بهترین صحنه های سینمایی در بازی های ویدیویی
سارا هابطی

سینمایی ترین تجربه در بازی های ویدیویی را کدام عناوین دارند؟

سارا هابطی 24 مهر 1403 بدون دیدگاه
8,806 بازدید

چیزی که به نظر می‌رسد و بسیاری از طراحان بازی فراموش می‌کنند، بخش سینماتیک آثار است.  برای اینکه یک عنوان جذاب برای گیمرها بسازیم باید حتما پیشرفته بودن پردازنده‌های گرافیکی و قدرت پردازش قسمت‌های سینماتیک بازی را حتما در نظر بگیریم. هر چقدر که روی کات سین‌های یک بازی بیش‌تر کار شده باشد، بازیکنان معمولا بیش‌تر به بخش داستانی علاقه پیدا خواهند کرد. بخش‌های سینمایی بازی در کنار اینکه می‌توانند بسیار تاثیرگذار و سرگرم‌کننده باشند، اما تمرکز بیش از حد روی صحنه‌های سینمایی در ویدیوگیم باعث دور شدن از هدف اصلی پروژه خواهد شد. در ادامه همراه پارسی گیم با بهترین صحنه های سینمایی در بازی های ویدیویی باشید.

بهترین صحنه های سینمایی در بازی های ویدیویی

با این حال بهترین صحنه های سینمایی در بازی های ویدیویی را گاهی اوقات در عناوینی پیدا می‌کنید که به طور کل حول محور کل ایده سینمایی بودن یا انتقال حس سینمایی در بازی ساخته شده‌اند. این آثار شما را کنجکاو می‌کنند تا پایان داستان، جریان گیم پلی را دنبال نمایید تا به انتهای بازی برسید. این آثار معمولا یک سر و گردن از دیگر بازی‌های دنیای ویدیویی بالاتر هستند و لحظات جذاب و باورنکردنی زیادی را برای گیمرها خلق می‌کنند. شاید یک صحنه سینمایی در ویدیو گیم بتواند سالیان سال در ذهن بازیکنان باقی بماند و خاطرات شیرین یا تلخی را برای آن‌ها ایجاد کنند. در ادامه همراه ما با معرفی لیستی از بهترین صحنه های سینمایی در بازی های ویدیویی باشید.

1) بازی Heavy Rain

بازی Heavy Rain از بهترین تجربه های سینمایی در ویدیوگیم

بیش‌تر گیمرها عاشق یک جریان جنایی خوب هستند و اما بازی Heavy Rain چیزی فراتر از یک داستان جنایی را در اختیار گیمرها قرار می‌دهد. بخش سینمایی این اثر داستان جنایتکاری به نام قاتل اوریگامی (Origami Killer) را دنبال می‌کند و حول محور یک پدر افسرده می‌چرخد. این فرد قصد دارد با مدارکی که به دست می‌آورد به هدف نهایی خودش برسد. همانطور که او برای نجات پسرش راهی جاده می‌شود، شخصیت‌های دیگر از جمله یک روزنامه نگار، یک کارآگاه و یک مامور دولتی به هر طریقی وارد تحقیقات می‌شوند.

این عنوان بهترین صحنه های سینمایی در بازی های ویدیویی را به شما ارائه می‌دهد و تجربه مبتنی بر داستان‌های متنوع را به نمایش می‌گذارد. هر چند لحظه تاثیرگذار از این بازی بازیکنان را حسابی تحت تاثیر می‌گذارد و احساسی‌ترین لحظات را برای آن‌ها به ارمغان می‌آورد. گیمرها در این بازی باید با شخصیت اصلی بازی با محیط و شخصیت‌های دیگر آن تعامل داشته باشند تا جریان اصلی بازی پیش برود. در هر قسمت از بازی با یکی از چهار کاراکتر اصلی بازی Heavy Rain روبرو می‌شوید و هر کدام از این شخصیت‌ها داستان خودشان را برای روایت کردن دارند. تمام تصمیمات و دیالوگ‌هایی که در جریان گیم پلی انجام می‌دهید، روند کلی داستان تاثیر بسیار زیادی دارد و می‌تواند پایان داستان را به گونه دیگری به اتمام برساند.

موسیقی متن غمناک در کنار لحظه‌های سنگین سینمایی، جذابیت این اثر چندین برابر کرده‌اند و سکانس‌های زیبای آن همخوانی زیادی با موزیک متن دارند. جدا از زیبایی که در هر بخش از این بازی دیده می‌شود، موسیق متن واقعا یکی از رویایی‌ترین قسمت‌های بازی Heavy Rain به حساب می‌آید.  جدا از بخش موزیک، شاهد المان‌های گرافیکی خوبی هستیم که با یک هنر خاص در کنار یکدیگر چشم بازیکنان را نوازش می‌دهند. زمانی که این اثر برای اولین بار برای پلی استیشن 3 منتشر شد، بیشتر گیمرها از گرافیک این بازی دوست‌داشتنی تعجب کردند.

2) آثار The Supermassive Games Collection

بازی های استودیو Supermassive از تجربه های سینمایی در ویدیوگیم

همه ما دوست داریم فیلم‌های ترسناک ببینیم و با خود فکر کنیم: “من می‌توانستم از آن لحظه به راحتی جان سالم به در ببرم!”. به همین خاطر عناوین The Supermassive Games Collection در اختیارتان قرار گرفته‌اند تا واقعا به این واقعیت پی ببرید که در شرایط سخت تا چه اندازه زنده ماندن شما امکان پذیر است. تیم استودیو Supermassive به وحشت آرام و تاثیر گذار علاقه زیادی دارند و شما را تا زمانی که تمام افراد بمیرند یا گم شوند، سرگردان می‌گذارد. با آثاری مثل Until Dawn، The Quarry و The Devil In Me خیلی از گیمرها دیگر سراغ بازی‌های ترسناک نمی‌روند؛ زیرا این عناوین تمام المان‌های دنیای ترس را در دل خوشان دارند.

هر چقدر که در جریان گیم پلی بازی و تصمیماتی که می‌گیرید هوشمندانه‌تر عمل کنید، طبیعتا با پایان بهتری نیز مواجه خواهید شد. در صورتی که روند بازی چیزی غیر از این را دنبال کند، باید منتظر یک پایان‌بندی آزاردهنده و بد باشید. هر کدام از آثار این استودیو تنوع شخصیتی زیادی دارند و به عنوان یک نکته مثبت می‌توانیم آن را در نظر بگیریم. برخی از کاراکترهای بازی را می‌توانید به صورت خطی بشناسید یا در قسمت‌های متفاوتی با آن‌ها مواجه شوید. وجود این همه کاراکتر در بازی ارتباط عمیق‌تری را برای بازیکنان شکل می‌دهد و راحت‌تر می‌توانند با جریان داستان ارتباط برقرار کنند.

جدا از صحنه های سینمایی در ویدیوگیم در هر عنوان، با گذشت زمان وارد مرحله‌هایی می‌شوید که جلوه‌های بیش‌تر از بازی برای شما به نمایش می‌گذارند. لحن روایت داستان هر عنوان به شیوه خاص خودش پیش می‌رود و مخاطبان را مجاب می‌کند تا با شخصیت‌های آن تعامل بهتری داشته باشند. در هر قسمت از کات‌سین‌ها شما با تکنیک‌های هالیوودی برای القای حس ترس در بازیکنان مواجه می‌شوید و گاهی اوقات به کلیشه‌های سینمایی ترس چند دهه قبل نیز برمی‌گردید. برای بیش‌تر سکانس‌های بازی از بازیگرهای حرفه‌ای استفاده شده تا جذابیت حضور کاراکترها را چندین برابر افزایش دهند.

3) بازی Fahrenheit (Indigo Prophecy)

بازی Fahrenheit از بازی ها با صحنه های سینمایی جذاب

قبل از اینکه TellTale Games با مجموعه‌ای از آثار داستان محور در دنیای گیم ظاهر شود، ما تجربه بازی Fahrenheit (Indigo Prophecy) را همراه خودمان داشتیم. در این اثر دوست‌داشتنی شما طیف گسترده‌ای از عناصری مثل هیجان، ترس، معمایی، توطئه و ماوراء‌طبیعی را به تنهایی تجربه می‌کردید. داستان بازی صحنه‌هایی از زندگی یک مرد معمولی، لوکاس کین (Lucas Kane) را نشان می‌دهد. این فرد زمانی که از خواب بیدار می‌شود، می‌فهمد که مرتکب یک جنایت شده است. حالا شما باید کارگردانی یک فیلم را برعهده بگیرید و دنبال فراری دادن این مظنون از دست پلیس باشید.

همچنین شبکه تعقیب و گریز پلیس به صورت مداوم حرکت‌های این فرد را زیر نظر دارد. در این بین با صحنه‌های زیادی از جمله سکانس‌های مبارزه اکشن، ماجراجویی، درام و انیمه (به صورت واقعی) روبرو خواهید شد که جریان بازی را به شدت جذاب می‌کنند. دیوید کیج یک بار دیگر در کارنامه خودش یک شاهکار را ثبت کرد که در سال 2005 به خوبی درخشید. لوکاس شخصی است که مدام در حال دیدن کابوس‌های زیادی است و چهره مقتول را به هیچ‌وجه از یاد نمی‌برد. او در انتها تصمیم می‌گیرد که از برادرش برای بهتر شدن حالش کمک بگیرد.

بخش‌های سینماتیک بازی و البته داستان این اثر به حدی جزئیات دارد که بررسی آن به هیچ‌وجه کار آسانی نیست. سازنده این عنوان سعی کرده که روند روایت داستان بازی از چند دید مختلف پیش برود و برداشت‌های مختلف از واقعیت به صورت کامل بررسی شوند. تمام این کارها به صورتی انجام شده‌اند که ساختار اصلی بازی را بهم نزنند و داستان بازی Fahrenheit (Indigo Prophecy) جریان طبیعی خودش را ادامه دهد. با این حال شما به عنوان کسی که مظنون به قتله، تمامی مدارک را از بین ببرید. بار دیگر شما به عنوان یک مامور پلیس در صحنه ظاهر خواهید شد و لوکاس را به عنوان یک قاتل روانی می‌شناسید و باید مدارک لازم برای محکوم کردن او را جمع کنید.

4) بازی Metal Gear Solid 3: Snake Eater

بازی Metal Gear Solid 3 از تجربه های جذاب و سینمایی در بازی های ویدیویی

سری Metal Gear Solid با انتشار عنوان Metal Gear Solid 2: Sons of Liberty سرعت خود را به میزان قابل توجهی کاهش داد. تیم سازنده این بازی زمان زیادی را برای نوشتن خطوط داستانی پیچیده و شخصیت‌های برجسته‌تر با کات سین‌های سینمایی صرف کردند و این کار برای ارائه دادن یک بازی تمام و کمال بود. در بازی Metal Gear Solid 3: Snake Eater قسمت‌هایی غیر از گیم پلی وجود دارند که در جذابیت جریان بازی را بیش‌تر می‌کنند و بازیکنان را انگشت به دهان می‌گذارد. در این اثر داستان Naked Snake روایت می‌شود و این بار شخصیت اصلی بازی به یک منطقه جنگلی نفوذ می‌کند تا مربی سابق خود و گروه کهنه‌کارش را دست از قاتلان حرفه‌ای نجات دهد.

همچنین در این بین شخصیتی وجود دارد که با هورنت‌ها (hornet) مبارزه می‌کند و صحنه‌های ترسناک و دلاورانه‌ای را به نمایش می‌گذارد. این اثر زیباترین داستان را در بین مجموعه Metal Gear Solid دارد و نقش مهمی را در محبوبیت بازی در بین گیمرها ایفا می‌کند. در کنار داستان‌سرایی بی‌نظیر این عنوان، شاهد شخصیت‌پردازی فوق‌العاده تیم سازنده هستیم که همه چیز را به بالاترین سطح جذابیت خودش می‌رساند. زمانی که این بازی به دنیای گیم معرفی شد به دلیل گرافیک خوبی که در زمان خودش داشت، مورد توجه بیش‌تر بازیکنان قرار گرفت. به همین خاطر این اثر را یک سر و گردن از تمام عناوین نسل ششم بالاتر می‌دانند. با اینکه بازی از المان‌های گرافیکی قدیمی تبعیت می‌کند، اما هیچ گونه باگ یا مشکلی فنی خاصی در روند گیم پلی آن نمی‌بینید.

گیم پلی این اثر خاطره‌انگیز تفاوت زیادی با آثار گذشت خودش نداشت، اما در بخش‌های زیادی بهینه‌سازی‌های گوناگونی دیده می‌شد. سبک این بازی بر پایه فعالیت‌های مخفی‌کارانه پیش می‌رود و باید تمام عملیات را به صورت ناشناس انجام می‌دادید. با اینکه برای درگیرهای شدید در بازی تمام تجهیزات مورد نیازتان را داشتید، ولی تاکید بازی بیش‌تر روی انجام دادن مراحل روی حالت مخفی‌کارانه بود. آیتم cardboard box همیشه در اختیار شما قرار داده می‌‌شود تا بتوانید راحت‌تر از چشمان سربازان بازی پنهان بمانید. با اینکه این اثر نیز شباهت زیادی به نسخه‌های قبلی خودش داشت، اما در مکانیزم‌های جدید و المان‌های گرافیکی آن تجدید نظرهای زیادی صورت گرفته بود.

5) مجموعه The Walking Dead Series

بازی Telltale The Walking Dead از بهترین تجربه های سینمایی بازی های ویدیویی

این مجموعه جدا از داشتن بهترین صحنه های سینمایی در بازی های ویدیویی، به عنوان یکی از بهترین کمیک‌های زمان خودش شناخته می‌شود. بعد از اینکه سریال تلویزیونی این مجموعه منتشر شد، شاهد انتشار مجموعه بازی‌های داستانی آن نیز بودیم که واقعا یک شاهکار واقعی بودند. مسلماً این بزرگ‌ترین دستاورد Telltale Games نسخه‌های متعدد بازی The Walking Dead بود. هر کدام از نسخه‌های بازی داستان‌های متفاوتی را دنبال می‌کند که حول شخصیت کلمنتاین (Clementine) متمرکز می‌شود. این دختر دوست داشتی در طول شیوع زامبی تنها می‌ماند و توسط بازماندگان دیگری بزرگ می‌شود.

داستان کلی این آثار معمولا براساس مبارزه انسان‌ها برای زنده ماندن از دست گونه خودشان و دیگر زامبی‌ها روایت می‌شود، که تمام این افراد سعی دارند دوباره همه چیز را به شکل طبیعی خودش بازگردانند. روایت‌های داستانی این اثر شبیه به کمیک بوک پیش نمی‌رود و تفاوت‌های زیادی در آن دیده می‌شود. بنابراین اگر با برداشت آزادی از کمیک داستان روبرو شدید، به هیچ‌وجه غافلگیر نشوید. بخش‌های داستانی این مجموعه همه چیز را به خوبی در دل خودش جای داده است و سبک گرافیکی آن جذابیت قسمت‌های داستانی را چندین برابر می‌کند.

تمام نسخه‌های این مجموعه یک روایت واحد را پیش می‌برند و در هر مرحله چالش‌ها و اتفاقات جدیدی پیش‌روی بازیکنان قرار می‌گیرند. شما در دنیایی قرار گرفته‌اید که بازمانده‌های آن هیچ رحمی به یکدیگر ندارند و براساس نیازهایشان روی هم دیگر اسلحه می‌کشند. هر انتخابی که در هر کدام از عنوان‌ها می‌‌گیرید روی آینده شخصیت اصلی بازی تاثییر مستقیم می‌گذارد و تشخیص درست یا غلط بودن آن کار ساده‌ای نیست. بهتر است در سفر خود در دنیای این آثار زیادی به افراد مختلف وابسته نشوید؛ زیرا در غیر اینصورت امکان دارد با مرگ هر کدام از شخصیت‌های مورد علاقه‌تان روبرو شوید. در چنین شرایط معمولا افراد باهوش‌تر تصمیم می‌گیرند که به صورت جمعی زندگی کنند، ولی همیشه حرص و طمع برخی از اعضای گروهی زحمات تمام افراد گروه را به باد می‌دهد.

6) بازی Final Fantasy 10

بازی Final Fantasy 10 دارای صحنه های سینمایی در ویدیوگیم

سری فاینال فانتزی هیچ نشانه‌ای از توقف ندارد، اما به نظر می‌رسد فاینال فانتزی 10 احساسات متفاوتی را در بین دوست‌داران این مجموعه برانگیخته است. اگر این اثر را تا به الان تجربه کرده باشید، قطعا دوست دارید بار دیگر آن را از اول شروع کنید؛ زیرا این عنوان با یک بار بازی کردن به اتمام نمی‌رسد. صحنه های سینمایی در ویدیوگیم یک سری انیمیشن‌های فوق‌العاده را برای شما روایت می‌کنند و هیچ جای نقصی در سینماتیک یک اثر دوست‌داشتنی دیده نمی‌شود. شاید زمان زیادی طول بکشد تا دنیای وسیع و زیبای بازی درون مایه خودش را برای شما به نمایش بگذارد.

در گیم پلی و بخش سینمایی بازی با مجموعه‌های شگفت‌انگیزی از موجودات عجیب، ماشین‌ها و شخصیت‌های به یاد ماندنی مواجه می‌شوید که هر کدام به یک اندازه می‌توانند برای شما خاطره‌سازی کنند. معرفی شخصیت‌های سینماتیک به تنهایی سزاوار ستایش هستند و این موضوع به تنهایی انگیزه کافی برای باز کردن شخصیت‌های جنگجوی جدید را به بازیکنان می‌دهد. جدا از بخش‌‌های جذاب سینماتیک این اثر دوست‌داشتنی شخصیت‌پردازی بازی Final Fantasy 10 با هنرمندانه‌ترین شکل ممکن انجام شده است. این بازی به یاد ماندنی برای اولین بار برای کنسول پلی استیشن 2 منتشر شد و در همان ابتدای کار خودش محبوبیت زیادی پیدا کرد.

در نسخه‌های بهینه‌سازی شده بازی موادی مثل: کاراکترها، هیولاها و محیط‌های بازی به صورت زیبایی تغییر پیدا کردند و استانداردهای گرافیکی جدیدتری روی آن‌ها اعمال شد. تمام این کارها کمک کرد تا بازیکنان و طرفداران این مجموعه تجربه دلنشین‌تر و عمیق‌تری از گیم پلی بازی داشته باشند. داستان بازی در مورد پسر بچه‌ای است که 17 سال بیش‌تر سن ندارد و به بازی بلیتز بال علاقه فراوانی دارد. به دلیل اتفاق‌هایی که برای اون رخ می‌دهند، راهی یک سفر طولانی می‌شود و پرده از رازهای بزرگی برمی‌دارد.

7) مجموعه  Deliver Us Series

بازی Deliver Us the Moon از بازی های خوب با صحنه های سینمایی

ما هزاران داستان از چگونگی رفتن به سیارات یا اجرام آسمانی دیگر را با بازی‌های Deliver Us بررسی کرده‌ایم. تمام ماجرای این مجموعه از عنوان Deliver Us The Moon شروع می‌شود و اثر Deliver Us Mars را دنبال می‌کند. این مجموعه محیطی را برای بازیکنان آماده می‌کند که شباهت زیادی به زمین خودمان دارد. در این بین با چالش‌ها و مشکلاتی روبرو خواهید شد که آرزو می‌کنید که هیچ وقت در واقعیت وجود نداشته باشند. شما سفری به ماه خواهید داشت و در آنجا باید با انجام عملیات‌های مختلف جان انسان‌ها را از خطرات احتمالی نجات دهید. همچنین باید سیاره ماه را از شر یک موجود عجیب و غریب خلاص کنید.

بیش‌تر کارهایی که روی سیاره انجام می‌دهید برای به تصویر کشیدن بهتر زندگی روی ماه و مریخ هستند. بنابراین باید به عنوان یک فضانورد جان خودتان حفظ کنید و در کنار آن نسل بشر را از انقراض جدی نجات دهید. بیش‌تر آثاری که برای آینده ساخته می‌شوند، معمولا یک موضوع مشترک دارد و آن هم نابودی دنیا و تاریکی مطلق است. البته این موضوع در بازی‌های مختلف به شکل متفاوتی ظاهر می‌شود، ولی اغلب یک پایان سیاه را روایت می‌کنند. اگر آینده زمین سیاه هم نباشد، با کمبود منابع زیادی روبرو خواهیم شد که زندگی روی آن را سخت‌تر از روزهای گذشته می‌کند.

بخش سینماتیک و داستانی این مجموعه‌ها در شرایط مطلوبی روایت می‌شوند، اما همیشه یک کلیشه را در تمام نسخه‌های این سری می‌بینید. البته در بخش‌های مختلف داستانی بازی چیزهای جدیدتری به روند کلی بازی اضافه می‌شوند تا جذابیت بازی را بیش‌تر کنند و حالت یکنواخت شدن را از آن بگیرند. گیم پلی بیش‌تر آثار حدود 7 یا 8 ساعت شما را سرگرم خودشان می‌کنند و ممکن است در 5 ساعت نیز این عناوین را به پایان برسانید. پیدا کردن پازل‌های بازی برای تکمیل کردن داستان بازی به روان‌ترین شکل خودش پیش می‌رود و به همین خاطر مورد تحسین بیش‌تر بازیکنان و منتقدین قرار گرفته است.

8) بازی Shadow Of The Colossus

بهترین صحنه های سینمایی در بازی های ویدیویی | بازی Shadow of the Colossus

این عنوان در واقع مجموعه‌ای از بخش‌های سینمایی زیبا و تاثیرگذار است که به هنرمندانه‌ترین شکل ممکن به فریم‌های یک بازی تبدیل شده‌اند. بازی Shadow Of The Colossus باید حتما در لیست بهترین صحنه های سینمایی در بازی های ویدیویی قرار بگیرد؛ زیرا واقعا شایستگی آن را دارد که به عنوان بهترین اثر از نظر بخش‌های سینماتیک شناخته شود. با اینکه با شخصیت‌های زیادی در جریان بازی مواجه نمی‌شوید، متوجه جزئیات و ریزه‌کاری‌‌هایی خواهید شد که در کم‌تر عنوانی با آن‌ها سر و کار دارید. دنیای این اثر با این‌که بسیار نفس‌گیر است، اما رمز و رازهای فراوانی را در دل خودش دارد.

حتی ضرباتی که باس فایت‌هایی بازی به هر قسمت می‌زنند، جزئیات مختص به خودشان را دارند. هر چقدر که در جریان گیم پلی بازی غرق می‌شوید، زیبایی‌های بیش‌تری را در این اثر پیدا می‌کنید و متوجه شاهکار بودن بازی Shadow Of The Colossus خواهید شد. همینطور در هر بخش اسرار فراوانی نهفته است که فقط با حوصله و صبر به دست می‌آیند. در پایان بازی با موارد زیادی برمی‌خورید و شما متوجه می‌شوید که واقعا رسیدن به این جایگاه ارزش این همه تلاش و مبارزه را داشته است یا خیر. از نظر بخش‌های داستانی با المان‌هایی مواجه خواهید شد که این بازی را از هر نظر خاص می‌کنند و انتظارات را بیش از اندازه بالا می‌برند.

جدا از بخش‌های سینمایی و داستانی فوق‌العاده این اثر، با گیم پلی روبرو خواهید شد که آن در کم‌تر عنوانی تجربه کرده‌اید. شما با دشمنان زیادی مبارزه نمی‌کنید و فقط باید 16 غول را از پا درآورید. از بین بردن هر کدام از باس‌های بازی دست کمی از عبور از سخت‌ترین دشمنان هر بازی هک اند اسلش را ندارد، تنها در اینجا باید پازل‌های زیادی را حل کنید. هر کدام از غول‌ها نقاط ضعف خودشان را دارند و پیدا کردن این نقاط کار اصلا ساده‌ای نیست. در حین حل کردن معماها رسیدن به نقاط ضعف کلوسی‌ها، باید در صورت امکان از ضربات آن‌ها فرار کنید یا به صورت مستقیم با هر کدام از کلوسی‌های بازی درگیر شوید. انجام هر کدام از این فعالیت‌ها یک تجربه به یادماندنی را در ذهن گیمرها به یادگار می‌گذارد.

کلام آخر

خوشبختانه امروزه با پیشرفت قابل توجه تکنولوژی و وجود جلوه‌های بصری خیره‌کننده و جزئیات انکارناپذیر، دیگر کم‌تر فردی را می‌توانید پیدا کنید که منکر نزدیک شدن گرافیک بازی‌های ویدیویی به واقعیت بشود. هر چقدر که زمان می‌گذر دنیای بازی‌های ویدیویی به فیلم‌های سینمایی شباهت بیش‌تری پیدا می‌کند و ممکن است روزی نتوانیم فیلم را از یک بازی ویدیویی تشخیص دهیم. امروزه در برخی از آثار، بازیکنان می‌توانند با فشردن یک دکمه مخصوص وارد لحظات سینماتیک شوند که روند داستان تماما به خودشان بستگی داشته باشد و صحنه‌‌های فراموش‌نشدنی را تماشا کنند. نظر شما در رابطه با لیست بهترین صحنه های سینمایی در بازی های ویدیویی چیست؟ چه آثار دیگری می‌توانستند در لیست ما حضور داشته باشند؟ شما عزیزان می‌توانید نظرات ارزشمند و تجربیات سازنده خودتان را با تیم پارسی گیم و دیگر کاربران به اشتراک بگذارید.

مطالب مرتبط

بازی های مرتبط

سوالات متداول در رابطه با این محتوا

چه آثاری توانستند بهترین لحظات سینمایی را برای بازیکنان بسازند؟

عناوین زیادی در این رابطه وجود دارند اما از بهترین‌های می‌توانیم به آثاری همچون Red Dead Redemption 2، The Order 1886، Death Stranding و کلی موارد دیگر اشاره کرد.

۱

دیدگاه کاربران

تعداد دیدگاه کاربران: 0 دیدگاه
  • هنوز دیدگاهی ارسال نشده است.