چند روز قبل بود که سونی در مراسم State of Play به طور رسمی از ریمیک God of War رونمایی کرد. پروژهای که طبق وعدههای این کمپانی، سهگانه اول این مجموعه را به طور کامل و با تکنولوژیهای مدرن بازسازی میکند. پس از معرفی این بازی، هیاهوی فراوانی در اینترنت و فضای مجازی شکل گرفت و بسیاری این تصمیم سونی را ستایش کردند؛ به خصوص با توجه به انتقاداتی که به نسخههای جدیدتر گاد آف وار میشد. اما این معرفی سبب شد تا بحثهای قدیمی درباره فواید و مضرات ریمیکها و ریمسترها در صنعت گیم، دوباره اوج بگیرد و مردم در اینباره به گفتگو بپردازند.
تاثیرات ریمیک و ریمستر بر صنعت گیم
قبل از اینکه به تاثیرات ریمیک و ریمستر بر صنعت گیم بپردازیم، بد نیست به طور خلاصه به معنی دقیق این دو و تفاوتشان با یکدیگر بپردازیم. زمانی که یک بازی که قبلا منتشر شده، با بهبودهای فنی و گرافیکی سطحی روبهرو و برای پلتفرمهای جدید بازار پورت میشود، آن بازی ریمستر شده. اما زمانی بهبودهای گفته شده در تمام وجوه بازی، مثل گیمپلی، طراحی مراحل و حتی داستان اعمال شود، اصطلاح ریمیک برای آن به کار میرود. پدیده ریمیکها و ریمسترها به خصوص در سالهای اخیر بسیار فراگیر شده و بسیاری از استودیوها و ناشران به سراغ چنین پروژههایی میروند. در بین گیمرها اما در اینباره دو دستگی به چشم میخورد. در حالی که افراد زیادی طرفدار این رویکرد هستند، بسیاری دیگر نیز به دلایل مختلف از آن انتقاد میکنند. در این مقاله از پارسی گیم، به بهانه معرفی ریمیک God of War، به تاثیرات مثبت و منفی بازسازیها در صنعت گیم و دلایل آن میپردازیم.
تاریخچه بازسازی بازیها

بد نیست قبل از ورود به بحث اصلی، نگاهی داشته باشیم به اینکه اصلا پدیده ریمیک و ریمستر در صنعت گیم، از کجا آغاز شد و چگونه تبدیل به یک ترند شد. پدیده ریمیک کردن یک محصول سرگرمی، اولین بار نه از صنعت گیم، بلکه از صنعت فیلمسازی و به طور خاص هالیوود نشات گرفت. در حوالی دهه 1940 و 1950، استودیوهای بزرگ شروع به بازسازی کردن فیلمهای قدیمی (اغلب از دوره فیلمهای صامت) با تکنولوژیهای جدید و بازیگران و عوامل تازه کردند. از آنجایی که صنعت گیم بسیار جوانتر از سینما بود، رسیدن موج اول ریمیکها و ریمسترها به آن تا دهه 1980 و 1990 به طول انجامید.
در آن دوره اگرچه هنوز تعریف دقیق و امروزی از ریمیک و ریمستر وجود نداشت، اما بازسازیهایی منتشر میشد که اولینها در نوع خود به شمار میرفتند؛ مثل بازی معروف Super Mario All-Stars که در سال 1993 برای کنسول SNES منتشر شد. این بازی در حقیقت ورژن ارتقایافته بازیهای سوپر ماریو بود که پیش از این برای کنسول قدیمیتر NES منتشر شده بودند.
با آغاز دهه 2000 میلادی، بازسازیها محبوبتر و همهگیرتر شدند اما ماهیت آنها کمی تغییر کرد. در آن زمان و به ویژه در اواخر دهه، تلوزیونهای HD به خاطر وضوع تصویر بسیار بالاترشان نسبت به تصاویر SD، روز به روز محبوبتر میشدند. به همین جهت استودیوها تصمیم گرفتند تا بازیهای قدیمیشان را بر پایه تکنولوژی HD از نو بازسازی کنند و همین منجر به عرضه بازیهای فراوانی با پسوند «HD Collection» شد که پیشرفت قابل توجهی از نظر گرافیکی و جلوههای بصری داشتند. حتی پیش از معرفی ریمیک گاد آف وار، این مجموعه بازی God of War HD Collection را دریافت کرد که ریمستری از دو نسخه اول آن بودند.
در نهایت به دوره فعلی میرسیم که در آن بازسازی بازیها نه فقط به بهبود جلوههای بصری، بلکه به طراحی دوباره گیمپلی و مراحل مطابق با استانداردهای روز صنعت گیم انجامیدند. سردمداران این رویکرد، عناوین موفقی مثل Resident Evil 2 Remake و Final Fantasy VII Remake بودند که تغییرات قابل توجهی نسبت به نسخه اصلی خود داشتند.
فواید ریمیکها و ریمسترها

دلیل اینکه ترند بازسازی بازیهای قدیمی تا این حد محبوب شده، فواید و تاثیرات مثبت متعددیست که این پدیده هم برای توسعهدهندگان و هم برای گیمرها دارد. شاید اصلیترین نکته مثبت این روند برای استودیوها و ناشران صنعت گیم، کاهش ریسک مالی آنها و تضمین نسبی سودی است که پروژههای ریمیک و ریمستر دارند. در شرایط فعلی صنعت گیم که شکست مالی یک بازی تراز اول و پرخرج میتواند به کلی باعث ورشکستگی سازندگانش شود، پروژههای بازسازی عناوین قدیمی به مراتب امنیت مالی بیشتر و ریسک تجاری کمتری دارند. این پروژهها معمولا هزینه کمتری روی دست استودیو میگذارند (مخصوصا ریمسترها که عملا سود خالصاند) و از یک جامعه طرفداران از پیش آماده نیز بهره میبرند. برای همین چنین پروژههایی برای استودیوهایی که به دنبال سود تضمینشده میگردند، بسیار ایدهآل است و میتواند آنها در بازار پرتلاطم فعلی، در چرخه رقابت نگه دارد.
یکی دیگر از فواید بازسازیهایی مثل ریمیک God of War، حفظ میراث صنعت ویدیو گیم است. علیرغم تلاشهای کمپانیهایی مثل مایکروسافت برای ایجاد امکان اجرای بازیهای قدیمی روی سختافزارهای جدید، هنوز هم بازیهای زیادی وجود دارند که عملا فقط روی یک پلتفرم قدیمی خاص قابل بازی هستند و نمیتوان آنها را به سادگی روی کنسولهای جدید تجربه کرد. ریمیکها و ریمسترها فرصت بسیار خوبی هستند تا به وسیله آنها بتوان چنین بازیهایی که جزو میراث این صنعت به حساب میآیند را روی سختافزارهای جدید تجربه کرد.
نمونه بارز این مورد، ریمیک بازی Demon’s Souls است. نسخه اورجینال این بازی که آن را به عنوان اولین سولزلایک تاریخ میشناسند، به طور انحصاری برای PS3 عرضه شده بود و با توجه به معماری پیچیده این کنسول، تا سالها امکان پورت این بازی و تجربه آن روی کنسولهای مدرن مثل PS4 نبود. تا اینکه سرانجام استودیو بلوپوینت این بازی را به کلی ریمیک کرد و ورژن مدرن آن را برای پلیاستیشن 5 منتشر کرد تا گیمرهای جدید نیز بتوانند به این جواهر دسترسی داشته باشند. به نوعی میتوان گفت که ریمیکها و ریمسترها میتوانند از فراموشی یک بازی در صفحات تاریخ جلوگیری کرده و آن را دوباره احیا کنند.
از دیگر نکات مثبت ریمیکها و ریمسترها، قابلیت آنان برای احیا کردن فرنچایزهای مرده یا نیمهزندهایست که از دوران اوجشان فاصله گرفتهاند. معمولا استودیوهای برای بخشیدن جان دوبارهای به این دست از فرنچایزها، به سراغ ریمیک پرطرفدارترین نسخه آن مجموعه رفته و آن را با استانداردهای مدرن بازسازی میکنند تا مخاطبین جدیدی به دست آورند.
یکی از بهترین مثالها برای این امر، بازی Silent Hill 2 Remake است. سری سایلنت هیل تا قبل از این ریمیک برای سالها عملا مرده بود و هیچ نسخه جدیدی از آن عرضه نمیشد. با این حال، کونامی تصمیم گرفت تا این فرنچایز را دوباره زنده کند و برای این ماموریت خطیر، بازسازی پرطرفدارترین نسخه این مجموعه را انتخاب کرد؛ تصمیمی که البته به بهترین شکل ممکن هم جواب داد و امروزه سایلنت هیل تبدیل به یک فرنچایز سالانه شده و در مسیر بازگشت به روزهای اوجش است. یک مثال خوب دیگر، Mass Effect: Legendary Edition بوده که در حقیقت ریمستری از سهگانه اصلی مس افکت به شمار میرود. در حالی که این سری بازی هم روزهای خوبی نداشت، موفقیت این ریمستر باعث شد تا EA دستور ساخت نسخه پنجم را بلافاصله صادر کند. در نتیجه، میتوان بازسازیها را اولین گام برای احیای یک فرنچایز نیز دانست.
علاوه بر همه اینها، بازسازی عناوین قدیمی میتواند این فرصت را به توسعهدهندگان بدهد تا تکنولوژیهای جدید را به چنین آثاری اضافه کنند. دیدن تکنولوژیهای مدرنی مثل ری تریسینگ، گرافیک و فیزیک پیشرفته، فریم ریت بالا و مواردی از این دست در بازیهای قدیمی، بدون شک برای طرفداران بسیار جذاب است و میتواند رنگ و بوی تازهای به این آثار بدهد. مثلا بازی The Last of Us Part I که ریمیک نسخه اول این سری بود، از تکنولوژیهای نسل نهمی بهره میبرد که باعث شد از نظر کیفیت فنی، جهش بزرگی نسبت به نسخه اصلی و نسل هفتمی بازی داشته باشد.
آثار منفی ریمیکها و ریمسترها بر صنعت گیم

اما همه چیز درباره ترند بازسازی کردن بازیها مثبت و درخشان نیست. مثل تقریبا هر چیز دیگری در این جهان، موضوع مورد بحث ما هم یک سمت منفی دارد که منتقدان زیادی دارد. ریمیکها و ریمسترها علیرغم تمام فواید و آثار مثبتشان برای توسعهدهندگان و گیمرها، برخی آثار منفی نیز داشته و دارند که در ادامه به آنها میپردازیم.
بزرگترین انتقادی که به موج بازسازی بازیها میشود، این است که باعث کاهش خلاقیت در صنعت گیم شده. به عبارت دیگر، تمرکز بیش از اندازه استودیوها و ناشران روی ریمیکها و ریمسترها، باعث شده سرمایهگذاری روی بازیها و IPهای جدید بسیار کمتر از قبل شود و به طور کلی سطح خلاقیت در صنعت گیم، به خصوص در بین بازیهای تراز اول، کاهش محسوسی بیابد.
بازیسازان بزرگ امروزی اغلب برای داشتن سود تضمینشده و دوری از ریسک مالی، به ریمیک و ریمستر کردن آثار قدیمی روی میآورند و دیگر مثل قبل به سراغ پروژههای کاملا جدید و خلاقانه نمیروند. حتی زیاد پیش میآید که یک استودیو به خاطر کمبود منابع و نیروی انسانی، IP جدیدش را به کلی کنسل کند و تنها روی ساخت یک ریمیک یا ریمستر متمرکز شود. برخی معتقدند انرژیای که صرف توسعه یک بازسازی میشود، میتوانست صرف خلق تجربهای کاملا تازه برای گیمر شود. این استراتژی شرکتها در طولانی مدت میتواند تاثیرات منفی عمیقی روی بازار داشته باشد و باعث خستگی مخاطبان از بازسازیهای پرتعداد گردد. چه بسا همین حالا نیز این اتفاق تا حدی رخ داده و به خاطر کمبود خلاقیت در آثار AAA جدید، گیمرها بیشتر به سمت بازیهای ایندی و مستقل متمایل شدهاند که به مراتب تنوع و خلاقیت بیشتری دارند.
یکی دیگر از آثار منفی بازسازیها که تقصیر آن کاملا متوجه خود توسعهدهندگان و ناشران آنهاست، تجاریسازی بیش از حد و افراطی این گونه آثار است. از آنجایی که معمولا انتشار ریمیک یا ریمستر از بازیهای پرطرفدار عملا سود خالص است، در این سالها شاهد آن بودهایم که استودیوها تنها چند سال پس از انتشار نسخه اصلی، بازسازی آن را عرضه میکنند که علیرغم قیمت گرانش، تغییرات خاص و محسوسی در آن به چشم نمیخورد. در واقع، استودیو دارد یک محصول تکراری را برای بار دوم و با قیمت کامل به همان مخاطب قبلی میفروشد! نمونه بارز این گفته، ریمستر The Last of Us Part II است که اگرچه برای کاربران PC تازگی داشت، اما نسخه PS5 آن فرقی با ورژن اصلی و غیرریمستر نداشت و عملا بهانهای از سمت سونی برای گرفتن پول اضافه از طرفداران این مجموعه بود.
آثار منفی بازسازیها تنها به بحث تجاری و مالی خلاصه نمیشود. گاهی اوقات یک بازسازی بد میتواند به کلی میراث یک بازی کلاسیک و پرطرفدار را به نابودی بکشاند. برخی از بازسازی به ویژه ریمیکها، تغییرات بسیار زیادی نسبت به ورژن اصلی خود دارند. این تغییرات همانند شمشیر دو لبه است و اگر جواب دهد، باعث تحسین همگان میشود. اما اگر تغییرات ایجاد شده با هویت بازی اصلی در تضاد کامل باشد، معمولا نتیجه عکس داده و سیل انتقادات را روانه سازندگان میکند. مثالی که برای این مورد میتوان زد، چیزی نیست جز بازی Resident Evil 3 Remake. این بازی با الگوگیری از بازسازی نسخه دوم، تفاوتهای بنیادینی با رزیدنت ایول 3 اورجینال داشت. در حالی که برخی از این تغییرات مثل دوربین سومشخص و گیمپلی بهروزشده مورد تحسین قرار گرفتند، اما این بازی به خاطر حذف بخشهای زیادی از نسخه اصلی و فراموش کردن ریشههای ترس و وحشتش، مورد انتقاد زیادی قرار گرفت و بسیاری معتقدند که میراث بازی اصلی لکهدار شده است.
جمع بندی

چه بخواهید چه نخواهید، بازسازیها روز به روز بر تعدادشان افزوده خواهد شد و ریمیک God of War هم مثال خوبی برای آن است. با این حال، باید در نظر داشته باشید که ریمیکها و ریمسترها به خودی خود، ناجی و یا نابودگر صنعت گیم نیستند. بلکه این رویکرد توسعهدهندگان و ناشران به این آثار است که باعث میشود پروژه در نهایت نکته مثبتی به روند کلی صنعت اضافه کند یا نه.
به طور کلی، اگر بازسازیها در کنار توسعه IPهای جدید و خلاقانه ساخته شوند، باعث تعادل و رشد کلی صنعت گیم میشوند. اما اگر ساخت این پروژهها تنها با هدف مالی صورت گیرد و جایگزین عناوین کاملا جدید شوند، میتوانند حتی باعث رکود صنعت شده و ضربات سنگینی بر آن وارد کنند. در این مقاله، به بررسی فواید و آسیبهای توسعه ریمیکها و ریمسترها برای صنعت بازیهای ویدیویی پرداختیم. خوشحال میشویم که شما هم نظراتتان را در اینباره با ما به اشتراک بگذارید.
سوالات متداول در رابطه با این محتوا
دیدگاه کاربران
تعداد دیدگاه کاربران: 1 دیدگاهbarzin
مرسی بابت مقاله.ریمیک شدن بازی های نوستالژی مثل گاد او وار و رزیدنت ایول واقعا خیلی عالیه.