بهترین بازی‌های راکستار
سید مسعود کاظمی

بهترین بازی‌ های استودیو راک‌استار گیمز

سید مسعود کاظمی 20 اسفند 1400 5 دیدگاه
27,469 بازدید

شرکت راکستار یکی از مشهورترین ناشرین بازی‌های ویدئویی است که در سال 1998 تأسیس شد. پس از انتشار بازی GTA III، راکستار در ساخت بازی‌های جهان باز شهرت فراوانی پیدا کرد. با برنامه‌ریزی دقیق و تلاش فراوان، این شرکت با عرضه هر عنوان استانداردهای طراحی و ساخت بازی‌های ویدئویی را تغییر می‌داد. بعد از انتشار بازی GTA: San Andreas که جز بهترین کارهای راکستار نیز محسوب می‌شود، مجموعه GTA تبدیل به بنچمارک بازی‌های جهان باز واقعی (رئال) شد. هر استودیویی که قصد داشت بازی جهان باز در دنیای غیر فانتزی بسازد، خواسته یا ناخواسته با عناوین مختلف سری GTA مقایسه می‌شد. اما مجموعه GTA تنها آثار فوق‌العاده این شرکت نیستند. در لابه‌لای انتشار نسخه‌های جدید GTA، این شرکت چندین بازی با فضا و تم مختلفی منتشر کرد که هرکدام اثری قابل‌احترام هستند. در ادامه بهترین بازی‌های شرکت راکستار را برایتان معرفی خواهیم کرد.

تاریخچه مختصر از شرکت راکستار

قبل از اینکه نگاهی به بهترین بازی‌های این شرکت بزرگ داشته باشیم، بهتر است نگاهی به تاریخچه این شرکت بیندازیم. پس از اینکه شرکت Take-Two سهام BMG Interactive را خریداری کرد، حقوق دو IP این ناشر که یکی از آن‌ها Grand Theft Auto و دیگری Space Station Silicon Valley است را نیز به دست آورد. با آی‌پی و دیگر محتوای به‌دست‌آمده، شرکت Take-Two، راکستار را در شهر نیویورک تأسیس کرد. سم و دن هوزر در کنار جیمی کینگ که روی این دو IP کارکرده بودند نیز به نیویورک نقل‌مکان کردند تا روی بازی‌های آینده خودکار کنند. به‌مرورزمان استودیوهای دیگر مثل Rockstar Canada نیز به مجموعه استودیوهای راکستار پیوستند که آخرین شرکت اضافه شده، Rockstar Dundee نام دارد.

قبل از اینکه راکستار تمرکز اصلی خود را روی چند مجموعه مشهور بگذارد، بازی‌های مختلفی را عرضه کرد که تمامی آن‌ها به‌خوبی بازی‌های GTA یا Midnight Club نبودند. در لابه‌لای بازی‌های بی‌شماری که منتشر کردند، نام مکس پین بیشتر از همه به چشم می‌خورد که در نهایت پس از انتشار مکس پین 2، حق نشر آن را از استودیو فنلاندی رمدی خریداری کردند. پس از سال 2002، راکستار تصمیم گرفت که کمیت بازی‌های که منتشر می‌کند را کمتر کند اما کیفیت آن‌ها را چندین درجه بالاتر ببرد. این موضوع باعث شد که راکستار طی سال‌های بعدی چندین عنوان فوق‌العاده را منتشر کند که هرکدام آن‌ها جز بهترین بازی‌های تاریخ محسوب می‌شوند. در ادامه بهترین بازی‌های راکستار را معرفی خواهیم کرد.

بازی Midnight Club

Midnight Club: Los Angeles

مجموعه ریسینگ Midnight Club همیشه زیر سایه عناوین بزرگ‌تر شرکت راکستار مثل رد دد یا GTA نادیده گرفته می‌شود. ممکن است بسیاری از گیمرهای تازه‌کار حتی از وجود چنین مجموعه ریسینگی اطلاع نداشته باشند که البته تقصیر آن‌ها نیست؛ آخرین نسخه این سری Midnight Club: Los Angeles نام دارد که در سال 2008 برای کنسول‌های پلی‌استیشن 3، ایکس‌باکس 360 و کنسول دستی PSP منتشر شد.

در بازی Midnight Club: Los Angeles شما کنترل یک راننده مسابقات خیابانی را در دست دارید که با برنده‌شدن مسابقات بیشتر قادر خواهد بود تا ماشین و قطعات جدید خریداری کند. همان‌طور که از اسم بازی مشخص است، بازیکنان در خیابان‌های لس آنجلس به مسابقه خواهند پرداخت. برخلاف نسخه‌های قبلی، در این بازی از سیستم آب‌وهوای پویا و تغییر روز و شب استفاده شده که تأثیر مستقیمی روی عملکرد ماشین می‌گذاشت. مجموعه Midnight Club جز محدود ریسینگ‌های است که در کنار ماشین، بازیکن می‌تواند از موتور نیز استفاده کند. در بازی 43 ماشین مختلف در کنار 4 مدل موتور که Ducati 999R و Kawasaki Ninja ZX-14 نیز شامل آن‌ها است.

بازی MC: Los Angeles بزرگ‌ترین نقشه را بین بازی‌های این سری دارد که نقشه آن شامل اتوبان‌ها و خیابان‌های کوچک می‌شود. در بازی 10 نوع مسابقه مختلف وجود دارد که بهترین و جذاب‌ترین آن‌ها مسابقات رسید صورتی، مسابقات اتوبان و تورنمنت‌ها است که هرکدام جایزه مختلفی را برای برنده اهدا می‌کند. همچنین در بازی قابلیت‌های مختلفی مثل EMP یا Agro نیز وجود دارد که هرکدام آن‌ها برتری خاصی مثل آهسته کردن زمان را برای بازیکن فراهم می‌کند. با وجود اینکه چندین سال از عرضه آخرین نسخه این سری گذشته، اما از این سری و نسخه Los Angeles همچنان به‌عنوان یکی از بهترین بازی‌های ریسینگ و جز بهترین آثار راکستار شناخته می‌شود.

بازی The Warriors

The Warriors

فیلم اکشن هیجان‌انگیز The Warriors بر اساس رمانی با همین نام در سال 1979 روی پرده سینما رفت؛ اما از نظر فروش شکست خورد و در اوایل منتقدین رضایت چندانی نشان ندادند. با گذشت زمان، این فیل سینمایی تبدیل به یک اثر کالت شد و به‌مرورزمان طرف‌داران خاص خود را نیز پیدا کرد. فیلم سینمایی The Warriors یکی از آثار محبوب بین کارمندان استودیوهای راکستار، به‌خصوص شعبه تورنتو راکستار بود که در نهایت منجر به اقتباس این فیلم سینمایی و انتشار بازی با همین نام در سال 2005 شد.

این بازی اول برای کنسول پلی‌استیشن 2 و در سال 2007 برای کنسول دستی PSP در دسترس قرار گرفت. این بازی در ژانر Beat ‘em Up سه‌بعدی توسعه‌یافته که در آن بازیکن می‌تواند از بین شخصیت‌های مختلف یکی را انتخاب کند و به مبارزه بپردازد. در طول بازی 18 مرحله اصلی و 5 مرحله فرعی که بنام فلاش‌بک شناخته می‌شود، وجود دارد که پس از اتمام هر یک از آن‌ها می‌توانید دوباره آن‌ها را تجربه کنید و رکورد قبلی خود را بشکنید. قبل از شروع هر مرحله می‌تواند در قرارگاه خود به تمرین‌های مختلف بپردازید که هرکدام آن‌ها ویژگی جدید را بازی می‌کند یا ویژگی‌های قبلی را ارتقا می‌دهد.

بازی در شهر Coney Island جریان دارد که بازیکنان می‌توانند با کمک‌کردن به مردم عادی قابلیت‌های جدید و ویژه‌ای مثل فرار کردن از دست پلیس یا شکستن دست‌بند پلیس را یاد بگیرند. با پیشروی در بازی شهرهای دیگر مثل نیویورک نیز برای رفت‌وآمد باز می‌شود. داستان بازی حوادث سه ماه قبل از داستان فیلم را روایت می‌کند و پس از چندین ساعت تجربه به بخش اصلی که فیلم بر پایه‌ی آن ساخته، شروع خواهد شد. طراحان بازی به طراحی چهره و لباس شخصیت‌های فیلم کاملاً وفادار مانده‌اند و حتی برای ایفای نقش بعضی از شخصیت‌ها، از بازیگر اصلی آن‌ها درخواست کرده‌اند. با وجود اینکه راکستار هیچ تجربه‌ای در ساخت بازی Beat ‘em Up نداشت، اما توانست یک اثر قابل‌قبول و متفاوتی را ارائه دهد که می‌توان از آن به‌عنوان یکی از بهترین بازی‌های راکستار نام برد.

بازی L.A Noire

L.A Noire

بازی L.A Noire توسط استودیو Team Bondi طراحی و در سال 2011 توسط راکستار منتشر شد که با بازخوردهای متفاوتی مواجه شد. سبک این بازی اکشن، ماجراجویی و کارآگاهی است که بازیکن را در نقش یک کارآگاه تازه‌کار قرار می‌دهد که با حل کردن پرونده‌های مختلف به درجات بالاتر می‌رسد. بازی L.A Noire جز اولین بازی‌هایی بود که از فناوری موشن کپچر صورت استفاده می‌کرد که تأثیر مستقیمی روی گیم‌پلی و نتیجه پرنده‌ها داشت.

بازی در لس‌ آنجلس پسا جنگ جهانی دوم جریان دارد و شما نقش Cole Phelps، یکی رزمنده‌های جنگ جهانی دوم که حالا به‌عنوان کارآگاه فعالیت می‌کند را در اختیار دارید. تمرکز اصلی داستان روی زندگی شخصی و حرفه‌ای Cole است که شباهت اجتناب‌ناپذیری با فیلم‌های نوآر و کارآگاهی دهه چهل و پنجاه میلادی دارد. هرکدام از پرونده‌هایی که برعهده شما قرار می‌گیرد داستان مجزا دارد به‌جز مورد Black Dahlia که با چندین پرونده قتل روبه‌رو هستید که همه آن‌ها توسط یک قاتل سریالی انجام‌گرفته است. بعضی از این پرونده‌ها مثل Black Dahlia با الهام از پرونده‌های مشهور و جنجالی آمریکا در بازی طراحی شده است.

بازی در محیطی سندباکس جریان دارد که می‌توانید آزادانه در آن رفت‌وآمد کنید. یکی از بخش‌های نه‌چندان جذاب بازی رانندگی است که البته می‌توانید از همکار خود درخواست کنید تا در عوض شما رانندگی کند. طراحان بازی L.A Norie ساعت‌ها به مطالعه نقشه‌های قدیمی و عکس‌های مربوط به دهه چهل میلادی پرداختند تا بتوانند یک شهر پویا و دقیق از لوس آنجلس دهه چهل را طراحی کنند. با گشتن در شهر می‌توانید بعضی از مشهورترین مکان‌های لوس آنجلس را پیدا کنید که بازی در مقابل به شما امتیاز نیز اهدا خواهد کرد. ازآنجایی‌که با یک بازی کارآگاهی طرف هستیم، هسته اصلی بازی نیز روی این موضوع می‌چرخد. برای حل کردن یک پرونده باید با افراد مختلف صحبت کنید، به محل ارتکاب جرم بروید و آن را دقیق بررسی و درنهایت یکی از گزینه‌های احتمالی را بر اساس شواهدی که جمع‌آوری کردید، دستگیر کنید. درصورتی‌که شواهد کافی به دست نیاورده باشید، احتمال اینکه شخص اشتباهی را دستگیر کنید نیز بیشتر می‌شود. در حین صحبت‌کردن یا بازجویی از مظنون مطابق با شواهد به‌دست‌آمده و حرکات چهره شخص مقابل باید تصمیم بگیرید که آیا گفته‌های او درست و صحیح است یا دروغ می‌گوید.

بازی L.A Noire یکی از بهترین بازی‌های راکستار محسوب می‌شود؛ اما قطعاً بی‌نقص‌ترین آن‌ها نیست. همانند بسیاری از بازی‌های دیگر این شرکت، L.A Noire تلاش می‌کند بخش‌های مختلفی از سبک زندگی آمریکایی را مورد بررسی قرار بدهد و به عبارتی آن‌ها را نقد کند. در بازی L.A Noire با مشکلات مختلفی مثل وضعیت نه‌چندان خوب بازیگران زن نوجوان، زندگی بد و بدون امنیت سیاه‌پوستان در دهه چهل و اضطراب و تروما پس از جنگ روبه‌رو می‌شویم که بازی‌های اندکی تلاش می‌کند به آن بپردازد.

بازی GTA Vice City

Grand Theft Auto: Vice City

بازی GTA: Vice City اثری بود که راکستار و مجموعه GTA را به بسیاری از ما معرفی کرد. این بازی در سال 2002 برای کنسول‌های پلی‌استیشن 2 و PC منتشر شد و با بازخورد مثبت طرف‌داران و منتقدین مواجه شد که توانست به پرفروش‌ترین بازی سال 2002 نیز مبدل شود. این بازی پیشرفت‌های چشم‌گیری در قیاس به نسخه قبلی این سری داشت که بزرگ‌ترین آن‌ها شخصیت تامی ورسیتی بود.

داستان بازی در مورد شخصی بنام تامی ورسیتی است که بعد از چندین سال در زندان بودن آزاد می‌شود و به‌خاطر یکی از دوستان قدیمی خود قبول می‌کند معامله‌ای را انجام بدهد؛ اما معامله توسط چند فرد مسلح مختل می‌شود که در نتیجه آن پول و مواد مخدر معامله ناپدید می‌شود. در طول بازی هدف اصلی تامی ورسیتی پیداکردن عاملین این حادثه و بازگرداندن پول گمشده است. تامی برای این هدف دست به کارهای مختلف می‌زند که در نتیجه‌ی آن دشمن‌های بی‌شماری نیز پیدا می‌کند. با پیشروی در بازی، امکان خرید مکان‌های تجاری مختلف مثل استودیو فیلمسازی و شرکت تاکسی‌رانی نیز فراهم می‌شود که هرکدام مأموریت‌های جذاب و متنوعی را ارائه می‌دهد.

بازی GTA: Vice City از اولین نسخه‌های این مجموعه بود که الهام بسیار زیادی از فیلم و سریال‌های مختلف گرفته بود. اولین و بزرگ‌ترین منبع الهام این بازی، یکی از بهترین آثار برایان دی پالما، صورت‌زخمی است که قصر ریکاردو دیاز که بعداً به تامی می‌رسد نیز با الهام از قصر باشکوه تونی مونتانا طراحی شده است. سریال Miami Vice یکی دیگر از این منابع الهام بازی GTA: Vice City بوده که حتی بازیگر نقش Ricardo Tubbs، Philip Michael Tomas به‌عنوان صداپیشه شخصیت Lance Vance در بازی حضور دارد. این الهام‌ها به بازی کمک بسیاری کرده است تا حالت سینماتیک فوق‌العاده و شخصیت‌های آشنا را تحویل بازیکنان بدهند. بازخورد مثبت این موضوع باعث شد که راکستار در بازی‌های بعدی خود مثل GTA V نیز توجه بسیاری به فیلم‌های سینمایی بکند.

یکی دیگر از بزرگ‌ترین و جذاب‌ترین نکات مثبت بازی Grand Theft Auto: Vice City، موسیقی و رادیوهای فوق‌العاده آن است. به‌صورت کلی در بازی 10 رادیو مختلف وجود دارد که اکثر آن‌ها آهنگ‌های سبک خاصی را پخش می‌کنند. برخلاف بازی قبلی این سری، آهنگ‌های لایسنس شده در GTA: Vice City بسیار بیشتر است که مشهورترین آن آهنگ Billie Jean از مایکل جکسون است. تمامی منتقدین و طرف‌داران این سری از انتخاب آهنگ‌های این بازی بسیار راضی بودند و دلیل اصلی آن را هم‌‌خوانی بی‌نظیر موسیقی با فضا و تم دهه هشتاد بازی توصیف کردند. The Weeknd، خواننده ژانر R&B کانادایی جز طرف‌داران سرسخت بازی GTA: Vice City است که حتی در مصاحبه‌ای اعتراف کرد که بازی Vice City و شنیدن آهنگ‌های مایکل جکسون و Hall & Oates در حین گشتن در خیابان‌های وایس سیتی، کمک بسیاری به درک موزیک دهه هشتاد کرده که تأثیر مستقیم آن را در آلبوم After Hours او می‌توان دید.

بازی Red Dead Redemption

Red Dead Redemption

بازی Red Dead Redemption جز محدود آثار فوق‌العادهٔ ژانر وسترن با دوربین سوم‌شخص است که در سال 2010 برای کنسول‌های پلی‌استیشن 3 و ایکس‌باکس 360 منتشر شد. نسخه اول سری Red Dead با عنوان Revolver در سال 2004 برای کنسول‌های پلی‌استیشن 2 و ایکس‌باکس منتشر شد و بازی RDR حکم ادامه معنوی آن را دارد. بازی در سال 1911 و دوران غرب وحشی، در مناطق غربی ایالات متحده آمریکا و ناحیه شمالی مکزیک جریان دارد.

داستان بازی در مورد یک گاوچران خبره بنام جان مارستون است که پس از گروگان گرفته شدن خانواده‌اش توسط Edgar Ross و Archer Fordham، او را مجبور می‌کنند که اعضای گروه قدیمی خود را پیدا و تسلیم آن‌ها کند. در طول این مسیر با اتفاقات و حوادث بسیاری روبه‌رو می‌شوید که هرکدام به غنی شدن شخصیت‌ها، به‌خصوص جان مارستون کمک بسیاری می‌کند. یکی از اصلی‌ترین مباحث داستان Red Dead Redemption، چرخه خشونت است که با آن پایان‌بندی شاعرانه به بهترین شکل ممکن روایت می‌شود. در کنار آن، بازی سعی می‌کند به موضوعات دیگر مثل، سرنوشت، تغییرات اجتماعی، مردانگی و آزادی نیز بپردازد که در اکثر آن‌ها موفق بوده است.

این بازی جز پرخرج‌ترین بازی‌های تاریخ ویدئو گیم محسوب می‌شود. راکستار با عنوان GTA IV تدریجاً بودجه ساخت بازی‌های خود را بالاتر برد که با هر عنوان بیشتر می‌شد. روند ساخت بازی Red Dead Redemption در سال 2005 شروع شد. بزرگ‌ترین چالش در ساخت این بازی، برقرار کردن تعادل بین ساخت بازی و ارتقا دادن انجین راکستار بود که کار طراحان و برنامه‌نویسان را تقریباً دوبرابر می‌کرد. از طرف دیگر برای انیمیشن و کیفیت بصری بهتر، هم‌زمان از دو انجین Euphoria و Bullet نیز استفاده می‌کردند. با وجود تمامی دردسرهای که 800 کارمند راکستار سر ساخت Red Dead Redemption مواجه شدند؛ توانستند یکی از بهترین بازی‌های راکستار و نسل هفتم بازی‌های ویدئویی را خلق کنند.

بازی Red Dead Redemption از دوربین سوم‌شخص استفاده می‌کند که بازیکن در قامت جان مارستون مراحل بازی را که حالت خطی دارند، به‌پایان برسانند. درصورتی‌که در حین تجربه مراحل بازی نباشید، می‌توانید آزادانه در مناطق New Austin و West Elizabeth با اسب یا پیاده گشت‌وگذار کنید. برای استفاده از اسب باید آن‌ها را خریداری کنید، بدزدید یا اسب‌های وحشی را رام کنید. بازی این امکان را فراهم می‌سازد تا بازیکن با حوادث پیرامون خود تعامل داشته باشد که باعث شده است دنیای Red Dead Redemption بسیار غنی‌تر به نظر برسد. مبارزات، بخش جذاب دیگر این اثر وسترن است که به زیبایی هرچه تمام طراحی شده و طراحی مرحله و قرارگرفتن دشمنان به نفس‌گیر شدن مبارزات کمک شایانی کرده است. همچنین در بازی، جان مارستون قابلیت ویژه‌ای بنام Dead Eye دارد که با فعال ساختن آن می‌توانید زمان را آهسته کنید تا هدف‌گیری دقیق‌تری داشته باشید.

بازی GTA San Andreas

Grand Theft Auto: San Andreas

اکثر طرف‌داران قدیمی مجموعه GTA با یکی از دو عنوان Vice City یا San Andreas با مجموعه جذاب و فوق‌العاده GTA آشنا شدند. بازی GTA: San Andreas تغییرات بنیادی و اساسی بسیاری را در گیم‌پلی، داستان و طراحی مراحل ایجاد کرد و توانست به یکی از بهترین بازی‌های سال 2004 و تاریخ ویدئو گیم تبدیل شود. راکستار تمامی نکات مثبت نسخه‌های سه‌بعدی مجموعه GTA را بهتر و نکات منفی مثل نبود قابلیت شنا را به بازی اضافه کرد تا بازیکنان یک تجربه واقعی از زندگی در شهر لوس سانتوس را داشته باشند.

داستان بازی در مورد یک جوان گانگستر بنام Carl Johnson یا CJ است که پس از 5 سال دور بودن از خانه، به‌خاطر خاک‌سپاری مادر خود به لوس سانتوس و گروو استریت بر‌ می‌گردد. پس از برگشتن به زادگاه خود، با مشکلات پیچیده و سختی مواجه می‌شود که او را وادار می‌سازد به شهر سان فیرو نقل‌مکان کند. داستان بازی حول موضوعاتی مثل خیانت، اعتماد، خانواده، گانگسترهای خیابانی و حتی پلیس‌ و دولت فاسد می‌چرخد. در واقع بازی GTA: San Andreas آغازگر انتقاد تندوتیز راکستار به وضعیت اجتماعی و سیاسی آمریکا بود که در بازی‌های بعدی راکستار مثل Bully و L.A Noire نیز شاهد آن هستیم.

نقشه بازی نسبت به‌تمامی بازی‌های قبلی GTA بزرگ‌تر بود و برای اولین‌بار شاهد 3 شهر مجزا بودیم که هرکدام از شهرهای واقعی و بزرگ طراحی شده بودند. بازی از شهر لوس سانتوس (لوس آنجلس) شروع می‌شود که با پیشروی در داستان بازی، شهرهای سان فیرو (سان‌فرانسیسکو) و لاس ونتوراس (لاس وگاس) نیز در دسترس قرار می‌گیرد. یکی از نکات مثبت بازی San Andreas هم‌خوانی شخصیت‌ها و داستان با شهری است که سی‌جی در آن زندگی می‌کند. در شهر لوس سانتوس بیشتر مشغول فعالیت‌های گانگستری است، قبل از رفتن به سان فیرو با هیپی بنام Truth آشنا می‌شود که به‌تنهایی بازیکن را برای فضای آزاد و شادِ سان فیرو آماده می‌کند و در نهایت پس از آشنا شدن با Woozie که قصد راه‌انداختن کازینو را دارد، فضاسازی کافی برای لاس ونتوراس انجام می‌شود.

داستان و محیط بازی تنها بخش‌های نبودند که دچار تغییرات اساسی شدند. برای اولین‌بار در مجموعه GTA شاهد مکانیزم‌های مشابه با بازی‌های نقش‌آفرینی بودیم. با تکرار کردن فعالیت خاصی، سی‌جی دچار تغییرات جسمی یا مهارتی می‌شد. درحالی‌که باشگاه رفتن و ورزش‌کردن باعث بزرگ‌شدن عضلات سی‌جی می‌شد و غذا خوردن بیش از اندازه باعث می‌شد سی‌جی اضافه‌وزن پیدا کند. این موضوع روی رانندگی و تیراندازی سی‌جی نیز صادق است. هرچقدر رانندگی بهتر با تصادف کمتر داشته باشید، کنترل سی‌جی روی ماشین بیشتر می‌شود. تمرین‌کردن با اسلحه‌های مختلف نیز عملکرد مشابهی دارد که در نهایت دقت سی‌جی در هدف‌گیری را بالاتر می‌برد. از تغییرات دیگر گیم‌پلی می‌توان به قابلیت شناکردن و بالارفتن از دیوار و موانع اشاره کرد که آزادی بیشتری به بازیکن می‌دهد تا در محیط‌های مختلف به گشت‌وگذار بپردازد.

بازی Bully

Bully

بازی Bully یکی از متفاوت‌ترین آثار راکستار تا به امروز است. استودیویی که با عناوین بزرگ‌سالانه و خشن مثل Grand Theft Auto و حتی Manhunt شناخته می‌شد، تصمیم داشت یک بازی جهان باز با محوریت یک شخصیت نوجوان بسازد که در مدرسه شبانه‌روزی جریان دارد. ممکن است بازی Bully اولین عنوانی نباشد که بازیکن را در نقش یک نوجوان قرار می‌دهد؛ اما مراحل و داستان این بازی قطعاً بی‌نظیر است.

داستان بازی در مورد جیمی هاپکینز است که پس از اخراج شدن از چندین مدرسه مختلف، مادر او تصمیم می‌گیرد او را به یک مدرسه شبانه‌روزی در شهر Bullworth منطقه New England بفرستد که شهرت خاصی در نظم و ترتیب نوجوانان قانون‌شکن دارند. با پیشروی در بازی مشخص می‌شود که حتی بهترین مدرسه آمریکا نیز قادر نیست، جیمی هاپکینز را کنترل کند. در واقع شخصیت جیمی نماد تمام نوجوانان قانون‌شکن و شروری است که به‌جز آنارشیسم و ایستادگی مقابل سیستم، هدفی ندارند.

جذاب‌ترین بخش بازی Bully، گیم‌پلی و محیط بازی است که با تمام کردن مراحل مختلف شهرها و آیتم‌های جدید برایتان باز خواهد شد. ازآنجایی‌که جیمی دانش‌آموز است باید بعضی قوانین مثل پوشیدن لباس مدرسه یا رفتن به خوابگاه رأس ساعت 11 را رعایت کند، در غیر آن به اتاق مدیر فرستاده خواهد شد تا تنبیه شود. از طرف دیگر، جیمی باید سر کلاس‌هایی که برداشته، حاضر باشد؛ درصورتی‌که استادی شما را بیرون کلاس ببیند، به‌اجبار شما را به کلاس می‌فرستد. در اوقات خالی، جیمی مشغول پیداکردن دوست‌های نه‌چندان خوب است تا در مبارزه‌های مختلف او را همراهی کند. هر فصل از بازی مربوط به یک گروه از بچه‌های مدرسه می‌شود که جیمی باید نظر آن‌ها را به خود جلب کند. در لابه‌لای این مراحل، استادهای مدرسه نیز از شما درخواست انجام بعضی کارها را می‌کند که الزاماً همه آن‌ها از نظر اخلاقی درست نیست.

راکستار به‌خوبی توانسته حال و هوای دوران مدرسه و کارهای که یک نوجوان پانک انجام می‌دهد را در قالب یک بازی ویدئویی نمایش بدهد. امضای راکستار که انتقاد از جامعه و کارکرد دولت آمریکا است، در این بازی نیز دیده می‌شود. در واقع بازی Bully بیشتر از اینکه یک اثر سرگرم‌کننده در مورد یک نوجوان مدرسه‌ای باشد؛ یک نقد تندوتیز به وضعیت مدرسه و ترتیب فرزندان توسط والدین آن‌ها است. فقط لازم است نگاهی به استادهای این مدرسه و کارهای که انجام می‌دهند بیندازید تا متوجه عمق فاجعه شوید. حتی کارهایی که جیمی در طول مدرسه با دوستان و هم‌کلاسی‌های خود انجام می‌دهد درست نیست؛ اما واقعیت محض است.

بازی GTA V

Grand Theft Auto V

آخرین بازی از مجموعه GTA تابه‌حال چندین بار برای پلتفرم‌های مختلف عرضه شده و نسخه ریمستر یا نسل نهم آن نیز در ماه‌های آینده عرضه خواهد شد. بازی GTA V بار دیگر ثابت کرد که راکستار صاحب یکی از محبوب‌ترین سری بازی‌های تاریخ است. در عرض سه روز بازی GTA V بیش از یک میلیارد دلار فروش داشت و تبدیل به سریع‌ترین اثر سرگرمی شد که به فروش یک میلیارد دلاری می‌رسد. در کنار آن، این بازی عظیم 7 رکورد مختلف گینس را شکست که اکثر آن‌ها مربوط به فروش سریع می‌شدند. ولی بزرگ‌ترین موفقیت راکستار فروش بازی GTA V نبود؛ نگه‌داشتن و مشتاق بودن بازیکنان به تجربه این بازی حتی پس از 7 سال، بزرگ‌ترین موفقیت راکستار بود.

برای اولین‌بار در تاریخ این سری، بازیکنان سه شخصیت مختلف بنام‌های مایکل، فرانکلین و ترور را کنترل خواهند کرد که هرکدام ویژگی‌های خاص، پس‌زمینه داستانی متفاوت و اخلاقیات متفاوتی خود را دارند. بازی به بهترین شکل ممکن زندگی این سه شخصیت را باهم گره می‌زند. هیچ‌کدام از برخوردها و دیالوگ‌های ردوبدل شده بین این سه شخصیت حس مصنوعی ندارند و از اول تا پایانِ بخش داستانی بازی، احساس می‌کنید در حال کنترل شخصیت‌های واقعی هستید. داستان بازی GTA V سعی می‌کند در مورد موضوعات بسیار زیادی مثل خانواده، زندگی خلاف‌کاری، دولت، زندگی گانگستری و مسائل اجتماعی صحبت کند که در انجام اکثر آن‌ها موفق ظاهر می‌شود.

گیم‌پلی بازی GTA V تمام نکات مثبت بازی‌های قبلی راکستار مثل مکانیزم‌های تیراندازی مکس پین 3 و پویا بودن دنیای GTA IV را به ارث برده است. تمام بخش‌های گیم‌پلی در بهترین شکل ممکن خلق شده‌اند و همین موضوع باعث شده تا حتی پس از 7 سال، بازیکنان بسیاری مشغول تجربه بخش آنلاین آن باشند. یکی از ایراداتی که به بازی GTA IV گرفته می‌شد، سیستم رانندگی نسبتاً سخت آن بود که در بازی GTA V بسیار روان‌تر و آسان‌تر شده بود. برای اولین‌بار شخصی‌سازی اسلحه به بازی اضافه شد و بخش شخصی‌سازی ماشین نیز گسترش یافت. شخصی‌سازی اسلحه و ماشین تأثیر مستقیمی روی عملکرد آن‌ها دارد که بازیکن را تشویق به تجربه و آزمون‌وخطا می‌کند. بسیاری از فعالیت‌های جانبی نسخه‌های قبلی مثل دارت دوباره به بازی اضافه شده بود و بعضی فعالیت‌های دیگر مثل مسابقات گلف و تنیس برای اولین‌بار به بازی اضافه شد. یکی از مکانیزم‌های تازه بازی GTA V ویژگی‌های منحصربه‌فرد هر شخصیت بود که کمک بسیاری به بازیکن می‌کرد. سیستم نقش‌آفرینی که قبلاً در بازی GTA: San Andreas دیده بودیم نیز در بازی دیده می‌شد.

بازی GTA V، اولین اثر راکستار و سری GTA نبود که بخش آنلاین داشت؛ اما گیم‌پلی و مأموریت‌های خاص بخش آنلاین باعث شد که GTA Online به‌مرورزمان تبدیل به یکی از محبوب‌ترین بازی‌های آنلاین شود که تا به امروز همچنان محتوا دریافت می‌کند و بازیکنان سرسخت خود را دارد. راکستار هر ماه محتوای کوچک برای بازی منتشر می‌کرد و پس از چند ماه بسته الحاقی بزرگ‌تری را منتشر می‌کرد که چندین مأموریت مختلف و بزرگ به بازی اضافه می‌کرد. در آخرین بسته الحاقی منتشر شده این بازی رپر و آهنگ‌ساز خبره آمریکا، Dr. Dre نیز حضور داشت که بزرگی و عظمت این بازی را نشان می‌دهد. بازی GTA V شاید شاهکار استودیو راکستار نباشد، اما قطعاً یکی از بهترین بازی‌های است که راکستار تا به امروز ساخته است.

بازی Max Payne 3

Max Payne 3

پس از انتشار بازی Max Payne 2، راکستار حق نشر این مجموعه را که متعلق به استودیو رمدی بود، خریداری کرد که با واکنش‌های تندی مواجه شد. بنا‌بر‌این راکستار تصمیم گرفت تا چندین سال سراغ ساخت قسمت سوم سری مکس پین نرود. بالاخره پس وقفه طولانی 6 ساله، ساخت بازی Max Payne 3 رسماً تأیید شد و قرار بود در سال 2009 منتشر شود که با تأخیرهای فراوان مواجه شد. بالاخره این بازی در سال 2012 برای کنسول‌های پلی‌استیشن 3 و ایکس‌باکس 360 در کنار رایانه‌های شخصی منتشر شد که با واکنش تند طرف‌داران قدیمی این سری مواجه شد. اکثر این طرف‌داران از ظاهر جدید بازی و نبود بعضی از المان‌های کلاسیک سری، مثل پنل کمیک‌ها که از طریق آن داستان بازی روایت می‌شد، شدیداً ناراضی بودند. اما این موضوع دال بر ضعیف بودن مکس پین 3 نیست؛ توقع اشتباه طرف‌داران از بازی Max Payne 3 باعث شد که این بازی فروش چندانی نداشته باشد؛ اما به‌مرورزمان تعدادی از طرف‌داران به ارزش واقعی این بازی پی بردند.

داستان بازی Max Payne 3 در دو خط زمانی مختلف روایت می‌شود که برای راکستار و مجموعه مکس پین جدید است. در خط زمانی اصلی، مکس مشغول مراقبت از خانواده برانکو در برزیل است و در خط زمانی دوم، با چند فلاش‌بک نحوه آشنا شدن مکس با راول پاسوس و حوادث قبل از برزیل آمدن او را روایت می‌کند. به‌صورت کل در بازی مکس پین 3  با داستانی منسجم، قوی و پر از دیالوگ‌های عالی سروکار داریم. با وجوداینکه راکستار یک اثر داستان محور فوق‌العاده را به گیمرها ارائه داد، طرف‌داران قدیمی این مجموعه همچنان ناراضی بودند. بزرگ‌ترین دلیل نارضایتی آن‌ها تغییر شکل ظاهری و فضای کلی بازی بود؛ به‌ عبارتی آن‌ها مکس پینی می‌خواستند که همچنان در شب‌های نیویورک یا نیوجرسی جریان داشته باشد، ولی در عوض بازی در برزیل آفتابی جریان داشت. هرچقدر که این بازی بین طرف‌داران قدیمی کوبیده شد، منتقدین و تحلیل‌گران بازی‌های ویدئویی از داستان و تغییر ایجاد شده در مکس پین 3 تمجید کردند. همین موضوع باعث شد که بازی مکس پین 3 تبدیل به اثری تفرقه‌انداز بین طرف‌داران شود.

اگر از بخش داستانی بازی بگذریم، گیم‌پلی و گرافیک بازی مکس پین 3 بی‌نقص بود. جزئیات موجود در بازی مکس پین 3 هوش از بازیکنان برده بود و برای اولین‌بار ریزه‌کاری‌های فوق‌العاده شرکت راکستار مثل بازشدن بانداژ زخم مکس به‌مرورزمان یا عرق کردن او پس چند دقیقه را مشاهده کردیم. برخلاف مکس پین 2 که نوار Bullet Time به‌مرور پر می‌شد، در این نسخه برای استفاده از این ویژگی در قدم اول باید چندین دشمن را از بین ببرید. ازآنجایی‌که دیگر با مکس جوان و چابک سروکار نداریم، طبیعی است که مکانیزم کاور گیری در بازی اضافه شود و محوریت اصلی مبارزات نیز قرار بگیرد؛ اما طراحی هوشمندانه محیط‌ها و هوش مصنوعی عالی دشمنان شما را وادار می‌سازد تا از یک کاور به کاور دیگر حرکت کنید. بازی Max Payne 3 شاید مانند بازی‌های GTA یا Red Dead محبوبیت عمومی نداشته باشد؛ اما قطعاً بهترین بازی راکستار است که در محیطی جهان باز جریان ندارد.

بازی GTA IV

Grand Theft Auto IV

چهار سال پس از انتشار بازی فوق‌العاده GTA: San Andreas، راکستار با بازی جدید این سری که GTA IV نام داشت به استقبال طرف‌داران رفت که با نظر مثبت تمامی منتقدین و بازیکنان مواجه شد. بازی GTA IV از هر نظر تغییرات اساسی و بنیادی در خود دیده بود که هویت جدید مجموعه GTA را شکل داد. برای اولین بار در تاریخ این سری، کنترل شخصیتی غیر آمریکایی را در دست داریم که با هیچ چیز آمریکا، به‌جز وعده و خیال‌های توخالی، آشنایی ندارد. نسخه کنسول‌های پلی‌استیشن 3 و ایکس‌باکس 360 به‌عنوان یکی از بهترین بازی‌های تاریخ شناخته می‌شود که توانسته است نمره بی‌نظیر 98 را در متاکریتیک ثبت کند.

داستان بازی در مورد نیکو بلیک است که به‌صورت غیرقانونی از یکی از کشورهای اروپایی شرقی با رؤیای زندگی بهتر و آسوده‌تر به آمریکا مهاجرت می‌کند. پس از اینکه نیکو وضعیت زندگی پسرعموی خود را مشاهده می‌کند، متوجه می‌شود که زندگی رؤیایی که در آمریکا در سر می‌پرورانده، خیالی بیش نبوده است. همین موضوع باعث می‌شود که نیکو بلیک برای سر پا ایستاد شدن رو به کارهای خلاف بیاورد. برای اولین در تاریخ سری GTA، راکستار تصمیم گرفت یک داستان بسیار تاریک را روایت کند که بسیاری از طرف‌داران از این انتخاب راکستار و تغییرات ایجاد شده بسیار خوشحال بودند.

بازی Grand Theft Auto IV بیشتر از تمامی بازی‌های راکستار سعی می‌کند به موضوعات جدی و تاریکی مثل مهاجرت، جنگ‌های داخلی و خیانت بپردازد. نیکو بلیک قبل از اینکه به آمریکا مهاجرت کند درگیر جنگ داخلی بوده است که زندگی و دیدگاه او نسبت به زندگی را کاملاً عوض کرد. با آمدن به آمریکا، آرزوی زندگی نسبتاً آرام و شاد او کاملاً نابود می‌شود. در طول بازی نیکو عزیزان بسیاری را از دست می‌دهد که فقط به اندوه او اضافه می‌کند. حتی پالت رنگی دنیای GTA IV برخلاف نسخه‌های قبلی و بعدی این سری حالت خاکستری مانند دارد که نشان‌دهنده دنیای تیره‌وتار نیکو بلیک است.

گیم‌پلی بازی GTA IV نیز در مقایسه با نسخه‌های قبلی دچار تغییرات بسیاری شده بود. برای اولین از قابلیت کاور گرفتن در بازی استفاده شد که کمک بسیار به جذابیت مراحل و مبارزات بازی می‌کرد. رانندگی بازی GTA IV برخلاف نسخه‌های قبلی واقعی‌تر شده بود؛ در نتیجه کنترل کردن و پیداکردن مهارت در رانندگی کمی طول می‌کشید. دیگر خبری از گاراژهای تعمیر ماشین نبود که بتوان خیلی راحت از شر پلیس‌ها خلاص شد و بازیکنان باید با رفتن در کوچه و پس‌کوچه‌ها از دست پلیس فرار کنند. بعضی فعالیت‌های جانبی جذاب مثل بولینگ و دارت برای اولین‌بار در بازی اضافه شد که زنگ تفریح مناسبی برای فرار از مراحل داستانی و تعقیب و گریزهای نفس‌گیر بود. ازآنجایی‌که نیکو بلیک برای اولین‌بار وارد آمریکا می‌شود، با بسیاری از مکان‌های نقشه آشنایی ندارد؛ در نتیجه هیچ نشانه‌ای از رستوران یا فروشگاه لباس در نقشه دیده نمی‌شود تا زمانی که خود بازیکن آن را پیدا کند و وارد آنجا شود. بازی GTA IV قطعاً یکی از بهترین آثار ساخته شده توسط راکستار با داستانی تیره و تاریک است که طرف‌داران سفت‌وسخت خود را دارد.

بازی Red Dead Redemption 2

Red Dead Redemption 2

آخرین ساخته شرکت راکستار، بازی Red Dead Redemption 2 قطعاً بهترین بازی منتشر شده توسط این شرکت است. این بازی از همه نظر بزرگ‌تر از بازی‌های قبلی این شرکت و حتی بازی‌های جهان باز دیگر است. جدا از اینکه بازی رد دد 2 از نقشه بزرگی بهره می‌برد، محتوا و جزئیات موجود در این دنیا واقعاً دیوانه‌کننده است. این بازی در سال 2018 برای کنسول‌های پلی‌استیشن 4 و ایکس‌باکس وان و در سال 2019 برای PC منتشر شد و توانست جوایز مختلفی را به دست آورد و به‌عنوان یکی از بهترین بازی‌های سال 2018 شناخته شود.

داستان بازی در مورد آرتور مورگان و گروه دزدان Van der Linde به رهبری داچ وان در لیند است که در واقع حوادث قبل از بازی Red Dead Redemption را روایت می‌کند. یکی از بزرگ‌ترین موفقیت‌های راکستار در روایت بازی رد دد 2، ریتم و سرعت روایت داستان بود. ازآنجایی‌که بازی Red Dead 2 بازی نسبتاً طولانی و بزرگی است، خطر طولانی شدن داستان بازی بیشتر از قبل می‌شود؛ اما راکستار به زیبایی هرچه تمام ریتم و سرعت روایی داستان را حفظ می‌کند.

یکی از بخش‌های که در زمان انتشار Red Dead Redemption 2 سروصدای بسیاری به پا کرد، جزئیات فوق‌العاده‌ای آن بود. نه‌تنها از نظر گیم‌پلی و گرافیکی، بلکه از نظر رفتار و خلق دنیای پویا نیز بازی رد دد 2 یک دستاورد فوق‌العاده محسوب می‌شد. این جزئیات در چهره، رشد موی آرتور مورگان، حرکت حیوانات، واکنش محیط به سردی و گرمی هوا و دیگر بخش‌های بازی قابل‌مشاهده است. این موضوع حتی روی اسب‌ها نیز صادق است. در بازی نژادهای مختلف اسب‌ها وجود دارد که هرکدام ویژگی‌های خاص خود را دارند. برای اینکه به بهترین شکل از این اسب‌ها استفاده کنید باید یک رابطه بسیار خوبی با اسب خودتان برقرار کنید که در نوع خودش بسیار فوق‌العاده و جذاب است. در صورت کثیف شدن اسبی که در اختیار دارید باید او را تمیز کنید و هرچند وقت یک‌بار آن را نوازش کنید تا روحیه جنگندگی او بالا برود.

برای اولین‌بار در مجموعه رد دد، شاید اضافه‌شدن دوربین اول‌شخص به بازی بودیم که شانس تجربه متفاوت و واقعی‌تر را برای بازیکن فراهم می‌ساخت. هسته مبارزات بازی قبلی این سری حفظ شده و فقط بعضی تغییرات کوچک در آن دیده می‌شود. آرتور مورگان قابلیت حمل دو اسلحه کمری و یک اسلحه بزرگ را دارد؛ اما می‌تواند اسلحه‌های دیگر خود را در زین اسب نگه دارد. ویژگی Dead Eye که زمان را برای مدت کوتاهی آهسته می‌ساخت نیز در بازی دیده می‌شود. بزرگ‌ترین تفاوت این نسخه با بازی‌های قبلی رد دد، تعداد فعالیت‌های جانبی مثل ماهیگیری این بازی است که به‌تنهایی می‌تواند ساعت‌ها بازیکن را سرگرم کند.

جای شک نیست که شرکت راکستار چندین مجموعه بازی‌های فوق‌العاده را طی سال‌ها فعالیت خلق و رشد داده است. راکستار همیشه تلاش می‌کند با ساخت هر بازی به پیشرفت صنعت بازی‌های ویدئویی کمک کند و استانداردهای بازی را بالاتر ببرد. با وجودی که بعضی از بازی‌های راکستار از نظر داستانی بسیار تاریک و جدی هستند، همچنان محبوبیت خود را حفظ کرده است. چندی پیش راکستار با یک توییت، ساخت نسخه بعدی GTA را رسماً تأیید کرد که برای چندین روز تیتر اصلی سایت‌‌های خبری ویدئو گیم بود. این موضوع نشان‌دهنده عظمت و محبوبیت این مجموعه و شرکت خالق آن است. در بخش کامنت‌ها از بهترین بازی شرکت راکستار را که تجربه کردید برایمان بنویسید.

مطالب مرتبط

بازی های مرتبط

سوالات متداول در رابطه با این محتوا

بهترین ساخته استودیو راکستار کدام است؟

آخرین بازی منتشرشده توسط راکستار یعنی بازی Red Dead Redemption 2 را می‌توان به دلیل جزییات بالای طراحی، گرافیک و داستان جذاب، بهترین بازی دانست.

۱
ژانر قالب بازی‌های شرکت راکستار کدام است؟

بیشتر بازی‌های این شرکت در سبک اکشن سوم شخص با دنیایی وسیع در سبک جهان‌باز طراحی و ساخته شده اند.

۲
کدام عنوان در سری GTA بهترین روایت داستانی را داشت؟

بازی GTA IV

۳

دیدگاه کاربران

تعداد دیدگاه کاربران: 5 دیدگاه
  • Avatar

    سینا

    مهمان

    با این دسته بندی موافقم و من رد دد ۲ رو ۱۱ بار تموم کردم و دارم برا دوازدهمین بار هم تموم می کنم و از نظر من بهترین بازی تاریخه وجی تی ای سن آندرس دوم

    پاسخ دهید
    • Avatar

      الیار فلاح در پاسخ به سینا

      مهمان

      کاملا اشتباه منم رد دد 2 رو تموم کردم ولی اگه یه گیمر افسانه باشی هیچ وقت این حرف رو نمی زنی

  • Avatar

    عطا

    مهمان

    من تقریبا همشون رو تجربه کردم و با دسته بندی موافقم

    پاسخ دهید
  • Avatar

    Alireza

    مهمان

    مسخره چی من خودم تو gta iv موندم/:

    پاسخ دهید
  • Avatar

    مهدیه سیفی

    مهمان

    مسخرم نکنید که هنوز GTA V رو بازی نکردم اما رد دد 2 یکی از تجربه های بی نظیرم بود. شاید نشه بین این دو تا یکی رو انتخاب کنیم. همون جمله ای که مجری های کودک به دو تا بچه ای که مسابقه میدادن می گفتن: جفتتون برنده اید?

    پاسخ دهید