زمان و کنترل آن، آرزویی دیرینه برای انسانهاست و شاید اگر چنین توانایی داشتیم، زندگیها بسیار متفاوت میشد. این مسئله، ظاهراً برای خدایان نیز صدق میکند و داستان بازی Hades 2 آن را به بهترین شکل به تصویر میکشد. مبارزه با زمان، درون مایه اصلی داستان این بازی است و مهمترین تفاوت آن با نسخه اول به حساب میآید زیرا ماجرای نسخه اول، به نوعی یک سفر و تحول شخصی را به تصویر میکشید. با پارسی گیم همراه باشید.
داستان بازی Hades 2؛ تقابل میان خدایان و زمان
در داستان بازی هیدیز 2 شاهد جنگی بزرگ، میان خدایان هستیم که زمان نیز نقشی بسیار گسترده در آن ایفا میکند. ماجرای این بازی، چندین برابر بزرگتر، پیچیدهتر و البته مهیجتر شده و شما را دقیقاً در وسط نبردی پرتنش و تصور نشدنی قرار میدهد. کاراکتر اصلی، این بار خواهر «زاگرس»، قهرمان نسخه اول بوده و با تایتانی قدرتمند روبرو میشود که تمامی مهارتها، قدرتها و حتی زندگیاش را به چالش میکشد.
بازگشت خونین کرونوس، تایتان زمان

داستان بازی Hades 2 که سالها پس از ماجراهای نسخه اول روایت میشود، کرونوس، تایتان زمان که قرنها پیش توسط فرزندانش از سلطنت برکنار شده و زندانی شده بود، با خشمی عظیم، باز میگردد. بلافاصله پس از آزاد شدن، کرونوس موفق میشود دنیای «زیرزمین» را تصاحب کند و با این کار، «هیدیز»، «پرسیفونه» و زاگرس را به لطف تواناییاش برای متوقف کردن زمان، زندانی کند. در این بین، هکاته موفق میشود با فرزند تازه متولد شده هیدیز یا همان خواهر زاگرس، یعنی «ملینوا» فرار کند و به مکانی به نام Crossroads پناه ببرد تا از دست این تایتان دیوانه، مخفی بماند. به دنبال این اتفاق، هکاته زندگیاش را وقف تمرین دادن و شکوفا کردن استعدادها و تواناییهای ملینوا میکند تا بلکه یک روز، وی بتواند انتقام همه را از کرونوس بگیرد.
پس از پایان یافتن تمرینات طولانی، سخت و طاقت فرسا، ملینوا موفق بالاخره برای رویارویی با کرونوس آماده میشود. بدین ترتیب، وی به «تارتاروس»، محل اختفای این تایتان رفته و به لطف قدرتهایی که خدایان المپ به وی اهدا کردند، توانست در طی نبردی، بالاخره کرونوس را شکست دهد! این متاسفانه نه پایان، بلکه فقط شروع داستان بازی هیدیز 2 بود زیرا کرونوس، قدرتی همچون زمان را در اختیار داشت و به راحتی از آن برای بازگشت به زندگی استفاده میکرد. وی بارها توسط ملینوا کشته شد و هر بار، به لطف این قدرت، به زندگی بازگشت. بدین ترتیب، ملینوا دریافت که کشتن کرونوس به این سادگیها نیست و باید از روش دیگری استفاده کند تا بتواند این تایتان را یکبار برای همیشه، از میان بردارد.
نبرد همه جانبه تایتانها با خدایان المپ

زمانی که ملینوا در جستجوی راهی برای از بین بردن کرونوس بود، خبردار میشود که کوه المپ توسط نیروهای مردگانی که کرونوس احضار کرده و به فرماندهی تایتانی انتاقمجو به نام «پرومتئوس»، مورد حملهای وسیع و همه جانبه قرار گرفته است. هدف پرومتئوس از رهبری این حمله، گرفتن انتقام از خدایان المپ است زیرا قرنهاست که وی را همراه با «تایفون»، پدر تمامی هیولایان، زندانی کردهاند. حال ملینوا مجبور است در این مسیر، با خدایان المپ همکاری کند و این ارتش قدرتمند را شکست دهد. با این حال، هر بار که آنان قدمی به پیروزی نزدیک میشوند، دوباره موج جدیدی از سربازان نامیرا و تشنه به خون، به کوه المپ یورش میبرند. بدین ترتیب، ملینوا تصمیم میگیرد با همکاری هکاته، به دنبال راهی برای از بین بردن کامل این ارتش و تایفون قدرتمند بگردد. در نهایت، این دو راهی برای شکست تایفون پیدا کرده و موفق میشوند این تایتان را یکبار برای همیشه، از میان بردارند.
با شکست تایفون، هکاته و میلنوا به قدرتی دست مییابند که میتواند کلیدی برای شکست کرونوس باشد. این دو، به کمک وسیلهای قدرتمند به نام آیینه Nyx، با نسخه گذشته زاگرس ارتباط برقرار میکنند؛ درست در زمانی که هنوز خبری از حمله انتقامجویانه کرونوس نبود. ظاهراً تنها راه شکست این تایتان، چیره شدن بر زمان است زیرا از بین بردن کرونوس، دقیقاً به معنای مقابله با خود مفهوم زمان خواهد بود. بدین ترتیب، این دو از طریق تماس با گذشته زاگرس، سعی میکنند کرونوس را در زمانی که به شدت آسیبپذیر است، شکست دهند. این دو به دنبال شکست تایفون، وردی جادویی از قدرت وی میسازند که به کمک آن، اگر همزمان کرونوس را در زمان حال و همچنین در گذشته نابود کنید، این تایتان برای همیشه از میان برداشته میشود!
رویارویی با کرونوس یا شکست مرزهای زمان

ملینوا و زاگرس، هر دو، با استفاده از نیزه هیدیز، باید در گذشته و حال کرونوس را بکشند تا بتوانند از شر وی خلاص شوند و خانواده خود را نجات دهند. بدین ترتیب، نبرد اصلی برای از بین بردن کرونوس، بعد از بارها رویارویی ناموفق، آغاز میشود. در نهایت، ملینوا موفق میشود در زمان حال، کرونوس را از بین ببرد اما زاگرس در گذشته، تردید میکند. وی تصمیم دارد به جای به قتل رساندن این تایتان، از در منطق با وی وارد شود و بتواند او را متقاعد کند که دست از این انتقام پوچ و بیمعنا بردارد. زاگرس، دنیایی موازی را به کرونوس نشان میدهد که در آن، خبری از جنگ و انتقام نبوده و وی زندگی بسیار آرام، شاد و سرزندهای را با ملینوا و خانوادهاش سپری میکند. دیدن این خط زمانی، کرونوس را به شدت تحت تاثیر قرار میدهد و وی، بالاخره دست از انتقام و جنگ برمیدارد و هیدیز و دنیای زیرزمین را رها میکند. به دنبال آزادی، هیدیز و اعضای خانوادهاش دنیای زیرزمین را بازسازی میکند. هکاته نیز به همراه ملینوا، به Crossroads باز میگردند تا آشوب و خرابیهایی که کرونوس به بار آورده را جمع کنند.
پس از رسیدن به پایان داستان بازی Hades 2، کرونوس به ملینوا کمک میکند تا به خطهای زمانی مختلف سفر کرده و با نسخههای دیگر خودش و تایفون روبرو شود و آنان را نیز شکست دهد. بدین ترتیب، صلح و آرامشی که این خانواده در کنار هم به دست آوردهاند، ماندگار خواهد بود و هرگز هیچ نسخهای از این دو تایتان، دیگر آن را تهدید نمیکند. در لحظات پایانی بازی و بعد از به اتمام رسیدن ماجراجوییهای نفسگیر و طاقتهای فرسای ملینوا، الهههای «سرنوشت»، به سراغش میآیند. این سه الهه قدرتمند، به وی میگویند که بالاخره تصمیم گرفتهاند دست از تاثیر گذاشتن بر روی رویدادهای مختلف بردارند. از این پس، آنان تا پایان دنیا، فقط تماشاچی خواهند بود. به دنبال این تصمیمشان، خدایان المپ و سایر نامیراها، بر خودشان حکمرانی کرده و کنترل اوضاع را به دست میگیرند. به دنبال آن، انسانها و موجودات فانی نیز میتوانند بالاخره سرنوشتشان را خودشان تعیین کنند و خبری از تاثیرگذاری الههها نخواهد بود.
گرفتار در چرخهای بیپایان از رنج و انتقام

پس از ملاقات با الهههای سرنوشت، ملینوا به سراغ هکاته میرود و این گفتگوی پایانی میان این دو، پرده از حقیقتی تصورنشدنی، شگفتانگیز و دیوانهوار برمیدارد که کل داستان بازی را تحت تاثیر قرار میدهد! هکاته، در اصل نسخهای از ملینوا از یک دنیای موازی است که موفق شده کرونوس را به قتل برساند! وی با استفاده از قدرتهایی ناشناخته، موفق شده وارد مغز کرونوس شود و سعی میکند این تایتان را به طور کامل نابود کند. با این حال، این کار باعث شده در زمان سفر کند و به اولین لحظات آغاز دنیا منتقل شود! بدین ترتیب، هکاته سالها رنج و زحمت و مشقت را تحمل کرده و دردسرهای فراوانی تحمل میکند. وی پس از این اتفاق، تصمیم گرفته به عضوی از اعضای خاندان هیدیز تبدیل شود و انتظار متولد شدن نسخه جوانتر خود را بکشد تا بتواند وی را تمرین دهد. این رونمایی، به طور کلی وجه داستانی بازی را تحت تاثیر قرار داده و حتی ارزش تجربه دوباره آن را نیز بالا میبرد.
سوالات متداول در رابطه با این محتوا
دیدگاه کاربران
تعداد دیدگاه کاربران: 0 دیدگاه