در سال 2019 یک بازی نقشآفرینی کارآگاهی با نام Disco Elysium توسط یک استودیو تازهتأسیس استونیای بنام ZAUM ساخته و منتشر شد. در کمال تعجب این استودیو که تجربه ساخت هیچ نوع بازی ویدئویی را نداشت، توانست نهتنها یکی از بهترین بازیهای سال 2019 را خلق کند بلکه با روایت داستان خاص و شخصیتپردازی استادانه توانستند بازی Disco Elysium را در کنار بهترین بازیهای تاریخ قرار بدهند. در سال 2021 نسخه Final Cut این بازی منتشر شد که در کنار چند مرحله اضافه، تمامی شخصیتها دارای صداپیشههای خاص خود بودند. شاید این بازی بهاندازه سری God of War یا GTA مشهور و محبوب نباشد؛ اما این موضوع دلیلی بر کیفیت کم بازی Disco Elysium نیست. در واقع مباحثی که در بازی Disco Elysium در مورد آن صحبت میشود چیزی است که بزرگترین فرنچایزهای تاریخ نیز در مورد آن صحبت نکردهاند و بهاحتمال بسیار زیاد صحبت نخواهند کرد.
بازی Disco Elysium، شاهکاری مخفی در میان عناوین مستقل
اما بازی Disco Elysium صرفاً داستان جذاب و شخصیتپردازی قوی ندارد، بلکه گیمپلی در ظاهر سادهی آن نیز کلاس درس ساخت درخت مهارت در بازیهای ویدئویی است که بسیاری از بازیهای امروزی قادر نیستند حتی یک نمونه درجه دوم آن را بسازند. اگر از بخش گیمپلی صرفنظر کنیم سبک هنری و نقاشی استفاده شده در بازی که ترکیبی عجیب از نقاشان قدیمی چون رامبرانت و نقاشان مدرن مثل جنی سویل (Jenny Seville) و الکس کانوسکی (Alex Kanevsky) آنچنان عجیب و خاص است که میتواند ساعتها به پرتره شخصیتها، طراحی ساختمانهای در حال فروپاشی ریواشول و نقاشیهای درخت مهارت بازی خیره شوید و در نهایت موسیقی بینظیر گروه بریتانیایی British Sea Power که شنیدن ثانیهای از ساندترکهای خلق شده برای این بازی، تمام تجربه بازی را در ذهن شنونده تداعی میکند. در ادامه بهصورت مفصل تکتک این موضوعات را مفصل شرح و بست خواهم داد تا به این نتیجه برسیم که چرا بازی Disco Elysium یک شاهکار بیهمتا و بینظیر است.

شخصیتپردازی؛ هسته اصلی بازی Disco Elysium
بازی Disco Elysium صرفاً شخصیتپردازی خوبی ندارد؛ در واقع هر شخصی که قصد ساخت بازی ویدئویی داستان محور را دارد باید بازی Disco Elysium را تجربه کند و در طول تجربه خود تمام نکات ظریفی که شخصیتپردازی این بازی را واقعی ساخته برای خود یادداشت کند. شخصیت اصلی بازی در حالی از خواب بیدار میشود که تا سرحد مرگ نوشیده و حالا نه میداند کجا است و حتی اینکه خودش کیست. همین نکته ظریف باعث میشود تا بازیکن همراه با قهرمان داستان ما در یک سطح از آگاهی قرار بگیرد. بعد از چند دقیقه بازیکن متوجه میشود که او یک کارآگاه است و باید با همراه خود، کیم کیتسوراگی پرونده قتلی را حل کند.
همینطور که بازیکن بیشتر در دنیای بازی میگردد با پروندهها و فعالیتهای خورد و کوچکی مواجه میشود که در بیشتر مواقع هیچ ایدهای ندارد که باید در مقابل آنها چطور عکسالعمل نشان بدهد. این موضوع باعث میشود تا بازیکن تا مدتی احساس سردرگمی کند و زیر بار این نادانی از جهان له شود. اما این دقیقاً چیزی است که بازی میخواهد بازیکن آن را حس کند؛ چون این دقیقاً وضعیت درونی شخصیت اصلی بازی نیز است.
صحبت از وضعیت درونی شد؛ بازی Disco Elysium در قالب درخت مهارت پیچیده و عجیبی که دارد، آنچنان به شخصیت اصلی بازی بار و عمق میدهد که بازیکن انگشتبهدهان خواهد ماند. در ادامه بهصورت مفصل درخت مهارت بازی را شرح خواهم داد. بهصورت خلاصه این درخت مهارت به سه بخش افکار، احساسات و فیزیک تقسیم شده است. هنگام صحبتکردن با شخصیتهای مختلف در طول بازی، هرکدام از این افکار و احساسات در ذهن شخصیت اصلی بیان میشوند. این احساسات میتواند همزادپنداری با شخصیتهای دیگر باشد یا ذهن خلاق و هنری شخصیت اصلی که در زیباییهای پیچیده نهفته در سادهترین چیزها را ببیند.
تمامی این مهارتها به نحوی به شخصیتپردازی کمک میکنند. حالا این شخصیتپردازی میتواند مربوط به شخصیت اصلی باشد یا شهر ریواشول که بازی در آن جریان دارد. برای مثال مهارت Inland Empire که عملاً همان ناخودآگاه انسان است، در طول بازی کمک میکند تا شخصیت اصلی گذشته خود را بهتر به یاد بیاورد. یا مهارت Encyclopedia که به بازیکنان کمک میکند تا اصطلاحات و تاریخ ریواشول را بهتر درک کنند و همینطور دهها مهارت دیگر که هرکدام یک جنبه کوچک از شخصیت اصلی را آهسته اما عمیق توضیح میدهد.
به عبارتی بازیکنان در کنار حل پرونده قتل باید پرونده شخصیت اصلی را نیز حل کنند. این مرد چهل و خوردهای ساله کیست که لباسهای ازمدافتاده دهه هفتاد را پوشیده است؟ چرا از درون شکسته است؟ چه بلایی سر اسلحه و ماشین او آمده است؟ در جریانی که بازی تمامی این موضوعات را توضیح میدهد از جنبههای منطق، احساسات، فلسفه و سیاست آن را نیز بررسی میکند که در نهایت بازیکن را ترغیب میکند تا از خود این سؤالها را بپرسد: تو کی هستی؟ آیا هدفی در زندگی داری؟ چرا فکر میکنی اینقدر خوشحال یا ناراحت و افسرده هستی؟ سؤالهای که همانند شخصیت اصلی، بازیکن را از درون میخورند تا زمانی که جواب آنها را پیدا کند. به عبارتی شخصیت اصلی بازی با بازیکنان در طول بازی با یکدیگر ادغام میشوند و این دیگر شخصیت اصلی نیست که دنبال جواب سؤالها و معماها است؛ این بازیکن است میخواهد پرونده را حل کند. همان لحظهای که بازیکن از بازی بیرون شود احساس میکند که دارد زمان را برای حل پرونده از دست میدهد. اگر زودتر پرونده را حل نکند شاید یک انسان دیگر به قتل برسد.
شخصیتپردازی بازی صرفاً دررابطهبا شخصیت اصلی خوب نیست؛ بلکه تکتک شخصیتهای بازی که شاید نقش بسیار اندکی در روند اصلی بازی داشته باشند چنین است. هرکدام آنها مقصدی دارند، مشکلات خود را دارند که با صحبتکردن میتوانید به آن پی ببرید. از کیم کیتسوراگی اخلاقمدار بگیرید، تا راننده کامیونی که منتظر است اعتراضات سریعتر تمام شود تا خانواده خود را که 2 هفته است ندیده ملاقات کند. از آقای اورارت کمونیست بگیرید که دوست دارد اداره کمونیستی کوچک خود را داشته باشد تا گرارت، مدیر هتل و رستورانت Whiriling-in-Rags که اخیراً در رابطه عاطفی خود دچار مشکل شده است. تمامی آنها طوری خلق شدهاند که انسانهای واقعی باشند نه صرفاً NPCهای الکی که جهان بازی را پر کنند.
همین شخصیتپردازی بینظیر و پر جزئیات تمامی شخصیتهای بازی Disco Elysium باعث میشود تا پس از تمام کردن بازی، احساس کنید که از جمع یک خانواده و دوستان جدا شدهاید. آنچنان شخصیتپردازی قوی که باعث میشود شخصیتهای بازیهای ویدئویی دیگر مصنوعی و توخالی به نظر برسند. اما این تنها بخش جذاب و فوقالعاده بازی Disco Elysium نیست.

داستان چندلایه و ساخت دنیایی بینظیر
بازی Disco Elysium در شهر خیالی رواشول (Revachol) جریان دارد. این شهر به همان اندازه که با دنیای اطراف ما تضاد دارد، همخوانی نیز دارد. هرچقدر بیشتر با باشندگان این شهر در مورد رواشول، قوانین دنیا و مسائل محیط زیستی صحبت میکنیم، شهر خیالیتر و دورتر از واقعیت میشود اما درعینحال متوجه میشویم که دنیای که خود ما در آن زندگی میکنیم نیز چیز کمی از آن ندارد.
تاریخ رواشول با انقلاب گرهخورده است؛ حتی اسم آن نیز دهنکجی است به واژه Revolution یا همان انقلاب. پس از اینکه نظام کمونیستی، پادشاه این کشور را سرنگون کرد برای مدتی کنترل را در دست داشت که پس چند مدت انقلاب مردمی آنها را کنار زد که حالا یک اداره نیمه لیبرال بر آن حاکم است. از سوی دیگر قدرتهای محلی مثل اتحادیه کارگران و دیگر گروهکهای کوچک برای خودشان شهر را اداره میکنند. درعینحال که نیمی از شهر درگیر مسائل سیاسی است، هستند افرادی مثل پلیسانس (Plaisance) که غافل از تمامی این موضوعات درگیر مسائل دیگر مثل ارواح و قدرتهای ماورایی هستند.
هنگام تجربه بازی با خود میگویم که چطور ممکن است همچنین شهر بههمریخته که از هر نظر ازهمپاشیده است همچنان سرپا باشد؟ ولی جواب این سؤال در درون بازی نه بلکه در جهان واقعی خود ما است. فقط لازم است نگاهی به اطراف و اتفاقات چند سال اخیر بیندازیم تا ببینیم که بههمریختگی دنیای ما نیز کمتر از رواشول نیست. در دنیای داریم زندگی میکنیم که هر گوشه آن توسط یک نوع حکومتداری اداره میشود، مردمهای تحت این حکومت زندگی میکنند که تکتک آنها اعتقادات و طرز تفکر متفاوتی دارند. هرچقدر بیشتر و بادقت نگاه کنیم، تفاوتهایمان بزرگتر و پررنگتر میشود؛ ولی همچنان همه ما صبح از خواب بلند میشود، سراغ مشغلههای خود میرویم؛ مثل میلیاردها انسان دیگر. رواشول نیز همین است. در عین اینکه نباید سرپا باشد، دارد نفس میکشد. در عین خاص بودن، رواشول همانند شهرها و کشورهای خودمان خیلی زیاد معمولی است.
داستان بازی نیز بازیکن را در این منجلاب میاندازد. هرچقدر بازیکن نخواسته باشد درگیر مسائل سیاسی و اجتماعی و رقابتهای اقتصادی شود، برای حل این پرونده هم که شده مجبور به حرف تکتک آنها گوش بدهد. در طول بازی بازیکنان با افراد مختلف با دیدگاه و اعتقادات مختلفی روبهرو میشوند که میتوانند سخنان آنها را تأیید یا رد کنند. با وجودی که بازی Disco Elysium تأکید بسیاری روی مباحث سیاسی و اجتماعی دارد، اما با زاویه دید پوچگرایانهای به این مسائل میپردازد.
هرچقدر که بازیکن همراه با کیم کیتسوراگی تلاش میکنند پرونده قتل را حل کنند، افرادی بسیاری برای منافع شخصی اقتصادی و سیاسی خود سعی میکنند مانع این کار شوند. بازی به بهترین شکل ممکن دلایل این افراد و انگیزههای آنها را به بازیکن گوشزد میکند اما بهصورت زیرپوستی بازیکن متوجه این مسئله میشود که همه این دلایل چیزی جز حرفهای پوچ برای تبرئه کردن و بالاتر نشاندادن این فعالیتها از مرگ یک انسان نیست.
*این بخش داستان و پایانبندی بازی را لو میدهد*
در هنگام بررسی جسد، بازیکنان اگر مهارت یا شانس بالا داشته باشند میتوانند با مقتول صحبت کنند. یکی از سؤالهای که شخصیت اصلی از او میپرسد این است که چه کسی تو را کشت؟ و جسد در جواب میگوید: «کمونیسم!» در اول این حرف مضحک به نظر میرسد اما وقتی با قاتل در پایان بازی روبهرو میشویم، میفهمیم که این مرد سالخورده یکی از هزاران سرباز جوان و خامی بوده است که بهخاطر اهداف کمونیستی مردم را به قتل رساندند. وقتی از او دلیل قتل را میپرسند صرفاً میگوید که با رفتار او با اخلاقیات کمونیستی همسو نبود.
اینجاست که بازیکن متوجه میشود که بازی Disco Elysium یک اثر صرفاً سیاسی نیست؛ بلکه نقدی است بسیار استادانه بر سیاست و نظامهای حکومتی مختلف. هر بار که در شهری انقلاب شود یا نیروی خارجی به آن حمله کند بیشتری آسیب را مردم عادی میبینند. رهبران و بزرگان یا قهرمان میشوند و بر تخت سلطنت تکیه میزنند یا شکست میخورند و قبل از مردن فرار میکنند. ولی این مردم است که باید تاوان همه چیز را بدهد. تاوان اقتصادی بیثبات، تاوان خانههای ویران شده، تاوان عزیزانی که ازدستدادهاند. حتی آن پیرمرد کمونیست که قاتل داستان ما نیز است؛ یکی از هزاران قربانی این جنگ و دعوای ایدئولوژیک است. در بازی Disco Elysium و شهر رواشول همه چیز به نحوی قربانی جنگ شده است.
اما در تمام این حالات، مردم شهر رواشول در حال زندگی و مبارزه هستند. هرکدام آنها تلاش میکند برای بهتر ساختن زندگی خود و فرزندانشان کاری بکنند. مردم رواشول صرفاً NPCهای نیستند که در یک بازی با آنها برخوردهایم؛ آنها انسانهای هستند که نمونه آن را در جامعه میبینیم. مغازهدار تنهایی که تمام زندگیاش آن دکان کوچکش است. راننده لاری که تمام سختیهای سفر را بهخاطر خانواده و دیدار دوباره آنها تحمل میکند. فرد الکلی که دیگر از زندگی بریده و همچنان ذرهای ناچیز از امید درون او در حال مبارز است. داستان Disco Elysium در مورد حل یک پرونده قتل است؛ اما هرچقدر جلوتر بروید متوجه میشوید که این داستان زندگی شخصی تکتک ما انسانها است.
Disco Elysium با وجودی که در مورد مباحث سنگین و سیاهی مثل خودکشی، نیهیلیسم، مواد مخدر و تجاوز صحبت میکند اما همچنان یکی از انسانیترین بازیهای است که میتوانید تجربه کنید. انسانی نه از این نظر که زیبا است؛ بلکه از این نظر که انسان را در بازی نه قهرمان با قدرتهای ماورایی و نه یک ابر شرور پلید معرفی میکند. شخصیتهای Disco Elysium انسان هستند و برای آنها اتفاقهای خوب و زشتی رخ میدهد که برای هر انسان ساده ممکن است رخ بدهد. انسانی از این نظر که چطور رخدادن سلسلهوار مشکلات و بدبختیها، انسان را پست کلفت میکند که حتی در بدترین شرایط همچنان ایستادگی میکند و به قول آلبر کامو، عصیان را در مقابل این پوچی مسخره انتخاب میکند. همانند آن کارآگاهی که همه چیز را ازدستداده است اما همچنان برای دهنکجی به این مشکلات لباس دهه هفتاد بر تن میکند و با نور Disco Elysium میرقصد.

درخت مهارت، بهترین و مهمترین مکانیزم گیمپلی بازی
کل گیمپلی بازی Disco Elysium در دو چیز خلاصه میشود: 1- مهارتهای که تا حالا ارتقا دادهاید. 2- شانس. در طول بازی دیالوگهای وجود دارد که برای اینکه با موفقیت انتخاب شود باید مهارت مربوط به آن بالا باشد یا شانس داشته باشید. گزینه شانس اینطور عمل میکند که دوتا داس بهصورت کاملاً تصادفی یک عددی را نشان میدهد که آن عدد به مقدار مهارت شما اضافه میکند. به طور مثال برای اینکه یک سؤال احساسی را بهدرستی از شخصی بپرسید باید مهارت Empathy یا همزادپنداری شما 8 باشد. درصورتیکه این مهارت شما 4 یا کمتر باشد، و تاسی که برای شما ریخته میشود عدد 5 را نشان بدهد، 5 بهعلاوه 4 میشود 9 که از عدد 8 بزرگتر است و در نتیجه این انتخاب شما بهخوبی جلو میرود.
چیزی که این درخت مهارت را یکسروگردن از درختهای مهارت که در بازیهای دیگر مثل بازی Assassin’s Creed Valhalla یا حتی Fallout 4 بالاتر میکند تأثیر مستقیم آن روی داستان و اتفاقات بازی است. اگر شما در طول بازی یکی از مهارتهای فیزیکی را ارتقا داده باشید، احتمال اینکه در مبارزه نهایی بازی بتوانید جان اکثر دوستان خود را نجات بدهید بسیار بالا است که در صورت مرگ هرکدام آنها داستان بازی به سمتوسوی دیگری میرود. نکته جالب اینجاست که این مهارتها در دو حالت فعال میشوند: یکی در بهصورت انتخابی که هنگام صحبت با دیگران است و دیگری بهصورت منفعل فعال میشود. بهگونهای که بازیکن اختیاری در فعالسازی آن ندارد و صرفاً با بالابردن یکی از مهارتها در طول بازی با حوادث متفاوتی مواجه میشود.
یکی از بهترین نمونههای این مهارتهای منفعل هنگامی است که کنار دیواری پر از سوراخهای تیر میایستید. در این لحظه اگر مهارت دایرةالمعارف شما قوی باشد، شخصیت اصلی یک گوشه از تاریخچه دردناک شهر رواشول و این دیوار را روایت میکند. اینکه چطور چند جوان صرفاً بهخاطر داشتن ایدئولوژی مختلف دستگیر شدند و رو به همین دیوار تیرباران شدند. یا لحظه دیگری که پس از پاکسازی صحنه حادثه شخصیت اصلی خیالپردازی میکند که این سکو بهترین جا برای ساختن یک چرخوفلک است؛ دقیقاً جایی که یک حادثه دلخراش اتفاق افتاده است.
همین نکات باعث میشود تا هیچکدام از مهارتهای موجود در بازی بیهوده نباشند. برخلاف بازیهای مدرن که میتوانید صرفاً با فعالکردن 4-5 مهارت و ارتقا دادن آنها تجربه یکسانی نسبت به حالتی که تمامی مهارتها را فعال کردهاید داشته باشید؛ در بازی Disco Elysium تکتک مهارتها و امتیازهای که برای فعالکردن آنها پرداخت میکنید باارزش هستند. هرکدام آنها باعث میشود تا نهتنها تجربه متفاوتتری نسبت به شخص دیگر یا حتی دفعه قبلی که بازی را تجربه کردید، داشته باشید بلکه کمک بسیاری به روایت، شخصیتپردازی و جهان سازی بازی نیز میکند.
از سوی دیگر میماند جنبه شانس که بیشتر با الهام از بازیهای Dungeon & Dragons الهام گرفته شده است. بازیهای تختی یا بردگیم D&D جز اولین بازیهای نقشآفرینی تاریخ است که بازیکنان داستان و حوادث بازی را رقم میزنند. بازیکنان با انداختن طاسهای مخصوص جلوتر میروند، مهارتهای مختلف کسب میکند و همچنان میزان صدمهای که به دشمن وارد میکند را تعیین میکند. هر بازی D&D طاس مخصوص و قوانین مخصوص خود را دارد. سازندههای بازی Disco Elysium با زیرکی هرچه تمام این مکانیزم را در بازی قرار دادند تا بازیکنان در صورت گیر ماندن در لحظات مختلف بازی، با کمک شانس بتوانند آن را رد کنند. جدای آن این مکانیزم شانس خود به جنبه ابسوردیسم بازی کمک بسیاری کرده است. در طول بازی ممکن است دیالوگی از شما مهارتی با درجه 9 را تقاضا کند و درجه مهارت شما 5 باشد، ولی با انداختن طاس و گرفتن عدد 2 همچنان شکست بخورید؛ درحالیکه در لحظهی دیگر ممکن است بازی از شما مهارت 12 بخواهد و مهارت شما 2 باشد ولی عدد طاس برای شما 10 یا بالاتر باشد و در همان انتخاب اول دیالوگ را با موفقیت انتخاب کنید. در بازی Disco Elysium همه چیز حول داستان و شخصیتپردازی میچرخد و همین موضوع باعث شده تا این بازی یک اثر کامل و بدون نقص باشد.

موسیقی و آرت استایل
اولین چیزی که هنگام تجربه بازی Disco Elysium نظر شما را به خود جلب میکند نه گیمپلی بازی است، نه درخت مهارت آن و نه داستان آن؛ بلکه این آرت استایل بازی و موسیقی بینظیر بند British Sea Power است. اولین قطعه موسیقی که با آن مواجه میشوید Instrument of Surrendor نام دارد که بهخوبی فضای بازی را تعریف میکند. قطعه بهصورت حماسی شروع میشود که بیانگر روحیه جنگجویی و انقلابی مردم Revachol است. ولی هرچه قطعه جلوتر میرود، یک ملودی مالیخولیایی بر حس حماسی آهنگ چیره میشود و تا این حس ناامیدی و حسرت است تبدیل به تم و فضای اصلی آهنگ میشود.
همین یک قطعه تمامی داستان و فضای بازی Disco Elysium را بهخوبی توصیف میکند. شخصیتها و دنیایی که احساس میکنند قهرمان و شخصیت اصلی یک قصه حماسی هستند اما هرچه جلوتر میروند متوجه میشوند که نهتنها قهرمان هیچ داستان حماسی نیستند بلکه اختیار زندگی ساده و معمولی خود را نیز ندارند. نهتنها انسانهای که در Revachol زندگی میکنند بلکه شخصیت اصلی بازی نیز وضعیت مشابهی دارد. این موضوع روی تمامی قطعات بازی Disco Elysium صادق است؛ از موسیقی که در هتل Whirling-in-Rags پخش میشود گرفته تا لحظات حماسیتر بازی.
اگر از موسیقی بازی بگذریم، آرت استایل بازی بخش دیگری است که چشم و روح بازیکن را جلا میدهد. آرت بازی با الهام از آثار رامبرانت، الیا رپین، جنی سویل، الکس کانِوسکی و واسیلی کاندینسکی طراحی شده است. اما این نکته را بهخاطر داشته باشید که طراحی بازی ترکیبی از این آثار نیست؛ بلکه طراح اصلی این بازی از هر هنرمند و آثار او برای بخش خاصی از بازی استفاده کرده است. مثلاً آرت بخش Cabinet of Thoughts بازی مشخصاً از آثار واسیلی کاندینسکی الهام گرفته شده و طراحی چهره شخصیتها از پرترههای جنی سویل. با وجودی که آرت استایل هر بخش با بخش دیگر متفاوت است، همچنان همخوانی زیبایی با یکدیگر دارند. همانند انسانهای شهر Revachol که بهتنهایی تفاوت بسیاری با یکدیگر دارند اما وقتی از دور به آنها نگاه میکنید، متوجه میشوید که در اوج متفاوت بودن، همه آنها شبیه یکدیگر هستند.

جمعبندی
بازی Disco Elysium شاید اثری نباشد که همه بتوانند از آن لذت ببرند، اما افرادی که زیبایی و عمق آن را درک میکنند، قطعاً عاشق آن خواهند شد. بازی در اوج سرگرمکننده بودن، در مورد مباحث بسیار پیچیده و سنگین صحبت میکند که نمونه آن را در بازیهای ویدئویی کمتر دیدهایم. اما مهمترین و بهترین نکته بازی Disco Elysium داستانسرایی فوقالعاده و شخصیتپردازی بینظیر و واقعی آن است. بازیهای اندکی میتوانند دنیایی خلق کنند که بازیکن برای شخصیتها و انسانهای درون بازی دلتنگ شود و بازی Disco Elysium یکی از این معدود بازیها است. ولی زیباییهای این اثر به داستان و شخصیتپردازی خلاصه نمیشود؛ موسیقی و آرت استایل بازی جنبههای دیگر بازی است که بهتنهایی حکم کلاس درس را دارند. بدون شک بازی Disco Elysium یک اثر شاهکار و شاید بهترین بازیهای ویدئویی باشد تا حالا ساخته شده است.
سوالات متداول در رابطه با این محتوا
دیدگاه کاربران
تعداد دیدگاه کاربران: 12 دیدگاهرضا
قطعا سازندگان زیرنویس برای این بازی، مشکلشون این هست که کلی زحمت بکشن و بازی رو زیرنویس کنن اما شخص دیگری بدون اجازه قانون کپی رایت رو زیر پا بزاره و زحمتشون بی نتیجه بمونه. من برنامه نویسی بلد نیستم اما پیشنهادی که در حد فرضیه هست رو میدم شاید کمک کنه. زیر نویس رو با یه برنامهای طراحی کنید که برای اجرا به اینترنت نیاز داشته باشه و وابسته به مک ادرس اون دستگاه باشه. اگه با اون مک آدرس ثبت شد، تو سیستم دیگهای اجرا نشه.
میدونم کار سختیه و اگه اینجوری بود دیگه هیچ جا مشکل کپی رایت نداشتن؛ اما گفتم شاید کسی بلد باشه و با خوندن این متن بتونه ایده بگیره.
امیر
من خیلی دوست داشتم اینو بازی کنم ولی باید زبان اینگلیسی طرف خیلی خوب باشه . بخاطر همین بیخیالش شدم
sajjadmomeni
یالا یالا ما زیرنویس فارسی میخوایم یالا
Harry
واقعا دستتون درد نکنه از این مقاله تون،خوشحال شدم دیدم که این بازی داره تو کامیونیتی ایران هم دیده میشه.
خود سازنده های بازی اعلام کردن که دیالوگ های بازی ۳برابره جمع ارباب حلقه ها+هابیت هاست و فارسی سازی کردن بازی یک پروسه طولانی خواهد بود.من به بشخصه مثل هر فن دیگه ای آرزوی تجربه فارسی این بازیو دارم و حتی اگر هزینه ای برای دریافت فارسی ساز در انتها قرار دهید کاملا معقولانه است از دید من. ممنون میشم اگر این بازی را ترجمه کنید:)
kooresh
چرا بازی Disco Elysium این شاهکار بی همتا فارسی ساز ندارد ؟
Barbod در پاسخ به kooresh
چندین دلیل داره
1.حجم بسیار زیاد متن ها که چیزی حدود +1 میلیون کلمه هست این حجم چیزی معادل 7 8 رمان میشه
2.ارجاعات تاریخی فرهنگی و فلسفی که ترجمه شدنشون سخت یا غیر ممکن هست
3.سطح ادبی بالا که هم رده رمان های سنگین هستش
متاسفانه فارسی سازی همچین عناوینی به مترجمانی نیاز دارد که توانایی ترجمه کتاب هارو دارتر و سطح بسیار بالایی دارند کار یک تیم کوچک یا حتی یک تیم نیمه ماهر نیستش
پیمان
ممنون بابت مقاله.اگر اینو زیرنویس کنید عالی میشه
Bat
این بازی به شدت نیاز به زیرنویس فارسی داره
Discount
چرا زیرنویس این بازی رو قرار نمیدیدن؟ درسته این بازی عالیه ولی به شدت نیاز به زبان انگلیسی داره برای همین خیلی ها این بازی رو تجربه نکردن بهتره زیرنویس فارسی بازی Disco رو قرار بدین اینجوری افراد خیلی زیادی تجربه ش میکنن تازه از زیرنویس های شما استقبال خیلی خوبی هم شده پس زیرنویس این بازی رو قرار بدین تا افراد زیادی این بازی رو تجربه کنن چون همونطور که گفتم بازی به شدت نیاز به زبان انگلیسی داره
amir
pas zirnevisesh konid
کاوه
این شاهکار باید زیرنویس شود…در برنامه شما چنین پروژه ای هست؟
Barbod در پاسخ به کاوه
چندین دلیل داره که این عنوان فارسی سازی نمیشه
1.حجم بسیار زیاد متن ها که چیزی حدود +1 میلیون کلمه هست این حجم چیزی معادل 7 8 رمان میشه
2.ارجاعات تاریخی فرهنگی و فلسفی که ترجمه شدنشون سخت یا غیر ممکن هست
3.سطح ادبی بالا که هم رده رمان های سنگین هستش
متاسفانه فارسی سازی همچین عناوینی به مترجمانی نیاز دارد که توانایی ترجمه کتاب هارو دارتر و سطح بسیار بالایی دارند کار یک تیم کوچک یا حتی یک تیم نیمه ماهر نیستش
کار تیم هایی هم که با Ai (اگر درست از Ai استفاده بشه سطح ترجمه بالایی داره ولی وقتی همینجوری استفاده بشه واقعا بده) و ترجمه ماشینی استفاده میکنن هم برای این عنوان بیارزش هست چون هرگز به سطحی که باید باشه نیست و فقط به تجربه اشخاص آسیب میزنه