نسخه ابتدایی بازی محبوب Hollow Knight توانست با طراحیهای دستی و هنرمندانه که از دقت و ظرافت خاصی برخوردار بودند، گیمپلیای چالشبرانگیز و هوشمندانه و همچنین دنیای منحصر به فردی از حشرات که داستانی غنی و جذاب را روایت میکرد، جایگاه ویژهای در میان بازیکنان کسب کند. حالا پس از شایعات و گمانهزنیهای فراوان، بالاخره این انتظار طولانی پایان یافت و بازی Hollow Knight Silksong در سپتامبر 2025 منتشر شد. بدین ترتیب، فاصلهای نزدیک به هفت سال و نیم بین انتشار نسخه اول در فوریه 2017 و عرضه این دنباله به وجود آمد. البته این اولین دفعه ای نیست که شاهد این اتفاق در دنیای بازی های ویدیویی هستیم.
بازیهای شاهکاری که دنباله آنها با فاصله زیادی منتشر شد!
شاید این نکته کمی دور از ذهن به نظر برسد ولی در طول چهار دهه ساخت بازی های ویدیویی عناوین دیگری نیز بودهاند که برای ارائه دنبالههای خود زمانهای بسیار بیشتری صرف کردهاند، حتی اگر آنطور که باید زیر ذره بین نرفته باشند.تقریبا مشابه انتظار برای ساخت قسمت دوم و یا دنباله فیلم و سریال مورد علاقتان این وضعیت بارها در دنیای گیم اتفاق افتاده که دلایل زیادی برای ان وجود دارد. در این مقاله از پارسی گیم به سراغ تعدادی از طولانیترین پروسه ساخت دنباله بازی های ویدیویی محبوب رفتیم که واقعاً صبر ایوب را میطلبند.
1) Deltarune

- 10 سال
توبی فاکس پس از موفقیت چشمگیر بازی Undertale به این نتیجه رسید که برای حفظ کیفیت آثار آیندهاش و گسترش جهان داستانی خلقشده، نیاز دارد مدتی از فضای پر هیاهوی رسانهای دور شود. همانطور که بسیاری از هنرمندان برجسته عمل میکنند، او تصمیم گرفت تمرکز خود را بر روی پروژهای تازه معطوف کند. در همین راستا، چشمانداز روشنی برای دنیای بازیهایش داشت و خیلی زود خبر از برنامهای تازه داد؛ پروژهای که قرار بود در قالب دنبالهای غیر مستقیم تحت عنوان Deltarune ارائه شود.
اگرچه برخی از فصلهای اولیه Deltarune با سخاوت او به شکل رایگان در دسترس مخاطبین قرار گرفتند، برنامه رسمی برای عرضه تمامی فصلهای کاملشده بهعنوان یک محصول پولی به سال 2025 موکول شد. این تأخیر طولانی برای طرفداران سختگیر و مشتاق او شاید چالشبرانگیز بود، اما نتیجه نهایی انتظاری پرارزش بود و تمام صبر و شکیبایی جامعهی بازیکنان را جبران کرد. بازی Deltarune نشان داد که کیفیت، خلاقیت و تعهد به ارائه اثری بینظیر همیشه بر عجله در عرضهی سریع ارجحیت دارند. عنوان عنوان Deltarune اگرچه یک بازه زمانی 10 ساله را طی کرد تا به ثمر برسد ولی به عنوان دنباله بازی های ویدیویی محبوب کاملاً درخور توجه طرفداران ظاهر شد و انتظارات را برآورده ساخت.
2) استارکرفت 2

- 12 سال
نسخه اول بازی استارکرفت که در سال 1998 منتشر شد، بهسرعت تبدیل به یکی از برجستهترین عناوین در ژانر استراتژی همزمان شد و جایگاهی ویژه در میان طرفداران این سبک پیدا کرد. با وجود این موفقیت اولیه، توسعه نسخه دوم به یک پروسه طولانی و چالشبرانگیز تبدیل شد که از سال 2003 آغاز گردید و در نهایت پس از گذشت هفت سال سختکوشی، در سال 2010 به پایان رسید. میتوان گفت که انتظار برای ساخت چنین دنبالهای کاملاً قابل توجیه بود؛ چرا که بازآفرینی اثری کلاسیک و مشهور مانند استارکرفت، که همچنان معیاری در دنیای بازیهای استراتژی محسوب میشود، نیازمند مهارت، دقت و زمان قابل توجهی بود.
اولین رونمایی رسمی از بازی در سال 2007 صورت گرفت و هیجان زیادی در میان هواداران ایجاد کرد. اما یک سال بعد، شرکت بلیزارد اعلام نمود که هنوز تنها یک سوم فرآیند توسعه بازی کامل شده است. این موضوع نشاندهنده عمق پیچیدگی و جزئیات مورد نیاز در تولید این اثر بود. با این حال، زمانی که بازی به بازار عرضه شد، داستان کمپین تنها جناح تِران را شامل میشد و جناحهای زِرگ و پروتئوس فاقد کمپین اختصاصی بودند؛ هرچند بلیزارد بعدها با ارائه بستههای الحاقی غنی داستانی، این کمبود را جبران کرد و تجربهای کاملتر برای طرفداران خلق نمود.
با وجود وعدههای اولیه مبنی بر شروع مرحله بتا در سال 2009، چنین اتفاقی رخ نداد و این مرحله با تاخیر مواجه شد. اما عرضه نهایی استارکرفت 2 ثابت کرد ارزش صبر کردن را داشت. نسخه دوم استارکرفت نهتنها موفق شد رضایت طرفداران قدیمی را جلب کند، بلکه توانست تحسین منتقدان را نیز به دست آورد و راه خود را به عنوان یک شاهکار در دنیای گیمینگ تثبیت کند. حتی پس از گذشت سالها از زمان انتشار، بلیزارد همچنان به ارائه بهروزرسانیها و پچهای جدید برای بازی ادامه میدهد و نشان داده است که پشتیبانی از این عنوان محبوب به هیچ وجه متوقف نشده است. این موضوع ثابت میکند که انتظار برای دنباله بازی های ویدیویی محبوب گاهی ارزشش را دارد.
3) Dead Island 2

- 11 سال
مدت زمان ساخت بازی Dead Island 2 به طرز قابل توجهی طولانی بود و روند توسعه آن طی 11 سال با چالشها و تغییرات فراوان مواجه شد. در سال 2012، پس از موفقیت بازی Spec Ops: The Line، شرکت دیپ سیلور تصمیم گرفت دنبالهای برای بازی دد آیلند تولید کند و این مسئولیت را به استودیو Yager Development سپرد. معرفی رسمی این بازی در مراسم E3 سال 2014 صورت گرفت و برنامهریزی شده بود تا در نیمه دوم سال 2015 به بازار عرضه شود. با این حال، مسیر توسعه بازی به مشکلات زیادی برخورد و انتظارات اولیه برآورده نشد.
استودیو یگر به مدت سه سال تمام تلاش خود را برای ساخت بازی به کار گرفت، اما در سال 2015 و به دنبال برخی اختلافات میان ناشر، یعنی دیپ سیلور، و توسعهدهنده اصلی، پروژه به استودیو سومو دیجیتال واگذار شد. این تغییراتامیدوارکننده به نظر میرسید اما باز هم شرایط پیچیده باقی ماند. در نهایت، در سال 2019 سومو دیجیتال از این پروژه کنار رفت و Dambuster Studios مدیریت توسعه بازی را بر عهده گرفت.
با وجود تغییرات متعدد در تیمهای سازنده و نبودامید زیاد برای انتشار بازی، Dambuster Studios توانست محصولی قابل توجه تولید کند که پاسخگوی انتظارات کاربران باشد. این تلاش نتیجه داد و بازی Dead Island 2 بالاخره به شکلی موفقیتآمیز منتشر شد. آمارهای اخیر نشان میدهد که این اثر تاکنون بیش از سه میلیون نسخه فروش داشته است، نقطهای که موجب شد داستان طولانی و پر چالش توسعه Dead Island 2 در بین چالش ساخت دنباله بازی های ویدیویی محبوب پایان خوشی پیدا کند.
4) Duke Nukem Forever

- 15 سال
زمانی که دوک نوکم در اوج دوران خود بهعنوان یکی از برجستهترین و محبوبترین بازیهای شوتر اولشخص شناخته میشد، بسیاری تصور میکردند که این شخصیت توانایی دارد در کنار نامهایی چون دووم گای و مستر چیف جایگاه ویژهای بهدست آورد. با اینکه این مجموعه روزگاری درخشان داشت، اما سالها سکوت خبری بر اطراف دوک نوکم سایه انداخت و بهتدریج این شخصیت محبوب به حاشیه رانده شد. انتشار Duke Nukem Forever در سال 2011 نیز، ضربه نهایی بر پیکر این مجموعه بود و عملاً نقطه پایانی بر خاطره خوب گذشته گذاشت.
این بازی برای اولین بار در سال 1997 رونمایی شد و مراحل اولیه ساخت آن، یک سال پیش از معرفی آغاز شده بود. استودیو 3D Realms که مسئولیت توسعه این عنوان را برعهده داشت، تقریباً یک دهه تلاش بیوقفه برای خلق اثری موفق انجام داد. اما در نهایت، شرایط بحرانی این استودیو، کاهش شدید اعضای تیم سازنده و از دست دادن نیروی کار توانمند، مشکلات بزرگی به وجود آورد و پروژه به نوعی متوقف شد.
یک سال بعد، امتیاز بازی به شرکت 2K Games منتقل شد و این کمپانی تصمیم گرفت استودیو گیربکس، سازنده بازی Borderlands، را مسئول ادامه کار و تکمیل پروژه کند. با وجودامیدواریهایی که ابتدا به این انتقال وجود داشت، نتیجه نهایی همچون پیشبینیها با شکست سنگینی روبهرو شد. محصول نهایی نه تنها استانداردهای لازم را نداشت، بلکه از دید بسیاری بهتر بود روند ساخت این بازی همان ابتدا بهطور کامل لغو میشد تا خاطره آن خدشهدار نشود. این نکته نشان میدهد که حتی با وجود طولانی شدن ساخت دنباله بازی های ویدیویی محبوب گاهی اوقات نتیجه خلاف میل سازندگان و طرفداران از آب در میآید.
5) Warhammer 40K: Space Marine 2

- 13 سال
پیش از عرضه بازی Warhammer 40K: Space Marine، میشد گفت بسیاری از ما یا با دنیای وسیع و پیچیده Warhammer آشنایی چندانی نداشتیم یا اگر هم داشتیم، نسبت به داستانهای غنی و ریشههای بازی رومیزی آن بیتفاوت بودیم. اما زمانی که وارد زره عظیم و جنگزده کاپیتان تایتوس شدیم—مسلح به انواع سلاحهای مرگبار و آماده برای مبارزه با موجهایی از دشمنان که زیر ضربات ما خرد میشدند—خیلیهایمان به طور غیرقابلانکاری مجذوب شدیم. هیجان بینظیر قرار گرفتن در قالب این خدمتگزار وفادار امپراتور و نابود کردن انبوه دشمنان در پسزمینهای از تاریکی مطلق، جذابیتی داشت که حتی شکاکترین افراد را هم به این دنیا جذب میکرد.
اما متاسفانه، این تجربه هیجانانگیز برای بیش از یک دهه به همان شکلی که بود باقی ماند و هواداران تنها باامید بازگشت دوباره تایتوس روزگار میگذراندند؛ این که شاید روزی او با تجهیزاتی مدرن و تخیلی که یادآور سلاحهای قرون وسطی است، به همراه توپچیهای سنگین مخصوص نابودی دشمنان بشریت بازگردد. آن روز بالاخره با انتشار مورد انتظار Space Marine 2 فرا رسید؛ دنبالهای که نه تنها کاپیتان دوستداشتنی تایتوس را احیا کرد، بلکه فرنچایز را به سطحی جدید ارتقا داد.
بازی، تایتوس را درون دنیایی با گرافیک خیرهکننده سهبعدی قرار داد و در مقابل مجموعهای از تهدیدهای تازه به چالش کشید، در حالی که به بازیکنان مجموعهای بیپایان از سلاحهای خلاقانه برای تخریب ارائه میداد. افزون بر این، سازندگان با طراحی حالتهای چند نفره منظمتر و متنوعتر تجربه همکاری و رقابت بیشتری را برای بازیکنان فراهم کردند. وارهمر 2 اگرچه 13 سال فاصله تا عرضه را طی کرد که جزء طولانیترین زمان ساخت دنباله بازی های ویدیویی محبوب است ولی نتیجه کار فوقالعاده بود.
6) Stalker 2

- 16 سال
مدتها پیش از آنکه بازیهای سبک «سولز لایک» با دشواری بیرحمانه خود شهرت پیدا کرده و انتظارات بازیکنان از دنیای بازیهای مدرن را به چالش کشیده و دوباره تعریف کنند، یکی از مجموعههای کمتر شناختهشده، قدمی جسورانه در مسیر شکلگیری این سبک برداشت. این مجموعه چیزی نبود جز سری بازیهای استاکر، یک جهان منحصربهفرد از بازیهای رایانهای که بازیکن را در قلب مکانی وهمآلود و مرموز به نام «منطقه» قرار میداد. منطقه بهعنوان یک مکان متروکه و بهشدت آلوده به تشعشعات رادیواکتیوی تصویری ترسناک و دلهرهآور داشت که مملو از پدیدههای انرژی غیرطبیعی، جهشیافتگان وحشتناک و غارتگران بیرحمی بود که تنها به فکر چپاول شما بودند و لحظهای آرامش در این قلمرو ناگزیر نمیدادند. هر رویارویی در این محیط وهمآلود با خطرات متعدد همراه بود، باعث میشد بقای انسان نه تنها به یک چالش بلکه به مبارزهای همیشگی و پرتنش علیه شرایط دشوار تبدیل شود.
برخلاف بازیهای سولز لایک که دشواری خود را در سیستمهای پیچیده مبارزه و طراحی نقشههای پرپیچوخم به نمایش میگذارند، خطر اصلی در بازیهای استاکر ریشه در واقعگرایی بیرحمانه آن داشت. این بازیها طوری طراحی شده بودند که حتی صدای یک شلیک میتوانست به معنای پایان زندگی شما باشد. استاکر در این فضا استادانه شکنندگی و ناپایداری زندگی را نشان میداد و بازیکنان را وادار میکرد تا در هر قدم احتیاط کنند و دو بار درباره هر حرکت بیندیشند. اما پس از ساخت موجی از محبوبیت میان گروهی محدود اما پر و پا قرص، این مجموعه در سال 2008 به سکوت رفت، سکوتی که تنها خاطرات وامید برگشت را برای طرفداران باقی گذاشت.
این امید سالها بعد با اعلام رسمی ساخت استاکر 2 دوباره زنده شد، نسخهای که قرار است در سال 2024 روانه بازار شود. این احیا وعده داده که میراث فراموشنشدنی نسخههای پیشین را با همان جو سنگین، دشواری بیوقفه و چشمانداز نوستالژیک منطقه به همراه داشته باشد؛ آن هم در حالی که مکانیکهای بقا مدرن را برای افزایش عمق تجربه گیمپلی معرفی کرده است. بازیکنان میتوانند چشمانتظار حضور جناحهای جدیدی باشند که بر سر سلطه رقابت میکنند، هیولاهای جهشیافتهای که از سایهها به کمین نشستهاند، و روایتی گسترده پر از رازها و معماهای بیپایان.
مثل همیشه در سبک استاکر، کشف این داستان جذاب نیازمند پشتکار خواهد بود؛ چراکه شکستهای مکرر بخشی اجتنابناپذیر از شناخت اسرار نهفته منطقه خواهد بود. با این احیا هوشمندانه یک اثر کلاسیک فرقهای، مطمئن باشید منطقه همچنان یکی از بهیادماندنیترین قلمروهای آخرالزمانی در دنیای بازیها باقی خواهد ماند. روند توسعه استالکر 2 تقریباً به اندازه دو نسل کنسولهای بازی طول کشید که جزء طولانیترین زمان ساخت دنباله بازی های ویدیویی محبوب محسوب میشود.
7) Vampire: The Masquerade – Bloodlines 2

- 21 سال
بازی Vampire: The Masquerade به عنوان نمونهای برجسته از یک اثر دیجیتال که پس از مدتها از انتشار اولیهاش به شکوفایی رسید، شناخته میشود. این بازی با ارائه یک دیدگاه خلاقانه و تازه نسبت به افسانههای کهن درباره خونآشامها، تجربهای متفاوت و جذاب به مخاطبان خود هدیه میدهد. بازیکنان در این اثر فرصتی منحصر به فرد دارند تا با یکی از چندین قبیله خونآشام که هر کدام دارای ظاهرهای ویژه، تواناییهای مخصوص و نقاط ضعف خاص خود هستند، همسو شوند و داستان را از منظر آنها دنبال کنند. مکانیزم بازی همچنین بر اساس یک قانون مهم بنا شده است که برای حفظ راز طبیعت ماورایی خونآشامان ضرورت دارد؛ قانونی که لایهای از پیچیدگی و تنش را بر روند بازی اضافه کرده و فضایی کاملاً غوطهورکننده ایجاد میکند.
در حالی که این بازی با ویژگیهای طنزآمیز و جذابیتهای خاص بازیهای قدیمی رایانهای شناخته میشود، شاید بتوان گفت هیچوقت موفق نشد به جایگاهی فراتر از محبوبیت در بین طرفداران خاص دست یابد. با این حال، برخلاف پیشبینیها، این اثر هنوز در دنیای گسترده بازیهای دیجیتال جایگاه خود را حفظ کرده است و چه بسا اکنون با توجه به عرضه بازیهای بزرگ آینده مانند Silk Song مورد انتظار، حتی اهمیت بیشتری یافته باشد. جالبتر اینکه Vampire: The Masquerade – Bloodlines 2 نیز قرار است در ماه اکتبر امسال منتشر شود، اتفاقی که بیش از سه دهه پس از عرضه نسخه اصلی شکل گرفته و نشان دهنده ادامه غیرمنتظرهای برای این روایت است. شاید کمتر کسی از گیمرهای ایرانی علاقهای به بازیهای خون آشامی داشته باشند ولی پروزه ساخت این بازی به عنوان طولانیترین روند عرضه دنباله بازی های ویدیویی محبوب بیش از سه دهه ذهنها را مشغول کرد.
8) Diablo 3

- 11 سال
دیابلو نسخه نخست، با وجود سرعت کندتر و روند آرامش، توانست تخیل بازیکنندگان را به شیوهای خارقالعاده درگیر کند. ایده اصلی آن، یک جنگجوی تنها در دنیای فانتزی بود که باید با سیل بیپایان هیولاهای ترسناک مقابله کند. این سادگی داستان در کنار فضای وهمآور و تأثیرگذار، بستر تجربهای منحصر به فرد را خلق کرد که همگی از یک سو حسابشده و از سوی دیگر هیجانانگیز بودند. دیابلو 2 این فرمول موفقیتآمیز را به سطحی بالاتر برد؛ بازیکنندگان توانستند در دنیایی بزرگتر به جستوجو پرداخته و مناطقی متنوع و خطرناک را کاوش کنند، از سیاهچالهای مرگبار گرفته تا روایتی پرجزئیاتتر و غنیتر. این دنباله همچنین کلاسهای جدیدی از شخصیتها را معرفی کرد که راهکارهای تازهای برای نبرد و تاکتیک فراهم نمود و داستانی وسیعتر را در برابر دشمنانی جهنمی و قدرتمندتر ارائه داد. افزودن بسته گسترش *Lord of Destruction* تجربه بازی را بیش از پیش ارتقا داد و دیابلو 2 را به نقطه عطفی بیسابقه در تاریخ بازیها تبدیل کرد که مخاطبان خود را کاملاً راضی نگاه داشت.
اما زمینهسازی برای آیندهای جدید نیز آغاز شد، زمانی که زمزمههای ساخت نسخهای تازه از این سری بازی برای کنسولهای مدرن با کیفیت بالا شنیده شد، هیجان و انتظارات به سرعت اوج گرفتند. این شور و هیجان در نهایت با ورود دیابلو 3 به اوج رسید؛ عنوانی که بار دیگر تکامل در این فرنچایز را به تصویر کشید. دیابلو 3 با ارائه مجموعهای گستردهتر از گزینههای شخصیتها، امکانات بیشتری برای شخصیسازی سبک بازی، و روایتی که به قلمروهای جدید و بصری شگفتآور قدم گذاشت، تلاش کرد میراث درخشان دنباله بازی های ویدیویی محبوب طرفداران را ادامه دهد. هرچند عدهای معتقدند دیابلو در سالهای اخیر مسیر اصلی خود را ترک کرده است، اما نمیتوان تأثیر بینهایتی که سهگانه دیابلو بر تاریخ بازیهای سبک نقشآفرینی اکشن داشته است را انکار کرد. این سری همچنان به عنوان سندی زنده از ظرفیت بیپایان این ژانر باقی میماند، فارغ از اینکه آینده نسخههای بعدی ما را به کدام جهت خواهد برد.
جمع بندی
با توجه به پیشرفت تکنولوژیهای بازیسازی در دو دهه اخیر ساخت یک بازی ویدیویی در خور توجه بسیار سختتر از قبل شده است. در حالی که برخی از بازیهای محبوب قدیمی دوباره برای نسل جدید بازسازی میشوند و حتی سازندگان به فکر ساخت دنباله چند قسمتی برای آن میافتند، بازیهایی هستند که حتی یک دهه و بیشتر هم گیمرها را در انتظار نگه داشتهاند تا بالاخره به نسخه دوم برسند. در نهایت با تمام شده یک انتظار طولانی بالاخره بازی محبوبمان منتشر شده ولی آیا ارزش این همه صبر کردن را داشته یا نه؟ در این مقاله از پارسی گیم به سراغ طولانیترین دنبالههای ویدیویی رفتیم که ساخته دنباله آنها بسیار بیشتر از 5 تا 10 سال طول کشید و این مورد برای طرفداران دو آتشه بسیار سخت و دور از انتظار بود. حالا که تا آخر این مقاله با ما همراه بودید؛ نظرتان درباره دنباله بازی های ویدیویی محبوب و روند طولانی ساخت آن را در بخش کامنتها به اشتراک بگذارید.
سوالات متداول در رابطه با این محتوا
دیدگاه کاربران
تعداد دیدگاه کاربران: 0 دیدگاه