در تاریخ بازیهای ویدیویی، فرنچایزهای زیادی خلق شدهاند که توانستند نام خود را در تاریخ این صنعت، جاودانه کنند. این مجموعهها معمولا پس از قسمت نخست، دنبالههایی را به خود میدیدند که باعث گسترش کل آن IP میشدند و عملا پله به پله پیشرفت میکردند. با این حال، کم هم نبودهاند فرنچایزهایی که برعکس این جریان را در پیش میگرفتند. در حالی که نسخه اولشان بسیار معروف و محبوب میشد، دنبالههایشان از منظر کیفی نسخه به نسخه بدتر میشدند تا جایی که منجر به نابودی کل آن IP میشدند.
معرفی مجموعه بازی های معروف شکست خورده
ساختن یک دنباله با کیفیت برای هر اثری، یک هنر است. هنرمندان کمی هستند که میتوانند دنبالههایی برای آثارشان خلق کنند که در حد همان اثر، یا حتی برتر از آن باشند. در دنیای بازیهای ویدیویی هم شرایط به همین گونه پیش میرود و دنبالههای کمی را میبینیم که به اندازه نسخه قبلیشان خوب و تاثیرگذار باشند. با این حال، برخی از این بازیهای جدید به قدری بد و ناامیدکننده هستند، که میراث نسخههای قبلی خود را به کلی نابود میکنند. در این مقاله از پارسی گیم، قصد داریم به مجموعه بازیهای معروفی بپردازیم که اگرچه گام اول را محکم برداشتند، اما نسخههای بعدیشان ناکام ماندند.
10) Banjo-Kazooie

مجموعه بانجو کازوئی با بازی Banjo-Kazooie در سال 1998 آغاز شد که امروزه یک اثر کلاسیک و محبوب به شمار میرود. این بازی توسط استودیو Rare در دوران طلایی آثار پلتفرمر سه بعدی منتشر شد و توانست تاثیر شگرفی بر بازیهای بعد از خود بگذارد. متاسفانه، این تاثیرگذاری به دنبالههای خود این بازی نرسید و عناوین بعدی این مجموعه مثل Banjo-Kazooie: Nuts & Bolts و Banjo-Tooie، هیچکدام نتوانستند موفقیت نسخه اول را تکرار کنند.
در نتیجه افت کیفی بازیهای جدیدتر این مجموعه، حضور بانجو کازوئی در صنعت بازی به مرور کمرنگ شد. البته خود کاراکترهای اصلی این سری در چند بازی به عنوان شخصیت افتخاری حضور داشتند. مثلا در بازی ریسنگ سگا با نام All-Stars Racing series، بازیکنان میتوانستند بانجو و کازوئی را برای انجام مسابقات، انتخاب کنند. با همه اینها اما خیلی وقت است که یک بازی کاملا جدید از این سری منتشر نشده و در این سالها صرفا شاهد پورت شدن برخی عناوین قدیمی این مجموعه برای کنسولهای جدیدتر بودهایم. هر چند شایعاتی از توسعه نسخه جدیدی از Banjo-Kazooie به گوش میرسد، اما فعلا نمیتوان با اطمینان درباره آن صحبت کرد.
9) Perfect Dark

این دومین بار است که رد پای استودیو Rare را در این مطلب میبینید. درست مثل مورد قبل، این مورد یعنی سری Perfect Dark هم توسط همین استودیو خلق شد. اولین نسخه این سری در سال 2000 آغاز شد و نسخه اول آن برای نینتندو 64 و بعدا گیم بوی ادونس منتشر شد. این بازی یک شوتر اولشخص علمیتخیلی بود که داستانش در سال 2023 جریان داشت و در مورد یک مامور شرکتی به نام جوآنا دارک بود. نسخه اول این اثر بسیار موفق بود. با این حال قدمهای بعدی برای این سری چندان موفقیتآمیز نبود. زمانی که مایکروسافت تصمیم گرفت Rare و آیپی پرفکت دارک را خریداری و زیر مجموعه ایکس باکس کند، همه چیز برای این سری تاریک شد.
نسخه بعدی این مجموعه، Perfect Dark Zero بود که به شکل انحصاری در سال 2005 برای ایکس باکس 360 منتشر شد. با این حال، این نسخه از لحاظ کیفی بسیار ضعیفتر از نسخه اولش بود. در سال 2010، شاهد انتشار پورت بازی اول برای ایکس باکس 360 بودیم. اگرچه این پورت بهبودهای گرافیکی را شامل میشد، اما باز هم از منظر فنی در حد سایر شوترهای آن زمان بازار نبود و این نسخه هم توفیق خاصی کسب نکرد. سری پرفکت دارک پس از آن برای حدود 10 سال در سکوت بود تا اینکه مایکروسافت اعلام کرد قصد ساخت یک ریبوت برای آن را دارد. اما این ریبوت هم متاسفانه بعد از پنج سال و همین چند روز پیش، به طور کامل کنسل شد تا پرونده این سری برای همیشه بسته شود.
8) Dead Rising

در اواخر دهه 2010 میلادی، مجموعه Dead Rising یکی از پرطرفدارترین سری بازیهای زامبیمحور دنیای گیم بود. این مجموعه با دیدگاه اکشن و حتی کمدی خود به مقوله آخرالزمان زامبیها، خیلی زود محبوب شدند. اولین بازی این سری، Dead Rising بود که توسط کپکام در سال 2006 منتشر شد. این اثر داستان فرانک وست را دنبال میکرد؛ یک عکاس خبری که پس از شروع آخرالزمان زامبیها، در یک پاساژ گیر میافتد. این بازی به هیچ وجه شاهکار نبود اما داشتن المانهای جذاب مثل گرافیک خوب و صحنههای کمدی، باعث شد تا نمرات خوبی بگیرد و فروش عالی هم داشته باشد. اما خب نسخههای دیگر این مجموعه روندی نزولی را پیش گرفتند.
به طور کلی، تا به حال چهار نسخه اصلی از مجموعه Dead Rising منتشر شده که به جز نسخه اول، بقیه آنها در بهترین حالت آثار متوسطی هستند. گیمپلی این سری یکی از نقاط ضعف آن بود که به طرز عجیبی در طول چهار نسخه اصلی این سری، هیچگاه به طور اساسی بهبود نیافت و خیلی ساده باقی ماند. بازیهای بعدی این مجموعه حتی دیگر به اندازه قبل کمدی هم نبودند و تبدیل به آثاری بی روح و بسیار معمولی شده بودند. آخرین نسخه اصلی این سری، Dead Rising 4 بود که در 2017 منتشر شد اما بازخوردهای خوبی دریافت نکرد. کپکام در سال 2024 یک ریمستر از نسخه اول منتشر کرد اما آن هم خیلی زود فراموش شد.
7) F.E.A.R.

از نسخه اول F.E.A.R که در سال 2005 منتشر شد، امروزه به عنوان یکی از بهترین و خاصترین بازیهای شوتر اولشخص تاریخ نام برده میشود. استودیو Monolith توانسته بود تعادلی عالی میان عناصر ترسناک و یک گیمپلی مهیج دست پیدا کند. این بازی از هر جهت نسبت به زمان خود جلوتر بود. از گرافیک گرفته تا هوش مصنوعی دشمنان بازی که بسیار پیشرفته بودند. در حقیقت، انگار این استودیو تمام خلاقیت و نوآوری خود را در همین نسخه اول خرج کرد و برای بازیهای بعدی این سری، چیز خاصی برای عرضه نداشت. پس از انتشار دو اسپینآف ناموفق در سالهای 2006 و 2007، مونولیث فهمید که این فرنچایز نوظهور، خیلی زودتر از آنچه انتظارش را داشت رو به زوال رفته است. برای همین تصمیم گرفت تا نسخه اصلی دیگری از این مجموعه به نام F.E.A.R. 2 را در سال 2009 منتشر کند.
اگرچه قسمت دوم بازی خوبی بود، اما هیچ نوآوری خاصی نسبت به نسخه اول نداشت و همین باعث شد تا موفقیت خاصی به دست نیاید. در سال 2011، شاهد انتشار F.E.A.R. 3 بودیم که البته این بار توسط استودیویی متفاوت به نام Day 1 Studios توسعه داده شده بود. با این حال، این اثر حتی از بازی دوم هم ضعیفتر بود و اگرچه در کل بازی بدی نبود، اما فرسنگها با انتظارات طرفداران فاصله داشت. آخرین عنوانی که از این مجموعه منتشر شد، F.E.A.R. Online بود که یک تجربه آنلاین و چندنفره بود. این بازی در سال 2014 منتشر شد و به خاطر عدم استقبال، تنها چند ماه بعد سرورهایش کاملا خاموش شدند.
6) Battlefield

سری Battlefield زمانی پس از کالاف دیوتی، محبوبترین مجموعه بازی FPS جهان بود. برای همین دیدن این سری در لیست ما، قطعا برای خیلیها ناراحتکننده خواهد بود. اولین نسخه این مجموعه، Battlefield 1942 که اگرچه یک موفقیت عظیم نبود، اما توانست خشت اول را صاف بگذارد تا زمینهساز موفقیتهای آینده شود. پس از این بازی، تا چند سال، سری بتلفیلد به لطف انتشار عناوین شاهکاری مثل Battlefield Vietnam، Battlefield 2، Battlefield: Bad Company و Battlefield 3، در اوج به سر میبرد.
با این حال، مثل هر بازی دیگری در این لیست، روزهای خوش بتلفیلد هم به پایان رسید. اصرار بیش از حد EA به انتشار سالانه این مجموعه و فشاری که بر اثر رقابت با کالاف دیوتی روی توسعهدهندگان این مجموعه بود، به مرور باعث افت کیفی محسوسی در بازیهای جدید بتلفیلد شد. Battlefield Hardline و Battlefield V زمینهساز سقوط این سری شدند و Battlefield 2042 هم تیر خلاص را به این سری زد. حتی پروژههای فرعی در سالهای اخیر مثل Battlefield Mobile هم نتوانستند موفق ظاهر شوند. البته این سری هنوز شانسی برای بازگشت به اوج دارد. میدانیم که Battlefield 6 در دست توسعه قرار دارد و احتمالا به زودی شاهد انتشار آن خواهیم بود. باید دید که آیا بتلفیلد دوباره به روزهای اوج باز میگردد، یا برای همیشه فراموش خواهد شد.
5) Angry Birds

Angry Birds یکی از معدود سری بازیهاییست که زمانی به همان اندازه که روی رایانههای شخصی موفق بود، روی گوشیهای هوشمند هم پرطرفدار بود. بازیهای این سری زمانی روی هر گوشی هوشمند و رایانهای نصب بودند و افراد فارغ از هر سنی، وقت خود را پای شلیک کردن پرندگان خشمگین میگذاشتند. اولین بازی این مجموعه وقتی در سال 2009 منتشر شد، به حدی مورد استقبال قرار گرفت، که تبدیل به یکی از نمادهای گیمینگ در آن زمان شده بود.
در طول سالها، شرکت Rovio چندین و چند بازی مختلف از این مجموعه ساخت و منتشر کرد. از کراساور این سری با IP جنگ ستارگان گرفته، تا اسپینآف اختصاصی از خوکهای معروف این مجموعه. تا سال 2014، این فرنچایز در اوج قرار داشت و بازیهای آن اغلب با کیفیت و بسیار خلاقانه بودند. اما پس از آن و به مرور، انگار خلاقیت سازندگان ته کشید و کیفیت عناوین جدیدتر Angry Birds، بسیار پایینتر از نسخههای قبلی بودند. به طوری که طرفداران ترجیح میدادند به جای بازیهای جدیدتر، همچنان نسخههای قدیمی را تجربه کنند. این روند تا همین حالا ادامه داشته و حتی جدیدترین نسخه Angry Birds به نام Bounce که چند هفته پیش منتشر شد، نتوانست توفیق خاصی کسب کند. اگرچه پرندگان خشمگین همچنان زنده هستند و آثار جدیدی از آنان منتشر میشود، اما فرسنگها با آن محبوبیتی که قبلا داشتند، فاصله گرفتهاند.
4) Brothers in Arms

Brothers in Arms یکی دیگر از نامهاییست که متاسفانه امروزه در صنعت بازیهای ویدیویی غایب است. نسخه اول این سری به نام Brothers in Arms: Road to Hill 30 که در سال 2005 منتشر شد، یک شوتر اولشخص تاکتیکال بود که تاثیر زیادی روی آثار همسبکش گذاشت. با اینکه ایده جنگ جهانی دوم برای یک بازی شوتر در آن زمان تکراری شده بود، اما نسخه اول Brothers in Arms با آوردن المانهای تاکتیکال و استراتژیک به گیمپلی خود، تجربهای به شدت واقعگرایانه از نبردهای WW2 را ارائه میکرد که نظیرش هیچ کجا دیده نمیشد.
بجز دنباله این بازی با نام Brothers in Arms: Earned in Blood (که به طرز عجیبی آن هم در سال 2005 منتشر شد!) سایر نسخههای این سری بسیار ناامیدکننده ظاهر شدند. در سالهای 2006 و 2007، گیرباکس دو بازی از این سری را برای کنسولهای دستی PSP و DS ساخت که هیچکدام حرف خاصی برای گفتن نداشتند. پس از آن، این سری چند بازی دیگر هم به خود دید (از جمله یک سه گانه اختصاصی برای گوشیهای هوشمند!) اما همه آنها در بهترین حالت متوسط، و در بدترین حالت افتضاح بودند. در نتیجه، نام Brothers in Arms در این سالها به گونهای کوچک شد که وقتی نسخه جدید و کنسولی آن در سال 2023 به نام Win the War Pinball منتشر شد، کسی هیجانی برای آن نداشت.
3) Plants vs. Zombies

تصور کنید آخرالزمان زامبیها آغاز شده و تنها سلاح شما برای مقابله با این هیولاهای مغزخوار، گیاهانیست که در حیاط پشتی خود پرورش میدهید! این ایده دیوانهوار، شاکله یکی از نمادینترین و خاطرهانگیزترین مجموعه بازیهای تاریخ است. نسخه اول Plants vs. Zombies در سال 2009 منتشر شد و بسیار مورد استقبال قرار گرفت. استودیو PopCap انتظار چنین موفقیت عظیمی را از این بازی جدید نداشت. با این حال، نسخه اول این سری به قدری موفق بود که تقریبا روی تمام پلتفرمهای زمان خودش منتشر شد و هنوز هم که هنوز است، بازیکنان زیادی دارد.
اما متاسفانه سایر نسخههای این مجموعه نتوانستند حتی به گرد پای قسمت اول هم برسند. پس از انتشار چند اسپینآف ناموفق، Plants vs. Zombies 2 در سال 2013 منتشر شد و اگرچه اثر نسبتا خوبی بود، اما نتوانست برای طولانیمدت در ذهنها باقی بماند. همین اتفاق برای اسپینآف Garden Warfare هم افتاد. بازی که به کلی ژانر این مجموعه را تغییر داده و آن را تبدیل به یک بازی شوتر سومشخص میکرد! اما حتی این ایده هم نتوانست موفقیت خاصی به دست بیاورد. آخرین بازی این مجموعه، Plants vs. Zombies 3: Welcome to Zomburbia بود که در سال 2024 فقط برای گوشیهای هوشمند منتشر شد و همانطور که پیشبینی میکنید، باز هم نتوانست به موفقیت خاصی برسد.
2) Alone in the Dark

اولین قسمت مجموعه بازیهای ترسناک Alone in the Dark در سال 1992 منتشر شد و بسیار هم مورد توجه قرار گرفت. این اثر یک بازی ترسناک و بقامحور کامل در زمان خود بود و اتمسفر خاص و سنگینی که داشت، مشابه هیچ بازی دیگری نبود. با این حال، بازیهای بعدی این سری به قدری ضعیف یا سطحی بودند که ممکن است فکر کنید استودیو Infogrames، قسمت اول را شانسی ساخته بود که تا این حد خوب از آب در آمده. نسخههای دوم و سوم Alone in the Dark در اواسط دهه 90 میلادی منتشر شدند و در بهترین حالت، چیزی بیشتر از بازیهایی با سطح کیفی متوسط نبودند. این بازیهای اصلا نتوانستند میراث باشکوه نسخه اول را ادامه دهند و با سر به زمین خوردند.
این شکستها باعث شد تا شش سال طول بکشد که بازی بعدی این سری به نام Alone in the Dark: The New Nightmare را در سال 2001 ببینیم. این اثر توسط استودیویی متفاوت به نام Darkworks و شاید به همین علت بود که کیفیت آن، بهتر از نسخههای قبلی بود و نمرات خوبی دریافت کرد. با این حال، این روند ادامهدار نبود و دو بازی Alone in the Dark در سال 2008 و Alone in the Dark: Illumination در 2015 شکستهای تجاری و انتقادی بزرگی خوردند و نام این مجموعه را از همیشه لکهدارتر کردند. در نهایت میرسیم به ریبوت این سری به نام Alone in the Dark که در سال 2024 منتشر شد. این بازی اگرچه عنوان بدی نیست، اما به حدی قدرتمند نبود که بتواند جان تازهای به این سری ببخشد و خیلی زود فراموش شد.
1) Medal of Honor

بر خلاف تصور نسل جدید گیمرها، این کالاف دیوتی نبود که بازیهای شوتر با محوریت جنگ جهانی دوم را ترند کرد. بلکه چند سالی قبل از شناخته شدن COD، این نسخه اول سری Medal of Honor بود که جنگ جهانی را تبدیل به یک قالب عالی برای شوترهای اولشخص نمود. نسخه اول این مجموعه در سال 1999 عرضه شد و با ویژگیهای جدید خود، به قدری مورد استقبال قرار گرفت که بتلفیلد و کالاف دیوتی تا سالها از آن الهام میگرفتند. با این حال، همانطور که حدس میزنید، بازیهای بعدی این سری هیچکدام نتوانستند به چنین موفقیتی برسند و خیلی زود وارد سراشیبی سقوط شدند.
اگرچه سه دنباله بازی اول به نامهای Medal of Honor: Underground، Medal of Honor: Frontline و Medal of Honor: Allied Assault آثار نسبتا خوبی بودند، اما تاثیر نسخه اول را نداشتند. هر چه زمان گذشت، بازیهای جدید این مجموعه بیشتر افت میکردند. آثاری مثل Medal of Honor: Rising Sun و Medal of Honor: Vanguard به حدی بد بودند و نام این سری را خراب کردند، که حتی بازی خوبی مثل Medal of Honor (2010) هم نتوانست اوضاع را تغییر دهد. آخرین نسخه این سری به نام Medal of Honor: Above and Beyond، یک بازی واقعیت مجازی بود که در سال 2020 منتشر شد و آن هم به موفقیت خاصی دست نیافت.
جمع بندی
صنعت بازیهای ویدیویی بیرحم است و اگر در آن نتوانید با پیشرفت همگام باشید، نابود خواهید شد. مجموعه بازیهای فوق، گواه این ادعا هستند. فرنچایزهایی که هیجوقت نتوانستند نوآوری و کیفیت نسخه اول خود را تکرار کنند و میراثشان را به نابودی سپردند. حفظ کردن یک مجموعه بازی در طول چندین سال، به گونهای که اغلب نسخههای آن در سطح کیفی خوبی باشند، کار هر استودیویی نیست و تلاش و استعداد زیادی میطلبد. در این لیست، مجموعه بازیهایی را به شما معرفی کردیم که علیرغم عملکرد خوب قسمتهای اولشان، به مرور و نسخه به نسخه افت کردند و بدتر شدند. اگر فکر میکنید عنوان خاصی از لیست ما جا افتاد، حتما نام آن را با ما در میان بگذارید.
سوالات متداول در رابطه با این محتوا
دیدگاه کاربران
تعداد دیدگاه کاربران: 0 دیدگاه