یوبیسافت بهعنوان یکی از غولهای صنعت بازیهای ویدیویی، اغلب با نامهایی مثل Assassin’s Creed، Far Cry و Watch Dogs شناخته میشود؛ اما در پس بازی های یوبی سافت، گنجینهای از آثار ارزشمند و خلاقانه نهفته است که به دلایل مختلف، کمتر در کانون توجه قرار گرفتهاند. این بازیها، هرچند از نظر کیفی چیزی کم از محصولات پرچمدار شرکت ندارند، اما یا قربانی شرایط زمانی انتشار شدهاند، یا در سایه تبلیغات گسترده عناوین اصلی گم شدهاند. مرور این آثار فراموششده، فرصتی است برای بازشناسی استعداد و تنوعی که در DNA خلاقیت یوبیسافت جریان دارد.
در دنیای شلوغ و رقابتی بازیهای ویدیویی، اغلب عناوینی که به بازار میآیند، تنها مدت کوتاهی در صدر توجهات باقی میمانند و سپس یا درخشش خود را حفظ میکنند یا به حاشیه رانده میشوند. بسیاری از بازیهای کمتر شناختهشده یوبیسافت، در همین مسیر قرار گرفتهاند؛ آثاری که اگرچه از نظر داستانسرایی یا نوآوری مکانیکهای گیمپلی، حرفهای بزرگی برای گفتن داشتهاند، اما بهخاطر کمبود پوشش رسانهای یا همزمانی با عرضه پروژههای عظیمتر، آنطور که باید و شاید دیده نشدند.
جواهرات پنهان صنعت بازی که ارزش کشف دوباره دارند
بازی های یوبی سافت در طول دو دهه اخیر، همواره بهدنبال آزمودن مرزهای خلاقیت بودهاند و جسارت در ورود به ژانرها و سبکهای متفاوت را در کارنامه خود دارند. این استدیو در تمامی ساختههای خود نشان داده که فراتر از فرمولهای تکرارشده نیز میتواند شاهکار خلق کند. با این حال، بخشی از این تلاشها به دلایل مختلفی مانند انتخاب نامناسب زمان عرضه، رقابت سنگین بازار یا حتی انتظارات متفاوت گیمرها، نتوانستهاند جایگاه شایسته خود را بیابند.
هدف این مقاله، نگاهی دوباره به آن دسته از بازی های یوبی سافت است که با وجود کیفیت بالا، در سایه ماندند و هرگز به شهرت شایسته خود نرسیدند. ما در ادامه، با مرور این آثار و بررسی دلایل کمتوجهی به آنها، سعی خواهیم کرد نشان دهیم که چرا بازگشت به این بازیها، نه تنها یک تجربه لذتبخش، بلکه فرصتی برای درک بهتر تنوع و عمق خلاقیت در آثار این ناشر فرانسوی خواهد بود. این مسیر، یادآوری این نکته مهم است که در جهان بازیهای ویدیویی، همیشه گنجینههایی وجود دارد که منتظر کشف دوباره هستند.
1) Assassin’s Creed Unity

Assassin’s Creed Unity یکی از جاهطلبانهترین بازی های یوبی سافت در دهه گذشته بود که با هدف بازآفرینی پاریس دوران انقلاب فرانسه ساخته شد. این بازی در سال ۲۰۱۴ با وعده تجربهای متفاوت از نظر گرافیک، جزئیات محیطی و سیستم مبارزات عرضه شد و در بسیاری از بخشها، سطحی بیسابقه از واقعگرایی را به نمایش گذاشت. با این حال، مشکلات فنی و باگهای متعدد در زمان عرضه، باعث شد با واکنش منفی گستردهای روبهرو شود و بسیاری از ویژگیهای ارزشمند آن نادیده گرفته شود. این وضعیت موجب شد اثری که میتوانست نقطه عطفی در مجموعه باشد، در همان روزهای نخست زیر سایه حواشی قرار گیرد.
در قلب Unity، بازسازی دقیق و حیرتانگیز شهر پاریس قرار دارد که میدانهای شلوغ و کلیساهای باشکوه را شامل میشود که همگی با جزئیات معماری شگفتانگیز و فضای زنده طراحی شدهاند. موتور گرافیکی جدید بازی، امکان خلق محیطی پویا و پرجزئیات را فراهم کرده بود و هزاران NPC با رفتارهای متفاوت، حس واقعی یک شهر زنده را منتقل میکردند. همین دقت و ظرافت در طراحی باعث شده حتی سالها بعد از عرضه، همچنان بهعنوان یکی از واقعگرایانهترین بازآفرینیهای تاریخی در صنعت بازی شناخته شود.
درحال حاضر با رفع مشکلات و انتشار بهروزرسانیها،Assassin’s Creed Unity به اثری بدل شده که ارزش بازگشت و تجربه مجدد را در بین بازی های استودیو Ubisoft دارد. جزئیات بصری خیرهکننده، طراحی مرحله هوشمندانه و حس غرقشدن در یکی از مهمترین دورانهای تاریخ اروپا، این بازی را به یک جواهر فراموششده در کارنامه یوبیسافت تبدیل کرده است. این بازی شاید در زمان خود قربانی شتابزدگی در عرضه شد، اما اکنون میتوان آن را نمونهای شاخص از ظرفیتهای بیپایان این مجموعه دانست که شایسته توجه دوباره است.
2) Cloudberry Kingdom

Cloudberry Kingdom یکی از متفاوتترین و شاید عجیبترین بازی های استودیو Ubisoft است در قالب یک پروژه مستقل منتشر شده است. این عنوان پلتفرمر در سال ۲۰۱۳ با محوریت مراحل تولیدشده بهصورت تصادفی یا همان Procedural Generation عرضه شد و توانست مفهومی را به نمایش بگذارد که حتی بسیاری از بازیهای بزرگتر هم از آن دوری میکردند. با وجود این نوآوریها، بازی هرگز نتوانست جایگاهی در میان جریان اصلی پیدا کند و بیشتر به یک جواهر پنهان برای عاشقان چالش بدل شد.
هسته گیمپلی بازی بر پایه تولید خودکار مراحلی است که با پیشروی بازیکن، بهشکل تصاعدی دشوارتر میشوند. هر مرحله با ترکیبی منحصربهفرد از موانع، دشمنان و تلهها ساخته میشود، بهطوریکه حتی دو بار تجربه یک سطح، هرگز یکسان نخواهد بود. این ساختار، حس غیرقابل پیشبینی و هیجان دائمی را القا میکند و درعینحال از یکنواختی رایج در بازیهای پلتفرمر سنتی جلوگیری مینماید. چنین طراحی جسورانهای، هم برای گیمرهای حرفهای یک میدان تمرین ایدهآل است و هم برای تازهکارها، تجربهای طاقتفرسا و گاهی ناامیدکننده بهشمار میآید.
Cloudberry Kingdom همچنان یکی از نمونههای منحصربهفرد استفاده خلاقانه از الگوریتمهای تولید تصادفی در بازیهای پلتفرمر بهشمار میرود. هرچند بهدلیل ماهیت سخت و تخصصی خود، هرگز به محبوبیت عناوین جریانساز یوبیسافت نرسید، اما در میان طرفداران ژانر، بهعنوان اثری بیرحم و درعینحال عمیقاً اعتیادآور شناخته میشود. این بازی گواهی است بر اینکه خلاقیت در طراحی، حتی در سادهترین قالبها، میتواند تجربهای ماندگار خلق کند.
3) Scott Pilgrim Vs. The World: The Game

Scott Pilgrim Vs. The World: The Game یکی از خاصترین و خوشساختترین بازیهای Beat ’em up دهه گذشته است که یوبیسافت در سال ۲۰۱۰ بر اساس کمیک و فیلم محبوب Scott Pilgrim منتشر کرد. این بازی با سبک هنری پیکسلآرت خیرهکننده و گیمپلی کلاسیک الهامگرفته از عناوین آرکید دهه ۹۰، موفق شد بهسرعت دل طرفداران ژانر را بهدست آورد. با این حال، مشکلاتی مانند انتشار محدود و حذف ناگهانی آن از فروشگاههای دیجیتال در سال ۲۰۱۴، باعث شد این اثر درخشان برای سالها از دسترس بسیاری از گیمرها خارج شود و به یک عنوان افسانهای و کمیاب بدل گردد.
Scott Pilgrim Vs. The World: The Game یک جشن بصری و شنیداری کامل بود. طراحی پیکسلآرت بازی، با انیمیشنهای روان و پرجزئیات، جلوهای بینقص از دنیای کمیک را به تصویر میکشید. موسیقی متن که توسط گروه Anamanaguchi ساخته شده بود، با تمهای پرانرژی و ریتم الکترونیک، نهتنها فضای بازی را زنده میکرد، بلکه بهتنهایی به یکی از ماندگارترین آلبومهای موسیقی بازیها تبدیل شد.
بازگشت این بازی در قالب نسخه Complete Edition در سال ۲۰۲۱، فرصتی دوباره برای تجربه اثری بود که سالها تنها در خاطرات طرفداران زنده مانده بود. این نسخه با حفظ جذابیتهای نسخه اصلی و افزودن تمامی بستههای الحاقی، به نسل جدید گیمرها نشان داد که چرا همچنان یک نمونه کمنظیر از Beat ’em up مدرن است. هرچند در زمان خود به اندازه شایستگیهایش دیده نشد، اما امروز جایگاه آن بهعنوان یکی از جواهرات پنهان یوبیسافت، بیش از پیش درخشان است.
4) Immortals Fenyx Rising

Immortals Fenyx Rising در سال ۲۰۲۰ عرضه شد و برخلاف بسیاری از عناوین جدی و تاریک یوبیسافت، با لحن شوخطبع و رنگآمیزی فانتزی، رویکردی متفاوت به دنیای اکشن ماجراجویی ارائه کرد. این بازی با الهام از اسطورهشناسی یونان، داستان قهرمانی تازهکار به نام فینکس را روایت میکند که باید جهان را از تهدید هیولای قدرتمندی به نام تایفون نجات دهد. ترکیب روایت طنزآمیز با گیمپلی الهامگرفته از آثار جهانباز، باعث شد تجربهای شکل بگیرد که هم برای علاقهمندان به اکشن و هم طرفداران داستانسرایی ساده جذاب باشد.
مکانیکهای گیمپلی، ترکیبی از مبارزات سریع و حل معماهای محیطی هوشمندانه هستند. فینکس میتواند با استفاده از سلاحهای متنوع، قدرتهای الهی و حرکات آکروباتیک، با دشمنان مقابله کند. از سوی دیگر، معابد و چالشهای پازلی بازی، فرصتی برای تنوع در روند گیمپلی ایجاد میکنند و تعادل خوبی میان نبرد و اکتشاف برقرار میسازند. این تلفیق یادآور برخی از برترین نمونههای این ژانر است، اما با هویت و سبک اجرایی خاص خود.
با وجود کیفیت بالا، Immortals Fenyx Rising در زمان عرضه زیر سایه پروژههای بزرگتر یوبیسافت مانندAssassin’s Creed Valhalla قرار گرفت و بهاندازهای که شایستهاش بود، دیده نشد. با این حال، برای کسانی که به دنبال تجربهای سرزنده و پر از لحظات خلاقانه هستند، این بازی میتواند یک شگفتی خوشایند باشد.
5) Uno

از نکات برجسته بازی Uno که توسط یوبیسافت منتشر شده، سادگی جذاب آن است که توانسته بازیکنان با هر سن و تجربهای را به خود جذب کند. این نسخه دیجیتال بازی کارتی کلاسیک، فضای رقابتی هیجانانگیزی ایجاد میکند و همچنین با افزودن حالتهای متنوع و قابلیت بازی آنلاین، تجربهای نوآورانه و در عین حال وفادار به ریشههای بازی اصلی ارائه میدهد. تعادل بین سنت و نوآوری، بازی را به گزینهای محبوب در میان خانوادهها و گروههای دوستان تبدیل کرده است.
گرافیک بازی با طراحی رنگارنگ و پویا، حس و حال محیطی گرم و دوستانه را به خوبی منتقل میکند. جزئیات کارتها و افکتهای بصری در حین بازی، بهگونهای است که جذابیت و گیرایی گیمپلی را افزایش میدهد بدون اینکه پیچیدگی یا سردرگمی ایجاد کند. همچنین رابط کاربری ساده و کاربرپسند، باعث میشود حتی تازهواردان نیز به سرعت قواعد بازی را یاد گرفته و وارد رقابت شوند.
در نهایت، اگرچه Uno ممکن است به اندازه عناوین بزرگ و پرجزئیات یوبیسافت شناختهشده نباشد، اما توانسته جایگاه ویژهای در میان بازیهای کارتی دیجیتال پیدا کند. سادگی، دسترسی آسان و حس رقابت دوستانه، این بازی را به یکی از آن آثار کمنظیر تبدیل کرده که تجربه آن میتواند برای هر مخاطبی لذتبخش و مفرح باشد.
6) Call Of Juarez: Bound In Blood

بازسازی فضای وسترن کلاسیک در Call of Juarez: Bound in Blood به گونهای انجام شده که کمتر اثری توانسته چنین حس اصالت و تنش را منتقل کند. این عنوان داستان دو برادر را در دوران خونین غرب وحشی روایت میکند؛ جایی که انتخابهای دشوار و لحظات پرتنش، سرنوشت شخصیتها را رقم میزنند. در حالی که بازی در زمان خود از دیدگاه منتقدان مورد تحسین قرار گرفت، اما به دلیل عرضه همزمان با عناوین بزرگتر و محدودیتهای تبلیغاتی، نتوانست آن طور که باید در میان عموم گیمرها شناخته شود.
گیمپلی بازی تلفیقی موفق از تیراندازی سریع و تاکتیکی با لحظات مخفیکاری است که به بازیکن اجازه میدهد سبک مورد علاقه خود را انتخاب کند. سیستم دو قلو بودن شخصیتها و قابلیت جابجایی میان آنها، فرصتی برای تنوع در مبارزات و بهرهبرداری از مهارتهای متمایز هر کدام فراهم میآورد. این نوآوریها، هرچند ساده به نظر میرسند، تأثیر عمیقی در عمق تجربه بازی دارند.
با وجود تمام ویژگیها، این بازی به عنوان یکی از عناوین برجسته ژانر وسترن، جایگاهی کمتر از آنچه استحقاق دارد به دست آورده است. تجربه این اثر، فرصتی برای دوستداران داستانهای قوی، فضای تاریخی دقیق و گیمپلی متنوع است تا به دنیای تاریک و پرهیجان غرب وحشی قدم بگذارند و لحظاتی فراموشنشدنی را رقم بزنند.
7) Mario + Rabbids Sparks Of Hope

بازی Mario + Rabbids Sparks of Hope ترکیبی هوشمندانه و جسورانه از دو دنیای متفاوت است که با تلفیق خلاقانه سبکهای استراتژی نوبتی و اکشن ماجراجویی، تجربهای منحصر به فرد را برای بازیکنان رقم زده است. این عنوان توسط Ubisoft Milan توسعه یافته و در ادامه موفقیت نسخه اول، با بهبودهای چشمگیر در گیمپلی و داستانسرایی، توانسته استانداردهای تازهای برای بازیهای استراتژیک و کژوال فراهم کند. رابط کاربری روان و طراحی بصری جذاب، مخاطب را در دنیایی پرجنبوجوش از کاراکترهای شناخته شده و عناصر تازه غرق میکند.
از نظر مکانیکهای گیمپلی نیز موفق شده است پیچیدگیهای استراتژی نوبتی را با ریتمی پویا و تاکتیکی همراه کند که بازی را از حالت کند و خستهکننده دور نگه میدارد. هر کاراکتر با قابلیتها و مهارتهای منحصر به فرد خود، فرصتهای متنوعی برای طراحی استراتژیهای چندلایه فراهم میکند و وجود Sparks به عنوان همراهان کوچک با تواناییهای خاص، عمق تاکتیکی بازی را چند برابر کردهاند. این تنوع، بهویژه در نبردهای دشوارتر، بازیکن را وادار به تفکر و برنامهریزی دقیق میکند، بدون اینکه از جذابیت و هیجان لحظهای کاسته شود.
از نظر فنی و بصری، Sparks of Hope ترکیبی از جلوههای گرافیکی فانتزی و رنگارنگ با انیمیشنهای روان است که حس زندگی و تحرک را به دنیای بازی تزریق میکند. موسیقی متن پویا و تنظیمشده با فضاهای مختلف، تجربهی کلی را تکمیل میکند و هر بخش بازی را از لحاظ حسی به یک اثر تمامعیار تبدیل میسازد.
8) Watch Dogs: Legion

در Watch Dogs: Legion، یوبیسافت با خلق سیستم منحصربهفرد استخدام هرکسی، فراتر از مرزهای معمول جهانباز حرکت کرده است. این نوآوری به بازیکن این امکان را میدهد تا از میان هزاران شخصیت غیرقابل بازی در لندن آشفته انتخاب کند و یک تیم مقاومت پویا بسازد. این رویکرد، لایهای عمیق از تاکتیک و خلاقیت را به گیمپلی اضافه کرده و تجربهای تازه و متمایز در سبک هک و مخفیکاری ارائه میدهد.
تنوع مهارتها و شخصیتهای قابل بازی، هستهی اصلی این عنوان را تشکیل میدهد و بازیکن را تشویق میکند تا به روشهای مختلف مأموریتها را پیش ببرد. هر شخصیت دارای تواناییها و ابزار خاص خود است که از هک بیصدا تا برخوردهای نظامی پرتنش را شامل میشود. وجود آزادی عمل بالا تجربه بازی را نسبت به دیگر بازی های یوبی سافت متنوعتر کرده و همچنین هر بار اجرای آن را به چالشی تازه و جذاب تبدیل میکند.
همچنین Legion موفق شده است لندن را به شکلی خیرهکننده و زنده به نمایش بگذارد؛ جزئیات محیطی، نورپردازی واقعگرایانه و انیمیشنهای طبیعی، همگی در خدمت ایجاد فضایی باورپذیر و پویا هستند. موسیقی متن بازی نیز به خوبی با فضای تنشآلود، تجربهی کلی را به سطحی فراتر از یک بازی اکشن جهانباز میرساند.
9) ZombiU

ZombiU یکی از آن عناوینی است که تلاش میکند مفهوم ترس بقا را به معنای واقعی کلمه بازتعریف کند. این بازی که در ابتدا به صورت انحصاری برای Wii U عرضه شد، با تکیه بر مکانیکهای واقعگرایانه و رویکرد بیرحمانهاش، بازیکن را در فضایی خفقانآور و بیامان رها میکند. روایت در لندن پساآخرالزمانی شکل میگیرد؛ شهری که زیر سایه یک ویروس مرگبار فروپاشیده و اکنون پر از زامبیهای بیرحم و کوچههای تاریک و ناامن است. اتمسفر سنگین و واقعگرایانه بازی از همان لحظه آغاز، بازیکن را درگیر یک تجربه اضطرابآلود و پرتنش میکند.
مکانیزم گیمپلی بر پایه بقا، کمبود منابع و دائمی بودن مرگ استوار است. هر بار که شخصیت بازیکن کشته میشود، او کنترل فردی جدید را در همان جهان بازی به دست میگیرد و باید برای بازپسگیری تجهیزات خود، با جسد آلوده شخصیت قبلی روبهرو شود. این طراحی بیرحمانه، حس خطر و اهمیت هر تصمیم را چندین برابر میکند. محدود بودن مهمات، کندی حرکات و الزام به جستجوی دقیق محیط، باعث میشود حتی سادهترین رویارویی با دشمن، به تجربهای پر از استرس و چالش بدل شود.
از نظر فنی، بازی گرچه در زمان عرضه محدودیتهای سختافزاری Wii U را به همراه داشت، اما طراحی هنری تاریک و استفاده هوشمندانه از نور و سایه، کمبودهای گرافیکی را تا حد زیادی پوشاند. جلوههای صوتی نیز نقش کلیدی در خلق فضایی تهدیدآمیز دارند. ZombiU تجربهای است که نه به دنبال اکشن پرسرعت، بلکه به دنبال تزریق ترس و ناامنی واقعی به رگهای بازیکن است؛ چیزی که آن را در میان آثار ترس و بقا، به اثری خاص و ماندگار تبدیل کرده است.
10) Child of Light

Child of Light همانند یک افسانه مصور جان گرفته، ترکیبی شاعرانه از روایت داستان و هنر بصری است که مرز میان بازی و اثر هنری را محو میکند. داستان، ماجراجویی دختری به نام آرورا را روایت میکند که در سرزمین جادویی Lemuria به دنبال نجات پدر و بازگرداندن نور به جهان است. زبان روایی بازی به شکل شعر و قافیهپردازی، حال و هوای خاصی ایجاد میکند که از همان ابتدا مخاطب را مسحور میسازد.
هسته گیمپلی ترکیبی از جستوجوی پلتفرمر دوبعدی و مبارزات نوبتی الهامگرفته از JRPGهای کلاسیک است. سیستم نبرد بازی با محوریت خاص خود طراحی شده و استفاده از شخصیتهای همراه، مدیریت زمان و مهارتها را به چالشی لذتبخش تبدیل میکند. حضور Igniculus، کرمنوری کوچک و همراه آرورا، لایهای تازه از تعامل و استراتژی به نبردها و اکتشاف اضافه میکند، چرا که میتواند دشمنان را کند کرده یا سلامتی همتیمیها را بازیابی کند.
جمع بندی
در میان بازی های استودیو Ubisoft، همیشه عناوینی وجود دارند که با وجود کیفیت بالا و خلاقیت چشمگیر، به دلایل گوناگون در سایه قرار میگیرند. این دسته از بازیها اغلب نوآوریهای قابل توجهی در گیمپلی، روایت یا طراحی بصری ارائه میدهند، اما یا قربانی همزمانی با پروژههای پرآوازهتر میشوند یا از حمایت تبلیغاتی کافی بیبهره میمانند. پرداختن دوباره به چنین آثاری فرصتی برای کشف تجربههایی تازه و متفاوت فراهم میکند و همچنین نشان میدهد ارزش یک بازی صرفاً به میزان شهرت آن وابسته نیست. این گنجینههای پنهان میتوانند الهامبخش سازندگان آینده باشند و یادآور شوند که خلاقیت، حتی در کوچکترین یا کمتوجهترین پروژهها، همچنان میتواند تجربهای ماندگار بیافریند.
سوالات متداول در رابطه با این محتوا
دیدگاه کاربران
تعداد دیدگاه کاربران: 3 دیدگاهkasra
کلا یوبیسافت شرکت منفوری به حساب میاد در دنیای بازی ها و مدام متهم میشه به ساخت بازی های سطحی و یا به خاطر پول بازی ساختن خب مگه بقیه شرکتا برای رضای خدا بازی میسازن ؟
به شخصه بازی هاشو دوست دارم و اگر حقیقتو بخوایم بپذیریم پرکارترین شرکت در کنار چندتا شرکت دیگه مثل کپکام هست که خودش خیلی مهمه
امیر
به نظرم یونیتی واقعا ارزش وقت گذاشتن رو داره، منم اولش فکر میکردم که بازی ضعیفیه، ولی وقتی تو تجربهش کردم پشیمون نشدم، بازی قدرتمندیه ولی آنقدری که حقش بود دیده نشد
گامبیا در پاسخ به امیر
اساسین کلا ارزش وقت نداره