هر سال با بازیهایی روبرو میشویم که روند خلاقانهتری را به بازیکنان ارائه میدهند و این موضوع تنها در مورد استودیوهای عظیم خلاصه نمیشود. استودیوهای کوچک گاهی با کمترین بودجه ایدههایی را پیادهسازی میکنند که از ساختارهای تکراری فاصله زیادی میگیرد. در سال 2025 میبینیم که بیشتر عناوین پا را فراتر میگذارند و به عنوان بهترین بازیهای یک دههاخیر جایگاهشان را پیدا میکنند. در این مطلب به سراغ بهترین بازی های مستقل 2025 رفتیم، همراه پارسی گیم باشید.
بهترین بازی های مستقل 2025؛ تجربههایی متفاوت و فراموشنشدنی
آثاری مثل Hollow Knight: Silksong و Hades 2 بهترین طراحیها را در ژانر خود ارائه دادهاند. علاوه بر طراحیهای شگفتانگیز، شاهد رقابت نفسگیر این دو اثر در میان آثار مستقل هستیم که با یکدیگر در مرزهای کیفیت مسابقه گذاشتهاند. سال 2025 برای گیمرهایی که تجربه بازی های مستقل را از دست دادهاند، بازیهای درخشان و متفاوتی را به همراه دارد. بیشتر عناوین این لیست از سالها پیش ژانر خود را دوباره از نو تعریف کردهاند و حالا قصد دارند تاجوتخت بهترین بازی مستقل را به دست آورند.
1) بازی Hades 2

نسخه اولیه این اثر استودیو را به نقطه اوج خودش در صنعت گیم رساند و به شکل غیر منتظرهای ژانر روگلایک برای گیمرها متحول کرد. سال 2020 بیشتر تحسینها به سمت نسخه ابتدایی این مجموعه روانه شد و آن را به عنوان یک پدیده فرهنگی شناختند. در چنین شرایطی بازی Hades 2 وارد میدان شد و طرفداران دقیقا از آن همان هیجان و جذابیت نسخه اولیه را انتظار داشتند. با این ها بیشتر گیمرها منتظر بودند که ایدههای تازهتری نیز به این اثر دوستداشتنی اضافه شده باشد. اگر در نسخه دوم این فرنچایز تغییرات کمی دیده میشد، قطعا تمام پروژه با شکست سنگینی روبرو بود. از سوی دیگر اگر تغییرات هم زیادی میشدند هویت اصلی خودش را هم از دست میداد. زمانی که برای اولین بار گیم پلی بازی را تجربه میکنید، حتما متوجه میشوید که این اثر ریشههای نسخه ابتدایی خودش را حفظ میکند و رویکرد جدیدتری را برای شما در زمینه اسطورهشناسی میگشاید. با این حال با محیط تاریکتر و توسعهیافتهتری نسبت به بازی اول این استودیو مواجه خواهیم شد.
2) بازی Hollow Knight: Silksong

در فهرست بهترین بازی های مستقل 2025 با عنوانی روبرو هستیم که تنها با چند دیالوگ ساده به زیباترین شکل ممکن کاراکترها و داستانهای مرتبط به آنها را به ما معرفی میکند. با اینکه داستان بازی ساده به نظر میرسد، اما دنیای بسیار پیچیدهای در دل خودش دارد. با اینکه داستان شما را با پیچیدگیهای زیادی روبرو میکند، ولی به هیچوجه شما درگیر هیچکدام از این پیچیدگیها نمیشوید. تمام المانها به گونهای طراحی شدهاند که هیچوقت حس گیجی یا سردرگمی را به بازیکنان انتقال ندهند. بخش روایی بازی سیلک سانگ به صورتی پیش میرود که در کمال آهستگی جدیت خودش را حفظ کند. با پیش رفتن در بازی با لایههای بیشتری در قسمتهای مختلف مواجه میشوید و همزمان اتفاقات تلخی را تجربه خواهید کرد. در پس زمینه هر کدام از روایتهای بازی یه تاریخ تاریک نهفته است و این حقایق به لطف طراحی هنری جذاب بازی زیبایهای خاص خودشان را پیدا میکنند. موسیقی متن بازی نیز به تمام این مفاهیم کمک میکند تا با عمق بیشتری برای گیمرها پیش روند و به اوج تاثیرگذاری خودشان برسند.
3) بازی Clair Obscur: Expedition 33

این عنوان متفاوت تمام تعریفها را از بهترین بازی های مستقل 2025 به گونه دیگری روایت میکند و از کیفیت فنی و هنری استانداردهای تازهتری میسازد. شرکت سازنده این بازی ثابت کرد که یک تیم کوچک هم میتواند تجربهای به اندازه بزرگترین نقش آفرینی سال 2025 خلق کند. زمانی که این بازی منتشر شد با سرعت تمام جایگاه خودش را پیدا کرد و تبدیل به یکی از درخشانترین عناوین سال گردید. بازی Clair Obscur Expedition 33 در دنیای تاریک و پساآخرالزمانی روایت میشود و دنیایی را میبیینم که هر سال با یک فاجعه تمام عیار دست و پنجه نرم میکند. موجودی مرموز به نام Paintress با نوشتن یک عدد، تمام افرادی را که به آن سن رسیدهاند را از هستی پاک میکند. حالا گروه Expedition 33 قصد دارند به این چرخه مرگبار پایان دهند و همین رویکرد تمام لحظات بازی را با یک فضای غمانگیز، سنگین و پر از اضطراب همراه میکند. گیمرها به صورت مداوم با مضامینی مثل مرگ، سرنوشت و امید روبرو خواهند شد.
4) بازی Monster Train 2

زمانی که بازی Monster Train 2 منتشر شد بازیکنان و منتقدان حسابی به وجد آمدند و انتظارات آنها تا حدودی برآورده شد. تجربه موفقی که در نسخه اول این اثر دیدیم سبب گردید تا عنوان دوم وسعت و پیچیدگی بیشتری داشته باشد. همینطور میبینیم که امکانات این اثر نیز افزایش پیدا کردهاند و بازی را به اثر مستقل برجسته مبدل میکنند. با اینکه داستان بازی ساده به نظر میرسد، ولی به اندازه کافی میتواند حس تنش و اضطراب را در دل گیمرها جای دهد. در این عنوان تایتانهای داستان آسمانها را تسخیر کردهاند و اتحاد بین فرشتگان و شیاطین دچار تزلزل شده است. بازیکن باید قطار عظیمی را هدایت کند که از سه لایه تشکیل میشود و قلب (Pyre) که منبع انرژی و جان بازیکن است را در بالاترین سطح حفظ نماید. بیشتر دشمنان بازی قصد تهاجم به این قلب را دارند و شما باید با استفاده از کارتها و واحدها، حالت دفاعی بسازید که از هر جهت شکستناپذیر باشد. به همین خاطر خاص بودن گیم پلی بازی به عنوان مهمترین ویژگی آن محسوب می شود.
5) بازی Dispatch

بازی Dispatch در میان بهترین بازی های مستقل 2025 جایگاه ویژهای دارد، زیرا یک سبک روایی تازهتری را به گیمرها ارائه داد. در این اثر خبری از اکشنهای عجیب و غریب و نبردهای تاکتیکی نیست و تمرکز بیشتری روی تصمیمات و شخصیتهای بازی میرود. اگر به آثار داستان محور علاقه دارید این بازی میتواند برای شما لحظات فراموشنشدنی را بسازد. البته به شرطی که به دنیای سوپر قهرمانها هم علاقه داشته باشید؛ زیرا قراره چیزی بیشتر از یک اثر اکشن را تجربه کنید. استودیو AdHoc Studio عنوان مستقلی را ساخت که خیلی سریع با واکنشها مثبت از سوی منتقدان و گیمرها روبرو شد. بازی چند اپیزود داستانی را ارائه میدهد و شما نقش رابرت رابرتسون سوم را بازی میکنید. داستان بازی شما را وارد دنیای میکند که در آن قهرمان بودن دیگر به معنای پرواز کردن یا مشتزدن نیست. شما باید در یک اتاق فرماندهی سختترین تصمیمات را بگیرید و با مشخص کردن اولویتها مسئولیت تمام انتخابهای خودتان را برعهده بگیرید.
6) بازی Rosewater

اگر دنبال یک تجربه داستانمحور واقعی در بین لیست بهترین بازی های مستقل 2025 هستید، بعید است بهتر از این پیدا کنید. این بازی با همان حالوهوای کلاسیک پوینتاندکلیک، اما با یک داستان پخته و پرجزئیات، نشان میدهد هنوز هم میشود با فرمولهای قدیمی، کار تازه و هیجانانگیز ساخت. استودیوی Grundislav Games دقیقاً زمانی بازی را منتشر کرد که طرفداران ماجراجوییهای داستانی حسابی تشنه چنین تجربهای بودند. شما در نقش Harley Leger قرار میگیرید؛ یک خبرنگار مستقل که قرار است یک مأموریت ساده را دنبال کند، اما ماجرا خیلی زود تبدیل به سفری پررمزوراز برای پیدا کردن یک گنج گمشده میشود. گیمپلی همان چیزی است که از یک ماجراجویی کلاسیک انتظار دارید؛ تعامل با محیط، جمعکردن سرنخها و حل پازلها. اما بازی با اضافه کردن اتفاقات غیرمنتظره در طول مسیر، اجازه نمیدهد همهچیز قابل پیشبینی شود. همین اتفاقات کوچک، جریان بازی را پویا نگه میدارند.
7) بازی Blue Prince

شاید بیشتر آثار معمایی مخاطب خاص خودشان را داشته باشند، اما در تاریخ بازیهای ویدئویی همیشه جایگاه خودشان را حفظ کردهاند. بازی Blue Prince کنترل پسر نوجوانی به نام Simon P. Jonesرا به شما میدهد و باید وارد عمارت عموی این پسر شوید. این کاراکتر زمانی صاحب عمارت عمویش میشود که در انتها به اتاق چهل و ششم برسد. شاید بپرسید مگر پیدا کردن یک اتاق در عمارت تا چه اندازه میتواند سخت باشد و البته باید بدانید که به هیچ عنوان با یک عمارت عادی و ساده سروکار ندارید. فرمولهای این اثر ساده به نظر میرسند و بازیکن باید تا جای ممکن با محیط اطرافش تعامل داشته باشد. شاید مسیر کلی بازی ساده به نظر برسد، ولی در زمان اجرای بازی با عمق و پیچیدگی آنها به خوبی آشنا خواهید شد. هر کدام از اتاقهایی که وارد آنها میشوید، ممکن است چالشهای زیادی را پیش روی شما بگذارند یا آیتمهای لازم را برای آسانتر شدن مسیر در اختیارتان قرار دهند. بنابراین باید حواستان به تمام قدمهایتان باشد که وارد چه اتاقهایی میشوند.
8) بازی No, I’m not a Human

این عنوان جذاب یکی متفاوتترین و تأثیرگذارترین بهترین بازی های مستقل 2025 محسوب میشود که به جای ترساندنهای لحظهای روی ناراحتی عمیق و احساس بیاعتمادی را در وجود بازیکن تمرکز دارد. استودیو روسی Trioskaz با انتشار این بازی تحسین هواداران ژانر وحشت روانی را به خودش جلب کرد. بازی تمام تلاش خودش را کرده تا یک ترس روانی پارانویا را به خوبی انتقال دهد. در دنیای این عنوان خورشید به قدری سوزان میشود که کسی نمیتواند بیرون از خانه بماند. زمانی که شب از راه میرسد موجودات عجیبی در خانهها را میزنند که شاید شبیه انسانها باشند ولی هیچ ویژگی انسانی در آنها دیده نمیشود. هر بار که این موجودات در خانه را میکوبند باید تصمیم بگیرید که چه کسی اجازه ورود به خانه را دارد. این انتخابها باعث میشوند که مرگ یا زندگی شما رقم بخورد. محدودیتهایی که در جریان بازی با آنها روبرو میشوید حس عدم اطمینان را در شما تقویت خواهند کرد. بازیکنان دقیقا نمیدانند صداهایی که از پشت درمیآیند درخواست کمک هستند یا جان آنها را تهدید میکنند.
9) بازی The Midnight Walk

روایت این بازی دوستداشتنی در مورد رنجی است که هر کدام از شخصیتهای آن به دوش میکشند. در بخشهای روایی بازی 4 مسیر داستانی متفاوت را تجربه میکنید که با زیبایی تمام طراحی شدهاند و کاراکتر بامزهای به نام PotBoy شما را تا پایان داستان همراهی میکند. عنصر آتش نقش بسیار مهمی را در این عنوان بازی میکند و برای حل کردن پازلها و روشن نگه داشتن مسیر به آن نیاز دارید. در گیم پلی بازی The Midnight Walk یک پرتابکننده خاص در اختیارتان قرار داده میشود تا چوب کبریتها را به دقت بیشتری به سمت اهداف شلیک کنید. برخی از مسیرهای بازی غیر قابل دسترس هستند و اینجا دوست کوچیکتان به کمک شما میآید. بازی شما را در هیچ شرایطی جریمه نمیکند و چک پوینتهای متعدد کمک میکنند که بعد از هر اشتباهی مسیر تازهتری را انتخاب کنید. تمام سعی سازندگان بازی در این بوده است که تمرکز بازیکنان روی داستان اصلی و شخصیتهای بازی خلاصه شود.
10) بازی The Alters

شما به عنوان یک فضانورد روی یک سیاره ناشناس فرود میآیید و بیشتر خدمه سفینه جان خودشان را در این مسیر از دست دادهاند. حالا قهرمان داستان باید در کنار زنده نگه داشتن خودش ماموریت اصلی را به پایان برساند. شخصیت اصلی بازی باید مادهای به نام Rapidium را به دست آورد؛ زیرا این ماده تواناییهای بالایی برای ساخت هر نوع موجودی دارد. در بخش داستانی بازی The Alters عنصر بقا به خوبی دیده میشود، ولی در ادامه راه با جنبههای بیشتر داستان و شخصیتها آشنا میشویم. هیچ چیز به عنوان انتخاب صددرصدی در بازی دیده نمیشود و هر تصمیمی که میگیرد ممکن است موافقان و مخالفهای زیادی داشته باشد. این موضوع کمک میکند که هر کدام از انتخابهای خودتان را با حساسیت بیشتری بگیرید و با دقت بیشتری به تبعات هر کدام توجه کنید. بیشتر کاراکترهای بازی خط داستانی خودشان را دارند تا در زمینه شناخت آنها به شما کمک شود. شناخت بیشتر شخصیتهای بازی درک درستی از نیازهای آنها به شما میدهد که در ادامه کارتان را سادهتر از همیشه میکند.
11) بازی Threefold Recital

دنیای این اثر زمانی طلاییترین دوره خودش را تجربه کرده است و حالا با یک بحران همه جانبه دست و پنجه نرم میکند. در فضای بازی موجودات گوناگونی در کنار هم زندگی میکنند و بازیکنان باید کنترل سه کاراکتر اصلی را برعهده بگیرند. جلوههای بصری بازی بیشتر از هر چیزی در چشمان گیمرها خودنمایی میکنند و در طراحی هر کدام از کاراکترها جزئیات فراوانی دیده میشود. از همان ابتدای مسیر با یک دنیای متفاوت مواجه خواهید که پویایی خاص خودش را دارد. حالا تمام المانهای کلاسیک و مرگ در هم آمیخته شدهاند تا حس کنجکاوی را بیشتر از هر عنوان دیگری در بازیکنان تقویت کنند. روایت بازی با قدرت تمام خودش را به نمایش میگذارد و به شکل زیبایی با گیمپلی متنوع و پازلهای مرتبط با مهارتهای هر شخصیت ترکیب میشود. تواناییهای هر کدام از سه کاراکتر بازی فرصت حل کردن دشوارترین پازلها را در اختیارتان قرار میدهد. پیدا کردن هر کدام از رازهای Bluescales لذت خاص خودش را دارد که با اولین تجربه این عنوان با آن بیشتر آشنا خواهید شد.
جمع بندی
به جرات میتوانیم بگوییم که بهترین بازی های مستقل 2025 واقعا خوش درخشیدند و توانستند این ژانر از بازیهای ویدیویی را سربلند کنند. این آثار کوچک بدون سروصدای خاصی در سال 2025 عرضه شدند و نشان دادند که برای ساخت یک عنوان موفق و فوقالعاده نیاز به پرداخت قیمتهای نجومی نیست و میتوان با قیمتهای کمتر هم تاثیرات بزرگ برجای گذاشت. بیشتر اوقات این ایده تازه، جسارت در اجرا و یک داستان صادقانه است که بیشتر از هر چیز دیگری به دل مینشیند. بازیهای مستقل امسال ثابت کردند خلاقیت هنوز مهمترین برگ برنده است. نظر شما در رابطه با بازیهای مستقل چیست؟ آیا علاقمند به تجربه بازیهای مستقل دارید؟ شما عزیزان میتوانید نظرات و پیشنهادات خودتان را با تیم پارسی گیم و دیگر کابران به اشتراک بگذارید.
سوالات متداول در رابطه با این محتوا
دیدگاه کاربران
تعداد دیدگاه کاربران: 6 دیدگاهDude
سه تا گیم واقعا محشر بودن لذت تمام بردم ازشون بجز هالو نایت که درد داشت خیلی جاها ،ولی هدیس انتخابه اولمه شاهکار
Mahdi
رینمال و لیتل نایتمرز چی پس ؟🫤🤔🤨
Rin-Tan در پاسخ به Mahdi
REANIMAL که اصن مال 2026 هست.
سینا
hades 2 بهترین بازی 2025 بود از نظره من موزیکش می ارزید به کلیر ولی با این حال تمام جایزه هارو کلیر برد
کلیر آبس کیور یه بازی فوق العاده حوصله سر بره که اصلا ارزش بازی کردن هم نداره دوا به خودشون زحمت طراحی کاراکتر هم ندادن اکثر کاراکترا شبیه همن
bro در پاسخ به سینا
این دیگر چطور نظری است؟ بازی را اصلا دیدی؟ هر دو بازی خیلی خوبند، و کاراکتر ها اصلا شبیه هم نیستند، از نظرتون واقعا تعجب دارم.
دانیال در پاسخ به سینا
امیدوارم کسایی که کلیر رو بازی فوق العاده و بی نظیری میدونن واقعا یک بار بازیش کرده باشن و این نظر رو بدن تحت تاثیر هایپ اخبار نباشن. برای منم کسل کننده بود علاقه ای به ادامه دادن بازی نداشتم بعد یک ساعت رها کردم