در چند سال گذشته بازیسازی در ایران تغییرات زیادی داشته است و رفتهرفته بازیهای بیشتر و بهتری را شاهد بودیم؛ همچنین بازیسازان تمرکز بیشتری در بازار خارج از کشور منعطف کردند. نمونه این موضوع بازی فرزندان مورتا ساخته Deadmage یا همان فنافزار خودمان است که سال گذشته برای پلتفرمهای مختلف در دسترس قرار گرفت. امسال نیز استودیو Genius Slackers با بازی What Happened قدم دیگری در این راه نهاده و بازی جدید خود را در استیم منتشر کرده است. این اثر مستقل، توسط سورنا گیمز منتشر و برای بررسی در اختیار ما قرار گرفت. حال در این مطلب قصد داریم به بازی What Happened بپردازیم و این اثر را زیر ذرهبین بررسی ببریم.

با ورود به بازی اولین نکتهای که توجه را به خود جلب میکند؛ عدم وجود حالت کلاسیک و معمول منو در بازی است. به نوعی که برای دسترسی به تنظیمات و شروع باید در محیط حرکت کرده و با آن تعامل داشته باشید. هر چند این موضوع نکته مثبتی نیست ولی اشاره به خلاقیت به کار برده شده در این بخش خالی از لطف نیست. همچنین صدا و زیرنویس فارسی نیز در بازی وجود ندارد و بهاحتمال بسیار در آینده نیز به بازی اضافه نخواهد شد. البته چنین چیزی را در بازیهای دیگری مانند فرزندان مورتا نیز شاهد بودیم و نکته منفی محسوب نمیشود. با ورود به بازی شما خود را در نقش استایلز مییابید. شخصیت اصلی بازی که کنترل آن در بازی بر عهده شما قرار دارد. استایلز نوجوانی دبیرستانی است که مشکلات زیادی مانند مسائل دوره نوجوانی، مورد آزار قرار گرفتن در مدرسه، مرگ پدرش و خیانت نزدیکترین دوستان او وضعیت روحیاش را از حالت نرمال خارج کرده است. داستان بازی بیشتر حول محور تراوشهای ذهنی استایلز جریان دارد. از تعاریف بالا میتوان فهمید که سازندگان بازی روی مسائل کمتر پرداختهشده خصوصاً در ساختههای داخلی مانند خودکشی و ترسهای روانشناختی دست گذاشته و هدف متفاوت و دشواری را دنبال میکنند؛ اما آیا در رسیدن به آن موفق هستند؟
داستان وات هپند مشکلات کمی ندارد. نبود تنوع کافی در دیالوگها و پرداخت نادرست حتی در شخصیتهای مهم داستان در همان ابتدای بازی خود را نمایان میکند و در ادامه مشکلات دیگری نیز به آن اضافه میشوند. برای مثال داستان بازی مخصوصاً در یک ساعت ابتدایی جذابیتی ندارد و با بیهدفی بازیکن را به جلو هدایت میکند که البته با کمی پیشرفت در داستان این موضوع کمرنگتر شده و سازندگان بهآرامی اهداف خود را به نمایش میگذارند؛ اما بیهدف و اضافی بودن بسیاری از تعاملات در بازی باعث کم شدن جذابیت آن میشود. از طرفی شاهد توجیهات زیادی در داستان هستیم؛ توجیهاتی که اگر به آن درست پرداخته میشد و دلیل منطقی برای اتفاقات پیرامون بازی بود، هدف آن یعنی القای حس درونی استایلز به بازیکن، به شکل بهتر و گیراتری به ثمر مینشست. بازی What Happened درمجموع دارای 3 پایان خوب، بد و یک پایان مخفی است؛ اما دلایل کافی برای تجربه چندباره و مشاهده همه پایانها به بازیکن داده نمیشود که درنتیجه مخاطب نیز علاقهای برای شروع مجدد آن ندارد.

کمی از داستان فاصله بگیریم و به سمت گرافیک فنی و هنری بازی حرکت کنیم. از نظر طراحی و تنوع، محیط و مراحل بازی در سطح خوبی قرار دارد؛ اما مدل ساخته شده برای شخصیتهای بازی حتی در میانپردهها کیفیت کافی را ندارند. انیمیشنها مخصوصاً حرکات صورت در میانپردهها مصنوعی کار شده و هیچ حسی در پس پرده ندارند که با توجه به ساخت بازی توسط موتور گرافیکی آنریل انجین 4 عدم توجه سازندگان به این موضوع بوده است. نورپردازیها در سطح خوبی قرار داشته و به خلق اتمسفری در راستای انتقال احساس شخصیت اصلی و هدف آن کمک خوبی کرده است. همچنین در بازی، به جز زمان ورود هیچ صفحه بارگذاری مشاهده نمیشود و بعد از مشاهده میانپردهها، نیازی به صبر کردن نیست و بدون هیچ توقفی میتوانید به ادامه بازی بپردازید.
افت فریم یکی از دشمنان بازی است؛ بهنوعی که در بعضی مواقع نرخ فریم برای چند ثانیه از 60 به چیزی بین 5 الی 10 فریم کاهش پیدا میکند. در کمال تعجب افت فریم در میانپردههای بازی بیشتر خود را نمایان میکنند. حتی آپدیتهای چند روز اول نیز آنچنانکه باید به این موضوع کمکی نکرده و بعضی از باگهای بازی هنوز رفع نشده است. برای مثال تا اتمام بازی 4 بار به باگهای مختلفی برخورد کردم که تنها چاره رهایی از آن اجرای مجدد بازی بود. البته برخی از این مشکلات ریزودرشت با آپدیتهای مختلف قابل برطرف کردن هستند و باید دید که سازندگان بازی چه برنامهای برای آنها دارند.

گیم پلی بازی ساده و بدون چالش پیادهسازی شده است و همین نبود چالش باعث میشود که بازیکن زود بازی را رها کرده و نهتنها پایانهای مختلف بلکه حتی تمایلی به تجربه کامل بازی برای بار اول نداشته باشد. بیشتر گیم پلی بازی به گشتن به دنبال لامپها و پیدا کردن آیتمهای مختلف خلاصهشده است. یادداشتهای استایلز یا دیگر آیتمها در بخشهای مختلفی از بازی وجود دارند؛ اما محل قرارگیری درستی نداشته و صرفاً جای گذاری شدهاند. از طرفی پازل های بازی بسیار آسان طراحی شده است؛ اما سازندگان به اینجا راضی نبوده و دائم بازیکن را با راهنمایی بیهوده به جلو هل میدهد. در طول بازی شاهد یک یا دو چالش واقعی هستیم و در باقی موارد، تنها حس اجرای دستور عمل به بازیکن منتقل میشود و به دلیل عدم وجود پاداشی درخور او، خسته شده و قید ادامه بازی را میزند. راستی تا یادمان نرفته سری به موسیقیهای بازی وات هپند بزنیم. در یک ساعت اول با قطعه خاصی طرف نیستیم؛ اما در ادامه قطعات استفاده شده در بازی بسیار با کیفیت و دقیق کار شده و نهایت هماهنگی را با اتمسفر بازی دارند. همچنین ترتیب و محل قرارگیری درستی داشته و بازی از این بخش سربلند بیرون میآید.
دیدگاه کاربران
تعداد دیدگاه کاربران: 2 دیدگاهali
دشمن اصلی بازی ادعا و غرور developer هاش هست.
وقتی قبل از یادگیری و کسب تجربه وارد بازی سازی بشی مشکلات اینچنینی به وجود میاد .
متاسفانه توی ایران با گیم انجین بازی میکنن کار نمیکنن!
تنها تیم و شرکتی که بازی های خوبی توی کارنامه اش داره dead mage هست ، الباقی طبل تو خالی هستن.
این بازی رو میشه با چندتا آموزش دیدن از یوتیوب ساخت و عملا هیچ چیز جدیدی نه از لحاظ فنی ، و نه هنری نداره!
شما وقتی بخوای با تیم کوچیک و کم تجربه شروع به بازی سازی کنی درواقع بازی ساز مستقل هستی نباید لقمه ای برداری که توی گلو گیر کنه ، تیم سازنده علاوه بر اینکه با دنیای بازی سازی آشنا نیستن بخصوص واژه مستقل ، با گیم هم سرو کار ندارن!
پیشنهاد من برای تمام بازی ساز های مستقل ایرانی اینه که سعی نکنید فراتر از توانایی هاتون کاری انجام بدین ، وقتی از هر علمی خیلی کوتاه چیزی رو یاد میگیری و میخوای با دوستات بازی بسازی باید بدونی که شکست خواهی خورد.
در آخر عرض کنم که توی ایران بازی و انیمیشن سازی برای افراد مستقل بشدت سخت تر از بقیه جاها هستش ، و منکر این قضیه نیستم ، اما افراد متخصص خیلی خیلی کم هست.
LuCiD
قدمی کوچک در پیشرفت بازی های ایرانی