در دهههای اخیر، بازی های شوتر اول شخص همواره پرطرفدارترین ژانر صنعت ویدیو گیم بودهاند. از زمان عرضه اولین نسخه ولفنشتاین و Doom تا همین امروز، گیمرها اشتهای سیری ناپذیری برای تجربه عناوین FPS داشتهاند. همین باعث شده تا بسیاری از بزرگترین و پرطرفدارترین IPهای صنعت گیم، در همین ژانر باشند. هر ساله شاهد انتشار FPSهایی هستیم که یکی از یکی پرفروشتر و محبوبتر میشوند؛ درست مثل سالانه کالاف دیوتی که حتی ضعیفترین نسخههایش هم جزو پرفروشترین عناوین هر سال هستند.
بازی های شوتر اول شخص عالی با فروش کم
اما علیرغم محبوبیت گسترده FPSها در میان گیمرها، لزوما تمام بازیهای این ژانر ختم به موفقیت تجاری نمیشوند. در واقع، درست مانند سایر سبکهای بازیسازی، بازی های شوتر اول شخص پرشماری در تاریخ وجود داشتهاند که علیرغم کیفیت خوب، با شکست تجاری مواجه شدند. برخی از این عناوین از نظر منتقدان حتی شاهکار محسوب میشدند اما به دلایل مختلف، مثل کمپین بازاریابی ضعیف یا صرفا بدشانسی، فروش خوبی را تجربه نکردند. با این حال، این موضوع چیزی از ارزش بالای تجربه این دسته از آثار کم نمیکند. در این مقاله از پارسی گیم، به سراغ بازی های شوتر اول شخصی رفتیم که اگرچه شکست تجاری خوردند، اما از کیفیت بالایی برخوردارند و تجربه آنان برای عاشقان FPS ضروری است.
10) Medal Of Honor: Warfighter

در روزهای آغازین تولد ژانر FPS، یکی از نامهای مهم و پرطرفدار آن چیزی نبود جز Medal of Honor. این سری بازی در زمانی که هنوز شوترهای اولشخص به همهگیری امروز خود نرسیده بودند، روزهای اوجش را طی میکرد. هر نسخه کلاسیک از مدال افتخار، الگویی بود از نوآوری و استانداردهای تازه در ژانر نوظهور FPS که چراغ راه سایر توسعهدهندگان میشد. با این حال، گذشت زمان با این فرنچایز مهربان نبود و با طلوع عصر FPSهای مدرن، دوران Medal of Honor نیز غروب کرد.
یکی از آخرین بازیهای این سری، Medal Of Honor: Warfighter بود که در سال 2012 منتشر شد. این بازی که در حقیقت دنبالهای بر ریبوت سال 2010 بود، علیرغم کیفیت نسبی و سرگرمکننده بودن، نتوانست نظر گیمرها را در آن زمان جلب کند. بازی در هفته اول عرضهاش حتی نصف نسخه 2010 هم نفروخت؛ نسخهای که البته خودش هم چندان فروش بالایی نداشت. اگرچه شکست تجاری این نسخه باعث شد تا مدال افتخار عملا از کورس رقابت کنار رود، اما به معنی بد بودن آن نیست. اگر همین حالا و در سال 2026 به سراغ Medal Of Honor: Warfighter بروید، هنوز هم سرگرم خواهید شد. بازی یک شوتر اولشخص تکنفره با کاتسینهای سینمایی جذاب است که احتمالا شما را به یاد روزهای طلایی مجموعه کالاف دیوتی خواهد انداخت. نکته جالب اینجاست که بازی دارای یک موسیقی متن بسیار هیجانانگیز است که توسط رامین جوادی، موزیسین مشهور ایرانیتبار هالیوود، ساخته شده است. واقعا چه دلیل دیگری برای تجربه این بازی میخواهید؟
9) Rage 2

Rage 2 یکی از سرگرمکنندهترین و در عین حال آندرریتدترین بازیهای سال 2019 بود. ساخته مشترک استودیو Avalanche و id Software علیرغم کیفیت قابل قبولش، در میان موج نامهای بزرگ آن سال ناپدید شد. در نتیجه، این بازی نتوانست انتظارات مالی بتسدا را برآورده کرده و بدل به یک ناامیدی بزرگ شد. در حقیقت، فروش Rage 2 به قدری بد بود که در هفته اول انتشارش، تنها اندازه 25 درصد نسخه اولش در همین بازه زمانی فروخته بود.
با این همه، Rage 2 اصلا بازی بدی نیست. با کسب نمره 73 در زمان انتشار در متاکریتیک، بازی تاثیر نسبتا مثبتی روی اغلب منتقدان گذاشت. منتقدان از گیمپلی و گانپلی جذاب آن تعریف کردند و اتمسفر پساآخرالزمانی بازی را نیز پسندیدند. شاید اگر Rage 2 داستان قویتری و مکانیکهای جهانباز کارآمدتری داشت، گیمرها استقبال بیشتری از آن میکردند. با همه اینها، تجربه این بازی هنوز هم جذاب است و اگر بتوانید از ماموریتهای جانبی یکنواخت و آزاردهندهاش چشمپوشی کنید، احتمالا تجربه خوبی با آن خواهید داشت.
8) Bulletstorm

نسل هفتم کنسولها میزبان ترند جدید و جذابی بود که بسیاری از گیمرهای قدیمی با آن خاطره دارند. این ترند چیزی نبود جز بازیهای دیوانهوار و پرآشوب که اتفاقات کمدی که در دنیای آن رخ میداد، چندان با عقل و منطق سازگار نبود. پرچمدار این دست از بازیها سری Serious Sam بود که به موفقیتهای بسیاری هم رسید. یک بازی خوب این مدلی دیگر که البته متاسفانه هیچگاه آن طور که حقش بود دیده نشد، Bulletstorm نام داشت که People Can Fly و Epic Games آن را به طور مشترک توسعه داده و EA در سال 2011 منتشرش کرد.
Bulletstorm حکم نامهای عاشقانه به طرفداران بازی های شوتر اول شخص را داشت و لذت خالص یک FPS و کشتن انمیها به روشهای مختلف را تداعی میکرد. در این بازی، داستان هیچ اهمیتی نداشت و صرفا بهانهای برای رها کردن شما در مبارزات دیوانهوار و نفسگیر بود. علیرغم پتانسیل بالای موفقیت، Bulletstorm قربانی یک حاشیه عجیب در زمینه مارکتینگ شد. در حالی که هنوز دو هفته تا انتشار بازی مانده بود، رسانه فاکس نیوز در گزارشی بیاساس مدعی شد این بازی با افزایش جرائم مربوط به تجاوز جنسی در آمریکا مرتبط است! این ادعای مسخره به حدی به کمپین بازاریابی بازی آسیب زد که باعث شد پس از انتشار، بازی تبدیل به یک شکست تجاری شود و تمام پتانسیلهای آن بر باد برود.
7) Battlefield Hardline

اگر فکر میکنید شکستهای تجاری تنها به IPهای جدید و کمتر شناختهشده محدود میشود، سخت در اشتباهید. Battlefield Hardline نمونه بارز این موضوع است که یک بازی میتواند هم کیفیت خوبی داشته باشد و هم از یک مجموعه معروف باشد، اما همچنان در بازار شکست بخورد. البته فروش Hardline فاجعهبار نبود؛ این بازی حتی توانست به پرفروشترین بازی ماه اول عرضهاش تبدیل شود. با این حال، اگر آمار فروش را با سایر نسخههای بتلفیلد و رقیب مستقیم آن یعنی کالاف دیوتی مقایسه کنیم، میبینیم که این بازی فرسنگها با «موفقیت تجاری» فاصله دارد.
اما مثل تمام بازی های شوتر اول شخص این لیست، فروش ضعیف Battlefield Hardline ربطی به کیفیت نهایی آن نداشت. در حقیقت، عدهای از طرفداران عاشق این بازی و تغییرات جسورانه آن نسبت به سایر نسخههای بتلفیلد هستند؛ اما خب عده این طرفداران آن چندان زیاد نیست! در واقع، همین تغییرات باعث شد تا Battlefield Hardline تبدیل به لکه تاریکی در تاریخ این سری شود. این نسخه از نبردها و جنگهای عظیم فاصله میگرفت و یک داستان جنایی خیابانی و اصطلاحا Street Level تعریف میکرد. علیرغم روایت داستانی جذاب و طراحی مراحل خوب، شدت تغییرات بازی به قدری زیاد بود که طرفداران قدیمی نتوانستند با آن ارتباط بگیرند و از خریدش صرف نظر کردند. در نهایت Hardline به یک شکست تجاری بدل گشت و استودیو سازندهاش نیز برای همیشه تعطیل شد.
6) Prey (2006)

مجموعه بازیهای Prey واقعا سرنوشت عجیب و ناراحتکنندهای دارند. اولین نسخه این سری توسط Human Head Studios ساخته و توسط 2K در سال 2006 منتشر شد. Prey یک شوتر علمیتخیلی جذاب و تا حدی عجیب بود که در زمان خودش، مشابهی نداشت. داستان بازی حول محور کاراکتری به نام Tommy میچرخد که به همراه معشوقه و پدربزرگش، توسط بیگانهها دزدیده میشوند. با این حال، تامی یک انسان معمولی نیست و قدرتهای ویژهای مثل توانایی جداسازی روح از بدنش را دارد و با این تواناییها، با بیگانهها مقابله میکند. Prey 2006 یک شوتر علمیتخیلی بسیار جذاب و باکیفیت بود که مورد تحسین منتقدان نیز قرار گرفت.
اما چرا چنین بازی خوب و جذابی فروش خوبی نداشت؟ خب موضوع این است که به نسبت سایر عناوین این لیست، Prey اتفاقا میزان فروش قابل قبولی برای یک IP کاملا جدید داشت. تا سال 2008، این بازی توانسته بود روی ایکس باکس 360 و PC بیش از یک میلیون نسخه بفروشد. به همین خاطر دنباله آن به سرعت وارد مرحله تولید شد و حتی پس از خرید حق مالکیت آن توسط بتسدا در سال 2009، تولید آن ادامه یافت. Prey 2 حتی در سال 2011 معرفی هم شد اما تنها چند سال بعد، به علت مشکلاتی در روند توسعه، ساخت آن رسما کنسل شد. بعدها مشخص شد که از نظر بتسدا، فروش نسخه اول به قدری خوب نبوده که بخواهند جدیت بیشتری برای ادامه توسعه دنباله آن به خرج دهند.
5) Prey (2017)

داستان عجیب مجموعه Prey هنوز به پایان نرسیده است. در توضیحات مورد قبلی گفتیم که بتسدا چندان از فروش نسخه اول راضی نبود و به همین خاطر تلاش چندانی برای ساخت دنباله آن نکرد. با این حال، این شرکت حاضر نبود IP جدیدش را به این راحتی رها کند. در نتیجه، استودیو خوشنام Arkane مامور شد تا نسخه خاص خودش از این سری را در قالب یک ریبوت کامل توسعه دهد. نتیجه کار، Prey 2017 بود که حتی از نسخه قبلی هم بهتر و کاملتر قلمداد شد. اما حتی این نسخه که صرفا نام Prey را به دوش میکشید و هیچ قرابت داستانی با نسخه قبلی نداشت هم نتوانست در بازار موفق باشد.
Prey 2017 در یک ایستگاه فضایی جریان داشته که مورد تهاجم نیروی بیگانهای به نام Typhon قرار میگیرد. این موجود بیگانه هم از قدرتهای فیزیکی مرگبار برخوردار است و هم از نیروهای مرموز ذهنی. بازیکن در نقش Morgan Yu، باید به کمک سلاحها و مهارتهایی که در طول بازی به دست میآورد، با این موجود فضایی مقابله کرده و راهی برای نجات خود پیدا کند. علیرغم سناریو جذاب و گیمپلی جذابتر، Prey جدید از منظر فروش یک شکست تمامعیار بود. بازی حتی از ساخته قبلی آرکین یعنی Dishonored 2 کمتر فروخت؛ اثری که خودش هم آمار فروش جالبی نداشت. در نتیجه همه این شکستها، مجموعه Prey علیرغم پتانسیلهای فراوان و بازیهای باکیفیت، برای همیشه بایگانی شد و دیگر احتمالا شاهد نسخه جدیدی از آن نخواهیم بود.
4) Singularity

یکی دیگر از بازی های شوتر اول شخص که در بازار موفق نبودند اما کیفیت بسیار بالایی داشتند، Singularity است. با اینکه احتمالا نام این جواهر قدرنادیده را در برخی محافل و ویدیوهای گیمینگ شنیدهاید، اما احتمالا خیلی از شما تا به حال آن را تجربه نکردهاید. اما آن عده معدود که ساخته Raven Software را تجربه نمودهاند، به خوبی میدانند که این بازی چه اثر عالی و خلاقانهای است و چه حیف که هیچ وقت آنطور که لایقش بود شناخته نشد.
Singularity یک شوتر اولشخص علمیتخیلی است که به بازیکن امکان سفر در زمان را میدهد. علاوه بر گیمپلی و گانپلی، داستان یکی از نقاط قوت اصلی Singularity محسوب میشود. جایی که شما در نقش یکی از اعضای یگان ویژه ایالات متحده، در عملیاتی مخفیانه و برای جاسوسی به یک جزیره تحت کنترل شوروی هجوم میبرید اما همه چیز خیلی زود خراب میشود. هر چه در داستان پیشروی میکنید، عمق روایت بازی نیز افزایش پیدا کرده و مسائل فلسفی تاملبرانگیزی را پیش رویتان قرار میدهد. Singularity بدون شک یکی از خاصترین FPSهای تاریخ است که تجربهاش به تمام عاشقان این ژانر توصیه میگردد.
3) Resistance 3

در نسل هفتم کنسولها که ایکس باکس به واسطه سری بازیهای هیلو و توافقهایش با مجموعه کالاف دیوتی تبدیل به قطب آثار FPS شده بود، سونی برای اینکه از قافله عقب نماند Resistance را خلق کرد. اما علیرغم تحسین منتقدان، این مجموعه هیچ وقت نتوانست آن طور که پتانسیلش را داشت محبوب شود و حتی به گرد پای هیلو برسد. اوج این موضوع در سال 2011 و با بازی Resistance 3 رقم خورد که علیرغم بازخورد بسیار مثبت منتقدان، یک شکست تجاری سخت را تجربه کرد. ساخته اینسومنیاک در ماه اول عرضه انحصاریاش برای PS3، تنها 180 هزار نسخه فروخت. رقمی فاجعهبار که از هر دو نسخه قبلی این سری با اختلاف زیادی کمتر بود.
با این همه، Resistance 3 یکی از بهترین شوتر های اول شخص کنسول PS3 بود و نمیتوان این موضوع را کتمان کرد. گیمپلی و گانپلی در این نسخه به بلوغ رسیده بود و فرمول موفق دو نسخه پیشین را ادامه میداد. از طرفی وجود سلاحهای متنوع، داستان جالب، طراحی مراحل کمنظیر و مواردی از این دست، همگی Resistance 3 را تبدیل به اثری ارزشمند میکردند. اما چه اتفاقی باعث شد تا چنین بازی خوبی در بازار مورد استقبال قرار نگیرد؟ از شانس بد سونی، سال 2011 پر بود از FPSهای بزرگ و باکیفیت دیگر مثل کالاف دیوتی مدرن وارفر 3، بتلفیلد 3، نسخه اول Rage، Crysis 2، و FEAR 3 که باعث شد عملا فضایی برای نفس کشیدن به ساخته اینسومنیاک نرسد و این بازی به شکست تجاری ختم شود.
2) Titanfall 2

در سالیان اخیر به قدری از Titanfall 2 تعریف و تمجید شده که مطمئنا بسیاری از شما با آن آشنایی دارید حتی اگر تجربهاش هم نکرده باشید. با این حال، طرفداران تایتانفال قطعا آرزو میکنند چنین توجهی در زمان عرضه این بازی نیز پیرامون آن وجود داشت تا یکی از بهترین FPSهای تاریخ با شکست تجاری مواجه نشود. شاید اگر سیاستهای بازاریابی و انتشار نادرست EA نبود، ساخته ریسپاون امروزه دنبالههای دیگری نیز دریافت میکرد و تبدیل به یکی از بزرگترین IPهای این ژانر میشد.
Titanfall 2 از آن بازیهاست که خیلی سخت میشود ایرادی در آن پیدا کرد چون واقعا خوشساخت است. گیمپلی، گانپلی، گرافیک، روایت داستان و کاتسینهای سینمایی، همگی در سطح عالی و تقریبا بینقصی قرار دارند. Titanfall 2 پتانسیل یک موفقیت عظیم را داشت اما الکترونیک آرتز در تصمیمی عجیب، این بازی را در فاصلهای بسیار کم در میان انتشار دو تا از بزرگترین شوترهای سال 2016، یعنی Call of Duty: Infinite Warfare و Battlefield 1، منتشر کرد. در نتیجه، بازی عملا به واسطه موج تبلیغاتی بزرگ این دو اثر غرق شد و نتوانست فروش خوبی را تجربه کند. اگرچه در سالهای بعدی طرفداران به مرور توجهشان به این اثر جلب شد، اما دیگر خیلی دیر شده بود و EA پرونده این سری را برای همیشه بست.
1) System Shock 2

سری بازیهای سیستم شاک علیرغم تاثیر قابل توجهی که بر آثار شوتر اولشخص و عناوین ایمرسیو سیم گذاشتند، همواره مورد کملطفی گیمرها قرار گرفتهاند. اوج این کملطفی در حق System Shock 2 رخ داد که علیرغم کیفیت خارقالعاده و کسب امتیاز استثنایی 92 در متاکریتیک، در زمان خود فروش افتضاحی را تجربه کرد. ساخته Looking Glass Studio پس از گذشت یک سال از انتشارش در سال 1999، تنها 60 هزار نسخه فروخته بود! بله درست میبینید؛ یکی از بهترین بازیهای تاریخ، یکی از بدترین عملکردهای تجاری ممکن در تاریخ صنعت را تجربه کرده بود.
System Shock 2 که یکی از اولین ساختههای کن لوین افسانهای هم بود، بسیار از زمان خودش جلوتر قرار داشت و همین باعث شکست آن در سال 1999 شد. با این وجود، با گذشت زمان گیمرهای بیشتری متوجه جواهر Looking Glass Studio شدند و آن را تبدیل به یک اثر کالت با طرفداران خاص خودش کردند. اگر به دنیای بازیهای FPS با تم علمی تخیلی که داستانی عمیق و فلسفی روایت میکنند علاقهمندید، بازی System Shock 2 میتواند تبدیل به یکی از بهترین و خاصترین تجربیات زندگیتان شود.
جمعبندی
در این مقاله به بهترین بازی های شوتر اول شخص پرداختیم که از کیفیت بالایی برخوردار بودند اما به دلایل مختلف، در جلب نظر مخاطبان ناکام بودند. شما کدام یک از این عناوین را تجربه کردهاید؟ نظرتان را حتما در بخش کامنتها با ما به اشتراک بگذارید. همچنین اگر نام بازی دیگری به ذهنتان میرسد که شایستگی حضور در لیست ما را دارد، نام آن را با ما و سایر خوانندگان در میان بگذارید.
سوالات متداول در رابطه با این محتوا
دیدگاه کاربران
تعداد دیدگاه کاربران: 0 دیدگاه