استودیوی فرام سافتور، خالق مجموعه محبوب دارک سولز، همواره در تمامی بازی‌های خود چالش و پیچیدگی خاصی را به تصویر کشیده که پس از گذراندن مراحل دشوار، حس فوق‌العاده‌ای از پیروزی به بازیکنان منتقل می‌شود؛ تا حدی که ممکن است احساس کنید مالک جهان هستید. پس از عرضه بازی Sekiro: Shadows Die Twice و با توجه به تغییرات چشمگیری که این اثر نسبت به بازی‌های پیشین فرام سافتور ارائه کرد، به وضوح مشخص شد که سازندگان قصد دارند این بار تجربه‌ای متفاوت را به مخاطبان انتقال دهند و مرز‌های معمول خود را پشت سر بگذارند. در این مقاله از پارسی گیم قصد داریم داستان بازی Sekiro: Shadows Die Twice را به‌صورت کامل بررسی کنیم؛ پس تا انتها همراه ما باشید.

1) داستان کامل بازی Sekiro: Shadows Die Twice

داستان بازی سکیرو

داستان بازی Sekiro: Shadows Die Twice در دوره سنگوکو ژاپن، آخرین سال‌های قرن شانزدهم، رخ می‌دهد؛ عصری که در آن مرز میان زندگی و مرگ بسیار باریک بود. در این دوره، قبیله‌اشینا به فرماندهی کنسی‌ایشین‌اشینا، سرزمینی غنی از نعمت‌های الهی را به تصرف خود درآورد. این سرزمین محل حضور یک موجود مقدس به نام «اژد‌های الهی» بود که از طریق خط خونی موسوم به «میراث اژدها» و همچنین آب‌های جوان‌کننده و رسوبات آلوده به «موکاد»، امکان جاودانگی را فراهم می‌کرد. در همین زمان، یک یتیم بی‌نام توسط شینوبی سرگردانی ملقب به «جغد» به فرزندخواندگی پذیرفته می‌شود. جغد او را «گرگ» مینامد و هنر‌های مبارزه شینوبی را به او آموزش می‌دهد. وقتی گرگ به بلوغ می‌رسد، جغد از او می‌خواهد از لُرد جوان کورو، آخرین وارث میراث اژد‌ها، محافظت کند.

2) جنگجوی قدرتمند داستان وارد می‌شود!

شخصیت اصلی در داستان بازی Sekiro Shadows Die Twice

دو دهه بعد، ‌ایشین‌اشینا که حالا پیر و بیمار شده، بر بستر مرگ قرار دارد و قلمرو‌اشینا به دلیل فشار ارتش وزارت داخلی ژاپن در آستانهٔ سقوط است. جنیچیرو، نوه فرزندخوانده‌ایشین، برای حفظ قبیله‌اشینا به دنبال کورو می‌رود تا از خون او برای تشکیل ارتشی جاودانه استفاده کند. هرچند که‌ایشین با روش‌های نوه‌اش مخالف است، پزشک شخصی‌ایشین موسوم به اما، گرگ را از این نقشه آگاه کرده تا بتوانند کورو را نجات دهند. جنیچیرو‌امیدوار بود ارتش جاودانه‌ای را با استفاده از قدرت میراث اژد‌ها شکل دهد.

گرگ که اکنون یک شینوبی کامل و محافظ شخصی کورو شده بود، در برابر جنیچیرو‌ ایستادگی کرد اما شکست خورد و دست چپ خود را در نبرد از دست داد. کورو نیز توسط جنیچیرو اسیر شد. با این حال، گرگ به لطف میراث اژد‌ها که سه سال پیش توسط کورو به او عطا شده بود، جان سالم به در برد. پس از به هوش آمدن، خود را در معبدی متروکه یافت؛ مکانی که در آن با یک مجسمه‌ساز روبه‌رو شد. این مجسمه‌ساز که پیش‌تر شینوبی بوده و اکنون مجسمه‌های بودا را میتراشید، دست قطع شده‌ی گرگ را با یک پروتز شینوبی جایگزین کرد؛ پروتزی که قابلیت تجهیز شدن به ابزار‌ها و سلاح‌های متنوع را داشت.

3) نینجای داستان در مسیر انتقام از دشمنان

داستان بازی Sekiro Shadows Die Twice

سکیرو، با استفاده از شینوبی پروتز خود، برای نجات کورو به داخل قلعه آشینا نفوذ کرد. او بار دیگر با گنیچیرو روبه‌رو شد و این بار توانست او را شکست دهد. با این حال، گنیچیرو با مصرف یک اکسیر حیاتی ساخته‌شده از خون اژد‌ها موفق به فرار شد. کورو، علی‌رغم توانایی‌اش برای ترک آشینا و فرار همیشگی، تصمیم گرفت بماند و مراسم «تفکیک جاودان» را برگزار کند. این مراسم به نحوی طراحی شده بود که دیگر هیچ‌کس نتواند میراث اژد‌هایی کورو را برای دستیابی به نامیرایی استفاده کند. سکیرو نیز در این مسیر همراه کورو شد تا اجزای لازم برای مراسم، از جمله «شمشیر فانی»، را جمع‌آوری کند. داستان بازی در ادامه به سه سال قبل بازمی‌گردد؛ زمانی که خانه کورو توسط گروهی از راهزنان به رهبری «بانوی پروانه»، یکی از شینوبی‌های ماهر، مورد حمله قرار گرفت. این حمله منجر به مرگ ظاهری جغد شد. در جریان این واقعه، سکیرو موفق شد بانوی پروانه را شکست دهد اما توسط یک مهاجم ناشناس به شدت مجروح شد. زنده ماندن او تنها با اشتراک‌گذاری خون کورو ممکن شد که باعث نجات او گشت.

4) مبارزه با گنیچیرو؛ دشمنی قدرتمند و ماهر

مبارزه با Genichiro در بازی سکیرو

با پیشروی در داستان بازی Sekiro: Shadows Die Twice، سکیرو بار دیگر با گنیچیرو دوئل کرد و این بار او را مغلوب ساخت. با این حال گنیچیرو جان سالم به در برد و به واسطه رسوبات ویژه‌ای جاودانگی فاسد را تجربه کرد و موفق به فرار شد. پس از این وقایع، کورو از اقدام برای فرار خودداری کرد و تصمیم گرفت از سکیرو بخواهد مراسم تخلیه جاودانی را اجرا کند. این مراسم منجر به مرگ کورو و نابودی میراث اژد‌ها می‌شود. هرچند سکیرو با اکراه موافقت کرد، اما متعهد شد تمامی مواد مورد نیاز برای مراسم را جمع‌آوری کند. یکی از این موارد شامل تیغه‌ای بود که قابلیت نابودسازی موجودات جاودان را داشت؛ سلاحی معروف به «شمشیر فانی» که متعلق به کودک الهی است، تنها بازمانده آزمایش‌های مرتبط با آب‌های احیاکننده. در ادامه تلاش‌ها برای تکمیل مراسم، سکیرو با جغد مواجه می‌شود؛ شخصی که مرگ خود را جعل کرده و مشخص گردید همان مهاجمی بوده که سه سال پیش سکیرو را چاقو‌زده است.

5) یک غریبه آشنا

ملاقات با یک غریبه آشنا در بازی سکیرو

در ادامه داستان بازی Sekiro: Shadows Die Twice، سکیرو پس از بازگشت با جغد مواجه می‌شود، شخصیتی که تصور می‌شد سه سال قبل کشته شده است. جغد آشکار می‌کند که او نیز به دنبال دستیابی به میراث اژد‌های کورو است و از سکیرو می‌خواهد تا وفاداری خود به کورو را انکار کند. در این لحظه بازیکن امکان انتخاب دارد؛ سکیرو می‌تواند به کورو خیانت کرده و همراه جغد شود یا اینکه به کورو وفادار باقی بماند.

در صورتی که بازیکن مسیر همراهی با جغد را انتخاب کند، سکیرو مجبور به مبارزه با اِما (طبیب مورد اعتماد ایسشین) و خود ایسشین خواهد شد. پس از شکست دادن آن‌ها، سکیرو به جغد نیز حمله خواهد کرد. کورو که این وقایع را وحشت‌زده مشاهده می‌کند، درمی‌یابد که گرگ تحت تأثیر هوس خون قرار گرفته و به موجودی شبیه اسورا (نیمه‌خدای مرتبط با آموزه‌های بودایی) تبدیل شده است. این مسیر منجر به یک پایان‌بندی زودهنگام و منحصر به فرد در داستان بازی می‌شود.

در مقابل، اگر سکیرو وفاداری خود به کورو را حفظ کند، او مجبور خواهد شد تا با جغد مبارزه کرده و در نهایت او را نیز از پای درآورد. سپس با استفاده از آیتم‌های جمع‌آوری شده به قصر سرچشمه راه پیدا می‌کند، وارد قلمروی الهی می‌شود و در مبارزه‌ای حساسی اژد‌های الهی را شکست داده و اشک او را برای اجرای «تفکیک جاویدان» دریافت می‌کند. با بازگشت سکیرو به قلعه آشینا، متوجه حمله وزارت داخلی (Interior Ministry) به این مکان می‌شود. در این میان اِما خبر فرار کورو از مسیر مخفی را به او اطلاع می‌دهد.

پس از مدت کوتاهی، گرگ کورو را که زخمی شده است پیدا می‌کند، در حالی که گنیچیرو یک شمشیر فانی دوم در اختیار دارد. یک نبرد نهایی میان گنیچیرو و سکیرو رخ می‌دهد. پس از شکست گنیچیرو، او خود را قربانی می‌کند تا ایسشین را احیا کند. ایسشین در اوج قدرت با هدف بازگرداندن شکوه آشینا ظاهر می‌شود؛ آرزویی که منعکس‌کننده خواسته‌های نسل گذشته‌ٔ خانواده‌اش است. اگرچه ایسشین وابسته به جناح سکیرو و کورو محسوب می‌شد، اما قربانی شدن گنیچیرو توسط او را تحسین کرده و تصمیم می‌گیرد تا با گرگ مبارزه کند.

6) پایان داستان بازی Sekiro: Shadows Die Twice

پایان بندی داستان بازی Sekiro Shadows Die Twice

پس از شکست دادن ایسشین، بر اساس انتخاب‌های قبلی و گفته‌های کورو به یکی از سه پایان‌بندی متفاوت داستان بازی Sekiro: Shadows Die Twice دست پیدا خواهید کرد.

پایان‌بندی Immortal Severance: این پایان‌بندی، پایان پیش‌فرض بازی است که طی آن گرگ، اشک اژد‌ها را به کورو می‌دهد و پیوند او با میراث اژد‌ها قطع می‌شود. این جداسازی با مرگ کورو همراه خواهد بود و گرگ نیز زندگی به‌عنوان یک شینوبی را کنار گذاشته، به مجسمه‌ساز جدید تبدیل می‌شود. پس از آن، مانند مجسمه‌ساز قبلی، روز‌های باقی‌مانده‌اش را به حکاکی مجسمه‌های بودا اختصاص می‌دهد، در حالی که پروتز خود را حفظ می‌کند تا در آینده به شخص دیگری منتقل شود.

پایان‌بندی Purification: در این حالت، با کمک اما، مراسمی جایگزین انجام می‌شود که در آن سکیرو قربانی می‌شود و کورو از میراث اژد‌ها آزاد می‌گردد. پس از این ماجرا، کورو به همراه اما، پیش از ترک‌اشینا در کنار قبر سکیرو دعا می‌کند.

پایان‌بندی Return: این پایان‌بندی از طریق همکاری با Divine Child of the Rejuvenating برای تکمیل مراسم خاصی ممکن می‌شود که هدف آن بازگرداندن قدرت میراث اژد‌ها به سرزمین زادگاهش در غرب است. جسم کورو از بین خواهد رفت، اما روح او به قلب فرزند الهی منتقل می‌شود. سکیرو در نقش یک شینوبی باقی می‌ماند و همراه فرزند الهی به سوی غرب سفر می‌کند.

7) یک شاهکار هنری دیگر از فرام سافتور

شاهکار دیگری از استودیوی فرام سافتور

داستان بازی Sekiro Shadows Die Twice از لحاظ احساسی لحظات قابل توجهی ارائه می‌دهد که پیوند عمیق میان سکیرو و کودو را به تصویر می‌کشد. با وجود ظاهر سرد هر دو شخصیت، آن‌ها عمق احساسی چشمگیری دارند. سکیرو که گذشته‌ای مبهم و پر از زخم‌های روانی دارد، کودو را همچون فرزندی می‌بیند و بار‌ها برای نجات او از مرگ بازمی‌گردد. رابطه سکیرو با مرشد سابقش، Owl، نیز یکی از نقاط تأثیرگذار داستان است؛ شخصی که در ابتدا نقش پدر و مربی او را ایفا می‌کند اما بعد‌ها به او خیانت می‌کند. نبرد نهایی میان سکیرو و Owl شاید از احساسی‌ترین و سنگین‌ترین لحظات بازی باشد، زیرا قهرمان داستان باید با کسی روبه‌رو شود که هم او را تربیت کرده و هم به شدت به او آسیب رسانده است.

عنصر عرفان و اسطوره در سراسر داستان نیز حضوری پررنگ دارد. مفاهیم تزریق‌شده در روایت همچون خون اژد‌هایی، ارتباط با سرزمین الهی، چرخه‌ی روح و تناسخ نه فقط داستان را عمیق‌تر می‌کنند، بلکه آن را به تجربه‌ای فلسفی تبدیل می‌نمایند. دشمنانی مانند Guardian Ape یا Divine Dragon از نظر طراحی بصری و جایگاه روایی نماد‌هایی از چرخه‌ی زندگی، مرگ، و بازگشت هستند. بازی در نهایت پیام‌هایی در مورد فداکاری، قدرت درونی، و ر‌هایی از حلقه‌های بی‌پایان درد و رنج ارائه می‌دهد. این روایت با ترکیب خطی بودن و پیچیدگی محتوایی، در کنار دیالوگ‌های رمزآلود، طراحی محیط کم‌نظیر، و لحظات سینمایی خیره‌کننده توانسته یکی از قدرتمندترین داستان‌های دنیای بازی‌های ویدئویی را خلق کند.