بازی های ترسناک همیشه بخشی جداناپذیر از صنعت ویدیو گیم بوده و هستند. تقریبا از همان اولین روزهایی که مقوله ویدیو گیم تبدیل به یک صنعت شد، بازیهای ژانر وحشت نیز ساخته و منتشر میشدند. این قدمت علاوه بر اینکه باعث شده ژانر مذکور طرفداران قدیمی و جدید بسیار زیادی در سراسر دنیا داشته باشد، سبب ایجاد برخی کلیشهها نیز شده که در طی سالها و در بازیهای مختلف، پیوسته تکرار شدهاند.
کلیشههای محبوب در بازی های ترسناک
اصولا مفهوم «کلیشه»، چیزیست که تقریبا در همه مدیومهای هنری و سرگرمی وجود دارد؛ از کتاب و فیلم گرفته، تا بازیهای ویدیویی. اگر نمیدانید، کلیشه یک عنصر یا المان خاص در آثار هنری است که به علت استفاده مداوم و بسیار زیاد در آثار مختلف، معمولا تکراری شده و تاثیرگذاری خود را از دست میدهد. البته همه کلیشهها بد نیستند و در هر قالبی از هنر، همواره کلیشههای خاصی وجود دارند که اتفاقا طرفداران زیادی داشته و مردم از تکرار آنها استقبال میکنند. در این مقاله از پارسی گیم، میخواهیم به محبوبترین کلیشهها در دنیای بازی های ترسناک بپردازیم که گیمرها همیشه از آنان استقبال میکنند.
10) کاراکترهایی که در همان اول بازی میمیرند

نهتنها در بازیهای ویدیویی، بلکه تقریبا در هر مدیوم دیگری که ژانر وحشت را برای روایت داستانش انتخاب میکند، کلیشه وجود کاراکترهای بیاهمیتی که در همان آغاز داستان به شکل فجیعی میمیرند، به شدت فراگیر و رایج است. نویسندگان معمولا برای وارد کردن شوک در همان آغاز کار و همچنین نشان دادن واقعی بودن تهدید اصلی، همواره فرد یا افرادی که اهمیت خاصی نیز در روند داستان ندارند را قربانی میکنند.
این کلیشه در ویدیو گیم نیز بسیار رایج است؛ به گونهای که انگار هدف از خلق برخی کاراکترها، این است که به شکل فجیعی در اوایل بازی کشته شوند و بس. اگرچه دیگر این کلیشه تقریبا برای همه مخاطبان عادی شده، اما نمیتوان انکار کرد که اگر خوب به تصویر کشیده شود، هنوز هم جذاب است. چنین رویدادی به خوبی میتواند ما را با هیولا یا شخصیت منفی اصلی داستان آشنا کرده و صحنهای به یادماندنی را برایمان خلق کند.
9) پروتاگونیستهای ضعیف

بازیهای ترسناک اغلب شما را در نقش فردی عادی، بیدفاع، و گاها بسیار ضعیف قرار میدهند. در اکثر آثار این ژانر، شخصیت اصلی نه یک سرباز زبده و نه یک متخصص امور ماوراالطبیعه، بلکه یک فرد کاملا عادی است که پیوسته در حال فریاد کشیدن و دویدن است! این موضوع عملا تبدیل به یک کلیشه شده اما مثل همه مواردی که در این لیست شاهدشان خواهید بود، گیمرها هنوز آن را دوست دارند.
دیدن یک کاراکتر ضعیف و بیدفاع در یک بازی ترسناک، به مراتب وحشتناکتر از دیدن یک ابرسرباز با کوهی از اسلحههای مختلف است که تمام دشمنانش را سلاخی میکند. عدم داشتن توان مبارزه، باعث میشود که شما به عنوان گیمر، پیوسته در حال فرار و قایم شدن باشید و از گیر افتادن توسط هیولاها وحشت کنید. به همین دلیل است که مثلا در بازی مورد انتظار Resident Evil Requiem شاهد این هستیم که علاوه بر لیان، یک مامور ویژه با مهارتهای مبارزه است، یک کاراکتر جدید و بیدفاع مثل گریس نیز وجود دارد تا بالانس بازی بین حس ترس و اکشن به هم نخورد. به طور کلی، اگرچه فرار کردن به اندازه جنگیدن سرگرمکننده نیست، اما به مراتب ترسناکتر است و این همان چیزیست که در یک بازی ژانر وحشت به دنبالش میگردیم.
8) منابع محدود

در طول تاریخ بازی های ترسناک، هیچ عنوان موفقی را پیدا نمیکنید که منابع بدون محدودیت در اختیار گیمر بگذارند. گلوله، سلاح، آیتمهای ضروری برای هیل کردن و مواردی از این دست، تقریبا در همه بازیهای ترسناک باکیفیت بسیار محدود هستند. این مورد اگرچه در نگاه اول میتواند آزاردهنده باشد، اما در واقع بخشی جداناپذیر از روایت بازیهای ژانر وحشت است. به عبارتی دیگر، این آثار با محدود کردن منابع، به شما استرس میدهند و شدت ترس و وحشت بازی را به مراتب افزایش میدهند.
بازیهای وحشت و بقا مثل سری رزیدنت ایول، در بکارگیری این کلیشه سرآمد هستند. در اغلب عناوین این سری، مهمات بسیار کم هستند و گاهی بهتر است بیخیال مبارزه با یک دشمن شوید و دل را به دریا بزنید و از دستش فرار کنید؛ چرا که معمولا تعداد گلولههای شما کفاف تعداد دشمنانی که در محیط وجود دارند را نمیدهد. به هر حال، این کلیشه هنوز هم بسیار پرطرفدار است چرا که تقریبا هیچگاه تاثیرش در القای حس «ترس از اتمام منابع» را از دست نمیدهد.
7) هیولاهای چندش و منزجرکننده

جنها و اشباح ترسناکند؛ قبول، اما هیولاهای بیولوژیکی و زنده چیزی دارند که معمولا هیولاهای ماورالطبیعه آن را ندارند، یعنی ظاهری چندشآور و کریهالمنظر! بازیهای ترسناک زیادی مثل مجموعههای سایلنت هیل، رزیدنت ایول و Dead Space از این کلیشه پیوسته استفاده کردهاند، با این حال، میتوان به جرئت اعتراف کرد که هیچگاه دیدن یک هیولای زشت و عجیب و غریب تکراری نمیشود. هر چه هیولای مذکور منزجرکنندهتر باشد، معمولا بازیکن نیز بیشتر میترسد و این فرمولیست که در اغلب بازیها جواب داده است.
با استفاده از این کلیشه، طراحان و آرتیستهای بازی به تاریکترین و عمیقترین نقاط تخیلشان سفر میکنند تا موجودی را خلق نمایند که تنها ظاهرش هم مو به تن بازیکن سیخ میکند. شرایط وقتی ترسناکتر هم میشود که میفهمید اغلب این دشمنان به سادگی نمیمیرند و اگر جزو باسهای بازی باشند، ممکن است بارها و بارها بازگردند تا چشمانتان را عذاب دهند!
6) داستانگویی از طریق نوشتههای محیطی

به نظر میرسد که توسعهدهندگان بازی های ترسناک، علاقه خاصی به داستانگویی از طریق المانهای محیطی دارند. یکی از کلیشهایترین ابزارها برای این موضوع نیز، قرار دادن یادداشتها و تکههای کاغذ در گوشه و کنار محیط است که معمولا اطلاعات مهمی درباره داستان به ما میدهند. سری بازیهای Alan Wake یک مثال عالی برای استفاده از این کلیشه رایج هستند که البته این کار را به بهترین شکل ممکن نیز انجام میدهند.
با این حال، مرز باریکی میان جذابیت این کلیشه یا آزاردهنده شدنش وجود داشته که به نوع استفاده سازندگان از آن بستگی دارد. معمولا افراط بیش از حد در قرار دادن این یادداشتها در محیط بازی و ملزوم کردن گیمر به خواندنشان، به روند بازی آسیب زده و از هیجان آن میکاهد. با این حال، اگر به درستی از این کلیشه قدیمی استفاده شود، حتی خود این یادداشتها نیز میتواند باعث ترس مخاطب شود و او را بهتزده کند.
5) پازلهای غیرقابل توضیح

پازلها بخش جدایی ناپذیری از دنیای بازیهای ویدیویی هستند و علاوه بر اینکه ژانر مخصوص به خودشان را دارند، معمولا به شکل مینیگیم در بازیهایی با ژانرهای دیگر نیز حضور دارند. یکی از سبکهایی که معمولا سازندگانش استفاده زیادی از پازلها دارند و عملا آن را تبدیل به یک کلیشه کردهاند، سبک ترسناک است. علل خصوص در بازیهای ترسناک ژاپنی مثل رزیدنت ایول و سایلنت هیل، زیاد پیش میآید که در محیط خطرناک و متروک بازی، به پازلهای عجیبی بر بخورید که هیچ توضیح عقلانیای برای آنها نیست.
استفاده افراطی از چنین کلیشهای گاهی اوقات منطق دنیای بازی را هم زیر سوال میبرد. مثلا در Resident Evil 2، گاها به پازلهایی برمیخورید که با هیچ عقل و منطقی نمیتوانید توضیحشان دهید. با این حال، نمیتوان انکار کرد که بخش بزرگی از جذابیت این دسته از بازیها، به همین پازلهای خلاقانه و بعضا عجیب است که ترکیب جالبی از حس ترس و کنجکاوی را برمیانگیزانند.
4) دیالوگهای عجیب و مسخره

تا اواخر قرن بیستم، معمولا چندان به وجوه هنری و ادبی بازیها توجه نمیشد. دیالوگها، کارگردانی صحنههای سینمایی و نوع روایت داستان در دنیای ویدیو گیم، هنوز به آن بلوغ امروزیاش نرسیده بود. موضوع سطحی بودن دیالوگها اما به خصوص در آثار ژاپنیای که به زبان انگلیسی ترجمه میشدند، عملا تبدیل به یک چیز مسخره شده بود. دیالوگهای عجیب و غریبی که به خاطر ترجمه نادرست، به کلی حس و حال بازیها، به خصوص عناوین ترسناک را، به هم میریختند.
با گذشت زمان، این ویژگی در ژانرهای دیگر به حداقل رسید اما در عناوین ترسناک، عملا تبدیل به یک کلیشه بسیار محبوب شد که هنوز هم سازندگان زیادی در آثارشان از آن استفاده میکنند. ظاهرا گیمرها نیز علاقه زیادی به این دارند که کاراکترهای یک بازی ترسناک در بهبوهه هیجان و استرس، دیالوگی عجیب و مسخره بگوید که حال و هوا را برای مدت کوتاهی عوض کند. این کلیشه در بازیهای قدیمی (و بعضا جدید) سری رزیدنت ایول، بازی Until Dawn، و چندین و چند عنوان دیگر دیده میشود و مخاطبان هم میمهای فراوانی از آنان ساختهاند.
3) زامبیها

حتی اگر تا به حال سمت فیلمها و بازی های ترسناک هم نرفته باشید، مطمئنا با مفهوم موجوداتی به نام زامبی آشنایی دارید. موجوداتی عموما فاقد عقل و شعور که هدفشان کشتن و خوردن تمام انسانهای زندهایست که میبینند. از زمانی که جورج رومرو در فیلم Night of the Living Dead محصول 1968 زامبیهای مدرن را خلق کرد، تا همین حالا این موجودات خونخوار تبدیل به یکی از دوستداشتنیترین کلیشههای جهان سرگرمی تبدیل شده و در آثار بسیار زیادی حضور دارند.
در دنیای ویدیو گیم نیز هر ساله شاهد انتشار چندین بازی زامبیمحور هستیم که طرفداران خاص خودشان را دارند. از معروفترین آثار این چنینی، میتوان به سری رزیدنت ایول، Left 4 Dead، و چندین و چند بازی دیگر اشاره کرد. در واقع، محبوبیت زامبیها به قدری زیاد است که حضور آنها تنها به عناوین ترسناک محدود نمیشود و تقریبا در هر ژانری که فکرش را کنید، این هیولاهای بیمغز در آن حضور داشتهاند؛ از عناوین اکشن و تیراندازی گرفته، تا حتی استراتژی و ماجراجویی. این حضور گسترده به خاطر محبوبیت این هیولاها در بین گیمرها و مخاطبان است و خب نمیتوان انکار کرد که حس جنگیدن با زامبیها و تکه تکه کردنشان، بسیار لذتبخش است!
2) خانههای تسخیرشده

اگر به کلیشه در فیلمها و بازیهای ترسناک فکر کنید، احتمالا مقوله خانههای تسخیرشده از اولین مواردیست که به ذهنتان میآید. از همان روزهای اول تولد ژانر وحشت در ادبیات، خانههای تسخیرشده و جنزده نقش مهمی در داستان داشتند و در اغلب داستانهای ترسناک دوران قدیم از آنها استفاده میشد. بعدها و با رسیدن این ژانر به دنیای فیلمسازی و بازیسازی، این کلیشه نهتنها فراموش نشد، بلکه رونق تازهای پیدا کرد. بیشمار اثر سرگرمی هستند که با محوریت این کلیشه بسیار قدیمی ساخته شدهاند و نمیتوان انکار کرد که برخی از آنها واقعا عناوین جذاب و باکیفیتی هستند.
تعداد بازیهای ترسناکی که در خانههای تسخیرشده جریان دارند به حدی بالاست که نمیتوان همه آنها را مثال زد. با این حال، برخی از بازیها مثل نسخه اول و هفتم رزیدنت ایول، Haunted House، Fatal Frame II، P.T و عناوین مشابه، از همین کلیشه در بطن خود استفاده کردند و البته این کار را به بهترین شکل ممکن نیز به انجام رساندند. علیرغم تکراری بودن کلیشه خانههای ترسناک، تاریخ نشان داده که اگر سازندگان آن را با نوآوری در وجوه دیگری از بازی ترکیب کنند، نتیجه کار برای گیمرها بسیار رضایتبخش خواهد بود.
1) جامپ اسکر

جامپ اسکرها اصلیترین ابزار اغلب بازیهای ترسناک، برای به وحشت انداختن شما هستند. اتفاقات لحظهای که درست زمانی که انتظارش را ندارید رخ میدهد و شما را برای مدت زمان بسیار کوتاهی میترساند. اگرچه استفاده افراطی از این ابزار در بازیهای ترسناک مختلف سبب کلیشهای شدن آن گشته است، اما واقعیت این است که اگر یک جامپ اسکر در جای درستی استفاده شود، هنوز هم میتواند به سادگی و به سرعت مخاطبش را زهرهترک کند؛ و خب این همان چیزیست که احتمالا از یک بازی ترسناک خوب انتظار دارید.
اگرچه بسیاری از افراد مدل وحشت روانشناختی در بازیها که فاقد جامپ اسکرهای زیاد است را بیشتر میپسندند، اما خب این ابزار در طی سالیان سال و در مدیومهای مختلف سرگرمی، کاراییاش را اثبات کرده. بنابراین اگرچه استفاده از جامپاسکر در دنیای امروز بسیار کلیشهای به نظر میرسد، اما به جرعت میتوان ادعا کرد که هنوز کارایی دارد و راهکاری ساده و سریع برای ترساندن مخاطب به شمار میرود.
جمعبندی
کلیشههای زیادی در دنیای بازی های ترسناک وجود دارند اما لزوما همه آنها کهنه و حوصلهسربر نیستند. مواردی که در این لیست معرفی شدند، همگی هنوز کارایی خود را دارند و اغلب طرفداران نیز دوستشان دارند. در واقع، خیلی سخت است بازی ترسناکی را متصور شد که هیچکدام از کلیشههای گفته شده را نداشته باشد. اگر شما هم کلیشه خاصی در آثار ترسناک به ذهنتان میرسد که جایش در این لیست خالی است، حتما آن را در بخش نظرات با ما به اشتراک بگذارید.
سوالات متداول در رابطه با این محتوا
دیدگاه کاربران
تعداد دیدگاه کاربران: 0 دیدگاه