تاریخ صنعت گیم بسیار گسترده بوده و خلاقیت و نوآوری در تمام لحظات آن حکمفرماست. در این صنعت، عناوین خاصی وجود دارند که بهعنوان ستونهای اصلی، نه فقط به خاطر گیمپلی فریبنده یا گرافیک بصری خیرهکنندهشان، بلکه برای چیزهایی بسیار عمیقتر، شناخته میشوند. اینها بازی هایی هستند که از الگوهای قدیمی و تکراری پیروی نمیکنند، بلکه مسیرهای کاملاً جدیدی را ایجاد کرده و ژانرهایی را به وجود آوردند که ساختار صنعت بازی را شکل میدهد؛ بنابراین امروز به سراغ لیستی از بهترین بازی هایی که یک ژانر جدید را معرفی کردند میرویم تا ببینیم که آثار محبوب امروزی از کجا شروع شده و ریشههایشان چه بود.
سبکی نو با بازی هایی که یک ژانر جدید را معرفی کردند
بازی، علیرغم شهرت جهانیاش، همچنان یک سرگرمی نسبتاً جوان است. در روزهای اولیه این صنعت، بازیها سادهتر بودند و اغلب حول محور چند مکانیک یا مفاهیم کلی میچرخیدند. با این حال، در این سادگی بذر نوآوری نهفته است. طراحان و توسعه دهندگان، با تمایل به برجسته شدن، به طور مداوم مرزها را جابهجا کردند و به دنبال جرقهای از خلاقیت بودند که هنر آنها را متمایز کند. هر چند وقت یکبار، در میان این سفر برای منحصر به فرد بودن، پیشرفتی رخ میداد. گاهی یک بازی مکانیک جدید گیم پلی، دیدگاهی تازه یا مفهومی انقلابی را معرفی میکرد که نه تنها بازیکنان را مجذوب کرده، بلکه چشم انداز صنعت را تغییر میداد.
در لیست بازی هایی که یک ژانر جدید را معرفی کردند نه تنها با پیشگامان نمادین بلکه با جواهرات فراموش شده و قهرمانان گمنام روبرو میشویم. اینها بازیهایی هستند که اگرچه شاید به موفقیت تجاری یا شناخت گسترده دست نیافتند، با این وجود نقشی اساسی در شکلدهی تکامل صنعت خود داشتند. از روزهای اولیه بازی های تجاری در دهه 1970 تا دوران مدرن آثار مستقل، هر نقطه عطف در تاریخ بازی نشان دهنده یک گام به جلو در تکامل رسانه است. این بازیها چه بر اثر پیشرفتهای فنی، چه تمایل به برجسته شدن در یک بازار شلوغ، یا صرفاً به دنبال خلاقیت بیوقفه، ردپایی پاکنشدنی در صنعت گیم بر جای گذاشتهاند.
16) Pokemon (ژانر جمع آوری هیولاها)

شروع ژانر هیولاهای کلکسیونی که توسط Pokemon رهبری میشود، لحظهای مهم در تاریخ صنعت گیم را نشان میدهد. Pokemon فقط یک بازی جدید نبود. این فرنچایز یک جهان کامل را ساخت که از مرزهای بازی های سنتی فراتر رفت. Pokemon مفهوم گرفتن و آموزش موجودات را برای نبرد معرفی کرد. این مکانیک در آن زمان انقلابی بود. بازیکنان فقط یک شخصیت را کنترل نمیکردند. آنها در حال ساخت تیمی از موجودات متنوع با تواناییها و ویژگیهای منحصر به فرد بودند. ایده گرفتن هیولاها و تشکیل یک تیم به شیفتگی ذاتی انسان در جمع آوری و پرورش اشاره کرد و تجربهای اعتیادآور را ارائه داد.
جهان سازی Pokemon در زمان خود بی نظیر بود. مناطق پرجنبوجوش، اکوسیستمهای متنوع و افسانههای غنی، بازیکنان را مجذوب خود میکرد و آنها را در دنیایی خارقالعاده غوطهور کرد که برای اکتشاف آماده است. هر قسمت جدید این سری، گونههای Pokemon تازه، مناطقی برای کاوش و روایتهایی برای کشف را معرفی میکرد و بازیکنان را برای چندین دهه در این فرنچایز درگیر کرد. امروزه بازی هایی مانند Cassette Beasts و Palworld به وضوح از قابلیتهای این فرنچایز الهام گرفته و آثاری تازه را به بازیکنان ارائه میکنند. به همین واسطه این سری در لیست بازی هایی که یک ژانر جدید را معرفی کردند قرار میگیرد.
15) Hearthstone (ژانر کارتی استراتژیک)

Hearthstone بدون شک نقشی اساسی در محبوبیت سبک کارتی استراتژیک دیجیتال ایفا کرد. اگرچه لزوماً این بازی اولین در این استایل نبود، ولی همواره میبینیم که تمامی بازی های بعد از خود از آن الهام گرفتهاند. در حالی که بازیهای کارتی فیزیکی سنتی مانند Magic: The Gathering از قبل زمینه را برای گیمپلی استراتژیک مبتنی بر کارت فراهم کرده بود، Hearthstone با خلاقیت این تجربه را به قلمرو دیجیتال آورد و به طور مؤثر ژانر جدیدی را در این فرایند ایجاد کرد. سبک هنری پر جنب و جوش و شخصیتهای جذاب بازی لایهای از جذابیت را اضافه کرده و بازیکنانی را جذب میکند که بازی با کارت واقعی علاقه ندارند.
برخلاف بازیهای کارتی فیزیکی که بازیکنان را ملزم به سرمایهگذاری روی کارتها و لوازم جانبی گرانقیمت میکند، Hearthstone یک مدل رایگان برای بازی ارائه میدهد که شروع بازی را برای هر کسی که به اینترنت متصل است بسیار آسان میکند. این مانع کم برای ورود به جذب مخاطبان گستردهای، از قدیمیهای باتجربه بازی با ورق تا گیمرهای معمولی کمک کرد. علاوه بر این، رابط کاربری بصری Hearthstone و گرافیک زیبای آن، بازی را از نظر بصری جذاب و درکش را حتی برای تازه واردان به این ژانر آسان کرده است. این عناصر عمق و هیجان را به گیم پلی اضافه کردند و بازیکنان را درگیر نگه میدارد.
14) Harvest Moon (ژانر شبیه ساز کشاورزی)

Harvest Moon زاییده ذهن یاسوهیرو وادا و توسعه یافته توسط Marvelous Entertainment، در سال 1996 به عنوان یک بازی ویدئویی پیشگام که هنجارهای معمول را به چالش میکشید، ظهور کرد. این اثر بازیکنان را از نبردهای آدرنالینی بازی های ویدئویی معمولی دور کرده و آنها را در دنیای آرام و زیبای کشاورزی غوطه ور میکرد. کسی نمیدانست، این مفهوم به ظاهر ساده میتواند بذر یک سبک بازی کاملاً جدید را با نام شبیه ساز کشاورزی بکارد. بازیکنان به جای شکست دادن دشمنان یا تکمیل مأموریتها، از ریتم کاشتن بذر، آبیاری محصولات و تماشای شکوفایی مزرعه خود در طول زمان لذت زیادی میبردند.
در Harvest Moon، بازیکنان نقش یک قهرمان جوان را بر عهده میگیرند که وظیفه دارد مزرعه ویران شدهای را که از پدربزرگشان به ارث رسیده، احیا کند. بازیکنان با ابزارهای اولیه، دانهها و یک قطعه زمین محقر، باید محصولات کشاورزی کنند، دامپروری کرده و با جامعه محلی درگیر شوند تا دوباره زندگی را به مزرعهای که زمانی پر رونق بود، برگردانند. مکانیکهای بلادرنگ بازی، سبک هنری پیکسلی جذاب و تأکید بر روابط بین شخصیتها، بازیکنان را به گونهای مجذوب خود میکرد که هیچ بازی دیگری قبلاً موفق به انجامش نشده بود. به همین دلیل در لیست بازی هایی که یک ژانر جدید را معرفی کردند قرار میگیرد.
13) King’s Quest (ژانر ماجراجویی گرافیکی)

King’s Quest به عنوان یک شاهکار در تاریخ بازی ها شناخته میشود که به عنوان پیشگام در سبک بازی های ماجراجویی پازل نامی برای خود ثبت کرده است. King’s Quest که توسط Sierra On-Line توسعه یافت و در سال 1984 منتشر شد، نشان دهنده یک جهش انقلابی به جلو در داستان گویی تعاملی و مکانیکهای گیم پلی بود. در هسته خود، King’s Quest تلفیقی از کاوش مبتنی بر روایت و حل معماهای پیچیده بود. بازیکنان نقش سر گراهام، یک شوالیه شجاع را بر عهده گرفتند که در تلاش برای نجات سرزمین و ادعای تاج و تخت است. این بازی مسئول پیشروی از ژانر ماجراجویی متنی به ماجراجویی گرافیکی محسوب میشود.
دنیای پرجزئیات این بازی از طریق گرافیک پر جنب و جوش و طراحی صدای فراگیر جان گرفته و استاندارد جدیدی برای ارائه دیداری و شنیداری در صنعت گیم ایجاد کرد. با این حال، آنچه واقعاً King’s Quest را متمایز میکرد، رویکرد نوآورانه آن در گیم پلی بود. برخلاف اقدامات ساده بسیاری از بازیهای ویدیویی اولیه، King’s Quest بازیکنان را به چالش میکشید تا انتقادی و استراتژیک فکر کنند. هر صفحه با موانعی از مناظر چالشی گرفته تا دشمنان حیله گر، معمایی بود که باید حل میشد. از رمزگشایی معماها تا پیمایش در پیچ و خمهای خطرناک، هر رویارویی نیاز به مشاهده دقیق و مهارتهای حل مسئله هوشمندانه دارد.
12) Borderlands (ژانر تیراندازی نقش آفرینی)

Borderlands که توسط Gearbox Software توسعه یافته و اولین بار در سال 2009 منتشر شد، به طور گسترده به عنوان پیشگام ژانر لوت شوتر شناخته میشود. این ترکیب خلاقانه تیراندازی اول شخص و عناصر نقش آفرینی، تجربهای از گیم پلی را ایجاد کرد که شبیه هیچ چیز دیگری قبل از خود نبود. Borderlands در هسته خود یک مفهوم انقلابی، یعنی هیجان اکتشاف، مبارزه و بازی مشارکتی همراه با یک سیستم غارت گسترده را معرفی کرد. سبک هنری پر جنب و جوش و cel-shaded بازی، همراه با طنز تاریخ و بامزه و شخصیتهای بهیادماندنیاش، آن را از سایر شوترهای زمان خود متمایز کرده و نامش در تاریخ ثبت میشود.
یکی از ویژگیهای تعیینکننده Borderlands، سیستم غارتی است که به طور تصادفی تولید میشود که طیف بیپایانی از سلاحها، سپرها، نارنجکها و سایر تجهیزات را برای جمعآوری در اختیار بازیکنان قرار میدهد. هر آیتم به طور تصادفی با آمار، ویژگیها و جلوههای ویژه متفاوت تولید میشود و این اطمینان را میدهد که هیچ دو مرحله بازی یکسان نیستند. این تأکید بر کسب غارت و سفارشیسازی لایهای از عمق و قابلیت پخش مجدد را به بازی اضافه میکند، زیرا بازیکنان دائماً قویترین و منحصربهفردترین ابزار را برای تقویت شخصیتهای خود جستجو میکنند. این بازی خارقالعاده الهام بخش صدها عنوان بعد از خود نیز است.
11) Ultima (ژانر نقش آفرینی)

Ultima به عنوان یک ستون اساسی در تاریخ صنعت گیم شناخته شده که با ابداع سبک نقشآفرینی، به شکلی که امروزه آنها را میشناسیم، اعتبار بی پایانی دارد. ریچارد گاریوت که با نام لرد بریتانیا نیز شناخته میشود، این عنوان مهم را در روزهای اولیه صنعت گیم ساخت و از عشق خود به بازیهای نقشآفرینی رومیزی مانند Dungeons & Dragons الهام گرفت. قبل از Ultima، تجربیات این ژانر عمدتاً خطی بودند و بر حل معماها یا غلبه بر موانع در یک چارچوب روایی از پیش تعیین شده متمرکز بودند. با این حال، Ultima مکانیکهای پیشگامانهای را معرفی کرد که به بازیکنان اجازه میداد در دنیایی پویا و گسترده غوطه ور شوند.
از مهمترین ویژگیهای Ultima، معرفی عناصر اصلی نقش آفرینی مانند امتیازات، آمار ویژگیها و سفارشیسازی کاراکترها بود. بازیکنان دیگر به نقشهای از پیش تعریف شده محدود نمیشدند. آنها میتوانستند شخصیتهایی خلق کنند که تخیلات و ترجیحات خودشان را منعکس میکند. چه آنها بخواهند یک جادوگر جن، یک جنگجوی انسانی، یا یک دزد هابیت را تجسم کنند، امکانات فقط با خلاقیت بازیکن محدود میشد. دنیای بازی بسیار وسیع و بی پایان بود و به نقشهای از بیابان پر از شهرها و سیاه چالها تقسیم شده بود. دشمنان و هیولاهایی که به طور تصادفی تولید میشوند تضمین میکنند که هر بازی چالشهای منحصربهفردی را ارائه میکند.
10) Dear Esther (ژانر شبیه ساز راه رفتن)

Dear Esther به عنوان یک لحظه مهم در تاریخ صنعت گیم، پیشگام سبک جدیدی است که به عنوان شبیه ساز راه رفتن شناخته میشود. انتشار آن در سال 2012، آغاز دههای بود که بازیها کمتر بر مکانیکهای گیمپلی سنتی تمرکز کرده و بیشتر بر داستانگویی همهجانبه از طریق کاوش در محیط تمرکز میکردند. در هسته خود، Dear Esther یک سفر است؛ سفری انفرادی از نقطهای به نقطه دیگر که با روایتی درهمآمیخته شده و با عبور بازیکنان از مناظر آشکار میشود. تأثیر این بازی زیبا را میتوان در عناوینی در سالهای آینده، از شاهکار هنری Journey گرفته تا عمق What Remains of Edith Finch به خوبی احساس کرد.
در حین تجربه این اثر، برخلاف بازی های معمولی، نیازی به فعالیتهای پیچیده یا تصمیمات استراتژیک ندارید؛ در عوض، بازیکنان تشویق میشوند تا به سادگی مشاهده کنند، گوش دهند و تأمل کنند. این انحراف از مکانیکهای گیمپلی سنتی در ابتدا برخی از این سؤال را ایجاد کرد که آیا Dear Esther حتی میتواند به عنوان یک بازی طبقهبندی شود. با این حال، توانایی آن برای درگیر کردن بازیکنان از طریق داستان سرایی جوی و غوطه وری در محیط، به سرعت هر شک و تردیدی را خاموش کرد. در سالهای پس از انتشارش، بازیهایی مانند Gone Home، Firewatch و حتی Death Stranding از مکانیکهای این سبک بهره بردند.
9) Pong (ژانر ورزشی)

Pong که اغلب به عنوان پدربزرگ بازیهای ویدیویی شناخته میشود، در اوایل دهه 1970 به عنوان یکی از اولین بازیهای آرکید توسعهیافته توسط آتاری ظهور کرد. سادگی آن تأثیر اصلیاش را گذاشت؛ زیرا نه تنها بازیکنان را مجذوب خود کرد، بلکه پیشگام سبک جدیدی یعنی بازی های ورزشی در قلمرو دیجیتال شد. در اصل، Pong یک بازی تنیس روی میز یا پینگ پنگ را شبیه سازی کرد که بازیکنانی پاروهای دو طرف صفحه را کنترل میکردند تا توپ را به عقب و جلو هدایت کنند. در حالی که این مفهوم با استانداردهای امروزی ابتدایی به نظر میرسد، ورود آن نشان دهنده اتفاق تازهای در دنیا بود که پیش از آن نیز وجود نداشت.
چیزی که Pong را متمایز کرده و آن را در لیست بازی هایی که یک ژانر جدید را معرفی کردند قرار میدهد، ماهیت رقابتی آن بود. این بازی فقط درباره کسب نمره بالا نبود؛ بلکه در مورد پیشی گرفتن از حریف بود. حالت دو نفره باعث ایجاد رویاروییهای شدید شده و دوستان و غریبهها را دعوت میکرد تا در نبردهای هیجانانگیز رفلکسها و استراتژی شرکت کنند. Pong به یک جنبه اساسی از طبیعت انسان یعنی میل به رقابت و برنده شدن اشاره کرد. فراتر از ارزش سرگرمیاش، Pong پایهای را برای چیزی که در آینده تبدیل به ژانر بازیهای ورزشی شد، ایجاد کرد. از بسکتبال تا فوتبال، تنیس تا گلف، این ژانر سالها بعد به اوج خود رسید.
8) H1Z1 (ژانر بتل رویال)

H1Z1 نقشی اساسی در محبوبیت ژانر بتل رویال ایفا کرد و زمینه را برای تسلط بر صنعت گیم برای عناوینی مانند Fortnite و PlayerUnknown’s Battlegrounds فراهم کرد. H1Z1 که توسط Daybreak Game Company توسعه یافته بود، به عنوان یک MMO بقای زامبیها با الهام از موفقیت بازی هایی مانند DayZ و Rust آغاز شد. با این حال، معرفی حالت بتل رویال آن بود که واقعاً صنعت بازی را متحول کرد. حالت بتل رویال H1Z1 که در اوایل سال 2015 منتشر شد، بازیکنان را روی نقشهای عظیم انداخت که در آن در حالی که میجنگیدند تا آخرین نفر برنده میدان باشد، به دنبال سلاح، مهمات و آیتمهایی برای بقا بودند.
گیم پلی سریع بازی H1Z1، همراه با برخوردهای پرتنش و غیر قابل پیش بینی آن، توجه گیمرهای سراسر جهان را به خود جلب کرد. این اثر یکی از اولین بازی های بتل رویال بود که به طور گسترده بر روی پلتفرمهای مختلف از جمله رایانه شخصی و کنسولها در دسترس قرار گرفت. این قابلیت دسترسی به آن کمک کرد تا مخاطبان بیشتری را جذب کند و پایه و اساس جذابیت جریان اصلی این ژانر را ایجاد کند. مسابقات بازی نسبتاً کوتاه بودند و به این ترتیب بازیکنان میتوانستند به سرعت وارد و خارج شوند. تکامل ثابت به حفظ ارتباط بازی در چشم انداز صنعت گیم که به سرعت در حال تغییر بود کمک کرد و نامش جاودانه شد.
7) DayZ (ژانر بقا)

DayZ به عنوان یک نیروی پیشگام در دنیای بازی ظاهر شد و پیشتاز ظهور یک سبک جدید یعنی بازیهای بقا بود. DayZ که در ابتدا به عنوان یک ماد برای Arma 2: Operation Arrowhead خلق شد، بازیکنان را با دنیای نابخشودنی پسا آخرالزمانی پر از زامبیها و منابع کمیاب مجذوب خود کرد. چیزی که به عنوان یک پروژه پرشور برای سازندهاش آغاز شد، به سرعت به عنوانی مستقل تبدیل شد که چشم انداز بازی های چند نفره را تغییر داد؛ پس قطعاً در لیست بازی هایی که یک ژانر جدید را معرفی کردند قرار میگیرد. در هسته خود، DayZ بازیکنان را به چالش کشید تا در محیطی خصمانه حرکت کنند که بقا در آن تضمین نشده بود.
برخلاف شوترهای سنتی که پیروزی به بازتاب سریع و هدف دقیق بستگی دارد، موفقیت در DayZ مستلزم برنامه ریزی استراتژیک، مدیریت منابع و درک دقیق رفتار انسانی است. هر رویارویی با یک بازیکن پتانسیل همکاری یا درگیری را به همراه داشت و خطوط بین دوست و دشمن را در دنیایی که اعتماد کالای کمیاب بود محو کرد. چیزی که واقعاً DayZ را متمایز میکرد، تأکید آن بر گیم پلی تفننی بود. بازیکنان به جای دنبال کردن یک روایت خطی یا رویدادهای متنی، داستانهای خود را از طریق تعامل با محیط و یکدیگر خلق میکردند. از تشکیل اتحاد گرفته تا انجام حملات به استحکامات دشمن، این بازی پایه ژانرش را چید.
6) Rogue (ژانر روگ لایک)

Rogue که در سال 1980 منتشر شد، به عنوان یک نقطه عطف مهم در تاریخ صنعت گیم به شمار می رود و یک سبک کامل را به وجود می آورد که چندین دهه بعد همچنان بازیکنان را مجذوب خود میکند. اصطلاح روگ لایک منشأ خود را مدیون این بازی نمادین است که اصول اساسی را تعیین کرده که این ژانر را تعریف میکند. در هسته خود، Rogue یک ماجراجویی دانجن کراولر است که در آن بازیکنان در مراحل ایجاد شده به شکل تصادفی پر از هیولاها، تله ها و گنجینه ها حرکت میکنند. گرافیک ASCII این بازی ممکن است با استانداردهای امروزی ساده به نظر برسد، اما گیم پلی آن همواره چیزی کاملا متفاوت و نوآورانه است.
چیزی که واقعاً Rogue را متمایز میکرد، طبیعت نابخشودنی آن با حالت Permadeath بود. در Rogue، وقتی شخصیت شما میمیرد، بازی تمام است و باید از نو شروع کنید. این عنصر پیامد دائمی به هر تصمیمی که بازیکنان میگرفتند، احساس فوریت و تنش داده، ریسکها را بالا میبرد و آنها را در دنیایی غوطهور میکرد که بقا در آن حرف اول را میزد. در سالهای اخیر، ظهور بازیهای مستقل مانند Binding of Isaac، Spelunky و FTL: Faster Than Light با ترکیبی از چالشها و غیرقابلپیشبینی بودن، مخاطبان را مجذوب کردهاند. یکی از نمونههای قابل توجه Hades است که است که عناصر روگ لایک را در خود دارد.
5) Sweet Home (ژانر ترس و بقا)

Sweet Home که در سال 1989 برای NES منتشر شد، به عنوان یک شاهکار پیشگام در قلمرو بازی های ترس و بقا شناخته میشود. این بازی که توسط Capcom توسعه داده شد، پایهای را برای سبکی محبوب و ماندگار در دنیای بازیهای ایجاد کرد. Sweet Home که در یک عمارت مخروبه پر از موجودات و معماهای وحشتناک می گذرد، تیمی متشکل از پنج مستندساز را دنبال میکند که در حال بررسی عمارت یک هنرمند فقید هستند. با کاوش در سالن ها و اتاق های وهم انگیز، تاریخ غم انگیز عمارت را کشف می کنید و برای زنده ماندن باید با ترس های خود مقابله کنید. این بازی بر اساس فیلمی با همین نام توسعه یافته است.
تأثیر Sweet Home را میتوان در بازیهای ترس و بقای بیشماری مشاهده کرد. یکی از این آثار سری نمادین Resident Evil است که مستقیماً از این بازی قبلی Capcom گرفته شده بود. مفهوم کاوش در محیطهای وهمآور، مدیریت منابع کمیاب و رویارویی با هیولاهای ترسناک، به دلیل تلاشهای بینظیر Sweet Home، در هویت ژانر ترس و بقا به منبع اصلی تبدیل شد. بهعلاوه، این بازی تأکید زیادی بر داستانگویی داشت و بازیکنان از طریق یادداشتهای پنهان پراکنده در سراسر دنیای بازی، داستان غمانگیز عمارت و ساکنان آن را کشف کردند. پس این بازی در لیست بازی هایی که یک ژانر جدید را معرفی کردند قرار میگیرد.
4) Donkey Kong (ژانر پلتفرمر)

Donkey Kong فقط صنعت گیم را متحول نکرد؛ بلکه یک ژانر کامل را نیز به وجود آورد. در اوایل دهه 80، صنعت گیم در یک دوراهی قرار داشت و پس از سقوط آتاری در تلاش بود تا جایگاه خود را پیدا کند. نینتندو که در آن زمان عمدتاً یک شرکت اسباببازی سازی بود، فرصتی را در بازار نوپای بازیهای ویدیویی دید. آنها یک طراح جوان به نام شیگرو میاموتو را مأمور ساخت یک بازی کردند که بتواند تجارت آرکید آنها را بازسازی کند. چیزی که Donkey Kong را متمایز میکرد، گیم پلی پویا و طراحی مراحل نوآورانه آن بود. برخلاف عناوین قبلی، مراحل بازی به صورت افقی حرکت میکردند و حس پیشرفت داشتند.
معرفی مکانیکهای پرش بعد جدیدی به گیم پلی اضافه کرد و بازیکنان را ملزم کرد تا حرکات خود را با دقت زمان بندی کنند تا از موانع و دشمنان جلوگیری کنند. موفقیت Donkey Kong راه را برای عصر جدیدی از بازیها هموار کرد که الهامبخش تقلیدکنندگان بیشماری بود و سبک پلتفرمر را به عنوان سنگ بنای طراحی بازیهای ویدیویی تثبیت کرد. تأثیر آن را میتوان در آثار کلاسیکی مانند Super Mario Bros، Sonic the Hedgehog و Mega Man و همچنین آثار مستقل مدرن مانند Hollow Knight و Ori and the Blind Forest مشاهده کرد. این بازی شخصیتهای جاودانی مانند ماریو و دانگی کانگ را نیز به دنیا معرفی کرد.
3) Wolfenstein 3D (ژانر شوتر اول شخص)

Wolfenstein 3D یک لحظه مهم در تاریخ محسوب میشود که اغلب به عنوان خالص ژانر تیراندازی اول شخص به شکل امروزی شناخته میشود. این بازی که توسط id Software توسعه یافته و در سال 1992 منتشر شد، زمینه را برای رشد و محبوبیت انفجاری بازیهای FPS در دهههای بعد فراهم کرد. یکی از قابلتوجهترین جنبههای Wolfenstein 3D استفاده پیشگامانه آن از گرافیک سه بعدی بود. در حالی که بازی با استانداردهای امروزی ابتدایی است، محیطهای شبه سه بعدی آن حس غوطه وری را در اختیار بازیکنان قرار میداد که قبلاً در بازی ها سابقه نداشت. یکی دیگر از عناصر موفقیت بازی، گیم پلی سریع آن بود.
توانایی حرکت در راهروهای هزارتویی و درگیری با دشمنان از منظر اول شخص آن زمان انقلابی بود و استاندارد جدیدی برای سرگرمیهای تعاملی ایجاد کرد. در حالی که Wolfenstein 3D اولین بازی ای نبود که دارای دیدگاه اول شخص یا مکانیک تیراندازی بود، بدون شک این عنوان بود که این عناصر را در یک بسته منسجم و متقاعد کننده گرد هم آورد. تأثیر آن را میتوان تقریباً در هر بازی FPS که بعد از آن دنبال شد، از راهروهای نمادین Doom گرفته تا میدانهای نبرد گسترده Call of Duty مشاهده کرد. این بازی با جلو فرستادن مرزهای فناوری، گیم پلی و محتوا، راه را برای رشد عظیم ژانر FPS هموار کرد.
2) Metroid (ژانر مترویدوانیا)

Metroid، یک بازی پیشگامانه که در سال 1986 برای NES منتشر شد، اغلب به عنوان پایهای برای سبکی شناخته میشود که بعداً با اسم مترویدوانیا نامگذاری شد. Metroid که توسط Nintendo R&D1 و Intelligent Systems ساخته شده و توسط Gunpei Yokoi و Yoshio Sakamoto کارگردانی شده، بازیکنان را با ترکیبی منحصر به فرد از کاوش، اکشن و پلتفرمر آشنا کرد که الهام بخش بازیهای بیشماری در آینده بود. چیزی که Metroid را از دیگر بازی های زمان خود متمایز میکرد، تأکید آن بر کاوش غیرخطی، برخلاف پلتفرمرهای خطی سنتی که بازیکنان باید در مراحل با ترتیبی از پیش تعیینشده پیشرفت میکردند بود.
اصطلاح مترویدوانیا توسط طرفداران و منتقدان برای توصیف بازی هایی ابداع شد که به دنبال مکانیکهای عناوین Metroid و Castlevania بودند و از گیم پلی متمرکز بر کاوش و طراحی دنیای به هم پیوسته آنها استفاده میکردند. در طول سالها، این ژانر تکامل یافته و گسترش یافته و طیف گستردهای از بازی ها را در پلتفرمها و سبکهای هنری مختلف در برمیگیرد. از آثار مستقل مانند Hollow Knight و Dead Cells گرفته تا عناوین AAA مانند Bloodstained: Ritual of the Night و Ori and the Blind Forest، ژانر مترویدوانیا همچنان با ترکیبی از کاوش، کشف و گیم پلی چالش برانگیز، بازیکنان را مجذوب میکند.
1) Demon’s Souls (ژانر سولزلایک)

Demon’s Souls نه تنها به دلیل گیم پلی جذاب، بلکه برای تولد یک ژانر کاملاً جدید یعنی Soulslike، به عنوان یک لحظه به شدت مهم در تاریخ بازی میدرخشد. FromSoftware، مغز متفکر پشت این عنوان پیشگامانه، عناصری را از ژانرهای مختلف به طرز هوشمندانهای ترکیب کرد تا تجربهای را ایجاد کند که شبیه هیچ چیز دیگری نبود. بازی Demon’s Souls که در سال 2009 منتشر شد، بازیکنان را با دنیایی تاریک و غیر قابل بخشش آشنا کرد که در آن هر قدم میتواند آخرین قدم آنها باشد. این بازی با الهام از بازیهای مترویدوانیا، مراحل به هم پیوستهای داشت که به کاوش و غرق شدن در طراحی مراحل فوقالعادهاش کمک میکرد.
اما چیزی که واقعاً Demon’s Souls را متمایز میکرد، سختی مجازات کننده و مکانیک مرگ منحصر به فرد آن بود که پایه و اساس ژانر Soulslike را بنا کرد. در یک بازی Soulslike، مرگ پایان نیست، بلکه بخشی از سفر است. بازیکنان باید از اشتباهات خود درس بگیرند، استراتژیهای خود را تطبیق دهند و در چالشهای بی شماری پشتکار داشته باشند. FromSoftware با انتشارهای بعدی مانند سهگانه Dark Souls، Bloodborne و Sekiro: Shadows Die Twice به اصلاح و گسترش فرمول ادامه داد و امروزه تقریباً هر اثر مدرنی از این فرمولهای یکی از بهترین بازی هایی که یک ژانر جدید را معرفی کردند بهره میبرد.
جمع بندی
ژانرها، از بسیاری جهات، به عنوان نشانههایی در چشم انداز همیشه در حال تکامل بازی عمل کرده و چارچوبی را برای طبقه بندی و کاوش فراهم میکنند. در حالی که نام گذاری این ژانرها ممکن است گاهی اوقات پیچیدگی طراحی یک بازی را بیش از حد ساده کند، با کندوکاو در ریشههای این ژانرها، تابلویی غنی از خلاقیت و نبوغ آشکار میشود. در واقع، تاریخ صنعت گیم مملو از نمونههایی از بازیهایی است که از قراردادها سرپیچی میکنند، مسیرهای جدیدی را ایجاد کرده و هنجارهای ثابت را به چالش میکشند. از عناوین انقلابی که ژانرهای کاملاً جدیدی را به وجود آوردند تا آنهایی که مفاهیم موجود را به شکل فعلی ثبت کردند.
بازی هایی که یک ژانر جدید را معرفی کردند گاهی ناخواسته، پایه و اساس شکوفایی کل سبکها را بنا کرده و بر عناوین بیشماری تأثیر گذاشتند که پس از آنها خلق شدند. در طول تاریخ بازی، عناوین خاصی وجود دارند که به طور جهانی به عنوان مولد تمام ژانرها شناخته شدهاند. برخی از این بازیها نه تنها سبک جدیدی را به وجود آوردند، بلکه اثری پاکنشدنی در صنعت بر جای گذاشتند و تأثیر آنها در نسلهای بعدی بازتاب یافت. با این حال، علیرغم رشد و نوآوری مداوم این صنعت، این سبک عناوین نادر هستند. خیلی کم پیش میآید که یک بازی به تنهایی موفق شود تا ستونهای یک ژانر را خلق کرده و تبدیل به اثری موفق شود.
در حالی که بازی های مدرن ممکن است فرمولهای قدیمی را اصلاح کرده یا تغییرات تدریجی ایجاد کنند، این اتفاق نادری است که یک بازی واقعاً زمینه جدیدی را ایجاد کند. با این حال، وقتی این اتفاق رخ دهد، این جواهرات کمیاب به عنوان یادآوری خلاقیت و پتانسیل بی حد و حصر صنعت گیم هستند. در لیست بازی هایی که یک ژانر جدید را معرفی کردند سعی داشتیم تا به تعدادی از عناوین به شدت مهم بپردازیم که صنعت گیم پس از آن، مدیونشان بوده و نمیتوانست به شکل فعلی وجود داشته باشد. پس شما نیز اگر این مدل عناوین خاص را میشناسید که در این لیست حضور پیدا نکردند، آنها را در بخش نظرات به ما و دیگران معرفی کنید.
سوالات متداول در رابطه با این محتوا
دیدگاه کاربران
تعداد دیدگاه کاربران: 2 دیدگاهامیرسامان
زلدا:اکشن-ادونچر
Teigen
خب باید بگم که جمع اوری هیولا ها کی گفته اول توی پوکمون بود
اول توی digital devil story بود چند سال بعد پوکمون حالا یا با فکر خودش این ویژگی رو اضافه کرد یا از DDS اسکی رفت