پر بیراه نیست اگر بگوییم امروزه بازی های تیراندازی و شوتر، پرطرفدارترین سبک در ویدیو گیم هستند. هر ساله تعداد زیادی بازی شوتر اولشخص و سومشخص منتشر میشود که اغلب هم عملکرد خوبی در بازار دارند. محبوبیت این ژانر به حدی زیاد است که عناصر آن را در بازیهای ژانرهای دیگر هم میشود دید. این موضوع باعث خلق زیرژانرهای متنوعی از سبک تیراندازی شده و همین تنوع، نقش زیادی در حفظ محبوبیت این دسته از بازیها داشته است. اما این محبوبیت از کجا شروع شد؟
تاریخچه بازی های تیراندازی
اغلب فرنچایزهای بزرگ تیراندازی که امروزه میشناسیم، مثل Call of Duty ، Halo و… همگی محصول همین 20 تا 30 سال اخیر هستند. شاید متعجب شوید وقتی بدانید که قدمت این ژانر به بیش از 50 سال میرسد. البته امروزه دیگر هیچکدام از آن بازیها که در دهه 70 و 80 ژانر تیراندازی را به جهانیان معرفی کردند، زنده نیستند. شاید به همین خاطر است که اغلب افراد، درباره آثار شوتر قبل از دهه نود چیز زیادی نمیدانند. در این قسمت از سری مقالات ژانرشناسی بازیهای ویدیویی، تصمیم داریم تا به بازیهای تیراندازی یا Shooter بپردازیم و تاریخچه و روند تکامل آن را بررسی کنیم.
تولد ژانر تیراندازی اول شخص

طبق ادعای اغلب منابع معتبر، اولین بازی تاریخ که واقعا میتوان آن را تیراندازی دسته بندی کرد، Maze War بود که در سال 1973 توسط یک موسسه تحقیقاتی توسعه داده شد. در این اثر، بازیکنان باید در یک هزارتوی نیمه سه بعدی به آرامی حرکت میکردند و با دشمنان روبهرو میشدند. تمام جلوههای بصری این شوتر اول شخص، در خطوطی سبزرنگ خلاصه میشد؛ با این حال، Maze War پیشرفت قابل توجهی برای آن دوران محسوب میشد.
در ادامه دهه هفتاد، بازیهای تیراندازی دیگری هم منتشر شدند که لزوما استانداردهای امروزی این سبک را نداشتند. با این حال، آنها نزدیکترین چیز به «تیراندازی» کردن در آن زمان بودند. آثاری مثل Space Invaders و Cosmic Conflict از این دسته بودند که اتفاقا به موفقیت نسبتا خوبی هم دست یافتند.
دهه هشتاد و اولین بازی های شوتر

در دهه هشتاد و با رونق بازیهای ویدیویی و همهگیر شدنشان، بازیهای تیراندازی هم کم کم زیاد شدند. یکی از بهترین شوترهای این دهه، بازی Battlezone از کمپانی آتاری بود. این بازی به گیمرها اجازه میداد تا کنترل یک تانک را بر عهده گیرند و به جنگ دشمنان بروند. Battlezone جزو اولین آثار این سبک بود که توانست به موفقیت تجاری بسیار خوبی دست یابد. بعد از انتشار، این بازی توانست بیش از 15000 نسخه به فروش برساند که برای آن زمان واقعا رقم قابل توجهی بود.
در این دهه شاهد آمدن گیمینگ به خانهها بودیم. تا قبل از آن، بازیهای ویدیویی اغلب فقط روی دستگاههای آرکید یا کامپیوترهای بسیار پیشرفته در دسترس بودند. اما در این دوره بود که کنسولها و کامپیوترهای خانگی رونق گرفتند و حالا بازی کردن از همیشه آسانتر شده بود. این عامل سبب شده بود که دیگر بازیکنان برای تجربه یک بازی با محدودیت زمانی مواجه نباشند. همین مسئله بازیسازان را وا داشت که بازیهای عمیقتری بسازند که آزادی عمل بیشتری به مخاطب میداد. در نتیجه، شاهد انتشار بازیهایی بودیم که به مراتب طولانیتر از عناوین آرکیدی بودند. این ویژگی به بازیهای تیراندازی آن زمان هم نفوذ کرد و بازیهای این ژانر را وارد سطح دیگری کردند.
نمونه تمام و کمال این تغییرات، بازی Midi Maze بود. این بازی که در 1987 برای دستگاه Atari SD منتشر شد، بازیکنان را در نقش موجودی شبیه پک من قرار میداد. در این اثر، بازیکن در یک هزارتو قرار داشت که میتواند در هر جهتی که خواست پیشروی کند و هیچ محدودیت حرکتی برای او وجود ندارد. در این بین، بازیکن میبایست به دشمنانی که به او نزدیک میشدند هم تیراندازی کند تا زنده بماند. نکته جالبی که درباره Midi Maze وجود داشت، این بود که شما میتوانستید آن را به صورت مولتیپلیر هم تجربه کنید که در آن زمان واقعا چیز جدیدی به شمار میرفت. با اینکه همه این نوآوریها در این دوره شکل گرفت، اما از دهه 90 بود که بازیهای تیراندازی تبدیل به ان چیزی شدند که الان میبینیم.
انقلاب id Software

استودیو id Software را امروزه به عنوان یکی از برترین توسعهدهندگان شوترهای اولشخص میشناسند. استودیویی که با هر بازی خود، این ژانر را یک قدم جلو میبرد و آن را کاملتر میکند. این استودیو در دهه نود میلادی توسط جان کارمک و تعدادی توسعهدهنده جوان دیگر تاسیس شد و از همان اولین بازی خود، نشان داد که آمده تا همه معادلات را تغییر دهد.
اولین بازی id Software که برخی آن را پدرخوانده بازیهای شوتر اول شخص یا FPS مینامند، Wolfenstein 3D بود. بازی که میشود آن را اولین تیراندازی تاریخ دانست که گرافیک سه بعدی واقعی داشت. در این اثر، شما در نقش ویلیام بلازکوویچ بازی کرده و با یک شاتگان، باید نازیها را قلع و قمع کنید. بازی، گیمرها را مجبور میکرد تا همیشه مراقب اطرافشان باشند تا آسیب نبینند. همچنین یکی از ویژگیهای انقلابی ولفنشتاین، سرعت بالای گیمپلی آن بود که تا قبل از آن سابقه نداشت.
در نتیجه همین نوآوریها، Wolfenstein 3D به یک موفقیت عظیم بدل شد و آثار شوتر را متحول کرد. این موفقیتها باعث شده تا فرنچایز ولفنشتاین هنوز هم که هنوز است زنده باشد و هرازچندگاهی شاهد نسخههای جدیدی از آن باشیم. هرچیزی که در Wolfenstein 3D وجود داشت، بعدا تبدیل به استانداردی برای بازیهای شوتر اول شخص شد و همین نشان میدهد که id Software چه کار بزرگی انجام داده بود.
Doom: برخاسته از جهنم

موفقیت Wolfenstein 3D توانست اسم id Software را به گوش جهانیان برساند و دستاوردهای فنی و تجاری بسیار خوبی برای آنان داشت. با این وجود، این استودیو هنوز جاهطلبیهای زیادی داشت. آنها میخواستند بازی بسازند که خشنتر، خونینتر، ترسناکتر، و البته روانتر باشد. به همین دلیل تصمیم به توسعه موتور بازیسازی خاصی گرفتند که در آن زمان با نام id Tech 1 شناخته میشد. این موتور بازیسازی برای زمان خودش یک انقلاب فنی به شمار میآمد و تواناییهای متعددی داشت. با این انجین، بازی میتوانست سطوح مختلفی از نور داشته باشد، تکسچرهای سطحی بسیار بهتر رندر شوند، و در کل محیطهای مختلف برای آن خلق شود.
نتیجه استفاده از تمام قابلیتهای فنی جدید این موتور، یک شوتر انقلابی دیگر با نام Doom بود. بازی که اثرش روی آثار FPS حتی از ولفنشتاین هم بیشتر بود و آن را به عنوان پدر تیراندازیهای اول شخص مدرن میشناسند. زمانی که این بازی برای کامپیوترهای شخصی منتشر شد، ده هزارنفر به یکباره به سرورهای FTP (که Doom در انجا آپلود شده بود) حمله کردند تا بازی را دانلود کنند. این استقبال غیر منتظره باعث اختلال در عملکرد شبکه شده بود و توسعهدهندگان را در شک فرو برده بود. از آن روز به بعد اما همه میدانستند که نام id Software حالا در تاریخ جاودانه شده است.
Valve وارد میشود

تا اواخر دهه نود میلادی، بازیهای شوتر رونق زیادی پیدا کرده بودند و استقبال خوبی هم از آنان میشد. از بازیهایی مثل Quake گرفته تا Tom Clancy’s Rainbow Six، که همگی اثر قابل توجهی بر این ژانر گذاشتند. با این حال، یک کمپانی بود که میخواست درست مثل id Software، آثار FPS را با بازیهایش متحول کند. این کمپانی چیزی نبود جز Valve که امروزه آن هم نام بزرگی در صنعت بازیهای ویدیویی به شمار میآید.
اولین بازی تیراندازی اول شخصی که این استودیو منتشر کرد، Half-Life نام داشت. جایی که شما نقش گوردن فریمن را برعهده میگرفتید و باید به جنگ موجودات فضایی انگلمانندی میرفتید. این بازی که در سال 1998 برای PC منتشر شد (مثل اغلب بازیهای تیراندازی آن دوران)، توانست یک موفقیت بزرگ برای ولو رغم بزند. دلیل این امر فقط گیمپلی عالی این اثر نبود، بلکه شیوه نوین روایت داستانی آن، تا آن زمان در آثار تیراندازی بیسابقه بود. Half-Life هیچ کات سین خاصی نداشت و حتی شخصیت اصلی آن هم صامت بود و حرفی نمیزد. با این حال، ولو توانسته بود تا یک داستان درگیرکننده را روایت کند که زمینهساز یک فرنچایز بزرگ شد.
بعد از موفقیت این بازی، Valve تصمیم گرفت تا قسمت دوم آن را تحت عنوان Half-Life 2 بسازد و به بازار عرضه کند. در توسعه این قسمت، استویو تمام ویژگیهای نسخه قبل را به تکامل رساند و معدود نقطه ضعفهای آن را نیز به طور کامل برطرف کرد. همچنین در نسخه دوم شاهد یک سیستم فیزیک محیطی بودیم که تا آن زمان بینظیر بود. فیزیک اجسام در Half-Life 2 به طرز تحسینبرانگیزی واقعگرایانه بود و نقش زیادی هم در گیمپلی بازی ایفا میکرد. همه این موارد باعث شد تا خیلیها معتقد باشند که هف لایف 2، بهترین بازی تیراندازی اولشخص کل تاریخ است.
موفقیتها برای ولو همچنان ادامه داشت. این استودیو در دوران طلایی خود، آثاری را عرضه کرد که همگی جزو برترین بازیهای تاریخ ویدیوگیم محسوب میشوند. بازیهای این کمپانی مثل Team Fortress 1 & 2 ، Left 4 Dead ، Portal و… همگی نقش مهمی در محبوبیت شوترهای اولشخص ایفا کردند. در این بین، این کمپانی با انتشار بازی Counter-Strike، توانست تا بازار تیراندازیهای چند نفره و مولتیپلیر را هم متحول کند و استانداردهای نوینی برای این سبک تعیین کند.
ظهور تیراندازی های سوم شخص

شوترهای سوم شخص یا به اختصار TPS، اگرچه به اندازه برادران اول شخص خود محبوب نیستند، اما همچنان طرفداران زیادی داشته و دارند. این آثار از مدتها قبل وجود داشتند اما شروع واقعی این زیرژانر، از اواخر دهه نود و اوایل دهه 200 میلادی بود. جایی که ناگهان توسعهدهندگان به ساخت این مدل تیراندازیها علاقهمند شدند و آثار انقلابی در این سبک ساختند. از بین این بازیها که آغازکننده دوران اوج شوترهای سوم شخص به شمار میروند، WinBack: Covert Operations (1999) و Max Payne (2001) تاثیر زیادی بر این سبک گذاشتند. به خصوص مکس پین که برای اولین بار مکانیکهایی نظیر Bullet Time را معرفی کرد که امروزه هم در برخی بازیها به کار برده میشود. این مکانیک به گیمر اجازه میداد تا زمان را آهسته کنند و با دقت بیشتری به دشمنانشان تیراندازی کنند.
موفقیت عظیم همچین بازیهای سبب شد تا ترند TPSها همهگیر شود و شاهد معرفی و انتشار فرنچایزهای بزرگی مثل Splinter Cell (2002) و Gears of War (2006) باشیم که همگی امروزه جزو پرطرفدارترین مجموعههای شوتر محسوب میشوند. در ادامه و با پیشرفت تکنولوژی، بازیهای تیراندازی سوم شخصی منتشر شدند که یک تجربه سینمایی را به مخاطب ارائه میدادند. سردمدار این مدل بازیها، سری Uncharted از استودیو ناتی داگ بود که توانست به موفقیت عظیمی دست یابد.
اگرچه در دهه 2000 میلادی، شاهد دوران اوج آثار TPS بودیم، اما در دهه 2010 این محبوبیت کمی کاهش پیدا کرد. دلیل اصلی این امر، این بود که توسعهدهندگان وقتی دیدند فروش شوترهای اول شخص به مراتب بهتر از همتایان سوم شخصشان است، تصمیم گرفتند تا اولویتشان را روی ساخت این بازیها بگذارند. به این ترتیب، تعداد شوترهای سوم شخص خوب،کمتر از قبل شد و صرفا از المانها و مکانیکهای آن، در بازیهای ماجراجویی و اکشنی مثل Red Dead Redemption 2 و… استفاده میشد.
آغاز یک افسانه: هیلو

تا اوایل دهه 2000 میلادی، پلتفرم اصلی بازیهای تیراندازی، رایانههای شخصی بودند. به خاطر آسان بودن نشانهگیری با موس و همینطور قدرت پردازشی بالاتر PC، آثار تیراندازی به خصوص FPSها، این پلتفرم را در اولویتشان قرار میدادند. بنابراین، پیدا کردن یک شوتر کنسولی خوب تا این زمان، بسیار سخت بود.
اما این سنت با اولین نسخه سری هیلو با نام Halo: Combat Evolved، یک بار برای همیشه تغییر کرد. این بازی در سال 2001 به عنوان انحصاری برای کنسول ایکس باکس اورجینال منتشر شد. کیفیت آن در حدی بود که امروزه خیلیها معتقدند اگر مایکروسافت آن را انحصاری ایکس باکس نمیکرد، اولین کنسول آنها هرگز به فروش قابل توجهی نمیرسید. اگر لیست برترین بازیهای تاریخ متاکریتیک را نگاهی بیندازید، این اثر با نمره خارقالعاده 97 خودنمایی میکند. اما هیلو چه چیزی داشت که آن را از شاهکارهای دیگری مثل هف لایف و دووم متمایز میکرد؟
اولین و بزرگترین تاثیری که هیلو 1 روی ژانر شوتر داشت، آوردن بازیهای FPS به کنسولهای بازی و بهینه کردنشان برای کنترلرها بود. تا آن زمان، تقریبا هیچ شوتری نتوانسته بود خود را با سختافزار کنسولها و کنترلرهایشان وفق دهد و گیمپلی لذتبخشی را برای گیمر فراهم کند. اما استودیو بانجی توانست به فرمولی برنده دست یابد که بعد از آن هم تا سالها مورد استفاده شوترهای کنسولی قرار میگرفت. ویژگی دیگر این بازی، گرافیک عالی آن بود که روی سختافزار نهچندان قدرتمند یک کنسول خانگی در حال اجرا بود. این چیزی بود که برای آن زمان عملا انقلابی محسوب میشد. یکی دیگر از نوآوریهای این اثر که البته به کمک سختافزار ایکس باکس اورجینال ممکن شده بود، امکان بازی کردن آن به شکل چند نفره و مولتیپلیر بود. چیزی که بدین شکل تا حالا روی کنسولهای خانگی ممکن نبود.
Halo: Combat Evolved از لحاظ هنری هم یکی از بهترین شوترهای تاریخ به شمار میرود. داستان درگیرکننده و جذابی که در این نسخه روایت شد، پایهگذار خلق یکی از ماندگارترین سهگانههای تاریخ بازیهای ویدیویی بود. به واسطه شخصیتپردازی عالی و مواردی از این دست، پروتاگونیست این سری یعنی مستر چیف، تبدیل به نماد برند ایکس باکس شد و تا امروز هم یکی از پرطرفدارترین کاراکترهای تاریخ سرگرمی به شمار میآید.
شروع دوران اوج بازیهای شوتر

از همان اوایل دهه 2000 تا همین امروز، بازیهای تیراندازی در حال سپری کردن دوران اوجشان هستند. در اوایل قرن 21، شاهد انتشار تعداد زیادی بازی در سبک شوتر اول شخص و سوم شخص بودیم که اغلب هم با موفقیت تجاری همراه بودند. بازیهای تیراندازی این دوران دیگر به اندازه سالهای قبل نوآوری نداشتند. در عوض، استودیوها تصمیم گرفتند تا همان مکانیکها و فرمولهای قبلی را تا جای ممکن ارتقا دهند و بازیهای خوشساختی توسعه دهند که لذت شلیک با اسلحه گرم را به خوبی به گیمر منتقل کند.
در نتیجه این استراتژی، شاهد ساخت و انتشار بازیهای تیراندازی بودیم که حالا تبدیل به فرنچایزهایی عظیم با طرفداران بسیار زیاد شدهاند. فرنچایزهایی مثل Call of Duty ، Battlefield و… البته این به معنای آن نبود که نوآوری در شوترها به طور کامل مرده بود. هنوز آثاری بودند که با خلاقیت توسعهدهندگانشان، چیز جدیدی را به این ژانر اضافه میکردند. یکی از بهترین مثالها برای این امر، نسخه اول سری Far Cry است که در سال 2004 منتشر شد و آثار تیراندازی را با المانهای جهان باز ترکیب کرد که بسیار هم مورد استقبال قرار گرفت.
در این دوره به لطف آثاری مثل Halo و Call of Duty، بخش چند نفره در آثار تیراندازی بسیار رونق گرفت. بازیکنان چه روی کنسول و چه روی PC، روی خوشی به این حالت نشان داده بودند و علاوه بر اینکه دوست داشتند کمپین بازیها را با دوستانشان به صورت co-op تجربه کنند، به حالتهای رقابتیتر هم علاقه پیدا کرده بودند. این موضوع باعث شده بود تا وجود یک بخش مولتیپلیر در هر بازی تیراندازی، عملا تبدیل به یک ضرورت شود.
تولد لوتر شوترها

با محبوبیت روزافزون آثار شوتر، به خصوص شوترهای اول شخص، از اواخر دهه 2000 بود که شاهد تولد زیرژانرهای جدید و جذابی بودیم. یکی از محبوبترین این زیرژانرهای، لوتر شوترها هستند که امروزه بسیار پرطرفدارند. این سبک از بازیها، معمولا به خاطر تنوع بیشمار در سلاحها و آیتمهای مختلف و همچنین اهمیت لوت کردن در پیشبرد گیمپلی، مشهور هستند. این بازیها معمولا گیمپلی و گانپلی بسیار سریعی دارند که باعث ترشح آدرنالین در بدن گیمر و هیجان بالای او میشود.
اگرچه برخی منابع، از بازی Hellgate: London (2007) به عنوان بنیانگذار این سبک یاد میکنند، اما این نسخه اول بازی Borderlands (2009) بود که توانست واژه «لوتر شوتر» را سر زبانها بیندازد. این بازی با داشتن یک گانپلی هیجانانگیز و همراه کردن آن با سبک گرافیکی نوآورانه سل شید (Cel-Shade)، توانست تحسین بسیاری از منتقدان و مخاطبان را برانگیزد. این موفقیت، پایهگذار نسخههای بعدی این سری هم شد که آنها هم بسیار پرطرفدار شدند. همچنین عرضه آثاری مثل Warframe و Destiny 1&2 در دهه 2010، باعث افزایش محبوبیت این زیرژانر به خصوص شد.
زیرژانرهای جدید دیگر

در دهه 2010 میلادی تا به امروز، شاهد تولد زیرژانرهای جدیدی از سبک تیراندازی بودیم که تحت تاثیر افزایش محبوبیت آنلاین گیمینگ قرار داشتند. در این بازه زمانی، بازیهای لایو سرویس یا Game As a Service به محبوبیت عظیمی رسیدند. آثاری که پرچمدار آنها، سری Destiny از بانجی بود. این بازیها که معمولا در ژانر شوتر هستند، سعی میکنند تا با ارائه محتواهای مختلف در طول زمان، مخاطبشان را برای سالها نگه دارند. با اینکه این المانها را قبلا در بازیهای MMORPG دیده بودیم، اما بازیهای تیراندازی هم به خوبی توانستند خود را با آنها وفق دهند و زیرژانر جدیدی را خلق کنند. البته الان دیگر بازیهای لایو سرویس فقط محدود به آثار شوتر نمیشوند و بسیار گستردهتر از قبل شدهاند.
دیگر زیرژانر بسیار مهمی که اگرچه پایههای آن در اوایل دهه 2000 بنا شده بود اما در این دوره بود که محبوب شد، بازیهای هیرو شوتر (Hero Shooter) هستند. این بازیها در واقع شوترهایی مولتیپلیر هستند که بازیکنان باید قبل از ورود به هر مسابقه، یه هیرو یا قهرمان خاص انتخاب کنند. این هیروها علاوه بر ظاهر متفاوت، قدرتها و کاراییهای مختلفی هم در میدان نبرد دارند. البته مشابه این ویژگی هم قبلا در بازیهای MOBA وجود داشت. هیرو شوترها به شدت بر کار تیمی متمرکز هستند و برخلاف بازیهایی مثل کالاف دیوتی، یک بازیکن نمیتواند به تنهایی در تیمش همهکاره باشد. گیمرهای همتیمی باید با همکاری با هم و استفاده از تواناییهای خاص یکدیگر، با تیم مقابل بجنگند.
اغلب افراد، بازی Team Fortress 2 از Valve را به عنوان اولین هیرو شوتر واقعی قلمداد میکنند. با این حال، این ساب ژانر تا سال 2016 و انتشار بازی Overwatch به محبوبیت خاصی نرسید. با این ساخته بلیزارد بود که هیرو شوترها همهگیر شدند و محبوبیت خارقالعاده را به دست آوردند. این بازی، گیمرها را در دو تیم شش نفره قرار میداد که با وجود هیروهای مختلف، اعضای هر تیم باید با یکدیگر همکاری میکردند تا ضمن مبارزه با تیم مقابل، ماموریتهای هر مپ را هم انجام دهند. با افزایش تب هیرو شوترها، شاهد ساخت آثار متعددی در این ساب ژانر بودیم که برخی از آنها مثل Apex Legends ، Rainbow Six: Siege ، Valorant و اخیرا Marvel Rivals، به موفقیتهای خوبی هم رسیدند.
در اواسط دهه 2010 بود که دنیای بازیهای مولتیپلیر تیراندازی، دوباره متحول شد. بازی به نام H1Z1 منتشر شد که امروزه آن را به عنوان اولین بتل رویال تاریخ میشناسند. این بازی برای اولین بار عنصر «آخرین بازمانده، برنده است» را وارد بازیهای چندنفره کرد. پس از ترند شدن این بازی در شبکههای اجتماعی و پرداختن استریمرها به آن، محبوبیت H1Z1 و به طور کلی زیرژانر بتل رویال، شروع به اوجگیری کرد. در نتیجه این محبوبیت، شاهد انتشار خیلی عظیمی از بازیهای بتل رویال بودیم که برخی از آنها مثل PUBG و Fortnite توانستند از بنیانگذار این ژانر هم پیشی بگیرند و محبوبتر شوند.
ژانر تیراندازی؛ حال و آینده

محبوبیت آثار تیراندازی به شدت در حال افزایش است و بعید است به این زودی هم کاهش یابد. طبق ترندهای امروز بازار و آمار و ارقام بازیهای تیراندازی در بحث تجاری، نه تنها این بازیها افت نکردهاند، بلکه روز به روز رشد بیشتری را هم تجربه میکنند. به نظر میرسد که آینده هم مثل زمان حال، برای شوترها و سازندگان آنان، روشن و امیدوارکننده است.
از بزرگترین و بهترین بازیهای این سبک که اخیرا منتشر شدهاند، میشود به آثاری مثل Call of Duty: Black Ops 6 ، Counter-Strike 2 ، S.T.A.L.K.E.R. 2: Heart of Chornobyl ، Atomic Heart و… اشاره کرد. این بازیها شاید نوآوری زیادی را همراه خود نداشتند، اما فرمول تثبیت شده این ژانر را به خوبی هر چه تمامتر پیادهسازی کردند و تجربهای لذتبخش را برای گیمرها ساختند.
با توجه به سیر صعودی رشد آثار تیراندازی، قرار است در آیندهای نزدیک شاهد آثار شدیدا مورد انتظاری مثل Gears of War: E-Day ، ARC Raiders ، Judas و… باشیم. امید زیادی به این بازیها وجود دارد و طرفداران بسیار زیاد این سبک، چشمانتظار انتشار آنها هستند. باید صبر کرد و دید که عملکرد نهایی این آثار، چگونه خواهد بود.
جمع بندی
همانطور که در بخش نخست مقاله اشاره شد، بازیهای تیراندازی امروزه محبوبترین ژانر در ویدیو گیم هستند. این محبوبیت با همهگیر شدن اینترنت و بعد از آن بازیهای شوتر چندنفره، افزایش بسیار بیشتری پیدا کرد. جذابیت شلیک با اسلحه و حضور در میدان نبرد، باعث شده تا بزرگترین فرنچایزهای این صنعت، اغلب از آثار ژانر تیراندازی باشند. در این مقاله سعی شد تا خلاصهای جامع از تاریخچه بازیهای تیراندازی و در کل ژانر شوتر، به شما ارائه شود. تیم تحریریه پارسی گیم خوشحال میشود تا شما نظراتتان درباره این مطلب و در کل این ژانر را با آنها در میان بگذارید.
سوالات متداول در رابطه با این محتوا
دیدگاه کاربران
تعداد دیدگاه کاربران: 0 دیدگاه