بازی های استودیو EA مانند It Takes Two و Star Wars Jedi: Fallen Order جریان داستانی زیبایی را به نمایش میگذارند و عنوانی مثل Dragon Age: Inquisition و Dead Space روایتهای قانعکنندهای در میان تجربههای جذاب گیمپلی دارند که واقعا فراموش نشدنی هستند. همچنین بازیهای Dragon Age: Origins و Mass Effect 2 پتانسیل بالای شرکت EA در ساختن بازیهای داستان محور را نشان میدهد. Electronic Arts نامی است که تقریباً همه گیمرها با آن آشنا هستند و به خوبی میدانند که برخی از پروژههای این استودیو صرفا جنبه سوددهی ندارند. همراه پارسی گیم با معرفی بهترین بازی های استودیو EA که روایت خوبی دارند، باشید.
بهترین بازی های استودیو EA با روایت قوی را بشناسید
ناشران این آثار در واقع قصد دارند با ارائه یک مسیر داستانی عالی، طرفداران زیادی را برای مجموعههای خودشان جلب کنند. این آثار واقعاً شگفتانگیز هستند و نشان میدهند که EA توانایی قابل توجهی در توسعه برخی بازیهای واقعاً با کیفیت را دارد. در لیستی که در ادامه با آن روبرو خواهید شد، برخی از بهترین بازی های استودیو EA با داستان قوی را قرار دادهایم که ممکن است برخی از این عناوین را تجربه کرده باشید.
1) بازی It Takes Two

عنوان It Takes Two یکی از بهترین بازیهای Co-op به حساب میآید که بیشتر طرفداران حالت چند نفره، به این اثر علاقه خاصی نشان دادهاند. داستان بسیار دوست داشتنی بازی در مورد دختری است که از مشکلات شدید زناشویی پدر و مادرش خسته میشود. این دختر با استفاده از یک نفرین، پدر و مادرش را تبدیل به عروسکهای کاموایی میکند. این پدر و مادر در ادامه سعی میکنند که جریان بازی را پیش ببرند تا در آخر به شکل اصلی خودشان بازگردند. گیم پلی مبتکرانه بازی It Takes Two بزرگترین نقطه قوت آن است، اما روایت حرفهای بیشتری برای گفتن دارد.
شاید گاهی اوقات بازیکنان لحظات دراماتیکی را تجربه کنند ولی هر لحظه از بازی میتواند برای همیشه در خاطر بازیکنان بماند. این اثر به دنیای گیم ثابت کرده که چرا هنوز طرفداران زیادی برای جهان بازی وجود دارد. داستان بازی سراغ یکی از مهمترین آسیبهای اجتماعی میرود و اینکه این اتفاق تا چه اندازه میتواند روی زندگی کودکان تاثیر بگذارد. استودیو سازنده بازی سعی کرده است تا یک گیم پلی سرگرمکننده را در کنار یک داستان به یاد ماندنی ارائه دهد. طراحیهای مراحل بازی واقعا دلنشین هستند و تا آخرین لحظه میتوانند بازیکنان را شگفتزده کنند.
گیم پلی بازی در سطحهای مختلفی پیش میرود و هر کدام از این سطحها تقریبا تا دو ساعت ادامه دارند. هیچ کدام از بخشهای گیم پلی بازی شبیه به قسمت دیگری از آن نیست. علاوه بر بخش گیم پلی، جلوههای بصری که به صورت مداوم در حال تغییر هستند، قسمت مکانیکهای بازی نیز اصلا حالت تکراری به خودش نمیگیرد. برای مثال گاهی اوقات باید زیر آب بروید و لولههای انتقال آب نبات را تعمیر کنید و در قسمت دیگر کاراکترهای بازی را در مرحله کهکشانی میبینید. هر کدام از مراحل بازی همیشه قسمتهایی را برای شگفتزده کردن بازیکنان تدارک دیده و به هیچوجه نمیگذارد گیم پلی برای گیمرها حالت یکنواخت بگیرد.
2) بازی Alice: Madness Returns

اگر از افسانه کلاسیک آلیس در سرزمین عجایب یک رویکرد تاریک و پیچیده را انتظار داشته باشید، بازی Alice: Madness Returns میتواند لحظات سرگرمکنندهای را برای شما بسازد. این اثر از سکانسهای تاریک و تصاویری آزاردهنده تشکیل شده که گیم پلی عجیب و غریب آن را همراهی میکند. داستان بازی به صورت سورئال و بسیار درگیر کننده طراحی شده است و به عنوان یکی از نقاط عطف بازی به حساب میآید. گذشته دراماتیک آلیس باعث میشود که در یک سفر دلخراش و دیوانهکننده قرار بگیرد و با یک دنیای پر از شیاطین روبرو شود.
شما در بخشهای مختلف بازی با فضاهای متنوع زیادی روبرو میشوید و همین موضوع کمک میکند تا روند گیم پلی به هیچوجه یکنواخت نشود. شما در 6 فصل متفاوت بازی را باید پیش ببرید و هر کدام از این فواصل طراحی خاص خودشان را دارند. با اینکه فضای هر کدام از محیطهای بازی محدودیتهای خاص خودشان را به گیمرها نشان میدهند، اما مواردی زیادی برای کامل کردن کلکسیون هر کدام از فضاها قابل دسترسی هستند. برخی از خاطرات آلیس گم شدهاند و شما میتوانید هر قسمت از این خاطرات را در فضاهای مختلف بازی پیدا کنید.
کنترل شخصیت آلیس شرایط بسیار خاصی دارد و گاهی اوقات باید تا حد زیادی کوچک شوید. زمان درگیر شدن با دشمنان بازی میتوانید روی هر کدام از آنها قفل کنید و راحتتر جریان نبرد را پیش ببرید. متاسفانه زمانی که از سلاحهای مختلف بازی استفاده میکنید، ممکن است با مشکلات فنی زیادی روبرو شوید و این موضوع برخی مواقع واقعا آزاردهنده میشود. مواقعی که درجه سختی بازی را در دشوارترین حالت ممکن قرار دادهاید، باگهای این عنوان آزاردهندهتر از قبل میشوند و گیم پلی بازی را تبدیل به یک کابوس واقعی میکنند.
3) بازی Star Wars Jedi: Fallen Order

بعد از اینکه باگهای این اثر به صورت کامل برطرف شدند، بازی Star Wars Jedi: Fallen Order تبدیل به یک عنوان تاثیر گذار و بسیار سرگرمکننده شد. در حالی که داستانهای نسخههای گذشته با روند بهتر روایت میشدند، اما اکثر گیمرها موافقند که روایت داستانی در Fallen Order بهتر شده است. شخصیت ربات کال کستیس (Cal Kestis) تنها یک ربات همراه شخصیت اصلی نیست و به راحتی میتواند تمام احساسات و حالتهای خودش را با کاراکتر بازی در میان بگذارد.
برای اینکه بازیکنان حس عمیقتری با شخصیت BD-1 بگیرند، یک بخش داستانی جداگانه برای آن ساختهاند تا بازیکنان داستان زندگی او را نیز تجربه کنند. در اواسط گیم پلی بازی با شخصیتهای منفی بیشتری مثل Second Sister روبرو میشوید که تاثیر زیادی روی قسمت داستانی بازی دارند. استودیو سازنده این اثر برای اینکه قدرت تاثیر گذاری گیم پلی را بالا ببرد از دیگر عناوین اکشن الهامات زیادی گرفته است. سیستم مبارزهای بازی رابطه مستقیمی با جریان داستانی دارد و قابلیتهای جدید با پیشرفت داستان در اختیارتان قرار داده میشوند.
برای هر کدام از مهارتهای شخصیت بازی درختی در نظر گرفته شده است که با کامل کردن هر کدام از تواناییها، درخت مهارت کاراکتر کامل میشود. علاوه بر این امتیازهایی که دریافت میکنید به شما کمک میکنند که شخصیت بازی را ارتقا دهید و قدرتی مثل بازیابی نوار سلامت را تقویت کنید. برای کسب امتیاز بیشتر باید دشمنان هر مرحله را به صورت کامل از بین ببرید و در پایان آیتمهای مورد نیازتان را به دست آورید. البته در این بین باید مراقب باشید که جان خودتان را از دست ندهید؛ زیرا شبیه به بازی سکیرو بعد از هر بار باختن تمام امتیازها و آیتمها از دست میروند.
4) بازی Dragon Age: Inquisition

در بین بازی های استودیو EA این اثر شروع عجیبی دارد و معمولا در ابتدای گیم پلی بازیکنان با یک فضای عجیب و مرموز مواجه میشوند. برای پیش بردن بخش داستانی بازی راههای زیادی پیش روی شما قرار میگیرند و نحوه داستانسرایی بازی به قدری جذاب است که به هیچ شکلی از روند آن خسته نمیشوید. شاید ظاهر کلی داستان بازی به نظر ساده آید، اما زمانی که وارد داستان بازی میشوید متوجه پیچیدگیهای بخشهای مختلف آن خواهید شد. کوچکترین انتخابها تا بزرگترین تصمیم، میتواند تاثیر مستقیم روی بخش داستانی داشته باشد. به همین خاطر بیشتر گیمرها این اثر به عنوان شخصیترین بازی میشناسند.
شخصی سازیهای این عنوان با تنوع زیادی در نظر گرفته شده است و میتوانید کاراکتر بازی را با سلیقه خودتان طراحی کنید. برخی از گیمرها توانستهاند شخصیت دنریس تارگرین (Daenerys Targaryen) را نیز در این بازی طراحی کنند. یک دستهبندی کاملا از نژادهای مختلف و دورفها و الفها و دیگر موجودات برای شما تدارک دیده شده است که میتوانید هر کدام از آنها را انتخاب کنید. هر بخش از بازی شخصیتهای مختلفی شما را همراهی خواهند کرد و این روند تا پایان این اثر ادامه دارد.
شاید در ابتدای بازی همراهان کمی داشته باشید، ولی با پیشرفت داستان با نژادهای بیشتری ارتباط برقرار خواهید کرد. هر کدام از نژادهای این عنوان خصوصیات و تواناییهای منحصر به فرد خودشان را دارند و میتوانید از مهارتهای هر کدام برای هموار کردن مسیر خودتان استفاده کنید. بنابراین به بیشتر نژادها نیاز پیدا میکنید و باید توجه هر کدام را به خودتان جلب نمایید. شخصیتی مثل Rogue میتواند به شما کمک کند که بیشتر قفلها را باز کنید و دری را قفل باقی نگذارید.
5) بازی Need For Speed: Most Wanted

در بین بازی های استودیو EA عنوان Need For Speed: Most Wanted تنها اثر مسابقهای است که در کنار گیم پلی میهج خودش یک مسیر داستانی جذاب را پیش روی گیمرها قرار میدهد. از سوی دیگر تنوع مراحل بازی بسیار زیاد است و با سختتر شدن مراحل، هر کدام از ماموریتها روند دشوارتری را برای خودشان در نظر میگیرند. در صورتی که به بخشهای پلیسی و تعقیب و گریز عناوین مسابقهای علاقه دارید، این اثر میتواند هیجانانگیزترین و البته پر استرسترین لحظات را برای شما بسازد.
متاسفانه فرنچایز نیدفوراسپید در نسخههای جدیدتر خودش نتوانست تنوع مراحل و حالت داستانی خودش را در اوج نگه دارد و بازیهای جدیدتر این مجموعه میبینیم که در همان ساعات اولیه گیم پلی، بازیکنان یکنواختی و حوصله سربر بودن بازی را حس میکنند. با اینکه این اثر نوستالژی از باقی نسخههای سختتر به حساب میآید، اما بیشتر بازیکنان این نکته را به عنوان نقطه قوت آن در نظر میگیرند. شما در لیست خودتان 15 راننده حرفهای را دارید و برای اینکه با هر کدام از آن مسابقه بدهید، باید چالشهای زیادی را پشت سر بگذارید.
برای اینکه در هر مسیر زودتر به مقصد مورد نظرتان برسید، مسیرهای فرعی زیادی ساخته شده است. هر کدام از این میانبرهای به شما کمک میکنند تا راحتتر هوش مصنوعی بازی را پشت سر بگذارید. البته گاهی اوقات برخی از مسیرهای فرعی باعث میشوند که فاصله شما از مقصد اصلی دورتر گردد. علاوه بر این گاهی اوقات مسیرهای فرعی شما را در راههایی قرار میدهند که سرعت شما را تا حد زیادی کم میکنند و در برابر موانع عجیب و غریب زیادی قرار میگیرد. بنابراین در صورتی از میانبرهای بازی استفاده کنید که مطمئن شده باشید که مشکلی خاصی را برای شما نمیسازند.
6) بازی Battlefield Bad Company 2

با توجه به پتانسیلی که برای ساخت این بازی در نظر گرفته شد، ولی باز هم عجیب بود که این اثر دوست داشتنی به جایگاه لایق خودش نرسید. زمانی که صنعت گیم وارد دنیای بازیهای آنلاین شد، عناوین داستان محور جذابیت خودشان را برای گیمرها از دست دادند. با این حال شاهد این موضوع هستیم که آثار آنلاین محتوای بسیار محدودی را ارائه میدهند و بیشتر تمرکز خودشان روی حالت چند نفره میگذارند. بیشتر گیمرها شاید انتظار حضور در جنگ جهانی دوم را نداشته باشند، اما در ابتدای گیم پلی بازیکنان تجربه حضور در درگیریهای جنگ جهانی را دارند. بازی از همان ابتدا شما را مجذوب خودش میکند و یک شروع طوفانی را به نماش میگذارد.
به نظر میرسد که داستان بازی Bad Company 2 دنباله داستان نسخه اول را روایت میکند و با یک گروهان بدون نظم روبرو هستیم. شخصیتهای اصلی قصد دارند جلوی کشته شدن همرزمهایشان را در برابر روسها بگیرند، به همین خاطر از تمام فرصتهای خودشان برای نابودی دشمنان استفاده میکنند. در بخشهایی از مبارزه از المانهای کمدی استفاده شده است و دیالوگهای داستان نیز گاهی حس طنزآمیز کاراکترها را بیان میکند. با این حال در نسخه دوم به محتوای اصلی بیشتر اهمیت داده میشود و تا حد قابل توجهی از صحبتهای غیر جدی فاصله میگیرد.
در هر صورت در بخش داستانی میبینیم که توسعهدهندگان قصد دارند توان بخش مولتی پلیر بازی را به نمایش بگذارند. تمام محیطهای بازی دقیقا همان فضاهایی هستند که در حالت چند نفره تجربه میکنید، ولی محدودیتهای زیادی برای هر محیط در نظر گرفته شده است. در نسخههای کنسولی محدودیت بیشتری برای بازیکنان در نظر گرفته میشوند و تنها میتوانند در برابر یکدیگر بازی را پیش ببرند. علاوه بر این اغلب نقشههایی که جزئیات بیشتری را ارائه میدهند در نسخه کنسولی بازی نمیبینیم و این موضوع واقعا برای ما سوال ایجاد میکند.
7) بازی Dead Space

با بازسازی عنوان Dead Space داستان بازی با شکل زیباتری جریان خودش را به نمایش گذاشت. شخصیت Isaac Clarke با صدای جذابتری روایت اصلی را پیش میبرد و اتفاقهای سفینه USG Ishimura با لحن دلنشینتری بیان میکند. بخش عمدهای از داستان حول محور پیدا کردن دوست دختر آیزاک میگردد و با یک پیچش داستانی جالب فیلمنامه اصلی وقایع جدیدتری را پیش روی بازیکنان قرار میدهد. طرفدارانی که عاشق روایتهای هیجانانگیز هستند، داستان علمی تخیلی بازی Dead Space تا حدی زیادی میتواند انتظارات آنها را برطرف کند.
سفینهی یواسجی ایشیمورا (USG Ishimura) یکی از مهمترین المانهای بازی برای نشان دادن تلاش بشریت برای بقا محسوب میشود. به دلیل رخ دادن یک ناهنجاری در بین خدمه سفینه، میان آنها بیماری شیوع پیدا میکند و اعضای بدن خدمه کشتی تبدیل به موجودات عجیب و غریب میشوند. نسخه ریمیک بازی به اندازه سری اورجینال خودش موفقیتهای زیادی را کسب کرد و داستانسرایی شخصیت محور حرفهای را به طرفداران این مجموعه ارائه داد. اینکه شخصیت اصلی بازی میتواند دیالوگهای خودش را بیان کند؛ یکی از مهمترین نقاط کاراکتر پردازی این نسخه به حساب میآید.
در نسخه اورجینال بازی کاراکتر اصلی کاملا صامت بود، ولی در سریهای بعد از خودش شخصیت اصلی یک فرد خسته از رویدادهای مختلف را میدید که توانایی تکلم داشت. با اینکه نسخه اول بازی سکانسها و لحظههای جذابی را برای بازیکنان میساخت، اما بخش صامت بودن کاراکتر بازی حس خوبی را به گیمرها انتقال نمیداد. به بخش داستان اصلی، قسمتهای جانبی نیز در نسخه ریمیک اضافه میشود و لحظات جذابتری را برای بازیکنان میسازد. شاید به بازیکن اجازه داده نشود که به برخی از محیطها دسترسی داشته باشد و باید با بالا بردن سطح گیم پلی به این مکانها دسترسی پیدا کنید.
8) بازی Dragon Age: Origins

این اثر یکی از منحصر به فردترین داستانها را در لیست بهترین بازی های استودیو EA دارد که در آن بازیکنان تبدیل به Grey Warden میشوند. گیم پلی بازی یک دنیای جهان باز را در اختیار گیمرها قرار میدهد و بازیکنان را در یک داستان مهیج و شگفتآور میگذارد. اگر بازی Baldur’s Gate را تجربه کرده باشید، قطعا متوجه میشوید که این عنوان نیز ادامهدهنده داستان عنوان Baldur’s Gate است. استودیو BioWare این دو اثر را به عنوان بهترین آثار نقش آفزینی در کارنامه خودش قرار داده است.
دوربین بازی به صورت ایزومتریک مبارزههای این اثر را پیش میبرد و از سوی دیگر یک داستان فراموشنشدنی همراه با شخصیتهای جذابی را ارائه میدهد. با اینکه استاندارهای قدیمی و المانهای کهنهای را در این اثر میبینیم، ولی نظرات منتقدین امتیاز 91 را به نمایش میگذارد. بازی Dragon Age: Origins در سال 2009 توانست عنوان بهترین بازی نقش آفرینی را به خودش اختصاص دهد و تبدیل به بنیانگذار عناوین قدرتمندتر در آینده شود. یک جریان تاریک و حماسی همراه با روایت قهرمانانه به تصویر کشیده میشود که باید برای دفاع از میهن خودتان با شیاطین مبارزه کنید.
نژادهای مختلفی را در این اثر میبینید که همه آنها از دل فرهنگ و کتابهای فانتزی اروپاییها بیرون میآیند. طراحی جزئیات به شکل سختگیرانهای در تمام شخصیتهای بازی صورت گرفته است و هر کدام از کاراکترها ویژگیها و خصوصیات مختص به خودشان را دارند. دنیای این اثر لایههای متفاوتی دارد و در هر کدام از این لایهها تاریخچه و خرده روایتهای فراوانی قرار گرفتهاند. برای شخصیت اصلی 12 کلاس مختلف قرار داده شده است و هر کدام از این کاراکترها پیش زمینه داستانی مربوط به خودشان را روایت میکنند.
9) بازی Mass Effect 2

داستان این اثر دقیقا دنبال نسخه اول خودش را روایت میکند و در این قسمت شاهد مرگ فرمانده شپرد خواهید بود. مرگ این فرمانده برای جذابتر کردن بخش ابتدای بازی صورت میگیرد تا کنجکاوی و حس شوق را در گیمرها برای فهمیدن واقعیتهای داستان تقویت کند. داستان بازی همانطور که گفتیم یک شروع جنجالی دارد و سکانسهای قابل توجهی را پیش چشمانتان میگذارند. این اثر در همان نیم ساعت اول گیم پلی قدرت شخصیت پردازی خودش را به رخ شما میکشاند و قطعا مجذوب این سطح از طراحی شخصیت خواهید شد.
بعد از اینکه از اتفاقهای ابتدای بازی Mass Effect 2 گذر میکنید باید یک تیم نخبه را برای یک سفر بدون بازگشت آماده کنید. هم زمان ک در حال ادامه دادن داستان اصلی بازی هستید، میتوانید منابع زیادی را برای پیش بردن بهتر گیم پلی این عنوان جمعآوری کنید. قسمت داستانی بازی شخصیتهای دوستداشتنی زیادی را به شما معرفی میکند که هر کدام از آنها تواناییهای مربوط به خودشان را دارند. طراحی هر کدام از شخصیتها به صورتی است که هر بازیکنی میتواند با کاراکترهای آن حس نزدیک بودن را برقرار کند.
به شما این اجازه داده میشود که یک شخصیت زن یا مرد را برای فرماندهی یک تیم بگذارد. این شخص دارای تمامی خصوصیات یک فرمانده برای پیش بردن استراتژیهای جنگی است و میتواند قدرتش را به تمام تیم ثابت کند. در سری دوم با اینکه شخصیت اصلی بازی یک فرمانده مقتدر به حساب میآید، اما احساسات او گاهی اوقات مانع رسیدن به اهدافش میشوند. جدا از جذاب بودن بخش شخصیتپردازی بازی، با یک داستان تاثیرگذار روبرو هستید که به هیچوجه یک روند آرام را برای گیمرها به نمایش نمیگذارد و باید منتظر اتفاقهای هولناکی باشید.
جمع بندی
به جرات میتوان گفت زمانی که استودیوهای دیگر هنوز به دوران شکوفایی خودشان نرسیده بودند، شرکت الکترونیک آرتز مخاطبان زیادی و طرفداران گوناگونی از سرتاسر جهان به خودش جلب کرده بود. این شرکت با ارائه عناوینی منحصر به فرد و به شدت خاطرهانگیز دوران جذاب و زیبایی را برای گیمرها توانست رقم بزند. این استودیو از گذشته تا به امروز پیشرفتهای فراوانی کرده است و طرفداران هرساله منتشر انشتار عناوین گوناگونی از این استودیو هستند. این استودیو در همان سالهای ابتدایی خودش با انشتار عناوین ابتکارانه و جدید به یکی از مهمترین شرکتهای صنعت گیم به تبدیل شد. به همین خاطر امروزه بازی های استودیو EA را میتوان به عنوان آثاری شگفتانگیز و به شدت سرگرمکننده به دیگر مخاطبان معرفی کنیم. این استودیو برای هر گیمری با هر سبکی یک اثر منحصر به فرد کنار گذشته است. شما نیز میتوانید لیست بهترینهای خودتان را با تیم پارسی گیم و دیگر کاربران به اشتراک بگذارید.
سوالات متداول در رابطه با این محتوا
دیدگاه کاربران
تعداد دیدگاه کاربران: 0 دیدگاه