بازی های نقش آفرینی یکی از بزرگترین ژانرها در صنعت بازیهای ویدیویی بوده و هستند. خصوصا در 15 سال اخیر که با رشد این صنعت، هر ساله تعداد بازیهای بسیار زیادی در این ژانر، و ژانرهای دیگر منتشر میشوند. روندی که نه تنها قرار نیست متوقف شود یا کاهش یابد، بلکه تا سالهای بعد ادامه خواهد داشت. در هیاهوی RPGهای جدید اما، نباید آثار قدیمی این سبک را فراموش کرد. بازیهایی که زمانی به شدت پرطرفدار بودند و حتی برخی از آنها، تا همین الان هم طرفدارانشان را حفظ کردهاند.
بازی های نقش آفرینی قدیمی که در 2025 ده سال سن خواهند داشت
با اینکه شاید در ذهن ما، 2015 چندان هم دور به نظر نرسد، اما ما هماکنون در 2025 هستیم و این یعنی ده سال فاصله. بعد از هضم این موضوع، متوجه خواهیم شد که بسیاری از بازیهایی که قبلا آنها را تجربه میکردیم، حالا قدیمی محسوب میشوند. این در حالیست که در سال 2015، بازیهای بسیار خوبی، خصوصا در ژانر نقشآفرینی، منتشر شد. در این مقاله از پارسی گیم، قصد داریم تا بازیهای نقشآفرینی را به شما معرفی کنیم که در سال 2025، تولد ده سالگی خود را جشن خواهند گرفت.
Pillars Of Eternity

یکی از بهترین بازیهای کارنامه استودیو Obsidian، بیشک Pillars Of Eternity است. یک نقشآفرینی با دوربین ایزومتریک که ما را به یاد RPGهای دهه 90 میاندازد. با توجه به تم این بازی، خیلیها معتقدند که ساخته آبسیدین در واقع یک دنباله معنوی برای اولین نسخه Baldur’s Gate است. موضوعی که پربیراه نیست و اشارات متعددی به دنیای بالدورز گیت در Pillars Of Eternity خواهید دید.
Obsidian در اوایل دهه 2010 میلادی، با چالشهای مالی فراوانی مواجه بود. آنها در آن زمان هنوز توسط مایکروسافت خریداری نشده بودند و یک استودیو نیمه مستقل محسوب میشدند. استودیویی که بدون سرمایهگذاری یک ناشر بزرگ، برای تامین بودجه پروژههای جدید مشکل داشتند. در نهایت استودیو تصمیم گرفت تا با به راه انداختن یک کیک استارتر و جذب سرمایه از خود طرفداران، بودجه ساخت Pillars Of Eternity را تامین کند. در نهایت هم این بازی توانست به موفقیت بزرگی دست یابد و آبسیدین را دوباره ثبات مالی برساند.
Shadowrun Hong Kong

در سال 2015 بود که ریبوت سری بازیهای Shadowrun با نام Shadowrun Hong Kong، رسما منتشر شد. با اینکه با یک ریبوت و راهاندازی مجدد طرف بودیم، اما گیمپلی این بازی با نسخههای قبلیش تفاوت خاصی نداشت. البته این به هیچ وجه چیز بدی نیست و شما حتی هنوز هم میتوانید با گیمپلی و سیستم مبارزات آن ارتباط برقرار کنید. این بازی، در اصل یک استراتژی نوبتی با دوربین ایزومتریک است که دنیا و اتمسفر بسیار جذابی دارد.
همانطور که از نامش پیداست، Shadowrun Hong Kong در شهر هنگ کنگ جریان دارد. استودیو Herebrained Schemes توانسته تا ضمن روایت یک داستان جذاب، دنیایی بسیار عمیق و پرجزئیات خلق کند که به خوبی حس بودن در هنگ کنگ را به شما انتقال میدهد. در این بازی، شما نقش یک Shadowrunner را دارید. یک سرباز ارتقایافته با تکنولوژیهای پیشرفته که باید معماهای این شهر را حل کرده و قاتلان را دستگیر کند. اما در این راه اتفاقات زیادی ممکن است رخ دهد که دید شما را نسبت به داستان تغییر دهد. اگر طرفدار اکشن نوبتی و اتمسفرهای تیره و تار هستید، Shadowrun Hong Kong انتخاب بسیار خوبی برایتان خواهد بود.
The Witcher 3: Wild Hunt

پربیراه نیست اگر بگوییم این بازیهای سری ویچر، به خصوص The Witcher 3: Wild Hunt بودند که این IP را جهانی کردند. تا قبل از این بازی، ویچر تنها در اروپای شرقی شناخته شده بود و در نقاط دیگر دنیا، چندان معروف نبود. با این حال، CD Projekt Red با ساخت این بازی، توانست نام خود و سری ویچر را در تاریخ ویدیو گیم جاودانه کند. این بازی زمانی حتی به عنوان پرافتخارترین بازی ویدیویی تاریخ شناخته میشد. همین موضوع نشان میدهد که این اثر تا چه حد ارزشمند است.
بعد از گذشت ده سال از انتشارش، The Witcher 3: Wild Hunt با دنیای عظیم خود، هنوز هم سرگرمکننده است. مخصوصا که CDPR مدتی قبل آپدیت نسل نهمی این بازی را نیز منتشر کرد تا جلوههای بصری آن بتواند گیمرهای جدیدتر را نیز راضی کند. سومین بازی سری ویچر، داستان گرالت از ریویا را ادامه میدهد که به همراه معشوقه خود، ینیفر، و همینطور دخترخواندهاش، سیری، درگیر ماجراجوییهای تازه و بعضا حماسی میشوند. اگر تا الان The Witcher 3: Wild Hunt را تجربه نکردهاید، الان بهترین زمان است تا قبل از انتشار نسخه چهارم، حسابی خودتان را سرگرم کنید.
Undertale

بازی Undertale یک نقشآفرینی مستقل است که اگرچه به اندازه آثار دیگری مثل ویچر، بزرگ نیست یا گرافیک واقعگرایانه ندارد، اما قطعا در بین ده بازی مستقل تمام تاریخ قرار میگیرد. این بازی فقط توسط یک نفر ساخته شده که توبی فاکس نام دارد. تم و مدل بازی، شباهت انکارناپذیری به عناوین کنسول کلاسیک SNES دارند. حتی مکانیکهای بازی هم برای امروز، بسیار عجیب و غریب به نظر میرسند. اما وقتی برای مدتی به آن فرصت دهید، تازه پیامهای داستانی بازی راهشان را به ذهن شما باز خواهند کرد.
Undertale داستان هیولاهای زیرزمینی را روایت میکند که زندگی انسانوارانه خاص خودشان را دارند. آنها در آپارتمانهایشان لم میدهند و تلوزیون میبینند، یا از شبکههای اجتماعی برای یکدیگر پیام میفرستند. داستان بازی همینقدر کمدی است اما نباید فکر کنید که پیام خاصی ندارد و صرفا با یک اثر سطحی روبهرو هستیم. Undertale خیلی خوب حرفهایش را در قالب طنز و کنایه به گوش مخاطب میرساند و در این بین، برای او یک سفر لذتبخش را تدارک میبیند که واقعا تجربهاش به هر کسی پیشنهاد میشود.
Disgaea 5

نقشآفرینیهای ژاپنی که از گیمپلی نوبتی بهره میبرند، همیشه به خاطر روایتهای داستانی عمیق و مفاهیم سیاسی خود، مشهور بودهاند. سری بازیهای Disgaea، به خصوص قسمت پنجم، در همین ژانر قرار میگیرد، اما کلیشههای مرسوم را میشکند. گیمپلی این بازی برای افرادی که Final Fantasy Tactics را تجربه کردهاند، آشنا خواهد بود. با این حال، Disgaea 5 المانهای مخصوص به خود را دارد که باعث میشود تجربهاش برای علاقهمندان به این ژانر، خالی از لطف نباشد.
در Disgaea 5، برای پیدا کردن هر آیتم باید به یک سیاهچال بروید و با انمیهای آن مبارزه کنید. از طرفی آپدیت کردن تواناییها در این بازی، اهمیت خیلی زیادی دارد و نیاز به آیتمهای خاصی هم دارد که قطعا شما را ناچار به گشت و گذار در سیاهچالهای مذکور خواهد نمود. بر خلاف ظاهر انیمهای این بازی، Disgaea 5 میتواند واقعا چالشبرانگیز باشد.
Fallout 4

سری بازیهای Fallout، یکی از بزرگترین و محبوبترین فرنچایزهای نقشآفرینی در تاریخ صنعت بازی هستند. در طول این سالها، شاهد نسخههای اصلی و فرعی زیادی از این سری بازی بودهایم که اغلب آنها، کیفیت مطلوبی داشتهاند. یکی از این بازیها که از از قضا آخرین نسخه اصلی این فرنچایز است که تا به حال منتشر شده، Fallout 4 است. بازی که کمی از گیمپلی سفت و سخت RPG نسخههای قبلی دور شد و بیشتر روی اکشن و خشونت تمرکز کرد.
علیرغم برخی انتقاداتی که به داستان و گیمپلی بیش از حد اکشن Fallout 4 میشود، اما این اثر هنوز هم یک بازی خیلی خوب به شمار میآید. این نسخه علاوه بر امکانات قبل، شامل برخی مکانیکهای جدید هم میشود. چیزهایی مثل ساختن سازههای خودتان، که در نسخههای قبلی وجود نداشت. یکی دیگر از ویژگیهای جالب این بازی، شنیدن صدای کاراکتر اصلی آن بود. افرادی که سری فالآوت را تجربه کرده باشند، میدانند که شخصیت اصلی همیشه صامت بود و صدایی نداشت. با این حال و در Fallout 4، این سنت شکسته شد و حالا کاراکتر اصلی، صداپیشه مخصوص به خودش را داشت. در کل اگرچه این بازی عمق نسخههای قبل را ندارد، اما همچنان یک تجربه سرگرمکننده و خوب به شمار میرود.
Xenoblade Chronicles X

Xenoblade Chronicles X، یک اسپینآف موفق از سری Xenoblade Chronicles است که توسط Monolith Soft برای کنسول Wii U توسعه داده شده بود. بازیهای اصلی این سری، عموما داستانی خطی دارند که در یک دنیای وسیع اتفاق میافتد و به نوعی «نیمه جهانباز» هستند. این در حالی بود که Xenoblade Chronicles X، به معنی واقعی کلمه جهانباز است و المانهای آن را به خوبی پیاده کرده است.
دنیای این بازی بسیار عظیم است و شامل بایومهای متنوعی میشود. از دشتهای بزرگ و دریاهای وسیع با تعداد زیادی جزیره گرفته، تا سرزمینهای سنگی در آسمان. بعد از تجربه این بازی، به خوبی میفهمید که چرا نینتندو به Monolith Soft اعتماد کرد و توسعه بخشی از بازی تحسینشده The Legend of Zelda: Breath of the Wild را به آنها سپرد.
Bloodborne

تا قبل از انتشار بازی Elden Ring، خیلیها معتقد بودند که بهترین بازی استودیو FromSoftware، چیزی نیست جز Bloodborne. یک سولزلایک تمامعیار که اتمسفر آن حتی با استانداردهای آثار دیگر این سبک هم، بسیار تیره و تاریک به نظر میرسید. این بازی که هنوز هم پس از گذشت ده سال، در انحصار کنسول PS4 قرار دارد، نقش مهمی در افزایش محبوبیت بازیهای سولزلایک ایفا نمود. با روایت داستانی عمیق در دنیایی گیرا که واضحا از انگلستان قرن پانزدهم الهام گرفته شده، بلادبورن توانست جایگاه خود را به عنوان یکی از برترین بازیهای ساخته شده در نسل هشتم تثبیت کند.
گیمپلی این بازی تفاوت زیادی نسبت به عناوین سولزلایکی دارد، که قبل و بعد از آن عرضه شد. یکی از ویژگیهای خاص Bloodborne، این است که کاراکتر اصلی یک سلاح گرم در دست چپ خود دارد؛ چیزی که در آثار همسبک معمولا نمیبینیم. این سلاح گرم هم میتواند به دشمنانتان آسیب بزند، و هم در Parry کردن ضربات آنان کاربرد دارد. با داشتن باس فایتهای بسیار چالشبرانگیز، بلادبورن از نظر خیلیها، سختترین سولزلایکی است که FromSoftware تا به حال توسعه داده.
جمع بندی
زمان خیلی سریع میگذرد و بازیهایی که انگار همین دیروز تجربهشان میکردیم، حالا ده یا پانزده ساله شدهاند. بازیهای سال 2015 هم از این قاعده مستثنی نیستند. این سال، شاید در بین بهترین سالهای تاریخ ویدیو گیم از لحاظ تعداد عناوین شاهکار، جای نگیرد. با این حال، قطعا یکی از خاطرهانگیزترینهاست و بازیهای آن، همواره در قلب ما جای خواهند داشت. در این مقاله، بازیهای نقشآفرینی بزرگی را برایتان فهرست کردیم که در سال 2015 منتشر شدند و امسال ده ساله خواهند شد. اگر بازی دیگری به ذهنتان میرسد که در این لیست حضور نداشت، در بخش نظرات با ما در میان بگذارید.
سوالات متداول در رابطه با این محتوا
دیدگاه کاربران
تعداد دیدگاه کاربران: 0 دیدگاه