پل دبلیو. اس. اندرسون میگوید ساختن فیلم از روی یک بازی بدون اینکه حتی آن را تجربه کرده باشید، غیرقابلقبول است. او تأکید دارد که خودش و تیمش قبل از ساخت یک اقتباس، کاملاً در دنیای آن اثر غرق میشوند. در حال حاضر در سالهایی قرار داریم که اقتباس از بازیهای ویدیویی حسابی رونق گرفته؛ از سریال فالاوت گرفته تا انیمیشن سوپر ماریو. از همین رو نام پل اندرسون برای بسیاری از مخاطبان آشنا است. او سالهاست اقتباسهای سینمایی از بازیهایی مثل رزیدنت اویل، مورتال کمبت و مانستر هانتر را به پرده نقرهای سینما آورده و معتقد است اگر قرار است سراغ چنین پروژههای اقتباسی بروید، باید اول از همه خودتان طرفدار آن اثر باشید.
اندرسون در یک پادکست گفته هنوز هم از شنیدن جمله «من بازی را انجام ندادهام» از بعضی کارگردانها شوکه میشود. به نظر او این طرز فکر بسیار عجیب و غیرقابل قبول است. حتی مثالی میزند و میگوید مگر میشود کسی بخواهد از رمان جنگ و صلح اقتباسی بسازد اما اصلاً کتاب آن را نخوانده باشد؟ از نگاه او این کار بیاحترامی به مخاطبانی است که ساعتها، روزها و حتی ماهها وقتشان را در دنیای آن اثر گذراندهاند.
او تأکید میکند مهمترین چیز در اقتباس، درک حالوهوا و فضای اثر اصلی است. به همین دلیل، همیشه از طراحان صحنهاش میخواهد یا خود بازی را تجربه کنند یا دستکم ویدیوهای کامل گیمپلی را ببینند تا بفهمند دنیای آن عنوان چه شکلی است، اصلا دوربین چطور حرکت میکند و حس کلی فضا چیست. حتی مدیر فیلمبرداری هم باید بداند ریتم بصری بازی چگونه است. اندرسون میگوید اگر این جزئیات درست منتقل شوند، طرفداران احساس میکنند DNA بازی در فیلم حضور دارد و همین باعث جلب اعتمادشان میشود.

او به یکی از صحنههای معروف نسخه اول مجموعه رزیدنت اویل اشاره میکند؛ همان لحظهای که سگهای زامبی از پنجره راهرو میپرند داخل و حسابی مخاطب را میترسانند. اندرسون میگوید همانجا فهمیده که اگر قرار است فیلمی از این بازی بسازد، باید ترس واقعی داشته باشد. چون یکی از مهمترین تجربههای بازی همین شوکها و غافلگیریهاست. با این حال، او توضیح میدهد که نمیخواسته صحنهها را عیناً کپی کند. اگر مخاطب بداند دقیقاً چه زمانی قرار است سگ از پنجره بپرد، دیگر نمیترسد. به همین دلیل ترجیح داده حالوهوای ترس را منتقل کند، نه اینکه فقط وقایع را خطبهخط بازسازی کند.
البته فیلمهای او مخصوصاً سری بازی رزیدنت ایول همیشه بین طرفداران بحثبرانگیز بودهاند. بعضیها آنها را سرگرمکننده و پرهیجان میدانند و بعضی دیگر معتقدند بیش از حد از منبع اصلی فاصله گرفتهاند. با این حال، نمیشود انکار کرد که اندرسون حداقل تلاش کرده به دنیای بازیها وفادار بماند و با احترام سراغشان برود. از نگاه او، احترام به اثر اصلی و درک اینکه بازیکن دقیقاً چه چیزی از بازی به دست میآورد دو اصل اساسی برای یک اقتباس خوب و موفق هستند. شاید همه با نتیجه کارش موافق نباشند، اما دستکم میشود گفت او این مسیر را جدی گرفته است. نظر شما در این رابطه چیست؟ آیا با عقاید این کارگردان شناختهشده مبنی بر این موضوع موافق هستید؟
منبع: gamesradar
دیدگاه کاربران
تعداد دیدگاه کاربران: 2 دیدگاهممد
حرف حساب جواب نداره
Danny
به این میگن یه کارگردان معرکه