بازی اسپایدرمن 2 دنبالهای مستقیم بر عنوان موفق 2018 است و به اسپینآف مایلز مورالز نیز مرتبط میشود. در این قسمت، پیتر پارکر و مایلز مورالز در مرحلهای جدید از زندگی خود تلاش میکنند وظایفشان را بهعنوان محافظان نیویورک مدیریت کنند. هری آزبورن سلامتیاش را بازیافته و مایلز برای آیندهای تازه پس از دبیرستان برنامهریزی میکند. اما ظهور سیمبیوتی که شهر و عزیزانشان را تهدید میکند، رابطه و مبارزات آنها را با چالشی بزرگ روبهرو میسازد.در این مقاله پارسی گیم داستان بازی اسپایدرمن 2 به طور کامل توضیح داده می شود؛ پس با ما همراه باشید.
1) خلاصه ای از شروع داستان بازی اسپایدرمن 2

داستان بازی اسپایدرمن 2 با روایت تلاشهای پیتر و مایلز آغاز میشود، جایی که هر دو به دنبال یافتن جایگاه خود در زندگی شخصی و فراتر از نقش مرد عنکبوتی هستند. پیتر از ناتوانی در حفظ شغل ثابت ناامید است و مایلز نیز با تصمیمات مهمی همچون ورود به دانشگاه روبهرو است. در یکی از مأموریتها، این دو موفق به متوقف کردن حمله مرد شنی میشوند. پس از آن، پیتر به خانه بازمیگردد تا زمان خود را در کنار مری جین بگذراند.
همزمان، هری آزبورن، دوست قدیمی پیتر و پسر نورمن آزبورن، مجدداً به زندگی او وارد میشود. هری که با بیماری شدیدی دستوپنجه نرم میکند، به کمک دکتر کانرز درمانی را در قالب یک لباس پیشرفته پیدا کرده است. او همچنین خبر از راهاندازی بنیاد امیلی-می میدهد، مرکزی تحقیقاتی که به یاد عمه می و مادرش، امیلی آزبورن، نامگذاری شده و هدف آن بهبود شرایط جهان است. پیتر تصمیم میگیرد به عنوان یکی از بنیانگذاران به این پروژه بپیوندد.
در همین مقطع، شخصیت کریون شکارچی وارد نیویورک میشود. حضور ابرقهرمانان و تبهکاران در این شهر او را تحت تأثیر قرار میدهد و او دست به اقدامی بزرگ میزند؛ آزاد کردن تعدادی از خطرناکترین تبهکاران از زندان، از جمله مارتین لی، ملقب به مستر نگاتیو که در قسمت نخست بازی دشمن اصلی بود. این ماجرا مایلز را بر آن میدارد تا به فکر گرفتن انتقام پدرش از مارتین لی باشد.
در ادامه داستان بازی اسپایدرمن 2 مشخص میشود که کریون به دلیل ابتلا به سرطان در آستانه مرگ قرار دارد، اما نمیخواهد سرنوشت تلخ خود را بپذیرد. او تصمیم میگیرد جانشینی شایسته بیابد؛ فردی که نهتنها بتواند در مبارزات در کنار او باشد، بلکه میراث او را نیز حفظ کند.
کریون و شکارچیانش به جزیره کانی آیلند حمله میکنند و این تهاجم خسارات بسیاری به شهروندان وارد میکند. پیتر درمییابد که مقابله با این تهدید از تواناییهای او خارج است. در همین زمان، لباس پیشرفته هری آزبورن نمایان میشود؛ لباسی مشکی و سفید با طراحی منحصربهفرد که از مادهای مشابه نفت و پیچکهایی خاص تشکیل شده است. با همکاری هری و پیتر، این دو موفق به نجات جزیره و پایان دادن به بحران میشوند.
پس از حادثهای که رخ داد، پیتر و هری تصمیم گرفتند در قالب دو ابرقهرمان برای مبارزه با شرارتها به یکدیگر بپیوندند. اما همکاریشان دوام زیادی نداشت و مشکلات خیلی زود پدیدار شد. در جریان جستجوی کریون، آنها بالاخره با او روبرو شدند، اما نتیجه نبرد برخلاف انتظارشان رقم خورد؛ کریون موفق شد آنها را شکست دهد. این مبارزه با زخمی عمیق که پیتر متحمل شد و حتی مرگ موقت او پایان یافت. با این حال، لباس مخصوص هری وارد عمل شد و جان پیتر را نجات داد، دوباره شعله امید را روشن کرد.
در ادامه، پیتر تلاش میکند به هر شکل ممکن لباس را به صاحب اصلیاش، یعنی هری، بازگرداند. اما راه انجام این کار برایش روشن نبود. پیش از اینکه موفق به انجام این کار شود، کریون سم مارمولک خفته را به بدن دکتر کانرز تزریق کرد. پیتر با بهرهگیری از قدرت لباس هری توانست این مارمولک غولپیکر را شکست دهد و به قدرت بینظیر لباس پی برد. اما پس از مدتی رفتارهای عجیب، گستاخانه و پرخاشگرانه در او پدیدار شد؛ خشمی که روزبهروز بیشتر او را تحت تاثیر قرار میداد.
پیتر کمکم از تصمیم اولیهاش درباره بازگرداندن لباس به هری فاصله گرفت، حتی وقتی که هری به او گفت بدون این لباس قادر به ادامه زندگی نیست. این تغییر رفتار نهایتاً به حمله شدید به مایلز و مریجین ختم شد؛ موضوعی که پیامدهای تلخی به همراه داشت. کریون از این فرصت استفاده کرد و مایلز را ربود، او را مجبور ساخت تا با مستر نگاتیو روبرو شود. مستر نگاتیو نیز توانست به ذهن مایلز نفوذ کند و اطلاعاتی درباره گذشتهاش به دست آورد.
با تلاشهای مایلز، در نهایت موفق شد مارتین لی را نجات دهد و او را از معرکه خارج کند. همچنین به او توصیه کرد برای حل مشکلات باقیمانده از مرد عنکبوتی کمک بگیرد. در همین حین، پیتر با حسرت و ناراحتی موقعیت مایلز را شناسایی کرده و به سمت او حرکت کرد. زمانی که با کریون روبرو شدند، نبرد به سرعت به مبارزه بین مایلز و پیتر تبدیل شد. پیتر باور داشت که مایلز قصد دارد لباس قدرتمند را برای خودش نگه دارد. پس از یک نبرد سخت و نفسگیر، مایلز با بهره گیری از تواناییهای خود و صدای زنگ، موفق شد پیتر را متقاعد کند تا لباس را از بدن خود جدا کند و اثرات ویروس خطرناک را دفع نماید.
2) ورود غیر منتظره ونوم به داستان؛ دیروز دوست امروز آشنا!

پس از جدا شدن پیتر از سیمبیوت (مادهای که لباس هری را تشکیل داده است)، او نمونهای از آن را نزد دکتر کانرز میبرد تا ترکیب آن را بررسی کنند. اما وقتی به آزمایشگاه میرسند، با هری مواجه میشوند که در حال مرگ است. هری پیتر را متهم میکند که با انتقال سیمبیوت به او، از درمانش خودداری کرده است. در این میان، سیمبیوت، که در محفظه قرار داشته، موفق میشود از آن فرار کرده و بار دیگر با بدن هری ادغام شود. به همین ترتیب، هری به نسخه کلاسیک ونوم تبدیل شده و پس از غلبه آسان بر پیتر، به سمت شرکت آزکورپ حرکت میکند (در این بخش، کنترل ونوم در اختیار بازیکن قرار میگیرد). پس از حمله به آزکورپ، ونوم به میدان تایمز میرود و روند تخریب شهر را ادامه میدهد.
در ادامه داستان بازی اسپایدرمن 2، کریون وارد ماجرا میشود. او اکنون مطمئن است که حریف واقعی خود را یافته؛ کسی که میتواند مرگی را که از مدتها به دنبال آن بوده است به او هدیه کند. ونوم در نبردی نفسگیر بر کریون غلبه میکند و کریون پس از شکست، از سیمبیوت تشکر میکند. در پایان نبرد، ونوم سر کریون را گاز گرفته و او را میکشد. پس از این واقعه، هری دچار عذاب وجدان شدید شده و به مزار مادرش پناه میبرد تا از او راهنمایی بگیرد. اما در همین لحظه، سیمبیوت که توانایی تقلید صدا را دارد، با سوءاستفاده از صدای مادر هری، او را فریب میدهد و به باور میرساند که با ایجاد دنیایی جدید از سیمبیوتها، میتواند کل دنیا را نجات دهد.
3) تلاش برای نجات پیتر پارکر

پیتر درمییابد که ونوم در حال تبدیل تمام شهروندان به سیمبیوتها است. هنگامی که به خانه بازمیگردد، مری جین را میبیند که با هری تماس ویدیویی برقرار کرده است. پس از مشاجرهای مختصر با هری، پیتر با وحشت مشاهده میکند که ونوم سیمبیوتی را به بدن مری جین متصل کرده و او را به یکی از شرورهای مارول، یعنی اسکریم، تبدیل میکند.
پیتر پس از نبردی نسبتاً طولانی موفق میشود مری جین را نجات دهد. سپس به تعقیب ونوم میپردازد و در نهایت او را در یک بانک پیدا میکند. پیتر و مایلز تلاش میکنند تا سیمبیوتهای دشمن را شکست دهند، اما به دلیل تعداد زیاد آنها موفق نمیشوند. در این میان، اثرات باقیمانده سیمبیوت در پیتر آشکار میشود. در همین زمان، مارتین لی وارد میشود و تصمیم میگیرد با ورود به ذهن پیتر علت آلودگی را شناسایی کند تا مایلز بتواند عامل آن را از بین ببرد.
وقتی مارتین لی و مایلز به ذهن پیتر وارد میشوند، با چندین شرور از گذشته هری مواجه شده و در نهایت منبع آلودگی را شناسایی میکنند. لی درمییابد که برای نجات پیتر باید تمامی قدرت خود را به سیمبیوت منتقل کند. او این کار را انجام میدهد، در حالی که مایلز مقابل مهاجمان سیمبیوت مبارزه میکند. نهایتاً آنها موفق به نجات پیتر میشوند. انتقال قدرتهای لی باعث میشود سیمبیوت درون پیتر پارکر به نیرویی ضد ونوم تبدیل شود و لباس سفید سیمبیوت را برای او فراهم آورد.
پس از این رویداد، مارتین لی بدون قدرت محل را ترک کرده و قول میدهد که مسیر نیکی را پیش بگیرد. پیتر سپس رد ونوم را تا آزمایشگاه آسکورپ دنبال میکند، جایی که شهابسنگی پیدا میکند که همراه با سیمبیوت به زمین آمده و منبع اصلی قدرت آن است. این کشف باعث میشود ونوم نسبت به حضور این سنگ در آزمایشگاه حساس شده و با نورمن آزبورن روبرو شود.
نورمن از ونوم درخواست میکند که پسرش را به او بازگرداند، اما ونوم پاسخ میدهد: ما پسر تو هستیم! سپس توضیح میدهد که اکنون قویتر و قدرتمندتر شده است، همان چیزی که نورمن همیشه برای پسرش آرزو داشت. پیتر برای نجات نورمن وارد صحنه میشود. در این میان، ونوم هر دو قطعه شهابسنگ را پیش از فرار جمعآوری کرده و آنها را به هم متصل میکند. دکتر کانرز اعلام میکند که هنوز راهی برای متوقف کردن ونوم وجود دارد، اما این کار نیازمند کشته شدن هری است. نورمن نیز از پیتر درخواست میکند که به هر قیمتی پسرش را از دست ونوم و سیمبیوت نجات دهد.
4) علاج دنیا؛ معجزه یا توهم!

داستان بازی اسپایدرمن 2 به این شکل پیش میرود که سیمبیوت ونوم تمام نیویورک را تحت سلطه خود درآورده و ریشههای عظیمی در آسمان شهر ظاهر شدهاند. پیتر پس از تلاشهای بیوقفه برای نجات مردم موفق به کشف محل مخفی شدن ونوم میشود. مایلز از او میخواهد کمی صبر کند تا با یکدیگر به لانه ونوم بروند، زیرا هیلی در معرض خطر است. بااینحال، پیتر میفهمد که نمیتواند منتظر بماند و به تنهایی به محل ونوم نفوذ میکند. او در میان انبوه سیمبیوتها قرار میگیرد، اما دلیرانه با آنها مقابله کرده و خود را به حضور ونوم میرساند.
در مواجهه با ونوم، او از پیتر درخواست کمک میکند و میگوید به یاریاش نیاز دارد. ونوم همچنین اعلام میکند که قصد دارد پیش از انتقال یک رویا به پیتر، چیزی را نشانش دهد. هری توضیح میدهد که اکنون پس از تسلط سیمبیوتها بر جهان کاملاً تغییر کرده و باور دارد که این قدرت میتواند به نفع همه باشد. ونوم موقعیت شهابسنگها را به پیتر نشان میدهد و در همین حین، مایلز موفق میشود با شکافتن سقف، مسیری برای فرار هر دوی آنها ایجاد کند.
پس از این رویداد، پیتر، مایلز و مری جین در خانه پیتر گرد هم میآیند تا نقشهای برای بازپخش شهابسنگها و شکست ونوم طراحی کنند. پیتر هشدار میدهد که ونوم او را تعقیب خواهد کرد، درحالیکه مایلز درگیر جنگ با سیمبیوتها میشود و مری جین شهابسنگ را سرقت میکند. در نهایت، آنها تصمیم میگیرند شهابسنگ را به شتابدهنده بنیاد امیلی-می منتقل کنند تا آن را با استفاده از این ابزار نابود کنند.
5) نبرد نهایی و پایان کابوس

هر سه نفر به پارک نیویورک میرسند، جایی که شهابسنگ در آن مخفی شده است. مری جین علیرغم مواجهه با سیمبیوتها موفق میشود شهابسنگ را بدزدد. مایلز نیز در نبرد با سیمبیوتها به او کمک کرده و در نهایت هر دو همراه با مری جین از لانه سیمبیوت فرار میکنند. در همین حال، ونوم به سراغ پیتر پارکر رفته و او را به مدرسه قدیمیاش میبرد، جایی که هری معلق در هوا دیده میشود.
در آنجا، پیتر و ونوم با یکدیگر درگیر میشوند و در حین نبرد، درباره دوستیشان با هم صحبت میکنند. پس از یک مبارزه طولانی، ونوم پیتر را اسیر کرده و او را در چنگ خود میگیرد. پیتر که به علت فشارهای ونوم در حال خفگی است، میگوید که اهمیتی ندارد چه اتفاقی بیفتد، چون او هرگز نمیخواهد دنیا را همراه ونوم نجات دهد. این جمله ونوم را متوجه دزدیده شدن شهابسنگ میکند. او با کمک بالهای خفاشمانند که به طور ناگهانی بر پشتش ظاهر میشوند، به همراه پیتر پرواز کرده تا شهابسنگ را بازگرداند.
همزمان، مایلز و مری جین به بنیاد امیلی-می میرسند تا شهابسنگ را نابود کنند. اما به محض ورود به آزمایشگاه، ونوم نیز از راه رسیده و پیتر بیهوش را که در چنگ خود دارد، به نمایش میگذارد. مایلز مبارزهای طولانی با ونوم شروع میکند و پس از مدتی پیتر به هوش آمده و او نیز وارد نبرد میشود. آنها همراه هم در آسمان با ونوم مبارزه میکنند و در نهایت موفق میشوند او را شکست دهند. مایلز شهابسنگ را سریعاً در شتابدهنده قرار داده تا آن را نابود کند، در حالی که پیتر همچنان مشغول مبارزه با ونوم است.
پیتر چندین بار موفق میشود از سد سیمبیوت ونوم عبور کرده و خود را به هری برساند. هری از پیتر میخواهد که کار را تمام کند. میان آن دو نبردی درونی اتفاق میافتد تا اینکه هری سرانجام سیمبیوت را از سینهاش کنار زده و با فریادی به پیتر میگوید “همین حالا انجامش بده!”. پیتر از قدرت ضد ونوم خود استفاده کرده و تواناییهای ونوم را خنثی میکند. پس از یک نبرد سخت، سیمبیوت از بین میرود. پیتر به هری اطمینان میدهد که دوستش دارد، درست قبل از آنکه هری به نظر برسد جانش را از دست داده باشد. همزمان با خاموش شدن شتابدهنده و نابودی شهابسنگ، اثرات سیمبیوت نیز در آسمان شهر محو شده و از بین میرود.
پیتر با ناراحتی به سوی هری رفته و ابراز تأسف میکند. مایلز نیز از راه رسیده و تلاش دارد با استفاده از الکتریسیته لباسش، هری را احیا کند. او برای چند ثانیه موفق به این کار شده و هری بیدار میشود، اما نبض او همچنان ضعیف بوده و دوباره بیهوش میشود. پیتر هری را بیرون آورده و نورمن آزبورن که کنار آمبولانس منتظر ایستاده، به سمت آنان میآید. مایلز و پیتر هری را روی برانکارد قرار داده و نورمن با صدایی بلند از آنها میپرسد “چه کردهاید؟!” پیتر تنها سکوت کرده و آرام زیر لب عذرخواهی میکند. نورمن آزبورن همراه پسرش به سرعت با آمبولانس راهی بیمارستان میشود.
6) ونوم شکست می خورد؛ آیا این پایان همه چیز است؟

مدتی بعد، هری را میبینیم که روی تختی در خانه آزبورن دراز کشیده است. مشخص میشود که او به کما رفته و شانس بازگشتش بسیار کم است. نورمن از پزشک خواهش میکند که پسرش را نجات دهد. او با عصبانیت عصایی را که برای هری خریده بود برمیدارد و وسایل اتاق را در اوج خشم خرد میکند. در این لحظه، پیتر و مری جین به آرامی از اتاق خارج میشوند، در حالی که نورمن همچنان مشغول تخریب است.
پس از پایان طغیان نورمن، او با کسی تماس گرفته و درخواست میکند سرم G را آماده کنند. در سوی دیگر، مری جین ضبط یک پادکست جدید را به اتمام میرساند و در کنار آن نامهای مینویسد که از زندگی در کنار پیتر حکایت دارد. پس از پایان کارش، متوجه میشود که پیتر در آشپزخانه مشغول درست کردن غذا برای مایلز، مادرش، گنکه و هایلی است.
پیتر سپس مری جین را بیرون میبرد و گاراژ خانه را نشانش میدهد؛ جایی که او در حال راهاندازی دوباره بنیاد امیلی-می است. در همین زمان، او هشداری روی تلفن همراهش دریافت میکند که به مشکلی مربوط به مرد عنکبوتی اشاره دارد. مری جین میپرسد که آیا این موضوع را به مایلز اطلاع داده است؟ پیتر شروع به توضیح میکند، اما مایلز سر صحبت را قطع کرده و اعلام میکند که خودش همه چیز را مدیریت خواهد کرد.
مایلز با اطمینان به پیتر میگوید که بهتر است فعلاً او فقط روی زندگیاش به عنوان پیتر پارکر تمرکز کند، و خودش نقشش را به عنوان مرد عنکبوتی ادامه میدهد. او اضافه میکند که شاید در آینده به کمکش نیاز داشته باشد. پیتر نیز تضمین میدهد که همیشه در کنار او خواهد بود. مایلز با تار زدن دور میشود و پیتر را که اکنون وارد بازنشستگی شده، پشت سر میگذارد. حالا پیتر این فرصت را دارد تا زندگی تازهای را همراه با مری جین آغاز کند. اینجا داستان اسپایدرمن 2 پایان مییابد.
سوالات متداول در رابطه با این محتوا

دیدگاه کاربران
تعداد دیدگاه کاربران: 2 دیدگاهمحمد
سلام
چرا کسی تاکنون نظر نگذاشته
پارسی گیم در پاسخ به محمد
سلام سلطان شما اولین نفر شدید تبریک میگم🤝