سال 2025 را میتوان یک سال درخشان برای صنعت ویدیوگیم دانست. در سالی که گذشت، شاهد عناوین بسیاری بودیم که هر کدام در ژانرهای مختلف توانستند بدرخشند و یک تجربه منحصر به فرد ارائه دهند. به رسم هر سال، پس از پایان سال میلادی 2025، از نظر تیم پارسی گیم به رتبه بندی بهترین بازی های سال 2025 پرداختیم، عناوینی که توانستند در هر زمینه قوی ظاهر شوند و دل گیمرها را به دست آورند.
بهترین بازی های سال 2025 از نگاه پارسی گیم
در بین بهترین بازی های سال 2025، نامهای آشنای زیادی وجود خواهد داشت، از پرافتخارترین بازی سال یعنی بازی Clair Obscur Expedition 33 گرفته تا بازی Hollow Knight Silksong، گوست آف یوتی و عناوین موفق دیگر. با ما همراه باشید، این بهترین بازی های 2025 از نگاه پارسی گیم است!
1) Hollow Knight: Silksong

در راس رتبهبندی بهترین بازی های سال 2025 از نگاه پارسی گیم، عنوانی قرار دارد که سالیان سال طرفدارانش را منتظر خود گذاشت. بازی Hollow Knight Silksong نشان داد که میتوان به Team Cherry اعتماد کرد و مدتی طولانی برای آنچه آنها میسازند، منتظر ماند. هرچند انتقادها از سختی بیش از حد بازی و روایتی که شاید به خوبی نسخه اول نیست از طرف برخی به سیلک سانگ وارد شد، اما نمیتوان شاهکار بودن آن را نادیده گرفت. همه چیز از گیم پلی، موسیقی، طراحی هنری و گرافیک به شکلی استادانه کنار هم قرار گرفتند تا یکی از بهترین بازیهای مترویدونیا را به خوردتان دهد. در سیلک سانگ، ساعتها چالش و محتوای جذاب در انتظارتان است، چیزی که شاید این روزها به سادگی در یک بازی مستقل که قیمتش 20 دلار است کمتر پیدا کنید.
سیلک سانگ، همان دنباله معنوی و موفق بازی Hollow Knights است. این بار شخصیت محبوب هورنت را در پس ماجراجوییهایش در سرزمینی جدید هدایت خواهید کرد. همه چیز در سیلک سانگ به شکل درست و متفاوت توسط یک تیم مستقل کنار هم قرار گرفته تا یک تجربه منحصربهفرد و به یادماندنی برایتان رقم بزند. در ضمن باید بدانید که با یکی از زیباترین موسیقیها در تمام بازیهای ویدیویی رو به رو هستید!
علی ناجی مقدم
دبیر تحریریه و ویراستاری
وقتی Hollow Knight: Silksong منتشر شد، با شور و هیجان خاصی سراغ آن رفتم. با دنبالهی اثری روبهرو بودیم که در سبک خود بیرقیب است و حال قرار است فراتر از آن هم عمل کند. شاید در ابتدا، سختی بیش از حد من را ناامید کرد، اما مساله دقیقا همینجا بود. شاید آن پلتفرمهای سخت، باسهای دشوار من را عذاب دادند، اما همچنان دلیلی برای بازگشت پیدا میکردم و دوباره سراغش میرفتم. مسیر دیگری را مییافتم، دوباره به مشکل میخوردم، آن را کنار میگذاشتم، اما حسی دوباره به من میگفت که باید ادامه بدهی. بازی به من ایمان داشت، حس ایمان را در من ایجاد کرد. کمکم جادوی این بازی را درک کردم، کارگردانی هنری شگفتانگیزش، باسفایتهایی که هر کدام انگار یک رقص زیبا باشند و دنیایی که انگار با جادو به هم دوخته شده است. هورنت با آن حرکات سریعش، ابزارهای متنوعش شما را غافلگیر میکند و در عین حال طراحی کلی بازی سعی میکند تا این حس را در شما ایجاد کند که باید ارادهی پولادین داشته باشید، باید ادامه دهید از پس چالشها بربیاید، باید به خودتان ایمان داشته باشید. این حسی بود که در نهایت من را در آغوش گرفت و یاد دارک سولز 1 انداخت. صرفا تجربهی این بازی شما را تکان خواهد داد و باورکردنی نیست که تیم کوچکی توانسته باشند چنین بازیای یکپارچه با هدفی بزرگ در پشت آن بسازند. سیلک سانگ بدون شک یک شاهکار بهتمام معنا است که اگر سراغ آن نرفتهاید، مطمئن باشید که یکی از تجربههای فوقالعاده امسال را از دست دادهاید.
یحیی رحیمی
دبیر بخش خبری
جادوی نسخه اول Hollow Knight به قدری خاص و جذاب بود که کمتر کسی فکر میکرد تیم چری بتواند این جادو را در دنباله آن تکرار کند. با این حال، Silksong پس از سالها منتشر شد و نشان داد که موفقیت نسخه اول تصادفی نبوده و تیم چری کارش را به خوبی بلد است. اگرچه این بازی در قسمت گیمپلی و طراحی برخی مراحل مشکلات فنی و ساختاری غیرقابل انکاری دارد، اما در بخشهای دیگر مثل طراحی هنری، داستان و صد البته موسیقی، همچنان حرفهای زیادی برای گفتن دارد و به خوبی راه نسخه اول را ادامه میدهد. Hollow Knight Silksong یک شاهکار بینقص نیست، اما یک بازی خوشساخت است که دیدِ هنری خاص سازندگانش، باعث ماندگار شدن آن میشود.
محمد جواد جعفری
تحریریه
حتی مقاومترین بازیکن ممکن است هنگام پیمودن سرزمین فرسوده فارلوم، که اکنون محلی پر از ساکنان درمانده و حشرهمانند است، تسلیم شود. جایی که زمانی یک مرکز دینی باشکوه بود، اکنون به کام زوال فرو رفته است. درون مرزهای این قلمرو مناظر هولناکی نهفتهاند: مزارعی که به باتلاقهای گندیده تبدیل شدهاند، غارهای تاریک زیرزمینی که از خزه و ناامیدی سرشارند، و تالارهای با عظمت پوشیده از خاک و غبار که حس متروک بودن و نابودی را در خود دارند. نگهبانان این اماکن نفرینشده دشمنان بیرحمی هستند: رامکنندگان دیوانه حیوانات، سرگردانان فاسد، نگهبانان مکانیکی، موجودات هیولاوار آغشته به ابریشم، و فرمانروایانی فرو افتاده که همگی آمادهاند تا مسیر شما را سد کنند. قدرتمندترین این دشمنان ساعتها تلاش مداوم برای شکست نیاز دارند. تاریکترین مناطق این جهان میتوانند حس ناامیدی را در شما بیدار کنند. اما عبور از این موانع ارزشمند است چون لحظات شگفتانگیزی در طول این تجربه نهفتهاند، لحظاتی که سیلک سانگ را فراموشنشدنی میکنند. پیروزیهایی که در برابر سختترین چالشها به دست میآیند، هیجان ورود به قلمروهایی که سابقاً بسته بودند، و کشف رازهایی پنهان که آنقدر شخصی به نظر میرسند که انگار هیچ بازیکن دیگری نمیتوانست آنها را به همان شکلی بیابد. این بازی فوقالعادهای است که دشواری طاقتفرسای آن هم نقطه قوتش محسوب میشود و هم آزمونی سخت که استقامتتان را محک میزند. بازگشت شکوهمند سیلک سانگ، حتی اگر نتوانست انبوهی از جوایز در بهترین بازی های 2025 را نصیب خود کند، اما به عنوان یک اثر مستقل و دنبالهای برای هالو نایت، ارزش تجربهای هزاران ساعته را خواهد داشت.
امیر بهمن پور
تحریریه
2) Dispatch

رتبه دوم بهترین بازی های سال 2025 از نظر تیم پارسی گیم، به بازی Dispatch رسید، پدیده جذاب و دوست داشتنی که نمیدانیم سر و کلهاش از کجا پیدا شد. این بازی داستان محور، شما را وارد یک کمیک بوک تعاملی جذاب با روایتی بینظیر و کاراکترهایی به یادماندنی خواهد کرد. شاید بازی Dispatch از لحاظ گیم پلی چیز چندانی ارائه ندهد اما شخصیتپردازی، صداگذاری و دوبله بینظیر هر کاراکتر، باعث میشود که تجربه آن به یک رویا برای طرفداران ابرقهرمانها تبدیل شود. شما در این بازی باید در نقش یک اپراتور، کنترل تیمی از ابرقهرمانهای پایینرده را برعهده بگیرید که به ماموریتهای مختلف فرستاده میشوند. ارتباط شما با اعضای تیم به مرور شکل عمیقتری گرفته و در کنار روایت داستانی جذاب بازی، شما را درگیر عشق، نفرت، خشم و پشیمانی خواهد کرد. به طور قطع بازی Dispatch یکی از پدیدههای سال 2025 بود که شایسته تحسین فراوان است.
شناسایی دلایل اصلی افول مدل روایی اپیزودیکی که استودیوی Telltale Games روزگاری آن را پایهگذاری کرده بود، کاری آسان نیست. تعطیلی نهایی این استودیو در سال 2018 نتیجه ترکیبی از عوامل متنوع بود، هرچند هیچکدام بهتنهایی نمیتوانند تصویر کاملی ارائه دهند. شاید یکی از دلایل، کاهش خلاقیت در اصول طراحی باشد. از سوی دیگر، برنامههای انتشار نامنظم و ایجاد فاصلههای طولانی میان اپیزودها، احتمالاً تأثیر چشمگیری داشته است. افزون بر این موارد، چالشهای دیگری نیز در افت این مدل بیتأثیر نبودهاند.
در نتیجه این تجربهها، گروهی از توسعهدهندگان پیشین استودیوی Telltale تصمیم به تاسیس استودیوی AdHoc گرفتند و با بهرهگیری از درسهای سخت گذشته، اثری کاملاً خلاقانه به نام Dispatch را ارائه دادند. Dispatch با از میان برداشتن مرزهای بین داستانگویی تعاملی و تماشای سنتی، اثری بیهمتا را خلق کرد که بهطور همزمان هم یک سریال انیمیشنی تلویزیونی و هم یک بازی محسوب میشود. این اثر در قالب هشت اپیزود طی سه هفته و با برنامهریزی دقیق منتشر شد. چنین سطحی از هماهنگی و کیفیت، جایگاه Dispatch را بهعنوان یک محصول ممتاز و برجسته تثبیت کرد و حتی آن را قابل قیاس با تولیدات برتر پلتفرمهایی نظیر نتفلیکس و آمازون پرایم ساخت.
امیر بهمن پور
تحریریه
–
یکی از پدیدههای سال ۲۰۲۵ که در ابتدا کسی از وجودش خبر نداشت اما خیلی زود تبدیل به ترند شماره یک دنیای گیم شد، Dispatch بود. یک بازی در ژانر Interactive Drama و تم ابرقهرمانی که به لطف روایت داستانی جذاب و نفسگیر و البته نقشآفرینی عالی صداپیشگان مشهورش، توانست به موفقیتی فراتر از انتظار استودیو AdHoc برسد. در زمانهای که تصور میشد خلاقیت در آثار ابرقهرمانی به پایان رسیده، Dispatch ثابت کرد که چنین چیزی واقعیت ندارد و هنوز هم میتوان داستانهای سوپرهیرویی جذاب تعریف کرد.
محمد جواد جعفریتحریریه
سالهاست که چشمانتظار Wolf Among Us 2 هستم و امسال هم تلتیل بار دیگر من را ناامید کرد، اما خالق این بازی با اثری مشابه، غافلگیرم کردند. Dispatch با همان فرمول بازیهای تلتیل، این بار داستانی در مورد ابرقهرمانها را روایت کرد. ابرقهرمانی که زرهش را از دست داده و حالا باید کنترل یک سری آدمهای شرور را به دست بگیرد و از دل آنها قهرمان بسازد. دیسپچ با روایتی صمیمی، شخصیتها را به هم نزدیک میکند و رابطهی گرمی میان آنها شکل میدهد. در عین حال بازیگران نامآشنا توانستهاند بازی درخشانی از خود بهجا بگذارند، انیمیشنها فوقالعاده هستند و داستان نیز بسیار جذاب پیش میرود، طوری که هر هفته منتظر بودم تا قسمت جدید منتشر شود. اگرچه این بازی میتوانست احترام بیشتری به تصمیمات بازیکننده بگذارد و آزادیعمل بیشتری بدهد، اما باتوجه به محدودیتهای تیم سازنده، اثری بسیار خوشساخت بود و خیلی سریع به فهرست بهترین بازی های 2025 برای من منتقل شد. دیسپچ یک تجربهی کوتاه، داستانی و بهشدت درگیرکننده و مهیج است که آن را به عاشقان بازیهای تلتیل حتما پیشنهاد میدهم.
یحیی رحیمی
دبیر بخش خبری
بازی Dispatch، همان تجربه جذابی و متفاوتی است که میخواهید از یک عنوان داستانی با سبک تعاملی داشته باشید، با این تفاوت که هر کاراکتر در این بازی در عمق جان شما نفوذ کرده و تا مدتها در ذهنتان باقی خواهد ماند. حتی اگر طرفدار کمیک بوک و ابرقهرمانها نیستید، تجربه Dispatch با آن شخصیتپردازی و دیالوگهای جذاب در کنار یک روایت درگیرکننده، ساعتهای طولانی شما را سرگرم خواهد کرد.
علی ناجی مقدم
دبیر تحریریه و ویراستاری
3) Clair Obscur: Expedition 33

نوبتی هم باشد، نوبت پرافتخارترین بازی سال 2025، یعنی بازی اکسپدیشن 33 است. این بازی که جوایز مراسم گیم آواردز را یکی پس از دیگری به دست آورد و رکورد پرافتخارترین بازی تاریخ برای خود کرد، یک پدیده بیمانند در صنعت ویدیوگیم است. تیمی کوچک از عاشقان ویدیوگیم، بازیای ساختند که خودشان عاشقش بودند و نتیجه همان چیزی بود که شد، یک شاهکار! بازی سال 2025 ترکیبی از گیم پلی جدید و انقلابی، روایت داستانی بینظیر، شخصیتپردازی عمیق، گرافیک و طراحی هنری زیبا و موسیقی گوشنوازی است که از همان منوی ابتدایی بازی شما را در خود غرق میکند. بسیاری از سبک نوبتی فراری هستند اما بازی Clair Obscur Expedition 33، این سبک را به شکلی جدید ارائه داد تا هر فردی از تجربه گیم پلی آن بتواند لذت کافی ببرد.
بازی اکسپدیشن 33 قطعا لایق بهترین بازی سال 2025 بوده و از آن تجربههاست که شاید فقط یک بار در کل تاریخ ویدیوگیم بتوانید داشته باشید!
بهترین بازی سال، شایسته بیشترین تعداد جوایز و یک پدیده مثالزدنی در ویدیوگیم! بازی اکسپدیشن 33 من را یاد دورانی میاندازد که ویدیوگیم با عشق ساخته میشد و نه تنها برای کسب درآمد و به دست آوردن پول بیشتر! همه چیز این بازی شاهکار است، موسیقی، گرافیک، شخصیتپردازی و حتی گیم پلی که شاید برای برخی مانند یک سد عمل کند. کلیشههای ذهن خود را از بین برده و به دنیای جادویی این اثر همین حالا ورود کنید!
علی ناجی مقدم
دبیر تحریریه و ویراستاری
بازی Clair Obscur: Expedition 33 با داستانی آغاز میشود که از همان ابتدا، درگیری و حس کشش شدیدی ایجاد میکند؛ بهطوریکه در سالهای اخیر کمتر بازیای توانسته چنین کنجکاوی و وابستگی سریعی را در پرولوگ خود بسازد. تنها حدود یک ساعت زمان لازم است تا کاملاً دیوانهی دنیایی شوید که استودیو Sandfall برای شما آماده کرده است. بازی از سیستم مبارزات نوبتی استفاده میکند، اما نحوهی پیادهسازی آن به شکلی است که حتی پس از اتمام محتوای داستانی و بخشهای فرعی همچنان میتوانید با چینشهای جدید مبارزاتی بازی را از ابتدا تجربه کنید؛ تجربهای که جذاب باقی میماند و هرگز حس تکراری شدن را منتقل نمیکند. Expedition 33 برای کسانی که معمولاً با این نوع سیستم مبارزاتی مشکل دارند نیز رویکردی متفاوت از Turn-Based ارائه میدهد و در نهایت، تجربهای بینظیر و جذاب خلق میکند که شاید تا سالها برایتان دوباره تکرار نشود.
ماهان حیدری
تحریریه
بازی Clair Obscur: Expedition 33 با داستانی آغاز میشود که از همان ابتدا، درگیری و حس کشش شدیدی ایجاد میکند؛ بهطوریکه در سالهای اخیر کمتر بازیای توانسته چنین کنجکاوی و وابستگی سریعی را در پرولوگ خود بسازد. تنها حدود یک ساعت زمان لازم است تا کاملاً دیوانهی دنیایی شوید که استودیو Sandfall برای شما آماده کرده است. بازی از سیستم مبارزات نوبتی استفاده میکند، اما نحوهی پیادهسازی آن به شکلی است که حتی پس از اتمام محتوای داستانی و بخشهای فرعی همچنان میتوانید با چینشهای جدید مبارزاتی بازی را از ابتدا تجربه کنید؛ تجربهای که جذاب باقی میماند و هرگز حس تکراری شدن را منتقل نمیکند. Expedition 33 برای کسانی که معمولاً با این نوع سیستم مبارزاتی مشکل دارند نیز رویکردی متفاوت از Turn-Based ارائه میدهد و در نهایت، تجربهای بینظیر و جذاب خلق میکند که شاید تا سالها برایتان دوباره تکرار نشود.
امیر بهمن پور
تحریریه
لینک های دانلود بازی
4) Death Stranding 2

بازی Death Stranding 2 دنباله پروژه جاهطلبانه و متفاوت کوجیماست. شاید بسیاری شبیهساز راه رفتن و باربری در شماره اول را به عنوان گیم پلی نتوانستند درک کنند و چندان از داستان پیچیده و دنیاپردازی کوجیما لذت نبردند؛ اما نمیتوان متفاوت بودن و کیفیت کار این اثر را زیر سوال برد. بازی Death Stranding، ماجراهای سم پورتر را ادامه میدهد، شخصیتهای بیشتری را به شما نشان داده و از لحاظ گیم پلی، پیشرفت بسیاری نسبت به شماره اول داشته است. در کنار این موارد، گرافیک خیرهکننده بازی که به خوبی قدرت کنسول پلی استیشن 5 را به رخ میکشد، از دیگر نکات مثبتش است که آن را در بین بهترین بازی های سال 2025 سربلند بیرون خواهد آورد.
شاید Death Stranding 2 تنها بازی امسال باشد که از لحاظ داستانسرایی، گیمپلی، طراحی هنری و موسیقی یک پکیج تمامعیار ارائه کند. از آن دسته بازیهایی که باید به آنها فرصت دهید و همراهشان شوید تا یکباره غافلگیرتان کنند. دث استرندینگ 2 با شروعی نسبتا خستهکننده و افزودن تفنگ و سلاح به روند اصلی شاید در ابتدا اندکی گنگ و عجیب به نظر برسد، اما بهمرور لحظاتی پیش میآیند که ارتباط فوقالعادهای با آنها میگیرید. در اواسط بازی، از کوهستانی برفی بالا میروید، هیچکدام از ابزارهایتان جوابگو نیستند، سم دارد جان میکند تا از آنجا بالا برود، آن فضا، صدای باد در گوشتان و بعد که به قله میرسید و ماه را میبینید که هزار برابر اندازهاش جلوی شما ایستاده است، حسی در شما برمیانگیزد که هیچ اثر دیگری قادر به انجام آن نیست. Death Stranding 2 از لحظاتی بینظیر تشکیل شده که در کنار کارگردانی هنری شاهکار، کاتسینهای میلیوندلاری باورنکردنی و در عین حال فضای صمیمی و سادهی گردش در کوهستان، ترکیبی را تشکیل داده که در نگاه اول شاید بسیار سطحی بهنظر برسد، اما پایهها و شالودههای هنر بازی را تکان میدهد و با مفاهیم تازهای مانند بیمعنایی و تلاش برای یافتن معنا در دل یک بازی ویدیویی، حرفهای بزرگی برای زدن دارد.
یحیی رحیمی
دبیر بخش خبری
در عمق بازی Death Stranding 2: On the Beach، تضادی دلنشین و در عین حال پیچیده نهفته است که بهسادگی نمیتوان آن را نادیده گرفت. برخلاف نسخه ابتدایی که بیشتر با روایت فلسفی و رازآلود خود شناخته میشد، محوریت آن بر تعامل میان سیستمهای پیچیده و طراحی منحصربهفرد گیمپلی استوار بود. اما در این ادامه، آشکار است که تیم خلاق Kojima Productions با دقتی ستودنی درصدد رفع نقصها و کاستیهای اجتنابناپذیر نسخه نخست برآمدهاند. فضای داستانی این بار در محیطی الهامگرفته از استرالیا جریان دارد و پرسشی جالب را مطرح میکند: آیا این بهبودها میتوانند از جذابیت رازآلود و روح وحشیانهای که ویژگی بارز نسخه قبلی بود، بکاهند؟
با این وجود، باید اذعان کرد که Death Stranding 2 موفق شده تجربهای جدید و غنی ارائه دهد، تجربهای که نهتنها از این تغییرات آسیب ندیده، بلکه همین تحولات زمینهساز رشد بیشتری شدهاند. آنچه این مسأله را برجستهتر میکند، تغییر قابلتوجه تمرکز بازی است. دیگر خبری از سفرهای طولانی در سرزمینهای خالی و گسترده نیست که امضای نسخه قبلی بودند. حالا با دنیایی روبهرو هستیم که گیمپلیای عمیقتر را عرضه میکند؛ دنیایی که در آن حتی ابتداییترین اعمال مثل جابهجایی یا مدیریت تجهیزات، با هدفمندی و انسجام بیشتری همراه هستند. مبارزات نیز تغییرات معناداری را تجربه کردهاند و با پویایی بیشتر خود، محیط بازی را به یک سند باکس پیچیده و پرجزئیات تبدیل کردهاند، مشابه آنچه قبلاً در Metal Gear Solid 5 دیدهایم. افزون بر این، مکانیکهای اجتماعی بازی، که تجربه بازیکنان را به شکلی یکپارچهتر پیوند میدهند، عمق بیشتری یافتهاند و سطحی جدید از تعامل و انسجام را به نمایش میگذارند، تا تجربه کلی بازی از همیشه غنیتر شود. نتیجه تمامی این تلاشها اثری است که همچنان اصالت، خلاقیت منحصربهفرد و جذابیتی بیرقیب دارد. در بین بهترین بازی های 2025 دستاورد تیم Kojima Productions در خلق این عنوان نهتنها دنبالهای شایسته برای پاسداری از ارزشهای نسخه نخست است، بلکه با افزودن معنای تازهای به میراث پیشین، سکویی برای ورود به آیندهای نوآورانه وامیدوارکننده ساخته است.
امیر بهمن پور
تحریریه
Death Stranding 2: On the Beach یکی از بهترین دنبالههای کوجیمااست ادامهای جذاب که نسخهٔ اول را به سطحی تازه میبرد. Death Stranding 2 بازیای است که شما را میبلعد و نمیگذارد راحت از آن دل بکنید. پر از لحظات غیرمنتظره، مسیرهای متفاوت و احساساتی که همیشه تازهاند. هر حرکت در بازی معنا دارد و شما را در دل جهانی زنده و پرتنش قرار میدهد. مواجهه با این لحظات تجربهای خلق میکند که حتی پس از ساعتها هنوز با شما باقی میماند و دقیقاً به همین دلیل Death Stranding 2 شایستهٔ حضور در جمع بهترین بازیهای سال 2025 است.
ماهان حیدری
تحریریه
5) ARC Raiders

در بین بازی های چندنفره آنلاین در سال 2025، امسال یک عنوان توانست بتلفیلد و کالاف دیوتی را به راحتی کنار بزند و به یکی از پرمخاطبترین عناوین آنلاین تبدیل شود. این بازی چیزی نیست جز ARC Raiders. حتی پس از گذشت مدت طولانی از انتشار آرک ریدرز، هنوز هم تعداد بازیکنان فعال آن بسیار بالاست، چیزی که خلاف آن را در مورد Battlefield 6 و کالاف دیوتی جدید شاهد بودیم. بازی ARC Raiders، تجربه عمیقی از یک اکسترکشن شوتر با زاویه دوربین سه بعدی است که به دلیل تعاملات بازیکنان با یکدیگر و اهمیت نقش آفرینی در آن، توانسته در دل بسیاری یک جایگاه ویژه به دست آورد.
تا قبل از انتشار Arc Raiders باور بر این بود که بازیهای ژانر اکسترکشن شوتر جامعه طرفداران بسته و کوچکتری نسبت به شوترهای عادی مثل کالاف دیوتی و بتلفیلد دارند. به زبانی دیگه، کسی انتظار نداشت که یک بازی اکسترکشن شوتر مثل Arc Raiders بتواند تا این حد همهپسند و موفق ظاهر شود و تا چند ماه پس از عرضه همچنان سرورهایش شلوغ باشد. این موفقیت یک دستاورد ارزشمند بود که به ما نشان داد یک بازی خوشساخت میتواند حتی در یک سبک کمطرفدار نیز تحول ایجاد کرده و بدرخشد. بنابراین ساخته استودیو Embark قطعا لایق حضور در بین بهترین بازی های سال است.
محمد جواد جعفری
تحریریه
6) Kingdome Come: Deliverance 2

شاید اگر این بازی در سال دیگری منتشر میشد، تمامی جوایز را برای خود به دست میآورد. متاسفانه بازی Kingdome Come Deliverance 2 در سالی منتشر شد که عناوین شاهکار کم نبودند و البته که کمی در حق آن کملطفی هم شاهد بودیم. شما اینجا با نابترین و کاملترین تجربه از یک بازی نقشآفرینی در قرون وسطا رو به رو هستید که با روایت داستانی عمیق و چندشاخه، نقشه وسیع، گرافیک خیرهکننده و طیف گستردهای از انواع فعالیتها، ساعتها شما را سرگرم میکند. این بازی میتواند به سادگی تا چندین ماه، تنها عنوانی باشد که تجربه میکنید و هر لحظه در آن شما را سرگرم کرده و محتوای جدیدی به خوردتان دهد.
بازی Kingdome Come Deliverance 2، عنوانی است که هویت خودش را میداند و به خوبی روی آن سوار شده است، یک نقش آفرینی اصیل و عمیق که تقریبا همه چیز در آن واقعگرایانه طراحی شده و دست شما را باز میگذارد تا به مدلهای مختلف، روایت داستان خودتان را در آن پیش ببرید. این داستان شماست در قالب یک شخصیت در قرون وسطا، دنیای سرسبز و خطرناک و مملو از ماجراجوییهای نهفته!
علی ناجی مقدم
دبیر تحریریه و ویراستاری
7) Hades 2

در رقابت بین بازی های مستقل سال 2025، یک عنوان دیگر به خوبی قدم به قدم با بازی Silksong رقابت کرد. بازی Hades 2 که دنباله شماره قبل را پیش گرفت، توانست همان فرمول موفق استودیو Supergiant Games را بار دیگر به شکلی بهینهتر و کاملتر به خورد طرفدارانش دهد. شما این بار در نقش دختر هیدیز، باید برای نجات کل خانواده تلاش کرده و مسیری پرمخاطره را پشت سر بگذارید. بازی Hades 2، همان تجربه خالص از اکشن و روگ لایک بوده که در کنار شخصیتهای دوستداشتنی، دیالوگها و صداپردازی بینظیر و گرافیک هنری خیرهکننده، ساعتهای طولانی شما را سرگرم خواهد کرد.
بازی Hades 2، تجربه اثری آشناست. استودیو سازنده فهمید که به فرمولی که جواب داده و کار میکند، نباید دست زد و تنها باید شاخ و برگ آن را بیشتر کرد و قسمتهای اضافیاش را بهینه کرد. این بار در نقش دختر خدای مرگ، ماجراهای مهیجی را پشت سر بگذارید و از شخصیتپردازی عمیق و گیمپلی زیبای بازی لذت ببرید!
علی ناجی مقدم
دبیر تحریریه و ویراستاری
8) Ghost of Yotei

حرف و حدیث پیشت بازی Ghost of Yotei زیاد بوده و هست. این عنوان با وجود اینکه نتوانست در بین بهترین بازی های سال 2025، جایزهای به دست آورد اما همچنان یک بازی باکیفیت با گرافیک خیرهکننده و گیم پلی جذاب است و به خوبی توانسته شماره اولش را سربلند کند. شاید گوست آف یوتی به اندازه گوست آف سوشیما برای بسیاری خاطرهانگیز تلقی نشود؛ اما کار را در آورده و برای طرفداران اکشنهای سومشخص با المانهای سامورایی، یک تجربه خوب و بهیادماندنی خواهد بود. تنها مشکل شاید شخصیتپردازی نه چندان خوب و روایت داستانی ضعیف نسبت به سایر بازیهای این فهرست باشد.
پلیاستیشن بارها تلاش کرده تا داستان انتقام را به اشکال مختلفی تعریف کند. از انتقام کریتوس از خدایان المپوس تا داستان تکاندهنده الی و ابی؛ اما انگار پلیاستیشن هر نسل باید یک داستان در مورد انتقام منتشر کند و این بار Ghost of Yotei بود که این بار را به دوش کشید. گوست اف یوتی از جمله بازیهای امسال بود که من را از کار و زندگی انداخت، از آن مدل که گذر زمان را حس نمیکنید و نمیدانید که چطور ۸ ساعت پشت سر هم است که دارید دکمه فشار میدهید. این بازی با طبیعت و گرافیک بسیار زیبایش که همانند قدم زدن داخل یک تابلوی نقاشی باروک میماند، من را شگفتزده کرد، هر سکانس این بازی لایق ساعتها تماشا و لذت بردن است. در عین حال مراحل داستانی متنوع، رابطهی پرتنش میان شخصیتها، پیچشهای داستانی غافلگیرکننده و همچنین نبردهای جذاب که هیچگاه از تب و تاب نمیافتند، باعث شد تا آتی و ماجرای او، امسال لحظات فوقالعاده برای من رقم بزند و در نهایت به بهترین بازی سال برای من تبدیل شود، این بازی دوباره قدرت پلیاستیشن در داستانسرایی سینمایی را به رخ کشید و در عین حال اوج پختگی ساکرپانچ بود. حتما تجربه این بازی را به شما پیشنهاد میکنم.
یحیی رحیمی
دبیر بخش خبری
9) Doom: The Dark Ages

شماره جدید سری Doom، یعنی بازی Doom The Dark Ages قطعا در حد و اندازه Eternal و یا شماره اول نیست؛ اما همچنان برای آنهایی که یک اکشن مهیج، خشن و سرعتی میخواهند میتواند مناسب و سرگرمکننده باشد. این بار شما بار دیگر کاراکتر Doom Slayer را کنترل میکنید با این تفاوت که سلاحها و تجهیزاتش کمی حال و هوای قرون وسطایی گرفته و از آن سبک و سیاق فضایی قدیم فاصله دارد. این بازی به نوعی پیش درآمد شمارههای قبلی بوده و لحظههای بهیادماندنی خودش مثل کنترل رباتهای غولپیکر، اژدهای وحشی و نبرد با شیاطین در همان ابعاد را در کنار چاشنی همیشگی سری Doom در اختیارتان قرار خواهد داد.
بازی Doom Eternal که در سال ۲۰۲۰ منتشر شد به قدری خوب بود که نقطه اوج سری لقب گرفت. بنابراین از همان زمان میشد حدس زد که id Software کار بسیار دشواری برای تکرار دوباره این موفقیت خواهد داشت. وقتی Doom: The Dark Ages منتشر شد، متاسفانه زیر بار مقایسه با نسخه قبلی له شد و نظرات منصفانهای دریافت نکرد. علیرغم برخی انتقادات به گیمپلی کندشده و طراحی مراحل بازی، دووم جدید همچنان یک تجربه FPS لذتبخش را ارائه میدهد که امضای سری را در خود دارد؛ یعنی کشتن شیاطین به وحشیانهترین شکل ممکن! Doom: The Dark Ages شاید به اندازه نسخههای قبلی خوب نباشد، اما همچنان یکی از بهترین شوترهای اولشخص امسال است که نباید نادیدهاش گرفت.
محمد جواد جعفری
تحریریه
10) Split Fiction

در بین بهترین بازی های سال 2025، برای عناوین Co-op هم شاهد یک عنوان قوی و جذاب از یک استودیو نامآشنا بودیم. بازی Split Fiction به عنوان یکی از بهترین عناوین دو نفره که هم به صورت آنلاین و هم محلی قابل تجربه است، تلفیق خوبی از اکشن، همکاری و پلتفرمینگ را با همان فرمول استودیو Hazelight در اختیار شمار قرار خواهد داد. جدای از گیم پلی چالشی و جذاب، گرافیک خیرهکننده و تنوع بالای مراحل در کنار روایت داستانی که به خوبی در کنار آنها مینشید، ساعات خوبی را برای شما و یکی از بهترین دوستانتان رقم خواهد زد.
Split Fiction دقیقا همان چیزی است که صنعت بازی به آن نیاز دارد؛ ریتم خارقالعاده بازی در کنار یک سری چالش داستانی جذاب و البته تنوع بسیار بالا. با اینکه حتی خود من هم نقدهایی به داستان این بازی دارم، اما روایت جذاب جوزف فارس و البته طراحی مراحل بینظیر این اثر نتوانستند من را قانع کنند که این بازی شایسته کسب عنوان بهترین بازی سال نیست. Split Fiction از آن دست عناوینی بود که هنگام تجربه آن، حتی با وجود مشکلات بسیار فراوان برای تجربه آنلاین در داخل ایران، به طور کلی گذر زمان را از دست میدادم و غرق در این دنیاهای متنوع میشدم
علیرضا روستایی
تحریریه
انتخاب بهترین بازی سال توسط کاربران پارسی گیم
به پایان فهرست بهترین بازی های سال 2025 رسیدیم. لیست بالا، بهترین بازی سال از دیدگاه ما بود، اما احتمالا شما هم هماهنند ما علاقمند باشید تا بهترین بازی سال از نگاهتان را به اشتراک بگذارید و بگویید کدام بازی از نظر شما بهترین در سال 2025 بود. در بخش نظرات منتظر رتبهبندی بازیهای سال از سمت شما هستیم.


سوالات متداول در رابطه با این محتوا

دیدگاه کاربران
تعداد دیدگاه کاربران: 1 دیدگاهkasra
با احترام به تیم تحریریه
مضوع گارد داشتن در مقابل بازی هایی با مکانیک بسیار ساده نوبتی نیست اصلا اول سلیقه و دوم به نظر من اصلا درست نیست که نام 33 کنار ghost of های بیاید بازی که از یک مکانیک بسیار بسیار ساده خطی مبارزه نوبتی که به شخصه روی playstation 1 توی بازی کراش تجربه کردم اولین بار در مقابل یه بازی که زحمت بسیار بسیار بسیار زیاد برای مکانیک مبارزش کشیده شده تا ما مخفی کاری طبیعی و نرم مبارزه تن به تن واقعی در قامت یک سامورایی و یک کمان دار و مبارزه از دور لذت بخش را تجربه کنیم این سبگ بازی ها مثل 33 و bauldor gate میخواستن مسیر dragon age ها را تکمیل کنن اما بدون ریسک بر سر مکانیک مبارزه که به نظرم من D A واقعا خوب بود سیستم میارزاتش حنی inqusition که از همه نسخه ها بیشتر توسط رسانه ها کوبیده شد
رسانه ها از زمان انتشار Bauldor تبلیغات سنگینی برای این سبک رو استارت زدن چون از نظر اقتصادی وحشتناک زیتد پول ساز هست برای کمپانی های بازیسازی و همیشه بیشتر هزینه های بازی ها بر سر مکانیک ها صرف میشه پس این موج سنگین با تبلیغات سنگین خاموش خواهد شد چون پلیر ها خیلی زود متوجه خواهند شد پس نتیجه این مسیر هم مثل بازی های بتل رویال خواهد بود به نظرم