بازیهای ویدئویی بخش مهمی از پیشینه و تاریخ خود را مدیون رشد و توسعه مداوم هستند. فرنچایزها یا مجموعههای معروف بازی، معمولاً با انتشار مداوم نسخههای جدید شکل میگیرند و آن دسته از مجموعههایی موفقتر هستند که سالهاست توانستهاند بازیهایی خارقالعاده و فراموشنشدنی ارائه دهند. در این میان، بازیهای قدیمیتر یک سری ممکن است زمانی تجربهای ضروری برای مخاطبان بوده باشند، اما اکنون، بهویژه با پیشرفتهای چشمگیر در گرافیک، فناوری و روایت داستان، بازگشت به آنها ممکن است چندان آسان نباشد.
بازیهای شاهکار قدیمی که حالا چندان طرفدار ندارند!
اگر تا به حال یک بازی از دوران کودکی خود را دوباره اجرا کرده و با تعجب متوجه تفاوت زیاد آن نسبت به خاطراتتان شدهاید، مطمئن باشید که تنها نیستید. در این مقاله از پارسی گیم به سراغ تعدادی از بهترین بازی های قدیمی میرویم که در زمان خود فوقالعاده بودند اما با گذشت زمان آنطور که انتظار میرفت خوب باقی نماندهاند و نتوانستهاند به همان میزان جذابیت اولیه خود را حفظ کنند.
1) LA Noire

راکاستار و تیم باندی باایدهای جاهطلبانه تصمیم گرفتند فیلم مشهور لسآنجلس محرمانه را به یک بازی ویدئویی تبدیل کنند. نتیجه این تلاش، بازی LA Noire بود که در سال 2011 روانه بازار شد. استفاده از فناوری موشن کپچر در خلق این اثر در زمان خود انقلابی به شمار میرفت و بخشهای مربوط به بازرسی صحنههای جرم نیز با دقت بیسابقهای طراحی شده بودند. اما اگر همان رویکرد موشکافانه که برای بررسی صحنههای جرم در گیمپلی به کار رفته است را برای تحلیل خود بازی اعمال کنیم، ایرادات آن بهسرعت آشکار میشوند. نخستین چیزی که جلب توجه میکند، عدم تناسب میان حرکات سر و بدن شخصیتها است. تیم سازنده چنان بر جزئیات صورتها تمرکز کرده بود که سایر بخشهای بدن به شکلی آشکار نادیده گرفته شدهاند.
داستان نیز از مشکلات قابل توجهی رنج میبرد. به شکلی کاملاً بیمقدمه آشکار میشود که کول، شخصیت اصلی داستان، به همسرش خیانت کرده است؛ مسالهای بزرگ که هیچ زمینهچینی مناسبی برای آن وجود ندارد. تنها نشانههایی مبهم از حضور او در کلوپهای جز دیده شده بود، اما این اشارات قادر به توجیه چنین رویداد مهمی نیستند. افزون بر این، در بخشی از بازی، کنترل به طور ناگهانی به فرد دیگری به نام جک کلسو واگذار میشود؛ تغییری که بدون ارائه توضیح کافی صورت گرفته و بازیکن را گیج میکند. مجموع این مشکلات باعث شده تا این عنوان با وجود شکوه سابقش در میان بهترین بازی های قدیمی حالا چندان طرفدار نداشته باشد.
2) System Shock 2

عنوان System Shock 2 اغلب بهعنوان یکی از دستاوردهای برجسته در ژانر اکشن اولشخص مطرح شده و در سال 1999 موفق شد اثری خلق کند که مرزهای بازیهای داستانمحور آن دوران را جابهجا کند. این عنوان تلاش کرد تجربهای فراتر از مبارزات سریع و بیوقفهای مانند Doom و Quake ارائه دهد و به جای تکیه صرف بر نبرد، بازیکنان را به استراتژیپردازی و برنامهریزی دقیق برای مقابله با دشمنان تشویق کند. تلفیق عناصر نقشآفرینی با گیمپلی اولشخص نیز در زمان خود ابتکاری تازه و متفاوت به شمار میآمد.
با این حال، سیستم ارتقای مهارتها در بازی جای بحث داشت. بازیکنان امکان تمرکز کامل بر یک مهارت خاص را داشتند، اما این انتخاب گاهی چالش مراحل را بیش از حد افزایش میداد؛ مسالهای که برای برخی بازیکنان ناخوشایند بود و میتوانست تجربه کلی را تحت تاثیر قرار دهد. سیستم شاک 2 بدون شک یکی از بهترین بازی های قدیمی به شمار میرفت و داستانی جسورانه و حیرتانگیز ارائه میداد. با این حال، در شرایط فعلی ممکن است برای گیمرهای با تجربهتر کمی قابل پیشبینی باشد و از جذابیت اولیه خود فاصله گرفته باشد.
3) Silent Hill

رزیدنت اویل 1 در سال 1996 منتشر شد و صنعت بازیهای ویدیویی را متحول کرد، اما صداپیشگی ضعیف آن با انتقادات سنگین روبهرو شد. سه سال بعد با عرضه سایلنت هیل، استانداردهای ایجاد شده توسط رزیدنت اویل باعث شد ضعفهای مشابه این بازی کمتر مورد توجه قرار گیرد. سایلنت هیل با ارائه تجربهای منحصر به فرد از ترس و وحشت توانست مخاطبان را جذب کند، اما عناصر خاص آن در زمان عرضه، امروز عادی به نظر میرسند.
در مقابل، نسخه دوم این مجموعه همچنان به عنوان بهترین شناخته میشود؛ کونامی در این نسخه داستانی عمیق و شخصیتهایی واقعی خلق کرد و موفقیت چشمگیری به دست آورد. با یک مقایسه، شخصیت اصلی سایلنت هیل 1 یعنی هری میسون چندان باورپذیر نیست، حتی سیبل شپرد، افسر پلیس، بیشتر نقش حاشیهای دارد. این بازی مانند رزیدنت اویل 1 بیشتر حکم یک نمونه آزمایشی را داشت که پتانسیل مجموعه را نشان داد. امروزه سایلنت هیل 1 در بین بهترین بازی های قدیمی دیگر شکوه اولیه خود را از دست داده و چندان چنگی به دل نمیزند.
4) Resident Evil 4

پیش از آنکه ریبوت فرنچایزهای مشهور مانند «مهاجم مقبره» و «سیندیکت» (که البته ریبوت آن با شکست مواجه شد) به روندی رایج در صنعت بازی تبدیل شود، رزیدنت اویل با انتشار نسخهی چهارم در سال 2005 مسیر تازهای را آغاز کرد. این ریبوت نهتنها تاثیر بزرگی بر خود مجموعه گذاشت، بلکه تعریف جدیدی از بازیهای وحشت بقا ارائه داد. رزیدنت اویل 4 در زمان عرضه چشمگیر بود؛ چرا که دوربین ثابت و کنترلهای تانکمانند گذشته را کنار زد و تغییرات عمیقی به همراه آورد. این سبک جدید باعث شد نسل تازهای از بازیهای این ژانر شکل گیرد (کنترل تانکمانند سبکی است که حرکت شخصیت شبیه کنترل یک تانک یا تراکتور است و امکان تغییر جهت هنگام حرکت وجود ندارد).
با این حال، شاید همان عاملی که موجب موفقیت بینظیر بازی شد، اکنون علت کاهش جذابیت آن باشد. هرچند ساختار کنترلهای بازی در زمان خود تحولی پیشرفته محسوب میشد، اما گذر سالها و ظهور بازیهایی مانند dead space با خشونت بیحدوحصر و evil within با فضای تاریکشان، استانداردهای تازهای را در ژانر وحشت به وجود آوردهاند. رزیدنت اویل 4 اگرچه لحظات اکشن هیجانانگیزی داشت، اما عمق وحشت آن نتوانست به اندازهی مورد انتظار مخاطبان امروزی اثرگذار باشد.
علاوه بر این، تکرار پورتها و ریمسترهای متعدد طی سالهای گذشته نیز باعث شده بازیکنان بیشازپیش به کهنگی این عنوان پی ببرند. نسخههای جدیدتر معمولاً محیط بازی را روشنتر کردهاند؛ تغییری که نهتنها به نسخهی اصلی کمکی نمیکند، بلکه فضای ترسناک اولیه را تا حدی از بین میبرد. ترکیب کنترل هدفگیری با دکمههای حرکتی و چالشهای ماموریتهایی که نیازمند اسکورت اشلی هستند نیز همچنان مورد انتقاد قرار دارند. شاید در حال حاضر بهتر باشد به سراغ نسخه ریمیک این عنوان بروید و بگذارید رزیدنت اویل 4 با همان ذهنیت قبلی شما در بین بهترین بازی های قدیمی بماند.
5) Mass Effect

اولین قسمت از سری Mass Effect شاید در نگاه اول فوقالعاده به نظر برسد، اما وقتی جزئیات را بررسی کنیم، بسیاری از جنبههای آن تنها در حد متوسط عمل کردهاند. این بازی، انبوهی ازایدههای جدید و منحصر به فرد را معرفی کرد، اما ظاهراً اجرای اینایدهها به اندازهای نبود که بتواند آنها را بهخوبی برجسته سازد. نتیجه نهایی چیزی شد که شاید بتوان آن را با عبارتی مثل «خوب، اما فقط خوب» توصیف کرد.
بخش مبارزات بازی مورد خاصی برای ستایش نداشت و سیستم سنگرگیری تازه در نسخه دوم سری بهبود پیدا کرد. مدیریت آیتمها و تجهیزات تبدیل به کاری فرسایشی شده بود و مکانیکهای اکتشاف با وسیله نقلیه معروف بازی، یعنی ماکو (Mako)، چنان پر ایراد بودند که حتی بحث کردن دربارهشان هم ارزش چندانی ندارد.
با اینحال، در زمان انتشار اولین Mass Effect، این بازی بهعنوان اثری خاص شناخته شد و سر و صدای زیادی حول آن ایجاد شد. شاید همین استقبال اولیه بود که زمینهساز موفقیت قابلتوجه نسخه دوم و سوم شد و گیمرها توانستند تجربهای فوقالعاده از یک شوتر فضایی جذاب داشته باشند. بدون شک شاید نسخه اول Mass Effect جزء بهترین بازی های قدیمی نوآورانه باشد، اما در حال حاضر ارزش تجربه چندانی ندارد.
6) Grand Theft Auto 3

بازی Grand Theft Auto 3 نقطه تحولی چشمگیر در سری GTA محسوب میشود، زیرا برای نخستین بار این مجموعه را وارد دنیای سهبعدی کرد. پیش از این، تمامی نسخههای قبلی به شکلی دوبعدی و با زاویه دید از بالا به پایین طراحی شده بودند. اما ورود به فضای سهبعدی باعث شد جهان باز بازی عمق و جذابیت بیشتری پیدا کند و امکان تعامل گستردهتری با محیط برای بازیکنان فراهم شود. بااینحال، گرافیک قدیمی و سیستم کنترلی که چندان روان نیست، تجربه مجدد این بازی در سالهای بعد را کمی دشوار میکند.
این مساله هنگامی برجستهتر میشود که بازی با نسخههای بعدی سری مقایسه شود. تنها یک سال پس از GTA3، بازی Vice City عرضه شد که تقریباً در همه جنبهها کیفیت گیمپلی را بهبود داد. سپس در فاصلهای کوتاه، San Andreas وارد میدان شد و استانداردهای سری را به سطحی جدید ارتقا داد. با وجود این پیشرفتها، GTA3 همچنان به عنوان یک آغازگر حیاتی و نقطهای کلیدی در تاریخ این فرنچایز شناخته میشود؛ نقشی که زمینهساز تحولاتی اساسی شد و هویت منحصربهفرد این مجموعه را تثبیت کرد. عنوان سوم سری جیتیای با وجود اینکه یکی از بهترین بازی های قدیمی این مجموعه به شمار میرود، اما مشکلات متعدد در مکانیک بازی و گرافیک قدیمی آن باعث شدهاند که اشتیاق برای تجربه دوبارهاش تا حد زیادی کاهش یابد.
7) Half-Life 1

بازی Half-Life 1، همچون System Shock 2، یکی از پیشگامان سبک اکشن اول شخص بود که با ارائه یک شیوه روایت متفاوت، توانست مرزهای داستانپردازی در این ژانر را جابهجا کند. تلاش این بازی این بود که از فرمول کلیشهای «فقط بدو و تیراندازی کن» فراتر رفته و تجربهای تازه و تاثیرگذار ارائه دهد. با این حال، هرچند Half-Life 1 در زمان خود شاهکاری محسوب میشود، نمیتوان نادیده گرفت که دنباله آن، یعنی Half-Life 2، به یک اثر بینظیر و ماندگار تبدیل شد.
این نسخه با داستانی جذاب، اسلحههای متنوع، مبارزات هیجانانگیز، استفاده هوشمندانه از مکانیکهای فیزیکی در گیمپلی، سکوبازیهای خلاقانه و بهرهوری از ابزار معروف گرانش (Gravity Gun)، توانست استانداردهای جدیدی خلق کند. در مقایسهای بین دو عنوان بازی Half-Life 1 بیشتر نقش یک پیشزمینه را ایفا میکند؛ طوری که انگار پایهای برای رسیدن به شگفتیهای نسخه بعدی بوده است. در نهایت بهتر است به جای تمرکز بر ضعفهای گذشته Half-Life 1، این بازی را بهعنوان اثری پیشگام در بین بهترین بازی های قدیمی در نظر بگیریم؛ عنوانی که مسیر رشد صنعت بازیهای ویدیویی را هموار کرد و بنیانگذار تجربیاتی شد که تا امروز قابل ستایش هستند.
8) Warcraft: Orcs And Humans

بازی Warcraft: Orcs And Humans با نام وارکرفت 1 شناخته میشود، در دوران خود یکی از بازیهای برجسته و محبوب به شمار میرفت. این عنوان، بهعنوان یکی از پیشگامان سبک استراتژی زمان-واقعی، توانست جایگاه ویژهای در میان علاقهمندان بازیهای ویدئویی پیدا کند و رقابتش با سری Command and Conquer نقشی مؤثر در شکلگیری و تکامل این ژانر داشت. نتیجه این رقابت سالم، خلق آثاری شد که امروزه بهعنوان کلاسیکهای تاریخی در صنعت بازی از آنها یاد میشود و حس نوستالژی زیادی برای طرفداران به همراه دارد.
اما اگر تصمیم بگیرید این بازی را امروز دوباره تجربه کنید، احتمالاً متوجه خواهید شد که وارکرفت 1 بهوضوح نشاندهنده محدودیتهای زمانه خود است. از گرافیک ساده و ابتدایی گرفته تا عواملی همچون نبود امکان انتخاب چندین واحد بهصورت همزمان، همه جنبههای بازی گویای فناوری و طراحی محدود آن دوره هستند. با وجود پیشرفتهای شگرفی که در سالهای بعد در سبک استراتژی زمان-واقعی رخ داد، تجربه وارکرافت 1 در دنیای مدرن میتواند گاه چالشبرانگیز یا حتی اندکی دلسرد کننده باشد. البته اگر هنوز هم در بین بهترین بازی های قدیمی به دنبال یک استراتژی جذاب هستید وارکرافت 1 انتخاب خوبی برایتان خواهد بود.
9) Devil May Cry

بازی «دویل میکرای» داستان دانته را دنبال میکند؛ مبارزی مغرور و بیباک که با نگرشی جسورانه، بدون توجه به خطرات، خود را وقف مبارزه با شیاطین کرده است. اولین نسخه از این سری علیرغم گذشت سالیان طولانی هنوز تجربهای قابلقبول ارائه میدهد و شاید بتوان گفت با گذشت زمان جلوهای پختهتر و ماندگار یافته است. با این حال، این عنوان در مقایسه با نسخههای بعدی سری، بهویژه آثار تحسینشدهای مانند «دویل میکرای 3» و «دویل میکرای 5»، کمتر برجسته ظاهر میشود و بسیاری از طرفداران آن را تحتالشعاع عناوین جدیدتر ارزیابی میکنند.
در زمان عرضه، «دویل میکرای» از سبک بازیهای «رزیدنت اویل» فاصله گرفت و رویکردی اکشنتر و پرهیجانتر اتخاذ کرد. به جای مخفی شدن یا برخورد هوشمندانه، بازیکنان میتوانستند دشمنان را بهطور مستقیم و سریع نابود کنند. با این حال، عنصر مشهور سری یعنی اکشن جذاب و شیک، تا زمان انتشار نسخه سوم یعنی «دویل میکرای 3»، به بلوغ کامل نرسیده بود. اکنون این نسخه در دیدگاه بسیاری از طرفداران بهعنوان یکی از بهترین بازی های قدیمی هک واند اسلش شناخته میشود؛ چیزی که با گذر زمان ارزشمندتر شده است.
10) Assassin’s Creed

نسخه اول بازی Assassins Creed را میتوان نمونهای از اثری دانست که روزگاری نوآورانه و جذاب بود، اما در دنیای امروز ارزش تجربه دوباره چندانی ندارد. این بازی که در سال 2007 منتشر شد، اگرچه نسبت به برخی آثار قدیمیتر موجود در فهرست تاریخ بازیها کمی جوانتر است، اما حس کهنگی آن بیشتر به پیشرفتهای چشمگیری برمیگردد که در نسخههای بعدی مجموعه رقم خوردند. به شکل ویژه، Assassin’s Creed 2 مثال بارزی است که توانست با اصلاح و تقویت همهجانبه عناصر نسخه اولیه، استاندارد جدیدی برای این سری ایجاد کند.
داستانی پختهتر، شخصیتپردازی بهتر، گیمپلی روانتر و مکانیکهای ارتقایافته همگی ویژگیهای برجستهای هستند که Assassin’s Creed 2 را به یک تجربه جامع تبدیل کردند؛ تجربهای که عملاً بازتاب چیزی بود که نسخه ابتدایی باید به آن دست مییافت. چنین پیشرفتی باعث شده که نسخه اولیه بیشتر شبیه به یک آزمایش یا ارائهایدههای خام به نظر برسد تا عنوانی کامل و بینقص در دنیای بازیهای ویدیویی. با این حال، نمیتوان اهمیت نقشآفرینی این اثر را در بنای یکی از محبوبترین مجموعههای صنعت گیم نادیده گرفت. نسخه اول همچنان جایگاه ویژهای در بین بهترین بازی های قدیمی و تاریخ اساسینها دارد و بهعنوان سنگ بنای شکلگیری یکی از موفقترین فرنچایزهای بازیهای ویدیویی شناخته میشود.
11) The Witcher

سری بازی های ویچر روایتگر ماجراهایی است که پس از اتفاقات اصلی کتابها رخ میدهد و داستان زندگی گرالت اهل ریویا، شکارچی حرفهای هیولاها، را به تصویر میکشد. او در دنیایی گسترده پرسه میزند و ماموریتهایی را برای شکار موجودات مختلف بر عهده میگیرد. اولین بازی این مجموعه با نام ویچر توانست تحولی در بازیهای نقشآفرینی ایجاد کند و توجه جهانی را به این سری جلب نماید، تا جایی که میان طرفداران این سبک جایگاه ویژهای پیدا کرد.
این مجموعه، با وفاداری به ماهیت اخلاقمحور کتابها، شما را در برابر تصمیماتی پیچیده قرار میدهد، چراکه ماجراهای گرالت هرگز در چارچوب ساده خوب و بد قرار نمیگیرند. هرچند اولین بازی دستاوردهای قابل توجهی داشت، اما انتشار ویچر 3 تبدیل به نقطه عطفی بزرگ شد و اثری بیرقیب در سبک خود محسوب میشود. موفقیت چشمگیر این نسخه چنان برجسته بود که حتی سایهای بر دو بازی قبلی و داستانهای کتابها افکند.
با این وجود، نباید اهمیت بازی ویچر 1 را از یاد برد. اگر این اثر آغازین نبود، احتمالاً مسیر رسیدن به شکوه ویچر 3 هرگز شکل نمیگرفت. این عنوان اولیه، با تمام نقاط ضعف و قوتش، پایهگذار موفقیتهای بعدی بود. با این حال، اگر تجربه شما تنها مربوط به نسخه سوم باشد و صرفاً بخواهید برای دنبال کردن ریشه داستان به قسمت اول بازگردید، ممکن است با انتظاراتی مواجه شوید که در نهایت فاصله زیادی با واقعیت دارند و به چالش کشیده میشوند. در نهایت ویچر 1 شاید یکی از بهترین بازی های قدیمی در روان طلایی گیم باشد ولی در حال حاضر حتی طرفداران هم میلی به تجربه مجدد آن ندارند.
12) Fallout 3

بازی Fallout 3، مانند بسیاری از عناوین دیگر این فهرست، نقطه عطفی بزرگ برای مجموعه خود محسوب میشود و تغییرات قابل توجهی را در سبک این سری ایجاد کرد. با انتقال زاویه دید از حالت ایزومتریک به حالت اول شخص یا سوم شخص، تجربهای کاملاً متفاوت و تازه برای طرفداران ارائه شد. این تغییرات عمدتاً با استقبال مثبت همراه بود، که یکی از دلایل اصلی آن معرفی سیستم نوآورانه V.A.T.S. به شمار میرود. این سیستم مبارزات بازی را به گونهای طراحی کرد که روح مبارزات نوبتی نسخههای پیشین همچنان حفظ شود و حس آشنایی و جذابیت ویژهای برای بازیکنان به همراه داشته باشد.
با این حال، Fallout 3 در مقایسه با برخی دیگر از عناوین این مجموعه، نتوانسته جایگاه خود را در گذر زمان به خوبی حفظ کند. دلیل اصلی این افت، مشکلات فنی است، اگرچه نسخه سوم فال اوت از نظر برخی جزء بهترین بازی های قدیمی و الهام بخش نسخههای دیگر سری خودش باشد ولی در حال حاضر ارزش تجربه ان بسیار پایین خواهد بود.
جمع بندی
پذیرش برخی واقعیتها گاهی پیچیدهتر از آن است که به نظر میرسد، مخصوصاً زمانی که متوجه میشویم بازیهایی که در گذشته برایمان پر از شور و هیجان بودند، دیگر آن حس و حال پیشین را به ما منتقل نمیکنند. اگر لحظهای از نوستالژی فاصله بگیریم و این بازیها را دوباره تجربه کنیم، احتمالش هست که دریابیم لذت آن دوران دیگر بازآفرینی نمیشود. یکی از دلایل این تغییر میتواند ظهور بازیهای «لایو سرویس» باشد؛ بازیهایی که با بهروزرسانیهای دائمی و افزودن محتوای جدید، تلاش میکنند توجه بازیکنان را حفظ کنند. با این حال، این مدل برای بازیکنان تازهوارد ممکن است چالشهایی به همراه داشته باشد، زیرا برای رسیدن به سطح مهارت بازیکنان با تجربه نیاز به صرف زمان قابلتوجهی دارند.
اما گذر زمان نیز یکی دیگر از دلایل کاهش جذابیت این بازیها است. بسیاری از این آثار در دوران خود نوآوریهای بزرگی به همراه داشتند و حتی مسیر صنعت بازیسازی را تغییر دادند، اما اکنون تجربه دوباره آنها، مانند تلاش برای تکان دادن یک چرخ دستی با چرخهایی شکسته است. شاید بهتر باشد که نوستالژی را کنار بگذاریم و با دیدگاهی واقعبینانه به نقد و بررسی این آثار بپردازیم. اکنون که تا اینجا همراه ما بودهاید، خوشحال میشویم نظرتان درباره بهترین بازی های قدیمی را در بخش کامنتها با ما به اشتراک بگذارید.
سوالات متداول در رابطه با این محتوا
دیدگاه کاربران
تعداد دیدگاه کاربران: 12 دیدگاهLeon
این شما هستید که فکر میکنید رزیدنت اویل ۴ قدیمی شده و فرانوش الان داشتیم چند نفری مرحله جزیره رو بدون هیج اسلحه ای فقط با چاقو رد میکردیم شگفتا😁🤣
Ali
Fall out 3 واقعا اتمسفر جذاب و دنیای درگیر کننده ای داره کاملا حس یه جهان مرموز آخرالزمانی رو القاء میکنه
Ali
این بازی ها هیچ ربطی به پیشرفت بقیه گیم ها ندارند و از ارزششون یه ذره هم کم نشده و نخواهد شد
Ali
فقط بازی رزیدنت ایول ۳ نمسیس فک کنم ۵۰ بار بیشتر تمومش کردم هنوزم وقت گیربیارم بازی میکنم داخل گوشی نصب دارم
علی گیمر
طبیعی یه که گذشت زمان باعث قدیمی شدن خیلی چیزا میشه و فقط مختص بازیها نیس پیشرفت علم و نوآوری های جدید تاثیرگذار هستند ولی یه بازی مثل اویل ۴ به این راحتی قدیمی نمیشه بعد از ۲۶ بار بازی اگه کنسول پی اس دو مو داشتم بازم بازیش میکردم
Solo
تا جایی که یادمه آوریل ۴ رو ۱۱ بار از اول تا آخر رفتم ولی الان دستگام خراب شده دیگه نمیتونم برم 😂
Artin
بنظرم اساسین کرید سه گانه اتزیو هم میتونه تو لیست باشه
علی
اویل ۴ هنوزم عالیه
Abbas
یعنی Farcry 3 و left 4 dead و FarCry 1 رو یادتون رفت ؟
فرشاد در پاسخ به Abbas
Left4Dead هنوز هم از تمام بازیهای این لیست بهتره و بارها ارزش تکرار داره.
Arvin
به نظرم اویل ۴ هنوزم جذابیت خودشو از دست نداده و ارزش تجربه داره
Artin در پاسخ به Arvin
بنظرم اساسین کرید سه گانه اتزیو هم میتونه تو لیست باشه