بازیهای شوتر اول شخص امروزه بسیار محبوبند و هر ساله عناوین متعددی در این سبک عرصه میشود. با این حال، این ژانر موفقیت امروزش را به چند سری بازی خاص مدیون است. بازیهایی که در زمان انتشارشان، پرچمدار نوآوری در این سبک بودند و نقش مهمی در محبوبیت امروز آن دارند. یکی از این سری بازیها که سوژه این مطلب هم به شمار میرود، مجموعه Doom است.
تاریخچه بازی های Doom
امروزه از سری دووم به عنوان پدر معنوی ژانر شوتر اولشخص یاد میشود. سری بازی که از زمان انتشار نسخه اولش در دهه نود میلادی تا همین امروز، همواره به عنوان نماد تمام و کمال این ژانر شناخته میشود. با اینکه مجموعههای دیگری مثل Call of Duty هم در این ژانر هستند که حتی به مراتب محبوبیت بیشتری هم دارند، اما میتوان به جرات ادعا کرد که اگر دوومی نبود، شاید حتی کالا دیوتی و بازیهای مشابه هم نبودند یا حداقل بسیار متفاوت از ورژن امروزیشان بودند. فرنچایز Doom (به خصوص بازیهای کلاسیک آن) بودند که بسیاری از مکانیکهای بنیادین این ژانر را بنا کردند و ستونهای آن را شکل دادند. به مناسبت نزدیک شدن به تاریخ انتشار جدیدترین بازی این مجموعه، یعنی Doom: The Dark Ages، قصد داریم تا به تاریخچه این سری و بازیهای اصلی آن بپردازیم.
تولد id Software

برای بررسی تاریخچه سری بازیهای Doom، اول باید نگاهی خلاصه به تاریخچه سازندگانش داشته باشیم. id Software یک استودیوی توسعه بازی قدیمی و با سابقه است که وقتی بحث به شوترهای اول شخص میرسد، نام آن به دفعات برده میشود. این استودیو در سال 1991 در دالاس ایالات متحده، توسط چهار نفر تاسیس شد. این افراد، عبارتند از جان کارمک، جان رومرو، تام هال و آدریان کارمک که همگی امروزه جزو اسطورههای صنعت بازی به شمار میروند.
id Software از همان زمان تاسیسش، دید متفاوتی نسبت به دیگر استودیوهای بازیسازی در ان زمان داشت. آنها نمیخواستند دنباله روی ترندها باشند، بلکه قصد داشتند خودشان ترندها را ایجاد کنند. این بینش خاص، خیلی زود سبب شد تا استودیو دست به ساخت و انتشار بازیهایی بزند که بسیار نوآورانه بوده و از زمان خود جلوتر بودند. به طور خاص، تمرکز این استودیو روی ساخت بازیهای تیراندازی شبهه سه بعدی بود که دوربین اولشخص داشتند. چیزی که تا آن زمان چندان ملموس و همهگیر نبود.
اولین شوتر اولشخصی که این استودیو توسعه داد، ولفنشتاین نام داشت که در سال 1992 با نام کامل Wolfenstein 3D برای رایانههای شخصی در آن زمان منتشر شد. این بازی در زمان خود یک انقلاب تمامعیار در بین بازیهای شوتر بود و خیلی زود توانست نام id Software را بر سر زبانها بیندازد. همزمان با اینکه اعضای استودیو از این موفقیت سرمست بودند و برای ادامه این سری برنامه میریختند، جان کارمک و تیم کوچکش، در حال توسعه یک انجین بازیسازی قدرتمند بودند که قرار بود کل صنعت بازی را متحول کند.
Doom: طلوع جهنم

انجین بازیسازی که کارمک روی آن کار میکرد، بعدها به نام Doom Engine معروف شد. یک موتور بازیسازی که برای زمان خودش بسیار پیشرفته بود و میتوانست جلوههای بصری دو بعدی را جوری رندر کند و به تصویر بکشد، که انگار بازی در یک محیط سه بعدی جریان دارد. این ویژگی از آنجایی انقلابی بود که در آن زمان هنوز همه بازیها یا دو بعدی بودند یا متن محور و گرافیک سه بعدی چیزی شبیه به یک رویا بود. با این حال، کارمک و تیم پنج نفره او، توانستند انجینی توسعه دهند که چشم مخاطب را گول میزد تا اجسام دو بعدی را به شکل سه بعدی ببیند. یک جهش گرافیکی واقعی که در نهایت منجر به تولد یکی از تاریخسازترین بازیهای صنعت ویدیو گیم شد؛ یعنی Doom.
اولین بازی سری دووم با استفاده از موتور بازیسازی Doom Engine ساخته و در سال 1993 برای PC منتشر شد. این بازی با بهرهگیری از ویژگیهای نوآورانه انجین خود، یک تجربه کاملا جدید از ژانر شوتر اولشخص را به گیمرها ارائه میداد که هیچکس تا آن زمان نظیرش را ندیده بود. حتی Wolfenstein 3D هم که ساخته خود id بود هم به گرد پای این بازی نمیرسید.
اولین بازی Doom با ویژگیهای انقلابیاش نظیر گرافیک سه بعدی و مکانیکهای تیراندازی نرم و روان، توانست مثل یک بمب بزرگ، صنعت بازی را تکان دهد. این بازی نه تنها شوترهای اولشخص را متحول نمود، بلکه گرافیک نیمه سه بعدی را هم به صنعت ویدیو گیم معرفی کرد و روی بازیهای بعد از خودش، تاثیر شگرفی گذاشت. همه اینها سبب معروفیت و محبوبیت روزافزون id Software و بازی جدیدش شد و نام آنها را به گوش جهانیان رساند.
نسخههای کلاسیک

موفقیتهای بازی اول Doom باعث شد تا سازندگانش به فکر تبدیل آن به یک مجموعه بازی بیفتند. بنابراین، ساخت نسخه دوم این بازی خیلی زود آغاز شد و محصول نهایی با نام Doom II: Hell on Earth در سال 1994 روانه بازار شد. داستان این بازی مشابه نسخه اول بود و فقط به جای مریخ، روی کره زمین جریان داشت. در نتیجه، ظاهر مراحل کمی تغییر کرده بود و انمیهای جدیدی به آن اضافه شدند. همچنین سوپر شاتگان نمادین این مجموعه هم، اولین بار در این بازی معرفی شد. به طور کلی، دووم 2 همان نسخه اول بود، اما با ظاهری جدیدتر و مراحل پیچیدهتر. این نسخه هم با استقبال مثبت بازیکنان روبهرو شد و به id Software نشان داد که مسیر درستی را در پیش گرفته.
علیرغم موفقیتهای سری Doom، استودیو id تصمیم گرفت تا به سراغ ساخت بازیهای دیگری برود و تمام تمرکزش را معطوف به یک فرنچایز نکند. این استودیو و اعضایش بعدا سری Quake را ساختند که آن بازیها هم شوترهای اولشخصی بودند که شباهت انکارناپذیری به Doom داشتند.
البته در این سالها فرنچایز Doom به هیچ وجه فراموش نشد. id تصمیم گرفت تا در حالی که خودش به توسعه بازیهای جدید مشغول است، ساخت نسخههای جدید دووم را به استودیوهای ترد پارتی بسپارد. در نتیجه این تصمیم، دو بازی از این سری در آن زمان ساخته شدند که کیفیت مطلوبی هم داشتند. اولینِ این بازیها، Final Doom بود که توسط استودیو Team TNT ساخته و id Software آن را در سال 1996 منتشر کرد. این بازی شامل 64 مرحله مختلف بود که با استفاده از انجین بازیسازی دووم 2 ساخته شده بود و سبک گرافیکی مشابه با عناوین قبلی داشت.
یک سال بعد و در سال 1997، استودیو Midway Games نیز دووم مخصوص به خودش را ساخت و آن را Doom 64 نامید. این بازی با یک انجین کاملا جدید ساخته شده بود که باعث شد گرافیک آن بهتر شده و جلوههای بصری پرجزئیاتی داشته باشد. این نسخه با استقبال گسترده منتقدان و مخاطبان روبهرو شد و خیلیها تا آن زمان این بازی را بهترین نسخه Doom میدانستند.
Doom 3 و افزایش تمرکز بر حس ترس

در اوایل دهه 2000 میلادی، اوضاع برای id Software زیاد خوب پیش نمیرفت. سری بازیهای Quake نتوانسته بودند ان طور که باید فروش کنند و ضررهای زیادی را به این شرکت وارد کردند. در نتیجه این اتفاق، کمپانی ناچار به تعدیل نیرو و اخراج برخی از کارکنانش شد. یکی از این افراد، جان رومرو، از خالقین فرنچایز دووم بود. در حالی که اوضاع برای id اصلا خوب پیش نمیرفت، جان کارمک به عنوان یکی از سران استودیو، تصمیم گرفت تا بازی جدیدی از فرنچایز Doom را توسعه دهند تا شاید بتواند آنها را از این وضع نجات دهد.
این بازی، Doom 3 نام داشت که دنباله مستقیمی بود بر بازی دوم. رهبری این نسخه را، یک توسعهدهنده با استعداد به نام تیم ویلیتز بر عهده داشت که قبلا مادهایی برای عناوین اورجینال دووم توسعه میداد. id Software با استخدام او و تغییر برخی از نگرشهایش، سعی داشت تا Doom 3 را مطابق سلیقه مخاطبان جدید بسازد و آن را با استانداردهای مدرن هماهنگ کند. در نتیجه، وقتی این بازی در سال 2004 عرضه شد، شاهد عنوانی بودیم که صرفا یک شوتر اولشخص بیمغز نبود. بازی برای اولین بار پر بود از کاتسینهای سینمایی که خبر از تمرکز استودیو بر روی داستان میداد. چیزی که تا پیش از این در اولویت عناوین قبلی دووم نبود.
تفاوتهای Doom 3 با عناوین قبلی این فرنچایز به همینجا خلاصه نمیشود. این بازی تمرکز زیادی روی القای حس وحشت و ترس هم داشت. دووم 3 با استفاده از محیطهای تنگ و تاریک و قرار دادن جامپاسکرهای مختلف، واقعا در برخی نقاط میتوانست مو به تنتان سیخ کند.
با اینکه این تغییرات به شکل خوبی اجرا شده بودند و بازی Doom 3 هم بسیار خوشساخت بود، اما طرفداران دو آتشه این سری از آنها استقبال نکردند. این افراد معتقد بودند که این سری از ریشههایش فاصله گرفته و دیگر آن اکشن سرعتمحور را ندارد. عقیدهای که البته تا حد زیادی هم درست بود. با این حال، این بازی توانست فروش خوبی که مد نظر id بود را داشته باشد و استودیو را از بحران مالی نجات دهد.
نسخه چهارمی که لغو شد

همان طور که گفتیم، Doom 3 اگرچه با بازخوردهای ضد و نقیض طرفداران مواجه شد، اما فروش خوبی داشت. به همین علت روند توسعه Doom 4 بلافاصله کلید خورد. id Software تصمیم گرفته بود تا همزمان با کار روی بازی جدیدش به نام Rage، دووم جدید را هم بسازد. اینبار استودیو سعی داشت تا تمرکز روی داستان و المانهای ترس را کمتر کند و بیشتر روی اکشن تمرکز کند. اگرچه این همان خواسته طرفداران دووم بود، اما id به بدترین شکل ممکن آن را انجام داد.
Doom 4 اولین بار به طور رسمی در سال 2008 معرفی شد. در آن زمان، سری بازیهای کالاف دیوتی توانسته بودند خود را به عنوان یک پدیده در سبک تیراندازی اولشخص مطرح کنند. بازیهای این فرنچایز همگی پرفروش بودند و با سبک گانپلی مخصوص خود، دل خیلی از گیمرها را برده بودند. در نتیجه id فکر کرد که با الهام گرفتن از گانپلی این فرنچایز و وارد کردن آن به گیمپلی دووم، طرفداران استقبال خوبی از نسخه چهارم خواهند کرد. چیزی که البته کاملا برعکس حدس انتظارات استودیو پیش رفت.
زمانی که در سال 2008 پیشنمایشهایی از گیمپلی دووم جدید منتشر شد، طرفداران خشمگین شدند. آنها معتقد بودند id Software نه تنها به ریشههای Doom برنگشته، بلکه از آنها دورتر نیز شده است. آنها دووم 4 را «Call of Doom» نامیدند و از آن به خاطر شباهت بیش از حد به کالاف دیوتی، گله کردند. در نهایت این انتقادات موجب شد تا توسعه این بازی در سال 2013 به طور کامل کنسل شود. پس از این اتفاق، جان کارمک که خالق اصلی سری Doom بود، از id Software جدا شد.
بازگشت سلاخ جهنمیان

بعد از لغو شدن بازی چهارم دووم، تیم ویلیتز به طرفداران اطمینان داد که آنها این فرنچایز را فراموش نمیکنند و ساخت نسخه جدید Doom، همچنان در اولویت قرار دارد. یکی از بهترین تصمیماتی که در راستای احیای فرنچایز دووم گرفته شد، استخدام هوگو مارتین بود. کارگردان خلاقی که توانست این سری را متحول کند و جان تازهای به آن ببخشد. حالا ویلیتز و مارتین در حالی به سراغ توسعه دووم جدید میرفتند، که بسیاری از سازندگان بازیهای اوریجینال آن، دیگر در id Software حضور نداشتند.
در سال 2014، به شکل رسمی از بازی Doom رونمایی شد. این بازی که هیچ پسوندی در نامش نداشت، قرار بود کل فرنچایز را ریبوت کند و در عین بازگشت به ریشهها، بازیهای دووم را به مرحله جدیدی ببرد. با توجه به انتشار در سال 2016، امروزه این نسخه به نام Doom 2016 معروف است. این بازی در زمان انتشارش توانست با استقبال گسترده مخاطبان و منتقدان روبهرو شود.
Doom 2016 با اینکه گرافیک کاملا جدیدی داشت و بیشتر روی داستان تمرکز میکرد، اما در هسته خود، همچنان یک دووم اصیل بود. بازی با گیمپلی سریع و خشن، سلاحهای متنوع، انمیهای چالشبرانگیز، و موزیکهای راک دیوانهکننده! این بازی دقیقا همان چیزی بود که طرفداران از زمان Doom 64 منتشر آن بودند. بازی که بتواند تعادل خوبی میان گیمپلی سریع و داستانگویی داشته و به ریشههای سری هم وفادار باشد.
بعد از موفقیت تمامعیار نسخه ریبوت، فرنچایز Doom دوباره زنده شده بود. id و بتسدا هم از این موقعیت استفاده کردند و تا زمان انتشار بازی بزرگ بعدی، اسپینآفهای کوچکی از این فرنچایز میساختند تا مخاطبان سرگرم شوند. از انتشار دوباره بازیهای قدیمی سری مثل Doom 64 روی سختافزارهای جدید گرفته، تا حتی انتشار یک بازی واقعیت مجازی به نام Doom VR که اتفاقا با استقبال خوبی هم مواجه شد. با این حال، همه منتظر یک دووم جدید بودند که خط داستانی جدید این سری را کامل کند.
Doom Eternal و مدرنیته

دنباله ریبوت سال 2016، بازی تحسینشده Doom Eternal بود که در سال 2020 منتشر شد. این نسخه توسط هوگو مارتین کارگردانی شده بود؛ فردی که معمار دوومهای جدید و داستان آنها به شمار میرود. این بازی همان نقاط قوت بازی اول را داشت و سعی میکرد تا از نقاط ضعفش هم کم کند. در نتیجه، با اثری آشنا، اما به مراتب کاملتر روبهرو بودیم. با این حال دووم جدید تفاوتهایی نسبت به نسخه قبلی داشت که آن را به یک شوتر به مراتب مدرنتر تبدیل میکرد.
اولین تفاوت این بود که بازی حتی از نسخه 2016 هم داستانمحورتر شده بود. گیمپلی سریع و خشن همچنان حفظ شده بود اما به وضوح در Doom Eternal بازیکنان بیشتر با داستان بازی و لور دنیای آن درگیر بودند. یک تفاوت بنیادین دیگر که بیشتر مربوط به گیمپلی بود، اضافه شدن قابلیت پرش و همچنین چالشهای پلتفرمینگ بود. با اینکه برخی از طرفداران از چالشهای پلتفرمینگ بازی راضی نبودند و معتقد بودند ریتم بازی کند میشود، با این حال عموم گیمرها از آن استقبال کردند. میشود اذعان کرد که Doom Eternal به خوبی توانسته بود عناصر بازیهای شوتر را به کار گیرد اما در عین حال، به ریشههای خود نیز وفادار بود و همین موضوع راز موفقیت بازیهای جدید این مجموعه است.
Doom: The Dark Ages

در سال گذشته و یکی از رویدادهای مایکروسافت، بالاخره از بازی جدید سری دووم رونمایی شد. Doom: The Dark Ages که به زودی منتشر میشود، یک پیشدرآمد بر این سری خواهد بود و داستانش هزاران سال قبل از نسخههای مدرن جریان دارد. نمایشهای این بازی بسیار امیدوارکننده به نظر میرسد. ضمن اینکه سازندگان تایید کردهاند که با حذف ویژگیهایی مثل دابل جامپ و پلتفرمنیگ، سعی دارند تا این بازی را به سبک دوومهای قدیمی بسازند.
Doom: The Dark Ages قرار است در تاریخ 13 می 2025 (23 اردیبهشت 1404) به شکل مولتیپلتفرم برای کنسولهای نسل نهم و PC منتشر شود. از همین الان هایپ و هیجان زیادی برای این بازی وجود دارد و خیلیها منتظر آنند. مخصوصا که در نمایشهای این بازی، شاهد المانهای جذابی مثل سپر اره برقی، رباتهای غولپیکر و حتی اژدها بودهایم. همه اینها نوید یک Doom دیوانهوار را میدهند که انگار قرار است بار دیگر این فرنچایز را به اوج برساند.
جمع بندی
سری Doom یکی از تاثیرگذارترین مجموعه بازیهای تاریخ است. در طول این سالها، این فرنچایز توانسته محبوبیت خود را حفظ کند و همواره به عنوان یکی از خاصترین شوترهای اولشخص، نام خود را بر سر زبانها بیندازد. اگر Doom: The Dark Ages هم بتواند موفقیت نسخههای قبل را تکرار کند، میتوان آینده بسیار درخشانی برای این سری متصور شد. فعلا فقط باید صبر کرد و دید که سرنوشت این بازی چه خواهد شد.
سوالات متداول در رابطه با این محتوا
دیدگاه کاربران
تعداد دیدگاه کاربران: 0 دیدگاه