در طی بیش از یک دهه اخیر، شاهد شکلگیری سبکهای جدیدی از بازیسازی در صنعت ویدیو گیم بودهایم. سبکهایی که امروزه به شدت پرطرفدارند و ویدیو گیم را وارد مرحله نوینی کردهاند. یکی از پرطرفدارترین و خاصترین ژانرها در بازیهای ویدیویی، آثار سولزلایک هستند. همانطور که از اسمش مشخص است، منشا این ژانر به سری بازیهای Dark Souls و Demon’s Souls از استودیو فرام سافتور برمیگردد. بازیهای این ژانر معمولا ویژگیهای خاصی مثل تمرکز بر قصه گویی محیطی و باسفایتهای بسیار زیاد دارند. با این حال، اصلیترین امضای عناوین سولزلایک، درجه سختی بسیار بالایشان است که برای گیمر چالشهای متعددی ایجاد میکند.
بازی های سولزلایک و تاثیرات منفی آنها
همانطور که گفته شد، بازیهای سولزلایک امروزه تبدیل به یک پدیده بسیار پرطرفدار شدهاند. در نتیجه، هر ساله تعداد زیادی بازی در این ژانر ساخته و منتشر میشوند که برخی از آنها کیفیت بسیار بالایی هم دارند و مورد استقبال گستردهای قرار میگیرند. علیرغم همه این موفقیتها، همهگیر شدن بازیهای سولزلایک متاسفانه آثار منفی بر صنعت ویدیو گم داشته است. این بازیها و رویکرد نادرست برخی استودیوها و بازیکنان نسبت به آنان، باعث شده تا آسیبهایی به این مدیوم از سرگرمی وارد شود. در این مقاله، قصد داریم تا به تاثیرات منفی بازیهای سولزلایک بر صنعت ویدیو گیم بپردازیم و آنها را شرح دهیم.
نابودی بازی های هک اند اسلش

یکی از اصلیترین و بدترین آسیبهایی که سولزلایکها بر بدنه ویدیو گیم وارد کردهاند، انقراض تدریجی بازیهای هک اند اسلش است. ترند شدن عناوین سولزلایک در سالهای اخیر باعث شده که رغبت به تجربه نقطه مقابل آنان، یعنی بازیهای هک اند اسلش، کاهش یابد. این ژانر یکی از قدیمیترین ژانرها در دنیای بازیها بوده و هست و همیشه طرفداران خاص خود را داشته. در دوران اوج این ژانر در اوایل دهه 2000 میلادی، شاهد انتشار بازیهای باکیفیتی در این سبک بودیم که نامشان در تاریخ جاودانه شد. بازیهایی مثل سه گانه اول God of War و سری Devil May Cry، از جمله این آثار باکیفیت و تاریخساز بودند.
اما چرا سولزلایکها باعث انقراض عناوین هک اند اسلش شدند؟ اصلیترین دلیل این اتفاق، تفاوت فاحش فلسفه این دو سبک است. در بازیهای هک اند اسلش، معمولا کاراکتر اصلی بازی به شدت قدرتمند است و در جریان بازی بر قدرتش افزوده هم میشود. دشمنان معمولی مقابل پروتاگونیست بازی حرفی برای گفتن ندارند و به راحتی میشود آنها را سلاخی کرد. در این بازیها، چالش اصلی در سرعت اجرای کمبوها است و شاهد مبارزات سریعی هستیم.
این در حالیست که در بازیهای سولزلایک، کاراکتر اصلی در آغاز بازی معمولا به شدت ضعیف است و از پس خیلی از دشمنان بازی نمیتواند بربیاید. در این بازیها، کاراکتر اصلی دیرتر و سختتر ارتقا پیدا میکند و این گیمر است که باید مهارتهای خودش را ارتقا دهد. سختی این گونه آثار به مراتب بالاتر از عناوین هک اند اسلش است و مبارزات بیشتر بر پایه دفاع و پری کردن ضربات در بهترین زمان ممکن است.
اگرچه در برخی موارد مثل اهمیت باسفایتها و صورت گرفتن اغلب مبارزات با سلاح سرد، این دو ژانر شباهتهای زیادی به یکدیگر دارند. در اصل، همین شباهتها باعث شد تا گیمرها به طور عمدی یا سهوی، تصمیم به انتخاب یکی از این دو ژانر بگیرند. با توجه به ترند شدن عناوین سولزلایک و جدیدتر بودن آنان، انتخاب بازیکنان هم به سمت این اینگونه آثار سوق پیدا کرد. در نتیجه شاهد بودیم که عناوین هک اند اسلش دیگر به اندازه گذشته محبوب نبودند. اگرچه این ژانر هنوز به طور کامل نمرده است، اما سالانه بازیهای باکیفیت بسیار کمی در این ژانر عرضه میشوند. فرنچایزهای هک اند اسلش بزرگ مثل Devil May Cry و Bayonetta یا دیر به دیر نسخه جدید منتشر میکنند و دیگر محبوبیت سابق را ندارند، و یا مثل God of War ریبوت شدهاند و دیگر هک اند اسلش محسوب نمیشوند.
افزایش سختی غیر منطقی در بازیها

هامنطور که اشاره شد، اصلیترین ویژگی بازیهای سولزلایک، سطح سختی بسیار بالایشان است. این عناوین تمام تمرکز خود را روی این میگذارند که برای بازیکن چالشبرانگیز باشند و او را به تلاش چندباره برای گذر از یک مرحله ترغیب کنند. با این حال، برخی توسعهدهندگان در انجام این کار افراط میکنند و فقط به تجربه گیمر آسیب میزنند.
متاسفانه امروزه برخی از استودیوها گمان میکنند که تنها عامل موفقیت بازیهای سولزلایک فرام سافتور، دشوار بودن آنان است. آنها فکر میکنند که بازیکنان از هرگونه سختی و دشواری استقبال میکند. در نتیجه شاهد بازیهایی هستیم که گاها حتی سولزلایک هم نیستند، اما به خاطر پیروی از ترند «سخت بودن»، به شدت دشوار و چالش برانگیز هستند. این به خودی خود چیز بدی نیست اما به شرطی که سختی بازی در حد منطقی باشد. چه بسا عناوینی هستند که در سخت بودن افراط میکنند و همین باعث برهم خوردن تعادل گیمپلیشان میشود. در نتیجه، تجربه یک گیمر معمولی از اینگونه بازیها خراب میشود و آنها از ادامه بازی دلسرد میشوند.
سمی شدن جامعه گیمرها

قطعا تجربه بازیهای سولزلایک ساخته فرام سافتور، کار بسیاری دشواریست که هر کسی نمیتواند از پس آن بربیاید. این بازیها به طرز عجیب، اما منطقی، سخت هستند و برای پیشروی در آنان باید صبر و تحمل بالایی داشته باشید. ویژگی که طبیعتا بسیاری از افراد ندارند و همین باعث میشود که نتوانند با بازیهای سولزلایک ارتباط برقرار کنند. افرادی که بازی کردن را به عنوان وسیلهای برای استراحت کردن و آرامش یافتن بعد از یک روز سخت میبینند، اغلب از این بازیها دل خوشی ندارند و علاقهای به تجربه آنان ندارند.
این در حالیست که عمدا یا سهوا، گیمرهایی که میتوانند با این دسته از بازیها ارتباط بگیرند، دیگران را بابت امتناع از تجربه عناوین سولزلایک سرزنش میکنند. حتما شما هم در شبکههای اجتماعی به افرادی برخوردهاید که از اصطلاح «نوب» برای بازیکنانی که اهل آثار سولزلایک نیستند، استفاده میکنند. این دسته از گیمرها معتقدند که افرادی که نمیتوانند با بازیهای سولزلایک ارتباط بگیرند، بازیکنان بدی هستند. در حالی که میدانیم این عقیده نادرست است و تمایل به تجربه سولزلایکها صرفا به سلیقه بازیکنان بستگی دارد.
متاسفانه نگرش نادرست برخی بازیکنان به این ژانر، باعث شده تا شاهد سمی شدن کامیونیتی و جامعه گیمرها باشیم. این بحث که آیا افرادی که «سولزباز» نیستند بازیکنان بدی هستند یا نه، همواره باعث جنگ و جدل بین گیمرها بوده است. این موضوع که یک گیمر برای ثابت کردن مهارتهایش، حتما باید سولزباز باشد، یکی از آسیبهاو اثرات منفی بزرگیست که این آثار بر پیکره بازیهای ویدیویی وارد کردهاند. البته که این مورد بیشتر به فرهنگ نادرست خود گیمرها و برخورد اشتباه آنها نسبت به این موضوع برمیگردد.
افزایش ساخت کلونهای بیکیفیت

این مورد هم بیشتر به نوع برخورد دیگران با بازیهای سولزلایک بستگی دارد و خود این ژانر به شکل مستقیم مقصر آن نیست. متاسفانه در هر مدیوم سرگرمی میبینیم که وقتی یک اثر به موفقیت عظیمی میرسد، شرکتهای دیگر با نمونه برداری از آن در ساخت محصولاتشان، امید دارند تا گوشهای از آن موفقیت را تکرار کنند. این اتفاق در صنعت بازیهای ویدیویی نیز زیاد رخ میدهد. هر دفعه که یک بازی انقلابی منتشر میشود و به موفقیت تجاری دست مییابد، شاهد سیلی از بازیهای مشابه با آن هستیم.
برخی از این آثار صرفا از بازی مذکور الهاماتی در جنبههای مختلف میگیرند، اما برخی دیگر عملا کپیکاری میکنند و اصطلاحا کلونی از اثر اصلی میشوند. این آثار معمولا یک دهم کیفیت بازی اصلی را هم ندارند و فاقد هرگونه ارزش فنی و هنری هستند. این کلونها، بازیهایی هستند که صرفا برای این ساخته و منتشر میشوند که بتوانند روی موج ترند سوار شده و بازیکنان زیادی را به خود جلب نمایند.
این اتفاق برای سری بازیهای دارک سولز، و بعدا سایر عناوین ساخته فرام سافتور هم، افتاد. از اواسط دهه 2010 میلادی و ترند شدن بازیهای سولزلایک در سراسر دنیا تا همین الان، شاهد انتشار بازیهایی در این سبک بودیم که حرف جدیدی برای گفتن نداشتند. بلکه توسعهدهندگانشان صرفا میخواستند از ترند مذکور استفاده کرده و به موفقیت تجاری برسند. در نتیجه شاهد توسعه و انتشار خیل عظیمی از بازیهای سولزلایکی بودیم که کیفیت به شدت پایینی داشتند و تنها با اهداف تجاری توسعه داده شده بودند. عناوینی مثل نسخه اصلی بازی Lords of the Fallen که در سال 2014 منتشر شد و حتی ریبوت آن در سال 2023، جزو بهترین مثالها برای این مورد هستند. عناوینی که صرفا کلونهایی از سری دارک سولز بوده و فاقد هویت خاص خود بودند.
جمع بندی

از مطالب فوق نباید این گونه برداشت کنید که بازیهای سولزلایک به خودی خود آثار مضری هستند و فقط تاثیرات منفی بر ویدیو گیم گذاشتهاند. اغلب این تاثیرات منفی که در موردشان صحبت کردیم، به علت برخورد نادرست خود توسعهدهندگان و بازیکنان با آثار این ژانر است. بازیهای سولزلایک نه تنها در ذات خود مضر نیستند، بلکه میتوانند درسهای ارزشمندی به بازیکنانشان بدهند. درسهایی مثل اهمیت صبر کردن و تابآوری در مقابل سختیهای زندگی. اگر ما بتوانیم نوع برخوردمان را با این ژانر تغییر دهیم، قطعا خیلی از آثار منفی که گفته شد هم از بین خواهند رفت. فراموش نکنید که بزرگترین هدف ویدیو گیم، لذت بردن است!
سوالات متداول در رابطه با این محتوا
دیدگاه کاربران
تعداد دیدگاه کاربران: 12 دیدگاهمهدی یار
به نظر من بزرگترین آسیبی که تقریبا به تمام دنیای گیم وارد کرده
وارد کردن المان های نقش آفرینی به همه ی بازی هاست!
مثلاً ضربه ای که فرانچایز اساسین از این قضیه خورد
یا طولانی شدن بازی ها!
زمان گذشته یه بازی نهایتا ۱۵ الی ۲۰ ساعت یا حتی ۱۰ ساعت تموم میشد
اما الان ؟!
خسته میشی تا یه بازی تموم بشه!
محمد
اینکه ی ژانر رو مقصر حذف شدن ی ژانر دیگه بدونی چونکه بازیکنها اون ژانر رو انتخاب کردن واقعا عجیبه😐. اگه یکی بین دو چیز یکی رو انتخاب کنه یعنی احتمالا ی مزیتی داشته دیگه. بماند اینکه الان بازی هک اند اسلش پرطرفدار هم همچین کم نیست، استلار بلید ی نمونشه.
mohsen
با نظر نویسنده محترم بابت تفاوت موجود بین این دو سبک گیم موافقم. این که سولزلایک برای خیلی از استودیو ها یه حالت پیش برنده برا ساخت تبدیل شده.
اما این روزها همه چی داره به سمت عبارت ” واقعگرایانه ” پیش میره. گرافیک، گیم پلی، دیالوگ، تاثیر تصمیمات بازیکنان در طول گیم و…..
سبک سولزلایک گیم پلیش با وجود محدودیتهایی که تا حد قابل قبولی برای یک گیم به محدودیت انسان (مثل نوار استقامت که ضربه زدن و هر گونه دفاع رو نیازمند هوشمندی میکنه) نزدیکه در ناخودآگاه یا حتی خودآگاه واقعگرایی رو نمایش میده.
با تمام قدرت بالای باس ها و محدودیت های کاراکتر در ارتقا و اکشن.
واقعا کسی هست که به عنوان مثال Nameless King در دارک سولز 3 رو شکست بده و بعد تو خودش یه حس اعتماد به نفس نبینه؟ از خودش و عملکردش راضی نباشه؟ به عبارتی میگه من شکستش دادم!
اما در گیم هایی مثل دویل می کرای، وقتی با دانته یا نیرو یه باس فوق العاده قدرتمند رو شکست بدی شاید بهت خوش گذشته باشه اما در نهایت پیروزی رو از آن خودت نمیدونی. بلکه مربوط میدونی به قدرت ها و نامحدودی کاراکتر.
به نظرم به عنوان یکی که از سال 2008 داره گیم پلی میکنه این یه تغییر عظیم بود که شما رو خیلی درگیر میکنه.
اگه هک ان اسلش بتونه این حس رو به بازیکن منتقل کنه، به نظرم عالی خواهد بود
یوسف
نابودی بازیای هک اند اسلش کاملا مخالفم انتفاقا به نظر من مکمل این ژانر هم هست بازیای سولز لایک چون تو اکثر بازیای هک اند اسلش الکی داری یه دکمه ای میمروتی وست ده تا انمی پاره میشن ولی سولز ها مبارزه با وزن و منتق آوردن به صنعت و دلیل اصلی که من خودم خیلی این ژانر دوست دارم همینه همیشه خدا از این مشکل بازیای هک اند اسلش ناراحت بودم که میازاکی این رویای منو براورده کرد ولی از اون ترف سکو واقا بیشتر بازیای سولز خیلی کندت بعزیا هم نه مثل سکیرو
محمد
داداش این که میگی عناوین هک اند اسلش دارن منقرظ میشن درست نیست به نظرم این فقط نظر شماس یه جایی گفتی تجربه عنواین سولز لایک به سلیقه شخص برمیگرده دقیقا نه تنها دنیای گیم که کلا همه چیز تو این دنیا بر اساس سلیقه ست سلیقه ادما متفاوته هک اند اسلش و سبک سولزبورن هر کدوم طرفدارای خاص خودشونو دارن مثلا خود من تمام آثار استاد میازاکی رو تجربه کردم ولی دلیل نمیشه از سبک هک اند اسلش مثل شاهکاری
چون متالگیررایزینگ و دویل می کرای یا بایونتا خوشم نیاد هر گفته جایی و هر نکته مکانی دارد هر چیزی سر جای خودش کاملا زیباست برای سمی شدن جامعه بازیکنا هم باز به خود شخص بر میگرده این موضوع توی همه ضمینه ها افراد افراطی وجود دارن مشکل از اخلاقیات انسانیه اینا هم دلیل نمیشه که سبک سولز تاثیر منفی گذاشته باشه روی دنیای گیم بلکه برعکس تمام دستاوردی که داشته مثبت بوده و تاثیرات خیلی خوبی هم گذاشته اتفاقا جدا از سختی بالای سولزها واقعا فرامسافتور کلاس بازیسازی میزاره برای بقیه استدیو ها و ناشر ها با این سطح توجه به جزئیات دنیاهایی که خلق میکنه یعنی پشت یه شخصیت فرعی که هیچ حتی یه ایتم فرعی کلی داستان نهفته ست از شما بعیده که این حرفو بزنی چون مطمعنم از تاریخچه ویدیو گیم اطلاع دارین شروع این صنعت با گیم های چالش برانگیز و هاردکور بوده خیلی از گیم ها حتی سیو و ذخیره نداشتن مثلا گیم های اتاری و سگا و میکرو حتی گیم های جدید تری مثل ای جی ای و رفته رفته گیم ها آسون و راحت تر شدن و صنعت گیم تبدیل شد به یه صنعت پول پرست و بدون دستاورد نمونه بارزش یوبی سافته که به چه روزی افتاده یه زمان شاهکار پشت شاهکار خلق میکرد الان متاسفانه آشغال پشت آشغال یعنی یه شرکت مثه ساکر پانچ که تنها گیم مشهورش اینفاموس هست با ساخت سوشیما کلاس بازیسازی میزاره برای یوبی سافت بقیه شرکت ها و ناشر ها هم همینه وضعشون اکثرا مثه اکتیویژن و الکترونیک آرتز و …..
یه زمانی گیم به غیر از سرگرمی درس های زندگی یاد میداد ولی الان خودتون بهتر میدونین چخبره
مثلا یه گیم در ظاهر ساده مثه گتینگ اور ایت اینقدر سخت و طاقت فرسااست که هر کسی نمیفهمه و نمیتونه ادامه بده ولی پشت همین گیم ساده کلی درس زندگی خوابیده تک تک دیالوگ های بنت قودی تامل برانگیزه در طول گیم و خیلی جالبه که رکورد جهانیش یک دقیقه ست ولی میانگیم تایم پلی دادنش بی نهایته
در کل امیدوارم استدیو ها و ناشرها یکم از عمق پول پرستی خودشون کم کنن و گیم های بهتر با دستاورد های قابل توجه و داستان های عمیق و جزئیات فراوان خلق کنن
محمد جواد جعفری در پاسخ به محمد
مرسی از نظر دقیقت. اما توجه داشته باش که من در خیلی از جاهای این مقاله یا نوشتم به شکل «غیر مستقیم» تقصیر متوجه بازی های سولز هست، یا اینکه به رابطه ای که بین گیمر یا بازیساز با این سبک از عناوین هست، برمیگرده. در این مقاله بارها اشاره شد که سولزلایک های فرام سافتور آثار مهمی هستند، اما این طرز برخورد نادرست گیمرها و حقدولوپرهاست که کار رو خراب میکنه.
ضمن اینکه این تنها حرف من نیست و تحلیلگرا و بازیسازهای زیادی در طول این سالها، «یکی از دلایل انقراض هک اند اسلش» و اینکه دیگه به اندازه قبل محبوب نیست رو، ترند شدن سولزلایکها میدونن.
بارها در طول تاریخ اتفاق افتاده که در حوزه سرگرمی وقتی چیز تازه ای ترند میشه، آثار قبلی مشابه با اون طرفدارای خودشون رو از دست میدن.
PARSA
این روز ها بخاطر تعصب کورکورانه برخی گیمرها کمتر کسی پیدا میشه جرأت پیدا کنه راجب سبک سولز نقد بنویسه و مورد هجمه واقع نشه ، باید تشکر کرد از نویسنده بابت نشر این مطلب مهم ، واقعا تمامی موارد که گفته شد درست بود ، اول که بازی های آنلاین به گونه ای باعث کمرنگ شدن بازی های داستانی شدن ولی بعد سال ۲۰۱۸ و انتشار آثاری بزرگ مثل red dead دوباره آثار داستانی به عرصه ویدیو گیم برگشتن ولی بعد با انتشار بازی های سولزلایک که به خودی خود آثاری فوقالعاده هستند ولی با برداشت اشتباه برخی گیمر ها تبدیل شدن به کابوس گیمر هایی که به ویدیو گیم به چشم اثاری برای آرامش و لذت نگاه میکنن .
younes bloodborne
حرف دل gta پلیر ها رو زدی. بازی باید سخت باشه تا زندگی کنی باهاش.
بازیهای سولز لایک زمانی تمومشون میکنی، فک میکنی زندگیت تموم شده. 1 هفته زمان میبره تا به زندگی سابق برگردی.
مهم نیست
عجب مقاله ای،چه تحلیلی!!
خسته نباشید.🙏🏻❤️🌷
اقا کیا
فقط منی که با ترینر باس های الدن رینگو با یه ضربه میکشتم 🤣
محمدحسین کرمی
عالی 👌🏻 خسته نباشید
محمد جواد جعفری در پاسخ به محمدحسین کرمی
💙🙏