مجموعه بازیهای مدرن Doom فقط به انفجار و کشتار بیوقفه خلاصه نمیشوند. در پسِ آن هیجان نفسگیر و گیمپلی پرشتاب، داستانسرایی هوشمندانهای نهفته است که گاهی آنقدر ظریف روایت میشود که از نگاه بازیکن پنهان میماند. در Doom Eternal با سلاح افسانهای BFG-1000 و دشمن سرسختی مانند The Marauder آشنا میشوید که نهتنها نبردها را نفسگیرتر میکنند، بلکه عمق و پویایی بیشتری به گیمپلی میبخشند. در حالی که نسخههای اولیه Doom تمرکز چندانی بر روایت داستان نداشتند، این فرنچایز با گذشت زمان موفق شد هویتی داستانمحور برای خود بسازد. همراه پارسی گیم با معرفی سری بازی های Doom باشید.
خاطرهانگیزترین لحظات در سری بازی های Doom ؛ فراتر از گلوله و خون
حتی پیش از معرفی عنوان مورد انتظار Doom: The Dark Ages، هر یک از نسخههای این مجموعه روایت خاص خود را ارائه دادهاند—هرچند از قالب آثار کلاسیک علمی-تخیلی فاصله داشته باشند. اگر به دنبال تجربهای هستید که اکشن نفسگیر را با روایت نهفته و طراحی هنری درآمیخته، با ما همراه شوید تا نگاهی بیندازیم به بهیادماندنیترین لحظات در سری بازی های Doom.
1) BFG-10000؛ وقتی مرز جنون و شکوه از بین میرود

در دنیای Doom، سلاح افسانهای BFG 9000 که مخفف “Big Friggin’ Gun” است، نهتنها یکی از قدرتمندترین سلاحهای تاریخ بازیهای ویدیویی، بلکه یک نماد تمامعیار از خشونت بیپرده و اغراقشده این فرنچایز محسوب میشود. اما در Doom Eternal، سازندگان تصمیم گرفتند یک گام فراتر بروند—و نتیجه، خلق BFG-10000 بود؛ سلاحی عظیمالجثه که دیگر نه برای پاکسازی یک اتاق پر از دشمن، بلکه برای نابودی یک سیاره کامل طراحی شده است!
اما لحظهای که این سلاح به نقطه اوج خود میرسد، جاییست که Doom Slayer— با همان روحیه بیپروا و غیرقابلپیشبینی همیشگیاش—تصمیم میگیرد بهجای شلیک، خودش را با این ابرسلاح مانند گلولهای عظیم به قلب میدان نبرد پرتاب کند! انتخابی که هم مضحک است، هم حماسی، و در عین حال کاملاً در راستای منطق دنیای Doom.
البته، فراموش نکنید که این سلاح نهفقط برای نمایشهای سینمایی، بلکه یک ابزار واقعی کشتار جمعی است. هر بار که از آن استفاده میکنید، صحنهای بهیادماندنی از نابودی مطلق را رقم میزنید—هیچ دشمنی توان ایستادگی در برابر قدرت BFG-10000 را ندارد.
2) قسمت پایانی بازی Doom 3

بخش پایانی بازی Doom 3 نتیجهگیری نهایی و واقعی داستان آن نیست؛ زیرا تنها با بستهالحاقی Ressurrection of Evil به پایان میرسید، اما به هر حال میتوانست یک پایانی عالی داشته باشد. این اثر به یادماندنی در قلمرو وحشت پا میگذارد و در نهایت با یک پایان بندی مناسب پرده نمایش را میبندد. هیچ پیروزی نهایی در برابر نیروهای جهنم به دست نمیآید و تنها بازیکنان در آخر میتوانند شکل واقعی شخصیت منفی اصلی این عنوان را ببینند که اتفاقاً بسیار جالب به نظر میرسد.
سری بازی های Doom هیچ وقت یک داستان قوی و تاثیرگذار را ارائه نمیدادند و طرفداران این مجموعه نیز بیشتر یک اکشن همه چیز تمام را از گیم پلی بازی انتظار دارند. شخصیت اصلی بازی درواقعیت سربازی است که هیچ احساسی ندارد و حرفی نیز از او در تمام بخشهای بازی نمیشنوید. داستان بازی در قرن 22 رخ داده است و شما باید خرابکاریهایی که ارتش آمریکا انجام داده را پنهان کنید. در بیشتر بخشهای داستانی بازی باید با موجودات سرسخت درگیر شوید و پرتالهای باز شده را از بین ببرید.
در قسمتهای گوناگون بخش داستانی بازی با افراد مختلفی ملاقات خواهید داشت و متاسفانه در بخش شخصیتپردازی برای کاراکترهای فرعی شاهد پتانسیل بالایی نیستیم. بازی Doom 3 با اینکه پایانبندی جذابی دارد، ولی در بخشهای دیگر خودش حرف چندانی برای گفتن ندارد. جدا از همه این موارد، کاتسینهای این عنوان در زمان خودش جذاب و کیفیت بالایی را به نمایش میگذاشتند و هر کدام از دشمنان جدید انیمیشن مختص به خودشان را داشتند.
3) کاراکتر The Marauder؛ نقطه عطف وحشیانه در Doom Eternal

در نیمه اول Doom Eternal، بازیکنان خیلی زود درمییابند که در این دنیای جهنمی، خشونت افسارگسیخته تنها راه بقاست. هر چالشی را میتوان با انفجار، ارهبرقی و انبوهی از مهمات حل کرد—تا لحظهای که The Marauder وارد میدان میشود. ورود این دشمن سرسخت همهچیز را تغییر میدهد. دیگر گلوله کافی نیست؛ حالا هوش، دقت و زمانبندی حرف اول را میزند. برخلاف بیشتر دشمنان بازی، Marauder شما را مجبور میکند به سبک بازیهای سولزلایک فکر کنید: منابع محدود هستند و هر اشتباه میتواند کشنده باشد.
این هیولای زرهپوش، در قامت یک دشمن انساننما با زره سنتینل سبز خاکی، تهدیدی واقعی برای Doom Slayer بهشمار میرود. صفحه قرمز درخشان روی سینهاش و تبر جنگی ساختهشده از انرژی آرجنت، نشانههایی از مرگ در قالب یک موجود نیمهشیطانی هستند. شاتگان دولولش، که در غلاف پای چپش جای دارد، تنها یکی از ابزارهاییست که او را به یک دشمن چندوجهی تبدیل کرده است.
اما چیزی که Marauder را واقعاً ترسناک میکند، سپر دفاعی اوست؛ ساختهشده از همان انرژی آرجنت، با نشان نگهبانان شب در قسمت فوقانیاش. این سپر نهتنها از او در برابر ضربات سنگین محافظت میکند، بلکه بازیکنان را مجبور میسازد تا زمان حمله را بهدقت انتخاب کنند.
نبرد با The Marauder چیزی فراتر از یک درگیری معمولیست—او همانقدر چالشبرانگیز است که باسفایتهای اصلی بازی، و برای کسانی که Doom Eternal را در درجات سختتر تجربه میکنند، نبردی تمامعیار و پرتنش رقم میزند. فرار از تیرهای آتشینش، حفظ فاصله، و یافتن لحظه مناسب برای ضدحمله، همگی بخشی از رقص مرگباریست که این شخصیت وارد آن میشود. اگر تا اینجای بازی احساس میکردید همهچیز را تحت کنترل دارید، The Marauder آمده تا به شما نشان دهد که هنوز جهنم واقعی را ندیدهاید.
4) Arch-vile؛ کابوسی زندهکننده در دل جهنم Doom Eternal

در دنیای بیرحم Doom، یک قانون نانوشته اما همیشگی وجود دارد: هرچه دشمن دیرتر وارد صحنه شود، تهدیدش مرگبارتر است. Doom Eternal با معرفی Arch-vile این قاعده را به اوج میرساند؛ یکی از منحصربهفردترین و چالشبرانگیزترین دشمنان این مجموعه که میتواند ورق نبرد را بهکلی برگرداند.
برخلاف بیشتر شیاطین بازی که فقط به فکر تکهتکه کردن Doom Slayer هستند، Arch-vile با ذهنی حسابگر و توانایی جادوییاش، تهدیدی از نوعی دیگر است. او میتواند هر دشمنی را که پیش از این از پا درآوردهاید، دوباره زنده کند. مهم نیست چقدر مهمات جمع کردهاید یا چقدر دقیق و سریع دشمنان را از بین بردهاید—اگر Arch-vile در میدان باقی بماند، تمام زحماتتان بر باد خواهد رفت.
او معمولاً پس از اجرای حملات آتشین سهمگینش، با سرعت به اطراف میدان نبرد میخزد و شروع به احیای دیگر دشمنان میکند. مبارزه با Arch-vile بیش از هر چیزی نیازمند تمرکز، سرعت عمل و اولویتبندی است؛ در اولین فرصت باید او را نابود کنید، وگرنه خیلی زود خودتان را در محاصرهی دشمنانی خواهید یافت که فکر میکردید قبلاً از شرشان خلاص شدهاید. در این میان، نکتهای طنزآلود هم وجود دارد: Arch-vile اصلاً متوجه نیست که چرا کسی باید بخواهد او را بکشد—او فقط دارد به “دوستان جهنمیاش” کمک میکند!
5) راز پنهان درون نماد گناه: وقتی جان رومرو تبدیل به هدف نهایی میشود
![]()
در بازی DOOM II، بازیکنان در واپسین لحظات بازی با یکی از نمادینترین باسفایتهای تاریخ این مجموعه روبهرو میشوند: Icon of Sin یا همان نماد گناه. موجودی بیومکانیکی و غولپیکر با چهرهای بزمانند که از درون جمجمه باز خود، لشکری از شیاطین را به دنیا میآورد و شما را به نبردی بیپایان میکشاند. تنها بخشی از این موجود—سر عظیمالجثهاش—در میدان مبارزه ظاهر میشود، اما پایانبندی بازی نشان میدهد که او بدنی به مراتب بزرگتر و ترسناکتر دارد.
با اینکه در خود بازی نامی رسمی برای این هیولا وجود ندارد، راهنمای رسمی DOOM II از او با نامهایی مثل Dark One یا Final Boss یاد میکند. در روایتهای اولیهی Doom نیز لقبهایی همچون Baphomet و Demon Gatekeeper به این موجود اهریمنی نسبت داده شده بود. نکته جالبتر اینکه از لحاظ فنی، Icon of Sin حتی یک دشمن “واقعی” هم نیست، چون در پایان مرحله امتیازی برای کشتن او دریافت نمیکنید. اما این طراحی عجیب و هوشمندانه، نهتنها پایانی نمادین برای بازی رقم میزند، بلکه حس شوخطبعی عجیب سازندگان Doom را هم به نمایش میگذارد؛ جایی که خالقان بازی، خودشان را به بخشی از اسطورهشناسی جهنمی دنیایی تبدیل میکنند که ساختهاند.
6) وقتی سایبورگها هم میتوانند Doomslayer را به چالش بکشند

بعد از کشتن هزاران شیطان در ریبوت استادانه Doom از سال 2016، بازیکنان با دکتر ساموئل هیدن ملاقات میکنند. هیدن نه انسان است و نه شیطان، بلکه یک سایبورگ (cyborg) به نظر میرسد. نسبت به دیگر شیطانهایی که در مجموعه Doom با آنها روبرو میشوید، دکتر ساموئل هیدن کم خطرتر خواهد بود. این کاراکتر میتواند برابر تمام حملات Doomslayer مقاومت نشان دهد و این مورد را در کمتر دشمنی میبینید. متأسفانه، نقشه هیدن حتی قبل از شروع داستان اصلی نقش بر آب میشود، اما این ربات شوم مطمئناً میتوانست حریف سرسختی باشد.
دکتر ساموئل هایدن شخصیتی در بازیهای Doom و Doom Eternal محصول سال 2016 است، یک مقام عالیرتبه UAC که بر پروژههای تحقیقاتی انرژی Argent در پایگاه مریخ UAC نظارت داشت. پس از یک حادثه ناشناخته در طول ساخت برج Argent این مرکز به سرطان مغز دچار میشود و متاسفانه مجبور شد تقریباً تمام بدن خود را با سایبرنتیک جایگزین کند. او اولین بار رسماً توسط id Software در تریلر رسمی عرضه بازی معرفی شد و اولین کاراکتری است که بعد از بیدار شدن Doom Slayer از خواب به او خوشآمد میگوید.
او به عنوان مشاور Slayer Doom عمل میکند و در مورد اولیویا پیرس صحبت میکند، که اکنون با او سر دشمنی دارد. دکتر هایدن قصد داشت که در برابر نفوذ دشمنان مقاومت کند، ولی در عوض باعث آزادی تمامی این اهریمنها شده است. سؤال اصلی اینجاست: آیا هایدن واقعاً در جبههی خیر ایستاده؟ یا تنها یک مهرهی دیگر در بازی قدرت میان انسان و جهنم است؟ آنچه مسلم است، این است که در جهانی که Doomslayer را هیچکس متوقف نمیکند، دکتر ساموئل هایدن یکی از معدود شخصیتهاییست که توانسته برای لحظاتی ترمز این ماشین کشتار را بکشد.
7) وقتی یک سرباز بینوا سعی میکند جلوی Doomslayer را بگیرد

در دنیای Doom Eternal، جایی که مرز میان جهنم و زمین دیگر معنایی ندارد، هرگاه قهرمانی سر برمیآورد، چندین نفر پیدا میشوند که سعی کنند او را متوقف کنند—حتی اگر این قهرمان Doomslayer باشد، قاتل آخرالزمانی که میلیونها شیطان از شنیدن نامش میگریزند. در یکی از صحنههای ابتدایی بازی، نگهبانی ساده از نیروهای UAC سعی میکند در برابر Doomslayer بایستد و مانع ورود او شود؛ تصمیمی که از همان ابتدا محکوم به شکست است. برخلاف انتظار، این برخورد نه تنها پرتنش نیست، بلکه لحنی طنزآمیز و سرگرمکننده دارد. Doomslayer بیآنکه حتی یک کلمه حرف بزند، با خونسردی کامل اسلحهی نگهبان را برمیدارد و ادامهی مسیرش را با جدیت همیشگی طی میکند—در حالی که نگهبان بین ترس، حیرت و نوعی تسلیم مضحک گیر کرده است.
اما وقتی پای نیروهای جهنمی وسط باشد، ماجرا جدیتر میشود. سربازان زامبی یا همان Hell Soldiers از دشمنان رایج در Doom Eternal هستند که نسخهای تکاملیافتهتر از سربازان تسخیرشده در نسخهی قبلی محسوب میشوند. این موجودات نیمهمرده و جهنمی، با ظاهری ترسناک شامل چشمان قرمز درخشان، گوشت پوسیده، زرههای تکهتکه و بدنهایی سوراخشده از گلوله، بهدنبال شکار شما هستند.
8) مرگ تراژیک دیزی؛ خرگوش نمادین Doomslayer در The Ultimate Doom
![]()
در دل یکی از تاریکترین و در عین حال عجیبترین لحظات سری Doom، داستان کوتاهی نهفته است که کمتر به آن پرداخته شده اما تأثیر عمیقی بر فضای بازی دارد: مرگ دیزی، خرگوش خانگی Doomslayer. بازیکنان در بخش سوم The Ultimate Doom، از طریق کاتسینی کوتاه اما تکاندهنده، متوجه این تراژدی میشوند؛ اتفاقی که گرچه میتوان آن را بهعنوان شوخی تلخی برای گیمرهای کمحوصله تلقی کرد، اما در پس خود لحنی تاریک و نمادین دارد.
در پایان قسمت سوم با عنوان Inferno، پس از گذر از محیطی آرام و مزرعهای آفتابی، تصویر بهطور ناگهانی تغییر میکند و سر بریدهی خرگوشی روی نیزهای ظاهر میشود؛ نشانهای از هجوم خونین و سهمگین شیاطین به زمین. هرچند خود خرگوش به طور رسمی به عنوان حیوان خانگی Doomguy معرفی نشده، این صحنه همچون هشداری نمادین و مبهوتکننده در ذهن بازیکن باقی میماند. مرگ دیزی، با وجود سادگی ظاهری، یکی از تاریکترین و به یادماندنیترین لحظات سری بازی های Doom است که نشان میدهد حتی در جهانی پر از وحشت و خشونت، جایگاهی برای داستانهای کوچک و دردناک وجود دارد.
9) Doomslayer در بازی Doom (2016) ترس حقیقی در دل جهنم است

اگرچه سری بازی های Doom در اصل عناوینی تیراندازی اولشخص به شمار میروند، اما هر نسخه از آن از جنبههای ترسناک و وحشتآفرین نیز برخوردار است. با این حال، Doom محصول سال 2016 فرمول سنتی را تغییر میدهد؛ این بار دیگر بازیکن قرار نیست ترس را تجربه کند—بلکه خود Doomslayer است که وحشت را به دل هر شیطان میاندازد.
Doomslayer، قهرمان اصلی سری بازیهای Doom و نقش اول در سهگانهی اصلی به همراه نسخه فرعی Doom 64 است. در نسخههای 2016، Doom Eternal و Doom: The Dark Ages نیز بازمیگردد و با القاب متعددی چون the Unchained Predator، the Beast و the Hellwalker شناخته میشود. نیروهای UAC او را بهعنوان DOOM Marine یا The Slayer میشناسند.
در یکی از صحنههای کلاسیک و تأثیرگذار بازی، گروهی از افراد ناآگاه پرتال باز میکنند تا شیاطین را آزاد کنند؛ اما به جای آنها، ناخواسته Doomslayer را رها میکنند—موجودی که تنها چیزی که شیاطین از آن میترسند، خود اوست. موسیقی متن حماسی و پرانرژی قطعه “The Only Thing They Fear Is You” بهخوبی این حس را تقویت میکند و بر هیجان و شدت صحنه میافزاید. Doomslayer نه فقط یک سرباز، بلکه نماد نابودی و ترس بیرحمانهای است که در دل جهنم زاده شده است؛ موجودی که هیچ چیزی جز نابودی کامل دشمنان را نمیپذیرد.
جمع بندی
سری بازی های Doom پر است از لحظات هیجانانگیز و نمادینی که هر گیمری را میخکوب میکند؛ از سلاحهای افسانهای مثل BFG 1000 که قدرت نابودگری بینظیری دارند، تا ورود چالشبرانگیز کاراکترهایی مثل Marauder که تجربه بازی را به سطحی کاملاً جدید میبرند. Doom نه تنها یک تیراندازی سریع و خشن است، بلکه در دل خود داستانهایی پنهان و لحظاتی تاریک دارد؛ مثل مرگ تراژیک خرگوش دیزی، نمادی از درد و انتقام Doomslayer. در عین حال، حضور شخصیتهایی مثل دکتر ساموئل هیدن و تقابل بیرحمانه با شیاطین نشان میدهد که Doomslayer نه فقط قهرمانی شکستناپذیر، بلکه موجودی است که حتی دشمنانش از او میترسند. این مجموعه با ترکیب اکشن بیوقفه، داستانسرایی زیرپوستی و طراحی دشمنان منحصر به فرد، تجربهای فراموشنشدنی خلق میکند که هم طرفداران قدیمی و هم تازهواردان را در دنیایی پر از وحشت و هیجان فرو میبرد. Doom بیش از یک بازی، نمادی است از مبارزه بیپایان میان انسان و تاریکی. در نهایت شما عزیزان میتوانند نظرات و تجربیات خودتان را با تیم پارسی گیم و دیگر کاربران به اشتراک بگذارید.
سوالات متداول در رابطه با این محتوا
دیدگاه کاربران
تعداد دیدگاه کاربران: 0 دیدگاه