هنگامیکه صحبت به بهترین بازیهای چند سال اخیر میرسد، قطعاً اسم بازی The Last of Us Part 2 بیشتر از بقیه به چشم میآید. آخرین ساختهی استودیو ناتیداگ به دلیل نمایش شخصیتهای دگرباش، مورد تحسین منتقدان قرار گرفت. این بازی همچنین به لطف پرداختن به شخصیت منفی داستان و بیان زندگی وی، نشان داد که نمیتوان بهتنهایی قضاوت کرد و عملاً «قضاوت» را در داستان بازیهای ویدیویی به چالش کشید. جالب است که این کار را بازی Halo 5 هم انجام داده و این دو اثر در ظاهر بیربط، شباهتهای زیادی به همدیگر دارند.
در ابتدا باید بگوییم که سویچ میان شخصیتهای بازی در The Last of Us Part 2 و Halo 5 مورد رضایت بازیکنان نبود و کمتر طرفداری از آن خوششان آمد. تعدادی از طرفداران لست آو آس، از کنترل شخصیت ابی که باعث کشتن شخصیتهای مهم داستان شد، ناراحت بودند. در سوی دیگر، الی هم چندان به مذاق بازیکنان خوش نیامد و بسیاری خوی خشن وی و انتخابهای اشتباه او را موردانتقاد قراردادند. این اتفاقی است که در مورد بازی Halo 5 رخ داد و شخصیت اصلی بازی به اسپارتان Locke تغییر پیدا کرد و شخصیتهای اصلی این مجموعه تنها در تعداد از مراحل بازی حاضر بودند.
خواستهی طرفداران یا اجبار بازیسازان؟
هر دو بازی باعث شدند تا جامعهی بازیکنان به بررسی آنچه در مورد بازی دوست داشتند و آنچه نمیپسندیدند بپردازند و اینکه چرا این دو اثر انحصاری، با عناوین پیشین مجموعه تفاوت داشتند. الی بهنوعی تکرارکنندهی راه کورتانا در مجموعهی هیلو است که اگرچه بهعنوان شخصیت کمکی موردعلاقهی طرفداران قرار گرفت، بعدها بود که به سرنوشت بدی در بازی Halo 4 دچار شد. کورتانا در پایان بازی هیلو 4 از بین رفت اما بهعنوان یک هویت جدید که به مستر چیف متصل بود، به بازی Halo 5 بازگشت و تلاش کرد تا کنترل خودش را به دست بیاورد، اما این باعث شد تا درنهایت به یک فرد شرور تبدیل شود.
این تغییر برای بازیکنان باورنکردنی بود و بسیاری هویت جدید کورتانا را به باد انتقاد گرفتند و همین باعث شد تا به اسم بازی Halo 5 ضربه بخورد. این اتفاقی بود که برای بازی The Last of Us Part 2 هم رخ داد و بسیاری از جهتگیری داستان بهسوی یک شخصیت جدید و کنترل «ابی» بهعنوان دشمن اصلی عصبانی شدند. همان روزهای اول انتشار بازی لست آو آس 2، میتوانستید صدها ویدیو را در شبکههای اجتماعی پیدا کنید که عمداً شخصیت ابی را به کشتن میدادند تا عصبانیت خود را از این تصمیم ناتی داگ نشان دهند. این در حالی است که بازی میخواهد نشان دهد که باید تفاوتهای میان انسانها را کنار گذاشت، زیرا هر دو یک چرخهی بیرحمانه از خشونت، نفرت و ضربات روحی را در انسانها به نمایش میگذارند.
تعدادی از طرفداران بازی هیلو، نهتنها خیانت کورتانا را قابلقبول نمیدانستند، بلکه تجربهی داستان بهعنوان یک شخصیت دیگر را هم که تلاش میکرد تا کاراکتر دوستداشتنی طرفداران را نابود کند را مایهی ننگ میدانستند. در سوی دیگر، بازی The Last of Us Part 2 با تغییر شخصیت به «ابی» و نبرد علیه دوستان «الی»، منطق خیر و شر را به چالش کشید و بالاخره از آن حالت مطلق خارج شد و توانستیم به دنیای واقعی پا بگذاریم که خیر یا شر، یک مفهوم مطلق نیست. این باعث میشود تا ایدهی قرار دادن دو پروتاگونیست مقابل همدیگر و تجربهی بازی از دید قهرمانبازی و دشمن اصلی، به چالش کشیده شود.
اگرچه نمیتوان دو بازی لست آو آس و هیلو 5 را با یکدیگر مقایسه کرد، اما استفاده از چنین پلاتی برای بازیهای ویدیویی، نتیجهی چندان خوشایندی برای طرفدارانی که مدتهاست باشخصیت خو گرفتهاند، ندارد. نظر شما چیست؟
منبع: GameRant

دیدگاه کاربران
تعداد دیدگاه کاربران: 0 دیدگاه