در عصر ظهور بازیهای ویدیویی مختلف سبک جدیدی پا به عرصه ظهور گذاشت که تابهحال مشابه آن دیده نشده بود. این سبک جدید که عناصر اکشن و شوتینگ را با عناصر نقشآفرینی ادغام کرده بود با نام Looter-Shooter شناخته شد که بهتر است کمی آن را واکاوی کنیم.Loot در دنیای بازیهای ویدیویی معنای خاصی دارد. هر آیتم و تجهیزاتی که به دست میآورید را تحت عنوان Loot میشناسند. این کلمه در بازیهای نقشآفرینی که آیتمها نقش بزرگی در توصیف کاراکتر شما بازی میکنند، بیشتر معنا دارد. حال تلفیق این کلمه با یک بازی که شلیک کردن سلاح در آن عنصر اصلی گیم پلیاش است، Looter-Shooter را به وجود میآورد که در این مقاله به نقد و بررسی بازی Outriders از استودیو People Can Fly خواهیم پرداخت.
نکته قابلتوجه این است که بازی قابلیت Co-op بازی کردن را دارد اما این نقد بر اساس تجربه تکنفره آن نوشتهشده است.
تاریخچه
اما قبل از ورود به بحث نقد و بررسی اندکی تاریخچه این سبک خاص از بازیها را بررسی کنیم. اولین بازیای که در این سبک منتشر شد، پروژهای بلندپروازانه با نام Hellgate: London بود که توسط کارکنان سابق شرکت معروف Blizzard در سال 2007 طراحیشده و اولین بازیای بود که عناصر نقشآفرینی را با گیم پلی اکشن شوتر اولشخص تلفیق کرد. این پروژه تا حدودی موفقیتآمیز بود و در قسمت Loot داستان بسیار قوی ظاهر شد اما بخش دیگر آن که به گیم پلی شوتر اولشخص اختصاص داشت چنگی به دل نمیزد. بههرحال سازندگان این بازی تجربه کمتری در ساخت یک بازی شوتر داشتهاند و آنچه در آن ماهر بودند، عناصر نقشآفرینی بازی بود.
سپس در سال 2009 عنوان انقلابی دیگری وارد داستان شد. عنوانی که تعریف جدیدی از این سبک ارائه داد و به یکی از موفقترینها در این سبک تبدیل گردید. درست حدس زدید، بازی Borderlands از استودیو Gearbox Software توانست تعریف ژانر Looter-Shooter را به سطح دیگری ببرد. تجربه خوب سازندگان در ساخت بازیهای شوتر اولشخص و علاقه مدیرعامل شرکت به بازیهای نقشآفرینی منجر به پیدایش عنوانی شد که مرزها را جابهجا کرده و همچنان بعد از سالها محبوبیت خودش را حفظ کرده است. موفقیت بازی Borderlands علاوه بر اینکه منجر شد شمارههای بعدی آن نیز ساخته شود، زمینهساز ساخت Looter-shooter های بسیار دیگری نیز شد. به دنبال محبوبیت این ژانر شاهد ظهور عناوین دیگری بودیم. عناوینی مانند Warframe و The Division و Anthem این سبک را وارد حالت سوم شخص کردند تا شکل جدیدی به آن بدهند و با نشان دادن کاراکتر بازیکن، پیشروی و قدرتمند شدن را بهتر به بازیکن نشان دهد. اینجا است که با بازی Outriders از استودیو People Can Fly، آخرین اثر در این سبک روبهرو هستیم.
داستان
قبل از شروع بهتر است داستانی که بازی برای ما آماده کرده را بررسی کوتاهی کنیم. در اواخر قرن 21 زمین در وضعیت بسیار بدی قرار دارد و شرایط آب و هوایی نامساعد شده و فجایع طبیعی پیدرپی در آن اتفاق میافتد که توانایی کنترل آنها از دست بشریت خارجشده است. در پی این موضوع دولتهای موجود تمام منابع خود را به فرستادن بازمانده نژاد بشریت به سیارهای جدید به نام Enoch اختصاص میدهند تا امیدی برای ادامه دادن نسل بشریت باقی بماند. در طی این فرایند دو سفینه بزرگ که هرکدام شامل 500000 نفر هستند راهی این سیاره میشوند.
باوجوداینکه یکی از این سفینهها در میانه راه منهدم میشود، دیگری پس از 83 سال به مقصد میرسد. گروه اولی که برای بررسی سیاره به آن قدم میگذارند Outriders نام دارند و مأموریت دارند تا محیط را کامل بررسی کرده و شرایط را برای ورود سایرین بسنجند. آنها اما طوفانهای عجیبی از انرژی را در سطح سیاره پیدا میکنند و این موضوع را به افراد حکومتی اطلاع میدهند؛ اما در اقدامی عجیب، حکومت نیروهای ویژه خودش را برای نابودسازی گروه Outriders میفرستد و تمامی آنها را میکشد.
دراینبین یکی از افراد گروه که توسط طوفانهای انرژی تحت تأثیر قرارگرفته بود زخمی شده و زنده میماند و توسط گروهی نجات داده میشود. آنها او را در کپسول یخزدهای به خواب میبرند تا 31 سال بعد بیدار شود. پس از بیدار شدن او متوجه میشود که نقشه حکومت برای سکونت انسانها در این سیاره شکستخورده است و انسانها همگی در نقطهای کوچک از کوهستان در حال تلاش برای بقا هستند. از طرفی طوفانهای انرژی باعث شده که او قابلیتهای ابرانسانی جدیدی به دست آورد.
داستان بازی هرچند شاید کلیشهای باشد اما برای پیادهسازی گیم پلی آن مناسب نوشتهشده است. وجود سیارهای وسیع و بیگانه، قابلیتهای فرا بشری که توسط انرژی ناشناختهای بهدستآمده، خیانت دولتمردان و … همگی عناصر نسبتاً مناسبی برای یک داستان علمی تخیلی هستند؛ اما آیا این موارد بهخوبی پیادهسازی شدهاند؟ متأسفانه باید گفت سازندگان بازی چاشنی خوبی را برای داستان انتخاب کردهاند اما در اجرایی کردن آن بهشدت شکستخوردهاند. مأموریت شما در این دنیای وسیع و مهیج بهشدت ساده و پیش و پا افتاده است و پس از پایان بازی احساس خاصی را به شما منتقل نمیکند. شخصیتپردازی بسیار ضعیف کاراکترها در کنار وجود دیالوگهای سطحی و واکنشهای غیرواقعی کاراکترها، کاملاً جذابیت داستانی بازی را کم میکند. کاراکتر اصلی شما بهشدت ساده و کلیشهای است، اصلاً دوستداشتنی نبوده و هرگز در آن دستهای قرار نمیگیرد که به خاطر شما بماند.
او علاقه زیادی به کشتن دارد! گاهی بدون هیچ دلیل مشخص و واضحی. شاید بازی میخواهد خشن بودن دنیای آن را اینگونه به شما نشان دهد اما روش مناسبی را انتخاب نکرده است. سایر کاراکترها نیز بهشدت معمولی نوشتهشدهاند و هیچ نکته منحصربهفردی راجع به آنها دیده نمیشود و در مواردی حتی رفتارهای خیلی عجیبی در Cutscene های بازی از آنها سر میدهد. بازی در بسیاری از صحنهها سعی دارد تا عنصر طنز را مانند سری Borderlands وارد کند که در این امر بهشدت شکستخورده و بهجای آن صحنههایی Awkward و Cringe را تحویل شما میدهد.
گیم پلی و نکات فنی
اما مهمترین جنبه این بازی گیم پلی آن است. قبل از هر چیز باید از وضعیت افتضاح سرورها و کرش های متعددی که بازی گرفتار آن است انتقاد کرد. برای بازیای که در سال 2021 عرضهشده است حداقل انتظار میرود که تجربهای روان و بدون مشکل را به بازیکن ارائه دهد که Outriders اینگونه نیست. در طی تجربه شخصی، بارها با کرش های مختلفی روبهرو شدم که پس از مدتی طاقتفرسا گشته بود. از طرفی دیگر قطع شدن دائم ارتباط با سرور بازی یکی از مشکلات مهم بازی بود که در طول پیشروی، بازی را بهشدت آزاردهنده کرده و در لحظات مختلف مانند نبردی مهم، مبارزات با Boss ها و … با قطع شدن ارتباط کاملاً پیشروی شما به باد میداد! بهنوعی شما باید ابتدا در نبردی با خود بازی پیروز شوید تا بتوانید آن را تجربه کنید!
مورد دیگری که باید به آن اشاره کرد، عدم نمایش HUD بهصورت تصادفی در بارگذاریهای مختلف بازی است که دفعات زیادی شما را مجبور میکند تا از بازی خارج شوید و آن را دوباره بارگذاری کنید. عدم امکان پرش برای بازیکن و وجود نقاطی از نقشه که با دیواری نامرئی شما را از رفتن به آنجا بازمیدارد امری غیرقابلقبول در یک بازی امروزی است که در Outriders آن را بهوفور مشاهده خواهید کرد. برای مثال راهپلهای وجود دارد که نقش دکور را داشته و یک جعبه نامرئی جلوی آن قرار گذاشتهشده تا موتور بازی با ورود شما به آنجا از هم نپاشد! نکته منفی دیگر مکانیکی است که در آن اگر از منطقه نبرد دور شوید، هشداری روی صفحه نشان داده میشود و به شما اعلام میکند که دشمنان را به سمت دوستان خود راهنمایی نکنید! اگر به این هشدار اهمیت ندهید، بازی دوباره بارگذاری میشود و تمام آن منطقه را باید از اول طی کنید. مشکل اینجا است که در بسیاری از مواقع لازم دارید تا از منطقهی نبرد دور شوید و سیر عظیم دشمنانی که به سمت شما آمده را رها کنید تا سر فرصت به هرکدام رسیدگی کنید. این مکانیک اجازه این کار را از شما میگیرد که بسیار عجیب است.
اما عنصر اصلی گیم پلی شلیک کردن به دشمنانی است که مانند اسفنجی هزاران گلوله را در خود جذب میکنند تا بمیرند. این موضوع امری طبیعی و کلاسیک در سبک Looter-Shooter است و از این حیث بازی به اصول پایبند بوده است. تعداد خوبی Boss منحصربهفرد نیز در مراحل متعدد بازی گنجاندهشدهاند که ازلحاظ بصری بهشدت با جزییات و زیبا طراحیشدهاند، اما مکانیک مبارزه با آنها خسته کنند است و بهجز دو عدد از این مبارزات، سایر آنها همگی شبیه به هم بوده و نیازمند فرایند خاصی بهجز شلیک کردن نیستند.
عدم وجود آیتمهای بازیابی سلامتی در بازی مکانیک جدیدی را به بازی افزوده که شما را ملزم میکند تا در میان میدان نبرد قرار بگیرید. با شلیک کردن سطح سلامتی خود را بازمیگردانید که این موضوع در ابتدا شاید جذاب باشد اما فرایند پناه گرفتن را که در بازی نیز وجود دارد کاملاً بیمعنی و پوچ کرده است! شما دائماً باید در میان هرجومرج میدان جنگ در حال شلیک کردن باشید تا زنده بمانید. گیم پلی بازی شاید در 10 ساعت اول تجربهاش لذتبخش باشد اما پسازآن مسیری سراشیبی به سمت خستهکننده شدن را پیش میگیرید.
اصوات عجیبوغریب
یکی از عناصر مهمی که در این سبک بازیها بسیار حائز اهمیت است، بحث صداگذاری و موسیقی است. متأسفانه Outriders در این زمینه چندان موفق ظاهرنشده است. موسیقی پسزمینه در بسیاری از موارد غایب است و در صورت حضور هم چندان چنگی به دل نمیزند و یک موسیقی کاملاً معمولی و ساده متال یا راک را به خورد شما میدهد. از طرفی دیگر صداگذاری خود کاراکترها بیروح بوده و با عناوین دیگر امروزی قابلمقایسه نیست. بازی در طراحی صداهای سلاحهای مختلف هم تا حدودی عجیب عمل کرده و شلیک کردن با سلاحهای مختلف بازی ازنظر صدا بسیار عجیبوغریب است. برخی سلاحها صداهایی مانند ترکیدن پاپکورن در ماکروویو را میدهند و کاملاً آن احساس جنگ و نبرد را در میانه بازی از یاد شما خارج میکنند. بهتر بود سازندگان در امر صداگذاری این عنوان کمی بیشتر تلاش میکردند تا این تجربه عجیبوغریب از شلیک کردن را به بازیکنان منتقل نکنند.
Fade to Black!
نکتهای که سازندگان ظاهراً علاقه بسیار زیادی به آن داشتهاند، Fade to Black درصحنههای مختلف بازی است. شاید بپرسید منظور از Fade to Black چیست؟ بهتر است آن را اینگونه توصیف کنیم که زمانی که درصحنهای سینمایی صفحه سیاه شده و بهنوعی آن صحنه تمام میشود، Fade to Black اتفاق افتاده است. در Outriders تعداد بسیار زیادی از این موضوع را تجربه میکنید تا جایی که دیگر به یک عادت تبدیل میشود. میخواهید دری را بازکنید صحنهای نشان داده شده و سپس… Fade to Black. پریدن از پل…Fade to Black. ورود به اتاق… Fade to Black و این داستان ادامه خواهد داشت. این موضوع در کنار بارگذاریهای متعددی که در سرتاسر بازی وجود دارد سهم زیادی از وقت شما را خواهد گرفت. بهتر بود نقشه بازی در یک بارگذاری طولانی کامل شود تا اینکه آن را مجموعهای از بارگذاریهای متعدد و خستهکننده شکل دهد. نکته دیگر این است که سیستم جهتیابی بازی بهشدت ساده بوده و بهجز نواری که شما را به سمت مأموریت خود میبرد، راهی برای اینکه بفهمید کجا هستید پیدا نمیکنید! بهعبارتدیگر علناً جهتیابی در نقشه بازی کاری غیرممکن است.
کمی هم رستگاری …؟
اما تا اینجا سراسر بازی را به باد انتقاد گرفتیم و زیر تازیانه آن را سیاه و کبود کردیم! بهتر است نکات مثبت و چیزهایی که تجربه Outriders را لذتبخش میکند را نیز بیان کنیم. مهمترین عنصر موفق بازی آن قسمتی است که Loot مربوط میشود. بازی در این امر بهشدت قوی ظاهرشده و سرتاسر آن مملو از Loot های مختلف است که با دسترسی با آنها تجهیزات و سلاحهای مختلفی را به دست میآورید و کاراکتر خود را قویتر میکنید. وجود Crafting فوقالعادهای که باعث میشود ابزار و سلاحهای خود را کاملاً شخصیسازی کنید و قابلیتهای جدیدی به آن اضافه کنید بهشدت بازی را اعتیادآور کرده و شما را به یافتن تجهیزات بهتر ترغیب میکند. دست شما در این شخصیسازی بهشدت باز است و میتوانید با ترکیب کردن قابلیتهای مختلف، سلاحهای مرگباری بسازید که هر دشمن سرسختی را هم از پا درخواهد آورد. این شاید مهمترین عنصر یک بازی Looter-shooter باشد. جزییات بسیار بالای سلاحها و زرهها و قابلیتهای مختلفی که در دسترس شما قرار میدهند باعث میشود که همواره برای تجهیزات بیشتر ماجراجویی خود را در دنیای بازی ادامه دهید.
از طرفی عناصر نقشآفرینی بازی که به شما امکان ساختن کلاسهای مختلف را میدهد هم بسیار عمیق و با جزییات طراحی و پیادهسازی شدهاند. بازی 4 کلاس اصلی دارد که هرکدام حجم بسیار بالایی از قابلیتهای مختلف را در دل خود جایدادهاند و بازی کردن با هرکدام سبک خاص و متفاوتی دارد. جالبتر این است که شما در هرلحظه میتوانید کلاس خود را عوض کنید و چیز جدیدی را امتحان کنید تا از خستهکننده شدن و تکراری شدن گیم پلی تا حدی نجات یابید.
نکته مثبت دیگر بازی گستردگی نقشه آن، وجود محیطهای مختلف که هرکدام تم خاص خود را دارند و با پوششی منحصربهفرد پیش چشمان شما به تصویر کشیده میشوند. شما تجربه مناطق جنگلی، صحرایی، برفی و … را خواهید داشت و در کنار این موارد، وجود طیف گستردهای از دشمنان که هرکدام شکل خاصی داشته و روش مبارزهای متفاوت را در مقابل شما به کار میگیرند، تجربهی شما از این بازی را لذتبخشتر میکنند. گرافیک زیبای بازی در به تصویر کشیدن این محیطهای مختلف و دشمنانش بهشدت مؤثر است و صحنههای زیبایی را مقابل چشمان شما به نمایش میگذارد. جزییات بالای گرافیکی بازی کاملاً آن را همرده با عناوین امروزی قرار میدهد و از نکاتی است که سازندگان به آن توجه ویژهای کردهاند.
از دیگر موارد خوب بازی Endgame آن است که شما را با چالشهای جدیدی برای به دست آوردن بهترین Loot بازی قرار میدهد. 15 مرحله متفاوت برای Endgame بازی طراحیشده که پس از پایان داستان اصلی به آنها دسترسی پیدا میکنید. در این مأموریتها شما با دشمنانی روبهرو میشوید که در داستان اصلی از چنگ شما گریختهاند و در صورت پیروزی علیه آنها، به تجهیزات و سلاحهای بهتری دسترسی پیدا میکنید تا به مراحل بالاتر بروید. اینجا است که روح اصلی Looter-Shooter بازی خودش را نمایان میکند و برای آن دسته از بازیکنان که حاضرند ساعتها برای به دست آوردن سلاح موردعلاقه خود یک مرحله را تکرار کنند، مناسب خواهد بود.







دیدگاه کاربران
تعداد دیدگاه کاربران: 0 دیدگاه