معرفی 15 تا از بهترین بازی های اول شخص داستانی که باید تجربه کنید
سید مسعود کاظمی

بهترین بازی های اول شخص داستانی که باید تجربه کنید

سید مسعود کاظمی 24 اسفند 1403 بدون دیدگاه
8,006 بازدید

زاویه دوربین اول‌شخص امروز به لطف صدها بازی شوتر متفاوت محبوبیت بسیاری کسب کرده است. این زاویه دوربین کمک می‌کند تا بازیکنان بیشتر درگیر گیم‌پلی و محیط اطراف خود باشند تا اینکه به شخصیت اصلی توجه کنند. به همین دلیل، بسیاری از بهترین بازی‌هایی که مسابقات حرفه‌ای دارند، شوترهای اول شخص هستند. با این حال، تعدادی از استودیوها بازی‌ های اول شخص جذابی خلق کرده‌اند که داستان‌های فوق‌العاده‌ای را روایت کرده‌اند. در این مطلب قصد داریم به معرفی بهترین بازی های اول شخص داستانی که حتما باید تجربه کنید، بپردازیم.

بهترین بازی های داستانی اول شخص

پس از انتشار دو بازی Wolfenstein 3D و Doom، سبک شوتر اول‌شخص و به‌صورت کلی زاویه دوربین اول‌شخص بین گیمرها محبوب‌تر شد. با همه‌گیر شدن انترنت و ایجاد شبکه بین کامپیوتر و کنسول‌ها، بازی‌های شوتر اول‌شخص مثل Counter-Strike 1.6 و Halo سریعاً جزو بازی‌های محبوب تاریخ شدند. درحالیکه بسیاری از استودیوها بیشتر روی گیم‌پلی و ایجاد سیستم‌های جذاب برای سرگرم‌ کردن بازیکنان تمرکز داشتند، تعدادی از استودیوها داستان‌های فوق‌العاده‌ای را در قالب این سبک روایت کرده‌اند. در این مقاله قرار است 15 تا از بهترین بازی های اول شخص داستانی را معرفی کنیم که تجربه آن‌ها الزامی‌ست.

1) مجموعه BioShock

سری بازی های بایوشاک در لیست بهترین بازی های داستانی اول شخص که باید تجربه کنید

وقتی صحبت از داستان عمیق و فلسفی می‌شود، اولین نامی که در ذهن بسیاری از گیمرها نقش می‌بندد، سری بایوشاک است. از آنجایی که هر سه عنوان این مجموعه داستان‌های فوق‌العاده‌ای را روایت می‌کنند، تصمیم گرفتیم که در عوض انتخاب یک بازی از سری، این سه‌گانه را به‌صورت کامل در این مطلب قرار دهیم. در بازی بایوشاک 1، بازیکنان به یک شهر زیر دریایی بنام Rapture می‌روند که رو به نابودی است و باید برای فرار از آنجا تلاش کنند.

قسمت دوم این مجموعه چندین سال بعد از اتفاقات بازی اول جریان دارد. از آنجایی که کن لوین، کارگردان قسمت اول در ساخت این بازی دخیل نبوده، داستان این اثر کمی افت داشته است. با این حال، در مقایسه با بسیاری از بازی‌های اول‌شخص، یک سر و گردن بالاتر قرار می‌گیرد. در نهایت نسخه Infinite این بازی است که کن لوین پایان‌بندی فوق‌العاده‌ای را برای این روایت عجیب و عمیق تدارکت دیده است.

چیزی که باعث می‌شود مجموعه BioShock جزو بهترین بازی های اول شخص داستانی قرار بگیرد نه ‌تنها قصه‌ای است که تعریف می‌کند، بلکه نحوه روایت آن نیز است. از یک جهت، تجربه داستان‌های این سری کاری می‌کند که بازیکنان به فکر فرو بروند و تیم سازنده به‌خوبی از المان‌های خاص مدیوم ویدیو گیم برای روایت داستان استفاده می‌کنند. جدای آن، داستانی که بازی به تصویر می‌کشد پر از مباحث اخلافی، فلسفی و اجتماعی است که ذهن بازیکن را از اول تا پایان درگیر خواهد ساخت.

2) Fallout: New Vegas

بازی Fallout New Vegas در لیست بهترین بازی های اول شخص داستانی که باید تجربه کنید

مجموعه فال‌اوت جزو قدیمی‌ترین بازی‌های نقش‌آفرینی با دنیای آخرالزمانی است که بعد از نسخه سوم، زاویه دوربین آن کاملاً تغییر کرد. درحالیکه تمامی بازی‌های اصلی این مجموعه توسط استودیوی بتسدا ساخته شده، همه طرفداران معتقد هستند که Fallout: New Vegas بهترین بازی این مجموعه است. داستانی که بازی روایت می‌کند و همینطور شخصیت‌پردازی فوق‌العاده تمامی شخصیت‌ها باعث شده تا این عنوان یکی از بهترین بازی های داستانی اول شخص لقب بگیرد.

سیستم نقش‌آفرینی که استودیوی آبسیدین برای بازی Fallout: New Vegas طراحی کرده، ستودنی و بی‌نقص است. بازیکنان این آزادی را دارند تا سکان روایت بازی را در دست بگیرند و هر کاری که دوست دارند انجام دهند. بازی متناسب با تصامیم و رفتاری که بازیکنان در طول این اثر انجام می‌دهد، واکنش نشان می‌دهد. از این جهت، تجربه هر شخص منحصر به فرد نسبت به بازیکن دیگر خواهد بود.

چیزی که باعث شده بازی Fallout: New Vegas با گذشته این همه سال، همه‌ چنان در ذهن و خاطر بسیاری از طرفداران باقی بماند، شخصیت‌هایی است که بازیکنان با آن‌ها ملاقات می‌کنند. چه شخصیت‌هایی که از اول تا پایان بازی با آن‌ها درگیر خواهیم بود و چه شخصیت‌هایی که ممکن است بخش بسیار کوچکی از تجربه بازیکن را تشکیل بدهد. همه آن‌ها تأثیری روی داستان و همینطور تجربه بازیکنان می‌گذارند فراموش‌ناشدنی و بی‌نظیر است.

3) Half-Life 2

بازی Half Life 2 در لیست بهترین بازی های داستانی با زاویه دوربین اول شخص

مجموعه Half-Life یکی از تأثیرگذارترین بازی‌های شوتر اول‌شخص تاریخ است که این سبک را دگرگون کرد. با این حال، قسمت دوم این مجموعه، روایتی به مراتب عمیق‌تر و جذاب‌تر را نسبت به نسخه قبلی ارائه می‌داد. یکی از دلایل اصلی که باعث شده این بازی جزو بهترین بازی های اول شخص داستانی تاریخ لقب بگیرد، نحوه روایت آن است. در این بازی خبری از سکانس‌های سینمایی نیست و بازیکنان تک‌تک اتفاقات داستانی این اثر را در حین گیم‌پلی تجربه می‌کنند.

بخش بزرگی از قصه‌گویی بازی Half-Life 2 از طریق محیط و طراحی بصری بازی شکل می‌گیرد. قرار گرفتن در دنیای آخرالزمانی City 17 به تنهایی قصه جذابی را به مخاطب ارائه می‌کند که حتی اگر دیالوگ‌های بازی را حذف کنیم، همچنان این بازی تأثیر عمیق خود را می‌گذارد. از سوی دیگر، گوردون فریمن در این بازی صحبت نمی‌کند که باعث شده تا بازیکنان با عمق بیشتری داستان و قصه این اثر را تجربه کنند. همچنین این موضوع باعث می‌شود تا بازیکنان خود را در قامت شخصیت اصلی قرار دهد و تمامی واکنش‌های بازیکن، کاملاً شخصی و منحصر به فرد باشد.

هیچ داستان قهرمانی نمی‌تواند که روایت خوبی داشته باشد تا اینکه شخصیت و نیروی منفی در داستان قوی باشد. در خصوص بازی Half-Life 2، حضور رژیدم Combine باعث می‌شود تا بازیکنان انگیزه بیشتری برای دفاع و مبارزه کردن علیه آن‌ها داشته باشد. همچنین این موضوع که این رژیم توسط موجودات بیگانه کنترل می‌شود عمق بیشتری به داستان بخشیده که حس کنجکاوی بازیکنان را قلقلک می‌دهد تا بفهمند چه چیزی باعث حضور آن‌ها روی کره زمین شده است. بازی Half-Life 2 جزو اولین شوترهای اول‌شخص بود که نشان داد در این سبک از بازی‌ها نیز می‌شود داستانی عمیق را روایت کرد.

4) Titanfall 2

بازی Titanfall 2 در لیست بهترین بازی های داستانی اول شخص که باید تجربه کنید

اولین نسخه سری تایتان‌فال یک اثر کاملاً چندنفره و اکشن‌محور بود که هیچ قصه‌ای برای روایت نداشت. استودیوی ریسپاون در قسمت دوم تصمیم گرفت بخش داستانی را به این بازی اضافه کند که از این عنوان را تبدیل به یکی از بهترین بازی های شوتر اول شخص داستانی تاریخ کرد. یکی از اصلی‌ترین دلایلی که باعث شده بسیاری از گیمرها با داستان این اثر همزادپنداری کنند، استفاده از کهن‌الگوهای روایی است. شخصیت اصلی این بازی، جک کوپر نام دارد که بعد از مرگ سرگروه‌بان خودش، باید مأموریت او را تکمیل کند.

هر کدام از سربازها در جهان تایتان‌فال یک ربات بزرگ در اختیار دارند که آن‌ها را در طول مأموریت‌ها کمک می‌کند. رابطه‌ای که کوپر با ربات خودش، BT-7274 تشکیل می‌دهند یکی از انسان‌ترین و احساسی‌ترین روابطی است که در آثار شوتر اول‌شخص می‌توان پیدا کرد. با وجودیکه بازیکنان با یک ربات مواجه هستند، اما این رابطه به‌قدری پویا و زیبا شکل می‌گیرد که این ربات عظیم تبدیل به بهترین دوست آن‌ها می‌شود.

بازی‌های شوتر بسیاری هستند که بخش داستانی ساده‌ای برای سرگرم کردن طراحی کرده‌اند، اما بازی تایتان‌فال 2 یک شاهکار و کلاس درس برای طراحی بخش داستانی برای عنوانی است که تمرکز بیشتری روی جنبه چندنفره دارد. تنوع بالای مراحل و پیچیده‌شدن شرایط در زمان و با پیش‌زمینه درست باعث شده تا بازیکنان مشتاق‌تر از قبل به تجربه این اثر ادامه دهند. تمامی این نکات، بازی تایتان‌فال 2 را تبدیل به یک تجربه ارزشمند کرده که نباید از آن سر باز زد.

5) مجموعه Metro

سری بازی Metro در لیست بهترین بازی های داستانی اول شخص که باید تجربه کنید

داستان‌هایی روایت شده در سری مترو به قدری جذاب و فوق‌العاده بودند که همانند سری بایوشاک، تصمیم گرفتیم از معرفی یک عنوان آن صرف‌نظر کرده و تمامی این مجموعه را به عنوان یکی از بهترین بازی های اول شخص داستانی معرفی کنیم. مجموعه‌ای که بر اساس رمان‌های مترو، نوشته دیمیتری گلاخوفسکی ساخته شده و بازیکنان را در روسیه‌ای آخرالزمانی قرار می‌دهد. از یک سو، نابودی روسیه به دلیل جنگ اتمی گریبان‌گیر ساکنین این کشور است و از سوی دیگر، حمله موجودات بیگانه که حضور آن‌ها وحشت را در دل بازیکنان ایجاد می‌کند.

قصه سه‌گانه مترو به چند موضوع مختلف در لایه‌های متفاوتی می‌پردازد. اول از همه بازیکنان با این موضوع مواجه می‌شوند که در شرایط بحرانی مثل دنیای مترو، انسان کوچک‌تر از آن چیزی است که تصورش را می‌کند. از سوی دیگر، این اشتباهات بشریت بوده که بشریت را به چنین روزگاری رسانده است. در لابلای مبارزه انسان‌ها برای بقا، مسئله‌ای سیاسی-اجتماعی نیز همچنان پر رنگ است. انگار که حتی در بدترین روزها نیز انسان‌ها نمی‌توانند کنار یکدیگر صلح‌آمیز زندگی کنند و باید همیشه بخاطر اختلاف دیدگاه، با یکدیگر در جدل باشند.

چیزی که باعث می‌شود بازیکنان با داستان سری بازی‌های مترو ارتباط بگیرند، وجود شخصیت‌هایی است که بُعد انسانی را چشمگیر می‌سازد. از رابطه عاطفی شخصیت اصلی گرفته، تا هم‌رزمان و حتی ارتباط گرفتن با موجوداتی که هیچ چیزی درباره آن‌ها نمی‌دانیم. داستان بازی با تمام تیرگی و تاریکی که دارد، همچنان تلاش می‌کند که ثابت بسازد، وجه انسانی بشریت، مهم‌ترین چیزی است که آن‌ها دارند. به همین دلیل است که سری بازی‌های مترو تجربه فراموش‌ناشدنی برای بسیاری از طرفداران شوتر اول‌شخص قلمداد می‌شود.

6) The Stanley Parable

بازی The Stanley Parable در لیست بهترین بازی های داستانی اول شخص که باید تجربه کنید

یک سری از بازیسازها هستند که هدف اصلی و نهایی آن‌ها، ارائه تجربه‌هایی است که در هیچ مدیوم داستان‌گویی دیگر نمی‌شود آن را پیدا کرد. دیوی وریدن یکی از این بازیسازها است که با ساخت عنوان مستقل و فوق‌العاده The Stanley Parable، بُعد تازه‌ای به روایت در بازی‌های ویدیویی بخشید. داستان این بازی کاملاً ساده شروع می‌شود اما هرچقدر که بازیکنان جلوتر بروند، با پیچش‌های داستانی مواجه می‌شوند که دود از سر بازیکن بلند می‌کند.

یکی از کارهای جذابی که دیوی وریدن در طراحی و داستان‌گویی این اثر انجام داده، شکستن دیوار چهارم است. داستان بازی توسط یک راوی گفته می‌شود که به تمامی حرکات و تصامیم بازیکنان واکنش نشان می‌دهد. لحن طنزی که راوی بازی دارد نیز جذابیت تجربه این اثر را چندین برابر ساخته است. داستان بازی از جایی شروع می‌شود که استنلی متوجه می‌شود تمامی کارمندان و همکاران او در دفتر نیستند و به دنبال آن‌ها می‌رود. حالا بازیکنان دو انتخاب دارند: به حرف راوی گوش کنند و تجربه از پیش تعیین شده داشته باشند یا مسیر خاص خود را تجربه کنند.

هدف سازنده این اثر از خلق چنین داستانی، طعنه زدن به مسئله اراده آزاد و همینطور آزادی در بازی‌های ویدیویی است. چیزی که بازی Stanley Parable نشان می‌دهد نمونه عالی از این موضوع است که چیزی بنام آزادی و اختیار کامل وجود ندارد. هرکاری که بازیکنان در این اثر انجام دهند، از قبل پیش‌بینی شده یا اینکه محدودیتی برای آن ایجاد شده است. به همین سبب است که بازی Stanley Parable جزو بهترین بازی های داستانی اول شخص شناخته می‌شود.

7) Firewatch

بازی Firewatch در لیست بازی های اول شخص با داستان قوی

یکی از عناوینی که در سال 2016 همه گیمرها و منتقدین صنعت گیم را غافلگیر کرد، بازی مستقل Firewatch بود. بازی که بیشتر یک شبیه‌ساز راه رفتن است که در آن بازیکنان کنترل یک نگهبان جنگل را برعهده دارد. طراحی بصری بازی همانند مکانیزم‌های گیم‌پلی مینیمال و ساده است؛ اما این موضوع چیزی از قدرت تأثیرگذاری آن کم نمی‌کند. داستان بازی درباره شخصی بنام هنری است که برای فرار از زندگی شلوغ و پر استرس خود، تصمیم می‌گیرد تبدیل به نگهبان جنگل شود.

داستان این بازی تلاش دارد تا به موضوعاتی مثل فرار کردن از ملال زندگی، تنهایی و پشیمانی بپردازد. موضوعاتی که این بازی به آن‌ها اشاره می‌کند و داستان بازی محور آن‌ها می‌چرخد چیزی است که همه ما در طول زندگی تجربه می‌کنیم. به همین دلیل است که داستان این اثر برای گیمرها قابل لمس بوده و آن را تبدیل به یکی از بهترین بازی های اول شخص داستانی کرده است. تنها چیزی که باعث می‌شود هنری در طول این تجربه به جنون نرسد، ارتباط او با شخصیتی بنام دلایلا از طریق رادیو است.

دلایلا درواقع ناظر کار هنری است که به مرور با یکدیگر صمیمی می‌شوند و رابطه دوستی عمیقی را شکل می‌دهند. بازی قصد دارد از این طریق به بازیکن بفهماند که همه انسان‌ها به هم‌دم و دوست نیاز دارد. نبود چنین شخصی در زندگی خطرناک است و به قول ارسطو، فقط یک خدا یا هیولا می‌تواند به تنهایی زندگی کند. از آنجایی که بسیاری از گیمرها در بخشی از زندگی خود تنهایی را تجربه کرده‌اند، ارتباط عاطفی عمیق‌تری با داستان بازی Firewatch برقرار خواهند کرد.

8) What Remains of Edith Finch

بازی What Remains of Edith Finch در لیست بهترین بازی های داستانی اول شخص که باید تجربه کنید

استودیوهای بازیسازی مستقل از آنجایی که توانایی خلق آثار با مکانیزم‌های پیچیده یا گرافیک‌های واقع‌گرایانه بی‌نظیر را ندارند، تمرکز بیشتری روی جنبه داستانی یا هنری دارند. یکی از بازی‌هایی که به اعتقاد بسیاری یکی از جذاب‌ترین روایت‌های پیوسته و رازآلود را دارد، بازی What Remains of Edith Finch است. این بازی با استفاده از دوربین اول شخص قصه خاندان فینچ را روایت می‌کند که این بازی را تبدیل به یکی از بهترین بازی های داستانی اول شخص کرده است.

این بازی مکانیزم‌های مبارزه یا پیچیده‌ای ندارد که بازیکنان با آن درگیر شوند. گیم‌پلی این بازی تماماً شبیه‌ساز راه رفتن است که بازیکنان با سر زدن به اتاق‌ها و بخش‌های مختلف عمارت فینچ، با سرگذشت تک اعضای این خانواده آشنا می‌شوند. نکته جذاب این بازی، حالت‌های هنری و گیم‌پلی است که بازی به خود می‌گیرد. هر کدام از روایت‌ها و سرگذشت‌ها متفاوت از یکدیگر روایت می‌شود و حتی از نظر بصری کاملاً تغییر می‌کند.

بازی What Remains of Edith Finch یکی از پویاترین بازی‌هایی است که به خوبی از ساده بودن گیم‌پلی خود استفاده می‌کند. نبود مکانیزم‌های پیچیده که بازی را در قالب یک سبک تعریف می‌کند، تیم سازنده توانسته است که با ایده‌های خلاقانه‌، جلوه‌های بصری و گیم‌پلی متفاوتی را که متناسب با هر یک از قصه‌ها است را شکل دهد. یکی از دلایلی که این بازی بالاتر از هرچیزی، یک تجربه بی‌نظیر است که المان‌های گیم‌پلی با هر کدام از قصه‌ها تطابق بی‌نظیری دارد.

9) Cyberpunk 2077

بازی Cyberpunk 2077 در لیست بهترین بازی های اول شخص داستانی که باید تجربه کنید

بازی سایبرپانک 2077 یکی از بدترین شروع‌های ممکن در تاریخ صنعت گیم را داشت. انتشار آن برای کنسول‌های نسل هشتم که توانایی اجرای بازی را نداشتند باعث شده بود تا بسیاری از بازیکنان از تجربه غنی این بازی منصرف شوند. اما پس از اینکه استودیوی CD Projekt Red با انتشار آپدیت‌ها فراوان این بازی را درست کرد، بالاخره بسیاری از بازیکنان سراغ تجربه یکی از بهترین بازی‌های سبک سایبرپانک با دوربین اول‌شخص رفتند.

یکی از نکاتی که از همان ابتدا، با وجود مشکلات فنی بازی، منتقدین و بازیکنان به آن اعتراف کردند، داستان جذاب و گیرای آن بود. شخصیت اصلی این بازی، V، قصد دارد که تبدیل به معروف‌ترین و بهترین شبه‌نظامی نایت‌سیتی شود اما دست سرنوشت چیزی دیگری برای او مدنظر گرفته است. چیزی که باعث می‌شود بازی Cyberpunk 2077 یکی از بهترین بازی های داستانی اول شخص باشد، غنامندی آن هم در بخش داستان اصلی و هم مراحل فرعی بازی است.

هرکدام از شخصیت‌هایی که بازیکنان در این اثر با آن ملاقات می‌کنند قوس‌های شخصیتی بی‌نظیری دارند که باعث می‌شود بازیکنان با آن‌ها ارتباط نزدیکی بگیرد. از سوی دیگر، انتخاب‌هایی که بازیکنان در طول مراحل می‌گیرند تأثیر مستقیمی روی سرنوشت شخصیت اصلی و دیگر شخصیت‌ها دارد که باعث می‌شود این قصه تجربه شخصی‌سازی‌شده و خاصی برای بازیکنان باشد. و در نهایت، پایان‌بندی که تیم نویسندگی برای این بازی مدنظر گرفته، فوق‌العاده، دقیق و تأثیرگذار است.

10) Halo: The Master Chief Collection

سری بازی های Halo در لیست بهترین بازی های داستانی با زاویه دوربین اول شخص

یکی از فرنچایزهایی که باعث شکل‌گیری و محبوبیت شوتر اول‌شخص در اوایل دهه 2000 میلادی شد، سری Halo بود. عنوانی که توسط استودیوی بانجی برای کنسول ایکس‌باکس به‌صورت انحصاری ساخته شده و با انتشار بازی‌های بیشتر تبدیل به یکی از پرفروش‌ترین مجموعه بازی‌های تاریخ و همینطور نماد ایکس‌باکس شد. بعد از سال‌ها انحصاری بودن این مجموعه روی کنسول‌های ایکس‌باکس، بالاخره تمامی عناوین آن برای کامپیوتر و کنسول دوباره تحت عنوان Halo: The Master Chief Collection منتشر شد.

بدون شک دلیل اصلی که این بازی سریعاً بین گیمرها محبوب شد، بخش آنلاین و چندنفره بازی است؛ اما چیزی که باعث شد این بازی بتواند از نظر داستانی و فضایی در دل بازیکنان جا باز کند، جهان‌سازی آن بود. در کنار جهان‌سازی، شخصیت مسترچف یکی از قوی‌ترین شخصیت‌پردازی‌های آثار انحصاری ایکس‌باکس را دارد که دلیل اصلی است که این مجموعه به عنوان یکی از بهترین بازی های داستانی اول شخص شناخته می‌شود.

نکته جذاب تجربه این مجموعه در این است که بازیکنان مسیر کامل سیر شخصیتی مسترچیف را تجربه خواهند کرد. از نسخه اول که او چیزی جز یکی از ابرسربازها نیست تا زمانی که بازی بیشتر به جنبه انسانی و روابط شخصی او می‌پردازد. این موضوع باعث می‌شود تا مسترچیف از یک سربازی که صرفاً دستورات را انجام می‌دهد تبدیل به یک انسان شود تا بازیکنان بتوانند راحت‌تر با او ارتباط برقرار کنند.

11) Call of Duty: Modern Warfare

بازی Call of Duty Modern Warfare در لیست بهترین بازی های اول شخص داستانی که باید تجربه کنید

مجموعه کالاف دیوتی بدون شک یکی از محبوب‌ترین بازی‌های شوتر اول‌شخص است که هرساله جزو پرفروش‌ترین بازی‌های سال شناخته می‌شود. نسخه‌های اولیه این سری تمرکز بیشتری رو جنگ‌های جهانی داشت و بیشتر تلاش می‌کرد تا قصه‌های واقعی جنگ و اتفاقات را بازسازی کند. این موضوع در نسخه چهارم این مجموعه که جنگ مدرن نام داشت، کاملاً تغییر کرد. این بازی نه‌تنها در دنیایی مدرن جریان داشت بلکه یک قصه کاملاً تازه و نو را در کنار بخش چندنفره جذاب روایت می‌کرد.

بازیکنان در بخش داستانی، کنترل یک سرباز تازه‌کار بنام جان مک‌تاویش را برعهده داشتند که در بازی‌های بعدی تبدیل به یکی از اسطوره‌های گروه ضربت 141 می‌شود. در یک سری از مراحل، بازیکنان کنترل یک سرباز دیگر از ارتش آمریکا را نیز برعهده داشتند اما داستان اصلی بازی محور Task Force 141 و اعضای آن می‌چرخید. چیزی که باعث شده این بازی جزو بهترین بازی های داستانی اول شخص شناخته شود، دیدگاه کاملاً تازه، واضح و درست آن به جنگ و آینده نبردهای کشورها است.

تیم نویسندگی با الهام از اتفاقات واقعی و سیاست‌های کشورهای ابرقدرت، یک داستان گیرا و جذاب را خلق کرده است که حتی رخ دادن چنین اتفاقاتی را می‌شود پیش‌بینی کرد. داستان این اثر به‌خوبی نشان می‌دهد که کشورها برای به‌دست آوردن قدرت، حفظ آن، کنترل کشورهای دیگر و همینطور مبارزه با تروریسم دست به چه کارهایی می‌زنند و حاضر هستند تا کجاها پیش بروند. درونمایه داستانی Call of Duty: Modern Warfare نیز شامل برادری و انجام کار درست است؛ حتی اگر این موضوع خلاف چیزی باشد که از شما درخواست می‌شود.

12) Borderlands 2

بازی Borderlands 2 در لیست بهترین بازی های اول شخص داستانی که باید تجربه کنید

اولین نسخه از سری بازی‌های Borderlands بیشتر با خاطر سیستم و مکانیزم‌های گیم‌پلی بود که توانست در دل طرفداران جا باز کند. حضور شخصیت‌های خنده‌دار و متفاوت و همینطور یک دنیای کاملاً عجیب و متفاوت نقش اساسی در این مسئله داشت؛ اما قسمت دوم این مجموعه بود که یک روایت منسجم‌تر با شخصیت‌های جذابی را ارائه می‌کرد. به اعتقاد بسیاری از گیمرها و طرفداران این مجموعه، دلیلی که بازی Borderlands 2 به‌عنوان یکی از بهترین بازی های اول شخص داستانی شناخته می‌شود، شخصیت جک خوش‌تیپ (Handsome Jack) است.

جک خوش‌تیپ یک شخصیت سادیستیک و شیطانی به‌تمام معنا است. اما او خودش را یک قهرمان و ناجی می‌داند که این تضاد بین واقعیت و چیزی که او تصور می‌کند باعث شده تا با یک ویلن کاریزماتیک فوق‌العاده مواجه شویم. بخش بزرگی از جذابیت داستانی این بازی بخاطر شخصیت‌پردازی بسیار خوب جک خوش‌تیپ است. ارتباط گرفتن مستقیم او از طریق رادیو با شخصیت اصلی در طول بازی باعث شکل‌گیری یک ارتباط عجیب بین او و بازیکنان می‌شود که ملاقات نهایی برای شکست دادن او را جذاب‌تر می‌سازد.

برخلاف نسخه قبلی این سری، در بازی Borderlands 2 بازیکنان هدف مشخص و دقیقی دارند. شکست دادن جک خوش‌تیپ و نجات دادن پاندورا از چنگ او چیزی است که بازیکنان به دنبال آن هستند. صرفِ اضافه شدن یک هدف نهایی از همان ابتدای بازی، مسیر روایت و داستان‌گویی را هموارتر می‌سازد. همانند شخصیت جک خوش‌تیپ، کاراکترهای فرعی دیگری که بازیکنان با آن مواجه می‌شوند مثل تاینی تینا یا همرلاک، شخصیت‌های خاص و متفاوت خود را دارند که تجربه داستانی بازی را غنی‌تر و فراموش‌ناشدنی ساخته است.

13) Far Cry 3

بازی Far Cry 3 در لیست بازی های اول شخص با داستان قوی

وقتی اسم فرنچایز فارکاری به گوش می‌رسد، اولین چیزی که از ذهن گیمرها خطور می‌کند شخصیت دیوانه Vaas و نسخه سوم این مجموعه است. با وجودیکه که قسمت دوم این سری با الهام از کتاب قلب تاریکیِ جوزف کنراد ساخته شده بود و یک داستان خوبی را روایت می‌کرد، اما قسمت سوم این مجموعه نقطه اوج داستان‌گویی در این فرنچایز محسوب می‌شود. داستان بازی درباره گروهی از جوانان است که برای تفریح به سفری می‌روند اما یک گروه دزدان دریایی و قاچاقچی برای خرید و فروش، آن‌ها را گروگان می‌گیرد.

شخصیت اصلی این بازی، جیسون برودی است که یکی از بهترین قوس‌های شخصیتی را دارد. طوری که این جوان خام و بدون تجربه چطور از یک فرد عادی تبدیل به ترسناک‌ترین شکارچی و مبارز این سرزمین می‌شود فوق‌العاده است. دلیلی که باعث می‌شود این شکل‌گیری شخصیت عالی به‌نظر برسد، دو ویلن این بازی، واس و هویت است که واس به مراتب شخصیتی دیوانه‌تر و ترسناکی دارد. واس از هیچ چیزی نمی‌ترسد و این قانونی ندارد که به او اجازه می‌دهد هرکاری که دوست دارد را انجام بدهد. برای شکست دادن او، جیسون نیاز است که تبدیل به شخصیتی مشابه به او شود.

یکی از ریزه‌کاری‌های جذاب در روایت قصه Far Cry 3 استفاده از نقل‌قول‌های آلیس در سرزمین عجایب است. شخصیت آلیس هرچقدر که بیشتر در سرزمین عجایب زمان می‌گذراند، بیشتر با شخصیت‌ها و آن دنیا خو می‌گیرد که شخصیت او را متحول می‌سازد. این اتفاق دقیقاً برای جیسون نیز رخ می‌دهد که هرچقدر بیشتر در این جزیره ترسناک دورافتاده به کاوش می‌پردازد، شخصیت خودش نیز متحول می‌شود. به قدری که حتی دوستان او در پایان مسیر دیگر توانایی شناخت او را ندارند. به همین دلیل است که بازی فارکراری 3 جزو بهترین بازی های داستانی اول شخص شناخته می‌شود.

14) Dishonored

بازی Dishonored در لیست بازی های اول شخص با داستان قوی

‌استودیوی آرکین با ساخت بازی Dishonored به همه دنیا ثابت کرد که آن‌ها دیدی کاملاً متفاوت به بازیسازی و روایت قصه در آن دارند. بازیی که ترکیب جذابی از مبارزات و مخفی‌کاری با دوربین اول‌شخص را ارائه می‌کند و در اطراف این هسته، یک قصه و جهان‌سازی بی‌نظیر را شکل می‌دهد. داستان بازی روایتی نسبتاً سرراست دارد اما مسیری که قصه طی می‌کند آن را خاص می‌سازد و به همین دلیل یکی از بهترین بازی های اول شخص داستانی تاریخ محسوب می‌شود.

شخصیت اصلی بازی، کوروو آتانو (Corvo Attano) نام دارد که محافظ ملکه بود اما بعد از کشته شدن ملکه، همه او را متهم به قتل می‌کنند. کوروو برای نجات جان خود و همینطور نجات دادن دختر ملکه، امیلی دست به فرار می‌زند. مسیری که بازیکنان برای رسیدن به این هدف طی می‌کنند باعث می‌شود تا از یک جایی به بعد، بازیکنان با تمامی شخصیت‌ها همزادپنداری کند و این موضوع آن‌ها را مسیری قرار بدهد که آن‌ها واقعاً به دنبال نجات دختر ملکه باشند.

یکی از المان‌های جذاب این بازی در گیم‌پلی آن است که تأثیر مستقیمی روی داستان‌ و اتفاقات بازی دارد. بازیکنان می‌توانند تمامی دشمنان را از بین ببرند و به هدف خود برسند یا اینکه بدون کشتن حتی یک شخص این کار را انجام دهند. هرچقدر که بازیکنان خشن‌تر با دنیای Dishonored برخورد کنند، دنیا و شخصیت‌های این بازی همانطور با آن‌ها برخورد خواهد کرد و بازیکنان قرار است با یک دنیای تیره و تاریک‌تری مواجه شوند.

15) The Talos Principle

بازی The Talos Principle در لیست بهترین بازی های داستانی اول شخص که باید تجربه کنید

وقتی داستانی بتوانند یک سری سوال‌هایی را در ذهن مخاطب ایجاد کند، یعنی رسالت خود را به نحوی احسنت انجام داده است. بازی The Talos Principle دقیقاً این کار را با معماهای جذاب و درگیر کننده انجام می‌دهد. بازیکنان هرچقدر بیشتر در بازی جلو می‌روند با مباحث فلسفی و هویتی بیشتری مواجه می‌شوند که ذهن آن‌ها را تا مدت‌ها درگیر خواهد کرد. به همین دلیل است که بازی The Talos Principle یکی از بهترین بازی های داستانی اول شخص شناخته می‌شود.

بازیکنان کنترل یک هوش مصنوعی را برعهده دارند که توسط شخصی بنام Elohim هدایت می‌شود که حکم خداوند را برای این موجود دارد. بازیکنان با حل معماها در بازی پیشروی می‌کنند اما هرچقدر که بیشتر در این جهان شبیه‌سازی شده زمان سپری می‌شود یک سری سوالات بنیادین درباره هویت، انسان بودن و دنبال کردن نظریات دیگران در ذهن آن‌ها خلق می‌شود. بازی تلاش نمی‌کند به این سوالات جواب بدهد، صرفاً آن‌ها را به بهترین شکل ممکن ارائه می‌کند تا بازیکنان برای جواب آن‌ها تحریک شود.

یکی از بخش‌های جذاب قصه‌ای که این اثر روایت می‌کند، نگاهی عمیق و جامع به هوش مصنوعی و تفاوت آن‌ها با انسان است. این بازی تلاش می‌کند تا از بُعد هویتی و فلسفی ذهن هوش مصنوعی را واکاوی کند. آیا هوش مصنوعی می‌تواند اراده آزاد همانند انسان‌ها داشته باشد؟ یا اصلاً هوش مصنوعی این توانایی را دارد تا به مرور زمان هویت خاص و مستقلی برای خود خلق کند؟ این بازی بیشتر از هر اثر اول شخص دیگری ذهن بازیکن را با مسائلی پیچیده و البته بنیادین درگیر خواهد کرد.

جمع‌بندی

این بود لیستی از بهترین بازی های داستانی اول شخص که حتماً باید تجربه کنید. تلاش کردیم تا در این مطلب لیستی پویا از سبک‌های گیم‌پلی مختلفی که از دوربین اول‌شخص استفاده می‌کند را برایتان معرفی کنیم تا تجربه‌های داستانی فوق‌العاده‌ای داشته باشید. اگر این آثار را بازی کرده‌اید، در بخش کامنت‌ها نیز برایمان از تجربه خود بنویسید.

مطالب مرتبط

بازی های مرتبط

سوالات متداول در رابطه با این محتوا

کدام بازی از سری کالاف دیوتی داستان خوبی دارد؟

بازی Call of Duty: Modern Warfare جزو عناوینی است که یک داستان جذاب و به‌یاد ماندنی را ارائه می‌دهد.

۱
بهترین بازی داستانی اول شخص کدام است؟

مجموعه BioShock در کنار Half-Life 2 جزو بهترین بازی های داستانی اول شخص تاریخ محسوب می‌شود.

۲
کدام بازی شوتر اول شخص داستان جذابی دارد؟

عناوین Titanfall 2، Far Cry 3 و Borderlands 2 در کنار داستان فوق‌العاده گیم‌پلی شوتینگ جذابی نیز دارد.

۳

دیدگاه کاربران

تعداد دیدگاه کاربران: 0 دیدگاه
  • هنوز دیدگاهی ارسال نشده است.