پس از اینکه کونامی از موفقیت بازی Silent Hill 2 Remake عبور کرد، نوبت به دنیای وهمآلود بازی Silent Hill f رسید. هر دو اثر شگفتانگیز و داستانهای خیرهکنندهای از جهان Silent Hill را ارائه میدهند و شما با دنیایی چند لایه و اتمسفری سنگین اضطرابآور روبرو میشوید. با این تفاوت که یکی از آثار در شهر معروف سایلنت هیل پیش میرود و دیگری درباره داستانی در دهه 60 میلادی میگوید. در نگاه اول بازی سایلنت هیل اف ممکن است از نظر بخشهای روایی خودش شباهتهایی به بازی Silent Hill 2 Remake داشته باشد. اما در طراحی گیم پلیهای هر دو بازی با تفاوتهای فراوانی مواجه میشویم و قسمتهای ترسناک هر دو عنوان به یک اندازه آزاردهنده و تاثیرگذار هستند. همراه پارسی گیم باشید.
بازی Silent Hill 2 Remake یا بازی Silent Hill f کدام بهتر است؟
با این حال برخی از مکانیکها و سیستمهای بازی Silent Hill f پیشرفت زیادی را نسبت به نسخه قبلی خودش نشان نمیدهند و حتی در برخی از موارد کم و کاستیهایی نیز به چشم میآیند. این بار دو کابوس در دو دهه متفاوت مقابل یکدیگر قد برافراشتهاند. با بازی Silent Hill 2 Remake یکی از ماندگارترین داستانهای تاریخ این فرنچایز را مرور میکنیم و با اثر Silent Hill f به دنیای یک وحشت شاعرانه و مرگبار میرویم.
1) مقایسه گرافیک هر دو اثر

از نظر گرافیکی هر دو اثر با موتور گرافیکی Unreal Engine 5 ساخته شدهاند و فاصله زیادی با یکدیگر ندارند. به همین خاطر در بخش المانهای بصری در سطحی بسیار بالایی قرار گرفتهاند. از سوی دیگر مدل سازی کاراکترهای بازی در عنوان Silent Hill f و نسخهی بازسازی Silent Hill 2 به واقعیت نزدیک هستند و هر دو اثر فضایی خیرهکنندهای را به نمایش میگذارند. زمانی که وارد منطقه Ebisugaoka میشوید، زحمت تیم توسعهدهنده در ارائه یک سبک هنری ترسناک را به چشم میبینید.
در اثر Silent Hill f رنگ قرمز نقش بسیار مهمی را در طراحی محیط و هیولاها بازی میکند و در کنار مه خاکستری و لباس سورمهای کاراکتر جذابیت خاصی را به بازی میبخشد. قرار گرفتن این پالت رنگی در کنار رنگ سورمهای به گونهای یک حس ناامنی خاصی را در دل گیمرها میسازد. در مقابل بازی Silent Hill 2 Remake وفادار به رنگهای تیره و خاکی در نسخه اورجینال خودش بود و طیف رنگی مثل قهوهای، سبز و خاکستری در اصل بازتابدهنده ذهنی و روانی جیمز ساندِرلند هستند.
در زمینه سینماتوگرافی و قاببندی دوربین نیز شباهتهای زیادی در هر دو اثر دیده میشود. استفاده از زوایای مورب، حرکات آهسته دوربین و فریمهای بسته روی چهرهها در هر دو بازی حس اضطراب و تنهایی را به شکلی استادانه منتقل میکنند. کونامی در این عنوان سعی کرده است که همان حس ترس قدیمی خودش را در یک قالب مدرنتر به نمایش بگذارد. در نسخهی بازسازی Silent Hill 2 نیز بازسازی محیطهای کلاسیکی چون خیابانهای مهگرفته و آپارتمانهای پوسیده را بهشکلی چشمنواز و مدرن میبینیم.
2) تفاوت طراحی هیولاها

طراحی موجودات و هیولاهای سری سایلنت هیل این فرنچایز را کاملا نسبت به مجموعههای ترسناک دیگر متمایز کرده است. تمام این ایدهها از ذهن بیمار و زخمخورده شخصیتهای بازی سرچشمه میگیرند. خوشبختانه هر دو عنوان از این میراث ارزشمند به خوبی پاسداری کردهاند و در برخی از جنبهها به شکل جذابی آن را توسعه نیز دادهاند. در نسخه بازسازی شده Silent Hill 2، دشمنان گذشته به گیم پلی این اثر برمیگردند، ولی این بار ظاهری ترسناکتر و کابوسوارتر دارند.
طراحی Mannequinها، Nurseها و Lying Figureها با جزئیاتی دقیقتر و بافتهایی زندهتر بازآفرینی شدهاند، بهطوری که هر حرکتشان یادآور اضطراب خفهکننده نسخه کلاسیک است. این بار شاهد موجودات تازهتری به نام Spider Mannequin هستیم که به لایههای ترس فیزیکی بازی ساختارهای جدیدتری اضافه میکنند. اگر حرکات عنکوبتی را با بدن یک انسان ترکیب کنید، این هیولاها شکل میگیرند. دیدن این موجودات حتی برای لحظهای کوتاه حس دلهره و ترس آزاردهندهای را در دل بازیکنان میاندازد. در کنار این کابوس تمامنشدنی حضور همیشگی و سنگین Pyramid Head را نیز داریم.
به همین خاطر میتوان گفت که هنوز قلب تپنده این فرنچایز به خوبی کار میکند و هر صحنهای که او در آن ظاهر میشود، تجسم خالص «دلهره و رنج» را به گیمرها انتقال میدهد. این هیولای جذاب تنها به عنوان یک دشمن بازی دیده نمیشود، بلکه در اصل نمادی از مجازات و احساس گناه به نظر میآید. در مقابل بازی Silent Hill f را داریم که نشان میدهد کونامی در ساخت کابوسهای آزاردهنده جدید تبحر خاصی دارد. اولین دشمنی که باید در این اثر با او درگیر شوید Kashimashi نام دارد که موهایی بلند و لبخند بسیار بیمار گونهای دارد.
3) افکتهای صوتی و طراحی موزیک متن

ریمیک Silent Hill 2 با احترام کامل به میراث نسخهی اصلی، تلاش میکند که همان اتمسفر سنگین و روانیِ مضطرب را با ابزارهای مدرن بازسازی کند. امضای یامائوکا در موزیک متن این اثر به خوبی حس میشود و آکوردهای سرد و ملودیهای ملیخولیایی این بازی Silent Hill 2 به خوبی به دل مینشینند. در نسخه بازسازی شده بازی افکتهای صوتی از عمق بیشتری برخوردار هستند و سیستم صوتی جدید نیز با استفاده از spatial audio، با توجه به محیط بازی موزیک متن را تغییر میدهد.
زمانی که در راهرو های بازی قدم میزنید، افکتها حس واقعی حضور در همون محل را به شما انتقال میدهند. همینطور صداهایی مثل باد، قطرات آب، یا صداهای مبهم در دوردست به شکل وسواس گونهای برای گیمرهای حساس طراحی شدهاند. در مقابل بازی Silent Hill f مسیر تازهای را برای خودش در نظر میگیرد و قصد دارد صدایی متفاوتتری نسبت به تمام قسمتهای قبلی خودش داشته باشد. آکیرا یامائوکا در کنار Kensuke Inage، برای ساخت موسیقی بازی از ترکیب سازهای سنتی ژاپنی و صداهای امبینت مدرن استفاده کردهاند.
با اینکه در دنیایی قرار میگیریم که کاملا تازه به نظر میرسد، ولی حس آشنا بودن خودش را دارد. صدای سازههای ژاپنی، زنگ معابد و وزش باد میان درختان، با ترس و تنهایی شخصیتها در یکدیگر تلفیق میشوند. تیم صداسازی این اثر برای ضبط صداهای طبیعی محیط به قسمتهای مختلف کشور ژاپن سفر کردهاند و کوچکترین صداها مثل صدای پرندگان و رفت و آمد در شهرهای کوچک را ضبط کردند. البته کار ترکیب یک موزیک دلهرهآور و ترسناک با موسیقی سنتی ژاپنی ریسکهای بالایی خودش را داشت و ممکن بود حس ترس بازی را کاملا از بین ببرد.
4) نحوه طراحی معماهای بازی

شاید در نسخه بازسازی شده بازی دوم این فرنچایز پازلها پیچیدگی در سطح بالایی داشته باشند، اما همین دشوار بودن گاهی اوقات خستهکننده و گمراهکننده به نظر میرسید. برخی از معما در حین سادگی خودشان میتوانستند حسابی هر گیمری را کلافه کنند. بعضی از بازیکنان معتقدند که همان معمای چوبهدار ber تبدیلی به یکی از کابوسهایشان شده بود. در بازی Silent Hill f همه چیز به شکل متفاوتتری پیش میرود و بیشتر پازلهای حس حس تعلیق و ترس را به خوبی انتقال میدهند.
بیشتر پازلها در سایلنت هیل اف هوشمندانهتر، منسجمتر و منطقیتر طراحی شدهاند و از همه مهمتر، ارتباط مستقیم و معناداری با داستان و لایههای فرهنگی بازی دارند. ما شاهد نفرین شدهترین معماهای تاریخ دنیای بازی در این مجموعه بودیم، معماهایی که اضطراب، منطق و جنون را به شکل عجیبی با یکدیگر ترکیب میکردند. در ریمیک قسمت دوم نیز اکثر چالشهای بازی در قالب پازلهای ترکیبی تکراری ظاهر میشدند و در نهایت حس یکنواختی را به گیمرها انتقال میدادند. در مقابل عنوان جدیدتر این فرنچایز را داریم که به طرز کاملا هوشمندانه تعادل خوبی بین حس ترس و دشواری معماها ایجاد کرده است.
در معمای مزرعه مترسکها از سادهترین ایدهها برای ترساندن و پیدا کردن یک منطق مناسب برای حل پازل استفاده شده است. طراحی معماها در نسخه جدید سایلنت هیل ترسناکتر هستند و عمق و معنی بیشتر را نیز به بازیکن انتقال میدهند. همینطور با هویت فرهنگی داستان خوانایی بیشتری دارد و همین نکات روحی تازه به فرمول کلاسیک مجموعه میدهد. هر کدام از معماها این بار بخشی از کابوس زنده شخصیتها خواهند بود و فقط برای افزایش چالش گیمپلی استفاده نمیشوند.
5) مدلسازی شخصیتهای هر دو عنوان

بیشتر کاراکترها در مجموعه سایلنت هیل همیشه کیفیت متغیری داشتند و با اینکه برخی از آنها برای همیشه ماندگار شدند و بعضی دیگر به سادگی از یادمان رفتند. در هر دو اثری که تا به الان به مقایسه آنها پرداختیم، جیمز ساندِرلند در Silent Hill 2 و هیناکو شیمیزو در Silent Hill f هر دو نقش بسیار مهمی را در جریان بازی ایفا میکنند. هر دو شخصیتی عمیق، چندلایه و به طرز دردناکی ویژگیهای کاملا انسانی دارند. به اندازهای که جستجو در ذهن هر دو شخصیت خودش به اندازه کافی حس ترس را به خوبی انتقال میدهد.
در نسخه بازیسازی شده سایلنت هیل 2 بیشتر شخصیتها بازی تاثیرگذار هستند و تنها جیمز در مرکز توجهها قرار نمیگیرد. هر کدام از کاراکترهای بازی داستان غمناک و مستقل خودشان را دارند و با مرور زمان پرده از هر کدام برداشته خواهد شد. در عنوان Silent Hill f نیز، تمرکز بر روابط انسانی پررنگتر از همیشه به نظر میرسد و هر کدام از شخصیتهای فرعی به گونهای روی زندگی هیناکو شیمیزو تأثیر مستقیم دارند. مهمترینِ آنها جونکو، خواهر بزرگتر هیناکو، و کانتا، پدر خشن و آزارگر خانواده هستند که درون مایه شخصیت اصلی داستان را میسازند.
در جریان روایی بازی شخصیت اصلی باید دوستان خودش را هرچه سریع تر پیدا کند، در حالی که همراه دوست صمیمیش وارد مسیرهایی پرخطر و احساسی میشود. بین هر کدام از کاراکترهای بازی روابط پیچیدهای شکل میگیرد و شکلی ظریفس با فضای تاریک و تراژیک بازی گره میخورد. دفترچه یادداشت روزانه شما کمک میکند که هر کدام از شخصیتهای بازی را بهتر بشناسید و این جزئیات در نسخه دوم مجموعه سایلنت هیل کمتر به چشم میآمدند. گیمرها حالا توانایی بررسی ذهن و احساسات شخصیتها را نیز دارند و دیگر تنها به عنوان شاهد جریان روایی کاراکترها را پیش نمیبرند.
6) سلاحها و عملکرد مبارزات

در مورد مبارزه و طراحی سلاحها در مجموعه سایلنت هیل باید واقعا تاج این عنوان را بر سر نسخه Silent Hill 2 از استودیوی Bloober Team بگذاریم. این استودیو یک نسخه بازسازی شده خیرهکننده را همراه با یک سیستم نبرد منسجم و روان ارائه میدهد. تمام سلاحهای بازی کلاسیک را با جزئیات بسیار بیشتری در بازی میبینیم با اینکه نقصهای نیز در آن دیده میشود. با این حال به هیچوجه سیستم مبارزه این اثر در دیگر آثار سری سایلنت هیل تجربه نخواهید کرد و زمان مقایسه مکانیزم نبردهای با عنوان جدیدتر این مجموعه ارزش چندیدن برابر خواهد شد.
بیشتر سلاحهایی که در بازی Silent Hill f وجود دارند به مرور زمان فرسوده میشوند و تبدیل به یکی از آزاردهندهترین کلیشههای ژانر وحشت میشوند. به همین خاطر باید به صورت مداوم سلاحهای خودتان را تغییر دهید، البته اگر به این راحتی سلاح جدیدتری پیدا کنید. گاهی اوقات جعبه ابزارها برای تعمیر کردن سلاحهای بازی کمک زیادی میکنند، ولی در بیشتر مواقع باید سعی کنید که بدون هیچ سلاحی زنده بمانید. چالشهای نبرد به سلاحها خلاصه نمیشوند و نوار استقامت (Stamina Bar) ضعیف و بیرحم کاراکتر بازی نیز قدرت مناور شما را تا حد زیادی محدود میکند.
وقتی دشمنان به صورت گروهی به سراغتان میآیند، حملات زیادی به صورت نامنظم و ناگهانی دارند هر تلاش شما برای جاخالی دادن، دویدن یا زدن ضربه سنگین عملاً بینتیجه خواهد بود. سیستمهای دفاعی نیز چندان تاثیری روی درگیری احتمالی ندارند و در موقعیتهای حساس کارآمدی خودشان را از دست میدهند. هیچ اسلحهای برای شکار دشمنان از دور در اختیارتان قرار داده نمیشود و این مورد حس آسیبپذیری و ضعف در برابر هر نوعی دشمنی را بالا میبرد. این روند به جای ترساندن گیمرها ممکن است بیشتر خستهکننده و طاقتفرسا به نظر برسد.
7) فضای ذخیرهسازی و مدیریت منابع

در زمان تجربه آخرین اثر مجموعه سایلنت هیل با محدود بودن فضای موجودی (Inventory) روبرو خواهید شد. در بازی Silent Hill 2 Remake هیچ محدودیتی برای حمل آیتمهای مختلف وجود نداشت و عملا بدون هیچ محدودیتی هر نوع وسلیهای را همراه خودتان داشتید. به همین منظور در بازی جدیدتر فرنچایز سایلنت هیل به دلیل محدودیت فضای نگهداری، باید برخی از آیتمهای ارزشمند را زمین بگذارید. کار زمانی سختتر میشود که اگر هر کدام از آیتمها را از دست بدهید، هیچوقت نمیتوانید آنها را دوباره به دست بیاورید.
در نسخه بازسازیشده Silent Hill 2 سسیستم مدیریت منابع سادهتر و سرراست پیش میرود و کافی بود چند آیتم درمانی مثل سرنگ یا بطری دارو، و مقداری مهمات برای سلاحهایتان همراه داشته باشید. باقی وسیلهها بیشتر مربوط به حل معماهای بازی بودند و شکل و شمایل کلکسیونی داشتند. در نتیجه بازی به شما اجازه میداد تا هر اندازه نیاز داشتید مهمات و دارو ذخیره کنید. این نکته مثبت تمام نگرانیها در مورد کمبود فضا در بخش مدیریت منابع را برطرف میکرد. در بازی سایلنت هیل اف با سیستم پیچیدهتری سر و کار داشتیم که شامل نوار تمرکز، استقامت و سلامتی میشد.
8) تفاوت داستانها و اتمسفر هر دو اثر

در بخش داستان سرایی و فضاسازی هر دو اثر به خوبی از پتانسیلهای خودشان استفاده کردهاند. در واقع این دو مؤلفه همان قلب تپنده دنیای سایلنت هیل هستند که ترس نه از حضور هیولاها، بلکه از درون ذهن و گذشتهی انسانزاده میشود. در عنوان بازسازی شده Silent Hill 2 روانگسیختگی و عذاب درونی جیمز ساندرلند روبرو میشویم که در یک شهر عجیب و نفرین شده گیر کرده است. در بیشتر بخشهای داستانی بازی سعی دارد که راز مرگ همسرش مری را متوجه شود و در این مسیر با چهرههای تاریک خودش ملاقات میکند. استودیو Bloober Team در نسخهی بازسازیشده، با افزودن صحنههای سینمایی جدید سعی دارد تجربهای عمیقتر و تأثیرگذارتر از نسخهی اصلی خلق کند.
در آخرین عنوان این فرنچایز همه چیز متفاوت جریان خودش را دنبال میکند و مباحثی مثل زمان، مکان، احساسات و ترس با شکل پیچیدهتری به نمایش گذاشته خواهد شد. این بار نویسندهی مشهور ژاپنی Ryukishi07، کنترل کامل داستان را به دست گرفته است و یک روایت دیگر از وحشت روانی را به تصویر میکشد. شما به دهه 60 میلای ژاپن پا میگذارید و با دختری به نام Hinako در شهری آرام آشنا میشوید. همین روز که با دوستانش یک روز عادی را میگذراند، تبدیل به کابوسی پر از مرگ و جنون خواهد شد.
رازهایی که در بازی سایلنت هیل اف وجود دارند به اندازه فضای مهآلود و سنگین نسخه دوم این مجموعه ترسناک و دلهرهآور هستند. جدا از این شما با افسانههای محلی ژاپنی سر و کار دارید که با یک وحشت روانشناختی آزاردهنده تلفیق شدهاند. شاید این اثر تجربه متفاوتتری را نیست به عناوین گذشته خودش ارائه دهد، اما وفاداری خودش را به سری سایلنت هیل حفظ میکند. گلهای گیلاس، که در ظاهر نماد زیبایی و زودگذری زندگی هستند، در جریان داستان این اثر تبدیل به نمادی از فساد، مرگ و فروپاشی روحی خواهند شد. سبک هنری بازی نیز سعی دارد تضاد جالبی میان لطافت و زوال را به تصویر بکشد.
جمع بندی
در نهایت، بازی Silent Hill 2 Remake و بازی Silent Hill f را میتوان دو چهرهی متفاوت از یک روح واحد دانست؛ روحی که نامش وحشت روانشناختی است. یکی بازآفرینی گذشتهای است که هنوز در ذهن بازیدوستان زنده است، و دیگری نگاهی نو به آیندهای ناشناخته و تاریک دارد. ریمیک شمارهی دوم، با وفاداری به ریشهها و بازآفرینی تصویری مدرن از رنج، گناه و رهایی، پلی میان خاطرات و واقعیت میسازد.
در مقابل، Silent Hill f با رویکردی تجربیتر و فضایی فرهنگی متفاوت (ژاپن دهه 60 میلادی)، سعی میکند وحشت را از دل روان انسان، به بطن جامعه و هویت فرهنگی بکشاند. در حالی که یکی ما را به دنیای آشنا و تکرارنشدنی جیمز ساندرلند بازمیگرداند، دیگری بهدنبال تولدی تازه برای این جهان است؛ جهانی که با هر زمزمهی مهآلود، دوباره زنده میشود. اگر بازی Silent Hill 2 Remake نمادی از بازنگری در دردهای گذشته است، Silent Hill f نوید کشف کابوسهای آینده را میدهد. هر دو با مسیرهای متفاوت، هدفی مشترک دارند: یادآوری اینکه وحشت واقعی نه در هیولاها، بلکه در ذهن و احساسات خود ما نهفته است. و شاید همین تضاد میان خاطره و نوآوری، میان بازگشت و پیشروی همان چیزی باشد که نشان میدهد Silent Hill هنوز زنده است و از درونِ مه، دوباره صدایمان میزند.
سوالات متداول در رابطه با این محتوا
دیدگاه کاربران
تعداد دیدگاه کاربران: 0 دیدگاه