دنیای سامورایی‌ها و ژاپن همیشه از محبوبیت خاصی در صنعت سرگرمی داشته و ما از دهه‌ها پیش شاهد رنگ، داستان و البته روایت خاص آثار شرقی بوده‌ایم. تاریخ طولانی ژاپن و البته تنش‌های سیاسی بالا در این کشور همیشه باعث شده تا داستان‌های کوچک و بزرگی از درگیری‌ها، نبردها و البته رخدادهای مختلف در این کشور روایت شود و چه پلتفرمی بهتر از یک بازی ویدیویی زیبا و عالی که بتواند این‌ها را به تصویر بکشد. بازی گوست آف یوتی سعی کرده تا مانند نسخه قبلی خود یعنی گوست آف سوشیما، نگاهی به منطقه ازو «Ezo» در قرن هفدهم داشته باشد. در این مطلب به صورت کامل به نقد و بررسی بازی Ghost of Yotei خواهیم پرداخت.

نقد و بررسی بازی Ghost of Yotei: آیا ساکرپانچ توانسته موفقیت خود را تکرار کند؟

در طی نسل‌های اخیر در بازار کنسول‌های خانگی، پلی‌استیشن توانسته تا با ارائه بازی‌های خوب و با کیفیت داستانی جایگاه خود را به عنوان کنسول غالب در بازار تثبیت کند. یکی از استودیوهای سونی که نقش مهمی در این موفقیت‌ها داشته بدون‌شک ساکرپانچ است که در طی سال‌های مختلف با ارائه بازی‌هایی نظیر Sly Cooper، Infamous و البته گل سرسبدشان یعنی Ghost of Tsushima به یکی از استودیوهای تراز اول بدل شود. حالا این استودیو در سال 2025 به سراغ بازی Ghost of Yotei رفته که قرار است تا در ادامه آن را نقد و بررسی کنیم. با ما در پارسی گیم همراه باشید.

داستان گوست آف یوتی: شروع خوب، اما کم‌خطر

روایت داستانی بازی Ghost of Yotei

داستان بازی Ghost of Yotei در واقع شما را به سال 1603 در منطقه ازو می‌برد و شما در نقش آتسو با صدا پیشگی «اریکا ایشی» یک سرباز نظامی هستید که پس از رویدادهایی که در ادامه هم به آن‌ها اشاره می‌کنیم به این منطقه باز می‌گردد تا بتواند انتقام مرگ خانواده خود را از «لرد سایتو» بگیرد. در همان شروع بازی ما شاهد این هستیم که «سایتو» به خانه پدر آتسو حمله کرده و او را به جرم خیانت به بدترین شکل ممکن سلاخی می‌کند و حتی به فرزندانش هم رحم نمی‌کند. در هر حال «آتسو» توانسته تا از این رویداد جان سالم به در ببرد و حالا به دنبال انتقام است.

بازی به خوبی در شروع توانسته تا نفرت و جدیت «آتسو» را در این انتقام به تصویر بکشد. در بخش‌های مختلفی از بازی ما شاهد این هستیم که این شخصیت ثانیه‌ای به چیزی جز کشتن گروه «یوتی سیکس» فکر نمی‌کند و تنها هدفی که برای خود گذاشته این است که انتقام مرگ خانواده و عزیزان خود را بگیرد و حتی از کشته شدن در این راه هم هیچ ترسی ندارد. او آنقدر به این هدف پایبند است که در شروع بازی نام این 6 نفر را بر روی کاغذی می‌نویسد و آن‌ها را به کمر خود می‌بندد تا در تمام لحظات بازی Ghost of Yotei لحظه‌ای از ظلمی که به او شده و هدفش منحرف نشود.

با این حال داستان بازی پس از شروع و نشان دادن آن صحنه بی‌نظیر از کوه یوتی، کمی افت می‌کند و در واقع شما را در یک جهان بسیار بزرگ و پهناور قرار می‌دهد که از مناطق مختلفی تشکیل شده‌است. روایت غیر خطی بازی کمی در اینجا باعث می‌شود تا داستان یکپارچگی و پیوستگی خود را از دست بدهد و حتی باعث می‌شود که شما در بعضی مواقع داستان نبرد با «یوتی سیکس» را از خاطر ببرید. بازی سعی کرده تا به خوبی مواردی مانند محیط ترسناک و البته مردم منزوی «ازو» را به تصویر بکشد، اما در نهایت آن طور که باید و شاید نتوانسته تا ایستگاه‌های مختلف داستانی را برای شما مقرر کند.

در بازی Ghost of Tsushima ما شاهد این بودیم که داستان بازی در طی یک سری کنش مختلف روایت می‌شد و شما در هرکدام از این کنش‌ها می‌بایست که یک سری کار مشخصی را انجام دهید و کسی را نجات داده یا مکانی را از دشمن پس بگیرید و با این هدف‌گذاری شما ماموریت‌های مقدماتی را پیش می‌برید تا به آن هدف نزدیک و نزدیک‌تر شوید، اما در بازی Ghost of Yotei اصلا شاهد چنین اتفاقی نیستیم و متاسفانه بازی در یک لوپ گیر افتاده است. شما برای کشتن هر یک از اعضای «یوتی سیکس» می‌بایست که چندین بار به سراغ آن‌ها بروید، احتمالا چند بار از دست شما فرار می‌کنند و در نهایت قادر خواهید بود که در یک نبرد تن‌به‌تن آن‌ها را شکست دهید و با خونشان اسمشان را خط بزنید.

در بین این 6 نفر از اعضای «یوتی سیکس»، نفر اول «اسنیک» است که شما در همان شروع بازی با او نبرد می‌کنید و بازی به خوبی توانسته تا با حال درستی که این شخصیت ندارد، نبرد با او را برای شما آسان‌تر کند. اما در بین بقیه آنتاگونیست‌های بازی Ghost of Yotei اوضاع کمی متفاوت است. اونی بزرگ‌ترین ژنرال «سایتو» به شمار می‌رود و سعی دارد تا حتی با تمامی اختلافاتی که با ارباب خود دارد، اما در تمامی لحظات مطیع و گوش به فرمان او باشد. برای نبرد با اونی شما باید با خیل زیادی از افراد در «دشت ایشیکاری» مبارزه کنید.

«کیتسونه» که در واقع روباه بازی Ghost of Yotei به شمار می‌رود یک قاتل ذاتی است و در واقع چشم‌وگوش «سایتو» در تمام این منطقه است. او و افرادش به خوبی آموزش دیده‌اند و با استفاده از روش‌هایی مثل مسموم کردن، مخفی‌اری و کمین هر چیزی که در مقابلشان قرار بگیرد را از بین می‌برند. افراد «کیتسونه» کمین می‌کنند و می‌توانند شما را حسابی غافلگیر کنند.

تا اینجا شاید طراحی اعضای این گروه، نمایش نفرت «آتسو» از آن‌ها و البته به تصویر کشیدن آن‌ها به خوبی انجام شده، اما دقیقا از اینجا به بعد بازی 3 باس‌فایت دیگر را به طور کامل رها می‌کند تا شما در انتهای بازی با آن‌ها مبارزه کنید. پسران «سایتو» که بازوان توانمند او محسوب می‌شوند، تنها در این حد پردازش می‌شوند که یکی از آن‌ها سنگدل و بی‌رحم است مانند پدرش و دیگری به خاطر ضعف‌هایی که دارد همیشه مورد تحقیر قرار گرفته و شخصیت ضعیفی دارد. حتی پرداخت نهایی به آن‌ها هم چندان چنگی به دل نمی‌زند و باید بگوییم که «دراگون» و «اسپایدر» یکی از بزرگ‌ترین پتانسیل‌های هدر رفته در بازی Ghost of Yotei هستند. در انتهای داستان این دو برادر شاهد اتفاقانی کلیشه‌ای هستیم که تقریبا در تمامی داستان‌های انتقامی رخ می‌دهد.

یکی دیگر از بخش‌های ناامید کننده در بازی Ghost of Yotei، به نظر من خود شخصیت «لرد سایتو» است. شخصیتی مقتدر که در واقع با وعده‌هایی نظیر آزادی مردم و رها کردن آن‌ها از زیر سلطه شوگون توانسته تا طرفداران بسیاری پیدا کند، تا جایی که حتی خود را شوگون مستقل این منطقه می‌داند. او خانواده «آتسو» را تنها به دلیل خدمت نکردن کشت و سعی کرد تا با این کار «شب درخت سوخته» را به درس عبرتی برای کل «ازو» بدل کند. در ابتدای بازی او نوید یکی از بهترین شخصیت‌های منفی را می‌دهد و من با شنیدن صدای آقای «فئودور چین» حسابی منتظر ادامه داستان بودم.

شخصیت «لرد سایتو» من را به یاد «اودین» از بازی God of War: Ragnarok انداخت؛ شخصیتی مستبد، با سیاست و البته نقاب مردمداری و نهایتا بی‌اندازه خودخواه. «سایتو» در شروع بازی Ghost of Yotei به خوبی به نمایش گذاشته می‌شود، اما به یکباره بازی او را تا مدت‌ها رها می‌کند و در نهایت هم او را در مقابل «آتسو» قرار می‌دهد. در تجربه من از بازی حداقل شاهد مرحله‌ای نبودم که نفوذ این شخصیت بر «ازو»، دوگانگی پیروانش و یا مواردی از این قبیل را به تصویر بکشد. تا پیش از ماموریت انتهایی این بازی شما به دفعاتی انگشت‌شمار او را می‌بینید، او شما را به دوئل دعوت می‌کند و نهایتا بازی به اتمام می‌رسد و یکی از بهترین آنتاگونیست‌ها به همین راحتی با پتانسیل بالایش نابود می‌شود.

بین تمامی پیچش‌های داستانی بازی شاید ماجراهای «آتسو» و «کیتسونه» را بتوان اوج داستان بازی دانست که به خوبی توانسته تا شخصیت اصلی بازی Ghost of Yotei را در یک دو راهی انتقام و بخشش قرار دهد. البته ماجراهای «آتسو» و «لرد کیتاموری» و گذشته این شخصیت و ارتباطاتش با این زن دلاور هم باعث کشش هر چه بیشتر داستان بازی می‌شود. «آتسو» تنها خود را با هدف انتقام زنده نگه داشته و سعی کرده تا با هر اتفاقی خنجر انتقام را در دلش تیز کند، اما در نهایت متوجه می‌شود که این سبک زندگی او را به جاهای خوبی نخواهد برد و در نهایت در یک روند خوب، احساسی و هم منطقی سعی می‌کند تا خود را تغییر دهد.

در کل باید بگوییم که داستان بازی Ghost of Yotei شروع خوبی در میان داستان‌های انتقامی داشت و راه‌هایی را نیز برای به تصویر کشیدن جنبه‌های مختلف اعمال «آتسو» داشت، اما متاسفانه این‌ها تنها در یک چهارم ابتدایی بازی به خوبی در کنار هم قرار گرفته‌اند و هر چه بازی جلوتر می‌رود، این موضوع کمرنگ و کمرنگ‌تر می‌شود. این موضوع در بلندمدت می‌تواند باعث فراموش شدن این بازی در خیل عظیم داستان‌های انتقامی شود.

بازی در زمینه ماموریت‌های فرعی سعی کرده تا تنوع را به مراتب بیشتر از نسخه پیشین کند و باید اعتراف کنیم که در این زمینه عملکرد به مراتب بهتری داشته‌است، اما مشکل داستان‌های فرعی مهم هستند. در Ghost of Tsushima ما شاهد سه داستان بودیم که در پرده‌های مختلفی روایت می‌شدند و بدون‌شک تاثیر مهمی بر روی بازی داشتند. در بازی Ghost of Yotei به جای یک سامورایی، یک راهب و یک کماندار ما شاهد داستان‌های فرعی از اساتید هنرهای رزمی و سلاح‌ها هستید که به نظر من نتوانسته‌اند گیرایی آن سبک از ماموریت‌ها را تکرار کنند و به سرعت فراموش خواهند شد و شما به زحمت حتی می‌توانید اسم آن‌ها را به یاد بیاورد. در ادامه نقد و بررسی بازی Ghost of Yotei به شخصیت‌پردازی کاراکترها خواهیم پرداخت.

شخصیت‌پردازی بازی Ghost of Yotei: آیا آتسو و دوستانش توانسته‌اند داستان را به خوبی روایت کنند؟

شخصیت پردازی در بازی Ghost of Yotei

«آتسو» یکی از مواردی است که در فضای مجازی نیز بحث‌های زیادی پیرامونش وجود داشت. از همان لحظه‌ای که ساکرپانچ این بازی را تحت عنوان بازی Ghost of Yotei معرفی کرد، موجی از انتقادات پیرامون این استودیو شکل گرفت که چرا در آن زمان آن‌ها به سراغ یک شخصیت اصلی خانم رفته‌اند. در رابطه با این موضوع باید بگوییم که این صرفا یک انتخاب برای استودیو بوده و آن‌ها این کار را در پیروی از جریان خاصی انجام نداده‌اند، چرا که هم در Ghost of Tsushima ما شاهد زنان قدرتمندی نظیر «ماساکو» و «یونا» بودیم و هم در تاریخ ژاپن سامورایی‌های مهمی هستند که با وجود زنانگی توانسته‌اند تا نقش مهمی در این تاریخ ایفا کنند.

با این حال شاید بتوان گفت که بازی کمی در غرق کردن «آتسو» در فضای خشک و سرد «ازو» زیاده‌روی کرده و ما شاهد یک شخصیت خشک و بدون احساس هستیم که هیچ اثر خاصی از زنانگی یا مردانگی را در خود ندارد. در واقع اگر شما در بازی گوست آف یوتی یک مرد را جایگزین او کنید و او صداپیشگی‌ها را انجام دهد، احتمالا هیچ نقصی در بازی رخ نخواهد داد. «آتسو» یک اونریو (روح انتقام‌جو) است و در تمامی لحظات بازی سعی دارد تا بکشد و کشته نشود. در واقع باید بگوییم که خلا پرداخت‌های شخصی به «آتسو» در بازی حتی بدتر از نسخه قبلی است و سازندگان سعی کرده‌اند تا انتقام‌جویی را به تنها هدف این شخصیت بدل کنند و او را به یک آدم تک‌بعدی بدل کنند که هیچ چیزی جز انتقام ندارد و نمی‌بیند.

البته که با وجود همه این نقص‌ها در شخصیت‌پردازی «آتسو» باز هم نباید از صداپیشگی و هنرنمایی بی‌نظیر این شخصیت غافل شویم. هر چقدر که این شخصیت در بخش پرداخت و داستان مشکل داشته باشد، اما بازی «ایراکی ایشی» در نسخه انگلیسی باعث می‌شود تا ما شاهد سکانس‌های مهم و زیبایی این شخصیت به عنوان نقش اصلی بازی Ghost of Yotei باشیم.

یکی دیگر از پتانسیل‌های هدر رفته در این بازی را می‌توان به گرگ «آتسو» اضافه کرد. حتی اگر حیوانات ماندگار در بازی‌هایی نظیر Witcher 3 و یا RDR2 را همان کنار بگذاریم و به سراغ Ghost of Tsushima برویم، در صحنه مرگ اسب «جین» ما یکی از نقاط عطف بازی را شاهد هستیم. در بازی Ghost of Yotei ما از همان تریلر اول شاهد این گرگ بودیم، اما تقریبا می‌توان گفت که در بازی نقش چندانی ندارد. در واقع او در بعضی نبردها همراه شماست و در اغلب کات‌سین‌های داستانی بازی غایب است. شاید بهتر بود که سازندگان با توجه به مانور خاصی که بر روی این گرگ، لقب گرگ خود آتسو و البته وحشت دشمنان از او داده‌اند، کمی بر رویش تمرکز می‌کردند.

در بین شخصیت‌های فرعی ما جوبی را داریم که با صداپیشگی «نوشیر دالال» به خوبی توانسته تا در بخش‌های مختلف بازی اعمال «اونریو» را زیر سوال ببرد و با صدای گرم و دلنشین خود، لحظات دلنشینی را برای شما رقم می‌زند. در واقع من خودم به محض شنیدن صدای او به یاد نقش‌آفرینی ماندگارش در بازی RDR2 در نقش «چارلز اسمیت» افتادم. این بازیگر توانا حالا در بازی Ghost of Yotei به یک لرد سامورایی تبدیل شده و بدون‌شک یکی از نقش‌های ماندگار در این بازی است. همچنین شخصیت‌های ایوکی و کیکو نیز به خوبی در پیشبرد داستان بازی کمک می‌کنند و حضور و پرداخت آن‌ها در ماموریت‌های مختلف از نقاط قوت بازی محسوب می‌شود. ادامه نقد و بررسی بازی Ghost of Yotei با بررسی گیم پلی با ما همراه شوید.

گیم پلی بازی Ghost of Yotei: تنوع یا تکرار؟

گیم پلی بازی Ghost of Yotei

سال 2020 Ghost of Tsushima توانست تا یکی از بهترین سیستم‌های مبارزه را در بین بازی‌های ویدیویی ارائه کند. شما در بازی 4 حالت مختلف برای مبارزه با انواع دشمنان را داشتید و در این بین می‌توانستید تا از یک سری سلاح‌های دوربرد نظیر کمان و بمب هم استفاده کنید. بازی به شما در پیشبرد اغلب مراحل آزادی‌عمل کامل می‌دهد و شما می‌توانید مانند یک شبه همه را به روش‌های مخفی‌کاری از پا در بیاورید و یا مانند یک سامورایی در یک دوئل خونین و در نهایت شرافت از بین ببرید. ساختار کلی بازی Ghost of Yotei هم دقیقا بر همین اصول استوار است و ساکرپانچ نخواسته تا فرمول موفق خود را در این نسخه نیز تغییر دهد.

شما در بازی Ghost of Yotei پنج سلاح مختلف دارید که هر کدام برای مبارزه با یک سری از دشمنان به کار می‌روند. دقیقا به مانند نسخه قبلی شما در مبارزه باید مداوم به حریف خود دقت کنید و سلاح مناسب را انتخاب کنید. بازی به شما کاتانای معمولی، دوال کاتانا (کاتانای جفتی)، اوداچی (کاتانای بلند و سنگین)، یاری (نوعی نیزه) و نهایتا کوساریگاما (نوعی داس با زنجیر بلند) می‌دهد که در نبردها از آن استفاده کنید. در بخش سلاح‌های دوربرد، بازی یک سری موارد که برای جلب توجه دشمنان بود را حذف کرده و آن را با بطری‌های خالی جایگزین کرده‌است و نهایتا یکی از جذاب‌ترین بخش‌های بازی سلاح گرم است. شما در این بازی یک تفنگ بلند و یک تپانچه دارید که هر کدام نقاط ضعف و قوت خاص خود را دارند و می‌توانند به نبردهای شما تنوع خاصی ببخشند.

بازی سعی کرده تا همچنان همان تنوع خاص را از Tshushima به بازی Ghost of Yotei نیز تزریق کند و در این بین یک سری امضاهای خاص خود را نیز اضافه کند. با اینکه متاسفانه دیگر شاهد دارت‌های «جین ساکای» نیستیم، اما بازی سعی کرده تا با گرگ همراه «آتسو» این خلا را جبران کند. شما می‌توانید او را فرا بخوانید و او می‌تواند دشمنان شما را در مخفی‌کاری و یا در دوئل‌ها از پا در بیاورد. شما می‌توانید با آزادسازی یک سری از گرگ‌های در بند، یک سری قابلیت خاص را برای این کاراکتر بازگشایی کنید.

همچنین باید به استودیو ساکر پانچ برای استفاده از قابلیت‌های دسته پلی‌استیشت 5 آفرین گفت. آن‌ها در بازی Ghost of Yotei سعی کرده‌اند تا یک سری فعالیت‌هایی مانند نوشتن، نقاشی کشیدن، آهنگری، آتش درست کردن و غذا پختن را با سنسورهای خود دسته انجام دهید؛ مثلا شما باید با جابه‌جا کردن دسته، چکش را بر روی آهن مذاب بکوبید و با این کار بتوانید شمشیر خود را ارتقا دهید. یکی دیگر از خوبی‌های این موارد این است که همگی کاملا اختیاری است و شما اگر خسته شوید، قادر هستید تا همه آن‌ها را با نگه داشتن یک دکمه رد کنید.

بررسی فنی بازی Ghost of Yotei: عملکرد پایدار و خوب در سایه یک سری مشکل!

بررسی گرافیک و جزییات فنی بازی Ghost of Yotei

بازی Ghost of Yotei بدون‌شک یکی از زیباترین بازی‌های ساخته شده تاکنون در صنعت بازی است. شما در منطقه «ازو» ژاپن شاهد برخی از زیباترین صحنه‌های طبیعی با پس‌زمینه کوه یوتی هستید و سازندگان سعی کرده‌اند تا آن را به زیباترین شکل ممکن در بیاورند. در این بین باید به همان سیستم حذف مینی‌مپ هم اشاره کنیم. در این بازی نیز باد شما را هدایت می‌کند و به مقصد می‌برد. سازندگان حالا سعی کرده‌اند به خاطر وسعت زیاد بازی و مناظر، یک سری راه‌ها برای رفت‌‌وآمد سریع‌تر شما در نظر بگیرند و آن را به خوبی با محیط بازی ترکیب کنند. فست تراول در این بازی واقعا خوب و سریع است، اما محیط بازی به قدری زیباست که شما برای استفاه از آن به شک خواهید افتاد.

فیزیک بازی و طراحی محیطی نیز پیشرفت چشمگیری داشته و شما شاهد NPCهای بیشتر با فعالیت‌های متنوع‌تر هستید. با این حال یکی از بزرگ‌ترین مشکلات بازی گوست آف یوتی، تنوع بسیار کم این شخصیت‌هاست. در واقع شما ممکن است یک شخصیت را از چنگ افراد «سایتو» نجات دهید و تنها چند متر آن طرف‌تر ، شخصیتی مشابه با لباسی دیگر از شما یک درخواست دیگر داشته باشد.

من بازی Ghost of Yotei را بر روی PS5 معمولی تجربه کردم و باید بگویم که یکی از بهترین تجربه‌ها در روزهای آغازین به شمار می‌رود. به جز یک سری باگ پریدن بر روی صخره‌ها که از قضا یادگاری از زمان Ghost of Tsushima هستند، بازی یک تجربه روان و بدون مشکل را ارائه می‌دهد و حتی در شلوغ‌ترین و حماسی‌ترین صحنه‌ها نیز شما را با مشکل و یا افت فریمی مواجه نمی‌کند. در واقع تیم ساکرپانچ سعی کرده اثری که عرضه می‌کند از همه نظر کامل باشد و هیچ نیازی به آپدیت‌های متعدد برای رفع مشکلات ندارد.

بازی Ghost of Yotei را بی‌دلیل تخریب نکنید!

بررسی حواشی پیرامون بازی گوست آف یوتی

یکی از مواردی که در این چند وقت اخیر به وفور در فضای مجازی دیده می‌شود، مقایسه بازی‌های امروزی با آثار مختلف راکستار و به رخ کشیدن بی‌دلیل سطح جزئیات بازی‌های این استودیو است. ممکن است اثری مثل بازی Ghost of Yotei نتواند مانند RDR2 در هفت سال پیش تحرک عضلات ماهیچه اسب را برای شما به تصویر بکشد، اما در نظر داشته باشید که با وجود گذشت هفت سال و افزایش هزینه‌ها، همچنان هزینه ساخت این بازی کسری جزئی از بازی‌های کمپانی‌هایی نظیر راکستار، ناتی‌داگ و CDPR هستند. این بازی بدون‌شک کامل نیست و نواقصی دارد، اما خوب است که هر نقدی به درستی به یک اثر وارد شود!