با افزایش چشمگیر سودآوری صنعت بازیهای ویدیویی، تعداد قابل توجهی از کمپانیهای بزرگ این صنعت، به دنبال ساخت بازیهای بدون ریسک رفتند؛ آثاری که یا دنبالهای از فرنچایزهای مشهورشان هستند یا با خریدهای درون برنامه و ماهیتهای آنلاینمحور، سود بالایی دارد. در این میان، بازی های مستقل با نوآوری و خلاقیتهای باورنکردنیشان، با استقبال بیشتری از سوی بازیکنان مواجه شدهاند. در این مطلب میخواهیم بهترین بازی های مستقل که تاثیر بسزایی روی صنعت بازیهای ویدیویی داشتند را به شما معرفی کنیم.
خلاقیت بی حد و مرز در بازی های مستقل پیشگام
یکی از باورنکردنیترین نکات مربوط به بازیهای مستقل، کوچک بودن تیم توسعه و کمبود شدید بودجه آنهاست. برخی از بازیهای مستقل مشهور، تنها توسط یک نفر ساخته شدهاند که امری ستودنی است. بسیاری از آثار مستقل، کلاس درس بزرگی برای برخی از بازیهای AAA هستند؛ بازیهای پربودجهای که کوچکترین نوآوری و جاهطلبی در آنها دیده نمیشود. از بین این بازی های مستقل، برخی از آنها باعث جذب طرفداران پرشماری به سبک خود شدند و انقلابی بزرگ را در صنعت بازیهای ویدیویی پدیدار کردند. بازیهای این لیست، جزو این دسته از بازی های مستقل هستند.
10) Subnautica

بازی “سابناتیکا” یکی از خاصترین و متفاوتترین آثار سبک بقا و ماجراجویی است که المانهای ترسناکش، زبانزد بسیاری از بازیکنان شده است. این بازی در سال 2018 روانه بازار شد و نوید یک ماجراجویی سرگرمکننده در اعماق اقیانوس یک سیاره فضایی را به بازیکنان داد. بخشهای زیادی از بازی، حول محور گشت و گذار در اقیانوسهای وسیع و فوقالعاده زیبا جریان دارد اما این اقیانوس، رازهای نهفتهای هم دارد؛ گونههای جانوری ترسناک و عظیمی در بخشبخشهای این اقیانوس در کمین نشستهاند که مواجه با آنها، تجربهای بسیار ترسناک است!
سابناتیکا عملا اولین بازی است که از “فوبیای زیرِ آب” استفاده میکند؛ ترس از حضور هیولاهای ناشناخته و عظیم در اعماق اقیانوس. این بازی، آنقدر در این زمینه قوی عمل میکند که بسیاری از بازیکنان از طریق این بازی متوجه شدند که این فوبیای خاص را دارند! قدرت اصلی بازی، استفاده نکردن بیش از حد از این المان است؛ ترس هیولاهای دریایی همیشه وجود دارد اما در اکثر مواقع، شما با آنها مواجه نخواهید شد! بازیکنان فعال این بازی هنوز هم در استیم پرتعداد هستند؛ چراکه این اثر بدون شک یکی از بهترین بازی های مستقل در سبک ترس و بقا است.
9) Hades

در بین بازیهای سبک روگلایک، بدون شک بازی Dead Cells شایستگی زیادی برای حضور در این لیست دارد. این بازی باعث مشهور شدن دوباره سبک روگلایک شد و سر و صدای زیادی در سال 2017 کرد. استودیوی Supergiant Games با الهام از دِد سِلز، اثر روگلایک Hades را در سال 2020 روانه بازار کرد. این بازی آنقدر سبک روگلایک را پیشرفت داده است، که از هر نظر گزینه بهتری نسبت به دد سلز برای حضور در این لیست است! بازی هِیدیس، بالاترین قلهای است که یک بازی روگلایک به آن رسیده است.
جذابترین ویژگی هیدیس در مقایسه با دیگر بازیهای روگلایک، اعمال المانهای روگلایک در بخش داستانی آن است! علاوه بر مبارزات بازی، داستان بازی با هربار کشته شدن شخصیت اصلی، با تحولات چشمگیری مواجه میشود. این سبک از روایت داستان را اولین بار در بازی هیدیس میتوان مشاهده کرد که حسابی مورد استقابل بازیکنان قرار گرفت. علاوه بر داستانی قوی، سیستم مبارزات بازی نیز از تنوع بسیار بالایی بهره میبرد و سلاحهای متنوع، به بازیکنان اجازه میدهد تا با چندین سبک کاملا متفاوت به یکدیگر، بازی را به اتمام برسانند. هیدیس با موفقیت کامل در ارائه بینقص تمامی المانهایش، یکی از بهترین بازی های مستقلی است که تا به امروز توسعه پیدا کرده است.
8) Doki Doki Literature Club!

بازی “دوکی دوکی”، متفاوتترین اثر در بین بازیهای لیست است. دوکی دوکی در سبک رمان تصویری یا همان Visual Novel است و هیچ گیمپلی به غیر از کلیک کردن روی انتخابهای داستانی ندارد. این بازی در سال 2017 به صورت کاملا رایگان در استیم منتشر شد و با گرافیک و فضای انیمهای خود، انتظار میرفت که تفاوت خاصی با چند صد بازی دیگر همسبک خودش نداشته باشد. مشهوریت این بازی از جایی شروع شد، که با پایان بازی و یک پیچش عظیم داستانی، بازیکنان توانایی شروع دوباره بازی در سبک دیگری را داشتند؛ ترس روانی!
بسیاری از بازیهای ترسناک، سراغ ترسهای ناگهانی یا همان جامپ اِسکرهای مختلف میروند تا مخاطب را بترسانند. برخی دیگر مانند سابناتیکا، از فوبیاهای انسانی استفاده میکنند. دوکی دوکی از ترس روانی، بدون استفاده از کوچکترین ترس ناگهانی استفاده میکند! ترسی که در داستان بازی و دیالوگهای غیرمنتظره شخصیتها نهفته است؛ ترسی که تا مدتها پس از اتمام بازی هم در کنار شما باقی میماند! دوکی دوکی جزو معدود بازی های مستقل است که توانایی سیخ کردن موی بدنتان را صرفا با نشان دادن چندین دیالوگ دارد؛ بازی که بدون شک، بهترین تجربه ترس روانی در یک بازی را به بازیکنان ارائه میدهد.
اگر به بازیهای ترسناک علاقه دارید، گول ظاهر انیمهای دوکی دوکی را نخورید و از تجربه این شاهکار غافل نشوید! این بازی بدون شک یکی از بهترین بازی های مستقل است که باعث الهام بازیهای بیشتری در این سبک مانند MiSide شد. دوکی دوکی یکی از شایستهترین بازیهای حاضر در این لیست است که باعث پیشرفت چشمگیر بازیهای ترسناک با المانهای ترس روانی شد.
7) Hotline Miami

دلیل مشهوریت بازیهای top-down، آثاری با زاویه دوربین از بالا، بازی “هاتلاین میامی” است. البته این ویژگی، دومین دلیل حضور این بازی در این لیست است؛ مهمترین ویژگی این اثر که باعث الهام بسیاری از بازیهای دیگر شد، سبک هنری و گرافیک بازی است. اعمال خشونت بالا در آثاری که گرافیک پیکسلی دارند هم برای اولین بار توسط هاتلاین میامی اجرا شد. پس این بازی، بسیاری از اولینهای صنعت بازیهای ویدیویی را در خود گنجانده و با اینکه در سال 2012 روانه بازار شد، جزو آثار کلاسیک در بین بازی های مستقل شناخته میشود.
در اکثر مراحل بازی، شما وارد ساختمانی به نسبت بزرگ میشوید و باید دشمنانی که رفتارهای غیرقابل پیشبینی دارند را، سلاخی کنید. در نظر داشته باشد که گلولهها در این بازی چه برای دشمنان و چه برای شخصیت اصلی، کشندگی واقعگرایانهای دارند و تنها یک گلوله برای کشتن یا کشته شدن کافیست. از طرفی، سلاحهای سرد زیادی نیز در بازی برای تکهپاره کرده دشمنان وجود دارد که به خشونت بازی اضافه میکند. با پیشروی در هر مرحله، دشمنان بیشتری در اتاقهای مختلف بازی پدیدار میشوند و قدرت تصمیمگیری سریع در هر لحظه، مهمترین مهارتی است که به آن نیاز خواهید داشت.
یکی دیگر از نکات جالب مربوط به این بازی، تاثیر بسزای این اثر در مشهور شدن بازی های مستقل است. هاتلاین میامی جزو اولین بازی های مستقلی بود که توانست نسل جوان بازیکنان را به خود جذب کند و آنها را به تجربه کردن آثار مستقل بیشتری تشویق کند. بدون شک، هاتلاین میامی یکی از مهمترین و بهترین بازی های مستقل است که تاثیر بالای آن، الهام استودیوهای مستقل زیادی شد. امروزه بازیهای جذاب زیادی مانند Katana Zero از روی این اثر الهام گرفتهاند که البته از هرنظر هم قویتر ظاهر شدهاند!
6) Limbo

در کنار هاتلاین میامی، بازی لیمبو نیز جزو بازی های مستقل کلاسیک است. لیمبو داستانی مبهم را در دنیایی ترسناک و سیاه و سفید روایت میکند. هدف شما در طول هر مرحله، حل کردن پازلهای هر محیط و زنده ماندن از دست هیولاهای ترسناک بازی است. شخصیت اصلی، یک پسر بچه کوچک است که هیچگونه توانایی مبارزه با دشمنان را ندارد که این مسئله، بازی را اضطرابآورتر هم میکند. ماهیت اصلی گیمپلی، سبک پلتفرمر است و شما در دنیای بزرخمانند بازی، با چالشهای متفاوتی رو به رو میشوید.
ویژگی اصلی و مشهور این بازی، وجود نداشتن حتی یک دیالوگ در کل جریان بازی است؛ آن هم در بازی که قصد روایت داستان خاص و جالبی را دارد. شما با دقت کردن به محیط هر مرحله و جذب شدن در اتمسفر ترسناک بازی، میتوانید بخشهای مختلفی از داستان را متوجه شوید. البته با اتمام رساندن بازی و هضم کردن ماهیت کلی داستان، تجربه دوباره بازی، معنای بیشتری به آن میدهد. استودیوی Playdead در سال 2011 نشان داد که بدون هیچ دیالوگ و رنگآمیزی، میتوان هم داستانی زیبا را روایت کرد و هم محیطهای ترسناکی را خلق کرد. البته این استودیو با انتشار بازی Inside در سال 2016، نشان داد که میتوان المانهای موفق لیمبو را صد برابر جذابتر هم کرد!
5) Stardew Valley

در چند سال اخیر، بازی های مستقلی زیادی به سمت ساخت آثار شبیهساز رفتهاند و در بین این دسته از بازیها، شبیهسازهای کشاورزی، بیشترین طرفدار را دارند! دلیل این محبوبیت، بازی Stardew Valley و المانهای فوقالعاده اعتیادآور گیمپلیش است. در شروع بازی، یک مزرعه وسیع و خالی در اختیار بازیکنان قرار میگیرد و هدف اصلی، تبدیل کردن آن به مزرعهای سرزنده با ابزارآلات کشاورزی مختلف است. علاوه بر بخش تک نفره، شما میتوانید همراه با 7 بازیکن دیگر شروع به ساخت یک مزرعه کنید و با همکاری و تقسیم کار، تجربهای بسیار جذاب و سرگرمکننده را داشته باشید.
استودیوی توسعهدهنده از گرافیک پیکسلی برای ساخت این اثر استفاده کرده که نتیجه آن، طراحیهای رنگارنگ و بامزه محیطها و حیوانات مختلف بازیست. بالغ بر 30 شخصیت در دنیای بازی وجود دارد که هریک برنامه ساعتی خاصی دارد و کارهای مخصوص به خودش را در طول روز یا شب انجام میدهد. تعامل با این شخصیتها، یکی از جذابترین بخشهای بازیست که لحظات خندهدار و سرگرمکنندهای را برای بازیکنان به ارمغان میآورد. لازم به ذکر است که نسخه آخر سری Animal Crossing، الهامهای سنگینی را از روی Stardew Valley داشته است.
علاوه بر کشاورزی، یک بخش مبارزه نیز در بازی تعبیه شده است که به شما اجازه کاوش در غارهای مختلف و مبارزه با هیولاهای متنوعی را میدهد. هدف اصلی این بخش، ارائه چالشهای سخت و نفسگیر نیست؛ بلکه با پاکسازی این غارها، تعاملهای بیشتری با شخصیتهای بازی آزاد میشود و ماموریتهای جانبی جذابتری در برابر بازیکنان قرار میگیرد. یکی دیگر از ویژگیهای بامزه بازی، توانایی ازدواج شخصیت اصلی و تشکیل خانواده است تا کارهای مزرعه را سریعتر انجام دهد. در کل، Stardew Valley یکی از بهترین بازی های مستقل بازار است که حتی با گذشت 9 سال از زمان عرضهاش، هنوز هم جذاب است.
4) Hollow Knight

بازی “هالو نایت“، عضوی خاص از این لیست است چراکه نه تنها نمیتوان آن را تغییردهنده سبک خودش دانست، بلکه الهامات سنگین آن از سری بازیهای دارک سولز را به وضوح در جایجایِ بازی میتوان مشاهده کرد. هالو نایت، تغییر دهنده سبک سولزلایک نیست؛ اما اولین بازی مستقل موفق است که در قالب دوربین دو بعدی، این سبک را در قلب خود گنجانده است. هالو نایت کلاس درسی برای توسعهدهندگان مستقلی است که میخواهند آثار سولزلایک را در دوربین و زیرسبکی متفاوت پیادهسازی کنند. این بازی با ترکیب سبک سولزلایک با المانهای پلتفرمر، اثری خاص و تکرار نشدنی را به هواداران این سبک ارائه داده است.
مبارزات سولزلایک و نقش بالای بخش پلتفرمر در تمامی مراحل با المانهای مِترویدوِینیای نقشه بازی تلفیق شدند تا یک پکیچ پرمحتوا و جذاب را در اختیار بازیکنان قرار دهند. بینقص عمل کردن توسعه دهندگان در اجرای تمامی این المانها، که هریک به خودی خود به سختی میتوانند موفق ظاهر شوند، امری استثنایی در کل صنعت بازیهای ویدیویی است. از طرفی داستان بازی نیز از پیچشها و روایت قوی بهره میبرد و موسیقی حماسی باسفایتها، هیجان مبارزات را دوچندان میکند. خاص عمل کردن هالونایت در تمامی بخشهایش، آن را تبدیل به اثری مهم و غیرقابل جایگزین در دو سبک سولزلایک و مترویدوینیا کرده است.
3) Celeste

وقتی صحبت از بازیهای پلتفرمرِ مستقل و چالشبرانگیز میشود، بدون شک نام Super Meat Boy در صدر جدول میدرخشد. با اینکه این بازی پایهگذار طراحیهای به شدت چالشبرانگیز و سخت در سبک پلتفرمر است، حضوری در این لیست ندارد؛ دلیل اصلی آن هم، انتشار بازی Celeste در سال 2018 است. اگر این اثر در بازار نبود، بدون شک “سوپر میت بوی” لقب بهترین بازی مستقل در سبک پلتفرمر را دریافت میکرد اما “سِلِست”، از همه نظر قویتر از سوپر میت بوی عمل کرده و شاید به راحتی بتوان آن را بهترین بازی پلتفرمر تاریخ دانست.
بازی، حول محور دختری است که به دنبال “پیدا” کردن خودش و کنار آمدن به مشکلات ذهنیش است. کوهی مشهور در دنیای بازی وجود دارد که به کسانی که قله آن را فتح میکنند، وعده رستگاری میدهد. کوهنوردان زیادی برای سنجیدن مهارت خود یا حل کردن مشکلات ذهنیشان، این چالش را قبول کرده و سعی در فتح این قله را دارند. به اتمام رساندن بازی و رسیدن به قله اصلی، بینهایت سخت و چالشبرانگیز است. جالبترین نکته بازی، روند سخت شدن بازی در طول مراحل پرتعداد بازیست؛ جایی که حتی یک مرحله از صدها مرحله بازی، حس سختی بیش از اندازه را به شما نمیدهد و صرفا کمی نسبت به مرحله قبلی سختتر است. نبوغ سازندگان سِلِست در طراحی مراحلی که به دقیقترین شکل ممکن، بازی را سختتر میکنند، چیزی است که تمام توسعهدهندگان این صنعت به دنبال آنند.
علاوه بر گیمپلی قوی و جذاب سِلِست، داستان بازی نیز روایتی بسیار زیبا دارد و به عمق روانشناسی انسانها میپردازد. بر خلاف بسیاری از بازیهای دیگر، شخصیت اصلی سِلِست، Madeline، قرار نیست عامل رستگاری دیگر شخصیتها و مدام در حال پند و اندرز دادن باشد. مَدِلین با مشکلات روانی زیادی دست و پنجه نرم میکند و هدف اصلیش برای رسیدن به قله، ترمیم روح و روان خسته و بیمارش است. تعامل مندلین با بخش تاریک و ترسناک ذهنش، به بهترین شکل ممکن در گرافیک پیکسلی بازی تعبیه شده است و میتواند اشک هر بازیکنی را دربیاورد. بدون شک سِلِست، یکی از بهترین بازی های مستقل بازار است و تجربه آن به هربازیکنی با هر سلیقهای پیشنهاد میشود.
2) Undertale

اگر قرار باشد لقب پادشاهی را به یک بازی مستقل بدهیم، آندِرتِیل را سزاوارترین وارث این تاج و تخت میدانیم. این بازی در سال 2015 روانه بازار شد و با گرافیک پیکسلی، بودجه کم و تیم توسعهدهنده بسیار کوچکش، یکی از بهترین و تکرار نشدنیترین بازیهای نقشآفرینی تاریخ را خلق کرد؛ اثری که با گذشت حتی 10 سال، هنوز هم بر سر زبانهاست و بزرگترین و اصلیترین کتاب درس برای توسعهدهندگان بازیهای مستقل است. بینقص بودن آندرتیل در تمام بخشهایش، دلیل مشهوریت این بازی نیست؛ داستان باورنکردنی و المانهای نوآورانه نقشآفرینیش هستند که این اثر را به شهرت تاریخیش رساندند.
یکی از ویژگیهای جدیدی که آندرتیل در بخش نقشآفرینی معرفی کرد، توانایی مبارزه کردن یا نکردن با تمامی دشمنان بازی است. شما میتوانید بازی را به شکلی پیش ببرید که تا پایان بازی، حتی با یک دشمن عادی در بازی هم مبارزه نکنید؛ البته مبارزه نکردن، به معنای ناتوانی شما در لِوِلآپ است. سیستم مبارزه بازی نیز، با تمامی آثاری که تا به حال تجربه کردید، متفاوت است و به همین دلیل، توضیح دادن آن در قالب یک متن، تقریبا غیرممکن است. لازم به ذکر است که مبارزه نکردن با برخی از دشمنان، روند سختتری نسبت به مبارزه با آنها دارد و به همین دلیل، مبارزه نکردن به معنای رد کردن ساده دشمنان و رسیدن سریع به پایان بازی نیست!
درخشش واقعی Undertale، داستان بینظیر آن است. دیالوگهای خنده دار در کنار تعاملهای بامزه با شخصیتهای فراموشنشدنی و پیکسلی بازی، پس از اتمام بازی در ذهن شما باقی میماند. از طرفی متناسب با لحظات خندهدار، تراژدیهای باورنکردنی نیز در اواخر بازی رخ میدهد که پیشبینی آن از قدرت هر بازیکنی خارج است. اوج داستان این شاهکار، پیشبینی احساس فعلی شما نسبت به یک پیچش داستانی باورنکردنی در انتهای بازی توسط یکی از شخصیتهای بازیست که حسابی شما را غافلگیر میکند. از بین لیست بهترین بازی های مستقل، آندرتیل، بهترین است.
1) Minecraft

اگر آندرتیل بهترین بازی مستقل باشد، ماینکرفت تاثیرگذارترین است و این ویژگی، این بازی را شایسته حضور در جایگاه اول این لیست و هر لیستی با چنین مضمونی میکند. ماینکرفت، صرفا تاثیرگذارترین بازی مستقل در صنعت بازیهای ویدیویی نیست، بلکه مهمترین بازی این صنعت است. پرفروشترین بازی تاریخ، بیشتر توسط یک نفر طراحی شد که البته با خارج شدن او از تیم توسعه، بخشهای پایانی ساخت بازی توسط دیگر اعضای استودیوی Mojang ساخته شد. با اینکه این استودیو دیگر از حالت مستقل خارج شده و بالغ بر 600 کارمند مختلف دارد، به هنگام عرضه ماینکرفت در سال 2011، وضعیتی متفاوت داشت.
ماینکرفت، مهمترین و بزرگترین بازی خلاقانه است که هدف اصلی در آن، ساخت هرچیزی است که به ذهنتان میرسد! پتانسیل بینهایت ساخت و ساز در ماینکرفت تا جایی پیش رفته است که طی چند سال گذشته، تیمی از بازیکنان دست به ساخت کامپیوتری بزرگ در بازی ماینکرفت زدند که خودش توانایی اجرای ماینکرفت را دارد! این بازی تا به امروز منبع الهام صدها بازی دیگر بوده است که البته هیچیک از آنها هنوز نتوانستهاند از نظر آزادی عمل، به صد قدمی ماینکرفت برسند! تنها بازی مشابه با ماینکرفت که آن هم در سال 2011 منتشر شد، Terraria است. البته تِراریا به هیچ وجه، آزادی عملهای ماینکرفت را ندارد اما میتواند به همان اندازه، جذاب و سرگرمکننده باشد.
جمع بندی
با افت کیفتی بسیاری از سری بازیهای AAA در سالهای اخیر، انتظار میرود که بازیهای مستقل، بخش بزرگتری از بازار بازیهای ویدیویی را به خود اختصاص دهند. پس دور از انتظار نیست که تا چند سال آینده، با لیست متفاوتی از بهترین بازی های مستقل مواجه شویم. شاید پیشرفت چشمگیر بازیهای مستقل، درس عبرتی برای کمپانیهای طمعخوی این صنعت باشد!
سوالات متداول در رابطه با این محتوا
دیدگاه کاربران
تعداد دیدگاه کاربران: 0 دیدگاه