برد. یکی از ویژگی‌های برجسته بازی، مکانیک ناوبری نوآورانه آن است که به عنوان باد راهنما شناخته می‌شود. Ghost of Tsushima به جای تکیه بر نشانگرهای نقشه سنتی یا قطب نما، از قدرت طبیعت برای هدایت بازیکنان در سفر استفاده می‌کند. مکانیک باد راهنما به بازیکنان این امکان را می‌دهد که باد را صدا کنند که سپس در جهت هدف بعدی آنها می‌وزد. این رویکرد ظریف و همه‌جانبه به طور یکپارچه با دنیای جهان باز ادغام می‌شود.

در حالی که بازیکنان از مناظر سرسبز و محیط‌های متنوع Tsushima عبور می‌کنند، می‌توانند به سادگی روی صفحه لمسی کنترلر، انگشت خود را به سمت بالا بکشند تا باد راهنما را احضار کنند. در پاسخ، باد می‌وزد و به آرامی در میان شاخ و برگ و چمن خش‌خش می‌کند و منظره بصری مسحورکننده‌ای ایجاد می‌کند. این وزش باد نه تنها مسیر روشنی را برای بازیکنان فراهم می‌کند، بلکه یادآور زیبایی رام نشده جزیره و ارتباط ساکنان آن با طبیعت است. بازی به جای شلوغ کردن صفحه با فلش یا عناصر مزاحم HUD، بازیکنان را تشویق می‌کند تا به طور کامل در جهان غوطه‌ور شده و به آنها اجازه می‌دهد مستقیماً با آن تعامل داشته باشند.

5) Super Mario Odyssey – کلاه تسخیر کننده

بازی Super Mario Odyssey

Super Mario Odyssey که در سال 2017 برای نینتندو سوییچ منتشر شد، یک نسخه قابل توجه در سری طولانی Super Mario است. یکی از خلاقانه‌ترین ویژگی‌های آن مکانیک کلاه تسخیر کننده است که نحوه تعامل بازیکنان با دنیای بازی را به طور اساسی تغییر می‌دهد. در قلب این ویژگی، توانایی جدید ماریو برای پرتاب کلاه زنده خود به نام Cappy بر روی اشیا، دشمنان و شخصیت‌های خاص بازی قرار دارد. هنگامی که Cappy با موفقیت روی یک شی فرود می آید، ماریو کنترل آن را به دست می آورد و به بازیکنان اجازه می‌دهد تا دنیای بازی را به روش جدید و هیجان انگیز که قبل از آن برای بازیکن ممکن نبود کشف کنند.

این مکانیک تعداد بی شماری از امکانات را باز می‌کند. به‌عنوان‌مثال، ماریو با پرتاب Cappy بر روی یک موجود پرنده، اکنون می‌تواند در هوا پرواز کند، موانع را دور بزند و به مناطق غیر قابل دسترس برسد. به طور مشابه، داشتن کنترل دشمنان به ماریو توانایی‌های منحصر به فردی مانند توانایی شنا در زیر آب یا عبور از زمین‌های خطرناک بدون آسیب می‌دهد. علاوه بر این، مکانیک به طور یکپارچه با قابلیت‌های اصلی بازی ادغام می‌شود. کنترل‌ها بصری هستند و انجام حرکات و مانورهای دقیق را برای بازیکنان آسان می‌کند. این ویژگی ساده و در عین حال خلاقانه در لیست بازی های نوآورانه دهه اخیر قرار می‌گیرد.

4) Splatoon – بارگذاری جوهر

بازی Splatoon

Splatoon، یک بازی شوتر سوم شخص پر جنب و جوش و خلاقانه بوده که توسط نینتندو ساخته شده است. این اثر مکانیکی را معرفی می‌کند که آن را از شوترهای معمولی متمایز می‌کند: بارگذاری جوهر. برخلاف شوترهای معمولی که در آنها مهمات را بارگیری می‌کنید، Splatoon با استفاده از جوهر به عنوان سلاح و منبع، از رویکرد رنگارنگ و خلاقانه‌تری استفاده می‌کند. اما چیزی که Splatoon را واقعاً منحصربه‌فرد می‌کند، روشی است که بازیکنان جوهر خود را دوباره پر می‌کنند. به جای دکمه سنتی بارگذاری مجدد که در اکثر شوترها وجود دارد، در Splatoon می‌توانید جوهر را با غوطه‌ورشدن در جوهر تیم، دوباره پر کنید.

در این بازی، بازیکنان شخصیت‌هایی به نام Inklings را کنترل می‌کنند، موجوداتی انسان نما که قادر به تبدیل شدن به ماهی مرکب هستند. هدف اصلی این است که محیط را تا حد امکان با جوهر رنگی تیم خود بپوشانید و در عین حال تلاش‌های تیم مقابل را خنثی کنید. این مکانیک گیم پلی استراتژیک را تشویق می‌کند، زیرا بازیکنان باید دائماً محیط اطراف خود را ارزیابی کنند و به دنبال فرصت‌هایی برای پر کردن مخازن جوهر خود باشند. مکانیک بارگیری مجدد جوهر لایه بیشتری از عمق را به گیم پلی Splatoon اضافه می‌کند. این نه تنها به عنوان وسیله‌ای برای پر کردن مهمات، بلکه به عنوان یک عنصر استراتژیک نیز عمل خواهد کرد.

3) Death Stranding – سیستم رشته اجتماعی

بازی Death Stranding

در Death Stranding، سیستم رشته اجتماعی  به عنوان سنگ بنای تجربه گیم‌پلی عمل می‌کند و علی‌رغم ماهیت عمدتاً تک نفره بازی، حس منحصربه‌فردی از پیوستگی را در بین بازیکنان ایجاد می‌کند. این ویژگی نوآورانه که توسط بازی‌ساز مشهور هیدئو کوجیما توسعه یافته، مرزهای مکانیک سنتی چند نفره را بازتعریف می‌کند و شکل جدیدی از همکاری و اجتماعی بودن را در دنیایی گسترده و متروک به بازیکنان ارائه می‌دهد. در هسته خود، این سیستم بازیکنان را قادر می‌سازد تا منابع، ساختارها و پیام‌های مختلفی را در دنیای بازی خود به جا بگذارند که سپس می‌توانند توسط سایر بازیکنانی که از آنجا عبور می‌کنند، استفاده شود.

این شبکه به هم پیوسته از محتوای تولید شده توسط بازیکنان، منظره‌ای پویا و همیشه در حال تکامل را ایجاد می‌کند که در آن هر اقدامی پتانسیل تأثیرگذاری بر تجربیات دیگران را دارد. یکی از ملموس‌ترین جلوه‌های سیستم رشته اجتماعی ساخت زیرساخت‌هایی مانند پل‌ها، جاده‌ها و سرپناه‌ها است. بازیکنان می‌توانند زمان و منابع خود را برای ساختن این سازه‌های حیاتی سرمایه‌گذاری کنند، این سازه‌ها نه تنها برای عبور خود از محیط خشن مفید است، بلکه به مسافرانی که در سفر خود به آنها برخورد می‌کنند نیز کمک می‌کنند. پس به واسطه خلاقیت در اجتماعی بودن، این سیستم می‌تواند در لیست بازی های نوآورانه دهه اخیر ما قرار بگیرد.

2) Shadow Of Mordor – سیستم نمسیس

بازی Shadow Of Mordor

Middle-earth: Shadow of Mordor یک بازی در سبک اکشن ماجراجویی است که توسط Monolith Productions توسعه یافته و توسط Warner Bros. Interactive Entertainment منتشر شده است. این بازی که در سال 2014 منتشر شد، به سرعت به خاطر سیستم نوآورانه نمسیس خود که اساساً نحوه تعامل بازیکنان با دشمنان را در یک محیط جهان باز تغییر داد، مورد تحسین قرار گرفت. این بازی در دنیای سرزمین میانه، به طور خاص بین رویدادهای کتاب «هابیت» و «ارباب حلقه‌ها» اتفاق می‌افتد. بازی داستان تالیون، یک تکاور مستقر در دروازه سیاه موردور را دنبال می‌کند که به دنبال انتقام مرگ خانواده‌اش است.

سیستم نمسیس یک مکانیک گیم پلی پیشگامانه بوده که به صورت پویا سلسله مراتبی از شخصیت‌های دشمن منحصر به فرد را ایجاد می‌کند که هر کدام دارای هویت، نقاط قوت، ضعف و روابط خاص خود هستند. این دشمنان که با نام کاپیتان و رئیس شناخته می‌شوند، در دنیای بازی زندگی می‌کنند و فعالانه به اقدامات بازیکن پاسخ می‌دهند. هر رویارویی با یک دشمن این پتانسیل را دارد که دنیای بازی را به روش‌های مهمی شکل دهد. به‌عنوان‌مثال، اگر یک بازیکن توسط یک کاپیتان خاص کشته شود، آن کاپیتان ممکن است رتبه‌اش ارتقا پیدا کند، قوی‌تر شده و شکست آن سخت‌تر شود. این ویژگی هزاران روش برای مقابله با دشمن ایجاد می‌کند.

1) Watch Dogs: Legion – بازی در نقش همه

بازی Watch Dogs Legion

Watch Dogs: Legion، سومین قسمت از سری تحسین‌شده Watch Dogs، با سیستم نوآورانه‌اش قرار گیری و بازی به عنوان هر کسی، تجربه خود را متحول می‌کند. Legion با جدا شدن از روایت متعارف شخصیت محور، بازیکنان را تحت کنترل کل مجموعه‌ای به نام DedSec قرار می‌دهد که توانایی جابه‌جایی یکپارچه بین شخصیت‌ها را دارد. بازیکنان باید با در نظر گرفتن توانایی‌ها، ویژگی‌ها و شغل، استخدام‌های بالقوه را به دقت ارزیابی کنند. چه یک جاسوس سابق با مهارت در مخفی کاری، یک هکر ماهر که قادر به نقض سیستم‌های امنیتی است، یا یک هنرمند خیابانی که در ایجاد هرج و مرج ماهر بوده، احتمالات بی پایان است.

این مکانیک پویا به طور مؤثر جمعیت شهر را به متحدان بالقوه تبدیل می‌کند که هر کدام مهارت‌ها، پیشینه‌ها و شخصیت‌های منحصر به فرد خود را دارند. از جاسوسان کارکشته گرفته تا هکرهای باهوش فناوری، یا حتی یک شهروند مسن ناآگاه، هر NPC مجموعه‌ای متمایز از توانایی‌ها را ارائه می‌دهد که می‌توان از آنها برای دستیابی به اهداف مختلف استفاده کرد. پس از استخدام، این شخصیت‌ها به طور یکپارچه در تجربه گیم‌پلی ادغام می‌شوند و به بازیکنان این امکان را می‌دهند که به دلخواه بین آن‌ها جابه‌جا شوند. این مکانیک به دلیل جاه طلبی بالا و خلاق بودنش، در صدر لیست بهترین بازی های نوآورانه دهه اخیر ما قرار می‌گیرد.

جمع بندی

در مقاله بازی های نوآورانه دهه اخیر به تعدادی از آثار فوق‌العاده در سال‌های گذشته پرداختیم؛ اما چه چیزی این بازی ها را متمایز می‌کند؟ چه چیزی آنها را در دریایی از عناوینی که برای جلب توجه رقابت می‌کنند، شایسته شناسایی می‌کند؟ این موفقیت فقط مدیون مهارت فنی یا موفقیت تجاری آنها نیست (اگرچه اینها قطعاً نقشی دارند)، بلکه چیزی که واقعاً این بازی‌ها را متمایز می‌کند، توانایی آنها در نوآوری است. معرفی مفاهیم تازه، مکانیک‌ها و تجربیاتی که ادراک ما را به چالش می‌کشد و امکانات سرگرمی تعاملی را گسترش می‌دهد، کاری است که این بازی ها به خوبی انجام داده و موفق شدند شهرت زیادی برای خود کسب کنند.

این بازی‌ها از جهان‌های با جزئیات نفس‌گیر گرفته تا روایت‌های صمیمی، معنای خلاقیت در صنعت گیم را دوباره تعریف کرده‌اند. آن‌ها ژانرهای جدیدی را معرفی کرده‌اند، تکنیک‌های داستان‌گویی را متحول کرده و مکانیک‌های نوآورانه گیم‌پلی را پیش‌گام کرده‌اند که از زمان عرضه، به عنوان یکی از استانداردهای صنعت تبدیل شده است. با انجام این کار، آنها نه تنها بازیکنان را مجذوب خود کرده‌اند، بلکه الهام‌بخش نسل جدیدی از توسعه‌دهندگان هستند تا مرزهای امکان‌پذیر در زمان خلق بازی خود را پشت سر بگذارند. پس ما نیز سعی داشتیم تا تعدادی از این شاهکارها را به همراه نوآوری‌هایی که با عرضه به آن‌ها دست یافتند، به شما معرفی کنیم.

امروزه، از آنجایی که بازی ها به عنوان یک شکل اصلی سرگرمی که میلیاردها نفر در سرتاسر جهان از آن لذت می‌برند، جای خود را در دل مردم کسب کردند، ارزش آن را دارند که لحظه‌ای از پیش‌گامان این صنعت قدردانی کنیم. بازی هایی که جرئت رؤیاپردازی، نوآوری و سرپیچی از قوانین را داشتند باید تقدیر شوند. به ما بپیوندید تا سفری را در دهه گذشته در صنعت گیم آغاز کنیم و عناوینی را که کار کاملاً جدیدی انجام دادند و اثری پاک نشدنی در صنعت و بازیکنان آن بر جای گذاشتند را بررسی کنیم. شما نیز می‌توانید بازی های نوآورانه دهه اخیر مورد علاقه خود را که در لیست نبودند در بخش نظرات به ما و دیگران معرفی کنید.

منبع: TheGamer

مطالب مرتبط

بازی های مرتبط

سوالات متداول در رابطه با این محتوا

از کدام مکانیک خلاقانه کمتر قدردانی شده است؟

از ویژگی بالا رفتن در بازی The Legend Of Zelda: Breath Of The Wild باید بیشتر تحسین شود.

۱
کدام بازی خلاقانه‌ترین سیستم مبارزه را معرفی کرد؟

بازی Batman: Arkham یکی از جذاب‌ترین و تحسین شده‌ترین سیستم‌های مبارزه را به صنعت گیم معرفی کرد.

۲

دیدگاه کاربران

تعداد دیدگاه کاربران: 2 دیدگاه
  • Avatar

    Iman

    مهمان

    حرف زدن با همه تو بازی بولی ۲۰۰۷هم بود،کلاه تسخیر کننده هم تو کراش تایتان بود

    پاسخ دهید
  • Avatar

    یکی

    مهمان

    H1Z1 بتل رویال رو معرفی کرد

    پاسخ دهید
Par30Game