اگر در چند سال گذشته صنعت بازی‌های ویدیویی را دنبال کرده باشید، احتمالاً متوجه یک خلاء بزرگ شده‌اید: فقدان هویت. ما در دورانی زندگی می‌کنیم که بازی‌های بزرگ (AAA) بیشتر شبیه به فرمول‌های ریاضی بهینه‌شده برای سودآوری هستند تا اثر هنری. راستش را بخواهید، این روزها وقتی نام Ubisoft می‌آید، ناخودآگاه خودمان را برای یک ناامیدی جدید یا یک بازی بی‌روح و بیش از حد طولانی آماده می‌کنیم. بعد از حواشی و ضعف‌های ساختاری نسخه‌های اخیر مثل  Shadows، کمتر کسی فکر می‌کرد که این کمپانی بتواند دوباره دل طرفداران قدیمی را به دست آورد. در این مطلب به سراغ نقد و بررسی  بازی Assassin’s Creed Black Flag Resynced رفتیم.

نقد و بررسی بازی Assassin’s Creed Black Flag Resynced

در چنین اتمسفری، تجربه نسخه بازسازی‌شده‌ی Black Flag برای من یک سرگرمی ساده نبود؛ یک سیلی واقع‌گرایانه بود که به یادم آورد چقدر از مسیر اصلی تولید بازی دور شده‌ایم. وقتی یوبی‌سافت در سال 2013 نسخه اصلی را منتشر کرد، دست به قمار بزرگی زد. آن‌ها فرمول امن مخفی‌کاری خود را گرفتند و آن را با بی‌رحمی اقیانوس ترکیب کردند. حالا نسخه Resynced  اینجاست تا نه تنها آن گرافیک غبارآلود را نو کند، بلکه به ما یادآوری کند که چرا این بازی، آخرین مرثیه‌ی واقعی این مجموعه بود. Ubisoft این بار سراغ فرمول برنده رفته و به جای تغییرات فلسفی عجیب و غریب، تصمیم گرفته به اصل ماجرا دست نزند و فقط دستی به سر و روی آن بکشد. نتیجه کار، ترکیبی است از حس نوستالژیک سال 2013 با جلوه‌های بصری سال 2026.

هاوانا هرگز این‌قدر زیبا نبوده است!

مکان رویدادها در بازی جدید اساسینز کرید بلک فلگ ریمیک

در جامعه‌شناسی مفهومی وجود دارد به نام «فضای سوم»؛ مکان‌هایی که خانه یا محل کار شما نیستند، بلکه فضاهایی هستند که در آن‌ها می‌توانید از هویت‌های تحمیل‌شده روزمره‌تان رها شوید. برای انسان قرن هجدهم که زیر پای پادشاهان و امپراتوری‌ها له می‌شد، این فضای سوم، عرشه یک کشتی دزدان دریایی بود. کتاب اتوپیای دزدان دریایی اثر پیتر لمبورن ویلسون، این جوامع کوچک روی آب را به عنوان اولین تلاش‌ها برای ایجاد یک دموکراسی رادیکال توصیف می‌کند. در کشتی دزدان دریایی، کاپیتان‌ها با رأی خدمه انتخاب می‌شدند و غنایم به طور مساوی تقسیم می‌شد. در دورانی که همه چیز در کنترل مطلق بود، دریا تنها جای خالی روی نقشه بود.

در بازی اساسینز کرید بلک فلگ ریسینکد، اولین چیزی که شما را در خود غرق می‌کند و میخکوب‌تان می‌سازد، بازتعریف مفهوم «وسعت» و گرافیک خیره‌کننده آن است. Anvil موتور گرافیکی جدید استودیو بازی‌سازی Ubisoft معجزه کرده؛ نورپردازی‌های چشم‌نواز و داینامیک جدید، غروب‌های تماشایی آفتاب در افق اقیانوس و جزئیات فوق‌العاده جنگل‌های استوایی، اتمسفر بازی را چند پله ارتقا داده‌اند.

اما این ارتقای گرافیکی بازی صرفاً به بالا رفتن رزولوشن یا بافت‌های باکیفیت‌تر خلاصه نمی‌شود؛ موضوع درباره اتمسفر است. وقتی در این نسخه با کشتی جک‌داو وارد یک طوفان سهمگین می‌شوید، بازی دیگر یک شبیه‌ساز نیست، یک تجربه حسی است. نورپردازی داینامیک، تضاد عجیبی میان تاریکی مطلق موج‌های خروشان و درخشش رعدوبرق‌ها ایجاد می‌کند. این جلوه بصری جدید، مستقیماً به تم اصلی داستان خدمت می‌کند: انزوای یک مرد در برابر طبیعت. ادوارد کنوی در دنیایی بزرگ، وحشی و بی‌رحم سرگردان است و تکامل گرافیکی نسخه جدید، این حس تنهایی و ناچیز بودن انسان در برابر عظمت دریا را به شکلی تاریک و خیره‌کننده به تصویر می‌کشد.

بزرگ‌ترین تغییر فنی بازی که تاثیر مستقیم روی تجربه شما می‌گذارد، حذف کامل صفحات بارگذاری (Loading Screens) هنگام ورود به شهرهای بزرگ است. در نسخه اصلی، وقتی می‌خواستید وارد هاوانا یا کینگستون شوید، بازی متوقف می‌شد تا شهر لود شود. حالا اما می‌توانید با کشتی جک‌داو تا نزدیک بندر بروید، مستقیم از روی عرشه به داخل آب شیرجه بزنید و بدون یک ثانیه معطلی وارد یکی از پرتراکم‌ترین و زنده‌ترین شهرهای سری اساسینز کرید شوید. قدم زدن در بازارهای شلوغ هاوانا با این کیفیت جدید، واقعاً یک تجربه بی‌نظیر است.

شمشیرت را بکش دزد‌ دریایی!

گرافیک و داستان بازی Assassin's Creed Black Flag Resynced

بزرگ‌ترین دستاورد Resynced این است که سازندگان در تله‌ی مدرنیزه کردن بیش از حد بازی نیفتاده‌اند. بازی‌های مدرن Ubisoft ذهن شما را با درخت‌های مهارت پیچیده، لول‌آپ‌های اجباری و اعدادی که از سر و روی دشمنان بالا می‌روند، خسته می‌کنند. اما در این بازسازی، هسته اصلی گیم‌پلی همچنان بر پایه روان بودن و آزادی استوار است. گیم‌پلی بازی دقیقاً همان حس و حال قدیمی را دارد، اما در بخش مبارزات، این استودیو بازی‌سازی کمی خلاقیت به خرج داده و سیستم Parry & Counter نسخه اصلی را با انیمیشن‌های نرم، پویا و مدرن ترکیب کرده است. مبارزات بازی به لطف نرخ فریم بالا و انیمیشن‌های اصلاح‌شده، وزنی را پیدا کرده‌اند که در نسخه ۲۰۱۳ وجود نداشت. سنگینی ضربات شمشیر ادوارد و صدای شلیک تپانچه‌ها حالا کشنده‌تر و واقعی‌تر به نظر می‌رسند.

ضربه‌های پایان‌دهنده (Finisher) بازی به شدت خشن، خونین و لذت‌بخش هستند و اضافه شدن مکانیک‌هایی مثل ضربات پا یا استفاده از قلاب برای کشیدن دشمنان، به مبارزات تن‌به‌تن تنوع خوبی داده است؛ هرچند که دیگر نمی‌توانید مثل گذشته با هیدن‌بلید یا سلاح‌های فرعی مبارزه کنید. بازی به شما باج نمی‌دهد! شما برای ارتقای کشتی خود باید واقعاً در دریا بجنگید و غنیمت جمع کنید، نه اینکه با پرداخت‌های درون‌برنامه‌ای مسیر را میان‌بر بزنید. این همان مکانیک ارگانیکی است که در بازی‌های امروز منقرض شده است.

در نقطه مقابل، بخش مخفی‌کاری کمترین سهم را از این بازسازی برده است. هوش مصنوعی دشمنان هنوز هم همان‌قدر ساده و تا حدی احمقانه است؛ قایم شدن در بوته، سوت زدن، کشاندن سرباز و تمام! تنها تغییر ملموس در این بخش، اضافه شدن قابلیت نشستن (Crouch) در هر زمان است که اگرچه جابه‌جایی در محیط را راحت‌تر می‌کند، اما تغییر اساسی در ساختار کهنه مخفی‌کاری بازی ایجاد نکرده است.

پادشاه اقیانوس!

روایت و داستان بازی Assassin's Creed Black Flag Resynced

چرخه گیم‌پلی بازی هنوز هم همان جادوی قدیمی را دارد. شما مدام دوست دارید جزیره پیدا کنید، ساحل و جنگل را بگردید، نهنگ شکار کنید، گنج‌های مدفون را بیابید و با غنائم به‌دست‌آمده، ادوارد و کشتی‌اش را قوی‌تر کنید. سیستم مدیریت ناوگان از نظر بصری کاملاً بازطراحی شده و بسیار تمیزتر از قبل است. حین دریانوردی، حتی مبارزات دریایی هم به لطف چند توانایی و سلاح جدید که از طریق ماموریت‌های فرعی آزاد می‌شوند، هیجان‌انگیزتر و سریع‌تر شده‌اند. یک تغییر خلاقانه و دوست‌داشتنی دیگر، اضافه شدن منوی انتخاب آوازهای دریایی (Sea Shanties) است؛ چیزی شبیه به عوض کردن موج رادیو در بازی‌های GTA که به شما اجازه می‌دهد دقیقاً انتخاب کنید خدمه کشتی‌تان چه شعری را در طول سفر بخوانند.

رهایش کن سید، آن دخترک را رها کن!

شخصیت های بازی Assassin's Creed Black Flag Resynced

بزرگ‌ترین نقطه قوت داستان این بازی مسیر شخصیت ادوارد کنوی است. بسیاری از مردم بلک فلگ را به عنوان یک بازی شاد و ماجراجویانه درباره دزدان دریایی به یاد می‌آورند، اما در واقع، این بازی یکی از تاریک‌ترین و غم‌انگیزترین داستان‌های تاریخ ویدیوگیم را روایت می‌کند. ادوارد با یک ایده ساده شروع می‌کند: او ثروت می‌خواهد تا بتواند آزاد باشد و به یک «جنتلمن» تبدیل شود. اما اقیانوس درس دیگری به او می‌دهد. افسانه شدن تاوان دار‌د!

در بخش داستانی، ماجراجویی جذاب ادوارد کنوی دست‌نخورده باقی مانده و حتی چند ماموریت جانبی برای عمق دادن به شخصیت‌های فرعی به بازی اضافه شده است. نسخه Resynced  با تمرکز بیشتر روی جزئیات چهره‌ها در سکانس‌ها و بهبود کیفیت صداگذاری، بار دراماتیک داستان را چند برابر کرده است. ما داستان مردی را دنبال می‌کنیم که طمع کورش کرده است. او تمام هویتش را در مسیر رسیدن به  سراب ثروت قمار کرده است. تماشای سقوط ایدئولوژی در این نسخه با کیفیت بصری نسل جدید، حسی به شدت سنگین و دردناک دارد. سکانس‌ها در نسخه Resynced به لطف موسیقی بازسازی‌شده و فضاسازی تیره، به یک شاهکار سینمایی تبدیل شده است. این بازی به ما نشان می‌دهد که بلوغ یک داستان، نیازی به کلمات قلمبه‌ سلمبه ندارد! بلکه در سکوت‌ها و نگاه‌های حسرت‌بار شخصیت‌هاست.

اما بزرگ‌ترین غافلگیری در این میان، حذف کامل بخش زمان حال شرکت ابسترگو نسخه اصلی است! سازندگان بازی این بخش را کاملاً حذف کرده و به جای آن یک سری مراحل اختیاری بی‌رمق مرتبط با خط داستانی مدرن جدید خود جای‌گذاری کرده که راستش را بخواهید آنچنان جذاب نیستند و بیشتر حوصله‌ سربر عمل می‌کنند.