بازی Witcher 3: Wild Hunt در سال 2015 روانه بازار شد و طولی نکشید تا هیاهوی بزرگی را در صنعت بازیهای ویدیویی ایجاد کند. اثری که از جانب اکثر منتقدان و مراسمهای مختلف، جایزه بهترین بازی سال را دریافت کرد و طولی نکشید تا برخی به این بازی، لقب یکی از بهترین بازیهای تاریخ را بدهند! این اثر، تمام المانهای یک بازی ویدویی را به بهترین شکل ممکن پیادهسازی کرده است اما در یک بخش، انقلابی بزرگ به وجود آورد؛ ماموریتهای فرعی. ماموریت های فرعی بازی Witcher 3 با روایت داستانهایی بسیار جذاب در قالب مراحلی هیجانانگیز، تجربه متفاوتی را نسبت به ماموریتهای فرعی دیگر بازیهای جهان آزاد ارائه داد.
شکنجه در قالب ماموریت های فرعی بازی Witcher 3
با توجه به دنیای خشونتبار و بیرحم این بازی، ماموریتهای بازی نیز داستانهایی آزاردهنده و تاریک را روایت میکنند. پایانی بد و شکنجهآور، امضای اصلی بسیاری از ماموریت های فرعی بازی Witcher 3 به شمار میآید. یکی از جذابترین قسمتهای این ماموریتها، حق انتخابی است که در اختیار بازیکن قرار داده میشود. بسیاری از انتخابهای منطقی و “درست” در بازی، نیازمند پایمالی اخلاقیات است. این مسئله باعث میشود تا بازیکنان در حین انجام بسیاری ماموریت های فرعی بازی Witcher 3، آزردهخاطر شوند. در این مقاله میخواهیم آزاردهنده و تاریکترین مراحل فرعی این بازی را به شما معرفی کنیم تا هنگام تجربه کردن آنها، آمادگی بیشتری داشته باشید!
7) ماموریت Where The Cat And Wolf Play

یکی از مهمترین ویژگیهای داستان ویچر 3، خاکستری بودن داستان و شخصیتهای آن است. شخصیت اصلی، گِرالت، به هیچ وجه یک قهرمان نیست اما از طرفی نمیتوان او را شخصی شرور دانست. این قضیه در مورد اکثر شخصیتهای حاضر در بازی صدق میکند. این ماموریت، خیلی خوب این قضیه را توصیف میکند و بازیکنان را در موقعیت سختی قرار میدهد. در این ماموریت گرالت وارد روستایی میشود که تمام اهالی آن به جز یک دختر بچه، کشته یا مجروحیت بسیار جدی پیدا کردهاند.
شما با گشت و گذار در این روستا متوجه میشوید که یک ویچر دیگر مسئول تمامی این آسیبهاست. این ویچر تعداد زیادی از روستاییان را به قتل رسانده اما از طرفی ادعا میکند که این روستاییان بودهاند که ابتدا قصد جان اون را داشتهاند. با اینکه جنایتهای این ویچر، بسیار بیرحمانه بوده اما دلیل محکم و منطقی برای انجام آن داشته است. حال نوبت بازیکنان است تا تصمیمی “خوب” یا “بد” متناسب با شرایط فعلی بگیرند و پرونده قضیه را ببندند.
6) ماموریت Possession

مطمئنا پرت کردن یک بچه کوچک درون کوره، هرکسی را آزرده میکند! این قضیه موضوع اصلی یکی از ماموریت های فرعی بازی Witcher 3 است که در ابتدای کار، بازیکنان را حسابی شوکه میکند. شما به عنوان یک ویچر باید یک خانه تسخیر شده را به حالت عادی برگردانید اما با حقیقت تلخی مواجه خواهید شد. یک بچه کوچک، خانه را تسخیر کرده است و تنها راه نجات دادن خانه، پرت کردن این کودک درون کوره داغ است!
قضیه از این قرار است که این کودک توسط موجودی شیطانی به نام “هایم” تسخیر شده است. هایم از عذاب وجدان قربانی خود تغذیه میکند که این حس در آن کودک بیچاره به دلیل یک اشتباه کوچک، زیاد بوده است. حال گرالت با پرت کردن این کودک درون کوره، عذاب وجدان بیشتری را به خودش تحمیل میکند که باعث میشود تا هایم از جسم آن کودک خارج شود. البته نگران نباشید! بعد از کشتن هایم متوجه میشویم که کوره خاموش بوده است!
5) ماموریت Wild At Heart

شما در طول بازی به عنوان یک ویچر، ماموریتهای زیادی را در قالب پیدا کردن شخصیتهای گم شده دریافت میکنید. دنیای بیرحم و خطرناک ویچر باعث میشود تا گم شدن افراد، ارتباط مستقیمی با هیولاها پیدا کند و کشتن هیولاها، کار یک ویچر است. در این ماموریت فرعی، مردی با حال پریشان از شما تقاضا میکند تا همسر گمشده او را پیدا کنید. شما بعد از کمی جست و جو، با خواهر این شخص گم شده مواجه خواهید شد. او به طرز عجیبی از شما تقاضا میکند تا بیخیال این ماموریت شوید و به شوهر خواهرش بگویید که همسرش مرده است!
اگر شما لجاجت خرج دهید و ماموریت را ادامه دهید، متوجه میشوید که شوهر این زن، یک گرگینه است. قضیه موقعی وخیمتر میشود که متوجه میشود که این گرگینه، خودش همسرش را در جنگلی متروک کشته است و از این بدتر، خواهر پلیدش او را به سمت جنگل برده است! بعد از این همه وقایع پیچ در پیچ و اعصابخرد کن، گرالت باید گرگینه را بکشد؛ همان شخصی که این ماموریت را به گرالت واگذار کرده بود. صد البته چنین داستانهای تاریک و بیرحمانهای، یکی از امضاهای اصلی ماموریت های فرعی بازی Witcher 3 به شمار میآید.
4) ماموریت Till Death Do You Part

این ماموریت در DLC دوم بازی، یعنی The Witcher 3: Blood and Wine جریان دارد. این ماموریت جانبی از جایی شروع میشود که شخصی از گرالت تقاضا میکند تا منشا صداهای عجیبی که از قبرستان میآید را پیدا کند. معمولا در چنین مواردی، دزدان قبر یا هیولاها مسئول چنین صداهایی هستند و حل کردن چنین مشکلاتی، از کارهای اصلی ویچرهاست. گرالت با رفتن به این قبرستان متوجه میشود که این سر و صداها، متعلق به دو زوج کشته شده هستند که روحشان هم در قبرستان در حال دعوا و مجادله است!
این زن و شوهر بعد از کشته شدن هم دست از دعوا کردن با یکدیگر بر نداشتند و روحشان هم توانایی تحمل یکدیگر در قبرستان را ندارد. گرالت با دور کردن استخوانهای این دو شخص در قبرستان، آنها را از یکدیگر جدا میکند تا علاوه بر پایان دادن به بحثها، سر و صدای آزاردهندهای که از قبرستان میآمد را قطع کند. طولی نمیکشد که این زن و شوهر از انتخاب خود سخت پشیمان شده و دلشان برای یکدیگر تنگ میشود! آنها از اینکه باید تا ابدیت تنها بمانند، بسیار ناراحت و افسرده میشوند اما گرالت کار دیگری از دستش بر نمیآید. پایان غمانگیز این ماموریت، آن را بسیار آزاردهنده و اعصابخردکن میکند.
3) Scenes From a Marriage

این ماموریت در DLC اول بازی، یعنی The Witcher 3: Hearts of Stone جریان دارد. در این ماموریت، شما باید گل رزی که Olgierd von Evertec به همسرش هدیه داده است را برای او بازگردانید. دلیل اهمیت بالای این گل برای “اولگِرد”، مرگ همسرش با فاصله کوتاهی پس از دریافت این گل است. با اینکه داستان این ماموریت، عاشقانه و سرگرمکننده به نظر میآید، اتفاقهای تاریکی تا به پایان رسیدن آن اتفاق میافتد!
گرالت باید در یک عمارت بزرگ و تسخیر شده، به دنبال این گل بگردد. در این عمارت، شما به دنیای روحهای مختلفی باید بروید تا روح همسر اولگرد را پیدا کنید. هر کدام از این روحها، داستانی تاریک و آزاردهندهای دارند که ذهن شما را حسابی مخدوش میکند. نکته بدتر از جایی شروع میشود که شما با ترسناکترین و اعصابخردکنترین دشمنانی که در کل بازی ویچر 3 ساخته شدهاند باید به مبارزه بپردازید. طراحی این دشمنان حسابی اعصابخردکن است و باعث میشود که هیچگاه دوست نداشته باشید تا این مرحله را دوباره تجربه کنید!
2) ماموریت A Towerful of Mice

برخی از ماموریتهای جانبی، روی قسمتهایی از بازی اصلی تاثیر میگذارند که این قضیه آنها را تبدیل به ماموریتهای جانبی مهمی میکند. ماموریت A Towerful of Mice نیز یکی از این دسته از ماموریتها است که انتخابهای نسبتا مهمی در برابر بازیکنان قرار میدهد. در این ماموریت، گرالت به یک جزیره دورافتاده میرود و به کشتن هیولاها و ارواحی که این جزیره را تحت سلطه خود قرار دادهاند میپردازد. در ابتدای این ماموریت، شاید فکر کنید که با ماموریت هیولاکشی عادی مواجه هستید تا یکی از ارواح سرگردان، داستان مهمی را برای شما تعریف میکند.
“آنابِل”، دختر پادشاه قلعه، معجونی را به هنگام حملهای به قلعه مینوشد؛ معجونی که فکر میکند کشنده است. آنابل پس از نوشیدن آن معجون متوجه میشود که فلج شده است و خبری از مردن نیست! متاسفانه موشهای طاعوندار به سرعت به اتاق او میرسند و آنابل زنده زنده توسط این موشها خورده میشود. این قضیه موقعی بدتر میشود که گرالت متوجه میشود که کارهایی که در حال انجام دادن آن است، در راستای آزادی روح آنابل نیست؛ بلکه ناخواسته به او کمک کرده است تا این طاعون را در بخشهای بیشتری پخش کند! مطمئنا این یکی از تاریکترین ماموریت های فرعی بازی Witcher 3 به شمار میرود که حسابی بازیکنان را در شوک قرار میدهد.
1) ماموریت Return to Crookback Bog

آرک داستانی Bloody Baron، یکی از بهترین بخشهای بازی است. تمامی وقایعی که در رشته ماموریتها رخ میدهد، سرشار از غم و افسردگی است. اکثر ماموریتهای مربوط به Bloody Baron جزو ماموریتهای اصلی هستند اما به طرز عجیبی برای متوجه شدن سرنوشت شخصیتهای داستان، چندین ماموریت فرعی را باید به اتمام برسانید؛ چراکه ماموریتهای اصلی بدون مشخص کردن پایان این آرک داستانی، سراغ شخصیتهای دیگر میروند. پس اگر از طرفداران بازی ویچر 3 هستید، به هیچ وجه نباید ماموریت فرعی و پایانی Return to Crookback Bog را از دست دهید.
با به اتمام رساندن این ماموریت، تمامی انتخابهایی که در ماموریتهای قبلی انجام دادهاید، خود را نشان میدهند. نکته تلخ و غمانگیز قضیه آن است که شما در هیچ صورتی نمیتوانید پایانی خوش در انتهای این ماموریت ببینید. حتی اگر در طول رشته ماموریتهای Bloody Baron، بهترین انتخابها را پیش ببرید، با بدترین پایان مواجه خواهید شد! این قضیه باعث میشود که Return to Crookback Bog شما را با غمانگیزترین و تاریکترین ماموریت فرعی بازی مواجه کند.
جمع بندی
در پایان باید خاطرنشان کنیم که با توجه به ماهیت نقش آفرینی بودن این بازی، انتخابهای شما تاثیر مستقیمی روی نتیجه و سرنوشت شخصیتهای بازی دارد. دربسیاری ماموریت های فرعی بازی Witcher 3، برخی انتخابها تاثیر به شدت منفی مانند نابود شدن کامل یک روستا و اهالی آن میشود. از این رو این لیست سراغ ماموریتهایی رفته است که اتمسفر کلی آنها، تاریک است. نظر شما چیست؟ کدام ماموریت تاریک یا آزاردهندهای را میشناسید که جایش در این لیست خالی باشد؟ نظراتتان را با ما به اشتراک بگذارید!
سوالات متداول در رابطه با این محتوا
دیدگاه کاربران
تعداد دیدگاه کاربران: 0 دیدگاه