در فرهنگ عامهٔ ژاپن، کوه یوتِی را جایی میان واقعیت و افسانه می‌دانند و در روایت‌های محلی از آن به‌عنوان دروازهٔ سایه‌ها یاد می‌کنند. داستان بازی Ghost of Yotei از دل همین افسانه‌ها سر برمی‌آورد و جهانی می‌سازد که در آن مرز میان جهان زندگان و دنیای ارواح، هر لحظه شکسته می‌شود. تیم توسعه‌دهندهٔ این اثر از فولکلور هوکایدو، قصه‌های یوکای‌ها و اساطیر مخصوص منطقه الهام گرفته‌اند تا داستانی را روایت کنند که دربارهٔ یک قهرمان و تاریخ مختص به او باشد. همراه پارسی گیم باشید.

داستان بازی Ghost of Yotei؛ انتقام در سرزمین برف و شمشیر

در داستان بازی Ghost of Yotei خواهید دید که هر خاطره یا هر گناهی اثر ویژه‌ای روی روح دارد و می‌تواند سرنوشت هر انسان را دچار تغییرات زیادی کند. داستان بازی با یک سکوت عمیق شروع می‌شود و در واقع همان سکوتی است که بر روستاهای دامنهٔ یوتِی تسلط یافته است. افراد زیادی در این کوه ناپدید شده‌اند و حالا نوبت به بیدار شدن روح نگهبان کوه می‌رسد. کاراکتر اصلی داستان گذشته‌ای تاریک با این کوه دارد و در ادامه وارد مسیری می‌شود که باید میان حقیقت و توهّم، اسطوره و واقعیت، و میان ترس و رهایی یکی را انتخاب کند.

جهان یوتی و پیش‌زمینهٔ تاریخی آن

تاریخچه در کوهستان یوتی و داستان بازی

داستان این اثر دوست‌داشتنی تقریباً 329 سال بعد از روایت بازی Ghost of Tsushima اتفاق می‌افتد و داستانی کاملاً مستقل و جداگانه را تعریف می‌کند. در همان لحظات ابتدایی، مهم‌ترین و سرنوشت‌سازترین اتفاق زندگی آتسو را می‌بینیم. دقیقاً در همین‌جا، پس از قتل مادر، پدر و برادرش، او را با شمشیری به درخت جینکوی خانواده‌اش میخکوب می‌کنند و سپس درخت را به آتش می‌کشند. عاملان این فاجعه گروهی به نام «شش یوتی» هستند. این افراد در دوران کودکی آتسو، تنها دسته‌ای یاغی با رویاهای بزرگ به شمار می‌رفتند. میل آتسو به انتقام به‌مدت شانزده سال در وجودش می‌جوشد و داستان بازی از جایی ادامه پیدا می‌کند که او به نسخهٔ یوتِی از سرزمین ازو بازمی‌گردد.

آتسو که از شب درخت سوزان جان سالم به در برده است، باقی سال‌های نوجوانی و آغاز بزرگسالی‌اش را به‌عنوان یک مزدور در جنوب آموزش می‌بیند. سه سال پیش از آن‌که شوگون‌سالاری توکوگاوا به‌طور رسمی کنترل هونشو را به دست بگیرد، آتسو در سال 1600 در نبرد تاریخی سکیگاهارا می‌جنگد. آتسو در سال 1603 به ازو بازمی‌گردد که با هوکایدوی امروزی هم‌زمان می‌شود. حالا خاندان ماتسوماائه، یک خاندان واقعی که از جنوبی‌ترین نقطهٔ ازو برخاسته‌اند، سامورایی‌های اصلی این نبرد هستند. البته آن‌ها در حال حاضر، پس از یک جنگ خونین علیه شش یوتی، با خشونت و بی‌رحمی بر منطقه حکومت می‌کنند.

مار کشته می‌شود و افسانهٔ اونریو آغاز می‌گردد

آغاز داستان بازی گوست آف یوتی

پیش از آن‌که بازی Ghost of Yotei با خشونت چشم‌نواز و بی‌رحمش بازیکن را کاملاً در سرزمین ازو رها کند، یک بخش کوتاه معرفی و آموزشی وجود دارد که لایه‌ای مهم از شخصیت آتسو را شکل می‌دهد. در این قسمت، آتسو به‌راحتی از میان چندین مزدور عبور می‌کند و در پایان، روبه‌روی نخستین نام فهرست انتقامش می‌ایستد. اولین شخصیتی که با او مبارزه می‌کنید مار نام دارد. دوئل با این شخصیت رسماً به بن‌بست می‌خورد؛ به این صورت که آتسو و مار هم‌زمان شمشیرهایشان را در بدن یکدیگر فرو می‌کنند. مار می‌میرد، اما آتسو با نفس‌نفس‌زدن دوباره به زندگی بازمی‌گردد و حاضران را در شوک فرو می‌برد. از همین لحظه است که افسانهٔ اونریو به دنیا می‌آید و شباهت زیادی به یک روح انتقام‌جو دارد که به‌تازگی از مرگ بازگشته است. آتسو خون مار را روی کاتانایش می‌مالد و نام او را روی شال خود می‌نویسد. روی این شال فهرست اعضای شش یوتی وجود دارد که نام افرادی مثل: مار، کیتسونه، اونی، اژدها، عنکبوت و لرد سایتو دیده می‌شود.

شکار کیتسونه و اونی: فصل اول، سفر آتسو را به‌طور جدی آغاز می‌کند

شکار کیتسونه و اونی: فصل اول، سفر آتسو را به‌طور جدی آغاز می‌کند

آتسو از خانهٔ متروک خانواده‌اش در دشت‌های یوتی راهی می‌شود. در این محیط، درخت جینکو را می‌بینیم که به‌شکلی معجزه‌آسا دوباره برگ داده است. قهرمان داستان بازی Ghost of Yotei قصد دارد اعضای باقی‌ماندهٔ شش یوتی را پیدا کند. شایعات مربوط به هر پنج نفر به‌راحتی به گوشش می‌رسد، اما خیلی زود سرنخ‌های مربوط به هر شخصیت ناپدید می‌شوند. اژدها و عنکبوت، پسران لرد سایتو که با نام برادران سایتو شناخته می‌شوند، همچنان تا مدت زیادی دست‌نیافتنی باقی می‌مانند. در طول مسیر، آتسو با گرگی دوست می‌شود که بارها به او کمک می‌کند.

این گرگ، جنگ شخصی خودش را علیه شش یوتی به راه انداخته است؛ زیرا سربازان شش یوتی جمعیت گرگ‌های ازو را به‌شدت کاهش داده‌اند. گفته می‌شود خود لرد سایتو اغلب در قلعه‌ای آموزشی در شمال‌شرق منطقه، در ناحیه‌ای به نام رشته‌کوه توکاچی، حضور دارد. او برای حفظ استقلالش از شوگون‌سالاری، هر نوع مزدور و رونینی را، فارغ از میزان مهارت، جذب می‌کند و به آن‌ها وعدهٔ اعتبار سامورایی بودن و فرصتی عجیب‌وغریب برای حکمرانی بدون افتخار بر ازو می‌دهد. آتسو با نفوذ به قلعهٔ سایتو در توکاچی، در مقابل رهبر شش یوتی قرار می‌گیرد. سایتو وارد دوئل با این شخصیت می‌شود، اما محاصرهٔ ناگهانی نیروهای ماتسوماائه همه‌چیز را متوقف می‌کند؛ فرصتی که سایتو از آن برای فرار استفاده می‌کند و ردش دوباره گم می‌شود.

داستان بازی Ghost of Yotei به بازیکن اجازه می‌دهد سرنخ‌ها را به هر ترتیبی دنبال کند، اما در نهایت باید بین کیتسونه و اونی یکی را انتخاب کرد. از نظر فنی می‌توان هر دو را هم‌زمان دنبال کرد، اما این کار روایت را تکه‌تکه و پر از رفت‌وآمدهای بی‌ربط بین مناطق مختلف می‌کند. از نظر داستانی، شکار کیتسونه در اولویت بیشتری قرار دارد؛ به‌ویژه چون مکانیک‌هایی که در این مسیر معرفی می‌شوند، پایه‌های تبدیل شدن آتسو به یک شینوبی کارآمد را می‌سازند.

شکار شخصیت کیتسونه

شخصیت Kitsune در روایت داستانی بازی Ghost of Yotei

کیتسونه جاسوس ارشد لرد سایتو است. این فرد که شانزده سال پیش، در مقابل چشمان آتسو، به رهبر شش یوتی کمک می‌کرد تا مادرش، یونه، را به دار بیاویزند. آتسو با دنبال کردن شایعات به سمت شمال و عبور از رشته‌کوه توکاچی، با یک کشتی از دریاچهٔ بزرگ می‌گذرد و به طبیعت وحشی نایورو می‌رسد. این درهٔ بزرگ کوهستانی در واقع محل زندگی بومیان آینو است. آتسو با رفتارش در برابر آینوها خود را کاملاً خیرخواه آن‌ها نشان می‌دهد.

این مردم حضوری دائمی در بازی دارند و هم‌زمان هم بی‌رحمی شش یوتی را برجسته می‌کنند و هم نشان می‌دهند سلطهٔ خاندان ماتسوماائه نیز می‌تواند به همان اندازه سنگین و خفه‌کننده باشد. آتسو با رفتن به شمالی‌ترین و سردترین منطقهٔ ازو، یعنی تشیو ریج، رد کیتسونه را دنبال می‌کند. او بلافاصله هدف حملهٔ گروهی از شینوبی‌ها قرار می‌گیرد و توسط کیتسونه مسموم می‌شود. سمی که به آتسو می‌دهند باعث توهم‌های فراوان می‌شود و او را به‌شکلی عجیب ناتوان می‌کند. کیتسونه در اصل باعث زنده ماندن آتسو می‌شود و تا حد زیادی هم قدرت او را در برابر چالش‌ها می‌سنجد.

آتسو به‌سختی از سرمای کشندهٔ تشیو ریج جان سالم به در می‌برد و سرانجام خود را به مهمانخانه‌ای محلی می‌رساند. در آن‌جا با یک نوازندهٔ دوره‌گرد شامیسن به نام اویوکی هم‌پیمان می‌شود. این زن به‌طرزی عجیب در خنثی کردن شینوبی‌های تحت فرمان کیتسونه، که با عنوان نه‌دم شناخته می‌شوند، مهارت بسیار زیادی دارد. در نهایت، آتسو به حقیقتی تکان‌دهنده می‌رسد؛ اویوکی همان کیتسونه است یا دست‌کم پیش‌تر با این نام شناخته می‌شده است.

ماجرای شب درخت سوزان

روایت داستانی بازی گوست آف یوتی

فلش‌بک‌های داستان بازی Ghost of Yotei نشان می‌دهند که در شب درخت سوزان، کیتسونه برخلاف دستور لرد سایتو اجازه داد آتسو فرار کند. دقیقاً در همین شب، یونه به دار آویخته شد. اویوکی که از نقش خود در قتل خانوادهٔ آتسو سرشار از پشیمانی است، سایتو را ترک می‌کند و شاگردش، دوجون، به کیتسونهٔ جدید و جاسوس ارشد شش یوتی تبدیل می‌شود. اویوکی سوگند می‌خورد با کمک به آتسو در مسیر انتقام، گذشته‌اش را جبران کند. آن دو با هم کیتسونه را می‌کشند، آتسو نام دیگری را از روی شالش خط می‌زند و قرار می‌گذارند دوباره در خانهٔ خانوادگی آتسو همدیگر را ببینند.

حالا تنها یک رد داغ باقی مانده است؛ بنابراین آتسو راهی دشت ایشیکاری، در شمال‌غربی دشت‌های یوتی، می‌شود تا به سراغ اونی برود. در شب درخت سوزان، آتسو و برادرش جوبی تلاش کردند جلوی اونی را بگیرند. به دنبال این اتفاق، اونی بی‌رحمانه پدرشان، کنگو، را کتک می‌زد. حملهٔ نافرجام جوبی باعث شد اونی او را از ناحیهٔ گردن بگیرد و به کناری پرتاب کند. در ادامهٔ داستان، آتسو موفق شد ضربه‌ای بزند که بخش بزرگی از ماسک اونی بشکند و زخمی وحشتناک روی چشم چپش شکل بگیرد. اونی خیلی زود خودش را جمع‌وجور کرد و با فرو کردن کاتانا در پشت کنگو، آهنگر خانواده را جلوی چشمان فرزندانش به قتل رساند. در دشت ایشیکاری، آتسو با یک سامورایی از خاندان ماتسوماائه به نام لرد کیتاموری روبه‌رو می‌شود.

آشنایی با کیتاموری

آشنایی با Kitamori در بازی Ghost of Yotei

کیتاموری خیلی زود فاش می‌کند که در حقیقت همان جوبی است. این برادر نیز به‌شکلی معجزه‌آسا از قتل‌عام خانواده جان سالم به در برده است. جوبی که حالا برای خود در میان ماتسوماائه‌ها زندگی تازه‌ای ساخته، به یکی از مهره‌های کلیدی این خاندان در نبرد علیه اونی تبدیل می‌شود. او با مشت آهنین بر دشت ایشیکاری حکومت می‌کند. آتسو برای نفوذ به قلعهٔ اونی، خود را به‌عنوان مزدوری جا می‌زند که لرد کیتاموری را به اسارت گرفته است. اما این نقشه زمانی لو می‌رود که واکنش احساسی آتسو به دیدن غلاف کاتانای پدرش ــ که اونی در شب درخت سوزان با خود برده بود ــ او را رسوا می‌کند. اونی در پاسخ، پایگاه‌های ماتسوماائه را در منطقه به نابودی می‌کشد. این اتفاق آتسو و جوبی را مصمم‌تر می‌سازد تا مخفیانه وارد دژ اونی شوند. آن‌ها قصد دارند زندانیان ماتسوماائه را آزاد کنند و یک شورش عظیم به راه بیندازند. این شورش در نهایت فرصتی فراهم می‌کند تا آن دو، شانه‌به‌شانه، اونی را از پای درآورند.

شکار اژدها و عنکبوت: فصل دوم، افشاگری‌های بزرگ برای آتسو

شکار اژدها و عنکبوت: فصل دوم، افشاگری‌های بزرگ برای آتسو

آتسو و جوبی در خانهٔ قدیمی خواهر و برادرها با اویوکی دیدار می‌کنند. جوبی به‌سختی از کشتن کیتسونه پشیمان می‌شود، اما با اکراه می‌پذیرد که توانایی‌های اویوکی می‌تواند در نبرد با برادران سایتو به کار بیاید. این افراد در ساحل اوشیما، عملاً سرپرستی‌ای را که شوگون‌سالاری به خاندان ماتسوماائه سپرده بود، به چالش کشیده‌اند. این منطقه در اصل در جنوبی‌ترین بخش ازو قرار دارد. شبه‌جزیرهٔ ماتسوماائه در دنیای واقعی مرکز قدرت این خاندان بود. این خاندان وظیفه داشتند از شوگون‌سالاری در برابر بربرهای آینو در شمال محافظت کنند. آینوها در Yotei به‌گونه‌ای کاملاً صلح‌جو و اغلب قربانی خشونت‌ها به تصویر کشیده شده‌اند.

منطقهٔ ماتسوماائه در هوکایدو نام خود را از همین خاندان گرفته است و قلعهٔ ماتسوماائه نیز امروزه بازسازی شده است. این قلعه از نظر ظاهری تقریباً مو به مو با نسخهٔ دیجیتالی‌اش در Yotei شباهت دارد. یک افشای بزرگ داستانی در ساحل اوشیما رخ می‌دهد و مشخص می‌شود که جوبی دختری به نام کیکو دارد؛ در نتیجه مشخص می‌شود که آتسو صاحب یک خواهرزاده است. جوبی تا حد زیادی کیکو را از واقعیت‌های خشن دور نگه داشته و با وجود شدت گرفتن جنگ با شش یوتی، حاضر نبوده به او دفاع از خود را یاد بدهد.

با کمک آتسو و اویوکی، هرچند با اکراه، جوبی می‌پذیرد آموزش مهارت‌های ابتدایی بقا و مبارزه را به کیکو آغاز کند. این آموزش‌ها خیلی زود به کار می‌آیند. کیکو ورودی مخفی یک عمارت محلی را به آتسو و اویوکی نشان می‌دهد که در حال حاضر به تصرف عنکبوت درآمده است. آتسو و اویوکی برای نفوذ به عمارت در پوشش هنرمندان وارد می‌شوند و ماسک به چهره می‌زنند. آتسو به‌درستی ماسک اونریو را انتخاب می‌کند. حالا که افسانه داستان خودش را به نمایش می‌گذارد، نیمی از اعضای شش یوتی به کام مرگ کشیده می‌شوند.

جریان دستگیری عنکبوت

شکار عنکبوت در داستان بازی Ghost of Yotei

در ادامهٔ داستان بازی Ghost of Yotei می‌فهمیم که شب درخت سوزان به نمایشی دیدنی برای عنکبوت تبدیل شده است. همین مسئله باعث فوران خشم آتسو می‌شود و دلیلی قاطع برای به خاک و خون کشیدن نیروهای عنکبوت به او می‌دهد. با این حال، آتسو آن‌قدر بر خود مسلط می‌ماند که طبق نقشه‌ای که با اویوکی و جوبی طراحی کرده‌اند، خود عنکبوت را زنده دستگیر کند.

کیکو برخلاف دستور، به خانه برنمی‌گردد و بیرون عمارت منتظر می‌ماند. او با دیدن آتسو، غرق در خون از سر تا پا، می‌ترسد و در همین لحظه نقطه‌ای کلیدی در درک آتسو شکل می‌گیرد. حالا او واقعاً به اونریو تبدیل شده است؛ آیا چیزی جز عطش انتقام برایش باقی مانده؟ با در اختیار داشتن عنکبوت، تله‌ای در ساحل بیرون قلعهٔ ماتسوماائه چیده می‌شود. این سه نفر آمادهٔ اجرای حکم هستند، با این اطمینان که برادرش، اژدها، برای نجات او خواهد آمد. اما در این شرایط، اژدها به‌تنهایی برای نجات برادرش نمی‌آید و حمله‌ای تمام‌عیار و غیرمنتظره از سوی لرد سایتو شکل می‌گیرد.

اژدها با ناوگان خود قصد دارد قلعه را زیر آتش بگیرد. آتسو که نمی‌تواند از فرصت فوری انتقام چشم‌پوشی کند، حاضر نمی‌شود همراه جوبی و اویوکی عقب‌نشینی کند و تصمیم می‌گیرد از قلعه، خانهٔ تازهٔ جوبی و کیکو، محافظت نکند. او در ساحل با اژدها درگیر می‌شود و در این میان، عنکبوت نیز از پا به فرار می‌گذارد. آتسو در ادامه اژدها را می‌کشد، نامش را با خون از روی شالش خط می‌زند و عنکبوت می‌گریزد. درست در همین لحظه قلعهٔ ماتسوماائه سقوط می‌کند و کیکو زنده می‌ماند، اما از جوبی و اویوکی خبری نیست.

نقطهٔ فروپاشی یا لحظهٔ شکست قهرمان

نقطه کلیدی قهرمانان در بازی Ghost of Yotei

در مسیر انتقام، شخصیت داستان وارد مرحله‌ای می‌شود که هیچ بازگشتی در آن وجود ندارد و با خط باریکی میان انسانیت و خشونت روبه‌رو می‌شود. ریشهٔ این فروپاشی به همان شبی بازمی‌گردد که خانواده‌اش به دست Yōtei Six کشته شدند و خود او زیر درخت جینکو زنده‌به‌گور شد. پس از پشت‌سر گذاشتن مرگ، دیگر با یک دختر معمولی سروکار نداریم، بلکه با روحی مواجه هستیم که خشم و زخم، بافت‌های روان او را شکل داده‌اند. زمانی که بار دیگر به یوتی بازمی‌گردد، با قهرمانی روبه‌رو هستیم که سعی دارد بر زخم‌های گذشته مرهم بگذارد.

اولین قتل آتسو زمانی رخ می‌دهد که شخصیت Snake مست و بی‌دفاع است. دقیقاً در همین لحظه به کلیدی‌ترین بخش داستانی بازی می‌رسیم. در این نقطه، قهرمان بازی از مسیر شرافت‌محور خود فاصله می‌گیرد و وارد دنیایی می‌شود که تنها بقا و انتقام در آن معنا دارند. کشتن Snake شباهتی به انتقام ندارد؛ بلکه مسیری از سقوط آرام و بی‌سر‌و‌صدا را برای کاراکتر اصلی داستان هموار می‌کند. نویسندهٔ داستان قصد دارد نشان دهد که انتقام، حتی اگر توجیه‌پذیر باشد، روح را فرسوده می‌کند و مرزهای اخلاقی را تغییر می‌دهد.

با این حال، اوج فروپاشی زمانی رخ می‌دهد که آتسو و لرد سایتو در مقابل یکدیگر قرار می‌گیرند. شاید شمشیر آتسو بتواند تاوان تمام رنج‌های او را بگیرد، اما تصمیم او برای رها کردن سایتو، تنها غافلگیرکننده نیست، بلکه تعیین‌کنندهٔ بخش مهمی از داستان بازی خواهد بود. قهرمان داستان تصمیم می‌گیرد شمشیر خود را کنار بگذارد و انتخاب‌های انسانی‌تر و آگاهانه‌تری برای حفظ وجود خود داشته باشد. به همین خاطر، او گذشتهٔ خود را درمان می‌کند و از تکرار آن دور می‌شود.

مواجهه با لرد سایتو و پایان Ghost of Yotei: فصل سوم

رویارویی با Saito در بازی Ghost of Yotei

آتسو، کیکو را به خانه‌شان در دشت‌های یوتی بازمی‌گرداند و جست‌وجوی تازه‌ای برای یافتن عنکبوت آغاز می‌کند. وقتی بالاخره شکارش را به دام می‌اندازد، می‌فهمد لرد سایتو پسر بازمانده‌اش را طرد کرده است؛ زیرا او را مقصر مرگ اژدها می‌داند. عنکبوت به آتسو خبر می‌دهد که جوبی و اویوکی زنده‌اند و در قلعهٔ سایتو اسیر شده‌اند. آتسو با نگاهی دوباره به آن‌چه از انسانیتش باقی مانده، معامله‌ای با عنکبوت می‌کند. عنکبوت باید آتسو را به آن‌جا ببرد و در عوض، جان خودش را نجات دهد. آتسو به وعده‌اش پایبند می‌ماند و اجازه می‌دهد عنکبوت به جنوب برود و زندگی تازه‌ای را آغاز کند.

قلعهٔ سایتو، دژ کوگا، در دل کوه‌های شرق دریاچهٔ بزرگ پنهان شده است؛ جایی میان رشته‌کوه توکاچی و طبیعت وحشی نایورو. آتسو به این درک می‌رسد که عطش انتقامش تنها به تراژدی‌های بیشتری می‌انجامد و با خود عهد می‌بندد جوبی و اویوکی را نجات دهد، حتی اگر به معنای زنده ماندن سایتو باشد. او به‌تنهایی به دژ نفوذ می‌کند و درست پیش از اعدام جوبی با دشمنان درگیر می‌شود. سپس خواهر و برادر با هم نگهبانانی را از پای درمی‌آورند که مراقب اویوکی اسیر بودند.

لرد سایتو، اویوکی را به دلیل خیانتش در نقش کیتسونه زنده نگه داشته بود تا مجازاتی نامعلوم و احتمالاً هولناک را برایش در نظر بگیرد. پس از انجام مأموریت، آتسو آمادهٔ فرار از دژ کوگا می‌شود، اما اویوکی می‌گوید شنیده سایتو قصد دارد انتقام پسرانش را از همان‌جایی بگیرد که همه‌چیز آغاز شد. آن‌ها با جنگ راه خود را از دژ باز می‌کنند و در خانهٔ قدیمی خواهر و برادرها، زیر درخت جینکو، در مقابل سایتو قرار می‌گیرند. سایتو در ازای یک دوئل تک‌به‌تک با اونریو، اجازه می‌دهد کیکو برود تا آتسو بتواند انتقامش را کامل کند.

آتسو شالش را پیش از آن‌که همهٔ نام‌ها از رویش خط بخورند می‌سوزاند و به سایتو می‌گوید معنای تازه‌ای برای زندگی‌اش پیدا کرده است. آتسو تمام سلاح‌های سایتو را از کار می‌اندازد و او را وادار می‌کند چیزی را بدهد که پیش‌تر در دژ تمرینی توکاچی از آتسو دریغ کرده بود؛ یک دوئل واقعی با کاتانا. سایتو ضربه‌ای مرگبار وارد می‌کند، اما ضربهٔ نهایی‌اش با بازگشت جوبی متوقف می‌شود. جوبی پس از آن‌که مطمئن می‌شود کیکو در کنار اویوکی در امان است، به جریان نبرد بازمی‌گردد. این آخرین گام او در رها کردن مسیر انتقام است.خواهر و برادر در آستانهٔ شکست دادن سایتو قرار می‌گیرند تا این‌که جوبی به‌شدت زخمی می‌شود. در نبرد پایانی، آتسو سایتو را با کاتانای پدرش همان شمشیری که سال‌ها پیش خودش با آن به درخت میخکوب شده بود و شمشیر سایتو را به تنهٔ درخت جینکو می‌دوزد. سپس یکی از شمشیرها را بیرون می‌کشد و سایتو را رها می‌کند تا در خون خود جان دهد.

در این لحظه، کیکو بازمی‌گردد و بر پیکر پدر در حال مرگش زار می‌زند. آخرین کلمهٔ جوبی نام دخترش است. او روی بستری از برگ‌های زرد و درخشان جینکو جان می‌دهد. آتسو به کیکو قول می‌دهد مراقبش باشد و خواهرزاده‌اش را در آغوش می‌گیرد. شش ماه بعد، آتسو و کیکو را می‌بینیم که پیش از شروع زمستان مشغول جمع‌آوری آذوقه هستند. اویوکی از راه می‌رسد و شادی کیکو را برمی‌انگیزد. با باریدن نخستین برف سال، آتسو گلی بر مزار جوبی زیر درخت جینکو می‌گذارد. گرگ برای آخرین بار ظاهر می‌شود و آتسو به او می‌گوید شکارش به پایان رسیده است. سپس تیتراژ پایانی داستان بازی Ghost of Yotei آغاز می‌شود.

اوج داستان و افشای حقیقت اصلی

خلاصه داستان بازی Ghost of Yotei

در نقطهٔ اوج داستان بازی Ghost of Yotei، مرز میان حقیقت و خیال کم‌کم محو می‌شود و آتسو پس از پشت‌سر گذاشتن پنج عضو Yōtei Six، سرانجام به دل کوهستان یوتی می‌رسد. هدف از رسیدن به این منطقه، رویارویی با لرد سایتو، آخرین دشمن بازی است که در این کوه زندگی می‌کند. با این حال، تمام این درگیری به انتقام خلاصه نمی‌شود. اتفاقاتی رخ می‌دهد که تصاویر گذشتهٔ زندگی آتسو را دگرگون می‌کنند. در جریان نبرد، دشمن اصلی آتسو یکی از مهم‌ترین حقایق زندگی او را آشکار می‌کند. Yōtei Six برای جلوگیری از کودتای داخلی در خاندان آتسو اقدام کرده بودند و حملهٔ آن شب هیچ ارتباطی با قدرت‌طلبی بی‌منطق نداشت. در آن کودتا، پدر آتسو قصد داشت کنترل منطقه را با خشونت به دست بگیرد. این بخش از داستان به هیچ عنوان قصد توجیه ظلم را ندارد، بلکه می‌خواهد تصویر ساده‌سازی‌شدهٔ شر و قربانی‌بودن را بشکند.

آتسو درمی‌یابد که قربانی بودن همیشه به معنای پاکی مطلق نیست و حقیقت‌های گذشته مانند سنگی چندپهلو و تاریک‌اند. این درک تکان‌دهنده، قهرمان بازی را در نبرد نهایی از درون متلاشی می‌کند و سال‌ها درد و اندوه او را زیر سؤال می‌برد. شاید او سال‌ها در انتظار انتقامی بوده که بر پایهٔ روایتی ناقص شکل گرفته بود. در چنین شرایطی، نبرد نهایی رخ می‌دهد؛ جایی که خیر و شر معنای مطلق خود را از دست می‌دهند و تنها دو انسان در برابر یکدیگر قرار می‌گیرند. این بار، ضربات شمشیر میان پذیرش حقیقت یا انکار آن نوسان می‌کنند و حرکات آتسو آمیخته با خشم و تردید هستند.