کدام بازی های ویدیویی اگر جهان باز بودند، موفق ظاهر نمی‌شدند؟
علیرضا روستایی

کدام بازی ها اگر جهان باز بودند، تجربه بدتری ارائه می‌دادند؟

علیرضا روستایی 17 شهریور 1405 بدون دیدگاه
64 بازدید

در بین رسانه‌های ویدیوگیمی اختلافات زیادی در مورد اولین بازی جهان‌باز وجود دارد و در واقع هر کدام یکی از آثار دهه 80 و 90 را به عنوان اولین بازی جهان‌باز می‌دانند. با این حال فکر می‌کنم عده زیادی با انقلاب GTA 3 موافق باشند که توانست تا این سبک را در دنیای مدرن بازی‌ها مجدد تعریف کند و حتی استانداردی را اضافه کند که هنوز هم تاحدی پابرجا مانده است. بازیکنان در یک جهان بزرگ و زنده قرار دارند و باید که در این بین در کنار داستان اصلی یک سری فعالیت و ماموریت‌های جانبی را هم انجام دهند که معمولا به روایت بازی کمک می‌کند و در واقع سازنده می‌تواند بیشتر داستان بگوید. با این حال فکر می‌کنم همه این روزها به سراغ آثاری رفته‌اند که نتیجه نهایی باب میل نبوده و در واقع شما با خود گفته‌اید که این اثر جزو بازی هایی که نباید جهان باز باشند به شمار می‌رود!

همین ترند بازی‌ های جهان باز باعث شده تا استودیوهایی که شاید در این زمینه تخصصی ندارند هم وارد این حوزه شوند؛ به عنوان مثال ما Elden Ring از استودیو فرام سافتور را داریم که توانست تا حتی استانداردهای جدیدی را به این سبک اضافه کند، اما بازی‌های زیادی هم سعی کردند تا شانس خود را در این حوزه امتحان کنند و اگر صادق باشیم، بسیاری از آن‌ها شکست خوردند. آثاری که صرفا یک فاصله مکانی بین ماموریت‌های مختلف قرار داده‌اند، آثاری که در یک جهان مرده روایت می‌شوند و عناوینی که یک سری ماموریت فرعی خسته‌کننده برای شما قرار می‌دهند که انجام آن‌ها تقریبا هیچ آورده‌ای ندارد. در ادامه با ما در پارسی گیم همراه باشید تا نگاهی به برخی از این عناوین بیندازیم.

ترندسواری استودیوهای بازی‌سازی: بازی هایی که نباید جهان باز باشند!

در ادامه نگاهی به عناوینی خواهیم داشت که در بین خیلی از بازی‌ های جهان باز نباید به سراغ این سبک بروند:

1) بخش داستانی Call of Duty

سری Call of Duty از بازی های خطی موفق بدون نیاز به مکانیک های سبک جهان باز

سری Call of Duty فراز و نشیب‌های زیادی را تجربه کرده، اما باز هم نمی‌توان انکار کرد که این مجموعه توانسته تا ریتم اکشن و هیجان‌انگیز خود را همچنان حفظ کند. این فیلم‌های اکشن تعاملی شما را در بین جنگ‌های مختلف جابه‌جا می‌کنند و شما همچنان با ضربان قلب بالا باید به میدان نبرد بنگرید. اما برای یک لحظه هم تصور کنید که این بازی‌ها بخواهند به جهان‌باز تبدیل شوند و شما مجبور شوید که 20 دقیقه رانندگی خسته کننده داشته باشید تا بتوانید به پایگاه جدید دشمن برسید! سازندگان به خوبی می‌دانند که این مجموعه نیاز حیاتی به این نوع از روایت دارد و به همین خاطر سعی کرده تا با همه کاستی‌ها در بخش‌های مختلف، اما همچنان سرعت روایی خود را حفظ کند.

2) Dispatch

بازی Dispatch از عناوینی که به صورت جهان باز موفق ظاهر نمیشد

Dispatch را می‌توان یکی از بازی‌های تعاملی موفق چندسال اخیر دانست که با استفاده از روایت تلویزیونی خود توجه مخاطبان زیادی به خود جذب کند. بازی روایتی پیوسته دارد که در واقع هر اتفاق جدید، نتیجه انتخاب‌های قبلی شماست و بازی به صورت مداوم شما را در یک جریان قرار می‌دهد. شما در این بازی بیشتر از اینکه بخواهید درگیر کارهای مختلف شوید، باید با شخصیت‌ها درگیر شوید. این دقیقا همان تضاد با بازی‌های جهان‌باز است! این بازی نمی‌خواهد که شما را منتظر بگذارد و بلافاصله به سمت اتفاقات بعدی سوق می‌دهد. اصولا بازی‌های تعاملی که براساس انتخاب دیالوگ هستند، نیاز به شتاب دارند و همین موضوع می‌تواند ‌آن‌ها را به بهترین بازی های خطی تبدیل کند. در این بازی‌ها شما شاهد بیشترین وزن انتخاب‌ها هستید و بازی Dispatch سعی دارد تا با روایت خود این موضوع را به خوبی به بازیکنان نشان دهد. بازی به مستقیم‌ترین شکل ممکن سعی دارد تا فقط خود را روایت کند و هیچ صحبت اضافه‌ای انجام ندهد!

3) Marvel’s Guardians Of The Galaxy

بازی Marvel's Guardians of the Galaxy در فهرست بازی هایی که نباید جهان باز باشد

Marvel’s Guardians Of The Galaxy به خوبی توانست تا نقاط ضعف بازی‌های ابرقهرمانی را شناسایی کند و آن را به نقطه قوت خود تبدیل کند. بازی‌ Avengers را می‌توان قربانی همین ساختار دانست و حتی بازی‌هایی نظیر Spider-Man هم مصون از این موضوع نیستند. عناوینی که با ساختار تقریبا جهان‌باز خود صرفا قابلیت گشتن در محیط دارند و در واقع نمی‌توانند به خوبی در یک جهان بزرگ روایت کنند. Guardians Of The Galaxy اما به خوبی توانسته تا در طول روند بازی سرگرم‌کنندگی را حفظ کند و روایت بازی به خوبی در همه بخش‌ها شوخی و انرژی دارد.

4) South Of Midnight

بازی South of Midnight از عناوینی که دوست نداشتیم جهان باز باشد

South of Midnight از ساختار خطی خود برای داشتن کیفیتی مشابه با یک کتاب داستان استفاده می‌کند. در واقع هر فصل از بازی قطعه‌ای جدید از پازل است که به ساختار اصلی اضافه می‌شود و سعی می‌کند تا از این طریق به زیباترین شکل ممکن کار را جلو ببرد. جهان‌باز کردن ساختار این بازی باعث می‌شود که اکتشافات شما از این بازی بیشتر از اینکه جادویی باشد به یک چک‌لیست تبدیل شود و همین موضوع این اثر را در دسته بازی هایی که نباید جهان باز باشند قرار می‌دهد. اینکه بازی در حال روایت یک داستان فانتزی است، لزومی ایجاد نمی‌کند که بازی در یک جهان‌باز روایت شود. South of Midnight را می‌توان یک بازی موفق دانست چون همیشه می‌داند که مخاطب را به چه سمتی می‌برد.

5) Stray

بازی Stray در لیست عناوینی که نباید بازی جهان باز تلقی شود

جذابیت Stray تنها در دیدن بچه گربه‌ها نیست و وقتی که شما به جهان بازی می‌نگرید، مملو از جزئیاتی است به کنجکاوی بازیکن پاداش می‌دهد و این کار را مستقیما انجام می‌دهد. در واقع ساختار جهان‌باز سنتی می‌توانست که به باورپذیری این بازی حمله کند. در واقع خود گربه هم موجودی نیست که زیاد حرکت کند و در واقع می‌تواند ساعت‌ها با یک کاموا بازی کند! بازی یک محیط کوچک و لایه‌لایه دارد و در واقع سازندگان سعی کرده‌اند تا به بهترین شکل از فضاها استفاده کند و همین موضوع این بازی را به یکی از بهترین بازی های خطی تبدیل می‌کند.

6) Life Is Strange

بازی Life is Strange از عناوینی که به صورت جهان باز موفق ظاهر نمیشد

Life Is Strange در واقع بیشتر از اینکه درباره اکتشافات باشد درباره روابط است. هر قسمت از بازی یک تنش خاصی ایجاد می‌کند و شما باید با مکالمات آن را پیش ببرید. Life Is Strange یکی از بهترین مثال برای بازی هایی که نباید جهان باز باشند به شمار می‌رود، چرا که می‌تواند حواس گیمر را از پیشبرد داستان پرت کند. در واقع محیط‌های کوچک‌تر  این دنیا باعث می‌شود تا روایت با صمیمیت بیشتری جلو برود ودر واقع Arcadia Bay بیشتر شبیه به یک شهر واقعی باشد و بدون نیاز به پیاده‌روی زیاد بتوانید یک داستان جذاب و مهیج بشونید.

7) Detroit: Become Human

بازی Detroit Become Human از عناوینی که بدون نیاز به جهان باز بودن موفق ظاهر شد

Detroit: Become Human یکی از بهترین بازی های خطی و تعامل است که با استفاده از روایت هیجان‌انگیز خود و البته وزن سنگین تصمیم‌ها شما را به یکی از ده‌ها نتیجه ممکن سوق دهد. ساختار جهان باز برای چنین ساختاری تاحدی بی‌معنا به نظر می‌رسد، چرا که شما گیم‌پلی چندانی در بازی ندارید و بازی اصلا کشش چنین ساختاری را ندارد. این بازی در واقع سعی کرده تا با استفاده از جابه‌جا شدن بین سه شخصیت همچنان ریتم خوب خود را حفظ کند و خوشبختانه سازندگان توانستند تا فرمولی طلایی را برای این ساختار پیدا کنند.

8) Alan Wake 2

بازی Alan Wake 2 از عناوینی که بدون جهان باز بودن جذابیت خودش را حفظ کرد و موفق ظاهر شد

تعداد خیلی کمی از بازی‌های ترسناک می‌توانند که مانند Alan Wake 2 ریتم خوب را درک کنند. هر مسیر جنگلی و در واقع کابوس سورئالی که در مقابل بازیکنان قرار می‌گیرد، آن‌ها را در حالت آماده‌باش قرار می‌دهد. بازی به خوبی ریتم را در دست می‌گیرد؛ در نقاطی این ریتم افت می‌کند و دوباره اوج می‌گیرد! به جرئت می‌توان گفت که هیچ اثر جهان‌بازی نمی‌تواند چنین ریتم پایداری را بسازد. در ساختار جهان باز پیاده‌سازی وحشت تقریبا عمری غیرممکن است و سم لیک و استودیو رمدی هم به خوبی با درک این موضوع توانستند تا اولین تجربه خود در ژانر ترسناک را با موفقیت روانه بازار کنند. همین بازی با ذهن بازیکنان و البته روایت داستانی و بازی فوق‌العاده صداپیشگان باعث شده تا Alan Wake 2 با شایستگی به عنوان یکی از بهترین بازی های خطی چندسال اخیر شناخته شود.

9) Portal و Portal 2

بازی Portal 2 در فهرست عناوینی که به صورت خطی موفق تر ظاهر شدند

کل مجموعه Portal بر روی یک فلسفه ساده ساخته شده‌است: هر معما قبل از اینکه بخواهد حل شود، یک روش هوشمندانه‌تر به شما یاد می‌دهد. این بازی روند و روایتی فوق‌العاده دارد که نمونه آن را در هیچ اثر دیگری نمی‌بینیم. بدون‌شک Portal را می‌توان جزو بازی هایی که نباید جهان باز باشند قرار داد، چرا که معماها معمولا در یک بن‌بست به خوبی تعریف می‌شوند و اگر شما ابعاد را بزرگ کنید، در واقع نیاز به حل معما را تا حدی از بین می‌برید.

10) The Last Of Us Part 1 و Part 2

بازی Portal 2 در فهرست عناوینی که به صورت خطی موفق تر ظاهر شدند

The Last of Us در واقع یکی از آن مجموعه‌هایی است که با روایت خود توانسته تا به همه این موفقیت‌ها دست پیدا کند. در بازی اول این نزدیکی و کشمکش بین الی و جوئل و در بازی دوم هم روایت بین شخصیت‌ها و البته نمایش انگیزه آن‌ها در واقع به امضای این مجموعه تبدیل شد. با اینکه در بخش کوچکی از بازی دوم ما شاهد یک بخش تقریبا سندباکس هستیم و شما باید یک منطقه را آزادانه جستجو کنید، اما همچنان روایت بازی منسجم و با ریتم فوق‌العاده دنبال می‌شود. هیچ شکی وجود ندارد که این آثار جزو بهترین بازی های خطی تاریخ صنعت بازی به شمار می‌رود.

نتیجه‌ گیری

با اینکه نمی‌توان فرمول موفق بازی‌ های جهان‌ باز و البته علاقه گیمرها به آن را کتمان کرد، اما باید بپذیریم که هر داستان و یا صحیح‌تر، هر کسی نمی‌تواند از این فرمت برای ساخت بازی خود استفاده کند. ساخت بازی‌ های جهان‌ باز معمولا هزینه بیشتری برای ساخت دارد و همین موضوع باعث می‌شود تا ساخت آن برای یک سری از استودیوها به چالشی بزرگ تبدیل شود. هر استودیویی که می‌خواهد از این فرمول استفاده کند، بهتر است که با ساخت چندین بازی کوچک‌تر و البته جمع‌آوری متخصصان و منابع مالی و انسانی دیگر به سراغ این امر بزرگ برود. نظر شما در این باره چیست؟ به نظر شما چه بازی دیگری می‌توانست تا در این لیست قرار بگیرد؟

مطالب مرتبط

بازی های مرتبط

سوالات متداول در رابطه با این محتوا

بهترین بازی های خطی تاریخ کدامند؟

چند مورد از بهترین بازی‌ های خطی تاریخ عبارتند از: The Last of Us، Uncharted، Max Payne، سری بازی Call of Duty، مجموعه بازی Resident Evil و بسیاری از عناوین دیگر.

۱
به نظر شما چه آثاری جزو بازی هایی که نباید جهان باز باشند قرار می‌گیرند؟

از جمله بازی هایی که نباید جهان باز باشند می‌توان به Marvel's Avengers، برخی از نسخه‌های Assassin's Creed، نسخه سوم مجموعه Mafia، بازی The Amazing Spider-Man 2 را می‌توان در این دسته قرار داد.

۲

دیدگاه کاربران

تعداد دیدگاه کاربران: 0 دیدگاه
  • هنوز دیدگاهی ارسال نشده است.