امروزه به لطف محبوبیت فزاینده سبک سولزلایک، هر ساله شاهد انتشار بازیهای بزرگی در این سبک هستیم که با استقبال مخاطبان روبهرو میشوند. درست مثل باقی ژانرها، در ژانر سولزلایک نیز میتوان کاتالوگ قابل توجهی از بازیهایی را یافت که نمرات بسیار بالایی از منتقدان دریافت کردهاند و جزو شاهکارهای سبک خود به شمار میروند. با این حال، در این سالها بازیهای سولزلایک زیادی نیز منتشر شدهاند که اگرچه در حد شاهکارهایی مثل Elden Ring نبوده و نمرات بالایی دریافت نکردند، اما همچنان تجربیات سرگرمکنندهای محسوب میشوند که ارزش تجربه دارند.
بهترین بازی های سولزلایک با نمره ضعیف
نمره منتقدان در اغلب مواقع یک معیار قابل اطمینان برای سنجش کیفیت یک بازی است. البته گاهی اوغات و درباره برخی بازیها، این نمرات ممکن است کمی بیش از اندازه بدبینانه باشد. بازیهای زیادی وجود دارند که نمرات متاکریتیک آنها چندان بالا نیست، اما در بطن خود، واقعا آثار بدی نیستند و میتوانند شما را تا مدتی سرگرم نمایند. با توجه به مقدمه فوق، در این مطلب میخواهیم ده تا از بهترین بازیهای سولزلایکی را به شما معرفی کنیم که اگرچه نمرهشان پایین است، اما ارزش تجربه کردن را دارند.
10) Hellpoint

بازی Bloodborne یکی از شاهکارهای بیبدیل نسل هشتم کنسولها بود که بسیاری از آن به عنوان بهترین بازی سولزلایک ساخته شده تا به الان، یاد میکنند. این بازی تاثیر عمیقی بر بازیهای سولزلایک بعد از خود گذاشت و آثار زیادی با الهام از آن منتشر شدند. یکی از این آثار، بازی Hellpoint از استودیو Cradle Games بود که در سال 2020 منتشر شد. با این حال، این اثر از منظر کیفی حتی به گرد پای منبع الهامش هم نمیرسد و به لطف نقایص فراوانش در مواردی مثل گیمپلی، داستان، هوش مصنوعی دشمنان و…، نمره نهچندان جالب 68 را از منتقدان متاکریتیک دریافت کرد.
با همه اینها، Hellpoint یک افتضاح تمامعیار نیست و در مقام یک بازی ویدیویی، میتواند تا اندازهای هم سرگرمکننده باشد. این بازی تمرکز بسیار زیادی روی المانهای «وحشت کیهانی» دارد که مثل اغلب آثار این سبک، از کتابهای نویسنده بنیانگذار این ژانر یعنی لاوکرفت الهام گرفته است. همین موضوع باعث میشود تا Hellpoint اتمسفری مرموز و پر از معما داشته باشد که قطعا برای طرفداران این سبک لذتبخش خواهد بود. اگر بتوانید با داستان پر اشکال بازی و گیمپلی سفت و سخت آن کنار بیایید، متوجه خواهید شد که Hellpoint آنقدرها هم بازی بدی نیست و حتی حرفهای جالبی برای گفتن دارد.
9) Entoria: The Last Song

اگرچه که Entoria: The Last Song یک شاهکار تمامعیار نیست، اما برداشتی منحصر به فرد و تازه از فرمول پرتکرار بازیهای سولزلایک است. این بازی اگرچه از المانهای سولزلایک بهره میبرد، اما سعی میکند تا جای ممکن خودش را از دیگر آثار این ژانر متمایز کند. به لطف گرافیک هنری جذاب و محیط رنگارنگ، Entoria: The Last Song موفق شده تا به این هدف خود برسد و در میان سیل عظیم سولزلایکهای مشابه هم، یک اثر متفاوت باشد که علیرغم برخی ایرادات، همچنان ارزش تجربه داشته باشد.
Entoria: The Last Song در آغاز که در سال 2024 منتشر شد، نمره متاکریتیک 69 را از منتقدان دریافت کرد. آنها به خاطر ایراداتی مثل گیمپلی مشکلدار، دوربین بد و هوش مصنوعی ضعیف دشمنان، این بازی را مورد انتقاد شدیدی قرار دادند. با این وجود، نمیتوان انکار کرد که Entoria: The Last Song در بطن خود، یک بازی سرگرمکننده و از منظر بصری، یک اثر چشمنواز است. اگر به آثاری با گرافیک هنری عالی علاقهمندید، این بازی میتواند گزینه جذابی برایتان باشد.
8) Asterigos: Curse of the Stars

درست مثل مورد قبلی، Asterigos: Curse of the Stars هم یک بازی سولزلایک است که به لطف اتمسفر و نوع آرت استایل خود، از دیگر سولزلایکهای بازار متمایز است. بازی در زمان روم باستان جریان دارد و از اساطیر این منطقه الهام میگیرد. بر خلاف دو بازی قبلی این لیست، Asterigos: Curse of the Stars گیمپلی و سیستم مبارزات واقعا خوبی دارد و علیرغم ساده بودنش، میتواند بسیار سرگرمکننده باشد.
البته نمیتوان ایرادات Asterigos: Curse of the Stars را انکار یا حتی کوچک کرد. بازی از منظر فنی چندان بهینه نیست و علیرغم انتشار برخی آپدیتهای توسط تیم توسعهدهنده، بازی همچنان پولیش نیست و ممکن است گاها باگ یا افت فریم در آن مشاهده کنید. از طرفی بازی دچار برخی مشکلات لول دیزاین در هستهاش است که جلوی آن را از تبدیل شدن به یک بازی عالی میگیرد. در نهایت اما Asterigos: Curse of the Stars با کسب نمره 71 از منتقدان متاکریتیک، سولزلایکیست که همچنان ارزش تجربه دارد.
7) Steelrising

در سال 2022، استودیو Spiders با همکاری Nacon به عنوان ناشر، بازی سولزلایک Steelrising را روانه بازار کرد. بازی که شباهتهای بسیار زیادی به بازی تحسینشده Lies of P دارد. اگرچه این اثر یک سال زودتر از ماجراجویی تاریک پینوکیو عرضه شد، اما نتوانست به اندازه آن موفق باشد. Steelrising هیچوقت آن طور که لایقش بود دیده نشده و کسب نمره متوسط 72 در متاکریتیک نیز، به این موضوع دامن زد. با این حال، ساخته استودیو Spiders یک سولزلایک کاریزماتیک و جذاب است که با چشمپوشی از برخی ایراداتش، میتوان واقعا از آن لذت برد.
Steelrising داستان جذابی دارد؛ جایی که انقلاب فرانسه با رباتهای انساننما گره میخورد و دید متفاوتی از این رویداد تاریخی مهم به ما ارائه میدهد که در نوع خودش، واقعا خلاقانه است. علیرغم دست و پنجه نرم کردن با مشکلاتی مثل مشکلات فنی، تنوع کم دشمنان و جذاب نبودن مکانیکهای کاوش در محیط بازی، اما Steelrising با داشتن روایت داستانی جذاب و فضاسازی کمنظیر، تبدیل به یک اثر سرگرمکننده و جالب میشود که ارزش وقت شما را خواهد داشت.
6) Stranger of Paradise: Final Fantasy Origin

ساخت یک اسپینآف سولزلایک از سری RPG فاینال فانتزی، ایده عجیبی بود که استودیو Team Ninja به سراغ آن رفت. احتمالا سازندگان با خودشان فکر میکردند که با سوار شدن روی موج ترند سولزلایکها، میتوانند طرفداران جدیدی برای مجموعه قدیمی فاینال فانتزی پیدا کنند و یک اثر موفق را روانه بازار کنند. با این حال، همه چیز خلاف تصورات آنان پیش رفت و بازی Stranger of Paradise: Final Fantasy Origin تبدیل به یک شکست شد.
منتقدان با دادن میانگین نمره 72 به این بازی، از آن به عنوان یکی از ضعیفترین نسخههای فاینال فانتزی یاد کردند. بازی که با مشکلات فراونی مثل روایت داستانی بد، گرافیک ضعیف، و کوهی از مشکلات فنی مختلف، به ویژه روی پلتفرم PC، روبهرو بود. با این حال، Stranger of Paradise: Final Fantasy Origin به هیچ وجه یک بازی بد و بیکیفیت نیست. ساخته تیم نینجا دارای مبارزات لذتبخش و یک گیمپلی عالی است که عاشقان آثار سولزلایک را راضی خواهد کرد. از طرفی بازی شامل چندین ترک موسیقی متن عالی است که تجربه بازیکن را بهبود میبخشد. اگرچه از منظر فنی و بصری، Stranger of Paradise: Final Fantasy Origin یک اثر عقبمانده از هم نسلانش است، اما میتواند برای افرادی که گیمپلی یک بازی برایشان اولویت دارد، بسیار لذتبخش باشد.
5) The Last Faith

بازیهایی مثل Blasphemous و Hollow Knight ثابت کردهاند که ترکیب المانهای دو ژانر سولزلایک و مترویدونیا، میتواند منجر به خلق یک بازی عالی بشود. فلسفه پشت بازی The Last Faith نیز دقیقا همین است. جایی که استودیو kumi souls games تلاش کرده تا با ترکیب عناصر این دو ژانر و همراه کردنش با داستانی جذاب و عمیق، یک تجربه به یادماندنی را برای مخاطبان خلق کند. با این حال، برخی ایرادات این بازی سبب شد تا آن طور که لایقش بود دیده نشود و نمرات بالایی هم دریافت نکند.
The Last Faith علیرغم داشتن نقطه قوتهایی مثل داستان جذاب، طراحی هنری چشمنواز، دشمنان و باسفایتهای متنوع، اما ایراداتی هم داشت که باعث شد پتانسیل واقعیاش هدر برود. از جمله این مشکلات، میتوان به گیمپلی سطحی، باگهای آزاردهنده و البته برخی مشکلات بنیادین در هسته گیم دیزاین بازی اشاره کرد که به تجربه گیمر صدمه وارد میزد. اگرچه میانگین نمرات 72 این بازی در متاکریتیک نشان میدهد که با یک بازی ناقص طرف هستیم، اما این به معنی بد بودنش نیست. مثل سایر عناوین این لیست، The Last Faith هم در پسِ مشکلاتش، تجربهای سرگرمکننده و حتی به یادماندنی را ارائه میدهد. اگر به آثاری مثل Blasphemous علاقهمند هستید، این بازی نیز مطمئنا شما را راضی خواهد کرد.
4) Lords of the Fallen

وقتی که نسخه اول Lords of the Fallen در سال 2014 تبدیل به یک شکست شد، کمتر کسی تصور میکرد که این IP ادامه پیدا کند. با این حال، حدود یک دهه بعد و در سال 2023، استودیو CI Games تصمیم گرفت تا شانس دوبارهای به این بازی بدهد و ریبوت آن را منتشر کند. نتیجه اما اثری بود که اگرچه فروش بهتری از نسخه اصلیش داشت، اما همچنان نظرات ضد و نقیضی حول محورش جریان داشت. Lords of the Fallen 2023 از متاکریتیک نمره 75 را گرفت. با این حال، این یک نمره ساده نبود و نشان از یک اختلاف نظر میان منتقدان داشت. برخی این بازی را یک عنوان عالی میدانستند، و برخی دیگر آن را یکی از بدترین سولزلایکهای نسل نهم نامیدند. اما حق با کدام طرف بود؟
واقعیت غیرقابل انکار این است که ریبوت Lords of the Fallen درست مثل نسخه اورجینالش، یک بازی پر عیب و ایراد است. اما نقاط قوت بازی به حدی پررنگ هستند که مشکلات را کمرنگ میکنند. این بازی از مشکلات فنی و دوربین ناقصی رنج میبرد، هوش مصنوعی دشمنان ضعیف است، دیزاین عناصر سولزلایک بازی ناقص بوده و گاهی اوقات لول دیزاین بازی نیز تبدیل به یک فاجعه میشود. با همه اینها، Lords of the Fallen بازی بدی نیست. این عنوان یک شاهکار فنی و گرافیکی محسوب میشود که چشمتان را نوازش میدهد. از طرفی طراحی هنری زیبای دنیای بازی و همین طور تنوع دشمنان و باسها، دیگر نقاط قوت این اثر هستند که میتواند شما را به تجربه Lords of the Fallen وسوسه کنند.
3) The Last Hero of Nostalgaia

The Last Hero of Nostalgaia احتمالا متفاوتترین سولزلایکیست که با آن روبهرو خواهید شد. در این بازی، شما نقش کاراکتری بی نام و نشان را دارید که حاصل تجمیع چند پیکسل است. با این حال، کاراکتر شما یک هدف بزرگ دارد و آن نجات دادن سرزمینش از نابودی است. سرزمین Nostalgaia هم در نوع خود، بسیار جالب و دیدنیست. این جهان، متعلق به بازیهای ویدیویی مختلف و نوستالژیک مثل ماریو کارت و زلدا است. با این حال، Nostalgaia بنا به دلایلی رو به نابودی میرود و این وظیفه شماست که آن را نجات دهید.
علیرغم ایدههای جالب و تمایز عظیمی که میان این بازی و سایر سولزلایکهای بازار وجود دارد، اما The Last Hero of Nostalgaia آن طور که لایقش بود تحسین نشد. از نظر اغلب منتقدان، این عنوان یک بازی متوسط است که نمیتواند ایدههای خوبش را به نحو احسن به اجرا بگذارد. با این حال، این به معنی بد بودن این بازی نیست. The Last Hero of Nostalgaia به شیوه دلنشینی متفاوت است و همین باعث میشود تا افرادی که به دنبال تنوع در بین عناوین سولزلایک میگردند، بتوانند از آن لذت ببرند.
2) Remnant: From the Ashes

تا دلتان بخواهد بازی اکشن و سولزلایک وجود دارد که مبارزات آن مبتنی بر نبرد تن به تن و استفاده از سلاحهای سرد است. با این حال، بازیهای بسیار کمی هستند که المانهای سولزلایک را با سیستم مبارزه شوتر ترکیب میکنند. استودیو Gunfire Games دقیقا روی همین ایده دست گذاشت و بازی Remnant: From the Ashes را در سال 2019 عرضه کرد. این بازی، یک شوتر سومشخص و علمیتخیلی است که در هسته خود، یک سولزلایک تمام عیار است.
با این همه، Remnant: From the Ashes یک بازی بینقص نیست و مثل سایر آثار حاضر در این لیست، منتقدان نمره بالایی به آن ندادند. اگرچه میانگین نمرات این بازی روی عدد خوب 78 بوده، اما واقعیت اینجاست که حق این بازی خیلی بیشتر است. Remnant: From the Ashes با داشتن گیمپلی جذاب، سلاحهای متنوع، باس فایتهای جذاب و چالشبرانگیز و گرافیک فنی خوب، پتانسیل تبدیل شدن به چیزی بیش از «یک بازی خوب» را داشت. مشکلاتی مثل داستان سطحی و برخی مشکلات فنی و باگهای آزاردهنده، ترمز موفقیت این بازی را کشیدند و اجازه درخشش بیشتر را به آن ندادند.
1) Star Wars Jedi: Fallen Order

ساخت یک بازی سولزلایک از جهان عظیم جنگ ستارگان اگرچه در نگاه اول کمی ایده عجیبیست، اما استودیو ریسپاون با ساخت سری Star Wars Jedi نشان داد که ترکیب این دو، میتواند بسیار جذاب باشد. اولین بازی این سری، Star Wars Jedi: Fallen Order نام داشت که در سال 2019 منتشر شد و به موفقیت و محبوبیت بالایی هم در بین کاربران رسید. با این وجود، به طرز عجیبی برخی از منتقدین به این بازی باکیفیت، نمره پایینی دادند. در نتیجه میانگین نمرات این بازی در حال حاضر در وبسایت متاکریتیک، 79 است.
اگرچه متای 79 به هیچ وجه عدد پایین و بدی نیست، اما مسئله اینجاست که لیاقت Star Wars Jedi: Fallen Order خیلی بیشتر از اینهاست. این بازی داستانی اورجینال در جهان جنگ ستارگان را به بهترین شکل ممکن روایت میکند و پر است از کاراکترهای اصلی و فرعی دوست داشتنی. گیمپلی، گرافیک، صداگذاری و سایر موارد از این قبیل، همگی در سطح خیلی خوبی قرار دارند. Star Wars Jedi: Fallen Order اگرچه بهترین بازی در ژانر خود نیست و حتی قسمت دوم آن نیز به مراتب از نسخه اولش بهتر است، اما همچنان یک بازی خوشساخت و باکیفیت بوده که تجربه آن برای طرفداران جنگ ستارگان، از نان شب واجبتر است!
جمع بندی
بازیهای این لیست به خوبی نشان میدهند که نمرات منتقدان به یک بازی، نباید تنها معیار شما برای سنجش کیفیت آن بازی باشد. اگرچه این نقدها معمولا درست هستند، اما برخی بازیها نیز هستند که بنا به دلایل مختلفی، مورد کملطفی قرار گرفتند. در این مقاله، به ژانر سولزلایک پرداختیم و به سراغ عناوینی در این ژانر رفتیم که علیرغم داشتن میانگین نمرات پایین، اما ارزش تجربه بالایی دارند و میتوانند برایتان سرگرمکننده باشند.
سوالات متداول در رابطه با این محتوا
دیدگاه کاربران
تعداد دیدگاه کاربران: 0 دیدگاه