داستان بازی Wuchang Fallen Feathers در مرز میان تاریخ و کابوس روایت می‌شود و هر لحظه امکان دارد بخش مهمی از آن را کابوس اصلی فرا بگیرد. داستان این اثر دوست‌داشتنی در دل آخرین سال‌های دودمان مینگ رخ می‌دهد، این دوره به اندازه کافی ترس‌های منحصر به فرد خودش را ارائه می‌دهد. با این حال سازندگان این عنوان تصمیم گرفته‌اند آن را با افسانه‌ها، بیماری‌های رمزآلود و هیولاهای عجیب آمیخته کنند. در این شرایط قهرمان داستان درگیر یک نفرین می‌شود و به عنوان تهدید زیر به حساب می‌آید. همراه پارسی‌گیم باشید.

داستان بازی Wuchang Fallen Feathers؛ سفر یک دزد دریایی در دنیایی تاریک و نفرین‌شده

نفرین کاراکتر اصلی بازی در واقع یک پارادوکس را میان قدرت و یک ریتم درونی خاص ایجاد می‌کند. با شروع داستان بازی Wuchang Fallen Feathers، تنها به یک سفر ماجراجویانه اکشن نمی‌روید، بلکه به دل جهانی که شهرهایش زیر سایه جوّ سیاسی خون‌آلود فرو رفته‌اند راهی می‌شوید. روستاهای این شهر در خفقان دفن شده اند و موجودات جهش‌یافته آن شبیه به بازمانده‌هایی از دل تاریخ داستان هستند. بخش‌های تاریخی و اسطوره‌ای بازی سعی دارند تا ارتباط خودش را با شخصیت ووچانگ حفظ کنند و یک شیوه متفاوت را برای کشف بهتر داستان ارائه دهند.

1) ورود به جهانی پر از راز و افسانه

دنیا و ساختار بازی Wuchang Fallen Feathers

شما در شرایطی وارد داستان بازی Wuchang Fallen Feathers می‌شوید که امپراتوری سقوط کرده و دود و هرج‌ومرج سراسر چین را فرا گرفته است. دودمان مینگ در واپسین لحظات خود قرار دارد و هرج‌ومرج کشور را در برگرفته است. حالا دزد دریایی بوچوچونگ در ناحیه‌ شو، زخمی و بدون هیچ خاطره‌ای بیدار می‌شود. یک بیماری اسرارآمیز به نام پرزدگی شو را از درون می‌خورد. مردمان شهر شو گرفتار جنون و تغییرات عجیبی شده‌اند و منطقه‌ای که از قبل ناپایدار بود، حالا با سقوطی بی‌پایان به سوی جهنم کشیده می‌شود.

خود ووچونگ نیز از نفرین داستان رنج می‌برد، اما این بیماری همزمان منبع قدرتی مرموز برای او به حساب می‌آید. با این نفرین اسرارآمیز، ووچونگ باید در سرزمین جنگ‌زده قدم بگذارد، بازماندگان را یاری کند و با هیولاها روبه‌رو شود. با این کار حقیقت خودش را بیشتر می‌فهمد و پیش از آن‌که این بیماری جان او را بگیرد، پایانش دهد. بازی Wuchang Fallen Feathers یک اثر تخیلی است و یک فانتزی تاریک از چین چندین قرن پیش را ارائه می‌دهد. اما بخش بزرگی از آن با الهام از اساطیر پایه‌ای تاریخ واقعی جهان ساخته شده است. داستان بازی Wuchang Fallen Feathers در دوران فروپاشی دودمان مینگ رخ می‌دهد، این خاندان نزدیک به سه قرن بر چین حکمرانی کرده بودند.

دهه‌های پایانی حکومت مینگ خونین و قانون‌گریز بود و آن‌ها با حمله مانچوها و دودمان آینده‌ چینگ از شمال مواجه شدند. علاوه بر این چندین شورش داخلی را تحمل کردند و طعمه فرصت‌طلبانی شدند که برای رسیدن به تاج و تخت تلاش می‌کردند. امپراتور چونگ ژن، آخرین حکمران مینگ بود که پیش از خودکشی، خانواده‌اش را کشت، درست زمانی که پایتخت، پکن به دست شورشیان افتاد. این فضای آشوب و هرج‌ومرج همان حالتی است که در این عنوان بازسازی شده است. کرکس‌ها بر جنازهٔ امپراتوری می‌چرخند، راهزنان و جنگسالاران با زور املاک و مناطق خود را تصاحب می‌کنند و برخی تنها به دنبال بازسازی خاندان هستند.

2) داستان بازی از کجا شروع می‌شود

روایت بازی ووچانگ فالن فدرز

داستان بازی با بیدار شدن ووچانگ درون یک غار جریان خودش را آغاز می‌کند. او دچار سردرد است، بخش‌هایی از حافظه‌اش را به یاد نمی‌آورد و هیچ تصوری از دلیل حضورش در آن مکان یا اتفاقاتی که برایش افتاده ندارد. پرهایی که روی بازوی او رشد کرده‌اند، نشانی از نفرین بازی دارند. هدف اصلی ووچانگ در طول بازی، یافتن درمانی برای این بیماری است، قبل از اینکه تمام بدنش را درگیر کند. در طول بازی، جنون و کشمکش درونی ووچانگ از طریق مکانیکی به نام جنون (Madness) به تصویر کشیده می‌شود. هر بار که ووچانگ می‌میرد و دوباره به زندگی بازمی‌گردد، میزان جنون او افزایش پیدا می‌کند. البته با بالا رفتن این شاخص، قدرت ووچانگ بیشتر خواهد شد.

در همین مسیر، ناگهان و بدون هشدار، روحی زنانه با ظاهری خشن و شیطانی به ووچانگ حمله می‌کند. این موجود اهریمنی، تجسم شکست‌ها و زخم‌های روانی گذشته‌ ووچانگ است. هرچند در عمل، بیش از هر چیزی آزاردهنده به نظر می‌رسد. درست زمانی که به‌سختی چند دشمن را از پا درآوردید، ناگهان باید با جنون درونی شخصیت اصلی بجنگید. گاهی این زن نقاب‌دار، بلافاصله پس از بازگشت شما به زندگی ظاهر خواهد شد. درست بعد از آنکه در مبارزه با یک باس شکست خورده‌اید و با خشم و تمرکز قصد جبران دارید، این دشمن ناخواسته راهتان را سد می‌کند.

در همان سالی که سقوط خاندان بی‌مانور رخ داد، فاجعه‌ای دیگر نیز بر سر شو فرود آمد. از یادداشت‌های جزایر جنوبی می‌فهمیم که بایو (خواهر ووچانگ) در درگیری با لی شیاو کشته شده است. جزئیات مرگ او همچنان نامعلوم به نظر می‌رسد، اما گناه و حسرت سنگینی بر دوش ووچونگ باقی مانده. خاطرات بازی، انعکاسی از یاد بایو هستند، این دختر بارها از ووچانگ درخواست می‌کند: گناه‌هایت را من پیش‌تر بخشیدم، ولی واکنش ووچونگ سریع و تند است. با بازگشت به عمارت خانوادگی، ووچونگ شمشیری به نام هالبرت لی شیاو به دست می‌آورد.

این سلاح شهرت لی شیاو را به خاطر قدرت و مهارت مرگبارش تثبیت کرده بود. پس از شکست ووچونگ، محل اختفای او نامعلوم ماند. اما وسواس فکری، ذهن ووچونگ را فرا می‌گیرد. او می‌خواهد گناه خود را پاک کند و اندوه جانکاهش را دور سازد. یک ماه پس از سقوط بایو، ووچونگ به سوی زادگاهش می‌رود و قصد دارد راهی برای بازگرداندن خواهرش از مرگ پیدا کند. تنها نامه‌ای در پی جای می‌گذارد، این نامه امید به احیای بایو را نوید می‌دهد. اما ووچونگ در جریان سفر دچار آسیب شدیدی در بازوی راست و از دست دادن حافظه می‌شود.

2) مکانیک اصلی جنون

روایت داستانی بازی Wuchang Fallen Feathers

بیماری ووچانگ او را در برابر حمله‌ موجودات زنده و مرده قرار می‌دهد. بیماری محور اصلی جدال درونی ووچونگ است و این مبارزه در مکانیک جنون بازی نمود می‌یابد. هر بار که این شخصیت کشته شود نیرویی که از جیوه‌ سرخ و خون باستانی قوم بو می‌گیرد، افزایش می‌یابد، اما در همان حال، شیاطین درونی او نیز قوی‌تر خواهند شد. اگر جنون غالب شود، ووچونگ باید این شیطان به وجود آمده را نابود کند وگرنه خودش را از دست می‌دهد. این شیطان تجسمی است از شکست‌ها، پشیمانی، آسیب‌های روحی و وسواس او که اغلب در شکل جنگجویان ساده ظاهر می‌شود.

در دنیای رویا، این شخصیت اسرارآمیز اولین باری که ووچانگ را می‌بیند، به او میراث خانوادگی بی را هدیه می‌دهد. این شمشیر همراه با اسکنه‌ رویا به او امکان عبور از زمان و فضا را می‌دهد، بار دیگر زنده شدن پس از مرگ و کنترل نسبی بر جنون بیماری Feathers را فراهم می‌کند. ووچونگ درمی‌یابد که همراه با شریکش هی یو زای توسط کشیش دائوئیست شوانز یانگز از کنار رودخانه نجات یافته‌اند و به معبد رِورند تمپل آورده شده‌اند تا درمان شوند. در معبد، زن دیگری به نام یوسیا همراه نگهبان خود حضور دارد. او همسر امپراتور فقید چونگ‌زن است و با فرمانده نگهبانان امپراتوری، هونگ لان در تلاش برای احیای سلسله مینگ هستد.

وفاداری و وظیفه آن‌ها را هدایت می‌کند و یوسیا فرمان جمع‌آوری اطلاعات و به دست آوردن قطعات اسکنه را صادر می‌کند. به همین منظور، سربازان مینگ به معبد شو فرستاده می‌شوند و ضمن محافظت از آن در برابر راهزنان و موجودات پرپر، نسخه باستانی را غارت می‌کنند. در همین میان، برادر دوقلو لو بینگ جانگ در زیرزمین‌ها جان می‌دهد و از برادرش می‌آموزند که یکی از اسکنه‌ها در کاخ امپراتور تانگ است. با افشای راز احیای مردگان، نگهبانان امپراتوری لو بینگ جانگ را در معبد زندانی می‌کنند و او در طبقه سوم گرفتار رشدهای غیرطبیعی می‌شود و به یک موجود جهنده و درنده تبدیل می‌گردد.

ووچونگ، پس از مبارزه با لو بینگ جانگ و دوتانگا، رهبر آدم‌خوار راهزنان معبد لایتسن، با موجود Feathering وُرشیبز رایز روبه‌رو می‌شود. این موجود، زاده‌ جادوی غیرطبیعی و فرزند مرده‌ دفن‌کننده‌ی دوم ویلو است. مادرش نیز در زایمان فوت کرده بود و او در تربیت پدرش، روی جسد و استخوان‌های مردگان رشد کرده بود. همین امر باعث شد به موجودی وحشی و غیرطبیعی تبدیل گردد.

3) ماجرای اکسیر حیات

اکسیر حیات در بازی ووچانگ فالن فدرز

در ادامه‌ داستان بازی Wuchang Fallen Feathers، ووچانگ درمی‌یابد که پیش از بیدار شدن در غار، توسط راهبی به نام شین یونگ‌ژو نجات یافته و برای درمان به معبد روحانی منتقل شده است. شین یونگ‌ژو قصد دارد بیماری Feathers را به صورت کامل درمان کند، اما به‌تدریج مشخص می‌شود که اهداف او فراتر از یک درمان ساده‌اند. بعدا می‌فهمیم که او می‌خواهد اکسیر حیات را بسازد، این معجون می‌تواند همان امپراتوری که خودکشی کرده را به زندگی بازگرداند. او باور دارد کلید ساخت این اکسیر، ماده‌ای به نام جیوه‌ سرخ است و برای دستیابی به آن، دست به آزمایش‌های هولناک روی انسان‌ها می‌زند.

با وجود آنکه ووچانگ به بیماری پرزدگی مبتلا شده بود، وضعیت او با دیگر مبتلایان تفاوت داشت. او هنوز بخشی از حافظه‌ خود را حفظ کرده بود و به نظر می‌رسید بدنش توانسته بیماری را متوقف و تا حدی مهار کند. همین ویژگی غیرعادی بود که توجه شین یونگ‌ژو را به او جلب کرد. ووچانگ در ادامه‌ مسیر درمی‌یابد که دلیل آمدنش به این سرزمین، یافتن خواهرش بایو بود. هرچند هیچ خاطره‌ای از سرنوشت او در ذهن ندارد، اما حقیقت جریان مسیر، داستان تلخی را برای او تدارک می‌بیند.

4) مسیر مخفی دوم ویلو

داستان بازی Wuchang Fallen Feathers

در جریان اکتشاف، ووچونگ به مسیر مخفی دوم ویلو دست می‌یابد که از زیرزمین‌های معبد شو فراتر می‌رود و محلی برای مطالعات کیمیاگری لو بینگ جانگ است و همچنان با ارواح باستانی پیوند دارد. در این مسیر، دو شخصیت افسانه‌ای را ملاقات می‌کند. اول از همه پیرمردی است که پیش‌تر در معبد حضور داشت و با دانشی شگفت‌آور که درباره‌ جنون و شیاطین درونی سخن می‌گوید و ووچونگ را از تسلیم شدن به شیطان درونی‌اش هشدار می‌دهد. دوم، زن قرمزپوشی خواهد بود که با نیروی جیوه‌ی سرخ زمین، جادوی قدرتمندی اجرا می‌کند و از ایزد نخستین و برکت‌های او سخن می‌گوید. این زن، بو ماگوس نام دارد که قرن‌ها در زیرزمین‌های باستانی شو حبس شده بود و اکنون می‌خواهد قدرت از دست رفته‌ی خود و شکوه باستانی اِیوِن‌ها را بازگرداند.

در ادامه روایت وو چانگ در کاخ امپراتور تانگ، با گشتی از سربازان مینگ مواجه می‌شوید. این کاخ پیش‌تر توسط حاکم شورشی و سپس راهزنان تاراج شده بود، اما فرمانده هونگ لان مصمم است قطعات اسکنه را به دست آورد. علاوه بر تمایل تانگ امپراتور به جاودانگی، او علاقه‌مند به اختراعات مکانیکی و طرح‌های هوشمندانه نیز بود که لایه‌ای دیگر به تاریخچه‌ این منطقه می‌افزاید. با قرار دادن یک مجسمه بودا در جایگاهش، راهروی مخفی‌ای باز می‌شود که آب استخر مرکزی را تخلیه کرده و یکی از چهار اسکنه باستانی را که در سنگ فرو رفته بود، آشکار می‌سازد. اما وو چونگ هنوز فرصت برداشتن آن را پیدا نمی‌کند که با فرمانده هونگ لان مواجه خواهد شد.

هونگ لان سال‌ها به عنوان نگهبان امپراتوری آموزش دیده و مهارت بی‌نظیر در مبارزه با شمشیر دارد، او وو چونگ را در طوفانی از حملات و ضربات به چالش می‌کشد. نبرد سخت و بی‌رحمانه است، اما فرمانده با احترام به زنی که شمشیر لبه‌ی یخ ابر را حمل می‌کند، جانش را می‌سپارد. هونگ لان پس از این، اسکنه را به سرعت به کلوداسپایر می‌برد تا با نیروهای مینگ تحت فرماندهی ژنرال لیو چانگان متحد شود. از طریق یادداشت‌های بازی، می‌فهمیم که بین پالادین‌ها و ژنرال چانگان اتحاد عمیقی شکل گرفته است، هر دو مشتاق بازگرداندن یاد امپراتور زو یو جیان و تحقق برنامه احیای او هستند. ژنرال حتی روح امپراتور را در لوحی چوبی بر روی ردای خود حمل می‌کند.

5) تاثیر هوانگ یان در داستان

روایت داستانی بازی Wuchang Fallen Feathers

وو چونگ از طریق هیلز واچ مسیر امپراتوری را دنبال می‌کند. پیش از ورود ژنرال، این منطقه تحت فرمان ارباب اسنو فال پالاس بود. سال‌ها پیش، ارباب با زنی جاه‌طلب و متخصص در هنرهای تاریک به نام هوانگ یان ازدواج کرد. البته کمی پس از تولد پسر و ازدواج، ارباب به شکلی مشکوک فوت می‌کند. هوانگ یان با مهارت در حشره‌شناسی قادر است کلونی‌های حشرات را همچون بخشی از بدن خود فرمان دهد. این حشرات هم دشمنان را از پا درمی‌آورند و هم درد و رنج ایجاد می‌کنند. هوانگ یان برای تسلط بر دارایی‌های اسنو فال، همسر خود را مسموم می‌کند و از معادن سرشار از جیوه سرخ می‌برد.

تجارت جیوه سرخ ثروت و قدرت اسنو فال را تأمین می‌کند، اما هزینه‌ای سنگین برای مردم فقیر در معادن دارد. پرتوهای این ماده باعث ابتلا به بیماری Feathers شده و بسیاری را به جنون کشانده است. نزدیک شدن ووچونگ به این منطقه باعث افزایش ناامیدی او خواهد شد و حتی مرگ و رویش گیاهان دریایی از بدن قربانیان را به همراه دارد. در طول چند ماه، هوانگ یان قلمرو خود را گسترش می‌دهد و از فرصت محاصره شورشیان به خوبی استفاده می‌کند. او با رهبران شورشی توافق می‌کند، پل را پایین می‌آورد به شرطی که فقط سربازان مینگ کشته شوند و قصر غارت نشود.

اما وعده او صرفاً یک ترفند است و قصد دارد اسکنه را برای پسرش نگه دارد و قدرت آن را به نفع خود به کار گیرد. ووچونگ در طول هیلز واچ با شهرک‌هایی روبه‌رو خواهد شد که هیچ زندگی در آن‌ها دیده نمی‌شود. زنان جوان جمع‌آوری شده‌اند تا به عنوان عروس برای پسر هوانگ یان به قصر آورده شوند و هرگز بازنگشته‌اند. این اقدامات همزمان با آثار مخرب جیوه سرخ در جمعیت منطقه، ظهور سه گیاه دریایی فعال و زنده شدن دوباره مداوم مردگان همراه است. این شهر تنها با سوزاندن این گیاهان مردگان آرام می‌گیرند.

با از بین رفتن شورشیان و نابودی رهبرانشان، پل اسنو فال پایین می‌آید و ووچانگ با ژنرال لیو چانگان، استراتژیست و نیزه‌ دار ماهر، روبه‌رو می‌شود. ژنرال ووچونگ را یک شورشی می‌داند و باید هر تهدیدی را از سر راه بازگرداندن امپراتوری از میان بردارد. با شکست چانگان و رهبر شورشیان، اسنو فال دوباره به دست هوانگ یان می‌افتد. او به ووچانگ هشدار می‌دهد که اگر نقشه‌هایم را به هم بزنی، تا دروازه‌های جهنم دنبال تو خواهم آمد. در بالکن قصر، جسد چند نگهبان امپراتوری و نامه‌ای بین هونگ لان و ژنرال لیو مشاهده می‌شوند.

به وضوح می‌بینیم که هوانگ یان حشرات خود را برای کشتن نگهبانان فرمانده فرستاده است. ووچونگ همچنان با یک جنگجوی ساده گفتگو می‌کند که معماهایش را ادامه می‌دهد. جست‌وجو در گنجینه‌های قصر باعث خشم هوانگ یان می‌شود و پس از مرگ او، یادداشت‌های پژوهشی درباره اسکنه‌ها و کاربرد آیینی آن‌ها به دست می‌آید. این اسناد نشان می‌دهند که اسکنه‌ها در احیای مردگان و اتفاقات مرتبط با خاندان بی نقش اساسی داشته‌اند. در دورافتاده‌ترین نقاط قصر، معدنی به زندانی فاسد تبدیل شده که بردگان و زندانیان در آن شکنجه و آزمایش‌های جیوه سرخ و اسکنه‌ها را تجربه می‌کنند.

اعماق قصر، ووچانگ شاهد سرنوشت وحشتناک عروس‌های اسیر شده‌ی اسنوفال است. فونگ لینگ، دختر یک تاجر محلی، نه فقط به عنوان عروس، بلکه به‌عنوان وسیله‌ای برای خلق زنی کامل انتخاب شده بود. او پیش از این خواهرش فونگ یاو را از زندان نجات داده بود، اما خودش قربانی شکنجه و مرگ شد. با استفاده از قدرت چیزل، بدن او بازسازی می‌شود و بعد با استفاده از گلیف‌های باستانی آون به یک هیولا مبدل می‌گردد. تنها بخشی از روح فونگ لینگ باقی مانده بود که در مرحله‌ی دوم مبارزه، به شکل واقعی هیولا آزاد شد. همانند فاجعه‌ی خانواده بی، فونگ لینگ هشدار می‌دهد که دستکاری طبیعت و استفاده از چیزل ناقص چه پیامدهای فاجعه‌باری می‌تواند داشته باشد.

6) حضور پیر دانا در مسیر راه ووچانگ

داستان بازی Wuchang Fallen Feathers

پس از این رخداد، پیر قصه‌گو ظاهر می‌شود و ووچانگ را به مسیر درست هدایت می‌کند. او خبر می‌دهد که معبد شن وو تحت محاصره‌ ژنرال وو ونشو قرار دارد و مسیر کوهستانی از کلاودسپایر تا ژن وو پر از خطر است. پیروان خردمند نُه لوتوس از مردگان باستانی برای نیروی خود استفاده می‌کنند و ترانه‌های مرگباری می‌خوانند و همه چیز در این مسیر یادآور تاریخ خونین و مبارزات با موجودات غیرانسانی خواهد بود. در همین مسیر، پیر سفیدپوش را بار دیگر می‌بینید، این فرد با تجربه و دانایی خود به شما هشدار می‌دهد که نیروی درونی و وسوسه‌ی چیزل می‌تواند انسان را نابود کند.

در کنار او، بانویی با لباس سرخ را می‌بینیم که نیروی سرخ مرسوم به زمین را به خدمت می‌گیرد، سخن از خدای باستانی و قدرت پاکسازی جهان از رنج بشر می‌گوید. این بانوی اسرارآمیز همان بو مگوس نام دارد که قرن‌ها در زیرزمین‌های شوو زندانی بود و اکنون می‌خواهد قدرت از دست رفته‌ی آون‌ها را بازیابد. حالا ووچانگ فرصت دارد تا جلوی مگوس را بگیرد. اگر او به پیر قصه‌گو کمک کند، باید با مگوس درگیر شود و مهارت جادویی و قدرت خدای باستانی شوو را شکست دهد تا آیین او پایان یابد.

7) آشنایی با فرمانده هونگ لان

شخصیت های اصلی داستان بازی Wuchang Fallen Feathers

در جریان سفر ووچانگ در شووِ ویران‌شده، او در اعماق دوم‌ویلو با حقیقتی تلخ روبه‌رو می‌شود. فرمانده هونگ لان از اینکه با سقوط خودش روبرو شده، دچار دگرگونی هولناک شده است. یوشیا، ملکه‌همسر، تمام وجودش را وقف احیای دودمان مینگ و بازگرداندن همسرش کرده بود و هونگ لان، بی‌هیچ پرسشی، تا پایان راه در کنار او ایستاد. در صدای روح هونگ لان می‌شنویم که قصد دارد آرزوی همسرش را به سرانجام برساند و با خاطراتش وداع کند. هونگ لان خطر را به جان می‌خرد، جان خود را به بازی می‌گیرد و در پی گردآوری یادگاری‌ها و رد مرکوری می‌رود.

با این حال در اعماق وجودش می‌دانست که احساساتش هرگز پاسخ داده نخواهند شد. رنج او فراتر از وظیفه بود. این عشق یک‌طرفه و سوزناک نسبت به ملکه‌همسر، چشمانش را بر واقعیت بسته است. همین نقطه‌ضعف بود که او و یوشیا را طعمه‌ توطئه‌های تائویست، جوان‌یانگ زو، کرد. جوان‌یانگ زو با آزمایش‌های پنهانی کیمیاگری و رد مرکوری، در پی صعود و تعالی شخصی بود، اما کلید نهایی معما چیزل‌های باستانی بو بودند. او دریافت که یوشیا یکی از این چیزل‌ها را در اختیار دارد و ادعا کرد که با استفاده از چیزل سرخ می‌تواند امپراتور چونگ‌زن را بازگرداند. شواهد نشان می‌دهد هونگ لان به این آیین مشکوک بود و بدون اینکه یوشیا بداند، تصمیم گرفت اول آن را روی خودش آزمایش کند.

8) مرگ تلخ خواهر ووچانگ

روایت بازی ووچانگ فالن فدرز

خواهر ووچانگ همان بیماری Feathers را می‌گیرد و جان خودش را از دست می‌دهد. وو چانگ این واقعیت را به‌کلی به یاد نمی‌آورد و نخستین باسی که بازیکن در بازی با آن روبه‌رو می‌شود، در واقع همان خواهر از‌دست‌رفته‌ ووچانگ است. با پیشروی در داستان، ووچانگ به‌تدریج پرده از منشأ بیماری مرموز پرزدگی برمی‌دارد. این بیماری ترکیبی پیچیده از نیروهای فراطبیعی باستانی، علم و جادو را نشان می‌دهد. در مرکز تمام این اتفاقات، موجودی کهن به نام بی قرار دارد.

این موجود نیمه‌الهی قرن‌ها پیش پرستش می‌شد و برای مدت‌ها در خاموشی فرو رفته بود. گروهی از دانشمندان، کیمیاگران و فرقه‌های تشنه‌ قدرت که شین یونگ‌ژو نیز یکی از آن‌ها است، شروع به پژوهش درباره‌ هسته اصلی قدرت این موجود می‌کنند، با این امید که به جاودانگی دست یابند. آن‌ها تلاش می‌کنند با استفاده از آیتم‌های اسرارآمیز عصاره‌ قدرت این موجود باستانی را استخراج کنند و اکسیر حیات بسازند. پیامد این آزمایش‌ها، آلودگی محیط و سرایت بیماری به انسان‌ها و حیوانات خواهد بود. این اتفاق منجر به گسترش بیماری می‌شود و مردم را درگیر خودش می‌کند.

9) پایان‌های مختلف داستان بازی

پایان بندی های مختلف بازی Wuchang Fallen Feathers

این بیماری افراد ضعیف‌تر را به‌طور کامل به هیولا تبدیل می‌کند، اما در برخی موارد نادر درمان خواهد شد و به نوعی نیروی درونی بدل می‌گردد. ووچانگ دقیقا فردی است که از این بیماری جان سالم به در می‌برد. او به کلید نهاییِ کنترل یا نابودی بیماری تبدیل می‌شود و انتخاب‌هایش می‌توانند سرنوشت پرزدگی را تعیین کنند. به همین دلیل، بازی دارای چهار پایان متفاوت است. پایان مخفی، تیره‌ترین مسیر روایت خواهد بود. در این پایان، وو چانگ با احساس قدرت بیماری درون خود، تصمیم می‌گیرد به‌جای درمان، آن را بپذیرد و در برابر تمام کسانی که قصد مقابله با Feathering را دارند بایستد. او به وارث موجود باستانی بی تبدیل می‌شود، این موجود قرار است نظم جدیدی برای جهان رقم بزند.

در پایان بد، شین یونگ‌ژو با به‌دست آوردن اسکنه‌ یشمی، تحقیقات و آزمایش‌هایش را به سرانجام می‌رساند. او خود را با موجود بی یکی می‌کند و به موجودی پردار و فوق‌العاده قدرتمند تبدیل می‌شود. وو چانگ با فداکاری عظیم موفق به شکست او خواهد شد، اما یونگ‌ژو دوباره بازمی‌گردد. این بار بی را می‌کشد و وو چانگ عملاً به ابزار آزمایش‌های او تبدیل می‌گردد. در صحنه‌ی پایانی، یونگ‌ژو پارچه‌ای روی چشمان وو چانگ می‌کشد و صدای ورود دختری جدید را می‌شنود. گفت‌وگویی که دقیقا مشابه آغاز بازی است تکرار خواهد شد و چرخه ادامه پیدا می‌کند تا قربانی تازه‌تری مشخص شود.

در پایان خوب، وو چانگ با جمع‌آوری تمام اطلاعات و با کمک حلقه‌های سرنوشت درمی‌یابد که Feathering صرفاً یک بیماری نیست، بلکه پدیده‌ای چندلایه مرتبط با زمان، حافظه و روح است. او با ورود به قلمرو رویاها، به سرچشمه‌ بیماری می‌رسد. این مکان فاصله زیادی با زمان و واقعیت دارد. در نهایت، تصمیم می‌گیرد خود را در چرخه‌ سرنوشت قربانی کند و به نگهبان رویاها تبدیل شود. با این انتخاب، ریشه‌ بیماری از بین می‌رود، نفرین Feathering به صورت کامل نابود می‌شود و بشریت فرصتی دوباره برای آینده‌ای پاک به دست می‌آورد. در پایان خوب جایگزین، وو چانگ به‌جای فدا کردن خود در قلمرو رویاها، حقیقت را می‌پذیرد. او با استفاده از حلقه‌های سرنوشت به جهان واقعی بازمی‌گردد. هرچند بیماری هنوز به‌طور کامل از میان نرفته است، اما اکنون دانش، آگاهی و متحدانی دارد که می‌توانند در مسیر مبارزه با بیماری همراهش باشند. او با امید و اراده، جست‌وجو برای یافتن درمان را ادامه می‌دهد.

10) نقاط قوت و ضعف روایت: تحلیل داستانی عمیق Wuchang

داستان بازی Wuchang Fallen Feathers

زمانی که همه چیز بوی پایان به خودش گرفته است، حضور زنی را می‌بینیم که بدنش درگیر بیماری مرموز Feathering می‌شود. این بیماری مرز میان انسان و موجودی ناشناخته را محو می‌کند. پرهای آبی از بدن ووچانگ می‌رویند و همین پرها می‌توانند قدرت وصف‌ناپذیری را در اختیار او قرار دهند. این روند در بخش مرگ نیز دیده می‌شود و با هر بار مرگ، کاراکتر بازی قدرتمندتر از گذشته به جریان داستان برمی‌گردد. بعد از هر بار مردن بخشی از انسانیت قهرمان داستان به فراموشی سپرده خواهد شد.

جهان بازی پراز فرقه‌ها، گروه‌ها و شخصیت‌هایی است که هرکدام برداشت متفاوتی از نفرین پرزدگی دارند. برخی از گروه‌ها این بیماری را شیطانی می‌بینند و بعضی دیگر آن را به عنوان فرصتی برای قدرت یا رستگاری یاد می‌کنند. زمانی که با گروه‌های مختلف همکاری می‌کنید، آینده جهان بازی را به دست می‌گیرید. بازیکن در واقع تصمیم می‌گیرد که دنیا به سمت آلودگی پیش برود یا از آن برای رسیدن به مقاصد خودش بهره‌برداری کند. این انتخاب‌ها فقط مسیر روایت را تغییر نمی‌دهند، بلکه لحن اخلاقی قصه را هم عوض می‌کنند.

این موضوع را نیز در نظر بگیرید که بازی هیچ‌گاه حقیقت واحدی را ارائه نمی‌دهد و ترجیح می‌دهد روایتش را در یک مرز خاکستری باقی بگذارد. پایان‌های مختلف بازی نیز همین مسیر را دنبال می‌کنند. بعضی پایان‌ها روی میراث و گذشته تأکید دارند و برخی دیگر به دنبال درمان و بازگشت انسانیت‌ هستند. البته پایان‌های دیگری نیز وجود دارند که جهان بازی را در تاریکی خودش رها می‌کنند. هر کدام از پایان‌های داستان بازی تکه‌ای از شخصیت ووچانگ را بازتاب می‌دهد و جسارت یا ترس بازیکن را به شکل‌گیری داستان اصلی ربط می‌دهند.

11) چرا بازی Wuchang: Fallen Feathers تجربه‌ای فراموش‌نشدنی است

داستان بازی ووچانگ فالن فدرز

شما در جریان گیم پلی این اثر دوست‌داشتنی، تنها با نبردها و اتمسفر تاریک بازی روبرو نمی‌شوید، بلکه بخش داستانی نیز یک ترکیب منحصربه‌فرد از جهان‌سازی و لحن احساسی‌ را در اختیارتان قرار می‌دهد. دنیای این عنوان حسی شبیه به یک رویای آشفته را به بازیکنان انتقال می‌دهد و فضایی را می‌سازد که ریشه در تاریخ و فولکلور چین دارد. با این حال تمام زیبایی‌های این دنیا درگیر یکی تاریکی و ناآرامی غیرقابل کنترل شده است. این ترکیب غریب هر قدم را برای گیمرها تبدیل به یک اکتشاف در بخش داستانی بازی خواهد کرد.

در مرکز زیبایی دنیای بازی، قهرمان بازی را داریم که با بیماری Feathering درگیر می‌شود و با بحران هویت و بیماری مرموز خودش دست و پنجه نرم می‌کند. حالا کاراکتر داستان با یک روند فراموشی و تغییرات جسمی مواجه می‌شود که حالت‌های انسانی او را شکننده‌تر از همیشه می‌کند. فضای این اثر نیز تا حدی زیادی باعث می‌شود این مضمون به اوج خودش برسد. جریانی که در شهرهای مختلف بازی پیش می‌رود، خودش تبدیل به یک روایت خاموش برای داستان اصلی خواهد شد.