در داستان بازی اساسین کرید والهالا تاکید بر جنبههای تاریخی داستان بیشتر از عناصر علمی-تخیلی مدرن است. این داستان در قرن نهم میلادی و در انگلستان روایت میشود و افسانههای آشنا از نسخههای قبلی به دقت در این روایت جدید گنجانده شدهاند، هرچند که این عناصر همچنان پیچیدگی خاصی دارند. در این مقاله از پارسی گیم، به بررسی داستان بازی اساسین کرید والهالا میپردازیم.
1) شروع داستان Assassin’s Creed Valhalla

داستان بازی با جشن ایوور آغاز میشود که در پی حملهای ویرانگر به نام کیوت، روستای او نابود میشود و پدرش اعدام میگردد. این واقعه خشم ایوور را برمیانگیزد. در حین فرار، او به دریاچهای یخزده سقوط کرده و از حمله گرگها جان سالم به در میبرد و لقب «بوسیدهشده توسط گرگها» را به دست میآورد. داستان سپس به بیست سال بعد منتقل میشود، جایی که ایوور تحت حمایت پادشاه استایربیورن در قبیله ریون قرار دارد.
2) بیست سال بعد

ایوور به دنبال انتقام از کیوت است و در نخستین نبردش شکست میخورد. پس از فرار، او با کمک دَگ، تبر پدرش را بازپس میگیرد و با لمس آن، تصاویری از اودین و گرگ را مشاهده میکند. در فورنبورگ، استایربیورن او را از ادامه مسیر انتقام بازمیدارد. ایوور به پیشگوی والکا مراجعه کرده و پس از نوشیدن معجونی توهمزا، دنیایی دیگر را تجربه میکند که در آن سیگورد بازویش را از دست داده و گرگی بزرگ به او حمله میکند. والکا خیانت ایوور به سیگورد را پیشبینی میکند.
3) ورود بسیم و هیثم

سیگورد پس از دو سال سفر، با هدایای ارزشمند و دو همراه مرموز به نامهای بسیم و هیثم به خانه بازمیگردد. در جشن استقبال، بسیم و هیثم گروه Hidden Ones را معرفی میکنند که هدفشان مبارزه با بیعدالتی است. سیگورد به همراه ایوور و با کمک بسیم و هیثم به قلعهای میرود تا با کیوت، یکی از اعضای گروه The Order، مواجه شود. برای غلبه بر کیوت، به حمایت نیروهای شاه هارالد نیاز است. در نهایت، استایربیورن قدرتش را به شاه هارالد واگذار میکند تا اتحاد نروژ برقرار شود.
4) سفر به انگلیس

سیگورد از برنامههای استایربیورن ناامید شده و تصمیم به تغییر زندگی میگیرد. او به همراه ایوور به انگلستان میرود تا زندگی جدیدی آغاز کند. در آنجا، هویت جدیدی برای خود میسازند و بسیم و هیثم به آنها ملحق میشوند، هرچند علاقه آنها به سیگورد ایوور را سردرگم میکند. بازیکنان باید بین برداشتن وسایل استایربیورن یا رها کردن آنها انتخاب کنند. سیگورد و ایوور در انگلستان شهرک ریوناستورپ را تاسیس کرده و ایوور مسئول مدیریت توسعه و تقویت اتحادها میشود.
5) شمال مرسیا

در شمال مرسیا، ایوور و سیگورد به کیوُلف، پادشاه دستنشانده، در اداره ساکسونها و دانمارکیها یاری میرسانند. کیوُلبرت به ریوناستورپ میرود تا دیپلماسی را بیاموزد. در جنوب، ایوور با ارتش دانمارکیها برای آزادسازی گرنت بریج تحت نظر سوما همکاری کرده و جاسوسان مخفی را شناسایی میکند. تحقیقات نشان میدهد که گالین، مشاور سوما، خائن است و اگر لیف یا برینا به اشتباه متهم شوند، برینا دیگر به گروه نخواهد پیوست.
6) سفر به آنگلیای شرقی

ایوور به آنگلیای شرقی میرود تا با مهاجمان دانمارکی که شهرش را تهدید میکنند، مقابله کند. اوضاع منطقه ناپایدار است، زیرا اسوالد نتوانسته است قدرت و حمایت لازم از دانمارکیها را به دست آورد. در این شرایط، قبیلهای به رهبری روئد کنترل منطقه را در دست گرفته است. ایوور با شکست روئد و حمایت از اسوالد، احترام دانمارکیها را جلب کرده و او را به عنوان متحد خود میسازد.
7) سفر به لندن

پس از سفر به لندن، ایوور با شخصیتهای برجسته شهر تعامل کرده و با بررسی منطقه، قاتلان رئیس پلیس را شناسایی میکند. او با اقدامی موثر چهار عضو کلیدی سازمان اوردر را از میان برمیدارد و رابطهاش با ریوز را تقویت میکند. بازگشت به ریوناستورپ با رضایت هیثم همراه است و ایوور در سخنرانیاش، پیروزی شهرک در اتحاد و پیشرفت را جشن میگیرد.
8) آزگارد و داستان ماموریت گوتنهایم

ایوور به دعوت والکا، غیبگوی نروژی، معجونی توهمزا مینوشد که او را به قلمرو آزگارد میبرد. در آنجا، او به شکل اودین با نام Havi ظاهر میشود و ماموریتش مقابله با حملات غولهای گوتنهایم و برقراری صلح میان خدایان نورس است. همچنین، اودین برای زنده ماندن پس از رگناروک نقشهای میکشد تا روحش به زندگی انسانی بازگردد.
9) سه داستان مجزا

در این بخش از داستان بازی اساسین کرید والهالا روایت به سه مسیر مختلف تقسیم میشود که انتخاب آن به تصمیم بازیکن بستگی دارد. هاوی به گوتنهایم سفر میکند تا نوشیدنی جادویی را بازگرداند و زندگی انسانیاش را پس از رگناروک تضمین کند. این ماموریت پیوندی میان او و ایوور ایجاد میکند که در واقع تجسدی از اودین است. وقایع انگلستان بازتابی از اتفاقات آزگارد و گوتنهایم هستند و روابط سیگورد و ایوور به تدریج روشنتر میشود.
10) بیداری ایوور

ایوور پس از بیداری به سالن میرود و راندو او را به شنیدن درگیری دو مرد دعوت میکند. داگ، عضو ارشد گروه مهاجم، ایوور را به تلاش برای کنترل ریوناستورپ متهم میکند. ایوور با راندو که خسته به نظر میرسد صحبت کرده و برای استراحت به گرتنبری میرود، جایی که امکان ایجاد یا رد رابطهای رمانتیک با راندو وجود دارد. در پایان، ایوور فصل جدید ماموریتهایش در انگلیس را آغاز کرده و ماموریت یافتن سیگورد در آکسنفوردسیر به او پیشنهاد میشود.
11) سفر به آکسنفوردسیر

در این بخش از داستان بازی اساسین کرید والهالا سیگورد و بسیم در تلاش برای ایجاد اتحاد هستند، اما اطرافیانشان تاثیر چندانی بر ایوور ندارند. ایوور به رابطه این دو بدبین است و از اعتماد بیش از حد سیگورد به بسیم و همراهی او شگفتزده میشود. بسیم با پیشبینیهایش درباره آینده، سیگورد را تحت تاثیر قرار داده و او را به فولک، زنی مرموز، علاقهمند کرده است. رفتار سیگورد در این فصل نگرانی ایوور را برمیانگیزد. در نهایت، بسیم سیگورد را متقاعد میکند که شیء قدرتمندی که نزد فولک است، میتواند او را در رسیدن به حکومت انگلستان یاری کند، در حالی که مردم منطقه فولک را فردی فاسد و بیمار روانی میدانند.
12) وسیله قدرتمند

وسیلهای که در دست فولک است، دلیل علاقه ناگهانی سیگورد و بسیم به یافتن او را روشن میکند. با سرقت این وسیله از مخفیگاه فولک، اوضاع پیچیدهتر میشود. ایوور از توجه بیش از حد سیگورد ناراضی است و اختلافات میان آنها شدت میگیرد، بهویژه زمانی که سیگورد تصمیم به خیانت به گادریک میگیرد. گادریک، رابط ساکسونها، تلاش میکند اوضاع آکسنفورد را آرام کند و برنامهاش سرنگونی ادوین، رهبر رقیب آلفرد کبیر وسکس، است.
13) تضعیف قدرت ایدن

در این نقطه از داستان بازی اساسین کرید والهالا سه شخصیت اصلی در تلاشند تا نفوذ ایدن را کاهش دهند و پس از آن با آلفرد کبیر برای آینده مرسیا مذاکره کنند. در این گفتگو، توافقی بر سر مبادله جنگجویان دو طرف صورت میگیرد و سیگورد تحت نظارت فولک به آلفرد میپیوندد. فولک سیگورد را به عنوان گزینهای خطرناک معرفی میکند و این رفتار او خیانتی زیرکانه به سیگورد است. در نهایت، مشخص میشود که فولک عضو گروه Order of Ancients است و با حیلهگری شرایطی را فراهم میکند که سیگورد در زندان آلفرد گرفتار شود.
14) سفر به Sciropescire

ایوور به ریون استورپ بازمیگردد تا برنامهریزی کند. کیوُلبرت برای مذاکره با بریتونها به Sciropescire میرود، اما ایوور برادر رودری را میکشد و تنشها افزایش مییابد. ایوور نیروهای رودری را شکست داده و صلح برقرار میکند و کیوُلبرت به مقام رئیس سیر میرسد. پس از زخمی شدن کیوُلبرت توسط مزدوران رودری، ایوور و ایوار قلعه رودری را تصرف کرده و او را میکشند. در نهایت، مشخص میشود که ایوار قاتل کیوُلبرت بوده و هدفش کسب شهرت به عنوان مشهورترین وایکینگ تاریخ است.
15) شکست ایوار

ایوور پس از شکست ایوار وایکینگ به Ubba و اسقف دیلف بازمیگردد، جایی که کیوُلبرت تاجگذاری میشود. او تصمیم میگیرد به Cent برود تا به بسیم در نجات سیگورد کمک کند. در حین خروج، با داگ مواجه میشود که از وضعیت شهرک ناراضی است و از همراهی امتناع میکند. بسیم در Cent با کشیش ساینبرت رابطهای دوستانه برقرار کرده و از او خواسته تا نام الدورمن جدید را افشا کند. ایوور نام تدموند را پیدا کرده و در حملهای به Rouecistre او را دستگیر میکند، اما ساینبرت با فراری دادن تدموند، بحران جدیدی ایجاد میکند و تلاش میکند توجه ایوور را جلب کند.
16) نقشه ساینبرت

تدموند به دلیل مسمومیت میمیرد و نقشه ساینبرت برای کنترل الدورمن ناکام میماند. فولک ساینبرت را میکشد و ایوور درباره سیگورد از او پرسوجو میکند، اما تنها به خاص بودن سیگورد اشاره میشود. فولک دستور نابودی ایوور و بسیم را میدهد و قبل از فرار، موقعیت خود در کانتربری را فاش میکند. ایوور و بسیم به کانتربری رفته و در کلیسای جامع نشانههایی از شکنجه سیگورد، از جمله بازویی بریده، پیدا میکنند. ایوور پس از توضیح شرایط به راندوی، در نبردی مرگبار با داگ مواجه شده و او را شکست میدهد.
17) نقشه Alliance Map

بازیکنان در نقشه Alliance Map به بررسی مناطق مختلفی مانند Essex، Lincolnshire، Jorvik و Suthsexe میپردازند تا برای حمله به قلعه Portescitre و یافتن فولک آماده شوند. ایوور با جمعآوری نیرو از متحدانش، به دنبال تشکیل ارتشی بزرگ است. او ممکن است ابتدا به درخواست هونوالد، ارباب جوانی که در تلاش برای بازپسگیری موقعیت خود است، به Lincolnshire سفر کند. هونوالد که از بیتوجهی پدرش آسیب دیده، به ایوور کمک میطلبد. اوضاع پیچیدهتر میشود زیرا پدر هونوالد ربوده شده و جان او در خطر است. این توطئه توسط اسقفی از Order of the Ancients هدایت میشود که به دنبال تسلط بر انگلیس است.
18) برستن

برستن از اسکس از ایوور درخواست کمک میکند تا به عنوان الدورمن از او حمایت کند، اما به دلیل عدم صلاحیت و تمرکز بر ورزش و مهمانی، این درخواست رد میشود. ایوور برای حفظ ثبات در منطقه، خود را درگیر یک آدمربایی ساختگی میکند. در یورویک، ایوور به دنبال از بین بردن سازمان اوردر است و شبکهای به نام Redhand را شناسایی میکند. با کمک دوستانش، Ljufvina و Hjorr، او موفق به نجات آنها میشود و جلوی مسموم کردن جشن Yuletide را میگیرد و یکی از اعضای اصلی اوردر را میکشد.
19) نجات سیگورد

ایوور به ساتکس میرود تا سیگورد را آزاد کند و قلعه Portcester را محاصره کند. او با بسیم و گاتروم، یک فرمانده دانمارکی، ملاقات میکند که نگران کمبود نیرو برای محاصره است. ایوور با کشتن ماموران فولک، محاصره را آغاز میکند، اما ابتدا باید ساکسونهایی که به اردوگاهشان حمله میکنند را از بین ببرند. پس از عقبنشینی فولک، برادر Broder کشته میشود و ایوور انتقام میگیرد.
با وجود پیروزی، گاتروم از بیپروایی ایوور ناراضی است و او تصمیم میگیرد منتظر حمایت متحدان بماند. در ادامه، ایوور به سیگورد میرسد و متوجه میشود که فولک او را شکنجه کرده است. فولک فرار میکند و در یک گذرگاه زیرزمینی با ایوور میجنگد. او قبل از فرار میگوید که سیگورد An Ancient One است و توانسته ذهن او را به چیزهای قدرتمندتری باز کند. در نهایت، فولک در حال مرگ میگوید که سیگورد خدایی است که در بدن انسان زندانی شده و او قصد داشته او را آزاد کند.
20) بازگشت سیگورد به ریون استروپ

سیگورد به ریون استروپ بازگشته، اما تغییر کرده و به دنبال تحقق سرنوشت جدیدی است. ایوور که قصد دارد بازگشت او را جشن بگیرد، عصبانی میشود و به بیرون میرود. او تلاش میکند با سیگورد صحبت کند، اما نمیتواند او را درک کند. سیگورد تنها بودن را ترجیح میدهد و به دنبال اتحاد با سایر قلمروهاست. در ریون استروپ، ایوور باید اختلافی را حل کند، اما سیگورد با عصبانیت به او میرسد و مجازات سختی برای او صادر میکند که ایوور با آن مخالف است. سیگورد به نظر میرسد عقلش را از دست داده است.
21) سفر به نورثامبرلند
![]()
ایوور پیش از سفر به نورثامبرلند به دیدار هافدن میرود. هافدن، که در حال نبرد با پیکتهاست، به دلیل سن بالا و پارانویا در حال شکست است و بر این باور است که محافظش، فاروید، علیه او توطئه کرده است. او از ایوور میخواهد تا حقیقت را کشف کند، اما هیچ مدرکی برای اثبات ادعایش وجود ندارد. فاروید وفاداری خود را نشان میدهد، اما بدون مشورت با هافدن تصمیماتی میگیرد. او برای حمله به پیکتها به منابع مالی نیاز دارد و از شاه ریسیژ درخواست کمک میکند، اما شاه نمیخواهد به هافدن خیانت کند. در نتیجه، ایوور با همکاری لیووینا و هیور، فاروید را فریب میدهد و هیور مدارک جعلی تهیه میکند.
22) پیوستن هافدن به ایوور

داستان یک از ماموریت های بازی با پیوستن هافدن به ایوور و فاروید در محاصره پیکتها به پایان میرسد. هافدن به انتقاد از اقدامات آنها میپردازد و به دخالت شاه ریسیژ در رهبریاش اشاره میکند. در جشن پیروزی، هافدن تصمیم به سلطنت میگیرد، اما ناگهان مسموم میشود که ناشی از جامهای رومی هدیه فاروید است. او به فاروید مشکوک شده و ایوور مجبور به مبارزه با او میشود. هافدن به خاطر مجازات دوستش افسرده میشود و در نهایت ایوور به نورثامبرلند برمیگردد تا از هافدن دلجویی کند.
23) سفر به گلواسترشایر

ایوور پس از بازگشت به ریون استروپ، به گلواسترشایر میرود تا در مراسم ازدواج گانر آهنگر با یک خانم سلتیک شرکت کند. در جشن هالووین، او با تیودور، الدورمن آینده، دوست میشود. پس از یک شب پر از نوشیدنی، الدورمن به قتل میرسد و ایوور به قتل متهم میشود. او به سرعت شهر را ترک میکند، اما متوجه میشود تیودور زنده است و برای نجات او تلاش میکند. ایوور به یاد میآورد که در شب حادثه، شخصی مادهای مقوی به آنها پیشنهاد کرده بود و به دنبال شناسایی آن و سازندهاش میباشد.
24) جادوگر بتپرست مودرون

ایوور با کمک جادوگر بتپرست مودرون متوجه میشود که گوئیلیم، یکی از افرادی که او و تیودور شب قبل نوشیدنی مصرف کردند، مادهای به آنها داده است. مشخص میشود که Cynon آنها را فریب داده و دروغهایی درباره علاقهاش به تیودور و مسیحیت گفته است. او بتپرست است و با مودرون همدست شده تا تیودور را بکشد و دخترشان، Gwynedd، را به عنوان آلدروومن منصوب کند. ایوور باید تصمیم بگیرد که آیا آنها را بکشد یا به سرنوشت بسپارد. تیودور موافقت میکند که Gwynedd را بزرگ کند، هرچند از مسیحی شدن راضی نیست. ایوور پس از کشتن تعدادی از ماموران اوردر با هیثم صحبت میکند تا موقعیت ایکس را پیدا کند و متوجه میشوند که گورم کیوتوسون، پسر کیووته اهل نروژ، در وینلند ساکن است. ایوور تصمیم میگیرد او را در وینلند تعقیب کند و چند هفته بعد موفق به ردیابی او میشود.
25) پیغام عجیب برای یافتن کشیش

هیثم درباره پیغامی برای یافتن کشیش و گفتن رمز عبور با ایوور صحبت میکند و سپس به وینستستره میرود. او رمز عبور را میگوید و به جلسه مخفی پادشاه آلفرد برده میشود. آلفرد از عدم اعتماد به فولک و آگاهیاش از سازمان اوردر صحبت میکند و از ایوور کمک میخواهد. ایوور باید ریو گودوین را نجات دهد و در این مسیر سرنخهایی از دو عضو اصلی سازمان به نامهای The Quill و The Gallows پیدا میکند. همچنین، او جلوی تلاش یکی دیگر از اعضا به نام The Seax برای ترور آلفرد را میگیرد. آلفرد از ایوور تشکر میکند، اما وقتی ایوور برای پاداش نزد او میرود، تنها یک صلیب نقره به او میدهد و از او میخواهد به مسیحیت بپیوندد. ایوور این پیشنهادات را رد میکند و تحت تعقیب افراد آلفرد قرار میگیرد.
26) منطقه جدید اسنوتینگ همسکره

ایوور پس از بازگشت به ریون استروپ درباره آلفرد توضیح میدهد و به منطقه جدیدی به نام اسنوتینگ همسکره میرود تا به دوست قدیمیاش، ویلی، کمک کند. او متوجه میشود که پدر ویلی، همینگ، در حال مرگ است و نگران انتخاب جانشین بین ویلی و مشاورش، تریگور، است. ایوور به ویلی کمک میکند تا مسئولیتهایش را درک کند.
پس از بازگشت به ریون استروپ، سیگورد با ایوور صحبت میکند و از او میخواهد که به هدف نهاییاش برسد و به نروژ برگردد. در سفر به نروژ، سیگورد قصد مقابله با پدرش را دارد و ایوور احساس میکند که سیگورد او را به مسیری تاریک هدایت میکند، اما رازهای بیشتری باقی میماند.
27) حرکت به سمت هورداویلک

ایوور و سیگورد به سواحل دورافتاده هورداویلک میروند. ایوور به سیگورد میگوید که والکا درباره یک خیانت بزرگ هشدار داده است، اما جزئیات آن را نمیداند. سیگورد گروه را به سمت فلاتی شمالی هدایت میکند و راز خود را از ایوور پنهان میکند. آنها به یک غار با درب سنگی و نوشتهای اسرارآمیز میرسند. سیگورد جملهای رمزآلود میگوید که درب را باز کرده و آنها را به فضایی با طراحی بیگانه و عجیب منتقل میکند.
28) والهالا

ایوور در مرکز یک درخت مکانیکی به انیموس باستانی متصل میشود و در اتاقی عجیب و با موسیقی بیدار میگردد. او و سیگورد در حال جشن پیروزی در نبردی هستند که قدرتشان را افزایش میدهد. پس از پایان نبرد، ایوور بیهوش میشود و دوباره در همان اتاق به هوش میآید. او تلاش میکند تا پدرش، وارین، را پیدا کند، اما در این تلاش ناکام میماند. در نهایت، تیر سرکشی به چشم ایوور اصابت کرده و او بار دیگر در تختخوابش بیدار میشود.
29) سورپرایز سیگورد

ایوور در مرکز یک درخت مکانیکی به انیموس باستانی متصل میشود و در اتاقی عجیب و با موسیقی بیدار میشود. او و سیگورد در حال جشن پیروزی بر دشمنان هستند که قدرتشان را افزایش میدهد. پس از پایان نبرد، ایوور بیهوش میشود و دوباره در همان اتاق به هوش میآید. او تلاش میکند تا پدرش، وارین، را پیدا کند، اما در این تلاش ناکام میماند. در نهایت، تیر سرکشی به چشم ایوور اصابت کرده و او بار دیگر در تختخوابش بیدار میشود.
30) خیانت بسیم

ایوور پس از ترک دستگاه متوجه میشود که بسیم در تلاش برای کشتن سیگورد است. بسیم فاش میکند که آنها تجسمهای اودین، تیر و لوکی هستند و درگیری میان ایوور و بسیم آغاز میشود. بسیم هدفش را پیدا کردن فرزندانش عنوان میکند، اما ایوور در این نبرد پیروز میشود و سیگورد بسیم را به دستگاه متصل میکند. سیگورد سپس اعتراف میکند که نمیتواند به انگلستان بازگردد و خیانتهایش به ایوور، از جمله سرقت وسایل پدر ایوور و مشکلات در اداره ریوناستروپ را فاش میکند.
31) لیلا حسن به معبد میرود

لیلا حسن پس از تصمیم سیگورد برای عدم بازگشت به انگلیس، به معبد ایوور و سیگورد در نروژ میرسد که باعث اختلال در ارتباطات ماهوارهای شده است. شان هیستینگز توضیح میدهد که نمیتوانند از این اختلال جلوگیری کنند، بلکه تنها میتوانند سرعت آن را کاهش دهند. لیلا با استفاده از عصای هرمس به معبد میرود تا از خود در برابر تشعشعات محافظت کند. او به دستگاه میرسد و به والهالای ایوور منتقل میشود، جایی که متوجه میشود بسیم هنوز در آنجا است و او بوده که آنها را به سمت جسد ایوور هدایت کرده است. اضافهبار دستگاه به دلیل وجود سه بیننده است و برای کاهش سرعت دستگاه، باید بسیم و لیلا را به خواب ببرند.
32) پایان داستان بازی اساسین کرید والهالا

در انتهای داستان بازی اساسین کرید والهالا، دزموند مایلز در نقش The Reader از دستگاهی چرخهای صحبت میکند که میتواند در زمانهای مختلف جستجو کند تا از انقراض بشر جلوگیری کند. لیلا تصمیم به ماندن میگیرد، اما متوجه میشود بسیم از دستگاه فرار کرده و عصای او را دزدیده است. با وجود خطر تشعشعات مرگبار، لیلا به دنبال راهحلی است. آلتیا و بسیم آماده سفر به دنیاهای جدید هستند و بسیم به دنبالشان و ربکا میرود تا با ویلئام مایلز ملاقات کند. سپس کنترل بسیم به بازیکنان داده میشود و او اعلام میکند که از انیموس برای تبدیل به ایوور و کشف رازهایش استفاده خواهد کرد. به عنوان ایوور، بازیکنان به ریوناستروپ بازمیگردند و با راندوی دیدار میکنند. راندوی از ایوور میخواهد رهبری را بر عهده گیرد و ایوور درباره آینده غیرقابل پیشبینی سخنرانی میکند.
سوالات متداول در رابطه با این محتوا
دیدگاه کاربران
تعداد دیدگاه کاربران: 1 دیدگاهhamid
سلام وقت بخیر
یه مرحله فرعی داره
توی نسخه کرکی انلاک میشه
«راه برسرکر» The Way of the Berserker