بدون اغراق اگر بخواهیم بگوییم مجموعه بازیهای Metal Gear Solid ستونهای اصلی صنعت بازیهای ویدئویی هستند. بخشهای مخفیکاری و حالتهای جذاب اکشن ماجراجویی، نوآوریهای زیادی همراه خودشان داشتند و دهها اثر دیگر بعد از خودشان را نیز تحت تاثیر قرار دادند. بدون تردید، بخش بزرگی از این موفقیت را مدیون ذهن خلاق و روایتگر هیدئو کوجیما (Hideo Kojima) هستیم. این کارگردان توانست مرزهای بین سینما و بازی را جابهجا کند و به یک تحول عظیم در صنعت گیم برسد. همراه پارسی گیم با معرفی بهترین بازی های شبیه به Metal Gear Solid Delta Snake Eater باشید.
بازی های شبیه Metal Gear Solid Delta Snake Eater
نخستین نسخه Metal Gear Solid در ابتدای کار خودش جلوههای سهبعدی خیرهکننده، صداگذاریهای سینمایی و گیمپلی منحصربهفردی که بر پایهی مکانیزم «موش و گربه» را ارائه داد و تحول بزرگی را در ژانر اکشن ماجراجویی ایجاد کرد. اولین بازی متالگیر رقبای خودش را به سرعت پشت سر گذاشت و نام کوجیما را به عنوان یک نابغهی خلاق بر سر زبانها انداخت. زمانی که بازی Metal Gear Solid 2: Sons of Liberty منتشر شد، اکثر عناصری که در این مجموعه بودند چندین پله ارتقا یافتند. بخشهای گرافیکی بازی چشمنوازتر از همیشه شده بود و بازیکنان تجربه بهتری از بخشهای روایی داشتند. با این حال پس از این که عنوان Metal Gear Solid V: The Phantom Pain انتشار پیدا کرد، مسیر افسانهای کوجیما در سال 2015 به شکل تلخ با پایان روبرو شد. اختلافات شدید میان کوجیما و شرکت Konami او را از این سری دوست داشتنی جدا کرد. همه چیزی به پایان سری متالگیر ختم نشد و بار دیگر هیدئو کوجیما اثبات کرد که خلاقیتش محدود به یک مجموعه خاص نمیشود. بعد از اتمام سری Metal Gear Solid، کوجیما از پروژه Death Stranding پرده برداشت و مسیر تازهای را به گیمرها و طرفدارانش نشان داد. به نظر میرسد دیگر ادامهای برای پروژه متالگیر نخواهیم داشت، اما در حال حاضر میتوانیم نگاهی به بازی های شبیه Metal Gear Solid Delta Snake Eater داشته باشیم.
1) بازی Hitman 3

مأمور 47 یکی از جذابترین شخصیتهایی است که میتوانید با او در بازیهای ویدئویی ملاقات داشته باشید. بازی Hitman 3 اکشن مخفیکاری خودش را دنبال میکند و مثل گذشته به گیمرها اجازه میدهد تا اهداف را به روش خودشان از پا درآورند. در نسخه سوم این فرنچایز خط داستانی شخصیت اصلی بازی با پایان خودش روبرو میشود. با این حال این اثر نیز مثل بیشتر آثار اکشن ماجراجویی مشکلات خاص خودش را داشت که باعث شد به عنوان یک اثر بینقص شناخته نشود.
داستان بازی دقیقا ادامه نسخه دوم خودش را روایت میکند، جایی که مأمور 47 سرانجام به هویت واقعی Shadow Client پی میبرد و با کمک گِری، دوست دوران کودکیاش، تصمیم میگیرد اعضای اصلی سازمان مرموز Providence را یکی پس از دیگری از میان بردارد. در همین حین، رئیس این سازمان سعی میکند با فریب دادن دیانا، مربی و همراه همیشگی مأمور 47، مسیر او را دشوارتر و ذهنش را آشفته کند. داستان بازی Hitman 3 مانند دو قسمت پیشین، با حالوهوایی سینمایی و پرکشش دنبال میشود و بهخوبی هدف و انگیزهی قهرمان داستان را به تصویر میکشد.
استودیو IO Interactive به خلاقیت تمام کار شخصیت پردازی کاراکترها انجام داده است و در کنار یک داستان گیرا به طرفدارنش ارائه میدهد. در طول شش مرحلهی متنوع بازی، بازیکن شاهد نقطهی اوجِ ماجراجوییهایی است که از سال 2016 آغاز شدند و اکنون به شکلی نفسگیر و تماشایی به پایان میرسند. تیم توسعهدهنده برای مأمور 47 سزاوارترین پایان را درنظر گرفتهاند، البته اگر سهگانه World of Assassination را تجربه نکرده باشید، بخشهایی از بازی برای شما مبهم خواهند بود. این موضوع بیشتر در مورد بخشهای جزئی داستان بازی حس میشود.
2) بازی Splinter Cell: Chaos Theory

نام این عنوان برای بیشتر گیمرهای طرفدار سبک مخفی کاری کاملا آشنا به نظر میرسد. از انتشار آخرین نسخه، یعنی Splinter Cell: Blacklist، مدت زیادی گذشته و هر سال بیشتر بازیکنان منتظرند که خبرهای جدیدتری از این فرنچایز به گوششان برسد. زمانی که نسخه سوم این مجموعه منتشر شد، موجی از تحسینها و هیجانات روانه این سری جذاب گردید. در بازی Splinter Cell: Chaos Theory تنها بخشهای گرافیکی تغییر نکرده بودند، بلکه قسمتهای دیگری مثل گیم پلی و بخشهای روایی بازی با تحولات فراروانی روبرو شده بودند.
در سالهای اخیر کمتر عنوانی را میبینیم که از کمپانی یوبیسافت منتشر شده باشد و توجه گیمرها و طرفداران را به خودش جلب کند. در زمان بازی Splinter Cell: Chaos Theory همه چیز با آثار حال حاضر تفاوتی زیادی داشت. این نسخه موفق شد تفاوتش را با Pandora Tomorrow بهخوبی نشان دهد و با ایدههای تازهاش، هم منتقدان را راضی کند و هم دل هواداران را بهدست آورد. از نظر گرافیکی تغییرات متعددی را در بخشهای گوناگون این اثر میبینیم. همینطور گیم پلی بازی با مکانیکهای جدیدتری خودش را به بازیکنان معرفی کرد که حس واقعگرایی و هیجان بیشتری به بازی میداد.
داستان این عنوان به یادماندنی یکی از تاثیرگذارترین روایتهای تاریخ آثار مخفی کاری بود، البته کل مسیر داستانی بازی دور از نقص نبود و کمبودهای نیز احساس میشد. با این حال، بسیاری از هواداران و منتقدان Chaos Theory را بهترین نسخه Splinter Cell تا امروز میدانند. سه نسخهای که در ابتدای برای این مجموعه منتشر شده است به مراتب کیفیت و خلاقیت بالاتری در آنها دیده میشود تا نسخههایی که پس از این عناوین به بازار عرضه شدند. با این حال گاهی اوقت امکان دارد بازی به صورت خودکار از حالت مخفی کاری بیرون آید و همه چیز را به یک اکشن تمام عیار تبدیل کند.
3) بازی Ghost of Tsushima

برای اینکه به دنیای ناشناختهها قدم بگذاریم در قدم اول باید از ناحیه امن خودمان فاصله بگیریم. برای رشد و پیشرفت کردن ممکن است مسیر پیش روی ما همیشه روشن نباشد و تاریکیهای زیادی را مجبور شویم پشت سر بگذاریم. قدم گذاشتن به دنیای مبهم و تاریک جسارت زیادی نیاز دارد و ماندن و پیشرفت کردن نیز شجاعت دو چندان میخواهد. استودیوی Sucker Punch را اغلب دنبالکنندگان دنیای بازی، بهویژه طرفداران پلیاستیشن، بهخوبی میشناسند. تیمی خلاق که با ساخت آثاری فانتزی همچون Infamous و Sly Cooper نامش را بر سر زبانها انداخت.
هفت سال پیش، ساکرپانچ تصمیم گرفت از چارچوب همیشگیاش بیرون بزند و به سراغ رؤیایی بزرگتر برود. این رویا با آثار گذشته استودیو تفاوتهای زیادی داشت و تیم را از ناحیه امن خودش تا حد زیادی دور میکرد. نتیجهی این ماجراجویی بلندپروازانه، تولد اثری بود به نام Ghost of Tsushima که تحسین منتقدان و گیمرها را به خودش جلب کرد. در تک تک سکانسها و محیط فوقالعاده بازی روح زیباییشناسی شرق و شکوه ساموراییها به خوبی احساس میشود.
در بخش گیمپلی این اثر دوستداشتنی عملکرد متفاوتی را نسبت به دیگر آثار این استودیو میبینیم. گیمپلی گوست آو سوشیما عمق قابل توجهی دارد و بازیکنان را تا آخرین لحظه مجذوب خودش میکند. پیشرویی در این اثر معمولا دارای دو بخش جستجو در محیط بازی و مراحل مبارزاتی است. سوشیما مساحت فوقالعاده زیادی دارد و از سه بخش اصلی تشکیل میشود. برای تصرف هر کدام از بخشهای جزیره باید به مغولها حمله کنید و هر قسمت را به تصرف خودتان درآورید.
4) بازی A Plague Tale: Innocence

برای اینکه فرانسه قرن چهاردهم را از نزدیک ببنید، حتما بازی A Plague Tale: Innocence را در لیست خودتان قرار دهید. در ابتدای بازی آمیسیا و پدرش در یک جنگل بزرگ و زیبا قرار دارند، اما در واقع شما در حال تجربه آرامش پیش از طوفان هستید. در ادامه با یک دوران پر از مرگ و طاعون روبرو خواهید شد که تصور آن شاید دور از انتظار باشد. از همان لحظه نخست، سازندگان توانایی خود را در خلق چشماندازهایی شگفتانگیز و فضاسازی بصری به نمایش میگذارند.
داستان بازی وظایف سنگینی را بر دوش آمیسیا میگذارد و باید از برادر خردسالش، «هیوگو» به خوبی مراقبت کند. خظرات زیادی این خواهر و برادر را تهدید میکند و موشهای طاعونزده تنها بخش کوچکی از این تهدیدها به حساب میآیند. پیوند بین آمیسیا و هیوگو کاملا صادقانه و انسانی به نظر میرسد و گاهی اوقات داستان با اغراقهای احساسی سعی دارد عوطف بازیکنان را برانگیزد. نحوهی روایت رابطه میان این دو شخصیت با تمام عناوینی که تا به حال تجربه کردهاید متفاوت خواهد بود و اتفاقات کلیشهای به هیچ عنوان در قسمتهای مختلف روایی بازی دیده نمیشوند.
شخصیتپردازی این اثر دوستداشتنی به واقعگرایانهترین شکل ممکن انجام شده و همین موضوع ارتباط بازیکنان را با کاراکترهای این بازی قویتر میکند. به جایی اینکه از شخصیت آمیسیا یک سوپر قهرمان بسازند، تواناییهای او را دقیقا متناسب با شرایط سنی و فیزیکی او در نظر گرفتهاند. هر دو شخصیت بازی به عنوان یک انسان ضعفهای فراوانی دارند، ولی هرکدام از آنها سعی میکند در سختترین شرایط زنده بمانند. تمام این موارد کمک کردهاند تا کاراکترهای بازی باورپذیرتر از باقی عناوین مخفیکاری باشند و گیمرها راحتتر با شخصیت آمیسیا و برادر ارتباط بگیرند.
5) بازی Sniper Elite 5

این مجموعه معمولا کلیشههای داستانی خودش را در مورد جنگ جهانی دوم دنبال میکند و از نظر داستانی نباید منتظر اتفاق عجیبی باشید. شخصیت اصلی بازی Karl Fairbourne نام دارد و به عنوان یک تک تیرانداز کاملا ماهر در میدان نبرد شناخته میشود. این شخصیت در کشور فرانسه با ارتش آلمان درگیر میشود و بعد از انجام ماموریتش متوجه پروژهای خطرناک به نام کراکن میگردد. آلمانیها میخواهند با انجام این پروژه آسیب جبران ناپذیری به کشور آمریکا وارد کنند و ژاپنیها نیز در این ماموریت آنها را همراهی میکنند. کاراکتر داستان میخواهد با استفاده از مهارتهای جنگی خودش مانع انجام این پروژه توسط آلمانیها شود.
عناوین این مجموعه معمولا یک خط داستانی مشخصی را میگذرانند و گیمرها نباید انتظار پیچیدگی خاص را داشته باشند. در بین انجام ماموریتهای هر مرحله با شخصیتهای متفاوت روبرو خواهید شد، ولی باز هم هرکدام از این کاراکترها به اندازه کافی روی بخش داستانی تاثیر چشمگیری ندارند و شاید در ادامه حتی اسامی آنها را از خاطر ببرید. خلاصهتر اگر بگوییم زیاد نباید روی داستان بازی Sniper Elite 5 حساب باز کرد و تیم توسعهدهنده هم مشخصا تلاش خاصی روی تقویت این موضوع انجام ندادهاند. البته این خطی بودن قسمتهای روایی بازی به هیچوجه آزاردهنده نیست و در نهایت بازیکنان را سرگرم خواهد کرد.
در بخش کمپین اصلی بازی با 9 چپتر گوناگون مواجه خواهید شد و برای انجام هر کدام از این مراحل آزادی عمل خودتان را دارید. برای انجام ماموریتهای هر مرحله امکان دارد در یک جنگل سرسبز قرار بگیرید یا در یک بیابان خشک و بیآب و علف. همچنین محیطهای شهری نیز برای تنوع در اتمسفر بازی در جریان گیمپلی قرار گرفتهاند و به شما فضای مناسبی برای خرابکاری میدهند. شما به عنوان یک تک تیرانداز حرفهای باید تصمیم بگیرید که هر مرحله را چگونه به پایان برسانید.
6) بازی Deus Ex: Human Revolution

حدودا 9 سال از زمان عرضه بازی Dues Ex: Human Revolution میگذرد و هنوز به عنوان یک بازی مخفی کاری مورد تحسین منتقدان قرار میگیرد. شرکت Sarif Industries قصد دارد با اهدای اعضای مصنوعی به سلامت مردم کمک کند، ولی پشت این سیاست توطئهها در کار است. این اثر به سال 2027 به دید بدبینانهای نگاه میکند، دنیایی که در آن قهرمانها جایگاه خاصی ندارند. کاراکتر اصلی داستان بازی Adam Jensen نام دارد که قبلا در نیروی پلیس خدمت میکرد و حالا به عنوان گارد نظامی شرکت تولید ایمپلنت با نام Sarif Industries کار خودش را ادامه میدهد.
آدام هیچ علاقهای به تولیدات این شرکت ندارد و تنها برای یک هدف برای شرکت ایمپلنتسازی کار میکند. نام نامزد آدام Megan Reed است و در کنار او در این شرکت فعالیت دارد، اما اتفاقهای عجیبی در ادامه داستان برای این زوج رخ میدهد. داستان این اثر به یادماندنی به اندازه کافی جذابیت دارد که گیمرها را ساعتها درگیر خودش کند. پس از اتفاقاتی که برای او و نامزدش پیش میآیند، تصمیم میگیرد که به دنبال مگان برود. تیتراژ اولیه بازی یکی از جذابترین بخشهای این عنوان محسوب میشود و در آن کادر شرکت مشغول احیای آدام هستند.
در چند سال اخیر کمتر گیمپلی را دیدهایم که تا این حد کامل باشد و امکانات قابل توجهی را در اختیار گیمرها قرار دهد. تیم توسعهدهنده بازی از استراتژی خاصی استفاده کردهاند تا تعادل لازم را میان بخشهای اکشن و مخفی کاری بازی برقرار کنند. همین موضوع بخشهای مخفی کاری جذابتر از همیشه به نمایش کشیده میشود و گیمرها علاقه بیشتری برای پیش بردن بازی در این حالت پیدا میکنند. بیشتر قسمتهای گیمپلی به صورت اول شخص دنبال میشود و تنها زمانی که آدام کاور میگیرد شما حالت سوم شخص بازی را نیز میبینید.
7) بازی Dishonored 2

شاید نسخه دوم این مجموعه به اندازه بازی اول بینقص نباشد، اما امکانات جالبی را در اختیار بازیکنان قرار میدهد که اشکالات بازی کمتر به چشم میآید. بازی Dishonored در سال 2012 منتشر شد و از آثار اول شخص مخفی کاری الهامات زیادی گرفته بود. بیشتر گیمرها از این اثر انتظار یک اکشن حوصلهسر بر را داشتند، ولی با اثری مواجه شدند که در آن زمان زیاد جدی گرفته نمیشد. در آن زمان تیمهای توسعهدهنده به دنبال چراغ سبز کاربران بودند و آثار خودشان را بدون در نظر گرفتن ذائقه بازیکنان روانه بازار نمیکردند. اما این موضوع در مورد بازی Dishonored 2 صدق نمیکند و با یک اثر خاص و پیچیده روبرو هستیم.
به هر اندازه که بازی منتشر شده خاصتر باشد، به همان اندازه هم باید منتظر چالشهای عجیب و غریب باشیم. از نظر سختی و چالشبرانگیز بودن گیمپلی شاید به عناوینی مثل دارک سولزها (Dark Souls) شباهت زیادی دارد. با این حال اگر به مجموعه دارک سولز حالت مخفی کاری را اضافه کنیم، از داخل آن بازی Dishonored 2 را بیرون میآوریم. برای انجام ماموریتهای مخفی کاری باید حتما صبر لازم را داشته باشید و کمتر بازیکنی به این نکته توجه دارد. به همین خاطر بیشتر عناوینی که در این سبک ساخته میشوند برای این حالت پتانسیل زیادی را در نظر نمیگیرند.
تمام ویژگیهایی که در نسخه اول بازی دیدم را حالا در بازی دوم عمیقتر و پر جزئیاتتر میبینیم. همینطور ضعفهایی که در اثر اولیه وجود داشت تا حد زیادی برطرف شدند و حالا همه چیز را جذابتر از گذشته تجربه میکنیم. در طول گیمپلی بازی نقش یک قاتل خاموش را بازی خواهید کرد و گاهی اوقات باید در یک ماموریت حساس و طولانی تمام تمرکز خودتان روی انجام وظایفتان بگذارید. در این عنوان شما نقش کوروو آتانو را بازی میکنید که بعد از قسمت اول که توانایی تکلم نداشت به لطف پروردگار زبان باز کرده است. یا به جای این شخصیت میتوانید برای ادامه داستان کاراکتر امیلی کالدوین، دختر کوروو را داشته باشید.
8) بازی Metal Gear Solid V: The Phantom Pain

در میان بازی های شبیه Metal Gear Solid Delta Snake Eater این اثر طوفانیترین شروع را به نام خودش میزند. با این حال زمانی که سکانس آغازین بازی را میبینیم، شک میکنیم که این لحظات واقعی هستند یا فقط از ذهن بیگ باس روایت میشوند. کاراکتر اسماعیل اولین شخصی است که در طول بازی مدام از خودتان میپرسید که واقعا چرا باید از این شخصی نام برده میشد. هیدئو کوجیما هیچ سوالی را برای بازیکنان بیجواب نمیگذارد و تا پایان بخش داستانی بازی به بیشتر سوالهای گیمرها پاسخ میدهد.
رسیدن به بیشتر جوابها نیاز به صبوری دارد و باید تمرکز خودتان را روی اتفاقات جاری بازی بگذارید تا رسیدن به سوالهای مبهم ذهن خودتان. قبل از اینکه این اثر را تجربه کنید باید حتما تجربه بازی MGS V: Ground Zeroes را در کارنامه خودتان داشته باشید. از هر جهت که بخواهید نگاهی به این اثر داشته باشید، تمام مراحل ابتدای بازی و مرحله حمله به کمپ امگا نیاز به تجربه Ground Zeroes دارد. شما باید دقیقا بدانید که چرا ظاهر اسنیک به این صورت درآمده است. البته مکانیزمهای عنوان Ground Zeroes شما را برای این اثر آماده میکردند، بنابراین با تجربه نسخه گذشته این اثر لذت بیشتر را حس خواهید کرد.
کار اصلی گیمرها زمانی شروع میشد که اسنیک پا به افغانستان میگذاشت. در عناوین گذشته کوجیما چندین بار ما را به سفر در خاورمیانه برده بود، ولی در عنوان The Phantom Pain همه چیز از زاویه دیگری روایت خواهد شد. با اینکه یک بازی جهان باز را پیش روی خودمان داریم، ولی کوجیما عادت دارد که همه چیز را با سلیقه خودش بازآفرینی کند. دست شما در کاوش مناطق مختلف بازی کاملا باز است، اما روند این اثر شما را به انجام ماموریتهای گوناگون ترغیب میکند.
سخن پایانی
در جهانی که بازیها هر روز به سمت هیاهو و سرعت میروند، بازی های شبیه Metal Gear Solid Delta Snake Eater یادآور روزگاریاند که صبر، استراتژی و روایت معنا داشت. این آثار نهتنها دربارهی نبردهای مخفیانهاند، بلکه دربارهی انسانیت، فداکاری و مرز باریک میان قهرمان و قربانی سخن میگویند. شاید چنین بازیهایی کمشمار باشند، اما همان اندکشان کافی است تا روح بازیسازی اصیل را زنده نگه دارند. در سکوت جنگل، صدای باد میان برگها میپیچد و قهرمانی در سایه قدم میزند. او نه بهدنبال افتخار است، نه فرار از مرگ؛ تنها حقیقت را میجوید. عناوین شبیه Snake Eater یادمان میاندازند که گاهی بزرگترین نبرد، درون خودِ ما جریان دارد. و شاید همین، راز جاودانگیشان باشد.
سوالات متداول در رابطه با این محتوا
دیدگاه کاربران
تعداد دیدگاه کاربران: 0 دیدگاه