در دنیای بازیهای ویدیویی، مفهوم «جهانباز» یا Open World یکی از مهمترین دستاوردهای طراحی مدرن به شمار میرود. این نوع بازیها به گیمر اجازه میدهند آزادانه در محیطی وسیع گشت و گذار کند، ماموریتها را به دلخواه انجام دهد و با جهانی زنده و پویا تعامل داشته باشد. در طول دو دهه گذشته، پیشرفت فناوری و قدرت سختافزارهای گیمینگ باعث شده تا توسعهدهندگان بتوانند مرزهای این جهانها را گسترش داده و تجربهای به مراتب واقعیتر و عمیقتر خلق کنند. از کوههای مهآلود اسکایریم گرفته تا خیابانهای شلوغ لوس سانتوس، هر نسل جدید از بازیها نشان دادهاند که دنیاهای مجازی میتوانند به اندازه جهان واقعی وسیع و پرجزئیات باشند.
بزرگترین سری بازی های جهان باز
در این میان، برخی از مجموعههای مشهور صنعت ویدیو گیم با هر نسخه، نهتنها در ابعاد نقشه بلکه در عمق گیمپلی، جزئیات محیط و آزادی عمل بازیکن رشد کرده و نام خود را در تاریخ این صنعت جاودانه کردهاند. این فرنچایزهای بزرگ و محبوب، در هر نسخه جدیدی که منتشر کردند، بزرگتر و کاملتر شدند. این روند نه تنها نشانه پیشرفت فنی است، بلکه نشان میدهد بازیکنان امروزی بیش از هر زمان دیگری به جست و جو، کشف و تجربههای طولانی در جهانهای مجازی علاقهمند هستند. در این مقاله از پارسی گیم، به سراغ معرفی سری بازی های جهان باز میرویم که در نسخه به نسخه بزرگتر شدند.
موارد این مطلب هیچگونه رتبهبندی خاصی ندارند
10) Watch Dogs

زمانی که یوبیسافت در سال 2014 بازی Watch Dogs را منتشر کرد، از آن به عنوان رقیب مستقیم سری GTA نام برد. بازاریابی این بازی با محوریت رقابت با عنوان GTA V که در آن زمان تازه منتشر شده بود، پیش برده میشد. اگرچه محصول نهایی اصلا در حد ساخته تحسینشده راکستار گیمز نبود، اما توانست IP جدیدی را به دنیای عناوین جهانباز معرفی کند که بعدها طرفداران خاص خود را پیدا کرد. سری بازیهای Watch Dogs که تا به حال سه نسخه از آن منتشر شده، با ارائه ویژگیهایی مثل تم آیندهنگرانه و قابلیت هک کردن تقریبا همهچیز در کسری از ثانیه، توانستند خود را از سایر بازیگران این ژانر متمایز کنند و توجهات زیادی را به خودشان جلب کنند.
دنیای بازیهای Watch Dogs نیز دقیقا بر اساس همین دو ویژگی طراحی شده است. هک کردن بازیکن میتواند روی نقشه بازی تاثیر بگذارد و عناصر محیطی خاصی را تغییر دهد که در مبارزات یا تعقیب و گریزها میتواند به نفعش باشد. از نظر وسعت نیز، اگرچه نسخه اول نقشه خیلی بزرگی نداشت، اما بعدا و در طی دو نسخه دیگری که از این سری منتشر شد، جهان آن نیز گسترش یافت. به خصوص نسخه سوم به نام Watch Dogs: Legion که گیمرها را به لندن در بریتانیا میبرد و آنان را در یک محیط بزرگ آزاد میگذاشت تا به ماجراجویی بپردازند.
9) Fallout

سری بازیهای Fallout جزو قدیمیترین و در عین حال پرطرفدارترین مجموعههای نقشآفرینی جهان هستند. با اینکه دو نسخه اول این سری RPGهای سنتی با دوربین ایزومتریک بودند و نمیشد کاملا جهانباز خطابشان کرد، اما از Fallout 3 به بعد و تغییر زاویه دوربین و استایل گرافیکی، این سری عملا وارد جرگه عناوین جهانباز شد. از آن زمان به بعد، تقریبا همه بازیهای بزرگی که از فالآوت منتشر شدند، Open World بودند و وسعت نقشهشان هم در هر قسمت بزرگتر میشد.
جهانباز شدن برای سری Fallout یک انتخاب عالی بود؛ چرا که در کل جهانسازی این مجموعه و اتمسفر آن، به شدت مناسب المانهای Open World است. میتوان گفت که دنیای سری Fallout که در هر نسخه هم بر وسعت و عمق آن افزوده شد، پروتاگونیست و شخصیت اصلی این سری است. جهان پساآخرالزمانی فالآوت در هر نسخه به حدی پرجزئیات و اتمسفریک طراحی شده که نظیرش را هیچ کجا نخواهید دید. ترکیب المانهای نقشآفرینی با چنین جهانی، یکی از بهترین سری بازیهای RPG جهانباز تاریخ را خلق کرده است.
8) Just Cause

سری بازیهای Just Cause را میتوان به عنوان تعریف «هیجان خالص» قلمداد کرد. بازیهای این مجموعه معمولا داستان خاص و چندلایهای تعریف نمیکنند، اما در عوض دنیایی را در اختیار شما قرار میدهند تا به سینماییترین شکل ممکن، در آن خودنمایی کنید. در نسخههای مختلف این سری، شما در نقش ریکو رودریگز قرار دارید. ریکو یک سرباز (یا بهتر است بگوییم ابرسرباز) با تجهیزات پیشرفته است که به صورت تکنفره، به رژیمها و حکومتهای فاسد مبارزه میکند. او عملا یک ارتش تکنفره بوده و کوهی از سلاحهای مختلف، میتواند یک نقشه بزرگ از دشمنان را قلع و قمع کند.
هر نسخه از سری Just Cause نقشه نسبتا بزرگی را در اختیار بازیکن قرار میدهد تا آن را از وجود دشمنان پاکسازی کند. مثل سایر عناوین این لیست، استودیو Avalanche همواره سعی کرده تا در هر نسخه از Just Cause، دنیایی بزرگتر و پرجزئیاتتر خلق کند. نتیجه این کار، Just Cause 3 بود که طبق گزارشات، نقشه آن بیش از 1000 کیلومتر مربع وسعت داشت و در نسخه چهارم این رقم حتی بزرگتر هم شد. نقشههای این سری عموما تم جنگلی و طبیعی دارند که در بین آنها تاسیسات نظامی و امنیتی خاصی وجود داشته که ماموریت شما، نابود کردن آنهاست. جزئیات و عمق دنیای Just Cause با اغلب عناوین این لیست قابل مقایسه نیست، اما نمیتوان انکار کرد که جنگیدن و کاوش در آن هیچ وقت تکراری نمیشود.
7) Far Cry

این دومین بار است که نام یوبیسافت را در این مقاله میبینید و مطمئن باشید که آخرین بار هم نخواهد بود. این غول فرانسوی همواره علاقه خاصی به ساخت عناوین جهانباز نشان داده و در برخی موارد باید اعتراف کرد که کارش را هم به نحو احسن انجام داده است. سری بازیهای Far Cry یکی از درخشانترین فرنچایزهای Open World یوبیسافت است که تا به حال شش نسخه از آن منتشر شده و طرفداران بسیار زیادی در سرتاسر جهان دارد.
درست مثل Just Cause، سری فار کرای هم معمولا نقشهای با تم جنگلی داشته که در اعماق آن، پایگاههای زیادی پر از دشمن وجود دارند. البته این سری به مراتب واقعگرایانهتر از ساخته آوالانچ است و شما نمیتوانید مثل یک ارتش تکنفره، بیگدار به آب بزنید و به سادگی از سد دشمنانتان بگذرید. مخفیکاری و تاکتیک درست برای حمله، بخش مهمی از گیمپلی این سری را تشکیل میدهند. از طرفی نقش داستان نیز در فار کرای به مراتب پررنگتر است. این سری همواره میزبان برخی از نمادینترین کاراکترهای شرور در تاریخ صنعت بازی بوده است که به جذابیت آن میافزودند. همه اینها در نقشههایی جریان دارند که نسخه به نسخه بزرگتر و البته پرجزئیاتتر میشوند. با اینکه تم همه آنها تقریبا مشابه است، اما اصلا حس تکراری بودن ندارند و هر نسخه از فارکرای، جهان خاص خود را داشته که میزبان ماجراجوییهای خونین شما هستند.
6) Forza Horizon

در روزگاری که به نظر بازیهای ریسینگ و مسابقهای محبوبیت خود را از دست دادهاند، یک نام از این قاعده متستثنی بوده است. محبوبیت سری Forza Horizon در سالیان اخیر نه تنها کم نشده، بلکه حتی افزایش هم یافته و میتوان گفت این مجموعه عملا یک تنه ژانر ریسینگ را زنده نگه داشته است. آن هم در شرایطی که مجموعههای بزرگ و قدیمی این ژانر مثل Need For Speed و Gran Turismo دیگر آن فروغ سابق را ندارند. اما رمز موفقیت ریسینگ آرکید مایکروسافت در چیست؟
مجموعه Forza Horizon علاوه بر داشتن گیمپلی جذاب و تنوع بسیار بالای ماشینها، همواره به علت داشتن نقشههایی بزرگ و آزادی عمل بازیکن در آنها، تحسین میشده. در هر نسخه، نقشه بازی بزرگ و بزرگتر و البته متنوعتر میشد. از طبیعت سرسبز آمریکا و اروپا گرفته، تا صحراهای همیشه آفتابی مکزیک، هر کدامشان زینتبخش یک نسخه از این مجموعه بودند. علاوه بر وسعت تدریجی و گام به گام نقشهها در سری Forza Horizon، باید اقرار کرد که طراحی فنی و هنری آنها و همینطور توسعه المانهای جهانباز خوشساخت، دیگر مواردی بودند که این مجموعه را به چیزی فراتر از یک ریسینگ عادی تبدیل میکردند. میتوان به جرئت ادعا کرد که Forza Horizon، به خصوص نسخههای چهارم و پنجم، عمیقترین بازیهای ماشینی حال حاضر به حساب میآیند که تا ساعتها میتوانند سرگرمتان کنند.
5) Red Dead

احتمالا اغلب ما وقتی بخواهیم به یک بازی وسترن فکر کنیم، اولین عنوانی که به ذهنمان میآید یک نسخه از مجموعه معروف Red Dead است. این فرنچایز با ساختن دنیایی عمیق و گسترده که از آمریکا در دوره غرب وحشی الهام گرفته، جایگاه خود را به عنوان یکی از بهترین عناوین Open World تاریخ تثبیت کرده است. اگرچه اولین نسخه سری به نام Red Dead Revolver چندان با استانداردهای جهانباز امروزی هماهنگی نداشت، اما جا پای این IP را در صنعت بازی محکم کرد تا بعدا راکستار دو نسخه Red Dead Redemption را بسازد و دنیای بازیهای Open World را به کلی متحول کند.
نسخه اول Red Dead Redemption که در سال 2010 منتشر شد، یکی از باکیفیتترین و البته وسیعترین بازیهای جهانباز زمان خود به شمار میرفت. هشت سال پس از آن و در 2018، راکستار Red Dead Redemption 2 را منتشر کرد تا با جهانی به مراتب بزرگتر و عمیقتر، یک بار دیگر یک شوک عظیم به صنعت بازی بدهد. وجه اشتراک هر دو نسخه، فرمول جذاب راکستار است. فرمولی که المانهای جهانباز خوشساخت را با یک داستان اصلی بسیاردرگیرکننده ترکیب میکند و تجربهای عمیقتر از هر بازی دیگری میسازد. اگر عاشق عناوین جهانباز هستید و هنوز سری Red Dead را تجربه نکردهاید، به معنای واقعی کلمه میتوان گفت نصف عمرتان بر فناست!
4) Horizon

جهانی را تصور کنید که در آیندهای دور قرار دارد، اما از آسمانخراشها و سفینهها خبری نیست. جهانی که توسط رباتهای حیوانشکل عظیمالجثه تسخیر شده است. در این دنیا، غولهای مکانیکی انسانها را از صدر زنجیره غذایی پایین کشیده و آنها را به زندگی بدوی در خفا و ترس همیشگی از انقراض تبعید کردهاند. این توصیفی از دنیا و اتمسفر بسیار جذاب دو بازی Horizon Zero Dawn و Horizon Forbidden West از استودیو گوریلا گیمز است. سری بازیهایی که از نسل هشتم کنسولها تا به الان، به خوبی جا پایشان را در بین IPهای بزرگ پلیاسیتشن محکم کردهاند.
هر دو نسخه اصلی سری Horizon که منتشر شدهاند (فارغ از اسپینآفهای واقعیت مجازی و لگویی) عناوین جهانباز بسیار باکیفیتی بودند. شاید برخی از گیمرها و منتقدان ایراداتی را به داستان اصلی و شخصیتپردازی کاراکترهای وارد کردهاند، اما هیچکس نمیتواند به دنیاسازی این سری ایرادی وارد کند. دنیایی که اتمسفر بسیار جذاب و نقشهای گسترده دارد و میتواند دهها ساعت ماجراجویی خالص را پیش روی گیمر بگذارد. Horizon Forbidden West که دومین نسخه این سری محسوب میشود، حتی پایش را از جاهطلبیهای نسخه اول هم فراتر میبرد و تبدیل به یک جهانباز تمامعیار و کامل با وسعتی خیرهکننده میشود. بیشک سری هورایزن در حال حاضر یکی از بهترین عناوین جهانباز دنیای گیم محسوب میشود.
3) Assassin’s Creed

گفته بودیم که هنوز کارمان با یوبیسافت تمام نشده؛ این شرکت که امروزه به عنوان یکی از قطبهای ساخت عناوین جهانباز شناخته میشود، سازنده یکی از محبوبترین IPهای این سبک نیز به شمار میرود؛ یعنی مجموعه Assassin’s Creed. نسخههای اولیه این سری معمولا ساختاری نیمهجهانباز داشتند و نقشهشان هم وسعت چندان زیادی نداشت. این بازیها بیشتر روی داستان اصلی تمرکز داشته و چندان با استانداردهای عناوین جهانباز امروزی هماهنگ نبودند. با این حال یوبیسافت وقتی تصمیم گرفت تا تمام تمرکزش را روی عناوین جهانباز با نقشههای عظیم و محتوای بسیار زیاد بگذارد، Assassin’s Creed نیز دستخوش تغییرات زیادی شد.
با انتشار بازی Assassin’s Creed Origins، این سری عملا تبدیل به یک فرنچایز جهانباز تمامعیار شد و بعدا نسخههای Odyssey و Valhalla نیز این روند را ادامه دادند. این مجموعه بهترین مثال برای نسخه به نسخه بزرگتر شدن نقشه و دنیای بازی است. از همان اولین بازی Assassin’s Creed تا جدیدترین نسخه آن یعنی Shadow، نقشه و جهان بازی پیوسته بزرگ و بزرگتر شدند و به عمق آنها نیز افزوده شد. امروزه دیگر Assassin’s Creed را به عنوان یک سری بازی صرفا مخفیکاری نمیشناسند، بلکه آن را یکی از بزرگترین بازیگران دنیای عناوین جهانباز قلمداد میکنند.
2) The Elder Scrolls

اغلب گیمرها وقتی صحبت از عناوین نقشآفرینی میشود، بلافاصله به یاد سری The Elder Scrolls میافتند. این سری تعریف واقعی RPG بوده و هر نسخه آن، استانداردهای این ژانر را یک پله به جلو برده است. با این حال، این IP بتسدا به خاطر یک ویژگی دیگر بجز المانهای نقشآفرینیاش هم شناخته میشود؛ یعنی نقشههای عظیم و دنیایی پرجزئیاتی که در هر نسخه دیده میشوند. از The Elder Scrolls: Arena گرفته تا The Elder Scrolls V: Skyrim، این فرنچایز در هر نسخه بزرگ و بزرگتر شده است.
قدم زدن در دنیاهای فانتزی که توسط بتسدا برای این سری خلق شدهاند، لذتی وصفناشدنی دارند. نقشه بازی The Elder Scrolls صرفا عظیم و تو خالی نیست. هر گوشه از آن بوی ماجراجویی میدهد؛ جنسی از ماجراجویی که در کمتر بازی نقشآفرینی میتوان یافت. دنیاسازی در عناوین این نسخه، به خصوص قسمتهای 4 و 5، به قدری خوب انجام شده که حتی علیرغم داشتن گرافیک نهچندان بالا نسبت به بازیهای امروزی، قطعا محو اتمسفر و اتفاقات ریز و درشت داخل آن خواهید شد. بیشک The Elder Scrolls بهترین سری بازی نقشآفرینی با المانهای جهانباز است.
1) Grand Theft Auto

چند بار در این لیست از بازیهایی صحبت کردیم که به واسطه نوآوریها و کیفیت بالایشان، استانداردها را برای ژانر خود تغییر دادند. با این حال، میتوان گفت که هیچ مجموعه بازی دیگری به اندازه Grand Theft Auto یا همان GTA خودمان، بر عناوین جهانباز بعد از خودش تاثیرگذار نبوده است. این سری در هر نسخهاش، تعریف جدیدی از Open World بودن ارائه میدهد و باعث میشود سایر بازیهای این سبکی به حاشیه رانده شوند.
زمانی که بازی GTA 3 منتشر شد، تبدیل به اولین جهانباز سه بعدی به معنای واقعی کلمه شد که حتی همین امروز هم عناوین زیادی از آن الهام میگیرند. پس از انتشار این بازی توسط راکستار بود که سبک جهانباز جای خود را در صنعت ویدیو گیم پیدا و محکم کرد. اما این پایان کار نبود؛ راکستار با نوآوری و ظرافت بینظیری، نسخههای دیگری از سری GTA در طی این سالها منتشر کرد که یکی از یکی بزرگتر، و عمیقتر بودند. هر نسخه از این سری که منتشر میشد، تبدیل به استاندارد جدید بازیهای جهانباز در زمان خود میشد. به همین علت است که امروزه نام Open World با Grand Theft Auto گره خورده و به همین خاطر است که نسخه جدید این فرنچایز، یعنی GTA 6، هماکنون لقب مورد انتظارترین بازی تاریخ را یدک میکشد.
جمع بندی
در طی این سالها نهتنها از محبوبیت عناوین جهانباز کاسته نشده، بلکه شاهد افزایش آن نیز بودهایم. به خاطر همین محبوبیت، بازیسازان بسیاری سعی کردهاند تا Open World خودشان را بسازند و به موفقیت برسند. با این حال، تاریخ نشان داده که تنها عناوینی به موفقیتی عظیم میرسند، که پا را از محدودیتها فراتر بگذارند. یکی از اصلیترین راهها برای حذف محدودیتها در توسعه یک بازی جهانباز، طراحی یک نقشه بزرگ و عظیم با آزادی عمل بالا برای گیمر است. در این مقاله، به سری بازیهای جهانبازی پرداختیم که برای ماندن در کورس رقابت و موفق شدن، نسخه به نسخه نقشهشان را گسترش دادند و بزرگتر کردند. اگر شما نیز نام خاصی به ذهنتان میرسد که از این لیست جا افتاد، حتما آن را در بخش نظرات با ما در میان بگذارید.
سوالات متداول در رابطه با این محتوا
دیدگاه کاربران
تعداد دیدگاه کاربران: 0 دیدگاه