تقریبا میتوان گفت گیمری در جهان وجود ندارد که سمت بازیهای شوتر نرفته باشد. در معنی کلاسیک، شوتر اول شخص به بازی گفته میشود که بازیکن هر چیزی که شخصیت باید ببیند را روی صفحه خود دارد. شوترهای اولشخص تکنفره از همان روزهای اولیه دنیای بازیهای ویدیویی، ستون اصلی این صنعت بودهاند. از راهروهای تاریک و DOOM و Half-life گرفته تا دنیاهای پرجزئیات و داستانمحور بایوشاک، این ژانر بارها ثابت کرده که میتواند بیشتر از تیراندازی صرف باشد.
لیستی از بهترین بازی های شوتر اول شخص تک نفره
برخلاف بازیهای چندنفره که رقابت و مهارت در آنها اهمیت اول را دارد، شوترهای تکنفره روایت، فضاسازی و طراحی مراحل را در مرکز توجه قرار میدهند. همین مسئله هم باعث میشود که تجربه آنها حتی سالها بعد از عرضه هم در خاطر بازیکنان بمانند. در این مقاله فهرستی از بهترین بازی های شوتر اول شخص تک نفره تمام دوران را مرور میکنیم. بازیهایی که هر کدام به شکلی استاندارد ژانر را تغییر دادهاند یا با داستان، گیمپلی و فضاسازی ماندگارشان جایگاه ویژهای در تاریخ بازی پیدا کردهاند. چه طرفدار عناوین کلاسیک باشید و چه دنبال تجربههای مدرن، لیست بهترین بازی های شوتر تاریخ به شما کمک میکند بازی مناسب سلیقهتان را در بهترینها پیدا کنید.
1) Trepang2

دنیای بازیسازی امروز به دلیل ناشرهای بزرگ برای استودیوهای مستقل و کوچک زمین ترسناکی است. البته این مسئله هم وجود دارد که بیشتر بازیها ترند را دنبال کرده و در هر ژانری، بازیهایی یکسان میبینیم. یک سری از این استودیوهای مستقل، هنوز هم کنار ننشستهاند و Trepang2 از آن بازیهای مستقل و خلاقانهای بود که جان تازهای به ژانر شوتر اول شخص بخشید. Trepang2 با گانپلی سریع در کنار قابلیتهای جالبی مانند آهسته کردن زمان و استتار، حس یک سوپرسرباز را به شما میدهد. اما با تمامی این گزینهها مبارزات شما قرار است همانطور چالشبرانگیز باقی بماند.
در کنار تمامی این نکات هیجان انگیز، تقریبا بیشترین تلاش بر روی ماموریتهای فرعی آن گذاشته شده است. بسیاری از این مراحل از داستانها و ایدههای SCP الهام گرفتهاند و حتی سراغ چیزهایی مثل Backrooms میروند. ترکیب اکشن سریع با فضای ترسناک باعث شده این مأموریتها حس متفاوتی داشته باشند و مهمتر از همه، بازی همیشه شما را در انتظار یک اتفاق غیرمنتظره نگه میدارد.
2) Call of Duty 4: Modern Warfare

بازی Call of Duty 4: Modern Warfare از آن مدل عناوینی بود که راه را برای بقیه نسخههای بعدی خودش مشخصتر کرد. مولتیپلیر COD4 چنان خودی نشان داد که تقریبا میتوان گفت بخش کمپین این بازی در سایه این قسمت دیده نمیشود. با این حال اشتباه نکنید، بخش کمپین بازی هم به اندازه همان مولتیپلیر آنلاین در شکل دادن به راه این سری نقش دارد.
این کمپین به دلیل حرکت بیوقفهاش، همچنان پابرجاست. چون استودیو Infinity Ward تجربهای را که با دقت نظامی تعریف میشود، سازماندهی کرده است. این استودیو فضای مرده را حذف کرد و از پر کردن زمان اجرا با مناطق مرکزی توخالی یا جمعآوری ماموریتها خودداری کرد. سلاحها در سال ۲۰۰۷ هم سریع بودند و هنوز هم دو دهه بعد، به همان اندازه استفاده لذت بخشی دارند. البته فقط تیراندازی نبود که باعث شد کمپین خطی بازی موفق میشود. این داستان مرتباً از طریق ماموریتهایی که تنش را بر اکشن دقیقه به دقیقه اولویت میدهند، اوضاع را جذابتر هم کرد.
3) Wolfenstein: The New Order

ژانر شوتر اول شخص تا اوایل سالهای ۲۰۱۰ به دلیل کپی و تکیه بیش از حد روی مکانیزمهای تکراری تیراندازی کمی بیجان شده بود. اما انتشار عنوانی که این سبک را پایه ریزی کرده بود توانست انرژی خاصی را به طرفداران این ژانر بازی کند که انتظار نداشتیم. Wolfenstein: The New Order یکی از موفقترین بازیهایی است که توانسته یک مجموعهی قدیمی را به نسل جدید معرفی کند. این بازی که در سال ۲۰۱۴ توسط استودیوی MachineGames ساخته شد، دنیایی متفاوت را به تصویر میکشد. دنیایی که در آن نازیها در جنگ جهانی دوم پیروز شدهاند و تقریباً همهچیز را تحت کنترل خود دارند. بازیکن در نقش ویلیام «بی. جی.» بلازکوویچ قرار میگیرد. سربازی که بعد از سالها از کما بیدار میشود و تصمیم میگیرد دوباره با نیروهای نازی مبارزه کند. سلاحهای متنوع و مراحل پرهیجان باعث میشوند بازی از همان ابتدا ریتم خوبی داشته باشد و بازیکن را درگیر نگه دارد.
البته جذابیت The New Order فقط به مبارزه و تیراندازی خلاصه نمیشود. داستان بازی در کنار فضای اکشن، لحظات احساسی و شخصیتهای قابلباوری هم دارد. بلازکوویچ در طول بازی فقط یک سرباز خشمگین نیست، بلکه با ترسها، خاطرات و تصمیمهای سخت خودش هم درگیر میشود. همین موضوع باعث میشود مبارزهی او با نازیها اهمیت بیشتری پیدا کند و بازیکن راحتتر با شخصیتها ارتباط بگیرد و در کنارش به یکی از بهترین بازی های شوتر تاریخ تبدیل شود.
4) Bulletstorm

Bulletstorm از آن سری بازیهایی است که خودش را از همان شروع بازی سر شوخی را باز میکند. People Can Fly با همکاری Epic Games و با بهره گیری از موتور Unreal Engine 3 سعی کرد یک اکشن جذاب را روانه بازار کند و موفق هم شد. این بازی از سیستم Skillshot استفاده کرد، سیستمی که در بازی Devil May Cry هم استفاده شده بود. برای اینکه در این بازی زنده بمانید، باید بکشید و اگر میخواهید جان سالم به در ببرید باید با خلاقیت بالا بکشید!
کشت و کشتار در این بازی خیلی سریع شروع میشود اما چیزی که مهم است بدانید هرچقدر بیشتر از خلاق باشید بیشتر امتیاز میگیرید. داستان بازی از احمق بازی دو شخصیت اصلی داستان شروع میشود که به دلیل لجبازی، به یک جزیره پر از آدمخوار سقوط میکنند. بولت استورم اثبات کرد که هر بازی نیاز ندارد شبیه نوشتههای شکسپیر باشد، بعضی وقتها فقط به عنوانی نیاز داریم که بتواند مارا با خود همراه کند.
5) DOOM Eternal

وقتی DOOM Eternal سال 2020 به بازیکنان رسید، فقط یک شوتر اول شخص معمولی نبود. شما لازم نبود در این بازی مانند بقیه شوترها راه بروید و شلیک کنید؛ یک تمرین واقعی برای بقا و تمرکز مطلق داشتید. بازی شما را در نقش «دووم اسلیر» میگذارد و صاف میاندازد وسط جهنمی پر از شیاطین. جایی که حتی یک لحظه مکث برابر است با مرگ. اینجا خبری از پناه گرفتن پشت دیوارهای امن نیست. منطق بازی ساده و بیرحمانه است: اگر تیر، سلامتی یا زره میخواهی باید بیمحابا بزنی به دل دشمن و با دستهای خودت آن را بیرون بکشی!
توانایی Eternal در این است که چقدر به مهارت و هوش بازیکن احترام میگذارد. بازی طوری طراحی شده که بعد از مدتی مجبور میشوید مثل یک شطرنجباز با سرعت سیصد کیلومتر بر ساعت تصمیم بگیرید. یعنی دقیقاً بدانید کدام سلاح روی کدام هیولا جواب میدهد و چطور وسط آن همه شلوغی و آشوب، اعصاب خودتان را کنترل کنید. وقتی این حجم از اکشن بیوقفه با موسیقی متال ترکیب میشود، نتیجه چیزی نیست جز تزریق خالص آدرنالین؛ تجربهای که تا مدتها از ذهن هیچ گیمری پاک نمیشود.
6) Ultrakill

اگر ULTRAKILL بازی کرده باشید، خوب میدانید که این اثر اصلاً شباهتی به بازیهای مدرن امروزی ندارد. در این عنوان مثل بقیه بازیها خبری از بخشهای آموزشی طولانی یا هدایت صبورانهی بازیکن نیست. ULTRAKILL همان اول شما را در قالب یک ربات خونخوار به نام V1 رها میکند و یک قانون جلوی پایتان میگذارد: «خون، سوخت شماست.» برای پر شدن نوار سلامتیتان نباید پنهان شوید، بلکه باید از فاصله نزدیک به دشمنان شلیک کنید تا باران خونی که فواره میزند، سیستمهایتان را بازسازی کند. سرعت حرکت در ULTRAKILL به قدری بالاست که حس میکنید روی یک زمین یخزده با سرعت نور سر میخورید و تنها چیزی که شما را زنده نگه میدارد، واکنشهای لحظهای و غریزی است.
اما جادوی اصلی بازی در سیستم «استایل» و خلاقیت بیحدومرز آن نهفته است. ULTRAKILL فقط از شما نمیخواهد دشمنان را بکشید، بلکه میخواهد این کار را با غرور، زیبایی و تحقیر آمیز ترین روش ممکن انجام دهید. گرافیک رترو در کنار موسیقی الکترونیک آن، فضایی ساخته که وقتی درونش غرق میشوید، تا ساعتها بعد از بستن بازی، بقیه شوترها برایتان کند و بیمزه میکند.
7) Titanfall 2

کمتر بازی شوتری در تاریخ وجود دارد که بتواند مثل Titanfall 2 خلاقیت را در هر مرحله از بخش داستانیاش از نو تعریف کند. این اثر بدون تلف کردن وقت و بدون روده درازی، شما را وارد چرخهای از ایدههای جسورانه میکند. جایی که یک مرحله با قابلیت سفر در زمان غافلگیرتان میکند و مرحله بعد با محیطهای متحرک و پارکور روی دیوارها نفستان را میبرد. اما قلب واقعی این داستان، رابطه میان یک خلبان و ربات اش با نام BT-7274 است. پیوند عاطفی و دیالوگهای ظریف میان این دو طوری شکل میگیرد که لحظهبهلحظهی حضور کنار این غول آهنی، حس رفاقت واقعی و مسئولیتپذیری را به مخاطب منتقل میکند.
وقتی صحبت از بخش چندنفره و گیم پلی میشود، Titanfall 2 ریتمی از سرعت را ارائه میدهد که شوترهای دیگر هنوز در حسرت رسیدن به آن هستند. جابهجایی میان دو حالت مبارزه بدن خلبان و سپس ورود به کابین تایتانها تضاد فوقالعادهای از قدرت و چابکی خلق کرده است. سازندگان بازی دست بازیکن را کاملاً باز گذاشتهاند تا با تلفیق مکانیکهای حرکتی، صحنههای اکشنی بیافریند که بیشتر شبیه به یک فیلم سینمایی پرخرج به نظر میرسند.
8) F.E.A.R

زمانی که F.E.A.R آمد، ثابت کرد که میشود به چه زیبایی صحنههای اکشنِ را با ترس روانی و روانشناختی سینمای شرق پیوند زد. هوش مصنوعی دشمنان در این بازی هنوز هم بعد از دو دهه مثل یک معجزه مهندسی به نظر میرسد. سربازانی که دورهتان میکنند و از کاورها به شکل هوشمندانه استفاده میکنند. اضافه شدن قابلیت صحنهآهسته (Bullet Time) هم کاری کرده بود که شلیک حسی از سنگینی و تخریبپذیری واقعی را به دستهای بازیکن منتقل کند.
اما چیزی که این اثر را از یک شوتر ساده جدا میکرد، حضور شوم دخترکی به نام «آلما» بود. F.E.A.R. استاد بازی با اعصاب مخاطب است. راهروهای تاریک و صنعتی بازی بدون نیاز به چیزی، چنان حس ناامنی و خفقانی ایجاد میکردند که حتی در اوج قدرت و با پر از بودن خشابها، باز هم از پیچیدن در راهروی بعدی میترسیدید. تلفیق بینقصِ تیراندازیهای فوقالعاده لذتبخش با وحشتِ خاموش و تدریجی، F.E.A.R. را به یکی از بهترین بازی های شوتر اول شخص تک نفره تبدیل کرد.
9) Halo 3

وقتی Halo 3 در سال ۲۰۰۷ به بازار آمد، فقط یک بازی ویدیویی جدید نبود؛ یک پدیده فرهنگی بود که استاندارد تازهای برای صنعت سرگرمی تعریف کرد. مرحلههای عظیم و بازِ بازی این امکان را میدادند که هر درگیری را با استراتژی متفاوتی پیش ببرید. تمام این لحظات با موسیقی باشکوهی همراه میشد تا حس نجات دادن کهکشان واقعیتر از همیشه به نظر برسد.
بخش چندنفره و ابزارهای بینظیری مثل Forge میراث اصلی Halo 3 را در شکل داده بود. بخشهایی که به کاربران قدرت دادند تا خودشان سازندهی محتوا شوند و خاطرهانگیزترین مودهای بازی را خلق کنند. بخش سینمایی و قابلیت اشتراکگذاری ویدیوها در آن زمان انقلابی بود و جامعهای عظیم و صمیمی از گیمرها ساخت که ساعتها کنار هم رقابت میکردند یا مپهای دستسازشان را به رخ میکشیدند.
10) Half-Life 2

بازی Half-Life 2 در سال ۲۰۰۴ وارد بازار شد و توانست به نقطه عطفی برای سبک شوتر اول شخص تبدیل شود. این عنوان به طور کل توانست زبان روایت را در شوترهای اول شخص تغییر دهد. این بازی، بدون کات سین یا گرفتن کنترل از شما، داستان سقوط دنیا و مقاومت شهروندان را به شما نشان میدهد.
البته همه میدانیم که تأثیر واقعی Half-Life 2 در اتمسفر گیرا، طراحی مرحله بینقص و شخصیتپردازیهای فراموشنشدنیاش نهفته است. از سکوت سنگینِ شهر ۱۷ تا هر گوشه این عنوان، بازی لحظهای از نفس نمیافتد و هر بخش آن هویت منحصربهفرد خود را دارد.
حرف آخر
بهترین بازی های شوتر اول شخص تک نفره فقط چند تا تفنگ و چند تا دشمن نبودند. هرکدامشان یک خاطره ساختند، روی دست بقیه بلند شدند و حسی را به ما دادند که هیچ سبک دیگری نمیتوانست منتقل کند. اصلاً مهم نیست دنبال داستان روان باشید، تشنه سرعت و آدرنالین باشید یا فقط بخواهید بعد از یک روز خستهکننده چند ساعتی کیف کنید. این بازیها همان چیزهایی هستند که باعث شدهاند ما عاشقان دنیای گیم، هنوز با لذت پای این عناوین بنشینیم. کدام بازی های FPS دیگر هستند که از نظر شما در طول تاریخ بینقص ظاهر شدند؟

سوالات متداول در رابطه با این محتوا
دیدگاه کاربران
تعداد دیدگاه کاربران: 0 دیدگاه