بازی های ترسناک از جمله ژانرهای پرطرفدار در دنیای بازی های کامپیوتری هستند که در طول چهار دهه گذشته، از زمان کنسول های آتاری تا پلی استیشن و ایکس باکس، توانسته اند گیمرها را به شیوه های مختلفی بترسانند. اولین بازی ترسناکی که بچه های دهه 60 و 70 تجربه کرده اند، بدون شک یکی از نسخه های بازی های رزیدنت اویل یا سایلنت هیل است. البته بازی های دیگری از جمله سری Evil Dead و بازی Dracula: Resurrection هم در زمان خودشان حسابی ترسناک بودند و اگر دنبال بازی های خشن بودید، قطعاً این عناوین را هم تجربه کرده اید. از شهر مه آلود و ترسناک سایلنت هیل که اتفاقات هولناکی در آن رخ می دهد تا رزیدنت اویل که از عمارت اسپنسر به شهر راکون سیتی و دهکده ای در اسپانیا رسید و حتی ما را تا گرم ترین نقاط آفریقا هم برد و در نهایت به خانواده بیکر در لوییزیانا رساند. جایی که ایتن وینترز برای نجات خانواده اش وارد خانه ای عجیب و غریب و ترسناکی می شود.
بهترین بازی های ترسناک منتشر شده در سال 2010 تا 2020
در طول بیش از سه دهه، بازی های ترسناک دستخوش تغییرات زیادی شدند و به مرور سناریوهای خانه های جن زده، شهر پر از زامبی، محله های نفرین شده و عمارت دراکولا جایشان را به نوع دیگری از ترس دادند. در اواخر دهه 2000 میلادی، بازی های ترسناک در مسیر جدیدی از ماجراجویی خود قرار گرفتند و بازی های ترسناک مانند فیلم های بیگانه در سیاره های ناشناخته اتفاق می افتادند که موجودات فضایی و دشمنان به شکل هیولا سفینه شما را اشغال کرده اند و ترس و اضطراب حتی برای لحظه ای هم شما را راحت نمی گذارد.
تنوع بالای بازی های ترسناک به محیط و یا اتفاقات خاصی محدود نمی شود و حتی وقتی با ژانرهای اکشن و ماجراجویی ترکیب می شوند، بیشتر مخاطبان را سرگرم می سازند. برخلاف چند سال گذشته که کمپانی های بازی سازی بزرگ فعالیت زیادی ندارند، در فواصل دهه 2010 تا ابتدای سال 2020، بازی های ترسناک زیادی برای کنسول های نسل هفتم و هشتم و رایانه های شخصی منتشر شد که هر کدام داستان خاص و منحصر به فردی داشتند. در این مقاله از بازی گیم، بهترین بازی های ترسناک منتشر شده در سال های 2010 تا 2020 را با هم بررسی خواهیم کرد؛ پس با ما همراه باشید.
1) 2010 – Amnesia: The Dark Descent

سری سایلنت هیل به وضوح تغییرات عمده ای را در بازی های ترسناک روانشناختی به وجود آورد، اما بازی های ترسناک در دهه 90 میلادی و قبل از کونامی به شکل دیگری شروع شده بودند. یکی از معروف ترین بازی ها عنوان Alone in The Dark بود که در زمان انتشارش بسیار مورد تعریف و تمجید منتقدان و هواداران قرار گرفت. در داستان بازی، شخصی اسیر شده در یک عمارت تسخیر شده را می دیدیم که باید برای نجات خودش و پیدا کردن راه فرار، معماهای زیادی را حل می کرد و با خطرات مختلف روبرو می شد. بازی های ترسناک زیادی با الهام از آثار لاوکرافتی ساخته شده اند که بدون خون و خون ریزی و فقط با نشان دادن محیط های ترسناک، قصد دارند تا حس درماندگی و وحشت زدگی را در مخاطب تداعی کنند، طوری که حس کنید خودتان در آن محیط مخوف به دام افتاده اید و حالا باید برای نجات جانتان و پایان این کابوس، دست به هر کاری بزنید.
شرکت بازی سازی مطرح Frictional Games پس از سه بازی موفق Penumbra، دست به ساخت اثری جدید با تاثیر از داستان های لاوکرافتی زد که در سپتامبر سال 2010، بازی ترسناک Amnesia: The Dark Descent به عنوان اولین بازی این سری برای کنسول های نسل هفتم و رایانه های شخصی منتشر شد. در داستان بازی، شما در نقش شخصی به نام Daniel هستید که در قلعه ای قدیمی و ویران شده به هوش می آید و هیچ چیزی از اسم و گذشته اش به خاطر ندارد. حالا شما باید رازهای نهفته در اعماق قلعه مخوف و دلیل آمدن دنیل به این مکان را کشف کنید. در گیم پلی بازی، تا حد زیادی سعی شده است که حرکات دنیای واقعی برای بازیکنان شبیه سازی شود. مثلاً می توانید از چشمی در به بیرون نگاه کنید و یا به صورت مخفیانه و سر خود در اتاق ها را باز کرده و امن بودن یا نبودن آن ها را بررسی کنید. از طرفی می توانید با پارچه و نفت برای خودتان مشعل درست کنید که در زمان گشت و گذار در راهروهای تاریک و دالان های زیر قلعه، حسابی به کارتان می آید. بیشتر موجودات شیطانی در بازی از نور بیزار هستند و احتمالا اولین تلاششان این است که هر چیزی، از جمله مشعلی که در دست دارید، را خاموش کنند.
گیم پلی بازی به گونه ای طراحی شده است که حس ترس، تنهایی، انزوا و حتی پارانویا را منتقل می کند. در بازی هیچ اسلحه و یا حتی ابزاری برای مبارزه با هیولاهای مختلف در اختیار ندارید و تنها کاری که از شما برمی آید این است که فرار کنید و در جایی قایم شوید تا آن ها دست از سرتان بردارند. البته شما باید حسابی حواستان را جمع کنید که توهم و ترس زیاد به عقل و ادراک شما غلبه نکند. زیرا اگر مدت زیادی در فضاهای تاریک بمانید و یا به هیولاها نگاه کنید، ذهنتان به هم می ریزد و به مرور جنون به سراغتان می آید و نمی توانید راه بروید و یا نفس بکشید که خود این مشکل هم پیشروی شما در بازی را سخت تر خواهد کرد. البته از آن طرف، اگر همیشه در نور بمانید هم راه حل خوبی نیست، چون هیولاهای بازی میتوانند شما را از راه دور هم ببینند و به راحتی شکار می شوید. همچنین برای ایجاد روشنایی به مشعل نیاز دارید که باید همیشه منابع و سوخت مورد نیاز را در اختیار داشته باشید که باعث می شود که منابعی که دارید، بیشتر دقت کنید. پیشروی در مراحل بازی از طریق حل کردن یک سری پازل و معماهای مختلف انجام می شود. حل کردن این پازل ها به شدت لذت بخش بوده و در طول مراحل بازی به خط داستانی به مرور آشنا می شوید و همین مورد شما را تشویق می کند که با پیشروی بیشتر در بازی، میتوانید بفهمید یادداشت بعدی چه چیزی را برای شما فاش خواهد کرد.
2) Alan Wake – 2010

بازی جذاب آلن ویک بدون شک یکی از جذاب ترین بازی های ترسناک سینمایی دهه اخیر است که به طرز متفاوتی شما را در دنیای خیالی آلن ویک، نویسنده مشهور داستان های ترسناک همراهی می کند. کمپانی سرشناس رمدی انترتینمنت پس از موفقیت در دو بازی مکس پین، امتیاز آن را به راکستار واگذار کرد و سپس به سراغ یک بازی معمایی و ترسناک جنایی رفت تا مهارت های خود را در ابعاد بیشتری بسنجند. ثمره تلاش تیم، بازی Alan Wake بود که در زمان انتشار به عنوان یک بازی انحصاری برای کنسول XBOX 360 منتشر شد و سپس به دلیل تقاضای بالای نسخه کامپیوتر آن نیز منتشر گردید. در داستان بازی، آلن ویک نویسنده بزرگ و مشهوری است که تا کنون کتاب هایش بسیار پرفروش بوده اند. اما اخیراً دچار مشکلاتی شده که روی توانایی او در نوشتن تأثیر گذاشته و حالا حدود دو سال است که نمی تواند درست و حسابی دست به قلم ببرد و چیزی بنویسد. به نظر می رسد که این موضوع به دلیل مشکلات روحی و روانی او باشد که به توصیه دکتر با همسرش آلیس برای بهبود شرایط روحی اش راهی سفری دور به شهر کوچک و عجیب برایت فالز می شود.
داستان بازی در عین سادگی شروع می شود و تمامی مسائل را به صورت عادی مطرح می کند. در همان ابتدای بازی می توانید مشکل آلن در نوشتن را به وضوح متوجه شوید که تا چه حدی این مشکل روی روحیه او تاثیر منفی گذاشته است. بازی به ساده ترین شکل ممکن اولین جرقه شخصیت پردازی عمیقش را در داستان می زند، شخصیت پردازی داستان که آلن را به عنوان نویسنده ای معرفی می کند که در داستان خودش گیر افتاده است و انگار ماجراهایی که در طول بازی برای او رخ می دهند، همگی بخشی از کتاب جدید او هستند که قبلاً نوشته شده اند. با رسیدن آلن و همسرش به شهر کوچک برایت فالز، آلن برای گرفتن کلید محل اقامتشان به دنبال کارل استاکی می رود. اما به جای او با پیرزنی مواجه می شود که ادعا می کند از طرف بری، دوست صمیمی و وکیل آلن، کلید محل اقامتگاهشان را آورده است. پس از گرفتن کلید، آن ها به سمت کلبه مورد نظرشان در جزیره ای کوچک نزدیک دریاچه می روند و ماجراجویی مرموز آلن ویک از همین نقطه شروع می شود. به محض رسیدن به کلبه و رد شدن از چند سکانس مختلف، آلن برگه هایی را پیدا می کند که نوشته هایی از داستان دورن ذهن او هستند و می خواسته آن ها را بنویسد و حالا این اتفاق ها در طول بازی به طور واقعی رخ می دهند.
بازی از جایی شروع می شود که آلن ویک خودش را در اتومبیلی می بیند و تمامی اتفاقاتی که در یک هفته قبل برای او رخ داده است را به یاد نمی آورد. دشمن اصلی او در بازی تاریکی است، همان پیرزنی که در ابتدای بازی دیده ایم و پس از غروب آفتاب و تاریک شدن هوا، تمامی اهالی برایت فالز را به تسخیر خود درمی آورد و همه به شکل ارتشی از موجودات تاریک، آلن را تعقیب می کنند. بازی 6 فصل داستانی دارد که فصل های ابتدایی بیشتر در مورد مکان برایت فالز و آشنایی شما با دشمن اصلی بازی، یعنی تاریکی، اختصاص دارد. در فصل های ابتدایی بازی شما بیشتر درگیر حل کردن معماهای مختلف هستید و کمتر پیش می آید که درگیر حوادث مختلف شوید یا از سر اجبار به سمت دشمنان شلیک کنید. محیط جنگلی بازی به نحوی زمینه استتار و مخفی شدن شما را فراهم می کند تا بتوانید خودتان را به اولین منبع روشنایی برسانید و از آنجا دیگر دشمنان سایه مانند قدرت زیادی ندارند. روایت داستان بازی بیشتر روی کتاب داستان آلن می چرخد که قبلاً آن را نوشته، ولی چیزی به یاد نمی آورد.
در این صفحات سرگردان، داستان اتفاقاتی نوشته شده اند که فعلاً هنوز رخ نداده اند، ولی به شما یادآوری می کند که چه چیزی در انتظارتان خواهد بود و باید حسابی آماده باشید. آلن ویک را می توان یک بازی نوآورانه برشمرد. مخلوق ساخته شده توسط کمپانی رمدی که مثل همیشه اثر سم لیک دوست داشتنی است، باعث می شود که حتی اگر برای مدت کوتاهی هم دستی بر نوشتن دارید، ترسی عجیب از سندرم کاغذ سفید به سراغتان بیاید. ترسی که نتیجه فراموش شدن محتویات ذهنی در مقابل دیدن کاغذ سفید است، بیماری عجیبی که به نظر می رسد آلن نویسنده در داستان به آن دچار شده است. بازی آلن ویک جدا از اینکه یک بازی ماجراجویی به حساب می آید، به وضوح از المان های ترسناک استفاده شده است و زمانی که در جنگل های تاریک برای خودتان گشت و گذار می کنید، دشمنانی از جنس تاریکی شما را تعقیب خواهند کرد.
3) Deadly Premonition – 2010

اگر به بازی های ترسناک مشابه الن ویک علاقه دارید، عنوان ترسناک و معمایی Deadly Premonition تا حدودی شما را سرگرم خواهد کرد. این بازی یک عنوان در ژانر ترس و بقا است که در سال 2010 برای کنسول های نسل هفتمی و رایانه های شخصی منتشر شد. مراحل تولید و ساخت این بازی توسط کمپانی Access Games انجام شده و در نهایت کمپانی Ignition Entertainment آن را منتشر کرد. به دلیل حضور یک تیم ژاپنی در پشت صحنه بازی، کاور آن شباهت زیادی به سایلنت هیل، پدر بازی های ترسناک دو دهه اخیر دارد. اما بهتر است قبل از تجربه بازی کمی انتظاراتتان را پایین بیاورید تا در زمان تجربه Deadly Premonition ذوقتان کور نشود و آن وقت می توانید از این بازی به اندازه کافی لذت ببرید. این بازی یک داستان پیچیده و چند لایه دارد که احتمالاً برای طرفداران بازی های ترسناک جذاب خواهد بود. شخصیت پردازی بازی هم واقعاً شگفت انگیز است و اگر از آن دسته از بازیکنانی هستید که به داستان در یک بازی ویدیویی اهمیت می دهید، احتمالاً از این بازی لذت می برید. به علاوه، مکانیزم اصلی بازی تا حدودی جذاب است و حداقل در ساعت ابتدایی می تواند شما را سرگرم کند.
داستان بازی Deadly Premonition درباره یک پرونده جنایی عجیب است که به کارآگاهی ماهر و متخصص به نام فرانسیس یورک مورگان سپرده شده است. او باید معماهای این پرونده را حل کند تا در نهایت، افرادی که در این حوادث نقش دارند، به دست قانون سپرده شوند. محتوای اصلی این پرونده به قتل های زنجیره ای مربوط می شود که به شکل خاصی انجام شده اند و در کنار عناصر واقعی، نشانه هایی از عوامل فراطبیعی هم در آن دیده می شود. با یک دید کلی، داستان بازی شباهت زیادی با سریال Twin Peaks ساخته دیوید لینچ دارد و خیلی از مسائل در این بازی با الهام از تویین پیکس ساخته شده است. ماجرای بازی در شهری واقع در منطقه گرین ویل در حومه نیویورک جریان دارد، جایی که همه ساکنان یکدیگر را میشناسند و زندگی آرام و دلپذیری را در این شهر زیبا سپری می کنند. اما به طور ناگهانی، جسد دختری که به طور نمادین به صلیب کشیده شده است در جنگل کشف می شود و از این لحظه به بعد، فرضیات و گمانه زنی های زیادی درباره این حادثه شکل می گیرد.
به نظر می رسد که این دختر در یک مراسم آیین مخفی کشته شده است؛ این پرونده به قدری عجیب و شوکه کننده است که ماموری از طرف FBI به نام فرانسیس یورک مورگان وارد شهر کوچک گرین ویل می شود تا پرده از راز این جنایت بردارد. مامور یورک به مرور و با پیشروی در بازی متوجه می شود که این جنایات حتی به برخی از مسائل ماوراءالطبیعه هم ارتباط پیدا می کند. اینطور که به نظر می رسد، قاتلی که بارانی قرمز رنگی به تن کرده است قصد دارد در شب های طوفانی و بارانی شهر مردم را به قتل برساند که از سلاحی شبیه به داس برای این کار استفاده می کند. با وجود اینکه این یک افسانه قدیمی در بین اهالی شهر به حساب می آید، ولی مامور یورک با چشمان خودش انسان هایی تسخیر شده را می بیند که در موقعیت های خاص قصد کشتن او را دارند. داستان این بازی پر از شخصیت های مختلف و پیچش داستانی مناسب است که با توجه به زمان طولانی گیم پلی اش حسابی شما را درگیر خواهد کرد. سازندگان بازی برای تنوع بیشتر در گیم پلی Deadly Premonition مراحل رانندگی در نظر گرفته اند که شما می توانید برای رفتن به مسیرهای مختلف از وسایل نقلیه استفاده کنید.
دیالوگ ها در این بازی نقشی مهم و کلیدی دارند و بهتر است به مکالمات بین شخصیت اصلی داستان با سایر کاراکترها بیشتر توجه کنید تا بتوانید به سوالات و ابهاماتی که با آنها مواجه می شوید، پاسخ دهید. سلاح های موجود در بازی شامل دو دسته سلاح های گرم و سرد شامل کلت کمری، شاتگان، چاقو و غیره هستند که بازیکنان در حمل سلاح محدودیت دارند و شما باید با توجه به موقعیت های مختلف در مراحل بازی سلاح های مورد نیازتان را بردارید. وجود محیط های فانتزی و موسیقی فوق العاده زیبا بازی از ویژگی های مثبت Deadly Premonition به حساب می آید. اگر از بازی های ترسناک و ماجراجویی لذت می برید و چندان ایرادگیر نیستید، بازی جذاب Deadly Premonition تجربه ای به یاد ماندنی برایتان رقم خواهد زد.
4) 2010 – Metro 2033

بازی ترسناک Metro 2033 یک عنوان شوتر اول شخص در سبک پسا آخرالزمانی است که عناصری از ترس، بقا و نقش آفرینی را در خود جای داده و بدنه اصلی داستان بر اساس رمان پرفروش دیمیتری گلوخوفسکی ساخته شده است. این بازی نخستین اثر از استودیو بازی سازی 4A Games است، استودیویی که اعضای آن تا قبل از ساخت این بازی تجربه ساخت سری بازی های S.T.A.L.K.E.R. را در کارنامه خود دارند. داستان بازی در آینده ای نزدیک و در پی یک فاجعه هسته ای رخ می دهد که منجر به نابودی جمعیت شهرها و آلودگی شدید محیط زیست شده است. تنها چند هزار نفر از انسان ها که در زمان بمباران در متروی مسکو، بزرگترین پناهگاه سقوط در تاریخ، پناه گرفته بودند، زنده مانده اند.
حالا زندگی در جامعه زیرزمینی روسیه به چالشی بزرگ تبدیل شده و کمبود آب و هوای پاک، برق و مواد غذایی به شدت احساس می شود. به علاوه، موجودات جهش یافته ای که در سطح زمین زندگی می کنند، حالا به هیولاهای خطرناکی تبدیل شده اند. این موجودات به ساکنان بخش شمالی پناهگاه، که VDNH نامیده می شود، حمله می کنند و با گذشت زمان، این حملات خطرناک تر می شوند. حالا شما در نقش یکی از ساکنان پناهگاه باید به بخش مرکزی مترو بروید و ساکنان را از خطر قریب الوقوع حمله موجودات جهش یافته آگاه کنید و از آن ها کمک بخواهید. مسیر ماموریت شما در بازی دارای خطرات زیادی بوده و این احتمال وجود دارد که در هر گوشه و کنار چالشی انتظارتان را بکشد. در طول مسیرتان تجهیزات مختلفی از جمله سلاح ها و ابزارهای ضروری برای بقا را پیدا خواهید کرد. از طرفی، در برخی مواقع می توانید با استفاده از عناصر مخفی کاری در محیط های تاریک، دشمنان را غافلگیر کنید و از بین ببرید.
در بازی، استفاده از تاکتیک های مناسب در بسیاری از مواقع باعث صرفه جویی اقتصادی می شود، چرا که برای حمل مهمات و تجهیزات، بودجه کافی لازم دارید. مناطق زیرزمینی بازی جذابیت زیادی دارند و افرادی که به تجارت مشغول هستند، امکان مبادلات را برای شما فراهم می سازند. داستان این بازی به صورت خطی روایت می شود و دارای سناریوی عمیقی است. به علاوه، ناهنجاری های زیادی در بازی وجود دارد که قهرمان داستان گاهی اوقات تجربیات عجیبی را از سر می گذراند. به عنوان یکی از بهترین بازی های ترسناک با محوریت دنیای پسا آخرالزمانی، تجربه بازی Metro 2033 به شدت توصیه می شود.
5) 2010 – BioShock 2

بازی BioShock 2 یک عنوان ویدئویی در ژانر اکشن، تیراندازی و ترس و بقا دید اول شخص است که در سال 2010 توسط استودیو 2K Marin و 2K Games برای کنسول های نسل هفتم و رایانه های شخصی منتشر شد. داستان بازی ده سال پس از وقایع بازی اول رخ می دهد. وضعیت شهر رپچر به شدت وخیم تر شده و آب به تمامی نقاط شهر نفوذ کرده و برخی مناطق کاملاً زیر آب رفته اند. با این حال، شهر خالی از سکنه نیست. پس از مرگ اندرو رایان، دکتر سوفیا لمب، دشمن قدیمی او، کنترل شهر را به دست گرفته و با ایجاد فرقه ای جدید، اسپلایسر های جهش یافته را به پیروان خود تبدیل کرده است. در این میان، شخصیت دلتا، که اولین بیگ ددی محسوب می شود، به دنبال یکی از خواهران کوچک به نام النور، دختر سوفیا لمب، در شهر به گشت و گذار می پردازد و مأموریت دارد تا حتماً النور را پیدا کند.
بازیکنان در زره قدرتمند دلتا وارد شهر رپچر می شوند تا دکتر سوفیا لمب را پیدا کنند و با او مقابله کنند، کسی که النور را برخلاف خواسته اش و به اجبار زندانی کرده است. تغییر دیدگاه بازی BioShock 2 در این نسخه در مقایسه با بازی اول که شما یک شخصیت معمولی را کنترل می کردید و حالا در نقش یک جنگجوی قدرتمند هستید، به وضوح مشخص است و همچنین تغییرات جزئی در گیم پلی بازی دوم وجود دارد. مهم ترین تغییر در BioShock 2 این است که حالا می توانید به طور همزمان از 11 پلاسمید و چندین سلاح استفاده کنید که به شما امکان می دهد تا در حین شلیک به دشمنان، آن ها را بسوزانید. از طرفی، پلاسمیدهای دیگر از جمله “Winter Blast” توانایی منجمد کردن دشمنان را دارد و “Scout” به بازیکنان اجازه می دهد تا بدن خود را ترک کرده و بدون جلب توجه به اطراف نگاه کنند. همچنین سلاح های موجود در دریل بیگ ددی و شاتگان دو لول و نارنجک انداز هم در اختیارتان قرار دارد.
در این نسخه، مشابه بازی اول، امکان ارتقای تفنگ ها و پلاسمیدها با هم وجود دارد. در حالی که اسلحه ها تنها به ایستگاه های کاری برای ارتقاء نیاز دارند، پلاسمیدها و تونیک ها باید با استفاده از ماده کمیاب به نام “آدام” در ماشین های فروش ویژه ای به نام “Gatherer’s Garden” خریداری شوند. مانند بازی قبلی، خواهران کوچک منبع اصلی آدام هستند. اما این بار به دلیل اینکه بازیکن خود یک بیگ ددی است، روند کار کمی متفاوت است. بازیکن باید بیگ ددی را از بین ببرد تا به خواهر کوچک دسترسی پیدا کند، اما حالا می تواند به جای برداشت انرژی، او را به فرزندی قبول کنید. در این حالت، خواهر کوچک بر روی شانه بیگ ددی نشسته و به جستجوی بدن های پر از انرژی می پردازد. اما از طرفی، قرار دادن خواهر کوچک بر روی شانه بیگ ددی وضعیت را دشوار تر می کند، چرا که اسپلایسر ها در هر مرحله تلاش میکنند تا او را از بین ببرند و بازیکن باید از خواهر کوچکتر در برابر آسیب ها محافظت کند تا جمع آوری انرژی به پایان برسد. هنگامی که خواهر کوچک انرژی دو جسد را جمع آوری کرد، بازیکن می تواند دوباره انرژی او را برداشت کند یا او را آزاد کند. هر یک از این اقدامات به میزان متفاوتی انرژی به بازیکن می دهد و ممکن است به یک خواهر بزرگ هشدار دهد. بر خلاف بیگ ددی ها، خواهران بزرگ سرعت و چابکی بالایی دارند.
تغییرات مهم دیگر در این نسخه شامل مینی گیم هک جدیدی است که حالا در تمامی نسخه ها به صورت یکسان وجود دارد. این مینی گیم بازیکن را ملزم می کند تا با سوزن در حال چرخش، به نواحی سبز یا آبی ضربه بزند. در صورتی که بازیکن به ناحیه مناسب ضربه نزند، با شوک الکتریکی مواجه می شود یا زنگ خطر به صدا درمی آید. ولی از طرفی، هک موفقیت آمیز باعث کاهش قیمت های ماشین های فروش یا دریافت کمک از برجک های دفاعی می شود. همچنین، مینی گیم جدید به بازیکن این امکان را می دهد که در حین هک کردن، به مبارزه بپردازد و این کار را از فاصله دور هم انجام دهد. بازی BioShock 2 دارای قابلیت بازی چند نفره برای حداکثر 10 بازیکن است که به طور مستقل از حالت تک نفره طراحی شده و داستانی را پیش از بازی اول روایت می کند. بازیکنان می توانند با کسب امتیاز بالا از طریق کشتار دشمنان و پیروزی در مسابقات به آرشیو پیام های رادیویی اضافی دسترسی پیدا کنند که داستان جنگ داخلی میان اسپلایسر ها و نیروهای امنیتی در زمان اندرو رایان را روایت می کند. حالت های چند نفره بازی BioShock 2 شامل Capture and Hold، Capture the Sister، Adam Grab و همچنین Deathmatch و Team-Deathmatch هستند.
6) 2011 – Dead Space 2

در حالی که بازی ترسناک Dead Space 2008 را می توان کمی ناپخته در نظر گرفت، توسعه دهنده ویسرال گیمز و الکترونیک آرتز با دقت و حساسیت بیشتری روی ساخت نسخه دوم کار کردند و در نتیجه Dead Space 2 به اثری بی نقص در زمان خودش تبدیل شد. نسخه دوم بازی Dead Space بعد از انتشار تریلر جنجالی از مبارزات گسترده آیزاک کلارک در فضایی بیگانه به عنوان یک بازی اکشن سوم شخص، علمی تخیلی و ترس و بقا، سرانجام در اوایل سال 2011 توسط ویسرال گیمز و EA برای کنسول های نسل هفتمی و کامپیوتر منتشر شد. این بازی که ترکیبی از وحشت، اکشن و فضای تنش زا است، به خوبی نمونه ای عالی از ساخت یک دنباله موفق به شمار می آید.
داستان بازی Dead Space 2 سه سال پس از اتفاقات نسخه اول روایت می شود؛ جایی که شخصیت اصلی داستان، آیزاک کلارک، در ایستگاه فضایی خالی از سکنه Sprawl که در میان خرده ریزهای تایتان، یکی از قمرهای سیاره زحل قرار دارد، از خواب بیدار می شود. او در حالی که لباس بیماران روانی را به تن کرده است، هیچ خاطره ای از سه سال گذشته خود ندارد. آیزاک کلارک دوباره در مرکز داستان قرار دارد، اما چیزی که در بازی می بینیم، او دیگر به طور کامل فرمانبر نیست و در این نسخه حین برخی از سکانس های بازی حتی کلاهش را برمی دارد و صحبت می کند. بازی دارای معماهای فوق العاده ای است که مهارت های مهندسی آیزاک را به چالش می کشد و به شما امکان می دهد تا کمی ابتکار به عمل داشته باشید. همچنین مینی گیم های متعددی در بازی وجود دارد که برخی از آن ها با معما ترکیب شده اند. داستان بازی در نسخه دوم بسیار پیچیده تر شده و عناصری از مخفی کاری هم در آن وجود دارد.
از نظر ساختار گیم پلی، بازی Dead Space 2 به همان قواعد پی ریزی شده در نسخه اول بازی پایبند مانده است. در این بازی تیراندازی از زاویه سوم شخص انجام می شود و دوربین روی شانه راست آیزاک کلارک، قهرمان داستان بازی قرار دارد. همراه با لباس مخصوص شخصیت اصلی داستان به نام RIG Suit، توان آیزاک از طریق لوله ای در راستای ستون فقرات او با رنگ های نئونی براق نمایش داده می شود. این رنگ زمانی که آیزاک در سلامتی کامل است به رنگ نیلی، وقتی آسیب زیادی دیده و سلامتی کم شده به رنگ زرد و در نهایت زمانی که شما با مرگ فاصله چندانی ندارید به رنگ قرمز دیده می شود. این روش بررسی وضعیت سلامت کاراکتر به نحوی از نوآوری های این سری بازی به شمار می آید که مشابه آن در بازی دیگری دیده نشده است. به علاوه در بخش بالایی نوار سلامتی یک نیم دایره قرار دارد که میزان توانایی آیزاک برای آرام کردن حرکات دشمنان و یا هر شی متحرکی را نشان می دهد که همان قابلیت Stasis Module است.
پس از شروع بازی و سکانس آسانسور، تازه کابوس شما آغاز شده است و هیچ فرصتی برای آرامش نخواهید داشت. موجودات فضایی خطرناکی به نام نکرومورف ها از هر سمتی به طرفتان حمله ور می شوند و اگر به دستشان بیفتید، به طرز وحشتناکی کشته می شوید. الکترونیک آرتز از نمایش خشونت در این بازی فضایی هیچ ابایی ندارد و خشونت های بی پرده در همان ابتدای بازی خودشان را نشان می دهند و نمی گذارند که شما لحظه ای آرامش داشته باشید. حتی وقتی که موجودات ترسناک حضور ندارند، جو پر از مرگ و خون در ایستگاه فضایی حس اضطراب را به شما القا خواهد کرد. فضاسازی در بازی Dead Space 2 با بهترین کیفیت ممکن انجام شده است و جزئیات، بافت ها، دودهای ناشی از کارکرد وسایل مختلف، بخارهای حاصل از دمای محیط، چکه های آب و لاشه های مردگان به خوبی به تصویر کشیده شده اند.
در این نسخه بازی شما می توانید با خلاقیت بیشتری دشمنان را از بین ببرید. مثلاً فقط با تیر زدن به سمت آن ها اکتفا نکنید و آن ها را به آتش بکشید و یا با برق نابود کنید و دقیقا مثل بازی بایوشاک، انتخاب های بیشتری در اختیارتان قرار می گیرد که باعث بالا رفتن جذابیت بازی می شود. همچنین یک سیستم تخریب پذیری جدید برای محیط طراحی شده است که به شما امکان می دهد تا هر چیزی را که می بینید نابود کنید و بیشتر حس واقعی بودن را منتقل می کند، طوری که انگار خودتان در ایستگاه فضایی جهنمی حضور دارید. به علاوه شما می توانید با استفاده از تکه های جدا شده و یا بقایای دشمنان مرده روی زمین به عنوان سلاح در مقابل دشمنان استفاده کنید. با Dead Space 2، با تمرکز به عواملی که موفقیت مبارزات الهام گرفته شده از رزیدنت اویل 4 در بازی اول را رقم زد و با ارائه داستانی عمیق تر و شخصی تر، به خوبی می دانست که چه می خواهد و به هدفش هم رسید و به راحتی بهترین تجربه در این فرانچایز را خلق کرد.
علاوه بر این، بازی Dead Space 2 یک حالت چند نفره 4v4 را هم معرفی کرد که تنها فرصت در این سری بازی برای تجربه به عنوان یکی از موجودات ترسناک نکرومورف بود. کمی پس از انتشار بازی، یک بسته الحاقی هم برای آن منتشر شد که به نوعی با اسپین آف کمتر شناخته شده ولی جذاب Dead Space: Extraction متصل می شد و بیشتر از آنچه که بازی اصلی را به یک تجربه عالی تبدیل کرده بود، ارائه می داد. در حالی که این فرانچایز محبوب پس از انتشار بازی Dead Space 3 در سال 2013 دچار کمی افت شد و در نهایت از بین رفت، هیچ کس نمی تواند انکار کند که عنوان دوم حتی با عمر 15 ساله اش به طور قابل توجهی جزو یکی از بهترین بازی های ترسناک منتشر شده در آن سال ها به شمار می آید.
7) 2011 – Dead Island

بازی جزیره مردگان یا Dead Island یک عنوان اکشن بقا و ترسناک اول شخص با عناصر نقش آفرینی است که توسط استودیو Techland و Deep Silver در سال 2011 برای کنسول های نسل هفتمی و کامپیوتر منتشر گردید. داستان بازی در جزیره ای دور افتاده و گرمسیری رخ می دهد که در آن یک اپیدمی گسترده از حملات زامبی ها به وقوع پیوسته است. حالا شما باید با هر سلاحی که دم دستتان است با دشمنان زامبی مبارزه کنید تا کمی بیشتر زنده بمانید. در بازی جزیره مردگان شما می توانید از بین چهار شخصیت مختلف، کاراکتر مورد نظرتان را انتخاب کنید و وارد میدان شوید. قهرمان شما در بازی در شرایطی چشمانش را باز می کند که در محاصره افرادی قرار دارد که به زودی قرار است تبدیل به زامبی های خطرناکی شوند. حالا شما باید دقیقا یادتان بیفتد که چه اتفاقی افتاده است و چرا در این جزیره عجیب گرفتار شده اید. زیره مرموز بازی در نزدیکی منطقه ای در پاپوآ گینه نو قرار دارد که حالا به دست زامبی ها افتاده است. دلیل حضور زامبی ها در این جزیره هنوز مشخص نیست، ولی ظاهرا شما هیچ راهی جز زنده ماندن ندارید که البته می توانید به دیگران هم کمک کنید تا به صورت تیمی شانس بیشتری داشته باشید.
شما به عنوان یک فرد غیر مسلح، سلاح های پیشرفته در اختیار ندارید، ولی می توانید با استفاده از چیزی که دم دستتان دارید زامبی ها را از بین ببرید. در بازی ترکیب های مختلفی در اختیارتان قرار دارد و شما می توانید دشمنان را حتی با شوکر برقی و یا روش های دیگری غافلگیر کنید. نحوه مبارزات در شخصیت انتخابی شما براساس مهارت خودتان است، اما هر شخصیت مجموعه ای از آمار و مهارت ها را دارد و به علاوه شاخص خستگی هم در نظر گرفته شده است. در طول بازی شخصیت اصلی می تواند به نقاط مختلف جزیره از قبیل جنگل ها، هتل های مجلل و سواحل وسیع سفر کند. علاوه بر دشمنان اصلی بازی که زامبی ها هستند، شما با افرادی که آلوده نیستند هم تعامل خواهید کرد. برخی از این افراد دسته و گروه هایی تشکیل داده اند و در حالت سرقت هستند، در حالی که برخی از بازماندگان در تلاش برای بقا هستند.
داستان اصلی و ماموریت های بازی در مجموع شامل 150 مورد هستند و همچنین اشیای زیادی برای اکتشاف در جزیره وجود دارد. از طرفی در بازی شما می توانید به صورت گروهی با دیگران بازی کنید و یا حتی تجربه ای تعاملی ایجاد کنید که به شما اجازه می دهد در هر زمانی بدون خارج شدن از حالت تک نفره به بازی دیگران ملحق شوید و یا آن را ترک کنید. همچنین در کنار حالت همکاری که حداکثر برای چهار نفر طراحی شده است، بازی Dead Island حالت های کلاسیک چند نفره را هم ارائه می کند. اگر دنبال یک بازی ترسناک در حد سریال لاست هستید، بهتر است هر چه زودتر به سراغ تجربه یکی از بهترین بازی های ترسناک زامبی محور یعنی Dead Island بروید و حسابی انرژی خودتان را با کشتن گله ای از زامبی ها تخلیه کنید.
8) 2012 – Resident Evil Operation Raccoon City

بسیاری از گیمرهای قدیمی برای اولین بار طعم ترس را با بازی های Resident Evil تجربه کرده اند. وقتی که ترسیده و سرگردان در عمارت اسپنسر، شهر نفرین شده راکون سیتی و یا دهکده مخوفی در اسپانیا اولین ماجراجویی خود را شروع کردیم، هیچ وقت نمی دانستیم که رزیدنت اویل تا این حد روی ژانر ترسناک و اکشن تاثیر می گذارد. تا به حال نسخه های زیادی از Resident Evil به بازار عرضه شده اند و علاوه بر شماره های اصلی، شاهد نسخه های اسپین آف مختلفی از این سری توسط کپکام بوده ایم. معمولاً این قسمت های جانبی به شکلی طراحی شده اند که داستان های انحصاری خود را دارند و آسیبی به نسخه اصلی نمی زنند و حتی در بسیاری از موارد اطلاعات تکمیلی را در اختیار بازیکنان می گذارند که در درک بهتر نسخه های قبلی بازی بسیار موثر خواهد بود. بازی جذاب Resident Evil Operation Raccoon City یکی از قسمت های اسپین آف از دنیای بازی های رزیدنت اویل است.
این عنوان توسط کمپانی بازی سازی Slant Six Games و تحت نظارت کپکام برای کنسول های نسل هفتمی PS3 و XBOX 360 و کامپیوتر منتشر شد. این اولین باری بود که کمپانی معروف Capcom تصمیم گرفته بود ساخت یک نسخه از فرانچایز خود را به سازندگان سری بازی های SOCOM واگذار کند. داستان بازی رزیدنت اویل راکون سیتی در شهر معروف راکون جریان دارد که اتفاقات مابین نسخه های Resident Evil 2 و Resident Evil 3 را به تصویر می کشد. این شهر که به دلیل ویروس ناشناخته ای که در واقع سلاح بیولوژیکی ساخته شده توسط شرکت آمبرلا بوده، حالا به مرکز هرج و مرج و آشوب و نابودی مبدل گشته است. در این بازی شما کنترل یکی از شخصیت های گروه U.S.S را به عهده می گیرید که قبلاً در نسخه های اصلی وجود نداشتند و توانایی تغییر داستان نسخه های اصلی بازی را دارند. شما ماموریت دارید آثار به جا مانده از شرکت آمبرلا را پاکسازی کنید و تمامی بازماندگان را از بین ببرید. در واقع نیروهای USS همان دشمنان شخصیت هایی هستند که در بازی رزیدنت اویل 2 و 3 کنترل آن ها را به عهده داشتیم و به این شکل توسعه دهندگان یک درگیری سه جانبه بین نیروهای USS، نیروهای ویژه ایالات متحده و هیولاهای ژنتیکی اصلاح شده شرکت آمبرلا را به تصویر کشیده اند.
خوشبختانه برای درک داستان بازی لازم نیست نسخه های قبلی را تجربه کنید، زیرا بازی جدید رزیدنت اویل شخصیت های جدیدی را معرفی کرده است و تنها به یادآوری وقایع گذشته پرداخته است. این عنوان ما را به مکان هایی خواهد برد که در قسمت های دوم و سوم این فرانچایز شناخته شده اند و به علاوه با شخصیت های اصلی داستان هم آشنا می شویم. این بازی در کنار ترس و وحشت سری رزیدنت اویل ترکیبی از شوتر را در خود گنجانده است که شما باید تمامی بقایای آزمایش های شرکت آمبرلا که حاصل ویروس T هستند را از بین ببرید و البته با هیولاهای معروف این سری از جمله هیولای ویلیام برکین و نمسیس مبارزه کنید. در طول مبارزات بازی امتیازات بالایی دریافت می کنید که برای آزادسازی سلاح ها و قابلیت های جدید مورد استفاده قرار می گیرد. جوخه نیروهای USS شامل هشت نیروی مختلف است که می توانید قبل از هر مأموریت شخصیت مورد نظرتان را انتخاب کنید که هر کدام از شخصیت ها دارای مهارت ها و سبک های مبارزه کاملاً متفاوتی هستند.
امکان تجربه بازی به صورت تک نفره و یا به شکل تیمی با حداکثر 4 نفر فقط به صورت آنلاین برای کنسول و کامپیوتر وجود دارد. به علاوه یک حالت چند نفری دیگر هم وجود دارد که در آن علاوه بر زامبی های شهر راکون سیتی با سایر بازیکنان هم درگیر می شوید. در یکی از حالت های جذاب بازی شما در نقش شخصیت های قدیمی بازی با دشمنانی که توسط هوش مصنوعی کنترل می شوند مبارزه خواهید کرد. گرافیک بازی به طور قابل توجهی بهبود پیدا کرده است و فضای ترس و اضطراب را به خوبی منتقل می کند. در طراحی محیط ها و خلق مکان های بازی سعی شده است تا از المان های معروف سری رزیدنت اویل استفاده شود. محیط های تاریک، مکان های تخریب شده و هر المان دیگری که باعث می شود تا شما وجود آشوب و هرج و مرج را در شهر راکون سیتی حس کنید. اگر از طرفداران دو آتشه بازی های رزیدنت اویل هستید، تجربه Resident Evil Operation Raccoon City به عنوان یکی از بهترین بازی های ترسناک دهه 2010 میلادی را از دست ندهید.
9) 2012 – Telltale’s The Walking Dead

صدای غرش موجودات عجیبی به گوشتان می رسد؛ گویی دنیای به لبه پرتگاهی رسیده است که نقطه بازگشتی ندارد. تا به خودتان می آید، احتمالا در حال فرار از دست یک زامبی هستید و تازه یادتان می آید که چقدر همه چیز قبل از این اتفاقات جور دیگری بود و دل خوشی داشتیم. سری فرانچایز مردگان متحرک از اولین آثاری بود که توانست بدون کم و کاست دنیای آخرالزمانی با حضور زامبی ها را به نمایش بگذارد. هنوز معلوم نیست چرا هر کسی که گاز گرفته می شود و یا حتی می میرد به زامبی تبدیل می شود و تا به خودتان بجنبید، در هر کوچه و خیابانی دسته ای از زامبی ها شما را تعقیب خواهند کرد. زمانی که شبکه AMC دست به ساخت سریال مردگان متحرک زد، کمتر کسی انتظار داشت یک سریال با محوریت آخرالزمان و دنیای زامبی ها در بین هواداران تا این حد محبوب شود. در همین اوضاع، کمپانی بازی سازی Telltale که پیشتر تجربه ساخت بازی های ماجراجویی اپیزودیک مثل Strong Bad’s Cool Game for Attractive People و Sam & Max را در کارنامه خودش داشت، با ساخت بازی The Walking Dead به موفقیت قابل توجهی دست پیدا کرد.
این بازی که بر اساس کمیک مردگان متحرک ساخته شده است، شبیه اقتباس سریال تلویزیونی آن نیست و داستانی مستقل را در همان جهان واکینگ دد روایت می کند. شما در این بازی با گروهی از شخصیت های دوست داشتنی روبرو می شوید و داستان یکی از آنها احساسی ترین تجربیاتی است که می توانید از یک بازی داستان ترسناک انتظار داشته باشید. با انتشار بازی لست اف آس در سال بعد از آن مشخص شد که داستان های بازی های ویدیویی و به ویژه بازیگری آنها اکنون به سطحی هم تراز با سینما رسیده است. در واقع داستان های بازی ها برای دهه ها فوق العاده بودند، ولی نبود بازیگری مناسب باعث می شد بازی ها در نظر مخاطبان عادی جلوه کنند. اما با انتشار بازی Telltale’s The Walking Dead این مشکل تا حدودی حل شد.
داستان بازی درباره لی اورت، یک محکوم فراری از دست پلیس است که ناگهان در شرایطی خطرناک و هجوم یک زامبی مجبور به دفاع از خود می شود و سپس از مهلکه می گریزد. در راه، او با بچه یتیمی به نام کلمنتاین برخورد می کند که در حال فرار و پنهان شدن از دسته زامبی ها است و اینجا لی به طور ناگهانی تصمیم می گیرد تا در ماجراجویی خودش کلمنتاین را هم ببرد و از او محافظت کند. در طول پنج اپیزود، ارتباط بین بازیکنان و شخصیت ها فراتر از برند بازی واکینگ دد که به آن وابسته بود، گسترش پیدا کرد و امروز کمتر کسی را می بینیم که با یادآوری این بازی لبخند تلخی بر لبش نشسته باشد. از این بازی سه عنوان دیگر هم ساخته شد که باعث شد تل تیل گیمز به عنوان نیرویی تاثیرگذار در زمینه روایت های بازی معرفی شود. بنابراین می توانیم بدون تعصب بازی مردگان متحرک را یکی از بهترین بازی های ترسناک منتشر شده در دهه ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۰ در نظر بگیریم.
بعد از اتفاقات آخرالزمانی که دنیا را تا یک قدمی نابودی برد، زندگی کلمنتاین برای همیشه عوض شد و حالا به همراه عده ای دیگر به هتلی کوچک پناه برده است. اما این مکان هم لو می رود و به ناچار باید آنجا را ترک کند. حالا او به دنبال پدر و مادرش می گردد و در آخر با حقیقتی روبرو می شود که حتی یک لحظه هم نمی تواند خودش و زندگی اش را ملامت کند. متاسفانه روایت داستانی بازی The Walking Dead ساخته استودیو Telltale به حدی بزرگ و طولانی شد که در طی یک اتفاق غیرمنتظره و میانه های فصل پایانی بازی دچار ورشکستگی شد. اما حالا با کمک دارنده حقوق نشر بازی، کمپانی Skybound Entertainment، فصل پایانی بازی طبق برنامه منتشر شد و از آن زمان Telltale گیمز تحت مدیریت جدید دوباره تاسیس شده است. هنوز معلوم نیست که کمپانی جدید تل تیلز چه برنامه هایی در سر دارد و آیا بازی جدیدی ساخته می شود، اما با اعلام خبر ساخت فصل دوم بازی The Wolf Among Us می توانیم امیدوار باشیم که این کمپانی آینده روشنی در ادامه مسیر بازی سازی خواهد داشت.
10) Resident Evil Revelations – 2012

فواصل بین دهه 2010 تا ابتدای 2020 کمپانی های بازی سازی پیشتاز مثل کپکام حسابی سرشان شلوغ بود و پرسرهم بازی های رزیدنت اویل ساخته شد که برای اولین بار Resident Evil Revelations به عنوان یک خط داستانی جداگانه از سری رزیدنت اویل قصد داشت تا دوباره مفهوم ترس و بقا را به خانه های طرفداران بیاورد. بازی رزیدنت اویل رولیشن یک بازی ویدئویی در سبک ترس و بقا بود که در سال 2012 توسط کمپانی Capcom در ابتدا برای کنسول Nintendo 3DS عرضه شد و پس از استقبال بالای طرفداران، برای تمامی کنسول های نسل هفتمی و کامپیوتر با کیفیتی بسیار بالاتر منتشر شد. داستان بازی رزیدنت اویل رولیشن 1 در ادامه حوادث رزیدنت اویل 4 رخ می دهد و ماجراجویی های دو مامور مبارزه با تروریسم، کریس ردفیلد و جیل ولنتاین، را دنبال می کند. آن ها در تلاشند تا حقیقت پشت یک سازمان بیوتروریستی را که قصد دارد اقیانوس های زمین را با یک ویروس خاص آلوده کند، کشف کنند. این بازی دارای یک حالت تک نفره است که بازیکنان باید مجموعه ای از داستان های مختلف را به پایان برسانند. داستان های بازی شامل حل کردن معماها و شکست دادن دشمنان مختلف است و شما باید در نقش کریس ردفیلد و جیل ولنتاین و همراهشان سرنخ های خرابکاری سازمان بیوتروریستی را کشف کنید تا به هدفتان نزدیک تر شوید. بعلاوه، در بازی یک حالت چند نفره وجود دارد که بازیکنان می توانند در سناریوهای تغییر یافته از بخش تک نفره بازی کنند.
تمرکز اصلی داستان بیشتر روی کریس ردفیلد و جیل ولنتاین است که برای پیدا کردن سوالاتشان در حال گشت زنی در کشتی مرموز و عجیبی به نام Queen Zenobia هستند. بازی به چند بخش مختلف تقسیم شده که هر کدام بازه زمانی خاصی را به خود اختصاص داده اند. در شروع بازی، جیل ولنتاین با همکار جدیدش پارکر لوسیانی مشغول به کار در BSAA هستند. در طرف دیگر داستان، روی کریس ردفیلد با همکار جدیدش و مابقی اعضای جدید تیم BSAA متمرکز شده است. زاویه دید بازی مثل دو عنوان اخیر Resident Evil 4 و Resident Evil 5 به شکل سه بعدی و سوم شخص طراحی شده است، اما اکشن بازی بیشتر به نسخه های قدیمی آن شباهت دارد. بازیکنان در این نسخه برای یک بار دیگر در محیط زیبا و مجلل شبیه به عمارت بازی رزیدنت اویل 1 مشغول به کاوش می شوند که باید پازل های مختلفی را حل کنید و همچنین دشمنان زیادی از هیولاهای Bio Organic Weapon یا به اختصار B.O.W در مسیرتان قرار خواهند گرفت که قدرت بدنی بالایی دارند و شما باید تصمیم بگیرید که چه زمانی با دشمنان درگیری شوید و یا ترجیح بدهید از دست آن ها فرار کنید.
بازی تلفیقی از ترس و بقا و اکشن بوده که در آن دوباره شاهد زامبی های موجود در نسخه های قبلی سری و انواع هیولاها از جمله سگ های زامبی هستیم. میزان مهمات در بازی تا حدودی منطقی تر شده است و لازم نیست برای برداشتن تیر اضافی دائماً در اتاق ها و راهروها برای خودتان گشت زنی کنید. در بازی برای اولین بار دستگاه جدیدی به نام Genesis در اختیارتان قرار داده شده است که به کمک آن میتوانید برای پیدا کردن آیتم های مخفی از قبیل مهمات و یا اسکن دشمنان استفاده کنید. پس از این، هر دشمن چند درصد امتیاز دریافت خواهید کرد که اگر به 100 درصد برسد، یک گیاه جدید به شما داده می شود. سیستم ذخیره سازی وسایل در بازی به طور کلی تغییر کرده است و محدودیت های جدیدی دارد. مثلاً حداکثر می توانید سه سلاح و پنج گیاه را به همراه داشته باشید و باید سایر سلاح های اضافی خودتان را در کمدهای خاصی بگذارید. اما از طرفی کلیدها و ابزار مورد نیاز برای انجام مراحل فضایی، در اینونتوری شما اشغال نخواهند کرد.
سیستم ارتقای سلاح در بازی مشابه عنوان Resident Evil: The Mercenaries 3D است و می توانید هر ارتقا را روی سلاح دلخواهتان استفاده کنید و یا آن را با قابلیت دیگری تعویض کنید. هر کدام از سلاح های بازی تا مقدار محدودی قابل ارتقا دارند که براساس نوع سلاح فرق دارد. از قابلیت های در دسترس پس از ارتقای هر سلاح می توان به ارتقای قدرت شلیک، افزایش سرعت شلیک تیر و حتی خشاب بزرگ تر اشاره کرد و حتی قابلیت های اضافی شلیک دو تیر بعد از هر بار کشیدن ماشه در دسترس قرار دارد. بخش اکشن محور جدیدی به نام Raid جایگزین بخش Mercenaries شده است که برای اولین بار در بازی Resident Evil 4 معرفی شده بود. در این بخش شما با ملتی از زامبی ها مواجه می شوید و بزرگ ترین تفاوت آن با حالت Mercenaries قدیمی، حذف تاکید شدید روی محدودیت زمانی برای اتمام مراحل است. بدین منظور برای پایان هر مرحله باید تمامی دشمنان را از بین ببرید و البته باید حواستان بیشتر جمع باشد تا در حین درگیری کشته نشوید. این بخش را می توانید به صورت تک نفره و یا چند نفره تجربه کنید. امتیازهایی که براساس عملکرد شما در این بخش هستند، براساس BP محاسبه می شوند و می توانید از آن برای خرید ارتقا سلاح ها و بالابردن سطح خودتان استفاده کنید.
11) 2012 – Resident Evil 6

کپکام در حالی که ماموریت ساخت Resident Evil Operation Raccoon City را به شرکت دیگری سپرده بود، خودش با آرامش روی جدیدترین بازی رزیدنت اویل کار می کرد که اولین بار تریلر معرفی آن در نمایشگاه E3 منتشر شد و انتظارات طرفداران را تا حد زیادی بالا برد. در اواخر سال 2012 بازی ترسناک و اکشن Resident Evil 6 توسط تیم اختصاصی کپکام برای کنسول های نسل هفتم و سپس کامپیوتر منتشر شد که اتفاقات مابین سال های 2012 و 2013 را روایت می کرد و حدود 15 سال از وقایع راکون سیتی گذشته بود. بازی رزیدنت اویل 6 از مسیر دو بازی قبلی اویل 4 و 5 پیروی نمی کند و در نتیجه زامبی ها و ویروس مرموز T دوباره به این سری برگشته اند.
بازی در بخش داستانی روی چهار شخصیت مختلف تمرکز می کند که با تهدید جهانی بیوتروریسم روبرو می شوند. لئون اسکات کندی؛ مامور سابق اداره پلیس راکون و از بازماندگان وقایع راکون سیتی که نجات دختر رئیس جمهور آمریکا را هم در پرونده اش دارد، به همراه هلنا هارپر درگیر تحقیقات درباره همه گیری ویروسی کشنده در منطقه Tall Oaks هستند. در حالی که کریس ردفیلد در دو بازه زمانی اول به شرق اروپا و سپس به چین می رود تا از زنی مامور که شباهت عجیبی به ایدا وانگ دارد و در کشتار نیروهای او در اروپا دست داشته است، انتقام بگیرد. در سوی دیگر، شخصیت جدیدی به نام جیک مولر به همراه یک مامور دولتی به نام شری برکین (دختر ویلیام برکین در بازی رزیدنت اویل 2) قصد دارند تا با استفاده از نمونه سلولی و خون جیک درمان ویروس را پیدا کنند و در این مسیر با دشمنان مختلفی روبرو می شوند.
براساس داستانی که انجام می دهید، ماهیت بازی تغییر پیدا می کند. برای مثال در کمپین لئون، بازی بیشتر روی ترس و بقا تمرکز می کند، در حالی که کمپین کریس بیشتر بر اکشن و تعقیب و گریز متمرکز است. در بخش جیک مولر هم ترکیبی از هر دو ژانر را می بینیم که به نوبه خود قابل توجه است. پس از تکمیل هر سه کمپین اصلی، می توانید به چهارمین بخش داستانی دسترسی پیدا کنید که در آن کنترل شخصیت کلیدی ایدا وانگ را به عهده می گیرد. برخلاف سایر شخصیت های بازی، ایدا وانگ به تنهایی ماموریت هایش را انجام می دهد که ترکیبی از مخفی کاری و ترس و بقا است. به جرات می توان گفت که اولین بار است که کپکام یک بازی سریالی ساخته که دقیقا مثل سری فیلم های مارول، همه شخصیت ها علیه یک نیروی بیگانه مشترک می جنگند ولی خط داستانی جداگانه ای دارند. اگر یادتان باشد، لئون در رزیدنت اویل 4 می توانست با لگد به دشمنان ضربه بزند و یا یک حرکت suplex را روی آنها اجرا کند و همزمان کیک آپ (همان تایتانی) را انجام دهد. حالا در رزیدنت اویل 6 شما می توانید حرکات پیشرفته تری را هم امتحان کنید و ناگهان می بینید که تیرهایتان تمام شده است، ولی می توانید با مشت و لگد به جان دشمنان بیفتید و تمامی کاراکترهای بازی خوشبختانه رزمی کارهای حرفه ای هستند که از باشگاه درآمده و دنبال دعوا می گردند.
این بار ویروس مرموز C-VIRUS، دسته گل جدید شرکت آمبرلا که در بازی با نام NEO UMBRELLA شناخته می شود، نوع جدیدی از دشمنان زامبی را به وجود آورده است. نوع جدید از دشمنان با نام J’avo حریفان قدرتمند و باهوشی هستند که توانایی استفاده از سلاح گرم را دارند و حتی می توانند اعضای آسیب دیده خود را ترمیم کنند. نوع دیگری از زامبی های کلاسیک حالا می توانند به سمت شما بدوند و حتی پرش انجام بدهند. انگار با پیشرفت هر نسخه رزیدنت اویل، زامبی ها از آن جنازه های بی حال و مردنی تبدیل به دشمنانی قدرتمند شده اند که حتی هوش بالایی هم دارند. بدترین نوع دشمنان بازی قطعا Rasklapanje ها هستند که تنها باید با شلیک قطعات بدن آنها را جدا کنید و سریعا از محل دور شوید؛ چرا که این دشمنان اصلا نمی میرند و دوباره سر هم می شوند و وقتی در چین مراحل بازی را پیش می برید، به کابوس شما تبدیل خواهند شد. طبق سنت همیشگی در بازی، بخش Mercenaries قرار دارد که می توانید به صورت انفرادی و یا در حالت آنلاین با 6 نفر دیگر بازی کنید. در این بخش زامبی ها به صورت گروهی به سمت شما حمله ور می شوند و باید سعی کنید تا می توانید آنها را عقب نگه دارید. همچنین بخش چندنفره دیگری هم در بازی وجود دارد که حداکثر هشت بازیکن را در مقابل هم قرار می دهد.
تم اصلی گیم پلی بازی برگرفته از بازی های شوتر است که محدودیت های قبلی تیراندازی حذف شده و حالا شما می توانید در حین حرکت هم تیراندازی کنید و یا روی زمین شیرجه بزنید و در حالت خوابیده به سمت دشمنان تیراندازی کنید که انگار فیلم Bad Boys ویل اسمیت را در بازی گنجانده اند. از طرفی تا دلتان بخواهد مهمات در بازی وجود دارد، طوری که گاهی اوقات اینونتوری شما کاملا پر می شود و مجبورید قید چند آیتم را هم بزنید. نوار سلامتی شما به وسیله کپسول های کوچکی در بازی نمایش داده می شود که در مواقع آسیب به سرعت کم می شوند و باید از اسپری ها برای بازیابی سلامتی استفاده کنید. البته گلدان های سبز و قرمز همچنان در بازی وجود دارند و می توانید با ترکیب آنها قرص های ترمیم کننده بسازید و اگر اسپری نداشتید، آنها را مصرف کنید. همچنین علاوه بر نوار سلامتی، یک نوار انرژی هم برای بازیکن تعبیه شده است و در صورت دویدن های بیش از اندازه و یا کتک کاری زیادی با دشمنان، انرژی شما کم می شود و باید در جای امنی بایستید تا نفسی تازه کنید.
از طرفی دسترسی به آیتم ها بسیار آسان بوده و می توانید در یک چارت صلیبی شکل آیتم ها را بردارید و یا سلاحتان را تغییر دهید. متاسفانه مثل بازی Resident Evil 5 امکان ارتقا خاصی برای سلاح ها در نظر گرفته نشده است و طوری نیست که با ارتقا سلاح و یا مثلا داشتن یک دوربین مادون قرمز حس خوبی را تجربه کنید. اما از طرفی طراحی گرافیکی بازی به لطف ارتقای موتور بازی سازی MT Framework بسیار با کیفیت و واقع گرایانه است و تا حدودی تخریب پذیری در بازی هم رعایت شده است. اگر دنبال یکی از بهترین بازی های ترسناک در سال 2012 می گردید، عنوان رزیدنت اویل 6 کپکام هنوز هم با کم و کاستی هایش ارزش تجربه مجدد را دارد. اثری که توانست با موفقیت هر سه ژانر ترس و بقا، اکشن تیراندازی و مخفی کاری را با هم ترکیب کند و بازیکنان در کنار تجربه داستان دنباله دار تهدید جهانی C-VIRUS، اوقات خوشی را تجربه خواهند کرد.
12) 2013 – The Last of Us

بدون شک پس از رزیدنت اویل که یک فرانچایز درست و حسابی با موضوع اتفاقات آخرالزمانی و زامبی ها بود، بازی The Last of Us توانست نوع دیگری از ترس را در ذهن مخاطبان ایجاد کند. ترسی که از آلودگی میکروبی گیاهان می آید و اصلاً ربطی به ویروس ندارد. انسان هایی که به محض آلوده شدن تغییر شکل می دهند و با ظاهری شبیه درخت های متحرک در گوشه و کنار دنیای بازی خودشان می چرخند و هیچ راه فراری از این فاجعه دسته جمعی وجود ندارد. شاهکار ناتی داگ با رویکردی متفاوت نسبت به اتفاقات آخرالزمانی، جنگی را نشان می دهد که انسان ها هیچ وقت در آن پیروز نمی شوند و صرفاً کمی بیشتر زنده می مانند. در انتهای نسل هفتم کنسول های بازی های رایانه ای، کنسول پلی استیشن 3 میزبان یکی از بهترین بازی های قرن بود. عنوان اکشن و ترس و بقا The Last of Us Part I توسط کمپانی سرشناس ناتی داگ، سازنده سری بازی های آنچارتد و Daxter و Sony Computer Entertainment در سال 2013 به طور انحصاری برای کنسول PS3 منتشر شد که در آن زمان حسابی سر و صدا به راه انداخت. این بازی در زمان انتشار یکی از گرافیکی ترین بازی های ترس و بقا بود که قدرت واقعی کنسول سونی را به نمایش می گذاشت. لست اف آس داستان جوئل و الی، دو بازمانده در دنیای پسا آخر زمانی را دنبال می کند که به وسیله یک عفونت قارچی مرگبار، بیشتر جمعیت زمین تبدیل به موجودات ترسناک و زامبی مانند به نام Infected شده اند.
داستان بازی The Last of Us Part I روایتگر داستان عمیق و احساسی درباره بقا، فقدان و رستگاری است. بازی در سال 2033، بیست سال پس از شیوع یک عفونت قارچی که جهان را به ویرانی کشانده و بشریت را در آستانه انقراض قرار داده، روایت می شود. در داستان، جوئل به عنوان یک قاچاقچی در خدمت نیروهای فایرفلای به تصویر کشیده می شود که ماموریت دارد الی، دختری که ممکن است کلید درمان این عفونت قارچی را در اختیار داشته باشد، به گروهی از دانشمندان در منطقه ای امن برساند. بخش داستانی بازی پر از شخصیت های به یاد ماندنی، پیچش های غیرمنتظره و لحظات احساسی و درگیرکننده است که بازیکنان را به طور عمیق در جهان بازی و شخصیت های آن درگیر می کند.
داستان بازی The Last of Us Part I حول محور دو شخصیت اصلی، جوئل و الی می چرخد. جوئل مردی است که در طول سال ها با از دست دادن عزیزانش و تحمل سختی های بسیار، زخم های عاطفی عمیقی را تجربه کرده است. از آن طرف، الی دختری نوجوان است که در برابر بیماری مرگبار قارچی که تقریباً بشریت را نابود کرده است، مصونیت دارد. بازی به بررسی رابطه عمیق و پیچیده ای می پردازد که به مرور بین دو شخصیت داستان شکل می گیرد و در طول سفرشان شاهد رشد و تحول هر دو هستیم. با اینکه دنیای بازی بسیار تاریک و ناامید کننده است، ولی رابطه ای که بین جوئل و الی ایجاد می شود، به مانند نوری از امید در پس ویرانه های شهر به ما توان ادامه دادن مسیرمان را می دهد. لست اف اس ترکیبی از اکشن، ترس و بقا و مخفی کاری است که باید در حین عبور از موانع مختلف و مبارزه با دشمنان ریز و درشت، منابع خودتان از آیتم های درمانی و مهمات را مدیریت کنید، به این دلیل که منابع در دنیای بازی به شدت محدود است. از طرفی، مبارزه با دشمنان مختلف، چه از انسان ها و حتی هیولاهای جهش یافته، به شما فرصت می دهد تا از روش های مختلفی برای مقابله با خطرات در بازی بهره ببرید.
بازی ترکیبی از گیم پلی اکشن، ترس و بقا و مخفی کاری را ارائه می کند که تجربه ای پرتنش و جذاب از حضور در دنیای پساآخر زمانی را به مخاطب منتقل می کند. بازیکنان باید برای یافتن منابع، سلاح ها و تجهیزات در محیط های خطرناک پر از موجودات آلوده و همچنین سایر بازماندگان گشت و گذار کنند. بازی لست اف آس دارای سیستمی برای مبارزه با استفاده از پوشش است که به بازیکنان اجازه می دهد تا در نبردهای رو در رو با دشمنان شرکت کنند و یا با استفاده از مخفی کاری، دشمنان را از بین ببرند. علاوه بر این موارد، یک سیستم crafting در بازی تعبیه شده است که به شما اجازه می دهد تا آیتم هایی مانند کوکتل مولوتف، بمب های دست ساز و کیت های پزشکی را بسازید که در شرایط مبارزه و بقا مورد استفاده قرار می گیرند. درجه سختی بازی به شکلی طراحی شده است که متناسب با سطح مهارت بازیکنان باشد و در عین حال برای تازه واردان چالشی مناسب و برای بازیکنان با تجربه، شرایط را بسیار دشوار کند.
بازی مجموعه ای از سلاح های متنوع را در اختیارتان می گذارد تا بتوانید با موجودات آلوده و سایر بازماندگان مبارزه کنید. این سلاح ها شامل سلاح های گرم و سردی مانند تپانچه، تفنگ ساچمه ای، تفنگ و کمان هستند. به علاوه، در سیستم کرفتینگ بازی می توانید علاوه بر ساخت آیتم های مختلف، سلاحتان را هم ارتقا بدهید و متعلقاتی از جمله دوربین و سایلنسر را به سلاح اضافه کنید. بازی دارای محیط های متنوعی از جمله مناطق شهری، حومه و اطراف و مناظر روستایی است که هر کدام از این محیط ها، چالش ها و موانع به خصوص خود را دارند. دنیای بازی به طرز شگفت انگیزی واقعی و ملموس به نظر می رسد، از بازماندگانی که به دنبال غذا و سلاح هستند تا افراد آلوده ای که در هر گوشه و کناری در کمین نشسته اند. موسیقی تاثیرگذار بازی لست اف آس به خوبی فضای تلخ و احساسی آن را پوشش می دهد و به نوعی پاشنه آشیل بازی به حساب می آید. از طرفی، بخش صداگذاری کاراکتر به بهترین شکل ممکن انجام شده است و Troy Baker در نقش جوئل و اشلی جانسون در نقش الی به خوبی توانسته اند حس همزاد پنداری را در بازی به وجود بیاورند.
اگر به دنبال یک عنوان ترسناک و هیجان انگیز با داستانی عمیق، شخصیت های به یاد ماندنی و دنیای پسا آخرالزمانی با جزئیات بالا هستید، بدون شک بازی The Last of Us به عنوان یکی از بهترین بازی های ترسناک دهه 2010 میلادی یک گزینه مناسب برای شما خواهد بود. به علت استقبال بالای طرفداران از این عنوان، در سال 2014 یک نسخه ریمستر از بازی برای کنسول PS4 منتشر شد و در سال 2022 مجدداً این بازی با کیفیتی بسیار بالاتر برای کنسول نسل نهمی پلی استیشن 5 و پس از آن برای کامپیوتر هم منتشر گردید. از طرفی، دنباله این بازی با عنوان The Last of Us Part II در سال 2020 برای کنسول پلی استیشن 4 و سپس در سال 2024 مهمان کنسول PS5 شد. البته این احتمال وجود دارد که بازی لست اف دو برای کامپیوتر هم بیاید و با این حساب دارندگان کامپیوتر می توانند این دو بازی ارزنده را با کیفیتی بسیار بالاتر تجربه کنند.
13) 2013 – Outlast

برخی از بهترین بازی های ترسناک لزوماً از دید سوم شخص نیستند، مانند رزیدنت اویل، سایلنت هیل و حتی لست اف آس که شما می توانید شمایل بازیکن را ببینید. گاهی اوقات سازندگان برای القای ترس بیشتر به سراغ دید اول شخص می روند، که بازی ترسناک Outlast 1 هم با همین منطق توانست یکی از ترسناک ترین بازی های دو دهه اخیر را به نمایش بگذارد و شما را از ترس در جایتان میخکوب کند. عنوان Outlast یک بازی ترسناک با دید اول شخص است که در سال 2013 توسط سازندگان Red Barrels برای کنسول های نسل هفتم و کامپیوتر منتشر شد. در داستان بازی، شما در نقش Miles Upshur، یک خبرنگار تحقیقاتی هستید که قرار است اطلاعاتی درباره آزمایش های مخفی و غیر اخلاقی را در منطقه مانت مسیو به دست بیاورد. مایلز فقط یک دوربین فیلمبرداری به همراهش برده و بدون هیچ سلاحی وارد پناهگاهی عجیب می شود تا رازهای جنایتی مخوف را برملا کند. اما با این حال، او به سرعت متوجه می شود که برای وحشتی که در کمین نشسته است، آمادگی لازم را ندارد.
مکانیک گیم پلی بازی به شکلی طراحی شده است که در تمامی مدت تجربه بازی از ترس روی صندلی تان میخکوب می شوید. مایلز در مقابل زندانیان آشفته پناهگاه کاملاً بی دفاع بوده و بازیکنان مجبورند تا برای زنده ماندن به المان های مخفی کاری و هوش بالا و عکس العمل خودشان اکتفا کنند. تأکید بازی بیشتر روی مخفی کاری و فرار از دست دشمنان است که باعث می شود بازیکنان در راهروهای تاریک و اتاق های کثیف بیمارستان دائم در حال حرکت باشند. استفاده از حالت دید در شب در دوربین فیلمبرداری به شما کمک می کند تا در تاریکی حرکت کنید و سرنخ های پنهان را به دست بیاورید. از طرفی، طراحی بصری و صوتی بازی هم فضای دلهره آور آن را بسیار تشدید خواهد کرد و ترسی عمیق به جانتان می اندازد. فضای داخلی تاریک و مخروبه تیمارستان داخل بازی، همراه با چراغ های کم نور و سوسوزن و فریادهایی از دور، به طور بالقوه حس ترس و وحشت را در شما ایجاد خواهد کرد. روایت بازی اوت لست 1 از طریق مجموعه ای از اسناد، ضبط ها و تعاملات ارائه می شود و به تدریج فعالیت های آزاردهنده ای که در این تیمارستان رخ داده را به تصویر می کشد.
داستان به طرز ماهرانه ای طراحی شده و با الهام از رویدادها و توطئه های واقعی، به بررسی موضوعاتی همچون بیماری روانی، سوءاستفاده از قدرت و آسیب پذیری ذهن انسان می پردازد. با پیشرفت بازیکن در کشف رازهای پناهگاه تاریک، داستانی عمیقاً ناراحت کننده و نگران کننده شکل می گیرد که مرز میان واقعیت و جنون را می شکند. موفقیت های این بازی به شدت به توانایی آن در خلق تجربه ای واقعی و ترسناک وابسته است. بازی با ارائه لحظات ترسناک و شوک آور که به دقت زمان بندی شده اند، بازیکن را در حالت تنش مداوم نگه می دارد. راهروهای تنگ و اتاق های کم نور احساس کلاستروفوبیا و درماندگی را تشدید کرده و به طرز مؤثری بازیکن را در دنیایی کابوس وار محصور می سازد. ترکیب عناصر ترس روان شناختی با تصاویری وحشتناک و برخوردهای آزاردهنده، باعث می شود این بازی برای مدت طولانی در ذهن بازیکن باقی بماند. موفقیت این بازی موجب تجدید علاقه به ژانر وحشت بقا شده و الهام بخش توسعه دهندگان مستقل دیگری گردیده تا تجربیات منحصر به فرد و ترسناک تری را خلق کنند. به طور کلی، Outlast 2013 یکی از بهترین بازی های ترسناک فراموش نشدنی است که بازیکن را به رویارویی با عمیق ترین ترس هایش دعوت می کند و او را در دنیایی پر از تاریکی و ناامیدی هدایت می نماید. این بازی با ترکیبی از محیطی همه جانبه، داستان سرایی جذاب و گیم پلی ترسناک، تجربه ای را فراهم کرده که استرس را در بازیکن برمی انگیزد.
14) 2013 – Metro: Last Light

بازی ترسناک مترو آخرین امید یا Metro Last Light داستان را برایمان روایت می کند که پس از پایان اتفاقات Metro 2033 شروع شده است. در این بازی شما در نقش آرتیوم، قهرمانی که در میان ویرانه های تمدن بشری پس از یک جنگ هسته ای زندگی می کند، قرار خواهید گرفت. پس از انفجارهای هسته ای متعدد، دنیا به خرابه ای بزرگ تبدیل شده است و حالا انسان های باقی مانده در تونل های مترو مسکو پناه گرفته اند. از طرفی تنش بین گروه های مختلفی از بازماندگان، هیولاهای جهش یافته و در راس آن تهدیدی ناشناخته به نام Dark Ones، شما را در دنیایی پر از چالش های مختلف به حال خودتان رها می کند. بازی Metro: Last Light یک عنوان ویدیویی اول شخص شوتر با المان های ترس و بقا است که توسط استودیو بازی سازی 4A Games و Deep Silver در سال 2013 برای کنسول های نسل هفتم، هشتم و کامپیوترهای خانگی منتشر شد.
این بازی هیجان انگیز در دنیای پسا آخرالزمانی متروی مسکو روایت می شود و بازیکنان باید در محیطی زیرزمینی تاریک و خطرناک که مملو از دشمنان جهش یافته، گروه های مهاجم و جنگ های مداوم برای بقا است، به حرکت خود ادامه دهند. داستان بازی در سال 2034 و یک سال پس از حوادث Metro 2033 اتفاق می افتد. جهان به دلیل یک جنگ هسته ای به شدت آسیب دیده و سطح زمین دیگر قابل زندگی نیست، به طوری که بازماندگان ناچار به پناه بردن در تونل های مترو مسکو شده اند. بازیکن در نقش آرتیوم، قهرمان داستان، سفری پر مخاطره را برای نجات بشریت و کشف حقیقت پشت یک پدیده مرموز به نام Dark Ones آغاز می کند.
یکی از ویژگی های بارز بازی Metro: Last Light گیم پلی عمیق و جو پسا آخرالزمانی آن است. جایی که بازی به طور مؤثری دنیای واقعی و بی رحمانه را به تصویر میکشد که در آن جهش یافته های خطرناک در سایه ها کمین کرده اند و منابع به شدت محدود هستند. بدین منظور بازیکنان باید تمامی تجهیزات خود شامل مهمات، ماسک ها و ابزار حیاتی را به طور موثر مدیریت کنند، چرا که هر برخورد ممکن است مرگ یا زندگی آن ها را تعیین کند. به علاوه، یک سیستم اخلاقی در بازی گنجانده شده است که روی داستان و شخصیت های بازی تاثیر مستقیم دارد. در طول گیم پلی بازی شما با دسته های مختلف با ایدئولوژی ها و اهداف متفاوتی مواجه می شوید که نحوه تعامل شما با این افراد و انتخاب هایتان در لحظات حساس مسیر روایت داستان بازی و سرنوشت شخصیت ها را دستخوش تغییرات زیادی خواهد کرد.
بازی در بخش گیم پلی یک شاهکار به تمام معنا به شمار می رود که توانسته است عناصر ترس و بقا را با تیراندازی اول شخص به هنرمندی تمام ترکیب کند. از طرفی، مهمات و منابع در بازی بسیار محدود هستند و شما باید تصمیمات خود را براساس موقعیت های مختلف دائماً سبک و سنگین کنید. حالا این سوال پیش می آید که آیا قصد دارید آخرین فشنگ های خود را برای کشتن یک دشمن مزاحم استفاده کنید یا بعداً برای کشتن موجود جهش یافته خطرناک ذخیره کنید؟ پاسخ به همین سوال ساده ولی مهم، تجربه ای عمیق و چندلایه به بازی اضافه می کند. از طرفی، مکانیزم های گیم پلی بازی بر اساس محیط های متنوع شکل گرفته اند. به این دلیل، بازیکنان در تونل های تاریک پناهگاه زیرزمینی مترو باید از ابزارهایی مثل چراغ قوه، ماسک های گاز فیلتر دار و سلاح های سرد و گرم برای زنده ماندن در آن شرایط استفاده نمایند. هر لحظه ای در بازی ممکن است باعث وقوع نبردی سرنوشت ساز شود و شما باید حسابی حواستان را جمع کنید.
این بازی دارای هوش مصنوعی پیشرفته ای است که به دشمنان اجازه می دهد تا از تاکتیک های نظامی مختلفی برای محاصره شما بهره ببرند. این در حالی است که هیولاهای بازی رفتاری غریزی دارند و تقریباً نمی توانید حرکت بعدی آن ها را پیش بینی کنید. از نکات حائز اهمیت در گیم پلی بازی امکان انتخاب رویکرد متفاوتی در مواجهه با دشمنان است. بدین ترتیب، شما می توانید به صورت مخفی کاری دشمنان را از بین ببرید یا با تمام قدرت به جنگ آن ها بروید و حسابی گرد و خاک به پا کنید. با این حساب، هر انتخاب در بازی عواقب خودش را دارد که تاثیر مستقیم روی مسیر داستان می گذارد. از طرفی، آزادی عمل خاصی که بازی در این مورد به شما میدهد طوری است که حس می کنید سرنوشت و عاقبت قهرمان داستان تنها در دستان شماست. این بازی در زمان انتشار توانست چند سر و گردن بالاتر از رقبا استانداردهای جدیدی از یک بازی گرافیکی را در دنیای گیم تعریف کند. از نورپردازی های با کیفیت و واقع گرایانه تا طراحی محیطی تونل ها و فضاهای مختلف بازی، همه چیز به شکلی است که حس حضور در این فضای هولناک را به بازیکنان منتقل می کند.
15) 2013 – Dead Space 3

نسخه سوم بازی فضای مرده یا عنوان Dead Space 3 نه تنها دنباله موفقی برای این سه گانه به شمار می رود، بلکه با تزریق عناصر جدیدی به فرمول برنده الکترونیک آرتز، دنیایی به مراتب غنی تر با چالش و هیجان بسیار بالا را به طرفداران این بازی ترسناک فضایی تقدیم می کند. بازی ترسناک Dead Space 3 به عنوان سومین و آخرین نسخه این بازی در سال 2013 توسط Visceral Games و Electronic Arts برای کنسول های نسل هفتم و رایانه های شخصی منتشر شد. داستان بازی از جایی شروع می شود که ایزاک کلارک به عنوان قهرمان داستان به همراه سایر بازماندگان راهی سفری طولانی می شوند تا یک بار برای همیشه تهدیدهای مرگبار مارکرها را خنثی کنند. این موجودات شیطانی و بیگانه که هیولاهای نکرومورف ها را خلق کرده اند، مسئول مرگ میلیون ها نفر در کهکشان هستند و حالا ایزاک با کمک دوستانش می خواهد تا برای همیشه دنیا را از لوث وجود آن ها پاک کند.
در نسخه سوم، آیزاک به سیاره ای یخ زده با نام Tau Volantis می رود که احتمالاً سرنخی برای توقف مارکرها را پیدا خواهد کرد. اما برخلاف انتظارش، این سیاره چیزی بیشتر از یک غول یخی ساکت است و با طوفان های برفی طولانی، سرمای استخوان سوز و هیولاهایی که در کمین شما نشسته اند، قهرمان داستان را تا مرز جنون می کشاند. نسخه سوم این عنوان ترسناک فضایی توانسته است در کنار حفظ المان های سنتی از دو بازی قبلی که شامل مدیریت منابع، تیراندازی تاکتیکی و گشت و گذار در محیط های بسته هستند، ویژگی های جدید و بروز تری را اضافه کند که تاثیر زیادی در تجربه بهتر بازیکنان دارد. یکی از مهم ترین تغییرات در نسخه سوم، قابلیت ساخت و سفارشی سازی سلاح است که به بازیکنان اجازه می دهد تا با جمع آوری قطعات مختلف، سلاح های منحصر به فردی بسازند که با سبک بازی آن ها سازگاری بیشتری دارد.
گیم پلی بازی با وجود طراحی مراحل گسترده و فضای مانور بیشتر در مقایسه با دو بازی قبلی حس ماجراجویی بیشتری را در مخاطب برمی انگیزد. همچنین در کنار ماموریت اصلی، قابلیت انجام ماموریت های جانبی وجود دارد که در صورت انجام آن ها اطلاعات بیشتری درباره دنیای بازی و شخصیت های آن به دست می آورید. در کنار مورد قبلی، قابلیت بخش همکاری و کواپ در بازی برای اولین بار پیاده سازی شده است که شما می توانید با یک بازیکن دیگر وارد دنیای ترسناک بازی Dead Space 3 شوید و برخی از مهمترین ماموریت های بازی را به صورت دو نفره تجربه کنید. درست است که قسمت سوم بازی فضای مرده نتوانست به موفقیت بازی دوم برسد، ولی حداقل یک پایان بندی مناسب برای این سه گانه در نظر گرفته شد و اینطور نبود که بازی را به حال خودش رها کند. اگر بازی های ترسناک فضایی از ژانرهای مورد علاقه شما هستند، بدون معطلی بازی Dead Space 3 را دانلود کنید و از یک ماجراجویی فضایی در سیاره ای یخی و جهنمی لذت ببرید.
16) 2014 – Alien Isolation

به طور حتم سری فیلم های بیگانه و بخصوص نسخه اول آن که توسط ریدلی اسکات ساخته شده است جزو شاهکارهای سینمایی قرن اخیر به شمار می روند. اما معمولاً بازی های اقتباسی ساخته شده از روی فیلم های Alien برخلاف انتظارمان کیفیت خوبی ندارند و حتی نمی توان اسم آنها را بیگانه گذاشت. حتی نسخه Alien 3 در سگا جنسیس هم تنها اسم آن را یدک می کشید و بیشتر یک گیم پلی سخت و اکشن بود که باید زندانیان را در هر مرحله آزاد می کردیم و نهایتاً یک باس فایت بزرگ که همان موجود کله دراز فضایی بود. بازی اکشن و ترس و بقا Alien: Isolation مصداق خوبی برای سنجش تفاوت این بازی با سایر آثار اقتباسی از دنیای فیلم های بیگانه است. داستان این بازی 15 سال پس از وقایع فیلم Alien رخ می دهد و شما کنترل شخصیتی به نام آماندا ریپلی را بر عهده خواهید داشت. او به دنبال ناپدید شدن مادرش به ایستگاه فضایی گمشده Nostromo منتقل می شود در حالی که خبر ندارد که جناب بیگانه حسابی در ایستگاه خرابکاری کرده است. محیط بازی به شدت ساکت و آرام طراحی شده و به لطف بهترین تکنولوژی های آن زمان جذابیت و حس ترس را در بالاترین حد نگه داشته است.
سازندگان بازی Alien: Isolation تلاش کرده اند تا از کلیشه های متداول در این سری فاصله بگیرند و با نگاهی تازه به طراحی این عنوان بپردازند. محیط های تاریک بازی که در نسخه های قبلی نیز وجود داشتند، حالا با ویژگی های جالبی در گیم پلی بازی همراه شده اند تا جذابیت بیشتری برای بازیکنان ایجاد کنند. در طول داستان با چالش های مختلفی روبرو می شوید که اغلب شبیه مینی گیم های بازی هستند که می توانند فضای ترس و دلهره را به بهترین نحو به تصویر بکشند. بازی Alien: Isolation به شدت بر روی مخفی کاری و بقا تمرکز دارد. مفهوم بقا به معنای کمبود مهمات و استفاده از اشیاء و محیط اطراف برای مقابله با تهدیدات است. در این بازی، شما با موجودی بسیار هوشمند روبرو هستید که به کوچک ترین تغییرات در محیط توجه می کند. حتی اگر برای بار اول از یک ترفند علیه او استفاده کنید، او در دفعات بعدی فریب استراتژی شما را نخواهد خورد و سعی می کند تاکتیک های جدیدی را بر اساس حرکات و تصمیمات شما به کار گیرد.
این موضوع زمانی خودش را نشان می دهد که مسیرهای مختلفی در بازی وجود دارد و بیگانه هر بار مسیر جدیدی را انتخاب می کند. به این معنا که هر بار که بازی را از نقطه چک پوینت قبلی ادامه بدهید، امکان دارد بیگانه در نقاط متفاوتی قرار داشته باشد. این ویژگی در نوع خودش هم شما را هیجان زده خواهد کرد و هم ممکن است حسابی اعصابتان را به هم بریزد. محیط های بازی Alien: Isolation چندان بزرگ نیستند، اما جزئیات خوبی در طراحی آنها به کار رفته است. به علاوه، نورپردازی و فضاسازی در بازی بسیار چشم نواز و تأثیرگذار است که حس حضور در یک آخرالزمان به سبک فضایی را به خوبی نمایش می دهد. صحنه های اکشن بازی شامل بخش های کوتاهی هستند که در آنها ممکن است تنها شش بار نیاز به بارگذاری سلاح خود داشته باشید. اما در این بخش ها، به دلیل مبارزه با بیگانه ها، با عناصر جالبی مواجه می شوید و نوع مبارزات به قدری نوآورانه و جذاب است که همه چیز به نظر مناسب و کافی می رسد. روند اکشن بازی بر اساس استانداردهای سایر بازی های مشابه طراحی شده و باید با حرکت بین جان پناه های مختلف از خودتان در برابر حملات بیگانه ها محافظت کنید.
17) 2014 – The Evil Within

زمانی که شینجی میکامی، خالق سری بازی های رزیدنت اویل، به دلیل اختلافاتی از کپکام جدا شد، مدتی به سراغ بازی های اکشن و رزمی از جمله God Hand رفت و سپس دوباره در مسیر بازی های ترسناک قرار گرفت. او که به خوبی توانسته بود مخاطبانش را در دو دهه با فضای خفقان آور سری رزیدنت اویل بترساند، دست به ساخت بازی ترسناک جدید The Evil Within زد که خیلی زود نظر منتقدان و طرفداران ژانر وحشت را به خود جلب کرد. این بازی در اوایل شروع نسل هشتم کنسول های بازی توسط کمپانی Tango Gameworks و Bethesda برای PC، PS4 و Xbox One منتشر شد. داستان بازی از جایی شروع می شود که کاراگاهی برای بررسی گزارشی از شورش به یک تیمارستان وارد می شود. به محض ورود، او با صحنه های دلخراش و آزاردهنده ای از جسد افراد مواجه شده و ناگهان قاتل ترسناک بازی را می بیند که در حال سلاخی چند نفر است. در این لحظه ناگهان از هوش می رود و متوجه می شود که کابوس او تازه آغاز شده است. یکی از نکات برجسته بازی اویل ویتین کیفیت ساخت محیط های مختلف است که تنها از سازنده افسانه ای بازی رزیدنت اویل 4، شینجی میکامی برمی آید. اگر دنبال یک بازی ترسناک سبک بقا هستید که صحنه های ترسناک غیرمنطقی و جامپ اسکرهای بی معنی نداشته باشد، باید طراحی محیطی بازی در سطح بالایی قرار داشته باشد.
بازی The Evil Within از لحاظ طراحی گرافیکی به دو بخش قوی و ضعیف تقسیم می شود. بخش اول، طراحی هنری است که در این زمینه عملکرد بسیار خوبی دارد. محیط های بازی، چه در نواحی تاریک و چه در مناطق روشن، به گونه ای طراحی شده اند که بازیکن هرگز از تجربه این عنوان و حضور در این فضاها خسته نمی شود. اگر بخواهیم منصفانه قضاوت کنیم، حتی در یک مکان نیز بازیکن با طراحی محیط تکراری روبرو نمی شود و این ویژگی ها باعث شده که این عنوان از نظر هنری و گرافیکی شایسته لقب “فوق العاده” باشد. در حالی که سری بازی های رزیدنت اویل وضعیت چندان جالبی نداشت و سایلنت هیل به دلیل جدایی پرتنش کوجیما از کوجیما در سراشیبی سقوط بود، آینده بازی های کلاسیک ترسناک بسیار ناامید کننده به نظر می رسد.
در این مقطع زمانی، شینجی میکامی افسانه ای، خالق سری بازی های ترس و بقا رزیدنت اویل، به همراه استودیو Tango Gameworks وارد گود شدند تا با عرضه بازی The Evil Within ژانر ترس و بقا را از نابودی نجات دهند. این بازی نوعی ادای احترام به بازی های کلاسیک ترس و بقا است که حال با عناصر مدرن و اکشن ترکیب شده است. اگرچه داستان بازی آنطور که انتظار داریم منطقی و قابل درک نیست، اما بهره مندی از سیستم مدیریت منابع سخت گیرانه در برابر حملات بی پایان Haunted که نسخه پیشرفته ای از زامبی ها به شمار می رود و به شدت از “گانادو” در بازی رزیدنت اویل 4 الهام گرفته شده است، حس خوبی از یک بازی ترسناک و چالش برانگیز را تداعی می کند. به عنوان یکی از بهترین بازی های ترسناک کلاسیک، تجربه بازی The Evil Within خالی از لطف نیست.
18) 2014 – Bloodborne

مفهوم ترس فقط به صحنه های جامپ اسکرهای ناگهانی و محیط های خونین محدود نمی شود؛ گاهی اوقات این حس تنش و جو تسخیر شده مکان بازی هم ممکن است اثر ترس را در شما القا کند. بازی بلادبورن یکی از بهترین بازی های انحصاری پلی استیشن ۴ حس ترس و ناامنی را در دل شکارچی تنهای قصه ما بیندازد که در یارنام به دنبال درمان بیماری لاعلاج می گردد. اصلاً چطور ممکن است یک بازی هم اکشن و سولز لایک باشد و هم بتواند در حد خودش مخاطبان را بترساند؟ در بازی شما به عنوان یک شکارچی هیولا در دل کابوس های عجیب و غریب یارنام که حالا به مرکز در و بلا تبدیل شده است، قدم می گذارید.
کاوش در این جهنم با جزئیات قابل توجه آن و رویارویی با موجودات وحشی و قدرتمند در طول مسیر، ترس و نیاز عمیق به پیشروی در بازی را به شکلی با هم ترکیب می کند که کمتر بازی دیگری توانسته است به این سطح برسد. بازی بلادبورن از آن دسته عناوینی است که حسابی شما را درگیر خواهد کرد؛ این عنوان با داشتن فضایی ترسناک و مملو از عناصر ماورایی از آن دسته بازی هایی است که اگر به ژانر ترسناک علاقه داشته باشید، جو تاریک و گوتیک بازی و عناصر زیباشناسی آن حسابی شما را مجذوب خواهد کرد. داستان عجیب و ترسناکی که در بازی روایت می شود، یکی از غیرمنتظره ترین سناریوهای ممکن در یک بازی است که بلادبورن را به شاهکاری مدرن تبدیل می کند که با هیچ کدام از بازی های فرام سافتور قابل مقایسه نخواهد بود. پیش به سوی شهر نفرین شده یارنام که افسانه ها و رازهای تاریکی را در خود گنجانده است و ترس در آنجا مفهومی به مراتب فلسفی تر دارد.
19) 2015 – Until Dawn

یک شب زنده داری در کمپ تابستانی کابوس چند نوجوان می شود که فقط از سر کنجکاوی به خانه هایشان نرفته اند. بازی Until Dawn یک عنوان در سبک ترسناک و ماجراجویی است که توسط دو کمپانی سرشناس بازی سازی Supermassive Games و Sony Computer Entertainment در سال 2015 به طور انحصاری برای کنسول نسل هشتمی پلی استیشن 4 منتشر شد. این بازی به شدت ترسناک و دلهره آور است، به طوری که باعث می شود تا ساعت ها سرجایتان میخکوب شوید. داستان حول محور هشت نوجوان می چرخد که برای گذراندن تعطیلات به منطقه ای کوهستانی می روند، اما در آنجا حوادثی رخ می دهد که زندگی شان را به جهنم تبدیل می کند. آنها به گروه های مختلف تقسیم می شوند تا قاتل وحشتناکی را که قصد دارد آنها را بکشد، پیدا کنند. البته احتمال دارد داستان بازی به نظرتان کلیشه ای بیاید، به ویژه با توجه به فیلم های زیادی که در این زمینه ساخته شده، اما این بازی طوری ذهنتان را درگیر می کند که حس کنید واقعاً در این فضا حضور دارید.
یکی از ویژگی های بسیار جذاب بازی، خاصیت “اثر پروانه ای” است. با استفاده از این سیستم، می توانید متوجه شوید که تصمیماتی که در مرحله سوم گرفته اید، مانند دادن اسلحه به یک شخصیت خاص، در مرحله هشتم چه تاثیری خواهد داشت و چه کسی آسیب می بیند. همچنین می توانید ببینید که دیگران چگونه به این حمله واکنش نشان خواهند داد. پس از موفقیت بازی The Walking Dead از کمپانی بازی سازی Telltale، دوباره بازی های ماجراجویی نقطه و کلیک مد بازار شده اند. هرچند این بازی ها به اندازه عناوین قدیمی که هنوز هم جذابیت دارند، عمر طولانی ندارند، اما نسخه های مدرن این ژانر بسیار پیشرفته تر شده اند. اما در این بین شاید هیچ بازی دیگری به اندازه Until Dawn از Supermassive، که ترکیبی از کلیشه های فیلم های ترسناک را در قالب سیستم انتخابی با اثر پروانه ای داینامیک ارائه می کند، پیشرفته نباشد.
با بررسی جنبه های مختلف ترس در طول بازی، به نظر می رسد که عنوان Until Dawn به نوعی شبیه یک فصل تعاملی از سریال American Horror Story است که هر چند ساعت یک لایه از وحشت به آن اضافه می شود. در حین تلاش برای حفظ جان شخصیت های مختلفی که ممکن است به خاطر انتخاب های شما کشته شوند، مدام یک معمای هیجان انگیز در حال شکل گیری است. این داستان ترسناک و ماجراجویی خونین هم به عنوان یک تجربه ترسناک و هم فرصتی جذاب برای یک دورهمی دوستانه و بحث درباره انتخاب های احتمالی، تا حد زیادی سرگرم کننده است. با این حال پرونده داستان Until Dawn تنها با یک بازی بسته نشد و مجدداً به عنوان پیش زمینه ای برای بازی تیراندازی واقعیت مجازی Until Dawn: Rush of Blood مورد استفاده قرار گرفت و سپس با یک بازی واقعیت مجازی دیگر با نام The Inpatient گسترش پیدا کرد.
20) Soma – 2015

بازی سوما یک تجربه علمی و تخیلی با عناصر ترسناک و بقا است که توسط استودیو بازی سازی Frictional Games، سازندگان بازی Amnesia، در سال 2015 برای کنسول های نسل هشتمی و رایانه های شخصی منتشر شد. این داستان نگران کننده هویت انسانی و سرنوشت بشریت را در دنیایی که رو به تباهی است زیر ذره بین می گذارد. در این دنیای تاریک، نسل بشر در حال انقراض بوده و منابع غذایی به شدت کم شده اند. ماشین ها و ربات هایی که زمانی در خدمت انسان ها بوده اند، حالا از فرمان ها سرپیچی می کنند و خودشان را بالاتر از ما می دانند. تاسیسات زیرآبی در مرز فروپاشی قرار دارند و حالا شما به عنوان شخصیت اصلی بازی، بار سنگینی روی دوشتان دارید و باید تصمیمات حساسی را اتخاذ کنید. در دنیای زیرآبی سوما با عمیق ترین ترس هایتان مقابله کنید و به دنبال راهی برای کنار زدن چالش ها در مسیرتان و نجات از این جهنم زیر اقیانوسی باشید.
در طول بازی حقایق زیادی از داستان های تاریک دنیای سوما را تجربه خواهید کرد و در مسیرتان باید به دنبال بازماندگانی باشید که در این وضعیت جان سالم به در برده اند و هر چه بیشتر این افراد را جمع کنید، می توانید آنها را در تیم خود به کار بگیرید. سرنوشت ایستگاه و پایگاه زیر اقیانوسی حالا در دستان شما قرار دارد و باید با هوشمندی تمام با خطراتی که در کمین شما و خدمه تان نشسته اند مقابله کنید و ساکنان را زنده نگه دارید. یک بار برای همیشه ترس را از دلتان بیرون کنید و به جنگ با دشمنان بروید که هیولاهای عظیم الجثه و ربات های دیوانه ای هستند که کابوس شب های شما خواهند بود. از آنجایی که دشمنان شما موجودات باهوش و قدرتمندی هستند، باید استراتژی های مناسبی را به کار ببندید تا راه مناسبی برای شکست آنها پیدا کنید و برتری انسان بر ربات ها را به اثبات برسانید. البته در مواقعی که زورتان به دشمنان نرسد، بهتر است پلن B یا همان فرار را انتخاب کنید و جان خود را نجات دهید.
21) 2015 – Resident Evil Revelations 2

پس از موفقیت بازی اویل رولیشن 1 در سال 2012، کپکام دست به ساخت قسمت دوم این عنوان موفق به نام Resident Evil: Revelations 2 زد که به عنوان یک بازی اپیزودیک ترس و بقا و به عنوان بخشی از سری Resident Evil در سال 2015 برای کنسول های نسل هفتم و هشتم و کامپیوتر منتشر شد. این بار به عنوان دنباله بر بازی Resident Evil: Revelations و Resident Evil 5 است که کلر ردفیلد به عنوان شخصیت اصلی بازی در کنار مویرا برتون (دختر بری بارتون معروف در رزیدنت اویل 1) ماموریت هایی را انجام می دهند. در این بازی همچنین برای اولین بار بری برتون به عنوان یک شخصیت قابل بازی معرفی شد که در هر چهار اپیزود بازی به همراه دختری بچه ای مرموز به نام ناتالیا در جزیره مخوف به سر می برند. داستان بازی از زمانی شروع می شود که کلر و همکارانش از جمله مویرا برتون، دختر بری برتون، در یک مهمانی که در مقر NGO TerraSave برگزار شده، مورد حمله نیروهای نظامی مهاجمان قرار می گیرند و کلر و مویرا به جزیره ای متروکه در دریای بالتیک منتقل می شوند. داستان بازی اویل رولیشن 2 به صورت سریالی و از چهار بخش تقسیم شده است. در بخش داستانی شاهد بازگشت کلر ردفیلد، از بازماندگان واقعه راکون سیتی هستیم که حالا برای سازمان جهانی به نام Terra Save فعالیت می کند. همچنین برای اولین و آخرین بار مویرا برتون، دختر بری، در داستان حضور دارد که تا همان لحظه شروع بازی یک فرد غیر نظامی است.
در ابتدای بازی، هر دو آنها پس از حمله یک گروه ناشناس به Terra Save بیهوش می شوند و وقتی به هوش می آیند، در جزیره ای ناشناس هستند. حالا مویرا و کلر با دشمنانی به نام Afflicted روبرو هستند و باید تلاش کنند تا از این مکان فرار کنند. در واقع دشمنان Afflicted افرادی هستند که تحت تأثیر آزمایش های مختلف آسیب دیده اند و هنوز بخشی از انسانیت خود را حفظ کرده اند، اما بسیار تهاجمی هستند و به هر کسی که در نزدیکی شان باشد حمله می کنند. این دشمنان زامبی های کلاسیک نیستند و البته تنها نوع دشمنان بازی به شمار نمی روند. پس از شروع بازی، کلر و مویرا متوجه میشوند که در سلول های جداگانه ای حبس شده اند و ناگهان سلول ها به طور خودکار باز می شود و آن دو همدیگر را می بینند. پس از عبور از چند مانع مختلف، زمانی که قصد دارند راه فرار را پیدا کنند، شخصی مرموز با نام The Overseer که بعدها معلوم می شود نام او الکس وسکر است، با آنها تماس می گیرد و توضیح می دهد که آنها راه فراری ندارند و باید با هر کاری که او اراده می کند، انجام دهند.
با رهایی از زندان، کلر و مویرا به دنبال راه فراری از جزیره هستند که با تعدادی دیگر از بازماندگان روبرو می شوند که هلیکوپتری در اختیار دارند. کلر آنها را قانع می کند که باید هلیکوپتر را راه بیندازند و هر چه سریع تر از جزیره بروند، ولی همانطور که انتظار می رود، الکس وسکر همه افراد زندانی در جزیره را از طریق دستبند هایشان کنترل می کند و هلیکوپتر قبل از اینکه حتی بتواند شخصی را از جزیره ببرد، سقوط می کند و حالا کلر و مویرا باید ناچار مسیر دیگری را در پیش بگیرند. در آن طرف داستان، بری برتون با دختر بچه ای به نام ناتالیا آشنا می شود که ادعا می کند توانایی شناسایی هیولاهای بازی را دارد و ناگهان بری اثری از حضور دخترش در جزیره را پیدا می کند و از آن لحظه به هر دری می زند تا مویرا را پیدا کند. برای نخستین بار در سری Resident Evil، بخش Raid به بازی افزوده شده است. در این بخش، شما می توانید شخصیت و سلاح های مورد نظر خود را انتخاب کرده و در مراحل مختلف با کشتن بیشترین تعداد از دشمنان، بالاترین امتیاز را بدست آورید. این بخش از زمان عرضه بازی در دسترس قرار دارد، اما تنها به صورت آفلاین و برای بازی تک نفره یا split screen قابل اجرا است.
22) 2015 – Dying Light

بدون شک بازی های زیادی که با محوریت زامبی کشی ساخته می شوند، طرفداران پروپاقرص و دو آتشه ای دارند و حداقل گیمرهای قدیمی و جدید بالاخره یک نسخه از این عناوین را تجربه کرده اند. این نوع بازی ها در ابتدا موفقیت های زیادی برای سازندگان داشتند، اما به مرور زمان این سبک ها به کلیشه ای تکراری برای گیمرها مبدل شد و حسی ترس واقعی خود را از دست داد. استودیو بازی سازی Techland با شعارهای پرسر و صدایش جدیدترین بازی ترسناک خود با نام Dying Light را در سال 2015 برای کنسول های نسل هشتم و کامپیوتر منتشر کرد که با استقبال خوبی از سوی منتقدان و طرفداران سبک ترس و بقا مواجه شد. این استودیو با استفاده از ایده های نو و خلاقانه توانست دوباره حس ترس را به بازیکنان منتقل کند و با ارائه بازی Dying Light نشان داد که حرفهای زیادی برای گفتن در سبک ترس و بقا دارد و جایگاه خود را در میان سایر بازی سازان مستحکم کرد.
داستان بازی Dying Light روایتگر اتفاقاتی است که در شهر هاران ترکیه با بافت سنتی رخ می دهد. مردم شهر در حال مبارزه با بحران زامبی هایی هستند که به طور مداوم افزایش می یابند. در این بین مردم به دو گروه مختلف به نام های Runner و Bandit تقسیم شده اند و دائماً با هم در حال درگیری هستند. شما در نقش یک مامور مخفی دولتی به نام کایل کارین وارد دنیای مردگان در این شهر خواهید شد و از بدشانسی خودتان بین نزاع دو گروه گرفتار می شوید. داستان بازی مثل بسیاری از عناوین هم سبک خود از روند درگیری کننده برخوردار نیست، اما در جایگاه خود جذابیت بالایی دارد. گیم پلی این بازی به لطف تجربه استودیو Techland به طرز فوق العاده ای طراحی شده است.
در طول روز، شما احساس قدرت زیادی خواهید کرد و به نظر می رسد هیچ چیزی سد راهتان نخواهد بود. اما با فرا رسیدن شب، شرایط به طور کلی تغییر می کند و متوجه می شوید که در برابر خطرات جدید ناتوان هستید. زامبی هایی که چند دقیقه پیش از بین برده بودید، حالا با قدرتی چند برابر برای انتقام به میدان آمده اند! گیم پلی بازی به صورت جهان باز طراحی شده و به گیمر این امکان را می دهد که به هر نقطه ای از نقشه برود و هر کاری که می خواهد انجام دهد. همچنین، سیستم جالبی در گیم پلی وجود دارد که به گیمر اجازه می دهد با حرکات پارکور از موانع عبور کند.
سیستم مبارزه در این بازی از ایده های متنوع و جذابی استفاده می کند. شما می توانید سلاح های خودتان را ارتقا دهید، آن ها را ترکیب کنید و سلاح های جدیدی بسازید و همچنین تله های کشنده ای طراحی کنید. این ویژگی ها به جذابیت بازی افزوده و بازیکنان را به تجربه و ترکیب سلاح های مختلف تشویق می کند. علاوه بر این، ماموریت های فرعی متعددی مثل نجات بازماندگان در سایر نقاط شهر در دسترس قرار دارد که به جذابیت بازی اضافه می کند. یکی از نقاط قوت این بازی، گرافیک فوق العاده آن است که شما را از همان لحظه ورود مجذوب خواهد کرد. از طرفی جزئیات شخصیت های داستانی، دشمنانی از جمله زامبی ها، محیط های شهری و خودرو و سلاح هایی که در بازی میبینید به طرز چشمگیری انجام شده است. اگر به دنبال یک بازی آخرالزمانی هستید که از زمین تا آسمان با The Last of Us و یا Resident Evil فرق داشته باشد، تجربه بازی Dying Light به عنوان یکی از بهترین بازی های ترسناک دهه اخیر را به شما پیشنهاد می کنیم.
23) 2016 – Dead by Daylight

بازی Dead by Daylight یک تجربه ترسناک چند نفره است که شما در آن با چهار نفر از دوستانتان بازی گرگ و بره را انجام می دهید. در بازی، یک نفر به عنوان یک قاتل وحشی پا به میدان می گذارد و چهار بازیکن دیگر باید در نقش بازماندگان از دست قاتل فرار کنند. تیم بازماندگان باید حواسشان باشد که توسط قاتل به دام نیفتند و تلاش کنند تا از شکنجه و مرگ رهایی یابند. تیم نجات یافتگان بازی را با دید سوم شخص تجربه می کنند که مانور دید بهتری در مقایسه با قاتل داستان دارد. این در حالی است که قاتل با گیم پلی اول شخص بازی می کند و مانند یک شکارچی تمرکز بیشتری روی طعمه اش دارد و تنها کافی است آنها یک اشتباه مرتکب شوند و این آخرین بار خواهد بود. هدف تیم بازماندگان در بازی این است که در صورت مواجهه با قاتل، به هر قیمتی که شده از جانشان محافظت کنند.
محیط بازی به گونه ای طراحی شده است که به طور مداوم در حال تغییر است و نمی توانید از هیچ راه مخفی یا تقلب در بازی استفاده کنید. رمز موفقیت شما در بازی این است که با سایر بازماندگان همکاری داشته باشید و به صورت تیمی کارها را پیش ببرید. پس اگر خودخواه باشید، احتمال گرفتار شدن شما در دام قاتل بازی وجود دارد. حالا باید خودتان سبک و سنگین کنید که آیا می توانید با مهارت هایتان توانایی به دام انداختن قاتل را داشته باشید یا فقط باید برای زنده ماندن تلاش کنید. همکاری و کار گروهی اصلی ترین نکته در این بازی است که به کمک آن می توانید به تدریج مهارت هایتان را بالاتر ببرید. گرافیک بازی به شکلی طراحی شده است که حس ترس و دلهره را به خوبی منتقل می کند و از طرفی گیم خونین بازی و موجودات فراطبیعی شما را به یاد دوران اوج فیلم های اسلشر می اندازند.
هر کاراکتر در بازی دارای قدرت های منحصر به فردی است که اگر توانایی استفاده از آنها را داشته باشید، می توانید دشمن را به دام بیندازید. از طرفی قاتل ماجرای ما در بازی هم بسیار باهوش و زرنگ بوده و می تواند از هر قدرت و نیرویی برای دفاع از خودش و سرکوب دشمنان استفاده کند. او یک شکارچی ماهر است و تنها هدفش شکار قربانیان بوده و به هیچ عنوان اجازه نمی دهد بره ها از دستش فرار کنند. شما می توانید با دوستانتان این بازی را به صورت نوبتی تجربه کنید و هر دفعه یک نفر در نقش قاتل ظاهر شود و همین طور این چرخه را ادامه دهید.
24) 2017 – The Evil Within 2

بازی The Evil Within 2 یک عنوان سبک اکشن، ماجراجویی و بقا است که در سال 2017 میلادی، سه سال پس از انتشار نسخه اول، توسط استودیوی Tango Gameworks توسعه یافته و از سوی کمپانی معتبر Bethesda Softworks برای کنسول های نسل هشتم و کامپیوترهای خانگی عرضه شد. داستان بازی قسمت دوم چند سال پس از رویدادهای نسخه اول رخ می دهد و بار دیگر سباستین کاستلانوس به عنوان شخصیت اصلی داستان دیده می شود. سباستین کاستلانوس دوباره وارد جهنم شده است تا دخترش، لیلی، را از دنیای STEM نجات دهد. اما این بار، نبرد اصلی با زمان است؛ زیرا دنیای STEM در حال فروپاشی است و اگر سباستین در پیدا کردن دخترش تعلل کند، او را برای همیشه از دست خواهد داد. در این مسیر، سباستین می تواند از مجموعه ای متنوع از سلاح ها برای مقابله با دشمنان استفاده کند. همچنین از ابزارهای محیطی در دسترس می توان به چاقو، مواد قابل اشتعال و مین های انفجاری اشاره کرد که براساس موقعیت های مختلف مورد استفاده قرار می گیرند.
داستان نسخه دوم The Evil Within با فاصله ای چند ساله از اتفاقات قسمت اول شروع می شود. سباستین، تجربیات تلخی که در قسمت قبلی داشته را برای بسیاری تعریف کرده، اما تقریباً هیچ کسی حرف های او را باور ندارد. این موضوع باعث شده که او شغلش را از دست بدهد و به الکل اعتیاد پیدا کند. واقعاً وضعیت سباستین در اوایل نسخه دوم ما را به یاد حال و روز مکس پین در بازی Max Payne 3 می اندازد. واقعاً شینجی میکامی چه نقشه ای برای سباستین کشیده اند تا با وجود این همه ترومای روحی از داستان اول دوباره او را به این جهنم بفرستند. پاسخ سوال دختر او لیلی است؛ دختری که سباستین گمان می کرد در حادثه آتش سوزی کشته شده است. اما حالا پس از سه سال از وقایع بازی اول، جولی کیدمن، همکار سابق سباستین، پیش او می رود و می گوید که لیلی هنوز زنده است و بهتر است که او دست بجنباند و دخترش را نجات دهد.
در واقع سازمان موبیوس از لیلی به عنوان کیس آزمایشی استفاده می کند تا با ذهن او دنیای مجازی استم یونیون را خلق کند. حالا سباستین برای نجات دخترش باید وارد این دنیا شده و خطرات زیادی را به جان بخرد. همه می دانیم که داستان نسخه قبلی جذابیت های خاص خود را داشت، اما یکی از دلایلی که باعث شد مخاطبان نتوانند ارتباط خوبی با داستان آن برقرار کنند، نامشخص بودن انگیزه های سباستین در انجام کارهایش بود. به نظر می رسد شخصیت اصلی بازی به طور ناخواسته وارد دنیایی متفاوت شده که حتی خودش هم نمیداند چرا در آنجا است و دقیقا چه هدفی دارد. این موضوع باعث شده بود که مخاطب نتواند به خوبی با این شخصیت ارتباط برقرار کند.
به نظر می رسد که در بازی The Evil Within 2، این مشکل تا حد زیادی حل شده است. زیرا این بار نه کسی سباستین را به انجام کاری وادار کرده و نه او ابزار و بازیچه کسی است. بلکه سباستین به خواست خود و برای نجات دخترش، تنها کسی که واقعاً برایش اهمیت دارد، به این دنیای خطرناک پا می گذارد و با کابوس های مختلف روبرو می شود. به همین دلیل داستان بازی حداقل این پتانسیل را دارد که به مراتب خیلی بهتر و عمیق تر از نسخه اول باشد که محبوبیت شخصیت اصلی داستان را در بین گیمرها بالا می برد. در طول روایت، با پیچش های متنوعی روبرو می شویم که مانع از سطحی بودن داستان بازی می شود و همه چیز طبق پیش بینی های مخاطب پیش نمی رود. از طرفی داستان این نسخه نسبت به قسمت قبلی، قابل درک تر و منطقی تر بوده و روایت آن به حدی پیچیده نیست که فهم آن برای بسیاری دشوار باشد.
25) 2017 – Outlast 2

نسخه دوم بازی اوت لست تفاوت های زیادی با نسخه اول دارد که مهمترین تغییر آن عوض شدن محیط بازی است. در حالی که نسخه اول در یک تیمارستان کوچک و محدود اتفاق می افتاد، نسخه دوم قرار است در فضایی مزرعه ای روایت شود. داستان Outlast 2 در همان دنیای نسخه اول و در همان بازه زمانی رخ می دهد، اما این بار با شخصیت های جدیدی روبرو می شویم. شخصیت اصلی بازی، بلیک لانگرمن، یک فیلمبردار است که به همراه همسرش لین، که یک خبرنگار است، به تحقیق درباره وقایعی می پردازند که هیچ کس جرات پیگیری آن ها را ندارد. این دو به دنبال کشف راز قتل یک زن باردار هستند که آنها را به یک روستای نزدیک آریزونا می کشاند. سقوط ناگهانی هلی کوپتر در شروع بازی و جدایی این زن و شوهر از یکدیگر، نقطه عطفی در داستان است. پس از این حادثه، بازیکن در نقش بلیک به جستجوی همسرش می پردازد و وارد روستایی می شود که اتفاقات خوبی در انتظارش نخواهد بود.
مکانیزم گیم پلی بازی Outlast 2 مشابه نسخه قبلی است. بلیک به عنوان یک فیلمبردار، دوربینی در دست دارد که هم برای ثبت وقایع و هم به عنوان دوربین دید در شب مورد استفاده قرار می گیرد. این دوربین به او امکان می دهد تا محیط های تاریک را با نوری سبز مشاهده کند. لازم به ذکر است که این نور سبز، علاوه بر کمک به دیدن در تاریکی، فضایی ترسناک نیز ایجاد می کند. البته یکی از چالش های شما در بازی، پیدا کردن باتری برای دوربین است، مگر اینکه بخواهید در تاریکی مطلق با دشمنان خود مواجه شوید. دشمنان شما در این بازی گروهی با باورهای مذهبی متفاوت، به این اعتقاد دارند که پایان دنیا نزدیک بوده و همه چیز در حال نابودی است. در طول بازی دشمنانی را می بینید که هیچ رحم و مروتی ندارند و تنها هدف شان شکار و سلاخی کردن شماست. بازی از نظر سبک به فیلم های اسلشر شباهت دارد، جایی که آنتاگونیست ها با سلاح هایی مانند چاقو یا ساطور در تعقیب شخصیت اصلی هستند. در نسخه دوم، دشمنان شما حتی وحشی تر و خشن تر از قبل به نظر می رسند و جالب تر این که شما همچنان هیچ وسیله دفاعی برای مقابله با آن ها ندارید. در مواجهه با دشمنان، تنها دو راه پیش رویتان قرار دارد؛ یا در جایی مخفی شوید و یا با تمام سرعت بدوید تا دشمنان رد شما را گم کنند. اگر از علاقمندان به بازی های ترسناک اول شخص هستید، تجربه Outlast 2 به عنوان یکی از بهترین بازی های ترسناک با المان های اسلشر را از دست ندهید.
26) 2017 – Resident Evil 7: Biohazard

شرکت بازی سازی کپکام پر از عرضه چند بازی مختلف اکشن و ترس و بقا تصمیم داشت تا مجدداً به ریشه های خود برگردد و طرفداران قدیمی که حالا ناراضی بودند را دوباره امیدوار کند. زمانی که اولین زمزمه های ساخت بازی اول شخص رزیدنت اویل به گوش رسید، همه منتظر شاهکار جدید کپکام بودند و بالاخره پس از حدود ۴ سال انتظار برای رزیدنت اویل ۶ که برخی آن را خوب و برخی متوسط و حتی کمی ناامیدکننده می دانستند، بازی Resident Evil 7: Biohazard در سال ۲۰۱۷ برای کنسول های نسل هشتمی و کامپیوتر منتشر شد تا یک بار دیگر طرفداران متوجه این حقیقت شوند که ساخت بهترین بازی های ترسناک فقط در تخصص ژاپنی هاست و کسی به گرد پایشان هم نمی رسد. در بازی شما کنترل شخصیت ایتن وینترز را به عهده می گیرید که به دنبال پیدا کردن همسر گمشده اش به یک مزرعه متروکه می شود که توسط خانواده ای عجیب اداره می شود. خط داستانی بازی درباره خانواده عجیب بیکرز است که در مزرعه متروکه ای زندگی می کنند و ناگهان پای ایتن به داستان آن ها باز می شود. در نگاه اول به نظر می رسد که این خانواده از اختلالات روحی و روانی رنج می برند، اما قطعاً موضوع بسیار جدی تر از این حرف هاست. شخصیت اصلی بازی، ایتن وینترز، در عمارت قدیمی بیکرها به دنبال همسر گمشده اش، میا، است که تا آخرین لحظات بازی نه دلیل گم شدن میا و نه ارتباط او به این خانواده عجیب مشخص نمی شود. از طرفی تمامی شخصیت های خانواده بیکرز متناسب با محیط دیواروار عمارت و جو بازی هستند.
از داستان بازی که بگذریم، گیم پلی دچار تغییرات زیادی شده است. تغییر دوربین بازی به اول شخص قطعاً تأثیر بیشتری در ترسناک شدن جو بازی دارد و به بازگشت این عنصر حیاتی کمک زیادی کرده است که البته اگر با نمای سوم شخص ساخته می شد، می توانست طرفداران کلاسیک پسند را راضی تر کند. اما از طرفی نمای اول شخص باعث می شود که شما خودتان را به جای شخصیت اصلی بازی بگذارید و حس حضور در محیط دیوانه خانه بیکرها را با گوشت و پوستتان حس کنید. به طور قطع برای طرفداران ژانر وحشت هیچ چیزی لذت بخش تر از بازگشت فرانچایز رزیدنت اویل به روزهای خوش قبلش نیست و Resident Evil 7: Biohazard به عنوان اولین تلاش کپکام در این مسیر است که از اکشن فاصله گرفته و بیشتر روی ترس و وحشت در محیط های خفقان آور تمرکز دارد.
اگرچه تغییر زاویه دوربین از سوم شخص به اول شخص بسیار جزئی به نظر می رسد، اما اویل ۷ به عنوان یکی از بهترین آثار ترسناک این مجموعه مورد تحسین قرار گرفت و به سومین بازی پرفروش این فرانچایز تبدیل شد. بازی RE7 به شکل قابل توجهی از رزیدنت اویل ۱ در سال ۱۹۹۶ الهام گرفته است و با ایجاد تغییرات جدیدی در طرحواره های قدیمی، به نوعی چالش های جدی برای هواداران دو آتیشه رزیدنت اویل های کلاسیک ایجاد می کند و یک بار دیگر قصد دارد تا جایگاهش در دنیای وحشت را تثبیت نماید. به علاوه، حالت واقعیت مجازی بازی در کنسول پلی استیشن ۴ تجربه ای ترسناک و دلهره آور برای بازیکنان به وجود می آورد که از اول تا آخر بازی شما را در استرس و اضطرابی بی پایان رها می کند و فقط خودتان می توانید از این تاریکی نجات پیدا کنید. به علاوه، بسته های الحاقی زیادی برای این بازی منتشر شده است که شما می توانید بدون دردسر نسخه کامپیوتری بازی را با تمامی محتویات جدید دانلود کنید و از یکی از بهترین بازی های ترسناک دهه اخیر لذت ببرید.
27) 2017 – Remothered: Tormented Fathers

بازی ترسناک Remothered: Tormented Fathers یکی از پروژه های طراحی خوش ذوق به نام Chris Darril است که در ابتدا قرار بود به عنوان یک بازی فن مید و یک عنوان بازسازی بازی Clock Tower ساخته شود، اما به مرور زمان برای خودش اسم و رسمی پیدا کرد و به عنوان یک بازی مستقل معرفی شد. سرانجام بازی ترسناک و روانشناختی Remothered: Tormented Fathers در سال 2018 توسط استودیوی ایتالیایی Stormmind Games برای کنسول های نسل هشتم و کامپیوتر منتشر شد. در بازی شما در نقش Rosemary Reed، زن جوانی هستید که در حال تحقیق درباره گم شدن دختر جوانی به نام Celeste است. داستان بازی حول محور جستجوی رزماری برای پیدا کردن سلست می چرخد که گمان می رود در عمارت ترسناک فلتون اسیر شده است. زمانی که رزماری به دنبال کشف رازهای تاریک عمارت می پردازد، تاریخچه خانواده ای پیچیده را کشف می کند و در این حین با اعضای خانواده ترسناک فلتون مواجه می شود.
گیم پلی بازی Remothered: Tormented Fathers ترکیبی از عناصر مخفی کاری، حل معما و ترس بقا است. به این ترتیب شما در نقش رزماری باید در راهروهای پیچیده و تاریک عمارت حرکت کنید و همزمان حواستان باشد که در حین پیدا کردن سرنخ های محل نگهداری سلست توسط اعضای خانواده فلتون شناسایی نشوید. بازی تاکید زیادی روی مخفی کاری دارد، چرا که برای زنده ماندن باید در مواقع ضرورت پنهان شوید، به آرامی حرکت کنید و دشمنان را در موقعیت مناسب شکست بدهید. یکی از مکانیک های اصلی بازی مفهوم چاله کردن است که رزماری می تواند با دستکاری محیط اطرافش حواس دشمنان را پرت کند و آنها را فریب دهد تا همچنان دست بالا را داشته باشد. به این منظور شما باید از هوش و استراتژی های مناسبی بهره ببرید تا همیشه از دست فلتون ها در امان بمانید و در بازی پیشرفت کنید.
مثل تمامی بازی های ترسناک و وحشت و بقا، طراحی محیطی در بازی Remothered: Tormented Fathers نقش بسیار مهمی در گیم پلی بازی ایفا می کند. عمارت مخوف فلتون ها با دقت طراحی شده و فضایی را فراهم می کند تا حس ترس و اضطراب شدیدتر شود. این عمارت قدیمی دارای راهروهای تاریک زیاد، اتاق های فرسوده قدیمی و جلوه های بصری جذاب است که در هر گوشه از آن یک موقعیت خطرناک در کمینتان نشسته است. به این حال، کاوش و گشت و گذار در این مکان های عجیب و تا حدودی نفرین شده سرنخ های مفیدی از سرنوشت سلست را در اختیارتان می گذارد، هر چند که واقعا کاری اعصاب خردکن است. طراحی صدا و موسیقی در بازی هم تاثیر مستقیمی روی جو ترسناک بازی دارد. صداهای مرموز و گاهی بی ربطی که از محیط اطرافتان می شنوید، صدای جیرجیر تخته های کف عمارت و زمزمه های آزاردهنده در هر گوشه و کنار دائما این حس را به شما القا می کند که همیشه تحت نظر و تعقیب هستید. موسیقی متن ترسناک بازی هم تنش روانی را افزایش می دهد و شما را در دنیای ترسناک بازی فرو می برد.
عنوان ترسناک Remothered: Tormented Fathers نه تنها از نظر گیم پلی و داستان جذاب است، بلکه شخصیت های عمیق و پخته با بک گراند مناسب در بازی دیده می شود. شخصیت رزماری به عنوان قهرمانی با اراده از هیچ چیزی نمی ترسد و با اراده قوی و هوشمندی بالا به دنبال کشف حقیقت ماجراهای هولناک پشت پرده است. از طرفی، اعضای خانواده فلتون به ویژه ریچارد فلتون مرموز، شخصیت به شدت آزار دهنده ای دارد و بارها به عنوان یک دشمن سخت سد راه شما قرار خواهد گرفت. یکی از ارزنده ترین و بهترین بازی های ترسناک منتشر شده در سال 2018 قطعا عنوان Remothered: Tormented Fathers است که توانست تعادلی بین ترس و بقا و حس ماجراجویی برقرار کند. طوری که شما لازم نیست همیشه بترسید و گاهی اوقات فقط باید تمامی شجاعتتان را جمع کنید و برای آزادی خودتان تلاش کنید.
28) 2018 – Call of Cthulhu

عناوین ترسناک تنها به اتاق های تاریک و صحنه های جامپ اسکر و حتی سکانس های خونین منتهی نمی شود و تقریباً با هر سوژه ای می توان بازی های ترسناک تولید کرد که هر کدام داستان و روایت منحصر به فرد خودشان را دارند. بازی Call of Cthulhu یک عنوان در سبک ماجراجویی و نقش آفرینی با دید اول شخص است که در سال 2018 میلادی توسط دو استودیو بازی سازی مطرح Cyanide و Focus Home Interactive برای کنسول های نسل هشتم منتشر شد. داستان بازی Call of Cthulhu در دنیایی وسیع و به صورت Open World روایت می شود. این بازی از نظر گرافیک و گیم پلی در سطح بالایی قرار دارد و شامل المان هایی چون مخفی کاری، فرار، استفاده از سلاح های سرد و گرم و حل معماهای مختلف است که شما را تا ساعت های زیادی سرگرم خواهد کرد.
در بازی شما در نقش کارآگاهی خصوصی به نام ادوارد پیرس هستید که در حال تحقیق روی پرونده ای مشکوک است. شما باید راز قتل مشکوک خانواده ای را کشف کنید که با پیشرفت در بازی ابعادی جدید از این پرونده مرموز را می بینید که سرنخ ها را به موجودی اسرارآمیز و نامرئی از دنیایی ماورایی ربط می دهد. موجودی که احتمالاً دلیل اصلی قتل این خانواده است و در این شرایط شما باید راهی برای مقابله با این هیولا و نجات خودتان پیدا کنید. از طرفی پیروان این موجود که انسان های فریب خورده ای هستند در مسیر شما قرار می گیرند و مانع از انجام مأموریتتان می شوند و راهی به جز از بین بردن آن ها ندارید.
اینجا با دنیایی ماورایی روبرو می شوید که تشخیص مرز بین واقعیت و توهم کار دشواری است. کارآگاه مخفی پیرس برای عبور از دشمنانش باید از راهروها و مسیرهای تاریک استفاده کند. در حالی که او از فضاهای تنگ و تاریک وحشت دارد و همین عامل باعث می شود تا چالش های واقعی و بسیار ترسناکی در بازی پیش رویتان قرار بگیرد. مکانیک بازی به شکلی طراحی شده است که به بازیکنان پیشنهاد می دهد تا قبل از مواجهه با هر کدام از باس فایت یکی از ویژگی های کاراکتر را در معرض خطر قرار دهند. در صورتی که در مقابل دشمنان شکست بخورید، امتیازات قابل توجهی از شما کم می شود. این ویژگی در بازی یک حالت ریسک پذیری را اضافه می کند و در ترکیب با سایر عناصر سولز، یک تجربه منحصر به فرد را ارائه می کند. افسانه کاتولو یکی از داستان های محبوب است که تا کنون الهام بخش داستان ها، رمان ها و فیلم های زیادی بوده است که از زمان انتشار نسخه اصلی کتاب به نام Call of Cthulhu اثر هاوارد فیلیپس لاوکرفت به تدریج شکل گرفته اند.
29) 2019 – Resident Evil 2 Remake

پس از انتشار بازی رزیدنت اویل 7، کپکام وارد مسیر ریمیک سازی بازی های قدیمی اش شد و برای شروع به سراغ دومین نسخه از فرانچایز رزیدنت اویل با نام Resident Evil 2 رفت تا کمی خاطرات روزهای گذشته را برای گیمرهای قدیمی زنده کند. این بار بازی رزیدنت اویل 2 جدید نه یک ریمستر ساده، بلکه یک نسخه ریمیک بود که همه چیز را کوبیده و از نو ساخته اند. این شاهکار شرکت بازی سازی مطرح Capcom در اوایل سال 2019 میلادی برای کنسول های نسل هشتم و کامپیوتر منتشر شد و توانست تعریفی جدید از بازی سازی های مدرن را ارائه کند. اویل 2 ریمیک نه تنها توانست میراث خودش از سال 1998 را به خوبی حفظ کند، بلکه با اضافه کردن فناوری های جدید، داستان پردازی های عمیق تر و گیم پلی به مراتب جذاب تر، تجربه ای بی نظیر از یک بازی ترسناک را در اختیار هواداران بگذارد.
با وجود اینکه Resident Evil 2 Remake تغییرات زیادی در مقایسه با نسخه اصلی 1998 ایجاد شده است، سازندگان تلاش زیادی کردند تا اصالت نسخه اولیه بازی حفظ شود. یکی از مهم ترین اقدامات در این راه، حفظ داستان بازی بود و با وجود اینکه در برخی بخش ها با سورپرایزهای جزئی روبرو می شدیم، اما کلیت داستان بازی بدون تغییر مانده است. اتفاقات بازی رزیدنت اویل ریمیک 2 دو بازی بعد از پایان نسخه اول شروع می شود. در این زمان بسیاری از ساکنان شهر راکون سیتی به واسطه ویروس T-VIRUS که سلاح بیولوژیکی شرکت آمبرلا است، به موجودات بدون عقل سلیم به نام زامبی ها تبدیل شده اند. لیان اسکات کندی که یک افسر پلیس جوان است، برای پیوستن به نیروی پلیس راکون به سمت شهر راه افتاده است. او که قرار بود زودتر خودش را به راکون سیتی برساند، اما برخی اتفاقات شخصی باعث شده اند سفر او به تاخیر بیفتد. قبل از سفر به راکون سیتی، لیان تماس مرموزی دریافت می کند که به او هشدار می دهد تا به راکون سیتی نرود، اما او با این هشدار توجهی نمی کند و خودش را سریع به راکون سیتی می رساند، ولی همه چیز مطابق انتظار پیش نمی رود.
بازی رزیدنت اویل 2 ما را به شهر راکون سیتی می برد که حالا به کانون یک حادثه بیولوژیکی تبدیل شده است. داستان بازی حول دو شخصیت اصلی Leon S. Kennedy و Claire Redfield می چرخد. لیان پلیسی تازه کار است که در اولین روز کاری اش وارد شهر کابوس وار راکون سیتی می شود. در حالی که کلیر، خواهر کریس ردفیلد، برای پیدا کردن برادر گمشده اش به این جهنم پا می گذارد. در کنار حفظ داستان بازی، عناصر دیگری در نسخه بازسازی وجود دارد که به طور کامل از مکانیزم های بازی اصلی الهام گرفته شده است. مثلاً یکی از جنبه های کلیدی بازی های قدیمی رزیدنت اویل، پازل های آن ها است و روش حل این پازل ها در نسخه بازسازی هم به همان شکل بازی اصلی رزیدنت اویل است. در بازی اویل 2 ریمیک، علاوه بر زامبی های معمولی که در نسخه اورجینال وجود داشت، دشمنی نمادین با نام مستر ایکس یا تایرانت مثل سایه شما را تعقیب خواهد کرد که وحشت را در بازی به اوج می رساند. حضور این هیولای غول پیکر که در هر لحظه ممکن است از گوشه ای تاریک در جلویتان ظاهر شود، نفستان را بند می آورد.
در گیم پلی بازی رزیدنت اویل ریمیک 2 به لطف تغییرات زیادی که نسبت به نسخه کلاسیک بازی ایجاد شده است، تجربه ای مدرن ولی در عین حال وفادار به ریشه های بازی اصلی را ارائه می کند. سیستم کنترلی در بازی برخلاف اویل 7 به صورت سوم شخص طراحی شده است که دید بهتری از محیط را در اختیارتان میگذارد و تسلط در هنگام مبارزات را بالاتر می برد. این تغییرات گسترده به همراه انیمیشن های روان و طبیعی بازی، لذت تجربه این عنوان را دوچندان می کند. یکی از بزرگ ترین مزایای بازی را می توان طراحی محیطی آن در نظر گرفت. هر نقطه از ایستگاه پلیس راکون سیتی تا کانال های فاضلاب و آزمایشگاه های زیرزمینی به شکلی طراحی شده اند که احساس سردرگمی، تنش و کنجکاوی را در شما به وجود بیاورد. همچنین بازی از سیستمی برای باز کردن مسیرهای جدید استفاده می کند که برای پیشرفت در داستان باید کلیدها و آیتم های خاصی را به دست بیاورید. این سیستم جذاب نه تنها حس ماجراجویی را بالاتر میبرد، بلکه بازیکنان را مجبور می کند تا به جزئیات محیط توجه بیشتری کنند تا به مسیرهای مخفی دسترسی داشته باشند.
مبارزات در بازی Resident Evil 2 Remake بسیار دقیق و هدفمند طراحی شده اند. برخلاف بسیاری از بازی های اکشن که فقط روی تیراندازی و خشونت تمرکز دارند، در این بازی باید هر فشنگ را با احتیاط شلیک کنید. کمبود منابع یکی دیگر از عناصر کلیدی گیم پلی بازی است که شما را بین دو راهی قرار می دهد تا بین مبارزه و فرار تصمیم گیری کنید. از طرفی هوش مصنوعی زامبی ها و دشمنان در بازی به طرز شگفت انگیزی بهینه سازی شده اند. زامبی ها در بازی به صورت تصادفی از هر طرف ظاهر می شوند و به همین دلیل شما لحظه ای احساس امنیت نخواهید داشت. اساس و پایه جلوه های شگفت انگیز بازی رزیدنت اویل 2 ریمیک به لطف موتور بازی سازی اختصاصی RE Engine شرکت کپکام در سطح بسیار بالایی قرار دارد. این موتور قدرتمند به بازی امکان می دهد تا محیطی با نورپردازی داینامیک، بازتاب های واقعی و بافت های بسیار دقیق را به نمایش بگذارد. چهره شخصیت های بازی به ویژه لیون و کلیر با دقت بالا و جزئیات فوق العاده ای طراحی شده اند. از چین و چروک های ریز روی پوست صورت گرفته تا حالات چهره شخصیت ها در لحظات ترس و اضطراب، همه چیز جوری طبیعی به نظر می رسد که گاهی یادتان می رود که در حال تجربه یک بازی ویدیویی هستید. اگر هنوز هم بازی شاهکار Resident Evil 2 Remake را تجربه نکرده اید، الان بهترین فرصت است تا در دنیای یکی از بهترین بازی های ترسناک کپکام و ماجراجویی لیان و کلیر غرق شوید.
30) 2019 – Blair Witch

بازی بلیر ویچ یک بازی کامپیوتری در سبک اکشن، ماجراجویی و ترس بقا است که با دید اول شخص بازیکنان را در جنگلی شیطانی رها می کند. این بازی توسط کمپانی لهستانی Bloober Team در سال 2019 برای کنسول های نسل هشتم، رایانه های شخصی و سپس دستگاه های واقعیت مجازی عرضه شد. در بازی شما کنترل کاراگاهی زبردست را به عهده دارید که برای کشف راز پسر بچه ای گمشده وارد جنگلی مرموز می شود. بازی بلیر ویچ تلاش می کند با استفاده از عناصر و مکانیزم های گیم پلی خود، بازیکنان را به چالشی ترسناک و در عین حال سرگرم کننده دعوت نماید. در گیم پلی بازی، بازیکنان می توانند با ترکیب آیتم های مختلف، سلاح ها و اقلام مورد نیازشان را بسازند و ماموریت های بازی را انجام دهند. کمپانی سازنده قبلاً تجربه ساخت بازی ترسناک Layers of Fear را در کارنامه خود دارد و در این بازی از حلقه های زمانی تکراری برای ایجاد ترس و هیجان بیشتر به داستان بهره جسته است. حلقه های زمانی در بازی بلیر ویچ اصلاً شبیه فیلم Groundhog Day نیستند و قرار نیست شرایط به شما در بهبود وضعیت کمک کنند؛ بلکه بیشتر برای اهداف پلید و شیطانی تری مورد استفاده قرار می گیرند.
در طول بازی شما با استفاده از چراغ قوه ای که در اختیارتان قرار دارد می توانید در مسیرهای تاریک و ترسناک حرکت کنید. از ویژگی های قابل توجه این بازی می توان به گرافیک فوق العاده بالای آن، روایت جذاب، محیط های متنوع جنگلی، دشمنانی که دائماً شما را تعقیب خواهند کرد و در نهایت توانایی بالای بازی در ارائه سبک بقای واقع گرایانه اشاره کرد که در کنار گیم پلی طولانی خود، می تواند ساعت ها شما را سرگرم کند و هیچ وقت ترس آن تکراری نمی شود. بلیر ویچ اولین بازی از بلوبر تیم است که سیستم مبارزاتی در آن گنجانده شده است. بازی های قبلی این استودیو بیشتر بر تجربه های بازیکنان تمرکز داشتند. در طول بازی، فرصت هایی برای مبارزه با آنچه می بینید در اختیارتان قرار می گیرد؛ حتی اگر احساس کنید که چندان قوی نیستید، باز هم می توانید از خودتان دفاع کنید. در واقع این مورد تجربیات بازیکنان را تغییر می دهد ولی طوری نیست که خیلی پررنگ باشد و به چشم بیاید. بلیر ویچ سیستم تعقیب و گریز و مخفی کاری مناسبی را به کار گرفته است که در هر لحظه ترس را بی جا گوشتان حس کنید.
البته در مواردی شما می توانید با توجه به موقعیت از خودتان دفاع کنید، ولی همچنان دشمنان بازی دست بالا را دارند و اینطور نیست که عنصر ترس به کلی پاک شود و شما حس کنید که شکارچی هستید و قرار است جنگل را به خاک و خون بکشید! بازی بلیر ویچ با فضایی تسخیر کننده و ترسناک و پیچیدگی های زمانی که در ژانر شبیه سازی پیاده روی به ندرت دیده می شود، شما را به عمق جنگل های بلک هیلز در برکیتزول می برد و آنجا احساس ترس و پارانویا را با گوشت و پوستتان حس خواهید کرد. شما هرگز نسبت به آنچه در اطرافتان اتفاق می افتد اطمینان کامل ندارید و همیشه تصاویری از گذشته مدام آزارتان می دهد. اگر از عناوین ترسناک مثل Slender لذت برده اید، بدون شک بازی بلیر ویچ یکی از بهترین بازی های ترسناک پیاده روی است که می توانید در آخر هفته و دورهمی با دوستانتان تجربه کنید.
حرف آخر
بازی های ترسناک همیشه به عنوان یکی از ارکان دنیای گیم شناخته می شوند. همان طور که از زمان تولد سینما و تولید فیلم های صامت، کمپانی های فیلم سازی دنبال چیزی فراتر از فیلم های رمانتیک و یا خنده دار بودند. تا جایی که اولین فیلم ترسناک دنیا با نام Le Manoir du diable یا همان The House of the Devil، با اینکه سیاه و سفید بود و حتی صدا هم نداشت، توانست مخاطبان را بترساند و در عین حال سرگرم کند. به دنباله آن و با ظهور کارگردانان قابلی از جمله آلفرد هیچکاک، ژانر وحشت در سینما چند پله بالاتر رفت و امروزه شاهد آثار سینمایی ترسناک زیادی هستیم که البته بعضی از آن ها شورش را درآورده اند و صرفاً اسلشرهای خونین هستند.
در دنیای گیم نیز بازی های خط و نقطه ای فضای رشد کافی برای ژانر ترسناک را نداشتند، ولی به مرور با پیشرفت کنسول های بازی و کامپیوترهای خانگی، پس از کشمکش های فراوان، بازی Alone in the Dark در اوایل دهه 90 میلادی توانست گیمرهای زیادی را پای مانیتورهایشان میخکوب کند و سپس نوبت به تولد بازی های ترسناک سه بعدی و گسترده تری از جمله رزیدنت اویل و سایلنت هیل رسید که شاهکار کپکام هنوز هم بعد از سه دهه موقعیت مناسبی در دنیای بازی و بین بهترین بازی های ترسناک دارد. با شروع دهه 2000 و سپس اوایل 2010، بازی های ترسناک با جدیت بیشتری تولید شدند که عنوان آخرین بازمانده ما یا Last of Us در آخرین روزهای عمر پلی استیشن 3 و بین چند صد بازی ترسناک جورواجور، بازار را حسابی در دست خودش گرفت و با ماجراجویی هیجان انگیز جوئل و الی دوست داشتنی، ما را با مفهوم دیگری از دنیای آخرالزمانی آشنا کرد. حتی با وجود اینکه نظرات ضد و نقیضی درباره Last of Us وجود دارد، ولی نمی توان انکار کرد که این عنوان تا ابد در تاریخ جاودانه شد. حالا که تا آخر این مقاله با ما همراه بودید، نظرتان درباره بهترین بازی های ترسناک منتشر شده از سال های 2010 تا 2020 را با ما در بخش کامنت ها به اشتراک بگذارید.
سوالات متداول در رابطه با این محتوا
دیدگاه کاربران
تعداد دیدگاه کاربران: 0 دیدگاه