بازی Call of Duty: Black Ops Cold War یک عنوان تیراندازی اول شخص است که در سال ۲۰۲۰ توسط استودیوهای Treyarch و Raven Software توسعه داده شده و با انتشار توسط شرکت Activision روانه بازار شده است. این بازی هفدهمین نسخه از سری پرطرفدار Call of Duty و ششمین قسمت اصلی مجموعه Black Ops محسوب می‌شود که پس از بازی Call of Duty: Black Ops 4 در سال ۲۰۱۸ عرضه شده است.

بازی کالاف دیوتی بلک اپس کلد وار؛ سقوط یا پیشرفت مسئله این است!

داستان بخش تک‌نفره بازی کالاف دیوتی بلک اپس کلد وار به سال ۱۹۸۱ برمی‌گردد و روایتگر ماموریت‌های یک مامور CIA به نام راسل ادلر و تیم اوست که تلاش دارند جاسوس شوروی، معروف به پرسیوس، را متوقف کنند. همانند نسخه‌های پیشین این سری، بازی شامل بخش چندنفره و حالت همکاری زامبی‌ها است که تجربه‌ای متنوع و هیجان‌انگیز را برای بازیکنان به همراه دارد. در این مقاله از پارسی گیم داستان بازی Call of Duty: Black Ops Cold War را به طور کامل توضیح خواهیم داد؛ پس با ما همراه باشید.

1) شروع داستان بازی کالاف دیوتی بلک اپس کلد وار؛ روایت دوران جنگ سرد

آغاز داستان بازی کالاف دیوتی بلک آپس کلد وار

در ژانویه 1981، ماموران سازمان سیا شامل راسل ادلر، الکس می‌سون و فرانک وودز به آمستردام اعزام شدند تا قاسم جوادی و آرش کدیور را به دلیل نقششان در بحران گروگان‌گیری ایران تحت تعقیب قرار دهند. با اطلاعاتی که از بازجویی قاسم به دست آمد، تیم ماموران رد آرش را تا یک فرودگاه در ترکیه دنبال کرد؛ جایی که شاهد اعدام تمامی افراد داخل یک وسیله نقلیه توسط آرش بودند. آن‌ها افراد آرش را نابود کرده و او را دستگیر کردند. آرش، در حالی که به دستگیری خود افتخار می‌کند، فاش می‌سازد که یک جاسوس شوروی به نام “پرسئوس”، که ادلر تصور می‌کرد مرده است، مسئول اصلی بحران گروگان‌گیری ایران بوده است. پس از توضیحات ادلر و جیسون هادسون درباره تهدید پرسئوس، رئیس‌جمهور ایالات متحده، رونالد ریگان، ماموریت مخفیانه‌ای برای نابودی پرسئوس تایید می‌کند.

تیم آدلر شامل هلن پارک از MI6، لارنس سیمز از CIA، و الیازار “لازار” آزولای از موساد است. می‌سون و وودز نیز پشتیبان تاکتیکی هستند. عضو دیگر تیم، مامور رمزی “بل”، در دوران جنگ ویتنام با آدلر و سیمز در MACV-SOG همکاری داشته است. این تیم از یک خانه امن در برلین غربی استفاده می‌کند تا بل عملیات “فراکچر جاو” سال 1968 را به یاد بیاورد، زمانی که پرسئوس برای اولین بار دیده شد. سپس به برلین شرقی ‌می‌روند تا آنتون ولکوف، رئیس مافیا روسیه مرتبط با پرسئوس، را دستگیر یا از بین ببرند.

2) کشف یک تهدید بالقوه جهانی

روایت داستانی بازی کالاف دیوتی بلک آپس کلد وار

در ادامه داستان بازی Call of Duty: Black Ops Cold War تیم متوجه می‌شود که ولکوف به پرسئوس کمک کرده تا یک دستگاه هسته‌ای را از طریق برلین شرقی قاچاق کند. همچنین، مختصاتی رمزگذاری شده مربوط به منطقه‌ای غیرمسکونی در اوکراین را پیدا می‌کنند. بل و وودز برای نفوذ به تاسیسات مخفی اسپتسناز اعزام می‌شوند و کشف می‌کنند که پرسئوس پروژه فوق‌سری “گرین‌لایت” را تحت کنترل گرفته است؛ پروژه‌ای که بمب‌های نوترونی در شهر‌های بزرگ اروپا جاسازی کرده بود. شواهد نشان می‌دهد پرسئوس در حال حفاری پایگاه نابود شده ژنرال دراگوویچ در کوه‌های اورال است، جایی که سلاح بیولوژیکی “نُوا 6” توسعه یافته بود.

میسون و وودز برای بازیابی فهرست ماموران خفته آمریکایی به پایگاه ‌می‌روند اما درمی‌یابند پرسئوس داده‌ها را پاک کرده است. این تیم مجبور می‌شود آدلر و بل به ساختمانی نفوذ کنند تا اطلاعات را بازیابی کنند. آنان کشف می‌کنند که یکی از ماموران خفته به کوبا گریخته و تیم در تعقیب او درمی‌یابند که پرسئوس کد‌های انفجار بمب‌های گرین‌لایت را به دست آورده است، که تهدیدی برای نابودی اروپا محسوب می‌شود. در این ماموریت، تیم مورد حمله قرار می‌گیرد و بل تنها فرصت نجات یکی از اعضا را دارد.

3) نقاب از چهره بل می‌افتد!

داستان بازی کالاف دیوتی بلک آپس کلد وار

در ادامه داستان بازی کالاف دیوتی بلک اپس کلد وار هویت واقعی بل آشکار می‌شود: او در اصل مامور پرسئوس است که در ترکیه به دلیل حسادت، هدف گلوله آرامش قرار گرفته بود. ادلر بل را پیدا کرده و با استفاده از پروژه MKUltra ذهن او را تغییر داده تا چنین تصور کند که یکی از همرزمان ادلر است. با بازگشت خاطرات بل، ادلر از او درباره مکان مقر پرسئوس بازجویی می‌کند. در این نقطه، بل می‌تواند بین دو انتخاب تصمیم بگیرد: وفادار ماندن به پرسئوس و دروغ گفتن به ادلر، یا خیانت کردن به پرسئوس و افشای محل مخفیگاهش. اگر گزینه اول انتخاب شود، بل اطلاعات اشتباهی به ادلر ارائه می‌دهد و او و تیمش را به دوجا، مکانی بسیار دور از پرسئوس و بمب‌ها، هدایت می‌کند. اما در صورتی که گزینه دوم انتخاب شود، بل به پرسئوس خیانت می‌کند و به CIA می‌پیوندد تا در حمله به مقر پرسئوس در جزایر سولووتسکی شرکت کند. در جریان این عملیات، آن‌ها موفق به نابودی فرستنده‌هایی می‌شوند که برای ارسال سیگنال انفجار لازم بودند. در نهایت ادلر بل را به یک ملاقات خصوصی فرا می‌خواند تا به او اطمینان دهد که تصمیمش برای خیانت به پرسئوس کاملاً از روی اراده خودش بوده و او را یک قهرمان خطاب می‌کند. اما بلافاصله پس از این گفتگو، ادلر بل را از بین میبرد چون او تهدیدی بالقوه برای CIA به شمار می‌رود.

4) داستان بخش مولتی پلیر بازی Call of Duty: Black Ops Cold War

داستان بخش چند نفره بازی Call of Duty Black Ops Cold War

در ژانویه 1984، یکی از سلول‌های «پرسئوس» به رهبری ویکور “استیچ” کوزمین به یک مخفیگاه سی‌آی‌ای در برلین غربی حمله می‌کند تا اطلاعاتی درباره ادلر به دست آورد. استیچ که مسئول تولید ماده شیمیایی Nova 6 در جزیره ریبیرث بود، پس از این‌که ادلر در جریان حمله سی‌آی‌ای به جزیره در سال 1968 او را دستگیر و شکنجه کرد، قسم خورد انتقام بگیرد. او پیامی به‌جا می‌گذارد که تیم ادلر را به یک مرکز خرید در نیوجرسی هدایت می‌کند، جایی که تیم ادلر به دام افتاده و خود او توسط افراد استیچ دستگیر می‌شود.

در ادامه سه ماه بعد، وودز یک گروه را به لائوس هدایت می‌کند، جایی که آخرین نشانه‌ها از حضور ادلر مشاهده شده بود، اما مشخص می‌شود که او به وردانسک در کاستویا منتقل شده است، جایی که استیچ قصد دارد با استفاده از داده‌های مرتبط با برنامه اعداد دراگوویچ، ادلر را شستشوی مغزی دهد. هادسون ماموریت جست‌وجو و نجات برای بازگرداندن ادلر را تایید می‌کند و ظرف چند روز، وودز و تیمش موفق می‌شوند ادلر را پیدا کرده و نجات دهند.

5) یک ماموریت خرابکارانه دیگر!

ماموریت های داستانی بازی کالاف دیوتی بلک اپس کلد وار

در ژوئن 1984، استیچ به اووتو “جکل” مابوزا، یکی از عوامل پرسئوس، دستور می‌دهد تا به مرکز زمینی ماهواره‌ای جامپ‌سیت در آفریقای جنوبی حمله کند. متخصص نجات‌یافته این مرکز مجبور می‌شود دو ماهواره سی‌آی‌ای را از مدار خارج کند که یکی در وردانسک و دیگری در الجزایر سقوط می‌کند. پس از بازیافت سلامتی، ادلر حمله‌ای را به محل سقوط ماهواره در الجزایر رهبری می‌کند و در جریان عملیات، مخفیانه یک ضبط‌کننده داده را از بقایای ماهواره به دست می‌آورد.

یک ماه بعد، وودز گروه خود را به‌ایستگاه شنود اکشلون در توفلزبورگ هدایت می‌کند تا عامل پرسئوس، کائوری “کیتسون” تاناکا را دستگیر کند. اما شرایط مجبورش می‌کند که عقب‌نشینی کند؛ زیرا کیتسون با استفاده از پروتکل اعداد تیم پاسخ‌دهنده را علیه وودز تحریک می‌کند. پس از این اتفاق، هادسون تناقضاتی را در گزارش ادلر درباره ضبط‌کننده داده محل سقوط الجزایر، همراه با فعالیت‌های اخیرش در وردانسک، آشکار می‌سازد. او که متوجه احتمال تحت تاثیر قرار گرفتن ادلر می‌شود، به وودز دستور می‌دهد تا با می‌سون تماس بگیرد.

در ادامه داستان بازی کالاف دیوتی بلک اپس کلد وار و بازه آگوست 1984، در حالی که می‌سون و هادسون برای شکستن برنامه‌ریزی ذهنی ادلر او را شکنجه می‌کنند، استیچ و عامل پرسئوس بنیتو “فیوز” اورتگا تلاش می‌کنند اما نمی‌توانند برخی مواد منفجره را که ادلر در سراسر وردانسک کار گذاشته بود خنثی کنند. در نهایت، وودز، ادلر، می‌سون و هادسون به وردانسک شدیداً تخریب‌شده فرستاده می‌شوند تا با استیچ روبرو شوند. آن‌ها استیچ را در جنگلی پیدا می‌کنند؛ جایی که ادلر متوجه می‌شود استیچ مقام پرسئوس را پس از مرگ رهبر قبلی پرسئوس بر اثر سرطان در سال 1983 به دست گرفته است. استیچ پس از پایان کار خود، داوطلبانه تسلیم می‌شود؛ اما هنگام تسلیم شدن، ادلر را برای اعمالش مورد تمسخر قرار می‌دهد. صحنه با شنیدن صدای شلیک گلوله به پایان می‌رسد و تصویر قطع می‌شود.

6) سناریو Die Maschine

داستان جنگ سرد در بازی کالاف دیوتی بلک آپس کلد وار

در نوامبر 1983، تیم عملیاتی سیا تحت نام “ریکویم”، براساس اطلاعات به‌دست‌آمده از مامور سرکش سازمان اطلاعات آلمان (BND)، سامانتا ماکسیس، یک گروه ضربتی چهار نفره را به تاسیسات تحقیقات هسته‌ای دوران جنگ جهانی دوم موسوم به “پروژه انداستاسیون” در مراسکو، لهستان اعزام می‌کند. ماموریت این تیم بررسی فعالیت‌های اخیر گروه “اُمگا” تحت هدایت شوروی در آن منطقه بود. در همکاری نزدیک با اعضای ارشد ریکویم—افسر ویژه گریگوری ویور، دکتر الیزابت‌گری و اسکار اشتراوس، سرگرد مک‌کنزی کارور و کاپیتان استونی “راپتور وان” مادوکس—تیم ضربتی با موج‌هایی از زامبی‌ها و شتاب‌دهنده ذرات معیوب تاسیسات مواجه می‌شود که به دلیل خرابی، چندین دروازه جهانی به بعد “اتر تاریک” باز کرده است.

با تحقیقات بیشتر، تیم ضربتی دستگاهی به نام “در وکسلر” را کشف می‌کند که قابلیت بازگرداندن عملکرد مغز زامبی‌ها را دارد. این دستگاه روی یکی از زامبی‌های حاضر در تاسیسات که قبلاً عضو گروه اُمگا به نام اورلوف بوده است، آزمایش می‌شود. اورلوف که هوشیاری خود را بازمی‌یابد، موافقت می‌کند که به تیم در بستن شکاف بُعدی کمک کند. او موفق به مهر و موم کردن شکاف شده و در این فرآیند ضمن نابودی تاسیسات انداستاسیون، جان خود را نیز فدا می‌کند. این اقدام باعث نجات تیم ضربتی و فرار موفقیت‌آمیز آن‌ها می‌شود.

7) سناریو Firebase Z

داستان بازی Call of Duty Black Ops Cold War

در ژوئن 1984، مکسیس به پایگاه شماره 25، یکی از مراکز گروه امگا در دره آسائو واقع در ویتنام سفر می‌کند. هدف او برقراری ارتباط با سرگئی راونوو، کاپیتان اسپتسنازی است که اعتماد خود به امگا را از دست داده و قصد دارد به مکسیس در متوقف کردن عملیات امگا کمک کند. اما در این میان، مکسیس توسط اعضای امگا دستگیر شده و توسط دکتر ویلیام پک، دانشمند آمریکایی که به امگا پیوسته است، به اتر تاریک تبعید می‌شود. پس از خبردار شدن راونوو از اسارت مکسیس، او با ویور تماس می‌گیرد و درخواست می‌کند که تیم ضربتی رکویم را برای آزاد کردن مکسیس به پایگاه شماره 25 اعزام کند. در تاریخ 15 ژوئن، تیم رکویم وارد ویتنام شده و با راونوو ملاقات می‌کند.
او آن‌ها را در عبور از پایگاه آلوده به موجودات زامبی‌مانند هدایت می‌کند. پس از دریافت اطلاعات از پک دربارهٔ وضعیت کنونی مکسیس، تیم ضربتی تلاش می‌کند یک پورتال باز کرده و آن را به اندازه کافی تثبیت کند تا مکسیس بتواند از آن بُعد فرار کند. سرانجام تیم موفق به آزاد کردن مکسیس می‌شود و همراه او از منطقه خارج می‌شوند، در حالی که راونوو تصمیم می‌گیرد مخفیانه به فعالیت خود ادامه دهد تا اطلاعات بیشتری از عملیات امگا در کوهستان‌های اورال جمع‌آوری کند. پس از این وقایع، رهبران امگا، کلنل لِو کراوچنکو و دکتر آلکساندرا والنتینا، به پایگاه شماره 25 می‌آیند تا دکتر پک را درباره شکستش مورد بازخواست قرار دهند.

8) سناریو Outbreak: Operation Threshold

داستان بازی Call of Duty Black Ops Cold War

برای رسیدن به پیشرفت‌های گروه امگا، سازمان رکوئیم ماموریتی گسترده به نام “عملیات آستانه” را در منطقه کوه‌های اورال آغاز می‌کند؛ منطقه‌ای که بزرگ‌ترین کانون‌های شیوع شناسایی شده‌اند. در طی چند ماه آینده، تیم ضربت رکوئیم به مناطق مختلف اورال اعزام می‌شود تا اهداف مردگان متحرک را نابود کند، نمونه‌هایی را جمع‌آوری کرده و تحقیقاتی بیشتر درباره عنصر اسرارآمیز “اتروم” آغاز نماید. در همین حال، ماکسیس به دلیل زمانی که در بُعد تاریک اتر سپری کرده بود، در قرنطینه و انزوا قرار می‌گیرد. در طول عملیات‌های انجام شده در کوه‌های اورال، هر دو سازمان رکوئیم و امگا با کازیمیر زیکوف مواجه می‌شوند؛ مهندسی شوروی که در سال 1945 به ارتش سرخ کمک کرد تا تاسیسات‌اندستیشن را تعطیل کند، اما از آن زمان به بعد در بُعد تاریک اتر گرفتار شده است. زیکوف که مشتاق است از این بُعد فرار کند، تلاش کرده با دنیای واقعی ارتباط برقرار کند و به هر دو سازمان رکوئیم و امگا، هشدار‌هایی درباره موجودی مرموز داده است که نیرو‌های مردگان متحرک را از درون هدایت می‌کند.

9) سناریو Outbreak: Operatsiya Inversiya

داستان بازی Call of Duty Black Ops Cold War

در نوامبر سال 1984، مکسس به صورت مخفیانه با تیم ضربت “ریکوئیم” تماس برقرار می‌کند و از آن‌ها می‌خواهد تا با فردی به نام “راونوو” ملاقات کنند. در یک سیلوی موشکی واقع در منطقه “روکا”، راونوو پرده از حقیقتی مهم برمی‌دارد: “پک” با استفاده از کریستال‌های اِتِریوم، بمب‌های هسته‌ای را تقویت کرده است، امکانی که به گروه “اُمگا” اجازه می‌دهد شیوع‌هایی جدید در هر نقطه دلخواه ایجاد کنند. مکسس، با هدف جلوگیری از دسترسی جناحین به این بمب‌های هسته‌ای، به راونوو و تیم ضربت دستور می‌دهد تا موشک‌ها را به سمت اقیانوس آرام هدایت کنند تا به شکل امن در آنجا ر‌ها شوند. پس از رویارویی با گروهی بزرگ از زامبی‌ها که از سیلو محافظت می‌کنند، تیم ضربت موفق به پرتاب موشک‌ها شده و سپس توسط “رپتور وان” از منطقه تخلیه می‌شود.

10) سناریو Outbreak: Operation Excision

داستان بازی کالاف دیوتی بلک آپس Cold War

در ادامه داستان بازی Call of Duty: Black Ops Cold War کمی بعد راونوف از طریق کانال رادیویی مخفی ماکسس با ویور تماس گرفته و درخواست کمک رکویم را برای نجات گروهی از دانشمندان امگا که قصد جدایی از این سازمان دارند، مطرح می‌کند. با وجود عصبانیت ویور از مخفی‌کاری‌های راونوف و ماکسس، او موافقت می‌کند که به آن‌ها کمک کند. مدت کوتاهی پس از آن، تیم عملیاتی اطلاعاتی از راونوف دریافت می‌کند مبنی بر اینکه او تماس خود را با دانشمندان از دست داده است. تیم به آسایشگاه دولتی “U-23” اعزام می‌شود تا محل سقوط بررسی شود و به تخلیه دانشمندان کمک کنند؛ اما مشخص می‌شود که تمامی آن‌ها توسط دکتر هوگو یاگر، یک دانشمند امگا که به صورت مخفیانه توسط کراوچنکو مامور شده بود تا جداشدگان را شناسایی کند، کشته شده‌اند.

تیم عملیاتی تلاش می‌کند تا منطقه را ترک کند، اما توسط کراوچنکو و نیرو‌های امگا دستگیر می‌شود. در همین حال، والنتینا نقشه خود را ادامه می‌دهد: باز کردن دروازه‌ای به دیار “اتر تاریک” با این‌امید که پدرش را آزاد کند، کسی که گویا از دوران کودکی با او از آن سوی دروازه ارتباط داشته است. در نهایت، گروه امگا هویت واقعی والنتینا را به عنوان “آنجلینا فوگل”، دختر اولریش فوگل، رئیس پروژه اِنداستیشن، کشف می‌کند.

11) سناریو Mauer der Toten

سناریوی Mauer Der Toten در داستان بازی بلک آپس کلد وار

در فوریه سال 1985، یک بحران در شرق برلین رخ می‌دهد، جایی که آخرین بار والنتینا دیده شده بود. پس از پی بردن به وفاداری حقیقی او، کراوشنکو تیم ضربتی رکیوم را به محل در برلین اعزام می‌کند تا جلوی او را بگیرند و در عین حال، ماموریت آن‌ها را با استفاده از “راپتور وان” تحت کنترل خود نگه دارد. کراوشنکو و تیم ضربتی کشف می‌کنند که والنتینا با انرژی تاریک اتِر توسط “فورسِیکن”، موجودی که زیکوف هم به آن اشاره کرده بود و در قالب فوگل ظاهر شده بود تا والنتینا را برای انجام اهدافش فریب دهد، دچار جهش شده است. تیم ضربتی با استفاده از دستورالعمل‌های گروه امگا و کمک “کلاوس”، یک ربات جنگی مجهز به ماژول هوش مصنوعی که توسط مدیر رکیوم ساخته شده است، اقدام به ساخت یک کلاهک کوچک اتریوم می‌کند. بخش‌های لازم برای ساخت این کلاهک توسط سازمان سیا در یک خانه امن متروکه باقی مانده بود.

والنتینا تلاش می‌کند تا جلوی آن‌ها را بگیرد، اما در نهایت شکست می‌خورد و انرژی او برای تصفیه اتریوم جهت استفاده در کلاهک بهره‌برداری می‌شود. هنگامی که فورسِیکن تیم رکیوم را با اشاره به ورود قریب‌الوقوع خود به تمسخر می‌گیرد، کلاوس کلاهک را از طریق پورتال حمل می‌کند. در آخرین لحظات، کراوشنکو تلاش می‌کند تیم ضربتی را خیانت کرده و نابود کند، اما ماکسس با استفاده از قدرت‌های اتِر تاریک خود یک پورتال باز می‌کند تا تیم بتواند فرار کند. در همین حال، مدیر رکیوم شرایط ماکسس را تحت نظر دارد و در یک یادداشت گروهی خطاب به گیرنده‌ای ناشناس، رشد قدرت او را به‌عنوان یک تهدید برای پروژه “یَنوس” مطرح می‌کند.

12) سناریو Forsaken

سناریوی Forsaken در داستان بازی بلک آپس کلد وار

در ادامه داستان بازی Call of Duty: Black Ops Cold War با گسترش عملیات «Threshold» به شمال اقیانوس اطلس و الجزایر، مدیر پروژه همچنان به فشار بر «ماکسیس» در حالت انزوا ادامه می‌دهد و او را مجبور می‌کند تا از قدرت‌هایش استفاده کند. در همین زمان، گروه‌های «امگا» و «رکوییم» ماموریت‌های تازه‌ای را برای نجات «زیکوف» از جهان تاریک اتر آغاز می‌کنند. سپس در تاریخ 4 ژوئن 1985، تیم عملیاتی رکوییم به یکی از پایگاه‌های آزمایشی «امگا» در اوکراین فرستاده می‌شود؛ مکانی که در آن «کراوچنکو» و «پک» مشغول هدایت مراحل پایانی باز کردن دروازه‌ای به دنیای تاریک اتر هستند. با تلاش آن‌ها، زیکوف آزاد می‌شود، اما در نهایت مشخص می‌گردد که زیکوف همان “فورسِیکِن” است.

هم‌زمان با تلاش کراوچنکو و پک برای فرار از تاسیسات، ماکسیس همراه با تیم عملیاتی رکوییم آخرین مقاومت خود را علیه فورسِیکِن انجام می‌دهند. در پایان، ماکسیس با فداکاری وارد یک پورتال تاریک اتر می‌شود و این اقدام منجر به تضعیف فورسِیکِن می‌گردد تا حدی که او در محفظه نگهداری «امگا» گرفتار می‌شود. با شکست فورسِیکِن، تمام مناطق آلوده جهانی فروپاشی کرده و تهدید مردگان متحرک کاملاً متوقف می‌شود.

مدیر پروژه در پی این اتفاق، دستور تعطیلی رکوییم را صادر می‌کند و تمام سران این دپارتمان شامل «ویور»، «گری»، «کارور» و «استراوس»، همراه با تیم عملیاتی و «رپتور وان»، دستگیر می‌شوند. محفظه نگهداری فورسِیکِن نیز به مکانی ناشناخته انتقال داده می‌شود. پنج سال بعد، پک به ژاپن سفر کرده و قایقی را برای حرکت به وسط اقیانوس آرام اجاره می‌کند، با این ادعا که در جستجوی «چند دوست قدیمی» است.