بهترین بازی های شوتر اول شخص معمولاً وارد قلمروی داستانهای بسیار پیچیده، دیالوگهای طولانی و کاتسینهای متعدد نمیشوند. این دست از بازیها، روایت خود را عمدتاً به صورت خطی ارائه داده و قصه خود را به لطف دیالوگهای حین نبرد، تهدیدهای میان بازیکن و دشمنان یا حتی از طریق بیسیم با متحدانتان پیش میرود. در این بین، نباید کاتسینهای کوتاه اما پر زرق و برق و لبریز از هیجان را نیز از قلم انداخت که بخش مهمی از این ژانر را تشکیل میدهند و مسئول افزایش آدرنالین و آماده کردن بازیکن برای رویارویی خونین با دشمنان هستند. بدین ترتیب، کمتر شوتر اول شخصی را میبینید که سعی در ارائه دنیایی جهانباز کند و بیشترشان مسیری خطی اما برنامهریزی شده و پر هیجان را پیش میگیرند.
بهترین بازی های شوتر اول شخص؛ از نبردهای نفسگیر تا تجربههای سرگرمکننده
بیشتر طرفداران و علاقمندان این ژانر، دنبال شروعی مهیج، سلاحهایی قدرتمند برای سلاخی دشمنان و خلاصه کلام، هیجان خالص هستند تا بتوانند خود را سرگرم کنند. اگر شما نیز از این دست افراد هستید و به دنبال عناوین مطرح و سرگرم کننده این سبک هستید، این مقاله مناسب شماست. قصد داریم در مقاله امروز، تعدادی از بهترین بازی های شوتر اول شخص را به شما معرفی کنیم که ویژگیهای عمده این ژانر را به بهترین شیوه در خود جای داده، تجربهای سرگرمکننده و به دور از اتلاف وقت برایتان خلق میکنند.
1) Doom: The Dark Ages

بدون شک، جدیدترین عنوان از مجموعه ریبوتشده Doom، یعنی Doom: The Dark Ages آغازی طوفانی و غیرمنتظره دارد که باعث میشود بیشتر از دو نسخه قبلی، در ذهن بماند و به قولی، بدرخشد. بازی با حمله نیروهای جهنمی به یک روستا در جستوجوی «قلب آرژنت» (Heart of Argent) آغاز میشود و همین موضوع باعث میشود «پادشاه نویک» (King Novik) سلاح نهایی «میکرها» (Maykr) را آزاد کند که آن هم کسی نیست جز «اسلیِر» (Slayer). او در واقع از سفینهای که در بالای سیاره قرار دارد، همراه با سلاح قدرتمند و سپرش مستقیماً به سطح سیاره شلیک میشود. سپس مانند یک ابرقهرمان از دنیای سینمایی مارول (MCU) از جای خود برمیخیزد تا نبرد را با شیاطین حاضر در میدان آغاز کند. در همین لحظه، عنوان بازی روی صفحه به نمایش درمیآید تا نمایی سینماتیک و خلاقانه به بازیکن ارائه و هیجان ماجرا را دو چندان کند.
بلافاصله وارد اکشن میشویم و تنها چند لحظه میانپرده پرتنش برای ارائه اطلاعات اولیه و نشان دادن اهمیت اتفاقات در اختیار بازیکن قرار میگیرد. هنگام نزدیک شدن به اولین هدف، چند پیام آموزشی روی صفحه ظاهر میشوند، اما این پیامها صرفاً برای معرفی سیستمهای جدیدی مانند دفاع کردن و ضربه با سپر هستند. در عرض چند ثانیه، بازی به بازیکن اطمینان میدهد که تمرکز بیشتر روی دفاع قرار نیست سرعت مبارزات را کاهش دهد؛ بلکه شاید حتی باعث شود نبردها نسبت به گذشته خشنتر و تماشاییتر باشند. حرکات و قابلیتهای اسلیِر تا حدودی تغییر کردهاند و در طول بازی نیز با اضافه شدن تجهیزات و تواناییهای منحصربهفرد، تغییرات بیشتری خواهند داشت اما سرعت، قدرت و ریتم برقآسای بازی، در نهایت بدون تغییر مانده و حتی شاید بیشتر از نسخههای قبلی نیز باشد. تمرکز بیشتر روی ضربه با سپر و اجرای ضدحمله ممکن است مبارزات را فنیتر و نیازمند مهارت بیشتری کند، اما در نهایت باعث میشود اکشن بازی همچنان هیجانانگیز و سرگرمکننده باقی بماند.
2) Borderlands 2

مجموعه Borderlands همیشه با خشونت کارتونی و اغراقشدهاش شناخته شده است؛ خشونتی که کاملاً با سبک بصری بازی هماهنگ است و به خوبی با شوخطبعی عجیب اما دلنشین آن نیز همگام شده است. این مجموعه هیچوقت حتی ذرهای خودش را جدی نگرفته و این موضوع از همان لحظهای که «مارکوس» (Marcus) داستان خود را در آغاز یک بازی جدید در Borderlands 2 شروع میکند، کاملاً مشخص است. او با اشاره به اینکه Vault بازی نخست چیزی جز محفظهای پر از شاخک و ناامیدی نبوده، توضیح میدهد که کشف Eridium و یک Vault جدید توسط Hyperion باعث شد موج تازهای از شکارچیان جسور Vault راهی Pandora شوند. در همین حال، Handsome Jack، رهبر Hyperion، برای گروه چهار نفره قهرمانان نسخه اول یک تله انفجاری ترتیب میدهد. شخصیت تحت کنترل بازیکن پس از انفجار در میان برفها رها میشود و در ادامه توسط Claptrap پیدا میشود.
مقدمه بازی، به لطف طراحی ماهرانه و مهیج، احتمالاً پیش از آنکه حتی کنترل شخصیت را به دست بگیرید، شما را کاملاً جذب خود کرده است. حالا که کنترل شخصیت را در اختیار دارید، ویژگیهای ذاتی Borderlands بیش از پیش خودشان را نشان میدهند. بازیکن باید در میان سرزمینی یخزده، از ربات کوچک و پرحرف Claptrap در برابر حملات راهزنان و حیات وحش منطقه محافظت کند. در ادامه، با یک مینیباس به نام Knuckle Dragger روبهرو میشوید که اگر علاقهای به فارم کردن سلاحهای قدرتمند داشته باشید، این شانس را دارد که یک سلاح لجندری دراپ کند. همچنین در همین بخش ابتدایی، نحوه استفاده از افکتهای عنصری روی سلاحها را یاد میگیرید و باید به جوکها و تهدیدهای مسخره Handsome Jack از طریق ارتباطات رادیویی گوش دهید. در ادامه، با یک مینیباس به نام Knuckle Dragger روبهرو میشوید که اگر علاقهای به فارم کردن سلاحهای قدرتمند داشته باشید، این شانس را دارد که یک سلاح لجندری دراپ کند. همچبازی در بخش ابتدایی خود عملکرد بسیار خوبی در ایجاد فضای کلی و افزایش تدریجی درجه سختی مأموریتها و مأموریتهای فرعی دارد. اگر چیزی که در این بخش میبینید برایتان جذاب باشد، ماجراجویی بسیار بزرگ و مفصلی در ادامه انتظارتان را میکشد. همین مسئله باعث میشود با یکی از بهترین بازی های شوتر اول شخص سرگرم کننده روبرو باشیم که تجربهای خلاقانه اما متفاوت به همراه دارد.
3) Anger Foot

گاهی اوقات، جذابترین داستانها با سادهترین جرقهها آغاز میشوند. در بازی Anger Foot، که به خاطر اکشن دیوانهوار، رنگارنگ و بیوقفهاش مورد تحسین قرار گرفته، واقعاً نیازی به داستانی عمیق وجود نداشت. تنها چیزی که لازم بود، یک دلیل ساده و البته نهچندان منطقی برای آغاز یک ماجراجویی دیوانهوار و لبریز از آشوب توسط شخصیت اصلی بود و دقیقاً همین اتفاق هم افتاد. شخصیت اصلی یک تبلیغ برای کفشهای Preemo Sneakers پیدا میکند و برای خرید یک جفت از آنها به محل فروشنده میرود، اما متوجه میشود که گروه Violence Gang زودتر از او به آنجا رسیده و کفشها را به سرقت بردهاند. پس ماجرا آغاز میشود؛ قهرمان داستان راهی میشود تا این بیعدالتی وحشتناکی که در حقش شده را جبران کند و در نهایت، کفشهایش را پس بگیرد.
البته حتی بدون آن کفشها هم متوجه میشویم که پاهای شخصیت اصلی از همان اوایل بازی، قدرت بسیار زیادی دارند و او میتواند دشمنان خزنده و مارمولکمانندش را تنها با یک لگد محکم، با حالتی تماشایی به سمت دیوارها پرتاب کند. این موضوع اهمیت زیادی دارد، چرا که در پایان مرحله اول، اعضای این گروه تمام چهار جفت کفش موجود در کلکسیون محبوب شما را میدزدند و از همینجا شخصیت اصلی تقدیم به انتقامی خونین از تمامی آنان میگیرد. سرعت و روند پیشرفت بازی از همان مراحل ابتدایی بسیار بالاست و سیستم جمعآوری سلاحها باعث میشود تک تک گلولهها اهمیت داشته باشند. این موارد دست به دست هم میدهند تا با شوتری شیک و متفاوت روبرو باشیم که جلوهای ماندگار در ذهن بازیکن خلق و تبدیل به تجربهای فراموشنشدنی میشود.
4) TimeSplitters 2

همانطور که طرفداران بازیهای کلاسیک سبک شوتر اول شخص بهخوبی به یاد دارند، بازی خاطرهانگیز GoldenEye 007 روی نینتندو 64 با مرحلهای آغاز میشود که در آن قهرمان داستان باید به یک سد در روسیه شوروی نفوذ کند و درست مانند فیلم، یک پرش بانجی هیجانانگیز از روی آن انجام دهد. استودیوی Free Radical Design توسط چند تن از توسعهدهندگان سابق Rare تأسیس شده و همین کافی بود تا بازی بعدیشان یعنی TimeSplitters 2 نیز با مرحلهای در یک سد آغاز شود؛ مرحلهای که این بار در سال ۱۹۹۰ و در سیبری جریان دارد و مملو از عملیات مخفیانه و نفوذ است. در هر دو بازی، هدف اصلی نابودی یک تأسیسات غیرقانونی است و همهچیز، از افکتهای صوتی شلیک گلولهها گرفته تا دشمنانی که در برجکهای نگهبانی مستقر هستند، حال و هوایی به شدت نوستالژیک برای علاقمندان این استودیو و کسانی دارد که GoldenEye 007 را تجربه کردهاند.
درست مانند Borderlands 2، این شوتر هم هیچ ترسی از نشان دادن جنبه طنز خود ندارد. در عین حال، داستان جالبی را روایت میکند که در میان گذشته، حال و آینده حرکت میکند. «گروهبان کورتز» (Sergeant Cortez) در طول سفر خود در زمان تلاش میکند کریستالهای زمان را به دست بیاورد تا نقشههای نژادی شرور به نام TimeSplitters را خنثی کند. این داستان خلاقانه، شما را به ۱۰ مرحله کاملاً متفاوت میبرد که هرکدام اهداف، سلاحها و گروهی متفاوت از شخصیتهای فرعی را در اختیار دارند. گانپلی قدرتمند در کنار سلاحهایی که شلیکهایشان حس خوبی به بازیکن منتقل میکند و تنوع بالای مراحل و موقعیتها باعث میشود بازی تا پایان محتوا برای ارائه داشته و جذاب باقی بماند. در کنار داستان اصلی، حالت Arcade نیز در این بازی وجود دارد که مجموعهای از چالشها و مسابقات مختلف را در خود جای داده که از ابتدا تا انتها سرگرمکننده هستند.
5) Deathloop

بازی Deathloop شروعی هیجانی دارد که در آن، شخصیت اصلی یعنی «کولت» (Colt)، از یک شمشیر ضربهای مهلک دریافت میکند؛ شمشیری که توسط مهاجمی مرموز در دست گرفته شده است. اینکه شخصیت اصلی تنها حدود ۲۰ ثانیه پس از شروع یک بازی جدید کشته شود، بدون شک حرکت جسورانهای محسوب میشود، اما در عین حال شوک بزرگی به بازیکن وارد میکند و فوراً توجه او را به تفاوت داستان بازی جلب میکند. البته طبق مفهوم اصلی بازی، کولت بلافاصله دوباره ظاهر میشود و در ساحلی در جزیره Blackreef به اصطلاح «ریاسپاون» میشود. او هیچ اطلاعی ندارد که چطور به اینجا آمده، هدفش از حضور در این مکان چیست یا حتی خودش چه کسی است؛ با این حال، بخش کوچکی شبیه یک پایگاه که در آن بیدار میشود، برایش حس آشنایی مبهمی دارد.
در همان لحظات ابتدایی، کلمات کارتونیشکلی در هوا ظاهر میشوند؛ پیامهایی مانند «تو کی هستی؟» که به نظر میرسد فقط کولت میتواند آنها را ببیند. پس از آن، وی اسلحهای را پیدا میکند که به شکلی عجیب آن را میشناسد، بدون اینکه بداند چرا، و در نهایت صدایی مرموز خودش را Rambling Frank معرفی میکند. به نظر میرسد این صدا اطلاعات زیادی درباره شرایط موجود دارد، اما بازیکن تنها با گذشت زمان متوجه میشود که چه اتفاقی در حال رخ دادن است. ماموریت کولت، این است که هشت Visionary را در سراسر جزیره Blackreef ترور کند. اگر شکست بخورد، کل آن روز دوباره تکرار میشود. درست مانند یک بازی روگلایک خوب، تنها از طریق شکستهای مکرر است که بازیکن میتواند به مرور مسیر مناسبی برای پیشروی و استراتژی درستی برای از بین بردن هر یک از این دشمنان پیدا کند. البته گشت و گذار در جزیره نیز اهمیت بسیار زیادی دارد. Deathloop ترکیبی پر استرس از پیدا کردن تجهیزات بهتر و قدرتمندتر شدن، در کنار مدیریت زمان برای اطمینان از اینکه فرصت کافی برای انجام مأموریتهای اصلی را دارید، ارائه میدهد. مبارزات نیز تنوع زیادی دارند و دست بازیکن را برای انتخاب روش برخورد با موقعیتها باز میگذارند. در نتیجه، Deathloop برای چه برای کسانی که دوست دارند بدون توقف به دشمنان شلیک کنند و چه برای بازیکنانی که ترجیح میدهند با رویکردی حسابشدهتر و مخفیکاری وارد عمل شوند، تجربهای تحسین برانگیز و به یادماندنی ارائه میدهد.
6) The Finals

موفقیت بازی Donkey Kong Bananza که یکی از آثار ابتدایی سوییچ ۲ محسوب میشود، نشان داد که چقدر میتوان از خرابکاری در محیطهای تخریبپذیر و از بین بردن و خسارت زدن لذت برد. متأسفانه در بازی The Finals خبری از مشتهای قدرتمند دانکی کونگ نیست، اما ترکیب سلاحهای این شوتر میتواند تقریباً به همان اندازه ویرانی به بار بیاورد. البته این بازی برخلاف دیگر عناوین لیست بهترین بازی های شوتر اول شخص سرگرم کننده، بخش داستانی تک نفره ندارد. با این حال، مکانیک اصلی آن باعث شده The Finals به اثری کاملاً متفاوت تبدیل شود. بازیکنانی که به این سبک علاقه دارند، با یک شوتر تیمی میشوند که نمونه مشابه زیادی ندارد و از همان مسابقه اول میتواند به شدت سرگرم کننده و هیجان انگیز باشد.
سلاحهای شما قادر به تخریب ساختمانها هستند و سیستم فیزیک بازی هنگام تخریب محیط، بسیار دقیق و چشمگیر عمل میکند. البته برخلاف Bananza خبری از حفر کردن زمین و پایین رفتن در محیط وجود ندارد، اما پویایی مراحل باعث میشود بازیکنان دائماً خودشان را با شرایط جدید وفق دهند. ممکن است یک لحظه پشت یک دیوار یا ساختمان احساس امنیت کنید و لحظهای بعد، آن پوشش به طور کامل نابود شود. بنابراین باید همزمان با تغییر وضعیت میدان نبرد، استراتژیهای جدیدی را بهصورت لحظهای پیدا و اجرا کنید. برخی بازیهای سبک شوتر اول شخص محیطهایی نسبتاً ثابت و حتی قابل پیشبینی دارند. این مسئله باعث میشود به تدریج بازیکن با محیط آشنا و استراتژیهای مختص به آن محیط را پیاده کند. اما آشوب و بینظمی موجود در The Finals تجربهای کاملاً متفاوت ارائه میدهد. تنوع سبکهای بازی نیز بسیار زیاد است. برای مثال، میتوانید نقش یک Medic پشتیبان را بر عهده بگیرید که از Healing Beam و Defibrillator استفاده میکند یا سراغ Demolisher بروید و با قدرت تخریب فوقالعاده خود همهچیز را نابود کنید. سیستم کلاسهای وزنی نیز تنوع و قابلیت شخصیسازی بیشتری به بازی اضافه میکند. تمام این ویژگیها در قالب یک مسابقه تلویزیونی ارائه شدهاند که باعث میشود خلاقیت سازندگان به طرز واضحی به چشم بیاید و تجربهای لذت بخش به بازیکنان تقدیم کند و جایگاهی ارزشمند در لیست بهترین بازی های شوتر اول شخص به دست بیاورد.
7) Call of Juarez: Gunslinger

وقتی صحبت از بازیهایی با حالوهوای غرب وحشی به میان میآید، تقریباً غیرممکن است که پای مجموعه Red Dead به مقایسه باز نشود. جدیدترین نسخه این مجموعه یعنی Red Dead Redemption 2 یکی از شاخصترین عناوین ماجراجوییهای جهانباز تاریخ به شمار میرود. این اثر موفق شد استانداردهای تازهای را در زمینه داستانگویی، واقعگرایی، گیمپلی و طراحی جهان به وجود آورد که رسیدن به سطح آن برای بسیاری از بازیهای مشابه کار بسیار دشواری است. البته بازی در کنار تمام نقاط قوتش، لحظات آرام و کندی هم داشت که شاید باب میل همه بازیکنان نبوده باشد. اما Call of Juarez: Gunslinger رویکرد کاملاً متفاوتی نسبت به دنیای غرب وحشی در پیش میگیرد. این عنوان یک شوتر اول شخص آرکیدمحور است که ماجراجویی خود را به شیوهای کاملاً مناسب داستانهای وسترن آغاز میکند؛ یک جایزهبگیر مرموز و مشهور وارد سالنی در غرب وحشی میشود و در میان مشتریان کنجکاو و تحسینکننده مینشیند تا قسمتی از داستانهای عجیب و شنیدنی زندگی خود را برای آنها تعریف کند.
سبک کمیک بوکی میانپردههای بازی نیز ظاهر متفاوت و چشمنوازی به آن بخشیده است. سایلاس گریوز (Silas Greaves)، شخصیت اصلی داستان، ماجراجویی خود را با روایت داستانی درباره بیلی د کید (Billy the Kid) آغاز میکند؛ نامی که از همان ابتدا توجه بازیکنان را به داستان جلب خواهد کرد. گیمپلی تیراندازی در Call of Juarez: Gunslinger بسیار سریع و روان طراحی شده و برخلاف بسیاری از بازیهای وسترن، بازیکن را دائماً درگیر مبارزات میکند. بازی همچنین یک سیستم امتیازدهی دارد که عملکرد شما در تیراندازی را ثبت میکند و برای شلیکهای دقیق، هدشات و حرکات مبتنی بر مهارت، امتیاز بیشتری در نظر میگیرد. به همین دلیل، دقت در تیراندازی تنها یک ویژگی جانبی نیست و میتواند تجربه بازی را جذابتر و رقابتیتر کند. یکی از بهترین ایدههای بازی، شیوه روایت داستان آن است. مأموریتهایی که بازیکن تجربه میکند، در واقع همان اتفاقاتی هستند که سایلاس در حال تعریف کردنشان برای مشتریان سالن است. این مکانیزم روایی باعث میشود داستان و گیمپلی ارتباط جالبی با یکدیگر داشته باشند و روایت ماجراهای گذشته سایلاس به شکلی متفاوت پیش برود. با وجود گذشت سالها از انتشار Call of Juarez: Gunslinger، این بازی همچنان در بخش گیمپلی و حتی جلوههای بصری عملکرد قابل قبولی دارد. داستان آن نیز تنها بهانهای برای تیراندازیهای پیاپی نیست و پیچشها و اتفاقات جذابی در خود جای داده است. ترکیب روایت سرگرمکننده، سیستمهای گیمپلی متنوع و تیراندازی سریع باعث شده Gunslinger تبدیل به یکی از بهترین بازی های شوتر اول شخص شود که ساعتها بازیکن را سرگرم خود خواهد کرد.
جمع بندی
در نهایت، انتخاب از میان بهترین بازی های شوتر اول شخص کاملاً به سلیقه شما بستگی دارد. اگر عاشق رقابت آنلاین هستید، بازیهای سریع و چندنفره که در لیست معرفی کردیم، گزینه مناسبی خواهند بود و اگر داستان و ماجراجویی برایتان اهمیت بیشتری دارد، عناوین داستانمحور میتوانند ساعتها سرگرمتان کنند. با این حال، نقطه مشترک تمام این آثار، گیمپلی هیجانانگیز، تیراندازی لذتبخش و توانایی سرگرم کردن بازیکن است؛ بنابراین اگر از طرفداران ژانر شوتر هستید، پیشنهاد میکنیم حتماً چند مورد از این بازیها را تجربه کنید.

سوالات متداول در رابطه با این محتوا
دیدگاه کاربران
تعداد دیدگاه کاربران: 0 دیدگاه