داستان بازی مدرن وارفر 1 جدید در فضایی مدرن و واقعگرایانه روایت میشود. تمرکز اصلی آن بر روی افسرسازمان سیآیای به نام الکس و تیم نیروهای ویژه اسایاس است که ماموریت دارند محمولهای از گاز شیمیایی خطرناک را به کشور خیالی اورزیکستان منتقل کنند. اما در مسیر، این محموله توسط افراد ناشناس به سرقت میرود و همین رویداد آغازگر چالشهای اصلی بازی میشود. الکس و تیمش برای بازپسگیری محموله تلاش میکنند و با کمک شورشیان اورزیکستان سعی دارند جلوی تهاجم نیروهای روسی به این کشور را بگیرند. در این مقاله از پارسی گیم داستان بازی مدرن وارفر 1 جدید ارائه شده است.
1) Fog of War

در ابتدای داستان، عمر سلیمان معروف به “گرگ” در حال تبلیغ گروه تروریستی القتاله است و تنش در یک ون با حضور افرادی نگران و یک بمبگذار انتحاری در نزدیکی میدان پیکدیلی لندن به اوج میرسد. داستان 24 ساعت قبل از این رویداد در شهری خیالی به نام وردانسک آغاز میشود. دو بالگرد UH-60 Blackhawk به منطقه نزدیک میشوند و الکس، مامور سیا، گزارش خود را به کلنل نوریس از تفنگداران دریایی ایالات متحده ارائه میدهد. نوریس فرمان آغاز عملیات را صادر میکند و کیت لازول از سیا خبر میدهد که ژنرال رومان بارکوف از روسیه گاز کلرین را برای انتقال به ارزیکستان ذخیره کرده است. ماموریت الکس شامل شناسایی انبار گاز و تجهیزات بارکوف و خروج امن از منطقه بدون درگیری با ارتش روسیه است.
الکس و تیمش پس از پیاده شدن از بالگرد، دو نگهبان را بیصدا از میان برمیدارند و انبار را بررسی میکنند. پس از درخواست پشتیبانی هوایی و تایید نهایی، انبار بمباران میشود. تیم به مقر روسها نفوذ میکند، اما در حین خروج با مزدوران درگیر شده و سرجوخه دیویس کشته میشود. الکس مهاجمان را دفع کرده و با بازماندگان عقبنشینی میکند. مشخص میشود که دشمنان از نیروهای ویژه اسپتناز روسیه هستند و لازول دستور ادامه ماموریت را میدهد. در بندرگاه، الکس گاز کلرین را در کانتینرها مشاهده میکند، اما انفجار یک کامیون باعث واژگونی خودروی آنها میشود.
الکس به هوش آمده و با صحنه کشته شدن اعضای تیمش مواجه میشود و درخواست کمک فوری میکند. لازول به کلنل نوریس اطلاع میدهد که شرایط تغییر کرده و ادامه ماموریت ممکن نیست. در این میان ژنرال لاینز وارد شده و شرایط بحرانی را شرح میدهد. لازول با کاپیتان پرایس تماس گرفته و هشدار میدهد که احتمال حمله تروریستی به شهرهای بزرگی مانند پاریس، نیویورک یا لندن وجود دارد.
2) Piccadilly

در لندن، گروهبان کایل گریک و تیمش در ترافیک گیر کردهاند، جایی که فرمانده ریون درباره تهدید تروریستی هشدار میدهد. با شناسایی یک وانت مشکوک توسط بروک، گریک موضوع را گزارش میدهد. ریون دستور میدهد تا زمان وقوع حمله، دخالتی نکنند، اما یکی از تروریستها متوجه تیم شده که بروک او را مهار میکند. سرنشینان وانت همکاری نمیکنند و راننده بمب را منفجر میکند، موج انفجار تیم را بر زمین می اندازد.
کراولی هشدار میدهد که یکی از تروریستها به سمت بروک شلیک میکند. گریک درخواست کمک میفرستد و با نیروهای القتاله در پیکدیلی سرکس مواجه میشود. او به ساختمانی میرسد که گروگانها در آن نگه داشته شدهاند. هنگام درگیری، کاپیتان پرایس او را نجات داده و به طبقه دوم همراهی میکند، جایی که یک گروگان با جلیقه انفجاری درخواست کمک دارد.
با قفل بودن جلیقه و شمارش معکوس بمب، پرایس تصمیم میگیرد گروگان را از طبقه دوم پرت کند. پس از انفجار، او ساختمان را از گروگانها تخلیه کرده و پلیس منطقه را ایمن میکند. گریک از رعایت قوانین درگیری و پیامدهای آن ابراز ناامیدی کرده و اطلاعاتش درباره گروه تروریستی را بیان میکند. پرایس از او میخواهد همراهش شود، اما ناگهان تلفن ریون زنگ میزند.
3) Embedded

گروه القتاله مسئولیت حمله لندن را پذیرفته است و الکس تلاش دارد سلاحهای شیمیایی ربودهشده را در ارزیکستان پیدا کند. پرایس معتقد است که همکاری با نیروهای آزادیخواه ارزیکستان برای موفقیت در این مأموریت ضروری است، بنابراین با فرح کریم، رهبر این گروه، تماس میگیرد. در ملاقاتشان، فرح از الکس میپرسد که آیا پیام پرایس را دریافت کرده است. الکس توضیح میدهد که 48 ساعت پیش یک محموله گاز روسی دزدیده شده و او به کمک نیاز دارد. فرح موافقت خود را منوط به همکاری الکس در مبارزه با اشغالگری روسها اعلام میکند. الکس پذیرفته و وارد تونلها میشود.
فرح با در اختیار داشتن اطلاعاتی درباره فرماندهان ارتش روسیه تصمیم میگیرد با ایجاد چند انفجار، حواس تیمهای امنیتی پایگاه هوایی را پرت کند تا شرایط برای شبیخون فراهم شود. او و الکس مواد منفجره را از حدیر گرفته و به سمت پایگاه حرکت میکنند. فرح همچنین اعتماد زیادی به طریق، مأمور تازهوارد سیا، دارد. آنها لباسهای کارگری میپوشند و در مسیر پیادهروی، فرح یکی از سربازان روسی را از میان برمیدارد. سپس الکس مواد منفجره را در محل فرود دو بالگرد قرار داده و با منفجر کردن آنها، عملیات شروع میشود. اما پس از هجوم نیروهای روسی، مجبور به عقبنشینی شده و به تونلها بازمیگردند. در کمال ناباوری، آنها با جسد طریق مواجه میشوند.
4) Proxy War

گروه آزادیخواه با استفاده از هواگردهای کنترل از راه دور به پایگاه هوایی روسها حمله کرده و بالگردهای آنان را هدف قرار میدهد. در ابتدا، نگهبانان غافلگیر میشوند، اما ارتش روسیه پس از تسلط، ضربات سنگینی وارد میکند. هدف اصلی، تصرف دو زرادخانه نزدیک ورودی و باند فرود است. حمله موفقیتآمیز است، اما با ورود نیروهای بارکوف و بالگردهایشان شرایط پیچیده میشود.
5) Clean House

کاپیتان پرایس و کایل گریک همراه تیم نیروی هوایی بریتانیا برای پاکسازی ساختمانی مرتبط با القاعده و برنامهریزی حمله تروریستی لندن عمل میکنند. تیم نیمهشب وارد ساختمان شده و پس از حذف تهدیدها، با زنها و کودکانی روبهرو میشوند. در طبقه آخر، زنی در حال ارتباط با القاعده قصد برداشتن چاشنی انفجاری را دارد و کشته میشود. اطلاعات لپتاپ او نشاندهنده حضور عمر سلیمان در بیمارستانی در ارزیکستان است.
6) Hunting Party

لزول اطلاعات حیاتی لپتاپی درباره ارتباطات بیمارستان ارزیکستان و فعالیتهای تروریستی را گزارش میدهد. نیروی زمینی آمریکا کمک میکند و مأموریت الکس دستگیری سلیمان برای بازجویی درباره گازهای شیمیایی روسی است. هنگام سیگار کشیدن فرح، یکی از اعضای گروهش خبر تیراندازی در بیمارستان میدهد و تأیید میکند که القتاله از غیرنظامیان بهعنوان سپر انسانی استفاده میکند. فرح خواستار مجازات سلیمان برای استفاده از سلاحهای شیمیایی است. الکس گرگ را برای تحویل به کاپیتان پرایس به سفارت آمریکا میبَرَد.
صبح روز بعد با ورود تفنگداران، فرح و حدیر ادامه میدهند. درگیری با نیروهای القتاله باعث انفجار تجهیزات آمریکایی میشود. الکس و گروهش به بیمارستان نزدیک شده و پس از مقابله با نیروهای القتاله، دوربینی به اتاق سلیمان ارسال میکنند. آنها گرگ را میبینند که آماده اعدام سه سرباز است. نهایتاً، الکس و گریگز وارد اتاق میشوند، نیروهای القتاله را از پا درآورده و سلیمان را دستگیر میکنند تا او را به سفارت ببرند.
7) The Embassy

پس از دستگیری گرگ، زیردست او، معروف به “قصاب”، نیروهای القتاله را تحریک کرده و سفارت را محاصره میکند تا آزادی او را طلب کند. گرگ پیشبینی میکند که افرادش بهزودی وارد سفارت خواهند شد. در این میان، الکس، فرح و حدیر او را به اتاق امن زیرزمین منتقل میکنند. پرایس و گریک تلاش میکنند از طریق بالگرد به سفارت برسند، اما در مسیر با حمله آرپیجی مواجه میشوند. در زیرزمین، تیم با قصاب روبهرو میشود که برای ورود به ساختمان به کشتن غیرنظامیان، حتی یک کودک، دستزده است. پرایس اصرار دارد که قصاب در آینده باید دستگیر شود.
پس از مقابله با نیروهای القتاله، تیم موفق میشود فرح، الکس و حدیر را پیدا کند. پرایس مسئولیت هدایت سفیر آمریکا را به گریک واگذار میکند، اما سفیر کشته میشود. بر همین اساس، حالا باید استیوی دیویدسون به مکان امن انتقال داده شود. تیم موفق به فرار از سفارت شده و گرگ را به اتاق امن میبرد. پرایس درخواست پشتیبانی هوایی کرده و با کمک خمپارههای نوری نیروهای القتاله را هدف قرار میدهد. با این حال، مهاجمان با برتری عددی به محوطه ساختمان نفوذ میکنند. در نهایت، پرایس دستور عقبنشینی به مقر سفیر را میدهد، اما نیروهای دشمن از دیوارها عبور کرده و اوضاع همچنان بحرانی است.
8) Highway of Death

هنگام تصرف شهر، تیم به دو گروه تقسیم میشود: پرایس و گروهش به مقابله با گروهکها میپردازند، در حالی که الکس، فرح و حدیر برای دستگیری دوباره گرگ کمین میکنند. الکس با سلاح اسنایپر از 600 متری، القتاله را عقب میراند، اما نیروهای روسی وارد میشوند. او مسیرها را مختل کرده و روسها را عقب مینشاند. سپس معلوم میشود که حدیر گازهای شیمیایی را ربوده و علیه نیروهای بارکوف و روسیه استفاده کرده است. داستان به 20 سال قبل برمیگردد.
9) Hometown

داستان Call of Duty Modern Warfare از سال 1999 شروع میشود. فرح در ارزیکستان زیر آوار ناشی از تخریب به دستور بارکوف، جسد مادرش را میبیند. گروه نجات او را بیرون میآورد، اما پدرش والد نگران یافتن حدیر است. در مسیر، دوستی به آنها درباره تهدید نیروهای بارکوف هشدار میدهد، اما والد همچنان به دنبال پسرش میماند. نزدیکی خانهشان، روسها گاز سمی شلیک کرده و والد ماسک گاز به فرح و حدیر میدهد.
سربازی وارد خانه شده و پس از درگیری، والد زخمی و کشته میشود. فرح و حدیر سرباز دیگری را میکشند و با ماسک فرار میکنند. آنها سربازان محافظ کامیونی را از میان برداشته و حدیر رانندگی میکند، اما ژنرال بارکوف سر رسیده و فرح را تحقیر میکند. بعدها، الکس و فرح که از گاز آسیب دیدهاند، با پرایس و گریک بهبود مییابند. فرح عصبانی از حدیر به خاطر استفاده از سلاح شیمیایی است، در حالی که پرایس اعلام میکند هیچ اثری از حدیر نیست.
10) The Wolf’s Den

پرایس و تیمش به دنبال حدیر، مسئول گازهای روسی، هستند. الکس متوجه میشود که حدیر همکاری نمیکند، و فرح برای یافتن برادرش به تیم ملحق میشود. لزول نگرانی خود را از جنگ با روسیه بیان میکند و اشاره دارد که حدیر با قصاب و گرگ ارتباط دارد. با یافتن خودروی حدیر در پایگاه گرگ، مشخص میشود او گازها را در اختیار دارد. تیم برای حمله به مقر گرگ برنامهریزی میکند.
در نیمهشب، نیروهای ویژه و سیا به مقر میرسند. گروهبان گریک چندین عضو القتاله را حذف میکند. عملیات پاکسازی طبقات ادامه دارد، اما حدیر و گرگ پیدا نمیشوند. تیم به رهبری کاپیتان پرایس در طبقه اول ملاقات کرده و پی میبرند گرگ در زیرزمین مخفی شده است. کایل تونلی را نزدیک چایخانه پیدا میکند و الکس و فرح به او ملحق میشوند.
انفجاری باعث جدا شدن الکس و فرح و قطع ارتباط رادیویی میشود. الکس صدای گرگ را که درباره درگیریهای جهان غرب صحبت میکند، میشنود. آنها به اتاق گرگ رسیده و متوجه جلیقه انفجاری او میشوند. قبل از اقدام گرگ، یکی از اعضای تیم با شلیک جلیقه را خنثی میکند. فرح از طریق تبلت دستوراتی برای خنثی کردن بمب به الکس میدهد؛ او موفق به قطع سیمها و خاموش کردن بمب میشود. سپس موفقیت عملیات را به تیم اطلاع داده و همراه فرح و جسد گرگ به سطح زمین بازمیگردند.
11) Captive

در سال 2009، در تبراک ازبکستان، فرح کریم در سلول انفرادی زندانی است و صدای خواهرش، حدیر، را میشنود که کلیدی را به سمت او پرتاب میکند. ژنرال بارکوف وارد میشود و برخورد طعنهآمیز حدیر باعث انتقال فرح به انبار میگردد. بارکوف تلاش میکند روحیه فرح را شکست دهد و او را به اتاق بازجویی میبرد. در آنجا، فرح باید به پرسش بارکوف درباره «فرمانده کریم» پاسخ دهد و چهار گزینه پیش روی او قرار دارد: بیان حقیقت، توهین به بارکوف، دروغ گفتن درباره مرگ کریم، یا سکوت.
بارکوف با تهدید به قتل آزاده، یکی از همرزمان فرح، او را به اعتراف وادار میکند. پس از شکنجه، فرح در سلول خود به هوش میآید، در حالی که بارکوف خشمگین شده و ظرف غذای او را به دیوار پرتاب میکند. او درباره کلید حدیر از فرح بازخواست کرده و سپس او را خفه میکند، ضمن اینکه ارزیکستان را بهعنوان محلی برای فعالیتهای تروریستی معرفی مینماید.
12) Old Comrades

کیت لزول و جان پرایس برای توقف نقشه حمله حدیر به روسیه با سلاحهای شیمیایی، برنامهریزی میکنند. آنها به سنپترزبورگ رفته، قصاب را دستگیر کرده و محل اختفای حدیر را جستجو میکنند. همراه با نیکولای، مامور امنیتی روسیه، سلاح میگیرند و پس از تعقیبوگریز، قصاب را مهار میکنند. پرایس و گریک، همراه با یگور، بازجویی را آغاز میکنند. وقتی نتیجه نمیگیرند، نیکولای از آمپول حقیقت استفاده میکند و خانواده قصاب را وارد بازجویی میکند.
گریک تصمیم میگیرد حضور داشته باشد یا خیر. در نهایت، پرایس اطلاعاتی درباره محل گازها از قصاب میگیرد که ادعا دارد در سالن تئاتر کارتکا است. پرایس بین اعتماد و شک موازنه برقرار کرده و وضعیت خانوادگی قصاب را بررسی میکند. گریک تصمیم نهایی درباره زنده نگهداشتن یا شکنجه او را میگیرد. پس از پایان بازجویی، پرایس به گریک اهمیت تمیز دادن مرز ظریف میان درست و نادرست را یادآوری میکند.
13) Going Dark

این بخش از داستان بازی مدرن وارفر 1 جدید از لحاظ روایت چندان عمیق به نظر نمیرسد، اما به عنوان مرحلهای باز و متفاوت شهرت دارد. حدیر از لانه گرگ فرار میکند و در تلاش است تا بارکوف را از میان بردارد. در جریان حمله به محل بارکوف، تعدادی از افراد او گروگان گرفته میشوند. پرایس و گریک به منطقه نفوذ کرده و نیروهای القتاله را از بین میبرند. آنها سه گروگان را مورد بازجویی قرار داده و یکی از آنها اطلاعاتی درباره حدیر ارائه میدهد. پس از یک تعقیب و گریز، حدیر نزد لزول فرستاده میشود تا به روسیه تحویل داده شود، اما پرایس تصمیم میگیرد اطلاعات را نزد خود حفظ کند.
14) Into the Furnace

پرایس و گریک به ارزیکستان بازمیگردند تا از فرح کمک بگیرند و او را از نقشه حدیر برای نابودی کارخانه بارکوف مطلع کنند. در ابتدا، فرح با این نقشه مخالفت میکند، اما پس از دریافت اطلاعات بیشتر، تصمیم میگیرد به تیم ملحق شود. آنها به سمت کارخانه حرکت میکنند، اما در طول مسیر با چالشهای مختلفی مواجه شده و پشتیبانی هوایی خود را نیز از دست میدهند. در داخل کارخانه، الکس و فرح با تمام توان تلاش میکنند تا به نیکولای برسند. نیکولای، بارکوف را لکه ننگی برای کشورش میخواند. گروه برای قرار دادن بمبها پیشروی میکند، اما چاشنی بمب عملکرد صحیحی ندارد. در این وضعیت، الکس با قاطعیت فرح را متقاعد میکند که جان او اهمیت کمتری دارد و حاضر میشود مسئولیت انفجار بمبها را بر عهده گیرد. او سرانجام وارد کوره کارخانه میشود و فرح به سمت بارکوف پیش میرود.
در همین حال، پرایس و گریک با مقاومت شدید نیروهای بارکوف مواجه میشوند. گریک موفق به نصب یک بمب در کارخانه میشود. همزمان، بارکوف که سعی دارد با بالگرد با مسکو ارتباط برقرار کند، با حمله فرح روبهرو میشود. فرح با نفوذ به داخل بالگرد، بارکوف را زخمی کرده و انتقام مردم خود را از او میگیرد. درنهایت، بارکوف کشته شده و به پایین پرتاب میشود. پس از مرگ او، الکس بمبها را منفجر کرده و نیکولای همراه فرح به ارزیکستان بازمیگردند.
15) پایان داستان بازی مدرن وارفر 1

در کاتسین پایانی داستان بازی مدرن وارفر 1 جدید، لزول و پرایس در یک چایخانه درباره تهدید تازهای که به دلیل ادغام القتاله با دو گروه تروریستی Ultranationalists و OpFor به وجود آمده، گفتگو میکنند. مدیریت این گروه جدید بر عهده ویکتور زاخاییف است. پرایس برای مقابله با آنها تصمیم میگیرد اعضای منتخب خود را گرد هم آورد: Soap، کایک گریک (Gaz) و سایمون رایلی. این تیم جدید با نام Task Force 141 شناخته میشود.
سوالات متداول در رابطه با این محتوا
دیدگاه کاربران
تعداد دیدگاه کاربران: 0 دیدگاه