موضوع پایان دنیا و نابودی نسل بشر در داستاننویسی محبوب است و در بسیاری از آثار، ویروسها و جهشهای ژنتیکی به عنوان تهدید مطرح میشوند. اما در بازی The Last of Us، قارچها به عنوان عامل هرج و مرج معرفی شدهاند. برخلاف نسخه دوم، بازی The Last of Us Part I داستان سر راستی دارد و اتفاقات به دو بخش آغاز آلودگی در سال 2013 و دنیای پسا آخرالزمانی آن در سال 2032 تا 2034 تقسیم میشود. برای آنهایی که هنوز فرصت تجربه داستان بازی The Last of Us Part I نداشته، بدون معطلی به سراغ داستان اصلی بازی میرویم؛ پس با ما همراه باشید.
1) پاییز سال 2013 میلادی؛ شروع داستان

بازی در سال 2013 با معرفی جوئل، پدری که با دختر 12 سالهاش سارا در تگزاس زندگی میکند، آغاز میشود. در شب تولد جوئل، شیوع ناگهانی قارچها از منبعی نامعلوم ایالات متحده را فرا میگیرد. جوئل و سارا پس از دیدار با برادر جوئل، تامی، به فرار میپردازند. آنها در حین فرار با سربازی مواجه میشوند که دستور شلیک به آنها را دریافت کرده است. در این درگیری، تامی به کمک جوئل میآید و سرباز را میکشد. در نهایت، جوئل با جراحت جزئی نجات مییابد، اما سارا به شدت مجروح شده و در آغوش پدرش جان میدهد. این روز، بیستوششم سپتامبر، به عنوان «روز شیوع» در دنیای بازی The Last of Us Part I شناخته میشود و برای جوئل معنای عمیقتری دارد.
2) 19 سال بعد پاییز سال 2032؛ سناریو American Dreams

در سال 2032، شهر بوستون بهدلیل شیوع بیماری «عفونت مغزی کوردیسپیس» که انسانها را به موجوداتی شبیه زامبی تبدیل میکند، قرنطینه شده و 60 درصد جمعیت را تحت تأثیر قرار داده است. دختری 13 ساله به نام الی برای ثبتنام در یک مدرسه نظامی وارد شهر میشود و با گروهی از نوجوانان زورگو مواجه میشود، اما دوستش رایلی به او کمک میکند. الی متوجه میشود که رایلی واکمن او را دزدیده، اما پس از گفتوگویی کوتاه، آن را به او برمیگرداند. در ادامه، الی متوجه میشود که رایلی قصد ترک مدرسه را دارد و درباره تمایلش برای پیوستن به ارتش صحبت میکند که این موضوع الی را ناامید میکند. آنها در حین جستجو در یک پاساژ متروکه درباره بازی آرکید The Turning گفتوگو میکنند.
در ادامه، رایلی با استفاده از یک بیسیم دزدیدهشده تصمیم خود برای پیوستن به گروه فایرفلایز را نشان میدهد. او در یک درگیری با سربازها مداخله کرده و به همراه الی از دست زامبیها فرار میکند. آنها در نهایت با مارلین، رهبر گروه فایرفلایز روبهرو میشوند. مارلین با پیوستن رایلی به گروه به دلیل مرگ اعضای پیشین و گذشته او مخالفت میکند، اما در عین حال، الی متوجه میشود که مارلین به خاطر قولی که به مادرش آنا داده است همیشه مراقب او بوده است. در پایان، مارلین چاقویی که متعلق به مادر الی بوده را به او هدیه میدهد و آنها به مدرسه نظامی بازمیگردند. با آغاز فصل بهار، رایلی بیخبر مدرسه را ترک کرده و به گروه فایرفلایز ملحق میشود.
3) بهار سال 2033؛ اتفاقات سناریو Left Behind

شش هفته پس از فرار رایلی و پیوستن او به فایرفلایز، او به طور مخفیانه به مدرسهی نظامی میرود و الی را ملاقات میکند. الی که از غیبت رایلی ناراحت است، ابتدا سرد برخورد میکند، اما رایلی او را به یک سورپرایز در یک مرکز خرید متروکه دعوت میکند. در آنجا، رایلی با حرکات شاد و بازی با دستگاههای شهربازی لحظات خوشی را برای الی رقم میزند. الی متوجه میشود که وینستون به تازگی فوت کرده و رایلی نیز باید بوستون را برای ماموریتی جدید ترک کند. در حین حملهی رانرها، هر دو مجروح میشوند و الی گاز گرفته میشود. آنها تصمیم میگیرند آخرین لحظات خود را کنار هم بگذرانند. در نهایت، رایلی میمیرد و الی زنده میماند و مشخص میشود که او نسبت به قارچ مقاوم است. مارلین از این موضوع مطلع شده و از الی مراقبت میکند.
4) تابستان سال 2033؛ ادامه ماجراجویی و وقوع اتفاقات غیرمنتظره

بعد از مقدمه، داستان بازی The Last of Us به 20 سال بعد یعنی تابستان سال 2033 میرود، زمانی که جوئل به عنوان یک قاچاقچی در منطقهی قرنطینهی بوستون فعالیت دارد. او و شریکش تس به دنبال رابرت، دزد سلاحهایشان، میروند و پس از درگیری، تس او را میکشد. مارلین، رئیس گروه فایرفلایز، به آنها پیشنهاد میدهد که در ازای قاچاق دختری به نام الی، هزینه سلاحهایشان را تامین کند. پس از توافق، جوئل الی را به خانهی امنش میبرد و به سمت ساختمان کپیتول میروند تا با اعضای فایرفلایز ملاقات کنند. در مسیر، آنها توسط دو سرباز ارتش متوقف میشوند و در حین آزمایش اسکن CBI، الی به شدت وحشتزده میشود و یکی از سربازان را مجروح میکند. در نهایت، جوئل و تس سربازان را میکشند و الی که مبتلا به آلودگی است، توضیح میدهد که سه هفته از آلودگیاش گذشته است. آنها پس از ورود نیروهای پشتیبان مجبور به پناه بردن به زیرزمین میشوند.
در حین فرار، الی به جوئل میگوید که مارلین معتقد است وضعیت خاص او ممکن است درمانی برای آلودگی باشد. جوئل ابتدا این ادعا را رد میکند، اما تس آن را جدیتر میگیرد. آنها به ساختمان کپیتول میرسند و با اجساد فایرفلایزها مواجه میشوند. جوئل پیشنهاد بازگشت میدهد، اما تس که آلوده شده، اصرار دارد که جوئل الی را به تامی ببرد و خود در ساختمان میماند تا از آنها محافظت کند. پس از رسیدن به محلی امن، جوئل و الی تصمیم میگیرند به یکی از دوستان جوئل بروند تا ماشینی سالم پیدا کنند. در پیتسبورگ، آنها مورد حمله شکارچیان قرار میگیرند و با دو برادر به نامهای سم و هنری آشنا میشوند، اما برادران در مواجهه با شکارچیان آنها را رها میکنند.
الی پیشنهاد میدهد از پرتگاهی به آب بپرند و این کار را انجام میدهد. جوئل پس از بیدار شدن در کنار ساحل، دوباره با سم و هنری دیدار میکند و از ترک کردن آنها عصبانی میشود. هنری توضیح میدهد که این اقدام برای زنده ماندن سم بوده است. پس از اینکه الی میگوید اگر آنها نبودند غرق میشدند، جوئل اسلحه را پایین میآورد و سفرشان به برج رادیویی را ادامه میدهند. در برج رادیویی، گروه شب را میگذرانند و الی و سم گفتگویی عمیق دارند. صبح روز بعد، سم آلوده میشود و به الی حمله میکند. هنری ناچار به شلیک به برادرش میشود و سپس از روی ناراحتی و خشم، به زندگی خود پایان میدهد.
5) پاییز سال ؛2033 رسیدن به پایگاه وایومینگ

جوئل و الی در ادامه روایت بازی The Last of Us، مسیر خود را برای پیدا کردن تامی ادامه دادند. در طول این سفر، آنها درباره روابط میان جوئل و برادرش صحبت کردند، و جوئل اذعان داشت که رابطهشان چندان صمیمانه نیست. کمی بعد، به دروازهای بسته رسیدند که تحت مراقبت چند نگهبان مسلح قرار داشت. در حال بازجویی از آنها توسط یک زن، تامی وارد شد، جوئل را شناخت و به نگهبانها دستور داد دروازه را باز کنند. سپس تامی، آن زن را ماریا، همسرش، معرفی کرد و همگی وارد منطقه شدند.
جوئل شرایط خاص الی را برای تامی توضیح داد و قصدش برای رساندن او به Fireflies را مطرح کرد. این موضوع باعث بروز اختلافنظر و تنش بین دو برادر شد. مشاجره آنها با حمله راهزنان خاتمه یافت و آنها مجبور شدند برای محافظت از ماریا و الی همکاری کنند. پس از این واقعه، دلبستگی جوئل به الی بر تامی تأثیر گذاشت و او تصمیم به کمک در رساندن الی به Fireflies گرفت. تامی این تصمیم را با ماریا در میان گذاشت، اما او نگران آینده بود و ناراحتی خود را ابراز کرد. الی که صحبتهای آنها را شنیده بود، تصور کرد جوئل قصد ترک او را دارد و با احساس غم، به تنهایی به سمت جنگل فرار کرد.
جوئل و تامی، الی را در خانهای متروکه پیدا کردند. پس از مشاجرهای بین جوئل و الی و حمله راهزنان، آنها از مزرعه فرار میکنند. علیرغم تصمیم اولیه جوئل برای ترک الی، او نظرش را تغییر داد و همراه با الی به سمت آزمایشگاه Fireflies در دانشگاه کلرادوی شرقی حرکت کردند. جوئل و الی در جستجوی دانشگاه متروکه، دستگاه ضبطی از Fireflies پیدا کردند. در حین فرار از حمله بازماندگان، جوئل از بلندی سقوط کرد و با میله آهنی به شدت مجروح شد. الی به او کمک کرد و با اسب فرار کردند، اما جوئل به دلیل خونریزی شدید از هوش میرود و الی سردرگم میماند.
6) زمستان سال 2034؛ شروع سناریو Left Behind

در بخش بعدی بازی The Last of Us، الی به تنهایی در برفها به شکار میپردازد و پس از تیراندازی به یک خرگوش، به دنبال یک گوزن میرود. او موفق میشود گوزن را پیدا کند و با ردگیری خون آن، به یک کلبه متروکه برسد. در آنجا، الی با دو مرد به نامهای دیوید و جیمز مواجه میشود که پیشنهاد تبادل لوازم در ازای گوزن را میدهند. الی با احتیاط از آنها آنتیبیوتیک میخواهد و جیمز برای آوردن آن محل را ترک میکند. دیوید سعی میکند با الی دوست شود، اما او به او شک دارد و اطلاعاتی درباره خود نمیدهد. پس از بازگشت جیمز و شنیدن صدای آلودهها، دیوید از الی میخواهد تا تفنگش را برگرداند، اما الی این درخواست را رد میکند و آنها با همکاری یکدیگر به مقابله با خطر میپردازند.
پس از بهبود وضعیت، دیوید فاش کرد که گروهی که به الی و جوئل حمله کرده بودند، تحت فرمان او بودند. الی در تلاش برای دفاع از خود، متوجه بازگشت جیمز و افرادش شد. دیوید به جیمز دستور داد الی را رها کند و داروها را به او بدهد. الی به گاراژ متروکهای که جوئل در آن استراحت میکرد، برگشت و آنتیبیوتیکها را به او داد. اما وقتی جوئل بیدار شد، متوجه شد که گروه دیوید او را ردیابی کردهاند و الی ناچار به فرار شد. او با اسبش فرار کرد، اما پس از تیر خوردن اسبش، پیاده ادامه داد و در نهایت توسط دیوید دستگیر شد. در زندان، الی شاهد قتل یک انسان توسط جیمز بود که او را ترساند. دیوید به او نزدیک شد و ادعا کرد که میتواند دیگران را متقاعد کند، اما الی به او اعتماد نداشت و در تلاشی برای فرار، انگشت دیوید را شکست. دیوید با ضربهای او را مجروح کرد و اتاق را ترک کرد.
جوئل پس از بیدار شدن متوجه ناپدید شدن الی میشود و به جستجوی او میپردازد. او دو نفر را اسیر کرده و با شکنجه محل اسارت الی را پیدا میکند و سپس آنها را میکشد. در پناهگاه، جیمز و دیوید سعی میکنند الی را به میز قصابی ببرند، اما الی با گاز گرفتن دیوید و استفاده از چاقو، جیمز را میکشد و تلاش میکند فرار کند. او در یک رستوران گرفتار میشود و در درگیری با دیوید بیهوش میشود. جوئل به رستوران میرسد و الی را پیدا میکند. الی با کارد دیوید او را میکشد و جوئل او را آرام میکند. در نهایت، آنها محل را ترک میکنند.
7) بهار سال 2034؛ چند قدم مانده به آخر داستان

جوئل بیمارستان Saint Mary را به الی معرفی کرد و با وجود نگرانی الی، او تصمیم به ادامه مسیر گرفت. آنها از بزرگراهی پر از خودروهای رها شده عبور کردند و به جایی رسیدند که زرافهها در حال پرسه زدن بودند. جوئل به زندگی آرامش در سد تامی فکر میکرد، در حالی که الی معتقد بود تلاشهایشان معنا دارد. در چادرهای درمانی، جوئل به خاطرات تلخ گذشته و خانوادههای آسیبدیده فکر کرد. الی عکسی از جوئل و دخترش سارا را نشان داد و جوئل با آرامش بیشتری به گذشتهاش نگاه کرد و از الی برای مطرح کردن این موضوع تشکر کرد.
آنها به سوی تونلی زیرزمینی حرکت کردند که بخشی از آن دچار آبگرفتگی شده بود و آلودهشدگان در آن پرسه میزدند. هنگام گذر از میان خرابهها، جوئل به داخل یک اتوبوس فرسوده سقوط کرد. الی تلاش کرد او را نجات دهد، اما خودش نیز به داخل آب افتاد. جوئل توانست او را از آب بیرون بکشد، اما الی بیهوش شده بود. در حالی که جوئل سعی داشت الی را احیا کند، گروهی از Firefly نزدیک شدند و به او دستور دادند تسلیم شود. او همچنان تلاش میکرد الی را به هوش بیاورد، اما یکی از سربازان با استفاده از سلاحش او را بیهوش کرد.
در ادمه مشخص می شود که سربازان در واقع اعضای گروه فایرفلایز بودند و پس از بیهوش کردن جوئل، او و الی را به بیمارستانی بردند که در تلاش برای رسیدن به آن بودند. چند ساعت بعد، جوئل در بیمارستان بیدار میشود و مارلین را در کنار خود میبیند. او درخواست میکند الی را ببیند، اما مارلین توضیح میدهد که الی برای جراحی آماده شده تا عفونت جهشیافتهاش برداشته شود و واکسن تولید شود. جوئل متوجه میشود که این عمل به مرگ الی منجر خواهد شد و اصرار دارد فرد دیگری را برای استخراج واکسن پیدا کنند. تنش در اتاق شدت میگیرد و بین جوئل و مارلین درگیری پیش میآید. یکی از اعضای فایرفلای، جوئل را زمین میزند و مارلین به ایتن دستور میدهد او را بیرون ببرد و اگر کار نامتعارفی انجام داد، به او شلیک کند.
جوئل پس از حمله به ایتن، متوجه موقعیت الی شد و سریعاً به سمت نجات او شتافت. صدای تیراندازی توجه افراد Fireflies را جلب کرد و آنها متوجه فرار جوئل شدند. در ادامه، جوئل به تنهایی با مبارزه در مسیر اتاق عمل، الی بیهوش را از تخت خارج کرد و در حالی که افراد Fireflies به آنها نزدیک میشدند، به سرعت به سمت خروجی دوید. او در نهایت موفق شد به آسانسور برسد و به پارکینگ زیرزمینی برود.
جوئل با مارلین روبرو میشود که با اسلحهاش به او هشدار میدهد که الی ممکن است برای ساخت واکسن بمیرد. مارلین به جوئل میگوید که الی ممکن است توسط کلیکرها کشته شود. جوئل به این حرفها فکر میکند و مارلین به او میگوید که هنوز میتواند تصمیم درستی بگیرد. سپس صحنه به جوئل در حال رانندگی تغییر میکند. الی از خواب بیدار میشود و از جوئل درباره اتفاقات پارکینگ میپرسد. جوئل به او دروغ میگوید که مارلین را کشته و Fireflies درمان را متوقف کردهاند. الی با ناامیدی سکوت میکند و آنها به سمت اقامتگاه تامی حرکت میکنند.
8) پایان داستان بازی The Last of Us Part I

در شهر جکسون، جوئل و الی به سمت شهرک تامی پیادهروی میکنند. الی به رویدادهای گذشته و از دست دادن دوستانشان فکر میکند و از جوئل میپرسد که آیا میتواند کاری برای پایان دادن به بیماری انجام دهد. او از جوئل میخواهد که قسم بخورد اطلاعاتش درباره Fireflies راست است و جوئل نیز قسم میخورد. الی با تردید به این قسم پاسخ میدهد.
سوالات متداول در رابطه با این محتوا
دیدگاه کاربران
تعداد دیدگاه کاربران: 0 دیدگاه